پاورپوینت کامل بازگشت به قرآن در اندیشه امام خمینی;بخش نخست ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بازگشت به قرآن در اندیشه امام خمینی;بخش نخست ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بازگشت به قرآن در اندیشه امام خمینی;بخش نخست ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بازگشت به قرآن در اندیشه امام خمینی;بخش نخست ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
۲۰۰
نهضت احیاگریِ دینی در جهان اسلام, از سیدجمال الدین اسدآبادی و عبده و اقبال تا امام خمینی, بر پایه دعوت به اسلامِ راستین و بازگشت به قرآن استوار بوده است.
سمت وسوی و نکته مرکزی تلاش احیاگرانه سید جمال الدین, رهایی مسلمانان ازسلطه استعمار و استبداد و بازگشت به اسلام و قرآن در عرصه سیاست و اجتماع, بود. عبده و شاگردان او, بر احیای معارف و آموزه های برآمده از قرآن و سازواری و هماهنگی آنها با فرهنگ و دانشهای روز پای فشردند و دل نگرانیهای اقبال, بازیابی و بازگشت به گوهر (خودی)بود که مسلمانان آن را از قرآن و فرهنگ زلال وحی گرفته بودند.
این فرایند, در اسلام معاصر, با ظهور امام خمینی به کمال می رسد و عنصر بازگشت به قرآن, به تمام, جلوه می کند; چرا که در این حلقه احیاگری, امام, نه تنها در یک عرصه که در همه عرصه های عمل گرایانه و معرفت شناسانه دین, بر قرآن و مبانی و انگیزه بازگشت به قرآن, تکیه دارد.
امام, شالوده حرکت و نهضت دینی خود را بر قرآن و میراث قرآنی حوزه ها بنا نهاد و آرمان نهایی را نیز دست یابی به هدفها و ایده هایی دانست که قرآن و وحی اسلامی برای مسلمانان بیان کرده است.هم از این روی, بود که سیاست, اقتصاد, حکومت, اجتماع, فرهنگ و نیز همه ساختهای معرفت و اندیشه دینی را در آفتابِ وحی قرآنی جست وجو می کرد.
همه آرزو و تلاش امام آن بود که جامعه به سیاست و حکومت و مدیریتی بازگردد که ویژگیها و مبانی و اصول آن در قرآن آمده است.
بازگشت به عدالت قرآن و احیای حقوق انسانها و حکومت و امامت مستضعفان.
بازگشت به عزّت و استقلال و و حدت و اقتدار که قرآن منادی آن است.
بازگشت به ایمان و تقوی و درستی و ارزشهای انسانی و تجدید حیات معنوی در سایه قرآن.
بازگشت به فقهِ قرآنی در حوزه فقه, به اخلاق و عرفان و فلسفه قرآنی در حوزه دین شناسی و به باورهای قرآنی در حوزه عقاید و اعتقادات دینی.
بازکاوی این احیا نشان می دهد که امام بازگشت به قرآن را هرگز یک سویه ننگریست و یک بُعدی دنبال نکرد, بلکه همه فکر و اندیشه و همّ امام آن بود که تمام نیازهای دینی انسان در عرصه خارج و اجتماع و در عرصه ذهن و فکر و اندیشه بر محور اصالتهای قرآنی و بازگشت به وحی جست وجو و کاویده شود; از همین روی, انقلاب ۱۳۵۷ در ایران یک انقلاب سیاسی اجتماعی صِرف نبود بلکه انقلاب اسلامی و قرآنی بود. مردمان در سایه بیدارگری دینیِ امام به خواسته های اجتماعی و سیاسی خود رسیدند:
(می دانید که نهضت و انقلاب برای پیاده کردن احکام اسلام است.ما مقصد دیگری غیر از این نداشتیم.آخر شما که نمی خواستید قدرت کسب کنید, بلکه می خواستید قرآن را احیا کنید.)۱
اینک مسؤولیت اصلی و حیاتی انقلاب و اساسی ترین تلاش و حرکت برای پایدار ماندن و سلامت دینی و فرهنگیِ انقلاب, بازکاوی درست مبانی و احکام و آموزه ها و باورها و رهنمودهای فردی و اجتماعی قرآن, و بازشناسی روشهای پیاده سازی آنها از سوی حوزه هاست.
