پاورپوینت کامل بایستگی ترمیم حوزه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بایستگی ترمیم حوزه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بایستگی ترمیم حوزه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بایستگی ترمیم حوزه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۶۱

ترمیم, در عالم طبیعت, جزو مقوله های رائج و معمول است. درختها, کاستیهای خود را جبران می کنند. استخوانی که در بدن انسان آسیب می بیند, ترمیم می شود. زخمی که به بدن وارد می شود, جای آن, توسط سلولها بازسازی و ترمیم می گردد. جهان به سوی تکامل و جبران کاستیها به پیش می رود. سازمانها و تشکیلات نیز, بسان طبیعت سیر تکاملی دارند. هدفهای آنها تغییر و بهبود می یابد, سازماندهی آنها دگرگون می شود و برابر با موقعیت جدید, تدوین می شوند. قانون کشورها دگرگون می شوند. قانونهای اساسی اصلاح و ترمیم می شوند و در جهت کارآیی بیشتر, تغییر می یابند و مقوله های لازم به آنها افزوده می شود. این سیر در مسائل اجتماعی و سازمانها که دارای هدفهای دگرگون شونده آموزشی هستند, بیشتر محسوس است.

حوزه نیز, از این قانون کلی مستثنی نیست ونیاز به یک ترمیم جدی و همه سویه دارد و گذشت زمان و موقعیت کنونی حوزه این ضرورت را بیشتر محسوس کرده است, از جمله:

۱ . نیاز اجتماعی: موقعیت کنونی حوزه, با آنچه درگذشته بوده, تفاوت دارد. درگذشته, حوزه در محدوده خاصی, توان انجام رسالت خویش را داشته است و فقط در شعاع محدودی می توانسته به تبلیغ بپردازد. روحانی, تنها می توانست در جمعی کوچک حضور یابد, اگر ساواک جلو نمی گرفت, یا کتابی بنگارد, اگر مانع انتشار آن نمی شدند. دایره استنباط احکام و افتاء نیز محدود بود. با یک نگاه به رساله های پیش از انقلاب اسلامی در می یابیم در بخش عمده ای از احکام اسلامی سخنی نداشتند و بخشی از آنچه آمده بود, عمل نمی گردید و فقط بخش خاصی, که بیشتر عبادات فردی بود, عمل می شد و افراد خود را ملزم به نگهداشت آن می کردند. امّا امروز, نیاز به حوزه و حوزویان, در زمینه های مختلف وجود دارد و روحانیّت در رأس هرم قرار گرفته و در کانون توجه, از این روی هم در حرکت خویش باید همه سونگر باشد و هم نیروهایی که به کار می گمارد در راستای هدفش باشد, با دانش و بینش, کارا و کار آزموده.

امروز, شهرها, دانشگاهها, روستاها, کارخانه ها, سربازخانه ها, مسجدها و مسلمانان خارج از کشور, اعلام نیاز می کنند و حوزه, تنها با برنامه ریزی دقیق و ترمیم درست و به هنگام است که می تواند این نیاز گسترده اجتماعی را برآورد.

۲ . عقب ماندگی: عقب ماندگی حوزه از زمان, جای انکار ندارد. واپس ماندگی در: فقه, فلسفه, کلام, حقوق, مسائل نظری اخلاق و…

در گذشته, حوزه های علمیه پیشتاز دانش بودند و علوم گونه گون از حوزه ها به دیگر مراکز نشر می یافت. آنچه این دوری از واقعیات اجتماعی و مسائل روز را سبب شد, استعمار بود. استعمار, کشورهای اسلامی را از گردونه دانش, به دور نگهداشت و بازداشت آنها را از این که به قافله علم بپیوندند. چنان عرصه را بر آنان تنگ کرد که فکر جان و نان, آنها را از هر حرکتی بازداشت. در نتیجه, حوزه ها مهجور شدند و دانش به جایی رفت که این دغدغه ها نبود.

این دور نگهداشتن حوزه های علمیه از کانون حرکت اجتماعی و به انزوا کشاندن آن, کم کم, شکل عوض کرد و یک مرام شد و گروهی, که نقش زیادی در گرداندن چرخ حوزه ها داشتند, بر دور نگهداشتن حوزه ها از گردونه اجتماع, پای فشردند.

شاید. یکی از علتهای بی رونقی حوزه نجف, همین واپس ماندگی آن حوزه, از زمان و بی توجهی به مسائل روز بوده باشد.

