پاورپوینت کامل رهنمودهایی در تحول حوزه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل رهنمودهایی در تحول حوزه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل رهنمودهایی در تحول حوزه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل رهنمودهایی در تحول حوزه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۲۲

با دغدغه هایش آشناییم. نگرانیها و حساسیتهای او را شناساییم زیرا در سالهای پیش افاضات نورانی اش سرمستمان کرد. و شوری دیگر در ما پدید آورد. ده سال سخن گفتن و قلم زدن از دردهای حوزه برخاسته از شراره ای است که او بر جانمان افکند.

هنوز صلای: (إذا فسد العالِم فسد العالَم) او در روح و روان ما طنین انداز است و رهنمودهای نابش در نقش بنیادین عالمان دین در اصلاح و افساد جوامع اسلامی توشه حرکت و چراغ راهمان.

سالها شاهد رنجوری و دردمندی اش از جاهلان متنسّک و عالمان متهتّک بودیم. تیر تکفیر بسته ذهنانی که در احساسات عوام می دمیدند دل دریا وش او را از یورش جلادان شاه بیشتر به درد می آورد.

در نگاه او درد اساسی جوامع اسلامی تنگ نظری و بسته ذهنی متولّیان و مفسّران دین بود. او تغییر نظام سیاسی و تشکیل حکومت ناب اسلامی را بدون تحوّل در نظر و اندیشه عالمان دینی میسور نمی دانست.

براساس چنین تلقی و باوری است که آن خلف صالح به پیروی از امام و مرادش (که در آخر عمر حرکتی جدی در زمینه تحول فکری و فرهنگی حوزه آغاز کرد) ساماندهی و زمینه سازی تحول بنیادین حوزه ها را همّ خویش کرده است و گامهای میمون و مبارکی برداشته که هر کدام را تبیین و شرح ویژه بایسته است.

تنها در این زمینه به ارائه رهنمودها بسنده نکرد بلکه خود به اجرا و پیاده کردن منویاتش اقدام نمود و در تحقق این مهم گامهای سازنده ای چون: حضور در جمع حوزویان و عرضه طرح تشکیلات حوزه های علوم دینی بازگشایی دفتر و تعیین فقیهانی روشن بین و آشنا با نیازهای زمان برای پاسخگویی به پرسشهای اجتماعی و سیاسی برداشت.

این اقدامه بویژه تعیین فقیهانی آن هم با این گزینش واقع بینانه نقش اساسی را در بالندگی و همسازی حوزه ها با نیازهای زندگی بشر ایفا خواهد کرد و زمینه ساز تحول اساسی در نظام آموزشی و شیوه استنباطی حوزه ها خواهد شد.

امید آن که این فقیهان برگزیده پاس این انتخاب را داشته و این مهم را به مسلخ انجام دیگر مسؤولیتها و اشتغالات نبرند و با تدوین سازمانی در دو بعد: موضوع یابی و پاسخگویی هسته های پژوهشی از فاضلان دین شناس و نواندیش تشکیل دهند و ضمن پاسخگویی به پرسشها و نیازهای نوپید مرزبانی از آنان برای حراست از حریم مکتب و فرهنگ اسلامی تربیت کنند.

نوشته فرادیدتان رهنمودهای مقام معظّم رهبری ادام الله ظله العالی در شروع درس خارج سال درسی تحصیلی ۱۳۷۱ است که به بیانی دیگر در پیامشان به جامعه مدرسین مورد تأکید و تایید قرار گرفته است.

مجلّه حوزه که فلسفه وجودی اش بیان همین دردهاست این مبارک رهنمودها را به چاپ می رساند تا هم پاسشان داشته و هم در فرصتهای مناسب از آنها بهره گیریم. ان شاء الله.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین والصلوه والسلام علی سیدنا

ونبینا محمد وآله الطاهرین ولعنه الله علی اعدائهم اجمعین.

ما بر حسب آنچه که معمول و معقود است در روز شروع سال تحصیلی جدید مطالبی را عرض می کنیم ومخاطب ما در این عرایض طلاب عزیز و فضلا و علمای محترم حوزه های علمیه هستند. البته سال گذشته هم به همین گونه مطالبی عرض شد. امسال هم حول و حوش همان مسائل مطالبی را عرض می کنیم.

امسال تفاوتهای زیادی را در وضع حوزه مقدسه قم نسبت به سال گذشته مشاهده می کنیم که انشاء الله سایر حوزه های علمیه هم از حرکت مبارکی که در آن حوزه شروع شده متاٌثر بشوند.