زیرا در نظر امام, بازگشت به قرآن هم برای اخلاص و بندگی و نزدیکی به خداست و هم برای دریافت پاسخِ جستارهای دینی و خارج شدن از بن بستها و ابهامهای فکری و پاک کردن معرفت دینی از ناخالصیها و التقاطها و ناسازگاریها در ساخت دانشها و آموزه های دین; چه در سایه این مهم است که راه بازگشتِ دسته جمعی و اجتماعی به قرآن روشن و هموار می شود.
پیوند حوزه با قرآن
فهم, فرانمایی و کشف و بیان معارف دین تمام هدف حوزه های دینی بوده و هست.حوزو یان آن را مسؤولیت اصلی و بنیادین خود می دانند و بر این مهم به خوبی آگاهی دارند و از سوی دیگر باور دارند:
۱. قرآن, اصلی ترین و استوارترین متن خالص دین است:
(ذلک الکتاب لا ریب فیه.)۲
۲. قرآن, تمام آموزه ها و راهنماییهای دینی را برای بشر در بردارد:
(ونزّلنا علیک الکتاب تبیاناً لکل شیء و هدیً و رحمهً للمسلمین.)۳
۳. معارف قرآن همیشگی و برای همه عصرها و نسلها است:
(وانّه لکتاب عزیز لایأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید.)۴
۴. قرآن تنها معیار برای بازشناسی متون دین و مرجع ارزیابی در معرفت دینی است:
امام صادق(ع) فرمود:
(ما لم یوافق من الحدیث القرآن فهو زخرف.)۵
درد امروز ما باور نداشتن به این گزاره ها نیست و در اینجا نمی خواهیم در راستی و درستی و حقیقت بودن آنها سخن بگوییم; چرا که این گزاره ها نزد حوزویان و دین پژوهان, پذیرفته شده است.
تمام درد این است که چرا با اعتقاد و دل آرامی و دل گرمی به این حقیقتها و سزایگان و باور به بایستگی بازگشت به قرآن, در عرصه فرهنگ و معرفت دینی, قرآن را از دست نهاده ایم و با آن پیوند شایسته و درخور برقرار نکرده و نمی کنیم.
از دیر باز, حوزه های شیعی از این امر نامبارک دردمند و زخم دار بوده و مورد اتهام که از قرآن دور شده است.اگرچه سنیّ مذهبان نیز به گونه شایسته و بایسته با قرآن پیوند نداشته اند و تنها در بهره وری از ظاهر قرآن, مانند تلاوت و حفظ و پاره ای از مسائل علوم قرآن, چندگامی جلوتر بوده اند. تاریخ نهضت (بازگشت به قرآن) در دو حوزه شیعه و سنّی شاهد و گواه این مدعاست.
از این درد, امام راحل و دیگر مصلحان دینی بارها یاد کرده اند و بر غربت غریبانه قرآن اشک غم ریخته اند:
(قرآن مهجور گردیده است… آن کتاب زندگی و کمال و جمال در حجابهای خود ساخته ما پنهان شده است و این گنجینه اسرار آفرینش در دل خروارها خاکِ کج فکریهای ما دفن و پنهان گردیده است و زبان انس و هدایت و زندگی و فلسفه زندگی ساز او به زبان وحشت ومرگ و قبر تنزل کرده است.)۶
دورافتادگی و مهجور بودن قرآن, تنها آن نیست که کنارگذاشته شود و مردمان به تلاوت آن توجه نداشته باشند. این, گونه ای از دورافتادگی و جداافتادگی قرآن از زندگی فردی و اجتماعی است. گونه دیگر دورافتادگی, قرار دادن قرآن در هاله ای از قداست است و این که از جای برین خود فروآید و تنها برای ثواب, حرز, دعا … به کار رود.