شیخ جواد شرّی (م:۱۴۱۵) که از سوی شرف الدین به آمریکا رفته بود و از تحصیل کرده های نجف به شمار می آمد۱ و سالها در دیترویت آمریکا, به تبلیغ اسلام پرداخته بود۲, درباره حوزه نجف می گوید:

(قطعه منفصله عن کره الارض.)۳

حوزه نجف, قطعه جدا شده از کره زمین است.

ترمیم برای جبران واپس ماندگیها و بازسازی علمی, امری ضرور می نماید و رهبر معظم انقلاب اسلامی این عیب را از عیبهای اساسی حوزه دانسته که باید جبران گردد.

(امروز, حوزه علمیه, از زمان خودش خیلی عقب است. حساب یک ذرّه و دو ذرّه نیست… در حال حاضر, امواج فقه و فلسفه و کلام وحقوق, دنیا را فراگرفته است. ما وقتی به خودمان نگاه می کنیم, می بینیم با زمان خیلی فاصله داریم.)۴

۳ . پرورش استعدادها: حوزه با این که از نیرو و استعدادهای فراوانی برخوردار است, از آنها استفاده بهینه نمی کند و برخی نیز ناشناخته می مانند و گاهی سرخورده به کارهای دیگری می پردازند. این نشان می دهد که سازمان تشکیلات حوزه, توان بهره وری و جذب تمام استعدادها را ندارد و در این زمینه نیاز به ترمیم وجود دارد. اگر آمار کاملی از افرادی که در درس خارج فقه و اصول شرکت می کنند گرفته شود, شمار بسیاری را تشکیل خواهند داد. می دانیم درس خارج مرحله تحقیق و بهره وری و مرحله اجتهاد و استنباط است. آیا تمام کسانی که به این مرحله رسیده اند, به کار جدی تحقیقاتی پرداخته اند؟ شمار اندکی از آنان جذب مراکز علمی تحقیقاتی شده اند و یا خود به کارهای پژوهشی می پردازند. شماری نیز به گونه جدی درس را پی می گیرند و گروهی نیز, تنها حضور در درس را لازم می شمارند. این در حالی است که گروهی از آن جا که گرایشی به حضور در درس ندارند, سرگردانند و بیکار و از توان و استعداد آنان استفاده نمی شود.

متأسفانه باید اعتراف کرد که عیب عقب بودن از زمان, در گسترش و ایجاد این عیب بی تأثیر نیست; زیرا همراهی با زمان و آگاهی از مسائل جدید, پرسشها و دیدگاهها و پاسخهای نوی را طلب می کند و افراد را به جست وجو وامی دارد, اما زمانی که این آگاهیها نبود و روحیه تحقیق و یا حتی نیاز به آن احساس نشد, استعدادها راکد می ماند و از آن بهره برداری نمی شود.

رهبر معظم انقلاب اسلامی, پس از بیان عقب بودن حوزه از زمان و اشاره به مسائل فقهی, اخلاقی و حقوقی و انتقال سریع اطلاعات از راه امواج می گوید:

(عیب دوّم, که احتمال می دهم این عیب هم مخصوص ما باشد و در گذشته نبوده است, این است که از موجودی انسانی کنونی حوزه استفاده بهینه نمی شود. همین حالا هزاران استعداد برجسته و طلاب فاضل و جوانهای خوب وجود دارد که اگر اندکی به آنان توجه شود و در جای خود قرار بگیرند و کار بایسته ای از آنان خواسته بشود و از تضییع وقت آنان در امور زاید جلوگیری بشود, هر کدامشان خواهند توانست بخشی از این خلأ را پرکنند.)۵

تأکید بر این که باید از آنان کار خواسته شود, نشانگر لزوم برنامه ریزی دقیق و مناسب برای بهره برداری از استعدادهای نهفته در حوزه برای رفع خلأها و نابسامانیها وکمبودهای علمی است.

متأسفانه, بسیاری از مسائل را به آنچه مشهور است وا می نهیم و تردید و تحقیق درباره آن را مخالف قول بزرگان و نظر مشهور می شماریم, در حالی که اگر به گونه گسترده مورد تحقیق و ارزیابی قرار گیرند, نتیجه بهتری گرفته می شود. ما اگر این گونه عمل کنیم و تحقیق در هر موضوع فقهی, تاریخی, رجالی, کلامی, فلسفی و اخلاقی را لازم بشماریم, پرسشهای گوناگونی برای ما بروز می کند, در نتیجه, در پی پاسخ به آن, به تحقیق می پردازیم و در هنگام تحقیق است که استعدادها شکوفا و اندیشه ها پخته می شوند.

