پاورپوینت کامل اصول حرکت اصلاحی سیّد جمال الدّین اسد آبادی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اصول حرکت اصلاحی سیّد جمال الدّین اسد آبادی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اصول حرکت اصلاحی سیّد جمال الدّین اسد آبادی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اصول حرکت اصلاحی سیّد جمال الدّین اسد آبادی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
۱۰۵
در نیمه دوّم قرن سیزدهم هجری, تهاجم گسترده وهمه جانبه استعمار غربی به جهان اسلام آغاز شد. این تهاجم, واکنشهای گوناگون رااز سوی سیاستمداران, روشنفکران, عالمان ومتفکران جامعه اسلامی به دنبال داشت. برخی فرهنگ وتمدن غرب راپذیرا شدند وبه آن علاقه نشان دادند وبرخی دیگر به نفی و تحریم مطلق آن حکم کردند.
گروه نخست ترقّی وپیشرفت را در گرو پیروی بی قیدو شرط از غرب می پنداشتند. در هند, سر سیّد احمد خان ودر ایران ملکم خان, این اندیشه راتبلیغ می کردند.وبی شرمانه از(اطاعت بی چون وچرا از انگلستان) و(اخذ تمدّن غربی بدون دخالت ایرانی)۲ سخن می گفتند.
گروه دوّم, از علوم وفنون وفرهنگ غربی را روی بر می تافتند وآن راضّد اسلام معرفی می کردند و فرهنگ ملّی واسلامی موجود راخوب ومفید وکافی می دانستند وبه شدّت از آن دفاع می کردند.در این گیرو دار, جریان سوّمی بود که سنجیده وآگاهانه با تمدن غربی برخورد می کرد. نه تسلیم وسرسپردگی بی قید وشرط راروا می دانست ونه نفی وتحریم مطلق راراه نجات و سعادت می شناخت.
به عقیده این گروه, غرب دارای دو چهره بود: چهره علمی وکارشناسی, چهره استعماری وسلطه گری. این جریان با حفظ هوّیت ملّی ودینی خود, استفاده از دانش وتکنولوژی غرب را می شمرد. در عین حال, از نظر فکری وسیاسی به طرد ونفی ارزشها وعقاید سیاسی واجتماعی غربیان می پرداخت وامّت اسلامی رابه ستیزی همه جانبه علیه سلطه گری وغارتگری غرب فرا می خواند.برای رسیدن به این مقصد, براحیای تفکر دینی وبازگشت به اسلام راستین اصرار داشت.
تجربه نشان داد که گروه اوّل ودوّم, افراطی وتفریطی می اندیشیده اند ودر عرصه های وگوناگون, قادر به پاسخ گویی مسائل ومعضلات مسلمانان نبوده اند. ولی جریان سوّم, به دلیل واقع گرایی, تحرک وپویایی اندیشه ای که طرح کردند, توانستند در تحولات اخیر ملل اسلامی نقش آفرینی کنند.
واژه ها واصطلاحاتی, همچون: (احیاء فکر دینی),(اصلاح طلبی اسلامی), باز گشت به اسلام),(بازگشت به قرآن),( تجدیدحیات دین), (جنبش احیاء), (رنسانس اسلامی), (پروتستاتیسم اسلامی) (باز گشت به خویشتن)و… برای شناسدن این جریان به کار رفته است. به عقیده ما بهترین ومناسبترین تعبیر (اصلاح طلبی اسلامی) ویا(احیاء فکر دینی)است.
مقصود از اصلاح, مفهوم جامعه شناسی آن, یعنی رفرم در مقابل انقلاب نیست. بلکه مفهوم قرآنی آن مراد است: سامان بخشیدن, در مقابل (افساد):نابسامانی ایجاد کردن. افساد ویا اصطلاح, در همه امور فرهنگی, سیاسی واقتصادی.
سیّد جمال سرسلسله مصلحان
اهل اطلاع وتحقیق سر سلسله وبنیانگذار این جریان فکری رادر سده اخیر, سید جمال الدّین اسد آبادی دانسته اند.
