پاورپوینت کامل مصاحبه با آیه الله حاج شیخ علی غروی علیاری ۵۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
9 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مصاحبه با آیه الله حاج شیخ علی غروی علیاری ۵۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مصاحبه با آیه الله حاج شیخ علی غروی علیاری ۵۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مصاحبه با آیه الله حاج شیخ علی غروی علیاری ۵۹ اسلاید در PowerPoint :

۳۷

تبریز را باید دیار مؤمنان و صالحان نامید. دیار مردان مرد
تبریز، در همیشه تاریخ این مرز و بوم، افتخار بوده و خیزشگاه غیور مردانی که در عرصه های گوناگون، افتخار آفریده اند.

تبریز، تبریز شد و قهرمان خیز و در برهه های حساس، علیه دین زداییه، تجزیه طلبیه، بیگانه پرستیها قد بر افراشت و زینت ایران اسلامی شد، به تلاش و همت مردان بزرگ و عالمان فرزانه ای بود که از صبح تا شام، روزان و شبان، در مسجد و بازار و در کوی و برزن و مدرسه، عزتمندانه و بی هیچ چشمداشتی از کسی، دین آموختند و روح عزت و غیرت، در کالبد ها دمیدند.

چنان مرزهای عقیده را استوار کردند و استحکام بخشیدند و هشیارانه روزنه ها را برگرفتند که یورشها و شبیخونه، حتی در سیاه ترین و دهشت زا ترین روزگاران، روزگارانی که مرزبانان در بند بودند و قوای شیطانی دشمن رها و بی مهار، دین زدایی راه و رسم شده بود و دستور العمل کارگزاران دین فروش، نتوانستند به این مرزهای با شکوه خللی وارد آورند و شعله مقدس دین داری و عشق به پیامبر و فرزندان پاک او را خاموش کنند.

آیه اللّه علیاری، بی شک، با آن دانش قوی، زهد و بی پیرایگی، مردمداری و تواضع، بریدگی از دنی، عشق سوزان به خاندان عترت و طهارت(ع) غیرت و حمیّت در دفاع از کیان اسلام، بسان اجداد بزرگ و والا مقام خویش، در تحکیم و تقویت پایه های فکری و صفای باطن مردمان این خطّه همیشه سر بلند، نقش عظیم داشته و دارد.

او، در حوزه تبریز و نجف، محضر بسیاری از بزرگان را درک کرده و دانش اندوخته است. محضر بزرگانی چون:

آقا ضیاء الدین عراقی، سیدابوالحسن اصفهانی، شیخ محمّد حسین نائینی غروی، شیخ اسداللّه زنجانی، سیّد ابراهیم اصطهباناتی شیرازی، حجت کوه کمری، شیخ ابوالحسن مشکینی، شیخ علی ایروانی، سید ابوتراب خوانساری، شیخ احمد آشتیانی و شیخ اسداللّه رشتی.

او، از بسیاری از اینان، اجازه اجتهاد دارد.عالمان بزرگ نجف، بر توانایی او، در مسائل فقهی و اصولی گواهی داده اند. با این همه و انبوه تقریرات، گوشه گیری و انزوا را بر می گزیند و به تربیت طلاب و بالا بردن سطح علمی حوزه، همت می گمارد و از طرح خود به عنوان صاحب رساله و… اجتناب می ورزد که در این روزگار، درسی است بزرگ برای حوزه های علمیه. این حرکت و حرکتهای بسیاری چون این، که در سیره عالمان سابقه دارد، باید الگو قرار بگیرد و چراغ راه، تا حوزه پایدار بماند و در همه عصرها بر فراز.

حوزه

حوزه: با تشکر از حضرت عالی که مصاحبه با مجله ما را پذیرفتید، لطف، شمه ای از زندگی علمی تحصیلی خود بیان کنید.

* بنده، علی غروی علیاری، فرزند مرحوم آیه اللّه میرزا محسن علیاری، در ۱۲ رمضان المبارک ۱۳۱۹قمری، در تبریز متولد شدم. در سه سالگی پدرم را از دست دادم و تحت تربیت جدم، مرحوم آیه اللّه میرزا حسن علیاری قرار گرفتم. مقدمات و سطح را در محضر اساتید بزرگوار تبریز، از جمله: مرحوم جدم فرا گرفتم.