پس از این که طلاب, مراحل مقدماتی و سطح را طی کردند, لازم است آنان را به سوی کارهای تحقیقاتی و زمینه هایی که نیاز به پژوهش دارند, فراخوانیم و در زمینه های مورد نیاز, هر چه کتاب, مقاله و رساله نوشته شود کم است. شما اگر در نوشته های علامه حلّی بنگرید, می بینید در زمینه فقه, کتابهای گونه گونی دارد: ارشاد الاذهان, قواعد الاحکام, تحریر الاحکام, تبصره المتعلّمین, تذکره الفقهاء, منتهی المطلب, نهایه الاحکام و… زیرا نیاز به نگارش فقه را از زاویه های گوناگون حس می کرد, در نتیجه, از فرصتها استفاده می کرد و به طرح دیدگاههای فقهی شیعه می پرداخت.

۴ . تربیت نیرو: حوزه علمیه, با توجّه به رسالتی که در دفاع از اسلام و ارزشهای الهی بر دوش دارد و نقش و جایگاهی که در نظام اسلامی به وی واگذار شده است, باید از جهت آموزش نیروی انسانی و تربیت نیروهای کارآمد, به گونه ای باشد که در صورت ایجاد خلأ, به سرعت توان جبران آن را داشته باشد.

برابر قانون اساسی و مقررات نظام اسلامی, برخی از پستها, به خاطر شرائط ویژه آنها, در عهده نیروهای آموزش دیده حوزه, قرار می گیرد: رهبری, عضویت مجلس خبرگان رهبری, فقهای شورای نگهبان, ریاست قوه قضائیه و…

مراکز دیگری نیز وجود دارد که به حضور روحانیان در آنها نیاز است: نهادهای نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها, نیروهای مسلح, آموزش و پرورش, مجلس شورای اسلامی و… افزون بر اینها, مقام مرجعیّت و افتاست که هیچ کس را جز تحصیل کردگان در حوزه, به آن راهی نیست. باید حوزه نیروهای توانا, بصیر و عاقل برای مسؤولیتهائی که به دوش گرفته تربیت کند, تا هرگاه نیاز بود, از آنان استفاده برد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در رابطه با ترمیم حوزه می گوید:

(ترمیم یعنی چه؟ یعنی پس از ثلمه حاصل از فقدانها, حوزه عناصری را تربیت کند تا موجودی فعلی, جایگزین آنها باشد.)۶

این نیروهای تربیت شده, باید به صورت ذخیره در حوزه وجود داشته باشند.

۵ . زمان مناسب: در گذشته اگر دست به ترمیم زده می شد و اصلاح حوزه مورد توجه قرار می گرفت, امکان دخالت حکومتهای طاغوتی در حوزه بود. رضاشاه با مطرح ساختن لزوم گواهی اجتهاد برای روحانیان, درصدد نابودی حوزه و نفوذ در نیروهای باقی مانده آن بود.

اگر در مقطعی از تاریخ حوزه, شماری شعار (نظم ما در بی نظمی است) را مطرح می کردند, شاید در برابر نظم رضاشاهی بود, ولی امروز این سخن درست نیست. شخصیتهائی مانند امام خمینی, در دوران طاغوت نیز معتقد بودند که حوزه باید در درون خود, از نظم و تهذیب برخوردار باشد و برابر همین باور, در تشکیلاتی که در دوران مرجعیّت آیت الله العظمی بروجردی, برای سامان دهی حوزه تشکیل شده بود, شرکت داشت.۷ ایشان, ایجاد نظم را در حوزه باعث حفظ حوزه ها و جلوگیری از دخالت دشمن در این نهاد مقدس می دانست و بی نظمی را منجر به دخالت دولت طاغوت در حوزه ها و تسلط آنها بر تمام شؤون دینی و علمی مسلمانان می شمرد. ایجاد دانشکده وعظ و تبلیغ در دانشگاه تهران در واقع در جهت فراهم ساختن چنین زمینه ای بوده است. آنان در نظر داشتند با سامان دادن به نیروهای خاص و در اختیار گرفتن آموزش مسائل دینی, زمینه رشد و بالندگی حوزه ها را بگیرند و در دراز مدّت, حوزه های علمیه را در اختیار خود بگیرند. با آگاهی از این سیاست مرموز استعماری است که امام خمینی با این نقشه به مخالفت برمی خیزد و با تمام توان, کسانی را که وارد ادارات اوقاف شده بودند و یا در
مدارس علوم دینی وابسته به دولت تحصیل می کردند, به باد انتقاد می گیرد و در رساله عملیه خویش, به روشنی فتوا می دهد که ورود در ادارات اوقاف حرام است; زیرا تحت نظر دولت است و اینها (مقدمه است برای هدم اساس اسلام به دستور مستعمرین)۸ و درباره مدارس علوم دینی که تحت اشراف دولت تأسیس شده بود همین فتوا را دارد و درباره علت آن می نویسد:

