پاورپوینت کامل آداب و اخلاق اهل علم(۱۲); تواضع و فروتنی (۳) ۸۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آداب و اخلاق اهل علم(۱۲); تواضع و فروتنی (۳) ۸۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آداب و اخلاق اهل علم(۱۲); تواضع و فروتنی (۳) ۸۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آداب و اخلاق اهل علم(۱۲); تواضع و فروتنی (۳) ۸۷ اسلاید در PowerPoint :
۱۰۱
در مقاله های پیشین از تواضع در برابر خدا و خلق خدا سخن گفتیم و ارزش و اقسام آن را نیز بررسی کردیم. اکنون برای تکمیل آن مباحث, اشاره ای داریم به برخی از آثار و ره آوردهای تواضع.
بی شک, روحیه تواضع و فرهنگ فروتنی چه در برابر خداوند و چه در برابر بندگان, او از زیباترین جلوه های آداب معاشرت است. هنگامی که تمامی افراد جامعه روابط خود را بر اساس فروتنی بنا نهند, حیات طیّبه, رخ خواهد نمود و بهره های فراوانی نصیب افراد متواضع خواهد شد, از جمله:
۱. بزرگی و ارجمندی
تواضع و فروتنی بر خلاف تصور متکبران, نه تنها سبب کوچک شدن انسان نمی شود, بلکه بر قدر و منزلت وی نیز می افزاید و موجب رفعت و بلندی مقام وی می گردد. انسان متواضع, همچون زمین فروافتاده ای است که قطرات باران از هرسو بدان جا سرازیر می شود و آن را حاصلخیز و پرثمر می سازد. کسی که از تواضع سرباز می زند, به سان زمین مرتفع و بلندی است که از دربرگرفتن برکات آب باران محروم است. امیرالمؤمنین علی(ع) فرماید:
(المتواضع کالوهده, یجتمع فیها قطرها و قطر غیرها, والمتکبر کالرَّبوَهِ لایقرُّ علیها قطرها ولاقطر غیرها.۱)
فروتن مانند زمین فرورفته ای است که قطره های باران از هرسو در آن گرد می آیند و متکبر, چونان زمین مرتفع و بلندی است که قطره ای باران بر آن نمی ماند.
افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلنداست
چنین است که طالبان فیض, همواره رفعت و بلندی را در کوچکی و افتادگی می جسته اند و همچون قطره ناچیز باران خود را در دریای بی کران انسانها, کوچک می دیده اند, تا درخور رسیدن به مقامات عالی و کمالات انسانی شوند. از کوبیدن (در نیستی۲) و (خردی) بزرگی یابند و افسر کرامت بر سرنهند. برخی به گمان این که تواضع, شخصیت آنان را کوچک می کند و از قدر و منزلت و جاه و جلال آنان می کاهد, از فروتنی دریغ می ورزند و برای فرونشاندن میل نفسانی خویش, خودنمایی متکبرانه رفتار می کنند. غافل از این که شخصیت تصنعی و کاذب, چیزی جز وهم و خیال نیست و پایه آن بسیار پوچ و سست است. خوی نرم و رفتار متواضعانه, نه تنها ذرّه ای از بزرگی و منزلت آنان نمی کاهد, بلکه حرمت و نفوذی طبیعی به انسان می بخشد و جامه وقار و ابهت براو می پوشاند:
(التواضع یکسوک المهابه۳)
اساساً, راز و رمز بزرگی و عظمت در فروتنی است. کسی که خود را چون شبنمی برخاک افکند رفعت و بزرگی می یابد:
چو خواهی که در قدر والا رسی
زیک شب تواضع به بالارسی
در این حضرت آنان گرفتند صدر
که خود را فـروتر نهادند قـدر
چو سیل اندر آمد به هول و نهیب
فتاد از بلندی به سر در نشیب
چوشبنم بیفتاد, مسکین و خرد
به مهر آسمانش به عیوق برد۴
تواضع, مقام انسان را در نزد خداوند بالا می برد و مردم در او به دیده عظمت و بزرگی می نگرند, چنانکه در حدیثی از پیامبر اسلام(ص) می خوانیم:
(من تواضع للّه, رفعه اللّه. فهو فی نفسه ضعیف وفی أعین الناس عظیم. ومن تکبر وضعه اللّه, فهو فی أعین الناس صغیر, وفی نفسه کبیر, حتی لهو أهون علیهم من کلبٍ اَوْ خنزیر۵)
کسی که برای خدا فروتنی کند, خداوند او را بلند مرتبه گرداند. او در پیش خود ناتوان و در دیدگان مردم, بزرگ و ارجمند است و کسی که بزرگی ورزد, خدا او را پست و حقیر سازد. او خویش را بزرگ می پندارد, ولی در نظر مردم کوچک و بی مقدار است, به گونه ای که حتی او را از سگ و یا خوک هم پست تر می شمارند. [یعنی طبیعت انسانها به گونه ای است که از افراد متکبر منزجرند و از چنین رفتاری نفرت دارند.].