صراحت, شجاعت, تواضع وفروتنی, ایمان به خدا وایمان به هدف, ایمان به مبارزه, استقامت در این راه, قدرت استدلال, جذب بسیار, درکی زنده از ا سلام ودشمنان اسلام, احساس مسوٌولیت نسبت به سر نوشت اسلام ومسلمانان و… از ویژگیهای آن مرد بزرگ است.درباره زندگانی سیّد واهداف او, کتابها,رساله ها و مقالات بسیاری به زبانهای گوناگون نوشته شده امّا هنوز چهره واقعی او شناخته وشناسانده نشده است شخصیتهای بزرگ استعمار ستیز, حرکتهای اصلاحی و ضّد استعماری, در طول تاریخ, از مکروحیله تاریخ نگاران استعماری و درباری مصون نمانده اند. هر چه حرکت کوبنده تر, عظیم تر, شکننده تر بوده, دشمن در جعل وتحریف, قوی تر وپیچیده تر پابه میدان عمل گذارده است. تاریخ مبارزات صد ساله اخیر, گواه این دعوی است ونهضت اصلاحی سیّد جمال, بهترین شاهد.
در این نوشتار بر آنیم که اهّم اصول حرکت اصلاحی او را, که نما یا نگر چهره واقعی اوست, در حدّ توان, باتکیه بر منابع ومآخذ ترسیم نماییم.
مصلح عالم اسلام
سیّد, که در کابل او را اسلامبولی ودر قاهره کنری ودر اروپا افغانی ودر حیدر آباد دکن مصریش می پنداشتند وروز نامه های ایران او را ایرانی وسیّد همدانی می نامیدند, در افقی گسترده, به دور نمای وسیعی می نگریست که در آن,جامعه مسلمانان بدون قید ونژاد ,برای تغییر اوضاع نامناسب روزگار خویش کوشش مشترک داشته باشند. سیّد, مصلح عالم اسلام بود. از این روی, همگان :هندیی, افانی, ترک, تاتار, عرب, ایرانی و… از خورشید وجود او پرتو می گرفتند.۳
سیّد پس از سفرهای بسیار وکاوش در اوضاع اجتماعی, سیاسی و… جوامع اسلامی, به نابساما نیها پی برد:
([مسلمانان]مورد تاخت وتاز بیگانگان قرار گرفته وامو الشان غارت شده است. بیگانگان بر اکثر کشورهای اسلامی مسلّط هستند. سرزمینهای آنان را قطعه قطعه ودر میان خود تقسیم می کنند وبه سخنان آنان گوش نمی دهند وبه دستور آنان توجّه نمی کنند. چنان خوار وذلیل گشته اند که پادشاهان وامرای باقی مانده این امّت, صبح رابا مصائب شروع می کنند وروز خود را بارنج ومشقت به شب می رسانند. ترس از بیگانگان, بر وجود آنان غلبه کرده ویاٌس بیش ازامیّد بر روح آنان مستولی شده است…)۴
سیّد, در جای جای گفته ها و نوشته هایش انحطاط وعقب ماندگی مسلمانان راگوشزد می کند وریشه آن رامی نمایاند. در حقیقت, دردها رانشان می دهد و مسلمانان, بویژه عالمان ومتفکران اسلامی رابرای چاره جویی, به قیام واقدام فرا می خواند. دردهایی که سیّد به کراّت از آن سخن گفته عبارتند از:
۱.فاصله مسلمانان از اسلام راستین ونفوذ وکسترش عقاید خرافی در اندیشه آنان
۲. نفوذ واستیلای بیگانگان, بویژه انگلیس بر کشورهای اسلامی.
۳. استبداد حکّام خود کامه در کشورهای اسلامی.
۴.عقب ماندگی جوامع اسلامی از کاروان علم وتمدّن بشری.
۵. تفرقه وجدایی ودر نتیجه عدم شناخت از یکدیگر.
۶.تهاجم گسترده فرهنگی غرب برای نابودی هویت فرهنگی مسلمانان.
سیّد, برای درمان این دردها واین وضعیت ناگوار که بر مسلمانان حاکم شده بود, از همه وسائل ممکن: مسافرت, تماس بارجال شرقی وغربی, سخنرانی, نشر کتاب و مجلّه, تشکیل حزب وجمعیت, تربیت شاگردان و… سود جست وحتّی در این راه از ازدواج صرف نظر کرد.۵
سیّد, برای علاج این دردها بر اصولی پای فشرد که به اهّم آنها در این نوشتار می پردازیم:
۱.بازگشت به اسلام راستین.