(زیرا در این امور نقشه محو آثار اسلام و احکام قرآن کریم کشیده شده است.)۹

دیدگاه امام از دو جهت در خور درنگ است:

۱ . اعتقاد وی به نظم و برنامه ریزی دقیق همراه با تهذیب.

۲ . نگرانی از دخالت حکومت فاسد پهلوی در امور حوزه ها.

ایشان در سخنرانی معروف خویش به نام: (جهاد اکبر) می گوید:

(تا فرصت از دست نرفته تا دشمن بر همه شؤون دینی و علمی شما دست نیافته, فکری کنید, بیدار شوید, بپاخیزید. در مرحله اول, در مقام تهذیب و تزکیه نفس خود برآیید مجهّز و منظم شوید. در حوزه های علمیه, نظم و انضباط برقرار سازید. نگذارید دیگران بیایند حوزه ها را منظم کنند. اجازه ندهید دشمنان به بهانه این که اینان لایق نیستند, کاری از آنان ساخته نیست, مشتی بیکاره در حوزه ها گرد آمده اند, به حوزه های علمیه دست بیندازند و به اسم نظم و اصلاحات حوزه ها را فاسد سازند و شما را تحت سلطه خود درآورند. بهانه به دست آنها ندهید. اگر شما منظم و مهذّب شوید, همه جهات شما تحت نظم و ترتیب باشد, دیگران به شما طمع نمی کنند, راه ندارند که در حوزه های علمیه و جامعه روحانیت, نفوذ کنند. شما خود را مجهّز ومهذب کنید, برای جلوگیری از مفاسدی که می خواهد پیش بیاید,مهیّا شوید.)۱۰

بخشی از نگرانیهای امام, نسبت به سامان دادن حوزه ها در این مقطع تاریخی از بین رفته است, زیرا حکومت طاغوت نابود شده و امکان نفوذ مستقیم و دست اندازی در حوزه ها وجود ندارد; اما نگرانی نفوذ بیگانگان در حوزه, در این مقطع تاریخی قابل انکار نیست. چه بسا که استعمارگران و دولتهای وابسته به آنها, نیروهای نفوذی برای تحصیل به حوزه ها بفرستند و دستورات خاصی به آنان بدهند, تا در آینده از آنان بهره برند. این جاست که رسالت مدیریت حوزه در گزینش طلاب, بویژه خارجیان و پس از گزینش, تهذیب آنان, از جهت اخلاقی و عملی مهم می نماد.

قم, امروزه در سطح جهان مطرح است و یک مرکز علمی به شمار می رود که فارغ التحصیلان آن به بالاترین رتبه های سیاسی در کشور دست می یابند و تنها هوشیاری مدیریت حوزه, با همکاری ارگانهای مسؤول, می تواند این خطر را از بین ببرد. امروزه که نظام, نظام اسلامی است و مسؤولان آن فرزندان فیضیه, بهترین زمان برای ترمیم حوزه است و باید از این فرصت بهره برد و امکانات موجود را در جهت سامان دادن به حوزه به کار برد و نارساییها را بر طرف ساخت:

(عزیزان من! امروز این مشکلات قابل علاج است. ممکن است دیروز قابل علاج نبود و نستجیربالله, فردا هم ممکن است قابل علاج نباشد: قم فاغتنم الفرصه بین العدمین.)۱۱

بنابراین, از دست دادن فرصت,خطرآفرین است که امکان دارد مردم را نسبت به توانائی اسلام در حلّ مشکلات اجتماعی, اقتصادی, سیاسی, حقوقی و فرهنگی دچار تردید کند.