در سال ۱۳۴۰ هـ . ق. در معیت مرحوم آیه اللّه حجت، راهی نجف اشرف، علی ساکنها آلاف التحیه والتحف، شدم. ابتدا در مدرسه مرحوم آیه اللّه العظمی ایروانی، حجره گرفتم. این مدرسه، به خاطر این که مدتها تعمیر نشده بود، امکانات کافی نداشت. هوای گرم نجف، شوری آب و شاید هم ناآشنایی بنده به آب و هوای آن جا به شدّت مرا می آزرد. مطالعه در حجره مدرسه برایم ممکن نبود. روزی چندبار داخل حوض آب می رفتم، تا بتوانم گرما را تحمل کنم و اندکی به مطالعه و تحقیق بپردازم.

بعده، یکی از فضلاء توانست از فرزند مرحوم سید یزدی، برایم اجازه بگیرد که روزها از سردابهای مدرسه سید استفاده کنم. روزها پس از نهار، برای استراحت و مطالعه می رفتم آن جا. سردابها همه پر بود از طلابی که یا مطالعه می کردند و یا استراحت. تنها یک سرداب، که میوه ها و قوت و غذایشان را می گذاشتند، خالی بود و من در آن جا استراحت می کردم. خیلی نمور بود، ولی چاره ای نبود. مدتی گذشت تا آن که عنایت خداوند و توجه ابوالائمه(ع)، شامل حالم گشت و در طبقه فوقانی مدرسه بخارایی، حجره ای پیدا شد و به آن جا منتقل شدم. هشت سال در آن مدرسه بودم. مدرسه خوبی بود، سردابهای متعددی داشت. از نظر استراحت و مطالعه مشکلی نداشتم. از نظر مادی هم بحمد اللّه خوب بودم. مرحوم جدّم، هرسه ـ چهار ماه، دویست تومان برایم می فرستاد. عشق به درس و بحث، خیلی از چیزها را از یادم برده بود. از صبح زود تا بعد از نماز مغرب و عش، یکسره مشغول تحصیل و مباحثه بودم: اول صبح درس مرحوم نائینی در مسجد هندی، بعد از آن درس مرحوم آیه اللّه محقق زنجانی، بعد درس مرحوم آقاضیاء، پس از آن، درس آقا سید ابوالحسن اصفهانی و عصرها درس مرحوم آقا سید ابراهیم ا
صطهباناتی حاضر می شدم.

در خلال این درسه، از محضر آیات: میرزا ابوالحسن مشکینی اصول و حجت کوه کمره ای فقه استفاده کردم.

در علم رجال از محضر سید ابوتراب خوانساری و معقول از محضر استاد میرزا احمد آشتیانی و عرفان و اخلاق از محضر قطب العارفین، قاضی طباطبایی، بهره ها برده ام.

تمامی این درسها را می نوشتم و روزهای جمعه هر هفته، آنها را پاکنویس می کردم.

گاهی، شبها که خواب می دیدم به تبریز رفته ام، در همان عالم خواب، به شدت ناراحت می شدم که چرا حوزه را ترک کرده ام. وقتی از خواب برمی خاستم، از این که هنوز در حوزه نجف بودم، خدا را شکر می کردم. حاضر بودم جدّم برایم پول نفرستد، ولی به من اجازه ماندن در نجف را بدهد. ولی متأسفانه، ایشان پس از مدتی امر فرمود: باید به تبریز برگردم. حتی حضرات آیات عظام: اصفهانی، عراقی و زنجانی برای ایشان مرقوم فرمودند و خواستند که به من اجازه ماندن بدهد، حاضر نشد. ناگزیر به تبریز برگشتم. برگشت من، مصادف بود با زمانی که رضاخان ملعون، روحانیون را خلع لباس می کرد.

در تبریز مشغول تدریس، تحقیق و تألیف شدم. مسلّم اگر در نجف مانده بودم. بیشتر می توانستم از محضر اساتید بزرگوار استفاده کنم، ولی (ماکل مایتمنّی المرأ یدرکه.) رضاً لقضائه وتسلیماً لأمره

حوزه: جناب عالی از خانواده های با سابقه علمی تبریزید. لطفاً در باره اجدادتان، مطالبی را بیان کنید.