استفاده از قرآن در مورد های یاد شده, در صورتی که در کنار نگرش ژرف و راه جویانه باشد, بی گمان رواست. اگر بدانیم که باید از رهگذر آنها با قرآن راه پیوند جست و با محتوا و پیام و رهنمودهای وحی آشنا شد, به قرآن نزدیک شده ایم, ولی اگر رویکرد به این امور از قرآن, جای را بر فهم قرآن و بهره وریهای فکری در معرفت دین و برگرفتن هدایتها و راه و روشهای عملی از قرآن, تنگ کند و سبب شود استفاده بجا و اصیل در کار نباشد و توجه دقیق و ژرف و باریک اندیشانه به هدایت گری قرآن نشود, قرآن از گردونه زندگی خارج شده و ما از آن دور افتاده ایم:
(در قرآن همه چیز است, لکن مع الأسف ما استفاده از آن نکرده ایم و مسلمین مهجورش کردند; یعنی استفاده ای که باید از آن بکنند نکردند. باید مردم را توجه داد.)۷
راه نمودن و توجه دادن مردمان به بهره وری صحیح از قرآن, بر عهده حوزه و روحانیت است, ولی باید دید حوزویان چه اندازه به این مهم بها می دهند. آیا از قرآن بهره ای صحیح و تمام برده و می برند. آیا, در حوزه ها, قرآن محجور و به دور از چرخه تلاشهای علمی و فکری نمانده است؟ نشانه ها و بود و هستها از آن حکایت می کند که قرآن در حوزه ها نیز, جایگاه اصیل خود را نیافته, یا از دست داده است. دوری قرآن از ساحت زندگیها و تلاشهای فکر و فرهنگی,دامن حوزه ها را نیز گرفته و هنوز فرزانگی و شایستگی, برتری و ارج, در پژوهش و باریک اندیشی در فقه و اصول شناخته می شود و پژوهش و تفکر در محتوای قرآن و به صحنه آوردن آموزه های تفسیری, عرفانی, فقهی, و اخلاقی قرآن جدّی گرفته نمی شود.
پس در دوری و جدایی قرآن همین بس که حتی درمیان خواص و متولیان دینی, قرآن از متن به حاشیه رانده شده است. و بسی شکوه ها از اینان دارد. بی گمان در این صورت شامل گفته امام خمینی اند که می گوید:وا أسفا اگر درسرای آخرت این (ثقل اکبر) مهجور و مظلوم بر رسول خدا وارد شود و ما نیز در شمار آن قوم و مردمانی که پیامبر(ص) از ایشان نزد خدا زبان به شکوه می گشاید و می گوید:
(یا ربّ انّ قومی إتّخذوا هذا القرآن مهجوراً.)۸
مشهور مفسّران بر این باورند که این سخن را پیامبر(ص) در همین دنیا به عنوان شکایت از ناباوران و سرکشان بازگو کرده است; اما شماری از آنان, چون: علامه طباطبایی۹ و نیز امام۱۰ براین نظرند این آیه شریفه درباره قیامت است و مراد از (قوم),تمامی امّت; آنان که با کژ فکری, سهل انگاری و یا حق پوشی رهنمود های وحیانی را نادیده گرفته و به فراموشی سپرده اند, یا در عرصه تفکر و دین شناسی و راه و رسمهای زندگیِ دینی, معرفت اصیل قرآنی را رها کرده و به معرفتهای حاشیه ای و گمان آور خرسند گشته اند.
برای بازگشت حوزه به قرآن و استفاده و بهره گیری کامل و تمام از آن چه باید کرد؟
مربیان و متولیان فرهنگ و معرفت دینی, چسان می توانند قرآن را محور قرار دهند و فرهنگ و معرفت دین را قرآن مدار بنمایانند. در این سلسله نوشتار برآنیم تا راهبردهای نظری و عملی امام را به عنوان پاسخ در یابیم و بجوییم و رویکرد تمام عیار و همه جانبه ایشان را به اندازه مجال روایت کنیم.برای این هدف, در سه محور زیر, الگوهای فکری و عملی امام را باز می شناسیم:
بازگشت به تلاوت قرآن.