زوایای ترمیم

حوزه, به عنوان نهاد آموزشی, برنامه ویژه ای را می طلبد و برابر هدفهای ویژه ای که دارد, باید برنامه آموزشی داشته باشد.

در مرحله نخست, باید نیازهای کوتاه مدت, میان مدت و درازمدت خویش را در نظر بگیرد و برابر آن, برنامه آموزشی خود را پی بریزد و سازمانها و واحدهای مورد نیاز را ایجا دکند.

در یک نظام آموزشی کارآمد, افزون بر ساختار آموزشی, سه عنصر اساسی را باید در نظر داشت و با هدفها همسوشان کرد, تا دستاوردهای علمی آن, هماهنگی با نیازهای جامعه باشد:

۱ . مواد درسی.

۲ . متون درسی.

۳ . روش آموزشی.

این عناصر چهارگانه, باید با هدفهای هر برهه تحصیلی و نیازها طراحی گردند.

متأسفانه, در نظام آموزشی حوزه, این هماهنگیها و سازوار شدنها با شرایط, کمتر در نظر گرفته می شوند, از این روی, دستاوردهای آن, با نیازهای روز, هماهنگی بایسته را ندارند.

مواد درسی

هر مرکز آموزشی, با هدفهای کوتاه مدت, میان مدت و بلندمدتی که دارد, مواد درسی ویژه ای را برای افراد تحت پوشش قرار می دهد, تا بتواند به هدفهای خویش برسد.

حوزه های علمیه, در گذشته, آنچه را که از دانشها مورد نیاز جامعه بود, به گونه ای در برنامه درسی مدارس خود می گنجاندند و طلاب را به فراگیری آنها فرا می خواندند.

این سنت نیک, سالهای سال پایید و حوزه ها دانشی را که به حوزویان می آموزاندند و در ترویج آن می کوشیدند, هماهنگ بود با آنچه که مردم می جوییدند, امّا این سنت, با تحول جدید, همساز نشد و از گردونه بسیار بسیار واپس افتاد.

تمدن جدید, مردم را از زمین برکند و روزنه های جدید گشود و دنیای نوی را نشان داد و گروه گروه از جوانان را گزید و لباس دانش جدید بر آنان فرو پوشاند, امّا حوزه بر همان سنت و برنامه گذشته های دور, پای فشرد و تلاشی در راه دگرگون کردن برنامه ها نکرد, از این روی, نتوانست با مواد درسی قدیم, نسل جدید و آشنای با عصر جدید بسازد و به نیازهای روز پاسخ دهد و این شد که حوزه سیر قهقرایی پیمود.

حوزه, در عصر جدید, باید به گونه دقیق می اندیشید که مواد درسی که طلاب با اشتیاق فرا می گیرند و عمری را صرف آنها می کنند, چه گرهی می گشایند و چه راهی می نمایانند و به کدام منزل رهنمون می شوند.

متون درسی

متون درسی موجود, اشکالها و نارساییهای بسیار دارد که به پاره ای از آنها اشاره می کنیم:

۱ . دیرینگی: از روزگار نگاشتن کتابهای درسی موجود, سالهای سال می گذرد: یک قرن, پنج قرن و شش قرن. این فاصله زمانی بسیار, در هیچ نظام آموزشی پذیرفته نیست.

۲ . ناپیراستگی: کوچک ترین اشتباه, تحریف, قاعده نا استوار, سخن ناراست, فکر کژ و… اثر نامطلوب بر ذهن و فکر فراگیرندگان کتابهای درسی می گذارد که زدودن آن از ذهن و فکر این افراد, کاری است دشوار و گاه غیر ممکن.۱۲

۴ . در برنداشتن آرای نو: در کتابهای درسی, در هر برهه ای, باید دیدگاههای منسوخ از دور خارج شوند و دیدگاههای نو و اثبات شده, جای آنها را بگیرد. این کار مهم, در کتابهای درسی موجود در حوزه انجام نمی گیرد; از این روی, انباشته از دیدگاههای منسوخ, غیرکارا و گاه خارج کننده طلبه از مدار تحقیق و پیشروی و کارآمدی هستند.