و در حدیث دیگری می فرماید:
(و انّ التواضع یزید صاحبه رفعه, فتواضعوا یرفعکم اللّه۶)
فروتنی بربلندی مقام آدمی می افزاید, پس تواضع کنید تا خداوند به شما رفعت دهد.
همان طور که تواضع سبب عظمت, بزرگی و شخصیت انسان در میان مردم و گرانقدری وی نزد خداوند می گردد, تکبر وسیله حقارت و خواری انسان می شود. امیرالمؤمنین(ع) در خطبه قاصعه, سبب محرومیت و دوری شیطان از رحمت خدا را تکبر و گردن فرازی وی می داند:
(اَلاترون کیف صغّره اللّه بتکبره, ووضعه بترفّعه۷)
آیا نمی بینید چگونه خداوند, او [ابلیس] را به سبب تکبرش کوچک و خوار نمود و به خاطر بلند پروازی, پست.
بروز و ظهور صفاتی مانند: تکبر, ریشه در شخصیت و زوایای روحی و روانی انسانها دارد.کمبود شخصیت, عقده حقارت, عقب ماندگی, خود کم بینی, سرخوردگیهای اجتماعی, شکست در عرصه های علمی و سیاسی و… به صورت خود بزرگ نمایی و رفتارهای متکبرانه خود را نشان می دهد. از این روی, توجه به جنبه های روانی و روحی, تکبر و ریشه یابی موجبات آن اهمیت ویژه ای دارد. زیرا انسان پرظرفیت و با شخصیت, نیازی به تظاهر, فخرفروشی و… ندارد و به طور طبیعی از این حالت متنفر است.
۲ . رشد و کمال
اسلام آیین دوستی و برادری است. هنگامی این ویژگی به دست می آید که همه نسبت به یکدیگر احساس مسؤولیت کنند و به شخصیت یکدیگر احترام بگذارند و در مقابل خدا, قانون و مقررات الهی, متواضع و تسلیم باشند و از فخر و تکبر دوری گزینند.
در جامعه ای که غرور و خود بزرگ بینی, رواج داشته باشد و در خانه, مدرسه, محیط کار و… هرکسی خود را بزرگتر و بالاتر از دیگری بداند و دیگران را حقیر و ناچیز بشمارد, جوّ بی اعتمادی, دروغ گویی, تملق و چاپلوسی, ریاکاری, فریبکاری مراعات نکردن قانون و مقررات, ظلم و تعدی و تجاوز به حقوق دیگران رواج خواهد یافت. بی شک, آثار سوءِ چنین حالتی, عرصه را بر همه فعالیتهای سازنده تنگ کرده و عملاً چرخ تلاش و سازندگی کند می شود.
آنان با پندارهای موهوم و القاب و عناوین, خود را برتر و بالاتر از دیگران می دانند, زمینه شکوفایی استعداد و بالندگی را در جامعه خویش نابود می سازند و زمینه اصلاح و پیشرفت و رشد اجتماعی را ازبین می برند. زیرا متکبر نقایص و عیوب خود را نمی بیند و خود را مافوق همه می داند و از شنیدن هرمطلبی, به جز مدح و تملق مداحان, سرباز می زند. چنین جامعه ای غیر ممکن است که راه صلاح و سداد در پیش گیرد.
به گفته سعدی:
یکی را که پندار در سر بود
مپندار هرگز که حق بشنود
زعلمش ملال آید از وعظ ننگ
شقایق به باران نــروید زسنـگ
گرت در دریای فضلست خیز
بتذکیر در پای درویش ریز
نبینی که از خاک افتاده خوار
بروید گل و بشکفد نو بهار
مریزای حکیم آستینهای در
چو می بینی از خویشتن خواجه پر
به چشم کسان در نیاید کسی
که از خود بزرگی نماید بسی۸
دلی که با تکبر و نخوت سخت گردد, با باران علم و معرفت, شقایق و گلهای عطرآگین نمی رویاند و رشد و تعالی فرهنگی نمی یابد.