بازگشت به قرآن در معرفت دینی و دانشهای حوزوی.
بازگشت به قرآن در سیاست و اجتماع.
بازگشت به تلاوت قرآن
قراءت قرآن راه ورود به ساحت قرآن است. استفاده و بهره گیری از معارف قرآن در سایه تلاوت و اُنس و آشنایی با آیات وحی ممکن می شود. در نگاه امام, اُنس روحانی و دانشجوی حوزوی با قرآن, نه تنها برای باروری تفکر دینی او یک ضرورت است که بُن مایه معنوی و پشتوانه حرکت کمال جویانه اوست; چرا که اُنس با قرآن قلب و روح را از فیض و برکتهای الهی سرشار می کند.
درباره اهمیت و بایستگی تلاوت قرآن و دستاوردهای آن برای همگان, بویژه برای طالب علمان و پژوهش گران دانشهای دینی, امام, گفتار درخور توجه بسیار دارند. در نظر امام, اهمیت و ارزش قراءت در مرتبه ای فراتر از بیان بشری است, آن گونه که می بینیم یکی از رهنمودها و دستور العملهای خداوند برای پیامبر(ص) تلاوت و قراءت قرآن است:
(و رتّل القرآن ترتیلاً.)۱۱
و قرآن بخوان به گونه شمرده و روشن .
در آیات دیگر, مؤمنان به قراءت قرآن۱۲ و گوش سپردن ۱۳ هنگام تلاوت سفارش شده اند. امام,با اشاره به حدیثی که در آن وصیتها و سفارشهای پیامبر(ص) به امام علی(ع) آمده است, می نویسد:
(یکی از وصایای رسول اکرم(ص) وصیت به تلاوت قرآن است و فضل تلاوت و حفظ و حمل و تمسّک و تعلّم و مداومت و مزاولت و تدّبر در معانی و اسرار آن, بیش از آن است که به فهم قاصر ما دُرست آید.)۱۴
حدیثِ مورد اشاره امام, چنین است:
(عن معاویه بن عمّار قال: سمعت ابا عبدالله(ع) یقول: کان فی وصیه النبی(ص) لعلیّ(ع) أن قال: یا علیّ أوصیک فی نفسک بخصال فَإحفَظْها عنیّ… و علیک بتلاوه القرآن علی کل حال….)۱۵
ابن عمّار می گوید: شنیدم از حضرت صادق(ع) که می فرمود: در وصیت پیغمبر(ص) به علی(ع) این بود که فرمود: ای علی تو را به خویهایی سفارش می کنم, نگاهدار آنها را از من … و بر تو باد به خواندن قرآن در هر حال…
در مجموعه های روایی, روایات بسیاری بر اهمیت و سفارش به قراءت قرآن آمده است. امام, پاره ای از آن روایات را در کتاب (اربعین حدیث) آورده است که از میان آنها, دو روایت را یادآور می شویم.
امام صادق(ع) فرمود:
(القرآن عهدُ الله الی خلقه فقد ینبغی للمرء المسلم أن ینظر فی عهده و أن یقرأ منه فی کلّ یومٍ خمسین آیه.)۱۶
قرآن عهدنامه خدا برای مردمان است. شایسته است که انسان مسلمان به آن عهدنامه نگاه کند و در هر روز پنجاه آیه بخواند.
امام سجاد(ع) فرمود:
(آیات القرآن خزائن فکلّما فتحت خزانه ینبغی لک أن تنظر ما فیها.)۱۷
آیه های قرآن گنجینه های الهی است.هرگاه گنجینه ای گشوده شد, شایسته است که نظر کنی در آن .