۵ . بازدهی اندک و وقت گیری بسیار: کتابهای درسی موجود, بازدهی اندکی دارند و وقت گیری بسیار. اگر در هر یک از کتابهای درسی به دقت نظر افکنده شود می بینیم در آن دانش مورد نظر, طلبه را در جایگاهی قرار نمی دهد که انتظار می رود, در حالی که وقت بسیاری از او گرفته است.

اگر کتابهای درسی این چنین بمانند و حرکت جدّی برای اصلاح آنها انجام نگیرد,تحوّل و بالندگی حوزه را نباید امید داشت; از این روی, رهبر معظم انقلاب اسلامی, یکی از راههای بالندگی حوزه را تغییر در کتابهای درسی می داند:

(یکی از راه حلها, تغییر جدی کتب درسی است. مسأله کتابهای درسی را باید جدّی گرفت. باید کتابهای درسی تغییر کند. بنای تغییر هم, باید در صرفه جویی در وقت طلبه باشد. طلبه ما, مغنی را می خواند, در حالی که همین مطالبی که در مغنی است, مقدار لازم آن, در کتاب کوچک تر دیگری وجود دارد که به زبان خیلی خوبی نوشته شده و یک نفر نویسنده معاصر, آن را نوشته است. چه لزومی دارد که ما حرف ابن هشام را بخوانیم. این کار, چه خصوصیتی دارد.)۱۳

ساختار آموزشی

هر مرکز آموزشی, یا باید برای افراد تحت پوشش, از آغاز تا پایان, برنامه داشته باشد, یا باید به گونه ای برنامه بریزد که داد و ستد داشته باشد; یعنی بتواند افراد آموزش دیده دیگر مراکز آموزشی را درچهارچوب برنامه های خود جای دهد, بدون این که گذشته تحصیلی آنان را به هیچ انگارد و همچنین بتواند افراد تربیت شده و آموزش دیده در مرکز خود را, به آسانی و برابر قاعده, به دیگر مراکز آموزشی گسیل دارد و آنها بدون هیچ عذر و بهانه ای آنان را بپذیرند.

نه این که بی توجه به آینده افراد تحت پوشش و پیرامون خود, برنامه بریزد و فارغ التحصیلان آن, در هیچ کجا جای نداشته باشند و در هر کجا که بخواهند راه یابند, از ابتداء شروع کنند و اندوخته ها به کارشان نیاید و یا افراد تحصیل کرده در دیگر مراکز آموزشی در این جا, جایی نداشته باشند و اندوخته های آنان, در این مرکز, به کار نیاید. تافته جدا بافته.

حوزه ها چنین هستند. در حصاری تنگ گرفتار آمده اند. نه کسی برابر قاعده به درون آن راه می تواند بیابد و نه کسی از درون آن به بیرون راه دارد. البته تلاشهایی شده که دریچه هایی به سوی دنیای جدید گشوده شود, ولی هنوز در آغاز است و صدها مشکل در پیش پای.

روش آموزشی

در این مرحله از تحول بشر که ما شاهد آنیم, دگرگونیهای سریعی در کلیه مسائل, آن به آن, روی می دهد. در حقیقت, حرکت سریع چرخهای تمدن و صنعت بر زندگی فردی و اجتماعی مردم و بر تعلیم و تربیت, اثر عمیق گذارده است.

شاید در ادوار گذشته که اوضاع, ثبات نسبی داشت, روشهای کهن تعلیم و تربیت, به کار می آمد, امّا اکنون, به کارگیری آن ارزشها, مثل این است که با شمشیر و گرز و تیر و کمان, به جنگ دشمن مسلح به سلاحهای پیشرفته برویم; از این روی, باید به روشهایی در تعلیم و تربیت روی بیاوریم و آنها را به کاربندیم که بتوانیم کم کم,خود را با این کاروان تند رو و پرشتاب و هر آن به حالی و احوالی, هماهنگ کنیم و در موقع لزوم, هماوردی.

روشهای سنتی برای انگیختن نسل نو, کارآیی ندارد و چه بسا, نتیجه عکس بدهد و افراد را به واپس براند و آنان را از تحصیل دور کند. و شوق و ذوق فراگیری را در آنان بمیراند. از این روی, حوزه ها باید با بهره گیری از آخرین روشهای آموزشی, راه را برای گسترش دانش دین وآموزش دادن افراد متعهد و گسیل دادن آنان به میان مردم, دانشگاهها, آموزشگاهها و… هموار کند و از این نیروی عظیم و پر تکاپو و بی توقع, بهترین استفاده را ببرد, نه این که این بوستان شاداب و دل انگیز را با ندانم کاریها و بی برنامگیها و بی فکریها و سطحی نگریها و بی توجه به دنیای پیرامون خود, بپژمراند و نسلی را تباه سازد.