قبل از شروع عرایضمان باید از آقایان علماء و فضلایی که دست اندرکار این کارهای جدید در حوزه قم هستند چه از لحاظ مدیریت کارهای تشکیلاتی و اداره حوزه و چه از لحاظ بعضی از کارهای جزئی از قبیل: بیمه و امثال آن که برای کمک به طلاب انجام شده است تشکر کنم.

مطلب اول که باید در باب حوزه های علمیه عرض کنم یک امر محتوایی است و مربوط به میدان دادن به کار تحقیق و پرورش محققین در حوزه علمیه قم و دیگر حوزه های فقاهتی می شود. در این جا به عنوان برائت استهلال و ذکر یک نمونه کامل باید یاد نیکی از عالم بزرگوار و مرجع عظیم الشانی که اخیراً رحلت کردند یعنی مرحوم آیت الله العظمی آقای خویی بکنیم. ما به ایشان نه از دید یک مرجع بلکه از دید یک محقق موٌلف ومدرس موفق نگاه می کنیم. آنچه که درباره این بزرگوار و امثال ایشان غالباً بعد از وفات صحبت می شود جنبه های مربوط به مرجعیت این بزرگواران است در حالی که آنچه در زندگی این افراد و شخصیتهای برجسته اهم است خصوصیاتی است که مستقیماً به مرجعیت آنها مربوط نیست بلکه می شود گفت مرجعیت آنه ناشی از آن خصوصیات است و آن همان جنبه علمی تحقیقی تدریسی و کار موفق و پیگیر آنان در این زمینه است. اگر شما به زندگی این بزرگوار نگاه کنید می بینید حداقل در سه رشته علمی و درسی مهم دارای فرآورده های تحقیقی هستند که یکی فقه دیگری اصول و سومی رجال است. این همه کتابهای فقهی و اصولی که شاگردان ایشان نوشته اند همه از کل
مات ایشان است و شما به اینها اضافه کنید آنچه را که از قلم خود ایشان مستقیماً صادر شده است. کتاب بزرگ کم نظیر رجالی ایشان (که ظاهراً آن را در سالهای اواخر عمرشان نوشته اند چون ذکر می کنند که من این کتاب را با اشتغال زیاد و در دوران پیری می نویسم) یک فرآورده علمی عظیم است. حال شما ببینید یک عالمی که این مقدار فرآورده علمی دارد چقدر می تواند تأثیر در حوزه های علمی نه فقط در زمان خود بلکه حتی بعد از زمان خود بگذارد. اصلاً آنچه که مربوط به بعد از زمان او می شود همین جنبه است والّا مرجعیت تقلید ایشان (یا هرکس دیگری مثل ایشان) پس از گذشت مدتی کمی از وفات شان از بین خواهد رفت. چقدر مراجع بزرگی در نجف بوده اند که دایره مرجعیت شان از ایشان هم اوسع بوده ولی امروز از آنها حتی اسمی هم باقی نمانده است. ممکن است کسی آنها را بشناسد اما در حوزه ها و اوساط علمیه از آنها نامی نیست. شما اگر مثلاً در طبقه اساتید آیه الله العظمی خویی ملاحظه کنید می بینید کسانی مثل مرحوم آقا شیخ محمد حسین اصفهانی و مرحوم آقا ضیاء عراقی مرجع نبودند و به مرجعیت نرسیدند امّا به طور وسیع در حوزه های علمیه و فقاهت
حضور دارند. کدام حوزه علمیه است که در آن شخصیتهای برجسته فقه و اصول باشند ولی از مرحوم آقا شیخ محمد حسین اصفهانی و آقاء ضیاء عراقی این دو ملای بزرگ نامی و بحثی و سخنی و کتابی و ردّ و ایرادی نسبت به مبانی آنها وجود نداشته باشد. در حالی که در عصر همان بزرگوارها و اندکی پیش از آنها هم مراجعی بودند که اکنون ازآنها در حوزه ها حتّی اسمی هم نیست وتاٌثیری در پیشرفت فقه و اصول ندارند در حالی که مراجع بزرگی هم بوده اند. آنچه که در نهاد حوزه ها باقی می ماند و به عنوان یک صدقه جاریه مطرح است همین تحقیقات و تالیفات و بعد از آن هم پرورش و تربیت شاگرد است. این مطلب به ما و حوزه ها و مسوٌولین و مدیران آنها و بخصوص به خود طلاب می فهماند که کار اول طلاب و فضل تحقیق تعلّم و تدریس است که همه باید در این جهت اهتمام ورزیده و نیروی خود را به کار بندند. مسأله تحقیق در همه رشته های مربوط به فقاهت لازم است که عمده آنها همین سه رشته ای است که عرض شد: فقه اصول و رجال و غیر از آنها هم البته مطالبی هست.