امامان(ع) در طول زندگی خود, هماره با قرآن اُنس و پیوند داشته اند. برای نمونه, دعای ختم قرآن در (صحیفه سجادیه) ۱۸ اهتمام امام سجاد(ع) را به تلاوت قرآن از آغاز تا پایان, نشان می دهد. درباره امام رضا(ع) نقل شده که آن حضرت, در هر سه روز یک بار تمام قرآن را تلاوت می کرد و می فرمود:
(لو أردت أن اختمه فی أقرب من ثلاث لختمت و لکنّی ما مررت بآیه قط الاّ فکرت فیها و فی أیّ شیء أنزلت و فی أیّ وقت. فلذلک صرت أختم فی کل ثلاثه ایام.)۱۹
اگر بخواهم می توانم در کم تر از سه روز, قرآن را ختم کنم; ولی هرگز به هیچ آیه ای نمی رسم مگر آن که در معنای آن می اندیشم و در موضوع و وقت نزول آن فکر می کنم; از این روی, در هر سه روز تمام قرآن را تلاوت می کنم.
امام راحل به پیروی از معصومان(ع) با قرآن پیوند و اُنس بسیار داشت. در شبانه روز, بویژه هنگام نماز شب, به تلاوت قرآن می پرداخت و در هر مجالی که به دست می آورد, مشغول تلاوت قرآن می شد:
(هنگامی که در پاریس بود, وقتی خبرنگارها برای مصاحبه به محضرش می آمدند, معمولاً حدود ده دقیقه, یا یک ربع برای آماده کردن دوربین هایشان معطل می شدند. امام در همین فرصت, به تلاوت قرآن مشغول می شد. بعضی از حاضران می گفتند: خود را برای مصاحبه آماده کنید.( یعنی فعلاً قرآن نخوانید) فرمود: (آیا در این چند دقیقه عمرم و وقتم ضایع شود.)۲۰
ییکی از نزدیکان امام می گوید:
(امام در روز چندها نوبت قرآن می خواند. بعد از نماز صبح, قبل از نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشاء و یا در هر فرصت دیگر,به این عمل مستحب پای بند بود. ما بارها که در طول روز خدمت ایشان می رسیدیم امام را مشغول خواندن قرآن می دیدیم.)۲۱
امام,برای قراءت قرآن, نکته هایی که نزد شماری از قاریان و اهل تجوید مورد توجه است, لازم نمی داند. بایسته نمی دانست که همه تلاشها و کوششها صرف ادای حرفها و مخرجهای واژگان شود, زیرا زیاده روی در این امر, به گونه ای که مؤمنان به واژگان قرآن سرگرم شوند و از توجه به معنی و تفکر در آیه ها و معانی واژگان وحی, دربمانند و سبب شود که قراءت از صورت عادی خارج گردد,از حیله ها و کیدهای شیطان است.
در نظر امام, خواندن قرآن برای آن است که حقیقتها و سزایگان وحیانی قرآن در اندیشه و قلب و رفتار اثر بگذارد. برای این منظور, باید آداب ظاهری و باطنی قراءت را که در شریعت بیان شده است, نگهداشت.
در این جا, به مهم ترین ادبهای قراءت, که مورد تاکید دین است و امام آنها را یادآور شده اشاره می کنیم:
۱. ترتیل:
(از آداب قراءت که موجب تأثیر در نفس نیز هست و سزاوار است که شخص قاری مواظبت آن کند, ترتیل در قراءت است و آن به طوری که در حدیث است عبارت است از حدّ متوسط بین (سرعت و تعجیل) و (تأنّی و تغوّر) مفرط که کلمات از هم متفّرق و منتشر گردد.)۲۲
در حدیث, معنای ترتیل چنین بیان شده است:
عبدالله بن سلیمان می گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم از فرموده خداوند متعال: (ورتّل القرآن ترتیلاً), امام فرمود: امیرالمؤمنین(ع) فرمود:
(تبینَّه تبیاناً ولا تهُذَّه هذَّ الشعر و لا تنثُرْه نثْر الرمل و لکن أفزعوا قلوبکم القاسیه ولا یکن همُّ احدکم آخر السوره.)۲۳
واژگان قرآن را به گونه کامل(بر زبان) آشکار کن و شتاب نورز, آن گونه که در خواندن شعر شتاب می ورزی.و پراکنده نساز واژگان را به گونه ای که به هم پیوسته نشوند. به گونه ای بخوانید که دلهای سخت شما نرم شود و همّ شما به پایان رساندن سوره نباشد.
