پاورپوینت کامل داستان جستجو ۱۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل داستان جستجو ۱۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل داستان جستجو ۱۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل داستان جستجو ۱۵ اسلاید در PowerPoint :

۷۰

آنچه که می شنیدم، نجوای گُنگ، امّا آشنایی بود که دائماً بلندتر و واضح تر می شد.
وقتی صدا به اندازه کافی بلند شد، صدای همکارم را تشخیص دادم که می گفت: «پاشو…
وقتشه». به زحمت، پتو را کنار زدم و از تخت فلزّی، پایین آمدم. درد میگرن، آغاز شده
بود و کم کم داشت دور سرم را داغ می کرد. ساعت را پرسیدم. دوی صبح بود. چشمان
همکارم کاملاً قرمز بودند و تشنه خواب. یونیفرم را تنم کردم و وارد اتاق اصلی
پاسگاه شدم. همه چیز، رو به راه بود، حتّی آرایش لوازم روی میز هم تغییر نکرده
بودند. با شنیدن صدای قُل قُل کتری برقی، به سمت آبدارخانه رفتم و بلافاصله
دوشاخه اش را کشیدم و آن وقت، سکوت همیشگی بیابان، دوباره بازگشت.

برای خودم یک چای لیوانی ریختم و وقتی طعم جوشیده اش را حس کردم، محتویات داخل
لیوان و کتری را در ظرفشویی ریختم.

پشت میزم روی صندلی، ولو شدم و چشمانم را روی هم گذاشتم. حالا که جایی ساکن شده
بودم، مثل همیشه، موجی از افکار، به ذهنم حمله ور شدند که باز هم سردمدارشان فکر او
بود. دوباره از خودم پرسیدم: چه چیزی می تواند خوش حالش کند. می دانستم که حتّی با
خنده و شادی اش هم گریه ام می گیرد، چه رسد به آن زوزه های ممتدش به نام گریه.

ناگهان زنگ تلفن، رشته افکارم را پاره کرد. پنجاه کیلومتری پاسگاه، یک تصادف گزارش
شده بود. باید خودم را به آن جا می رساندم و تا صبح، کشیک می دادم.

موتور را به زحمتْ روشن کردم و راه افتادم. بین راه، باز هم ذهنم به طرفش منحرف
می شد: چه گونه می شود خوش حالش کرد؟ به قدری غرق در افکارم بودم که نزدیک بود با
یک کامیون از رو به رو، تصادف کنم.

از دور، ماشینی را تشخیص دادم که در قسمت خاکی جاده، واژگون شده بود. وقتی به محلّ
حادثه رسیدم، موتور را گوشه جاده کنار زدم و به طرف ماشین رفتم. جسد راننده ـ که از
شیشه جلو پرت شده بود ـ، حدوداً ده متری جلوتر از ماشین افتاده بود. مغزش تقریباً
متلاشی شده بود و تنها شباهت آنچه باقی مانده بود با سر یک انسان، یک دسته تار مو
بود که با وزش باد، تکان می خوردند.

به سمت ماشین رفتم. در صندلی کنار راننده، جسد یک زن بود که تمام صورتش را خون
پوشانده بود. در صندلی عقب هم یک دختر کوچک بود که هیچ نشانه ای از جراحت نداشت؛
امّا طبق گزارش، همگی مرده بودند. بعد از وارسی کامل و کشیدن حفاظ دور صحنه تصادف،
به کنار جاده آمدم و روی دو پا،

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.