۲.مبارزه با استعمار غرب, بویژه انگلیس وتوجّه دادن مسلمانان به این که استعمار دشمن اصلی است.
۳. مبارزه با ایادی استعمار, حکّام مستبد وبیگانه پرست, غربزدگان, عالمان درباری.
۴.اتحّاد وهماهنگی کشورهای اسلامی.
اصول فوق, مهمترین اصول حرکت اصلاحی سیّد است که برای اعاده هویت امت اسلامی ومواجهه با تمدّن فرنگی وهجوم گسترده استعمار ارائه شده وپس از وی, از سوی دیگر مصلحان پی گرفته شده است.
تحلیل وبررسی دقیق وهمه جانبه اصول فوق در این نوشتار مقدور نیست. از این روی, خطوط اصلی تلاشهای گسترده سیّد راترسیم می کنیم. به امید آن که محققان در شرح وبسط آن بکوشند.
بازگشت به اسلام راستین
همه مصلحان اسلامی با اختلاف درمذاق ومشرب وبا تفاوت در انتخاب راه وکیفیّت عمل, راه نجات امّت اسلامی رادر باز گشت به اسلام نخستین می دانند. برای رسیدن به آن, شناخت وشناسندن اسلام اصیل و پیرایش آن از او هام واباطیل را لازم می دانند.
در شعار باز گشت به اسلام اصیل, در تلّقی ودو گرایش عمده ومتضاد, وجود دارد. تشابه پاره ای از شعارها, برخی از اندیشه ورانداخلی وخارجی رابه اشتباه افکنده است.
این دو شیوه عبارتند از:
۱.بازگشت به اسلام, منهای اجتهاد
این تلّقی, رعایت تمامی نهادها وظواهر صدر اسلام رالازم الاجراء وهر گونه اجتهاد واستنباطی از دین ومسائل دینی راناروا وبدعت می شمرد. این تفکّر, دانشهای بی سابقه در صدر اسلام را خلاف شریعت می داند وبر اساس آن, علومی چون:فلسفه وکلام راویرانگردین وفیلسوفان ومتکلمان وهو اخواهان آنان را خارج ازدین می پندارد.
بر تعبّد پای می فشارد وهمواره با تعقّل ودستاوردهای بشری,سر ستیزدارد اینان, در جوامع اهل سنت, به پیروان فکری اشعریان نامبردارند ودر میان شیعه به پیروان فکری اخبار یان.
ب:بازگشت به اسلام , همراه با اجتهاد
در این باور, از یک سو تلاش در راه در یافت احکام اوّلیه از منابع ضرورت دارد و از سوی دیگر, ره یابی وپاسخ گویی به مسائل ونیازها بر اساس مقتضیات زمان از راه تعقّل واجتهاد.
این تفکّر, قرآن وسنّت را اساسی ترین سند دین می داند واز عقل نیز درفهم دین و کشف وردّ برخی از مسائل دینی کمک می گیرد واستفاده از پدیده های نوین علمی ودست آوردهای تمدّن بشری راتا آن جا که با اصول مسلّم اسلامی منافات نداشته باشد, مجاز می داند.
بنابر این,این دودیدگاه, با این که در شعار مشتر کند, ولی در حقیقت, بسیار از هم فاصله دارند.پرواضع است مبارزه با خرافات وبدعتها که از سوی هر دو گروه مطرح شده متفاوت است.پدیده ای از دیدگاه نخست, شاید بدعت وضّد ارزش باشد واز دیدگاه دوّم, نه تنها بدعت نباشد که تحصیل آن از واجبات به شمار آید .همانند استفاده از پدیده های جدید علمی که گرایش نخست, سخت با آن مخالف است.