ترمیم بنیه علمی

افزون بر آنچه بیان شد, از مواردی که نیاز به ترمیم دارد, بدنه علمی حوزه است. حوزه برای این که همراه با زمان باشد و توانا در انجام رسالت خویش, باید تلاش گسترده ای را در راه تقویت بنیه علمی خویش بکند و با آگاهی از جدیدترین اطلاعات و نیازها و روشها, در این مسیر گام نهد. این توانمندی, از راه آگاهیهای جدید و با تحقیق و پژوهش و تبادل علمی با دیگر جوامع به دست می آید; زیرا, مسائل علمی هر چه بیشتر مورد پژوهش و نقد و بررسی قرار گیرد, استوارتر خواهد شد و حقانیت آن بیشتر نموده می شود. لازمه چنین حرکتی, ایجاد جوّ مطلوب فرهنگی ومحیط مناسب اجتماعی است که به اندیشه ها مجال عرضه دهد و استعدادها را شکوفا سازد و رونق اندیشه های نو را سبب گردد و افکار باطل و منسوخ و بی فایده را از رده خارج سازد و پاسخ گوی نیازها و اشکالهای مطرح شده باشد.

در این جا به برخی نکات در این باره که رهبر انقلاب هم روی آنها انگشت گذاشته بود, اشاره می کنیم:

الف . ارائه مفاهیم جدید

مفاهیم در طول تاریخ یکسان نمی مانند, پاره ای منسوخ و پاره ای تغییر معنی می دهند. سیر تطور مفاهیم نشان می دهد که گاهی یک مفهوم منفی به مرور بار مثبت می گیرد و مفهومی دیگر, بار منفی. اجتهاد از جمله مفاهیمی است که در قرون نخستین اسلام, مرادف با اجتهاد به رأی به کار می رفته و بر این اساس, علمای شیعه با آن به مخالفت برخاستند و اجتهاد در مذهب شیعه باری منفی و مرادف با حکم به رأی و قیاس بود, ولی به مرور زمان, این واژه مفهوم نزدیک با معنای لغوی یافت و معنای کوشش و تلاش برابر با قواعد و اصول پذیرفته شده مذهبی پیدا کرد. و مفهوم استطاعت۱۴ در کلام, که در قرون نخستین اسلام (قرن سوم و چهارم) مطرح بود, امروز منسوخ شده و مطرح نیست و مفاهیم جدید جایگزین آن شده است و بحث انسداد در علم اصول از مفاهیم منسوخ و بی نتیجه است.

تکامل علمی در ارائه مفاهیم و دیدگاههای جدید است. دانشی که در آن مفاهیم جدید عرضه نشود, می میرد و نابود می شود و عالم در آن علم, به مانند پروانه کرم ابریشم می ماند که هر چه بیشتر پرواز می کند وتلاش می ورزد, خود را بیشتر در حصار نخهایی که تنیده می بیند و کم کم در حصار نخهای خویش محصور شده و از بین می رود.

حوزه, باید به تبادل بپردازد و مفاهیم جدید را در گردونه تلاش خویش عرضه بدارد. شهید مطهری در مباحثی که درباره سیر فلسفه اسلامی دارد, گاهی به طور کامل تاریخچه تطور یک بحث علمی و مفهوم جدید و دگرگونی آن را تبیین می کند. آنچه در گفتار ایشان در خور توجه است این که تلاش برای پاسخ گویی به اشکالی سبب طرح مفهوم جدیدی گردیده است و یا معنای خاصی از مباحث گذشته عرضه گردیده است۱۵.

شهید مطهری مسائل مطرح شده در فلسفه اسلامی را به چهار دسته تقسیم می کند.

۱ . مسائلی که به همان صورت اولی که از فلسفه یونان ترجمه شده باقی مانده.

۲ . مسائلی که فلاسفه اسلامی آنها را تکمیل کرده اند.

۳ . مسائلی که عنوان گذشته را دارند, ولی تغییر محتوایی کامل یافته اند.