ترتیل در قراءت قرآن به این معنا است که آیه های قرآن به گونه شمرده و روشن خوانده شود, تا معانی آنها بر ذهن و قلب بنشیند.برای این هدف, تمرکز قوای مدرکه و توجه ذهن به قرآن در هنگام قراءت یکی از امور لازم و بایسته است. امام, پناه به خدا می برد از قاریانی که در حال قراءت آیات قرآن,حواس خود را جمع نمی کنند و پریشان خاطرند.
(نعوذ بالله در خواندن کتاب قصه حضور قلب ما بیشتر و حواس ما جمع تر است از کتاب کریم.)۲۴
۲. استعاذه
(فإذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم.)
دومین ادب از ادبهای قراءت, استعاذه از شیطان است. البته هدف تنها ذکر این جمله با زبان نیست, بلکه باید (ذکر) تبدیل به (فکر) شود و مقدمه پدیدآمدن حالتی در نفس گردد که خویهای غیرخدایی, وسوسه ها و خیال پردازیهای شیطانی به هنگام قراءت از محیط ذهن و جان برچیده شود, تا فکر مجال یابد با واژگان وحی همراه شود و معنی و ژرفای کلام خدا را بازجوید و به کام آورد; از این روی, ذکرِ استعاذه در آغاز قراءت, ادبی مهم و اثرگذار برای بهره مند شدن از فیض قراءت قرآن است:
(از آداب مهمّه قراءت, خصوصاً قراءت در نماز که سفر روحانی الی اللّه و معراج حقیقی و مرقاه وصول اهل الله است, استعاذه از شیطان رجیم است که خار طریق معرفت و مانع سیر و سلوک الی الله است.)۲۵
۳. تعظیم
امام می نویسد:
(یکی از آداب مهمه قراءت کتابهای الهی, که عرف و عامی در آن شرکت دارند و از آن نتایج حسنه حاصل شود و موجب نورانیت قلب و حیات باطن شود, (تعظیم) است و آن موقوف به فهم عظمت و بزرگی و جلالت و کبریای آن است.)۲۶
بزرگی قرآن به بزرگی خداوند است; چرا که قرآن تجلّی و نمود آشکار خدا در عالم تشریع است.
علی(ع) می فرماید:
(فتجلّی سبحانه لهم فی کتابه من غیر أن یکونوا رأوه.)۲۷
پس خدای سبحان, در کتاب خویش ـ قرآن ـ, بی آن که او را ببینند خود را به ایشان آشکار گرداند.
از چشم انداز عرفان و دیدگاه معنوی, تمام عالم تجلّی و نمود خداوند است, ولی قرآن تجلّی مستقیم و نمود تشریعی خداست که با آن بشر راه هدایت و سلامت زندگی را می یابد.
قرآن تجلّی است که پس از فرودآمدن, به گونه واژگان در آمده است. به هنگام قراءت, اگر تجلّی خدا در ذهن باشد, متکلّم و بزرگی او با چشم دل و در ژرفای جان درک خواهد شد. از همین روی, نگاه به واژگان قرآن عبادت شمرده شده است:
اسحاق بن عمّار می گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: قرآن را از بَر کرده ام, از بَر بخوانم برتر است, یا نه به قرآن نگاه کنم و بخوانم؟
امام(ع) فرمود:
(بل اقرأ وانظر فی المصحف فهو افضل, أما علمت انّ النظر فی المصحف عباده.)۲۸
هنگام قراءت, به قرآن نگاه کن این بهتر است, مگر نمی دانی که نگاه به قرآن عبادت است.
بزرگ شمردن و بزرگ داشتن قرآن, مقتضای آسمانی و وحیانی بودن آن است.با این حال, برای بهره وری و سعادت جویی از آن سودمند است; زیرا هرچه بزرگی و احترام آن بیش تر نگه داشته شود, اثرگذاری و نفوذ معنوی آن بیش تر خواهد بود. این یک حالت روحی و روانی است برای انسان که هرکه را بزرگ و محترم بداند, اثرپذیری و فرمانبریِ بیش تر از او در خود احساس می کند. این نکته در بزرگ داشت تمام شعائر اسلامی جاری است. از همین روی, اسلام از مؤمنان خواسته است آنها را بزرگ بدارند.