سیّد جمال الدّین, برای اولین بار, در سده اخیر, بازگشت به اسلام رابا تلّقی دوّم مطرح ساخت.او, برای تحقّق این شعار, در مرحله نخست, به زمینه سازی پرداخت وبا مقایسه مسلمانان زمان خود با مسلمانان صدر اسلام, اثبات کرد که مسلمانان بر اثر عواملی چند, به انحطاطی بزرگ دچار شده اند. او, در رساله نیچریه می نویسد:
(مسلمانان نخستین, با این که اندک بودند, ولی در سایه عمل به تعالیم حیات بخش اسلام, در مدّت یک قرن از جبال آلپ, تادیوار چین, پیش رفتند وخسروان ایرانی وقیصران رومی رابه خاک مذلّت نشاندند وبا اخلاق کریمه خود, در اندک زمانی صد ملیون غیر مسلمان رابه اسلام جذب کردند,)۶
در عروه الوثقی با طرح این پرسش: که چرا منحط شده ایم؟ چه عواملی باعث شده که مسلمانان از آن اهداف بلند خود باز بمانند واز آن مقام بزرگی که در تمدّن ودانش داشتند باز مانده وسیر قهقرائی کنندو…
می نویسد:
(مسلمانان, در صدر اسلام به واسطه اعتقاد به اسلام اصیل, که احکام آن دقیق واصولش نیرومند وقواعدش محکم ودستوراتش همه رموز زندگی فردی واجتماعی راشامل بود, با هم وحدت کلام داشتند وبلاد اسلامی ومسلمانان در راه نیرومندی وعظمت گام بر می داشتند. امّا راه یافتن خلل در ارگان هستی امّت اسلامی ونزول آن از مقام شامخش, فقط ناشی از ترک آن اصول محکم وکنار گذاردن قواعد پابر جای آن, عامل حقیقی خواهد بود که با ترک آن اصول, بدعتهای ناروامیان آنان به وجود آمد. گرچه آن بدعتها در بدو امر, قابل توجه نبود, ولی معتقد ان آن بدعتها راجانشین آن اصول ثابت کردند واز راه راستین, که دین به آنها نشان داده بود, روی گردان شدند وهمه چیزهایی که دین به خاطر آنها آمده بود وحکمت الهی برای تامین سعادت در دین گنجانیده بود, به دور انداختند وجز نام از آن چیزی باقی نگذاردند. فقط عبارت وجملاتی که لفظ خوانده می شد باقی ماند این بدعتها سنتّها تازه ابداعی میان امّت وحقیقت حایل ومانع شد. حقیقتی که گاهی صدای آن را در برخی از مناطق اسلامی می شندیم.)۷
سیّد,نقطه آغاز ومرحله اساسی انحراف از اسلام اصیل راقرن چهارم هجری می داند.هنگامی که انواع نحله های فکری وفرقه های دینی وسیاسی, دهری ومادّی برای مقابله با اسلام ونشر آرای فاسد خود, راه (تدلیس) و(تدریج) راپیش گرفتند وبا همه توان, در سستی عقائد وجذب مسلمانان تلاش کردند.
با این شیوه,مردم را از اسلام جدا کردند وعالمان دینی راکه سدّ راه آنان به شمار می آمدنداز میان بر داشتند وخون هزاران نفر از عالمان دینی, مسلمانان متعهد وحکمرانان امتّ محمدی راریختند و راه رابرای تعلیمات فاسد خود, هموار ساختند.
اعتقاد به خدا را, که اساس همه سعادتهاست, از الواح عقول ستراند. اخلاق امت محمدی رافاسد کردند.در ارکان عقایدو سجایای پسندیده آن امّت شریف تزعزع انداختند, تا جایی که شخصیت آنان رامسخ کردند. شجاعت آنان به خوف وجبانت, امانت وصداقت آنها به خیانت ودروغ گویی, محبّت آنها به اسلام به محبّت شخصی بهیمی ,مبدّل گردید. اینها زمینه ای شد برای هجوم مسیحیان به شامات در قرن پنجم وهمچنین تاتار وترک ومغول.
سیّد در ریشه یابی وتحلیل این شکستها,به فاصله مردم از اسلام که در اثر آن تعلیمات فاسده صورت گرفته بود اشاره می کند۱۰ونتیجه می گیرد که هر چند تاریخ نویسان نقطه آغاز وضعف وانحطاط مسلمانان راجنگهای صلیبی دانسته اند,ولی بهتر آن است که آغازآن را از شروع آن تعلیمات فاسد آرای باطل بگیریم.۱۱
سیّد, پس از تصویر ترسیم مسلمانان نخستین ومقایسه آنان با مسلمانان زمان خود,راه نجات امّت اسلامی رادرباز گشت به اسلام وعمل به دستورات حیات بخش آن می داند وبس. از این روی, ازآنان می خواهد که به سخنان مصلحان دینی گوش فرا دهند ودعوت آنان را اجابت کنند.۱۲
سیّد, بر این باور است که مسلمانان جهان, برای بازگشت به اسلام, آمادگی لازم رادارند.
