پاورپوینت کامل گفتگو با کارشناس; محمّد علایی صالح علا» ۳۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل گفتگو با کارشناس; محمّد علایی صالح علا» ۳۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل گفتگو با کارشناس; محمّد علایی صالح علا» ۳۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل گفتگو با کارشناس; محمّد علایی صالح علا» ۳۴ اسلاید در PowerPoint :

قبل از این که وارد بحث شویم، دوست داریم بدانیم که تعریف محمّد صالح علا از هنر»
و هنرمند» چیست؟

سؤال اوّل را پاسخ نمی دهم. تواضع هم نمی کنم. من هنوز، پس از سی ـ چهل سال غوطه ور
بودن در شاخه ها و نحله های مختلف آثار جمال شناختی، قادر نیستم تعریفی فراگیر و
متقاعد کننده و بی عیب و نقص از هنر و هنرمند عرض کنم. دست کم، هنوز تعریفی ندارم
که خودم را متقاعد کند. به نظرم تعریف هنر، همان قدر که سهل و ممتنع است، عمیق و
پیچیده هم هست؛ امّا اگر چین چین دامنه های تعریف هنر را تا بزنیم و از مفاهیم
مختلف، چشمپوشی کنیم، یک تعریف آن می تواند تولید اثری باشد که مخاطب را متحیر
کند. یا تعریف دیگر این که هنر» به پدیده ای خلّاقانه می گوییم که مخاطبش را حالی
به حالی و متحیر کند یا استنباطی نوین از کائنات عالم، برای مخاطبش فراهم آورد و
یا احساسات مخاطب را اعتلا بدهد و جهانش را و مفهوم انسانیت را گسترده تر کند.

بسیاری، ارزش یک اثر هنری را در میزان خلّاقیتی که در آن به کار رفته است می دانند.
به نظر شما، خلّاقیت»، چند درصد هنر را تشکیل می دهد و کلاً، نقش آن در پیدایش یک
اثر هنری و پذیرش آن از سوی مخاطب، تا چه اندازه است؟

جواب من، در پرسش خود شما تعبیه شده است. به نظرم همین است که تلویحاً شما پرسیدید.
ضمن این که برای تولید هنر، هنرمند، باید دارای آن آنِ» خداداده باشد؛ یعنی
پیشا پیش، دارای ژن جمال شناسی باشد و بعد در مسیر تحصیل مهارت فنّی قرار بگیرد (یا
خویشتن را در مسیر تحصیل مهارت فنّی قرار بدهد).

برای آموختن بیانِ هنری» باید عمری آموزش و مشق و تمرین مستمر داشت. محال است که
هنرمندی بدون تحصیل مهارت، موفّق به خلق اثر هنری شود. مثلاً در حوزه معماری،
نمی توان بدون آموزش (مشق و تمرین)، یک روز بیدار شد و مسجد شیخ لطف الله را طرّاحی
و معماری کرد یا یک روز بیدار شد و پارتیتور سنفونی پنج» را نوشت یا مثل حافظ، غزل
گفت و یا درامی شبیه هَملت» نوشت.

پس، هنرمند، پس از شناخت توانایی های پنهان خودش (به وسیله خود یا دیگران)، باید
شروع به تحصیل مهارت کند؛ یعنی رنج دوران ببرد.

گفته اند که سلطان ولد (پدر مولوی) با خانواده و یاران در مسیر مهاجرت بودند، که در
نیشابور، عطّار را دیدند. عطّار وقتی طفل شش ساله (جلال الدّین محمّد) را دید، به
سلطانْ ولد گفت: مراقب این بچّه باشید. در او بارقه ای است که بعداً دل سوختگان
عالم را بسوزاند. علی اسفندیاری (نیما یوشیج) هم می گوید: در مدرسه، همه کار من به
زد و خورد و به بطالت می گذشت، تا این که معلّمی (همان آقای نظام وفا»)، استعداد
مرا شناخت و مرا بیدار کرد.

پس ابتدا تشخیص آن آن» است. بعد، از همان جا، نثار کردن جان در تحصیل و کسب مهارت
فنّی شروع می شود. و امّا بعد از این که هنرمند، آن آن» را در خویشتن تشخیص داد و
به تحصیل مهارت پرداخت و هم افق با این تحصیل مهارت، به دانش آن رشته هنری در حدّ
تشخیص رسید، ضرورت خلّاقیت در اثر هنرمند، اجتناب ناپذیر می شود؛ یعنی هنر فاقد
خلّاقیت، اصلاً در حوزه زیبایی شناسی، رصد نمی شود که بخواهیم در حیطه آن یا روی آن
قضاوت کنیم. پس خلّاقیت، عنصر اجتناب ناپذیر هر اثر جمال شناختی است.

فکر می کنید، بارزترین ویژگی هنر معاصر، که آن را از هنر دوره های پیش از آن متمایز
می کند، چیست؟

پاسخ چنین سؤالی پیش من نیست، یا دست کم، پاسخ همه آن پیش من نیست. شاید بنده
درباره چند رشته هنری قضاوت هایی داشته باشم؛ امّا من که مخاطب همه هنرهای دوران
معاصر نبوده ام. اگر هم مخاطب برخی از آنها بوده ام، در اندازه و قواره پاسخ به
چنین پرسشی نیستم؛ چون تشخیص وجه تمایز آثار هنری دوران معاصر از دوره پیش از آن،
بسیار پیچیده و گسترده است و از توانایی و طاقت چون من بیرون است؛ امّا برای این که
شما را نرنجانده باشم، یواشکی و بریده بریده عرض می کنم که در این سال ها، در حوزه
هنرهایی چون گرافیک، نوعی از سینما (مثلاً سینمای ملودرام)، کاریکاتور، پویانمایی،
تولید ابزار و… از دوره های پیش، جلوتر هستیم.

ما اکنون در دنیای ارتباطات به سر می بریم. به نظر شما برای این که تعاملات هنری در
دنیای مُدرن، به صورت صحیح (و نه غلبه عناصر فکری یک فرهنگ بر فرهنگ دیگر)،گسترش
یابد، چه باید کرد؟

ما منحصراً در دنیای ارتباطات به سر نمی بریم؛ ما اکنون در دنیایی به سر می بریم که
برای خودش، ویژگی های شکلی و محتوایی خاص دارد. دنیایی است که کاملاً با دوره های
پیش از این دوران، متفاوت است. همه پدیده های هستی انسان، تغییر کرده است. اصلاً
انسان، جامعه شناسی و روان شناسی جدیدی دارد. بهداشت شخصی و اجتماعی،
واکسیناسیون های مختلف (دارویی، اخلاقی، اجتماعی، تاریخی، فرهنگی، سیاسی و… جامعه
انسان را متکثّر و متنوّع کرده است. یکی از ابعاد و عوارض یا محصولات چنین تغییر و
تکثّری، کشف های و اختراعات است که یکی از آنها، تحوّل و پیشرفت ابزار ارتباطی است.

امّا در پاسخ سؤال شما، به نظر من برای چنین تعاملاتی از طرف ما، یک راه، این است
که در مسیر درست کردن هنرمندان کاربلد، توانا و باشرف باشیم. اگر به چنین نسخه ای
عمل کنیم، افاقه می کند. راه دیگر این است که ابزار تعام

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.