* خانواده م، حدود دویست و پنجاه سال سابقه علمی دارد. جد اعلای م، مرحوم حاج ملاعلی علیاری، از شاگردان مرحوم شیخ انصاری و میرزای شیرازی بوده است.وی، علاوه بر فقه و اصول، حدیث و رجال، در طب، حکمت، شعرو ریاضیات نیز تبحر داشته است.

تألیفات فراوان دارد. از جمله: در علم رجال، (بهجه المقال فی شرح زبده المقال) را نگاشته است.

البته پدر و اجداد ایشان نیز، از علما بوده اند، ولی نه به شهرت ایشان.

جد دیگر م، مرحوم آیه اللّه میرزا محمدحسن علیاری، فرزند ملاعلی است. ایشان نیز، از شاگردان مرحوم آخوند خراسانی و سید کاظم یزدی بوده است و از علماء و اساتید بزرگ تبریز.

حوزه: خاطره ای اگر از دوران تحصیل و از اساتید بزرگوارتان، دارید بفرمایید.

* مرحوم نائینی و همچنین عراقی و اصطهباناتی، با این که از اساتید بزرگ و جزء مراجع بودند، ولی مقلدان زیادی نداشتند و وجوهات کمی در اختیارشان بود. همان مقدار را هم، به تعداد خاصی از شاگردان خود می دادند. ولی مرحوم آقا سید ابوالحسن، مرجعیت تامه داشت وعمده شهریه طلاب را ایشان می پرداخت. مرد بسیار کریم و با سخاوتی بود و مشکلات و گرفتاری طلاب را برطرف می کرد. هرکس خدمت ایشان می رسید و اظهار حاجت می کرد، دست خالی برنمی گشت. یکی از فضلا می گفت: خدمتشان بودیم، که طلبه ای اظهار داشت:

(آقا! فلان طلبه، از نظر زندگی در مضیقه است قرض فراوانی دارد، تقاضای کمک کرده است.

فرمود: چرا خودش نمی آید؟ من بارها گفته ام: واسطه قبول نمی کنم. در خانه ام به روی همگان باز است. هرکس مشکلی دارد بیاید، در حدّ توانم مشکل را حل می کنم.

خود ایشان در دوران تحصیل سختی فراوان دیده بود.

از ایشان نقل شده است که فرموده بود:

(وقتی از اصفهان به نجف برای تحصیل آمدم، وضع مادی ام بسیار سخت بود. کفشم پاره بود، در حین راه رفتن به گونه ای می رفتم که مشخص نباشد. مرحوم آخوند در ماه یک لیره عثمانی می داد که باید از همان خرج عائله مان را هم می دادیم.)

مرحوم آیه اللّه مرعشی می فرمود:

(روز عیدی بود دیدم، صاحب خانه آقای اصفهانی اثاثیه ایشان را انداخته بیرون و می گوید: حال که پول اجاره نداری، برو بیرون.

هرچه ایشان اظهار ناداری و ناتوانی می کرد، او نمی پذیرفت. ناراحت شدم، جلو رفتم به آن مرد عرب گفتم: آیا ایشان را می شناسی؟ او، از بهترین شاگردان مرحوم آخوند است.به او مهلت بده، اجاره ات را می پردازد. با التماس من راضی شد به آقا مهلت بدهد.)

چون خود سختی دیده بود، به فکر زندگی طلاب بود. علاوه بر حوزه نجف، به طلاب سامر، کربل، مشهد، قم و… شهریه می داد. به سادات و علویان کاظمین رسیدگی می کرد.

لذ، پس از فوت، نیم ملیون تومان بدهی داشت که برخی از تجار تهران، با اجازه آیه اللّه بروجردی، بدهیهای ایشان را پرداختند.

از نظر فقاهت، ایشان (کالشمس فی رابعه النهار) بود. هر مسأله مشکلی که به ایشان عرضه می شد، فوراً پاسخ می گفت. خود من، بارها استفتائاتی که از تبریز، توسط جدّم فرستاده می شد، خدمت ایشان می بردم، فوراً پاسخ می داد، بدون کمک گرفتن از کسی. واقعاً بر مدارک و مبانی مسائل مسلط بود.

از نظر سیاسی، خ

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.