بنابر این, هرکس برای احیای اسلام وامّت اسلامی قیام کند در کوتاهترین مدّت می تواند فکر دین رادر مغز آنان شعله ور سازد. آن زمان که ملّتها برای نجات خود با تکیه براسلام قیام کردند, تا مرحله نهایی وپیروزی از پای نخواهند نشست.
سیّد, به روشنفکران زمان خود هشدار می دهد:
(آن کس در پی نجات مسلمانان است, باید از همان راهی که ما پیشنهاد کردیم برای اصلاح امّت خود اقدام کند وگر نه, به نتیجه مطلوب نخواهد رسید وبر خلاف اصول تربیتی گام بر داشته است وبرای امّت خود, جز بدبختی وهلاکت, ثمره دیگری نخواهد داشت.۱۳)
او, در ادامه گفتارش, تجربه تاریخی ملّت عرب رایاد آوری کرده وبر توان سلام برای نجات مسلمانان وتمامی بشریت از انحطاط تاکید می کند.۱۴
سیّد, پس از زمینه سازی, راه تحقّق باز گشت به اسلام رامی نمایاند:
۱.معرفّی چهره حقیقی اسلام.
۲.پیرایش اسلام از خرافات وبدعتها.
معرّفی چهره حقیقی اسلام
محور تفکّر سید جمال, اسلام وتعالیم حیات بخش آن است.او , بر این باور بود که اسلام در ذات وجوهر خودتوانایی هدایت وارشاد واداره جوامع انسانی رابرای همیشه دارد. شریعتی است جامع که در آن, تمام زوایا وابعاد زندگی انسان از توّلد تا مرگ مورد توجه قرار گرفته است.
وهر آنچه جوامع بشری بدان نیازمندند از مسائل اعتقادی, سیاسی,اخلاقی ودیگر شوؤن زندگی از فردی ترین تا اجتماعی ترین اعمال انسانها تبیین شده است. دین اسلام, دین فطرت و انسانیت است. از این روی, هر چه زندگی پیشرفت کند وبشریت پیش افتد وعلم جلو رود وقاره ها کشف گردد, اسلام, اسلام است. همان دین استوار وابدی. هیچ یک از اصول مادّی واندیشه های الحادی نمی توانند فروغ فروزان اسلام وتعلیمات روشن آن را بپوشانند.
سیّد, در تعریف دین ونقش آن, در رساله نیچریه می نویسد:
(الدّین قوام الامم وبه فلاحها البتشریه جرثومه الفساد وارومه الاداد وفیه سعادتها وعلیه نداوتها وعلیه مدارها ومنها خراب البلا وبها هلاک العباد.)۱۵
دین,مایه پایداری امتهاست.رستگاری, عظمت وبزگواری امتها بدان بسته است.طبیعت گرایی, ریشه فساد واختلافهاست. خرابی شهرها, هلاکت بندگان خدا رانیز در پی دارد.
سیّد, نخستین گام بازگشت به اسلام راستین رامعرفّی درست آن از جانب عالمان دینی می داند.از این روی,همواره آنان رابه فهم درست اسلام ومعرّفی آن, دعوت می کند.۱۶خودنیز با همه توان درصدد آن بود که جامعیت اسلام و قدرت وتوانایی آن رابرای نجات مسلمانان از انحطاط واداره آنان در هر عصر, بشناساند.