امام کاظم(ع), خطاب به هشام بن حکم, می فرماید:
(یاهشام! انّ الزرع ینبت فی السهل ولاینبت فی الصفا, فکذلک الحکمه, تعمر فی قلب المتواضع, ولاتعمر فی قلب المتکبر الجبّار, لأنّ اللّه جعل التواضع آله العقل وجعل التکبر من آله الجهل.۹)
زراعت, در زمینهای نرم و افتاده می روید نه بر سنگلاخها. همچنین, حکمت و دانش در دل انسان فروتن به شکوفایی و رشد می نشیند و در دل متکبر ستمگر جای نمی گیرد; زیرا فروتنی نشانه خردمندی و گردن فرازی علامت نادانی است.
۳ . بهره وری از مواهب زندگی
آراسته بودن به زیورهای اخلاقی, همچون: تواضع, زمینه بهره مندی و استیفای هرچه بیشتر و بهتر از مواهب و نعمتهای الهی را فراهم می آورد. فرد متواضع, به آسانی هرمطلبی را که نمی داند, می پرسد, در پای درس استاد, زانو می زند و از خرمن فیضش برخوردار می گردد. در کارهای روز مرّه همچون: خوراک, پوشاک, نشست و برخاست و… هیچ تکلفی ندارد و به سهولت از امکانات مادی و معنوی بهره مند می گردد. برخلاف انسان متکبر که حصاری از اوهام و خیالات و قید و بندهای اسارت بار به گرد خویش کشیده است و با توجیه این که خلاف شأن و دون شخصیت وی می باشد, آزادی را از خود سلب کرده و از بسیاری مواهب و نعمتها محروم می ماند. نکته ای را که نمی داند, عار می داند که بپرسد و یا در پای درس کسی بنشیند.
بزرگانی که در عرصه علم و دانش چون خورشید درخشیده اند, همواره در نهایت تواضع می زیسته اند و با افتادگی و به دور از هرگونه تکلف و قید و بندی در تکاپو برای کسب دانش, در مجلس درس استادان حاضر می شدند. مرحوم علاّمه طباطبائی(ره) که بر فلسفه و تفسیر چنان احاطه داشت که پیچیده ترین مسائل فلسفی را به آسانی می گشود, چنان متواضع بود که هرگز کلمه (من) از ایشان شنیده نشده است:
(در طول سی سال که افتخار درک محضر ایشان را داشتم, هرگز کلمه (من) از ایشان نشنیدم! در عوض عبارت (نمی دانم) را بارها در پاسخ سؤالات از ایشان شنیده ام. همان عبارتی که افراد کم مایه از گفتن آن, عار دارند, ولی این دریای پرتلاطم علم و حکمت از فرط تواضع و فروتنی به آسانی می گفت. و جالب این است که به دنبال آن, پاسخ سؤال را به صورت احتمال و یا به عبارت (به نظر می رسد) بیان می کرد۱۰.)
۴ . اصلاح و آرامش
بسیاری از خود کامگیها, ستمکاریها, نزاعها و… از خود خواهیها و تکبر سرچشمه گرفته است و گاه به صورت مشربها ونحله ها و نظایر آن بروز کرده است و احیاناً شکلی ظاهرالصلاح هم به خود گرفته است.
تواضع, چه در زندگی فردی و چه اجتماعی, وسیله مهمی برای غلبه بروسوسه های شیطانی و هواهای نفسانی و ازبین بردن زمینه های انحراف و نزاعهاست. از این روی, علی(ع), در خطبه قاصعه, از تواضع به عنوان دژی تسخیرناپذیر در برابر ابلیس یاد کرده است:
(اتخذوا التواضع مسلحه بینکم و بین عدوکم ابلیس و جنوده فانّ له من کلّ امه جنوداً واعواناً۱۱)
فروتنی را سنگری میان خود و دشمنتان, شیطان و سپاهیانش برگزینید; زیرا او را از هرگروهی, لشکرها و یاورانی است.
از این رهگذر, اظهار خضوع و تواضع, انسان را در اصلاح نفس و رهایی وی از مفاسد اجتماعی و اختلافها و نزاعها, یاری می دهد. آرامش و سعادت وی را تأمین می کند و در رسیدن به اهداف عالی انسانی به او کمک می کند و چونان سدی آهنین, شخصیت و شرافت او را از شر دشمنان درونی و برونی محافظت می نماید.