۴ . مسائلی که حتی نام و عنوان آنها تازه و بی سابقه است۱۶.

فلسفه در اسلام از رشد و تکامل برخوردار بوده و مفاهیم جدیدی در این علم وارد شده است که این مسائل (ستون فقرات) فلسفه اسلامی راتشکیل می دهند که برخی از آن مفاهیم پایه و مبنای بیشتر مسائل قرار گرفته است. از جمله مسائل فلسفی که استاد شهید بر می شمارد, عبارتند از:

(مسائل عمده وجود, یعنی اصالت وجود, وحدت وجود, وجود ذهنی, احکام عدم, امتناع اعاده معدوم, مسأله جعل, مناط احتیاج شیء به علت, اعتبارات ماهیت معقولات ثانیه فلسفی, برخی اقسام تقدم, اقسام حدوث, انواع ضرورتها و امتناعها و امکانها برخی اقسام وحدت و کثرت, حرکت جوهریه, تجرد نفس و…)۱۷

این عرضه مفاهیم جدید در دیگر علوم اسلامی نیز وجود دارد و سیر تکاملی یافته اند و زمانی که علمی از طرح مفاهیم جدید بازمانده تحرک و پویایی خود را از دست داده است.

راههای ارائه مفاهیم جدید

مفاهیمی که وارد حوزه می شوند, لازم نیست که از سوی خود حوزه باشد و حوزه دست به ابتکار آنها زده باشد و از نوع چهارم باشند, بلکه امکان دارد یک مفهوم خاص از علوم انسانی گرفته و با عرضه بر دیدگاههای فلسفی, کلامی و فقهی تغییر محتوایی پیدا کند و در واقع از قسم دوم یا سوم بشود, ولی بدون طرح این مفاهیم در حوزه امکان بحث و بررسی آن میسّر نیست.

۱ . بحث تطبیقی: یکی از راههای ارائه مفاهیم جدید در حوزه, بحث تطبیقی و مقارنه ای است. فقهای شیعه که در گذشته به فقه اهل سنت نظر داشتند, مفاهیم فقهی جدید را از آنان گرفته و بر منابع فقهی شیعه عرضه می کردند و در این بررسی تطبیقی مفاهیم نو در حوزه ها وارد می شد.

شهید اول, با توجه به آنچه در فقه اهل سنّت درباب قواعد و اشباه و نظائر مطرح بوده, کتاب القواعد و الفوائد رامی نگارد و در باره آن می نویسد:

(لم یعمل للأصحاب مثله.)۱۸

مانند آن در میان شیعه تألیف نشده است.

و شهید ثانی, بر همین اساس تمهید القواعد را تألیف می کند و به طرح مفاهیم جدید در حوزه شیعه یاری می رساند و یا محمد حسین کاشف الغطاء, تحریر المجله را نگاشت و مطالب المجله را طبق دیدگاه شیعه ارائه داد.

۲ . مسائل روز: توجه به مسائل روز و مباحث جدید, سبب طرح مفاهیم جدید می گردد. ما نباید به آنچه گذشتگان گفته اند, بسنده کنیم, بلکه لازم است که آنچه مطرح است, مورد مداقه قرار دهیم.

مسأله ولایت فقیه با زیر مجموعه های آن, حکم حاکم, تورم, ربا و بانکداری, اختیارات فقیه, موسیقی, ماهواره و… مسائل ومفاهیمی هستند که در اجتماع مطرح هستند و حوزه باید در تبیین و تشریح و ارائه دیدگاه خود در این زمینه ها توانا باشد و با شناسائی کامل از این مفاهیم, به قضاوت بنشیند. اگر در مسیر تطور فقه و اصول و دیگر علوم بنگریم, در می یابیم فقهای ما, در هر زمان دارای نوآوریها و ابتکاراتی بوده اند و مفاهیم نوی را وارد حوزه علوم اسلامی می کرده اند.

روشن است ترمیم وقتی کامل می گردد که با ارائه مفاهیم جدید, مفاهیم منسوخ از بین بروند و از گردونه بحث خارج شوند; زیرا, مطرح ساختن مسائل کهنه شده و بی ثمر, وقت زیادی از حوزویان را می گیرد و حوزه را از پویایی و تکامل باز می دارد. از اینروی, رهبر معظم انقلاب می گوی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.