امام, در ظاهر و باطن, قرآن را بزرگ می شمرد و بزرگی و احترام آن را همیشه و در همه حال نگه می داشت.
(گاهی به دلایلی قرآنهایی را در کیف دستی در محضر امام می بردیم. در دفعات اولیه اتفاق افتاد که بدون توجه, قرآن را نیز همراه با چیزهای دیگر از کیف بیرون آورده روی زمین می گذاشتیم. امام که مراقب بودند, فرمودند:(قرآن را روی زمین نگذارید) و بلافاصله دستشان را جلو آوردند آن را گرفتند و روی میز گذاشتند.)۲۹
۴. تطبیق
در این باره, امام می نویسد:
(از آداب مهمه قراءت قرآن که انسان را به نتایج بسیار و استفادات بی شمار نایل کند(تطبیق) است. و آن چنان است که در هر آیه از آیات شریفه که تفکر می کند, مفاد آن را با حال خود منطبق کند و نقصان خود را به واسطه آن مرتفع کند و امراض خود را بدان شفا دهد.)۳۰
قرآن علم و تاریخ و فلسفه آموزش نمی دهد, بلکه کتاب (انسان سازی) است.می خواهد احساس دینی و فطرت دین خواهیِ انسان را پاسخ دهد. چگونگی درست زندگیِ کردن برابر ترازهای دینی را به او یاد بدهد, یعنی چیزی که علم و معرفت بشری راهی به درک , فراگیری و آموزش آن ندارد. انسانِ دینی در قرآن,کسی است که همه زوایای وجودی خویش را رشد دهد. سازندگی در جهانِ بیرون از خود را با ساختن درون و باطنِ خود همراه کند. موفقیّت و پیشرفت را بر مدار ارزش و معنویت و فضیلت انسانی بخواهد و بیافریند.
در عرصه سازندگی خویشتن خویش و رسیدن به مقام قرب الهی و دست یابی به کمالها و والاییها و ارزشهای انسانی ـ الهی, قرآن کامل ترین برنامه سلوک و راه و روش کمال یابی و سعادت را بیان می کند. عبادتهای اسلامی و رهنمودهای رفتاری و اخلاقیِ قرآن برای شکفتن همین ارزشها و آراسته شدن انسان بدانهاست.امام, قرآن را کتاب (انسان سازی) می شناسد و بر این باور است: با تفکر در آیه های قرآن, می توان جامع ترین دستورالعملهای سلوک را از قرآن برگرفت. مهم آن است که انسان مؤمن درصدد برآید درون و بیرون خود را با معارف بلند قرآن سازوار سازد. خویها و ویژگیهای رفتاری که این کتاب الهی برای انسانِ دین خواه و کمال جو, بیان می کند و آموزش می دهد, بفهمد و به آنها آراسته شود.این مهم, در فرهنگِ قرآنی ـ عرفانی امام, (تطبیق) نام دارد و یکی از ادبهای تلاوت قرآن است.
امام, به عنوان نمونه به آیاتی که در آنها داستان حضرت آدم بیان شده است, اشاره و سفارش می کند:انسان به هنگام خواندن این آیات درنگ بورزد و بیندیشد که شیطان با آن همه سجده و عبادتهای بسیار, چرا از بارگاه قدس رانده شد.چه چیزی سبب فروافتادن و کژراهه روی او گردید.
بی گمان, سبب سجده نکردن و رانده شدن شیطان از بارگاه الهی, خود برتربینی او بود:
(أنا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین.)
این صفت و حالت شیطانی در هر کس باشد, سبب فروافتادن او از جایگاه انسانی و قرب الهی می شود و از نظر قرآن,رانده شده خداست. دین خواهی و خداجویی و عبادت, آن گاه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 