۵ . محبت و دوستی
تألیف قلوب و ایجاد محبت و دوستی, سبب جلب توجه مردم و تقویت علائق و پیوند هرچه مستحکمتر امت اسلامی با یکدیگر است. فروتنی دلهای مردمان را نرم و نسبت به یکدیگر رئوف و مهربان می سازد. از این رهگذر می تواند عاملی مهم در جهت تألیف قلوب و ایجاد محبت و دوستی بین مردم به حساب آید. علی(ع) می فرماید:
(ثمره التواضع المحبّه وثمره الکبر المسبّه۱۲)
نتیجه فروتنی دوستی و محبت است و نتیجه تکبر, خواری و دشنام است.
و یا می فرماید:
(ثلاث یوجبن المحبّه, الدین والتواضع والسخاء۱۳)
سه چیز محبت و دوستی می آورد: دینداری, فروتنی, بخشندگی.
از این روی, در فرهنگ اسلامی, تصریح شده است که رهبران و راهنمایان جامعه اسلامی باید با نرمی و ملایمت با مردم برخورد نمایند و با خوشرویی و فروتنی محبت و دوستی آنان را جلب کنند. قرآن مجید, نرمی و تواضع پیامبر را در برابر مؤمنان, عاملی در جهت جلب توجه مردم و جلوگیری از تشتت و پراکندگی از اطراف وی می داند:
(فبما رحمه من اللّه لنت لهم ولو کنت فظّاً غلیظ القلب لأنفضّوا من حولک, فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الأمر۱۴)
از پرتو رحمت و لطف الهی در برابر آنها نرم و فروتن شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می شدند, پس از آنان درگذر و برایشان طلب آمرزش نما و در کارها با آنها مشورت کن.
اگر رهبران و مدیران نظام اسلامی از سر تواضع و فروتنی به مردم شخصیت بدهند و در مسائل مختلف کشور و حکومت با آنان مشورت نمایند و به رأی و نظر آنان احترام بگذارند, طبعاً توجه و محبت آنان را به دست می آورند, ولی اگر متکبر باشند, همه از گردشان پراکنده می گردند.
درجات فروتنی
از منابع دینی به دست می آید که تواضع, دارای درجات و مراتب مختلفی است و ارزش آن در شرایط مختلف فردی و اجتماعی یکسان نیست. نوع تواضع, شرایط و موقعیت, و نیز درجه اخلاص و میزان معرفت متواضع در فزونی ارزش آن مؤثر است.حسن بن جهم از امام رضا(ع) می پرسد که حدّ و اندازه تواضع چیست؟ حضرت می فرماید:
(التواضع درجـات, منها ان یعرف المرء قدر نفسه, فینزلها منزلتها بقلب سلیم۱۵).
فروتنی مراتب و درجاتی دارد, از جمله: انسان قدر خویش بشناسد و با دلی سالم آن را در جای شایسته فرود آورد.
ارزش و اهمیت تواضع, متناسب با درجات آن است. تواضع از عالمان دینی و روحانیان, که مبلغان اسلام و مروّجان اخلاق در میان مردم هستند, بسی زیبنده تر و با ارزش تر از فروتنی دیگران است. تواضع صاحبان قدرت, مدیران جامعه, گردانندگان نظام سیاسی و دست اندرکاران حکومت, با مردم, بویژه مستضعفان ومحرومان, قطعاً, ارزش و درجه بالاتری دارد.
تـواضع زگردنفرازان نکوست
گدا گر تواضع کند خوی اوست
تواضع در سیره پیامبر و امامان(ع)
سیره عملی پیشوایان اسلام, سرمشق آموزنده ای برای مسلمانان راستین است. از این روی به سیره عملی آن بزرگواران اشاره ای می کنیم:
بر روی خاک نشستن, با محرومان و فقیران دمساز بودن, جامه خویش وصله زدن و بر کوچک و بزرگ سلام کردن از جمله رفتارهای متواضعانه ای است که در سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه طاهرین فراوان بدان برمی خوریم. غزالی در باره تواضع رسول اکرم می نویسد:
(پیغامبر(ص), با علوّ منصب خود, متواضع ترین مردمان بود. حال بیمار می پرسید. جنازه ها را تشییع می کرده بر الاغ برهنه سوار می شد و فردی را هم پشت سرش سوار می کرد. دعوت بردگان را پاسخ می داده کفش خود را می دوخت. جامه اش را وصله می زد و در خانه خود همراه اهل خانواده, کار می کرد. یاران وی پیش
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 