او, دراین راستا به مقایسه اسلام ومسیحیت می پردازد ودعوت به تعقّل وتدّبر, تعلیم وتعلم, جهاد ومبارزه مستمر را از امتیازات دین اسلام می داند.۱۷
او, بر اصول عقاید,بویژه توحید اسلامی واین که اسلام توحید راجزبر مبنای یقین وبرهان نمی پذیرد تاکید می کند و بر این باور است که جامعه ای که باید اساسی ترین اعتقاداتش را با نیروی برهان ویقین, نه ظنّ وتخمین ونه تعبد وتقلید به دست آورد, کافی است که زیر بار خرافه واو هام نرود.۱۸ به همین جهت سیّد برای فلسفه اسلامی ارزش زیادی قائل بود.شاگردان وپیروان خود را به آن تشویق می کرد تا جایی که عبده به تشویق استادش به فلسفه می پردازد ودود ستنویس از اشارات بوعلی به خط خود می نویسد ویکی رابه ستایش از استادش پایان می دهد.۱۹
شیخ محمّد عبده در مقدمه رساله واردات می یسد:
(من به جستجوی علوم گوناگون, سرگرم بودم ودر همان هنگام که پیرامون باغستانهای دانش می گشتم, بر آثاری از علوم حقیقی آگاهی یافتم وسخت به آنها دل بستم. امّا کسی رانیافتم که آهنگ آن علوم داشته باشد. پس درکار خود حیران گشتم ودر این زمینه شروع به اندیشه کردم. هر اندازه از دیگران پرسش نمودم, به من پاسخ دادند: سرگرم شدن به این علوم حرام است!
ییا این که علمای کلام از علوم مزبور نهی کرده اند! پس از این فتوا. در شگفتی فرو رفتم وشکفت تر آن بود که ناقلین این فتوا هیچ نمی دانستند که این علوم چیست! آن گاه نزد خود اندیشیدم که سبب این منع وتحریم کدام است؟ به این نتیجه رسیدم که: هر کس چیزی راندند با آن دشمنی می ورزد… من در آن احوال به سر می بردم, تا خورشید حقایق پر تو افکند ودر شعاع آن, امور لطیف وباریک بر ما روشن گشت. این کار باورود حضرت حکیم کامل وحقّ قائم, استاد ما, سید جمال الدّین افغانی تحقق یافت… پس ما امید به او بستیم که شمه ای از علوم مزبور راتدریس کند واو در خواست ما رااجابت نمود… وما از این طریق به تحفه های شگفت دست یافتیم. پس او, ما را به کلیاتی اشارت فرمود که این کتاب جزئیاتش رابیان می کند.وبه نشانه هایی رهنمون شد که این رساله, دلائل روشن آن را عهده دار است واین امر به هنگامی روی داد که در کار حکمت, سستی وفتوری پیش آمده بود وآن حکیم, گویی بارانی بود که برای زنده ساختن این نعمت فرستاده شد.)۲۰
بر اثر همین تشویق بود که عبده, برخی کتب فلسفی,از جمله: نجات بوعلی, البصائر النّصیریه ابن سهلان ساوجی و بخشی از منطق المشرقیین بوعلی راچاپ ونشر کرد.۲۱
سیّد, در معرفّی اسلام به عنوان دینی جامع وکامل بر اموری تاکید می ورزد از جمله:
۱.پیوند دین وسیاست: مکتب اسلام, به بعد مادّی ومعنوی زندگی بشر توجه دارد. به تعبیر سیّد, (سعادت دارین) وبر قراری قسط وعدالت اجتماعی جزو بر نامه های این دین است. کسانی که سیاست را از دیانت جدا می دانند, یا اسلام رانمی شناسند ویا با آن دشمنی دارند.مخالفان, خواهان آنند که مسلمانان فعالیت سیاسی, تشکیلات, قدرت ونیرو نداشته باشند,تا منزوی گردند وسر انجام اسلام وقوانین آن کنار گذاشته شود. سیّد, تفکیک دین از سیاست وتبدیل خلافت به سلطنت را,از مهمترین انحرافات عقیدتی وسیاسی در سطح رهبران ومردم می دانست. مردم,وقتی انگیزه ای برای فعالیتهای سیاسی وشرکت در سرنوشت خود نداشته باشند واز امور سیاسی دوری گزینند, راه برای سلطه استعمار واستبداد هموار می گردد.
در سطح رهبران, با حاکمیت استبداد وجدایی مقام عملی و اجرائی خلافت از مقام دینی ومعنوی آن, راه برای تفرقه دینی واختلافات سیاسی وبالاخره تجزیه وتفرقه مسلمانان, باز می شود. از دیدگاه سیّد, تلاشی جوامع اسلامی از آن هنگام آغاز گشت که:
(مقام عملی اسلام از مقام خلافت جدا گشت وخلف
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 