تلاش برای پیشرفت فقاهت

نکته دوّم برای حوزه های کنونی این است که مدرسین فضلا و طلاب باید در کار پیشرفت فقاهت تلاش کنند. بزرگترین حوزه فقهی شیعه یعنی حوزه علمیه قم از نیم قرن پیش تا امروز در دو مقطع گسستگی پیدا کرده و کار فقاهت در آن با وقفه رو به رو شده است. یکی از این دو مقطع مقطع نا مبارک دوران رضاخانی است که حوزه قم را تعطیل کردند. امام بزرگوار(ره) می فرمودند: (ما و همان عده کمی که آن روزها در قم بودیم جرات نمی کردیم روزها در شهر قم و همین مدرسه فیضیه ظاهر شویم. روز را در باغات اطراف قم می گذراندیم و آن جا مباحثه و درس و بحث می کردیم). این یک مقطع بود که البته تأثیر زیادی هم گذاشت و حدود هشت ـ نه سال حوزه علمیه قم را تقریباً متوقف کرد. برای یک حوزه البته ۸ ۹و ۱۰ سال توقف درسی یک ضایعه بزرگ است.

مقطع دوّم که مقطع مبارکی است مقطع مبارزات اسلامی بود. در چند سال اول دوران مبارزات که شدت عمل دستگاه بخصوص در قم خیلی زیاد بود. فضلا و طلاب جوان دنبال کارهای مربوط به مبارزات بودند. البته همان طور که عرض کردیم این یک مقطع مبارک است و به خاطر این مقطع برکاتی به حوزه های علمیه و عالم فقاهت و تشیّع و به کل جامعه اسلامی رسید که از آنچه که با درس و بحث به دست می آمد به مراتب بزرگتر و مهمتر است. به هر حال در این مقطع هم یک گسیختگی و انفصالی پیدا شد. در این چند سال فضلا و طلاب مستعد زیادی بودند که می توانستند کار علمی و تحقیقی بکنند درس بخوانند و پیشرفت کنند و با ابتکارها و قوت ذهن و استعداد خود فکر علمی و فقهی را پیش ببرند ولی به کارهای دیگر مشغول شدند و نتوانستند این کار ر انجام بدهند. بنابراین حوزه قم حداقل در نیم قرن اخیر دو مقطع انفصال و گسست دارد که باید آنها را جبران بکند. جبران این عقب ماندگیها به این است که امروز طلاب و فضلایی که در حوزه علمیه قم هستند درس و بحث و تحقیق را جدی تر بگیرند و بیش از آنچه که طبیعت حوزه اقتضاء می کند درس بخوانند و کار کنند. طلاب باید به درس و
بحث بیشتر اهتمام ورزیده تعطیلی ها را کم و حجم کار را زیاد کنند و از هر فرصتی برای تحقیق و تعلّم استفاده کنند. سنت بحثهای فقهی را که در اوقات شور و اشتغال حوزه ها به چشم می خورد زنده بکنند. طلاب نباید از درس خواندن خسته بشوند. باید به طور دائم درس بخوانند و آنچه را که لازمه و آداب درس خواندن است رعایت کنند. مثلاً همه درس را بنویسند و به دقت نظر و نشان دادن نوشته ها به اساتید اهتمام کنند. فرض بفرمایید در یک حوزه درسی که ممکن است ۴۰۰ یا ۵۰۰ نفر و حتی بیشتر باشند (الان شنیده ام در بعضی از درسهای قم نزدیک به ۱۰۰۰ نفر طلبه شرکت می کنند) اگر نیمی ازاینها هم درس را بنویسند (البته ما عرض می کنیم همه درس را بنویسند و به کمتر اکتفا نمی کنیم) و نوشته های آنه مهذّب منقّح و خوب باشد و با نظرات اساتید اصلاح و تکمیل بشود و به بازار علم بیاید شما ببینید چه حادثه ای اتفاق می افتد.

یکی از عواملی که مرحوم آیه الله العظمی آقای خویی را در کار گسترش علم فقه و اصول موفق کرد این بودکه درسهای ایشان به شکل منظمی نوشته می شد. سبک درس ایشان خیلی منظم و مرتب بود. ما در سال ۱۳۳۶ که حوزه درس ایشان را درک کردیم دیدیم که کسی در درس ایشان اصلاً اشکال نمی کرد. ایشان درس رامی گفتند و کسانی آن را می نوشتند و بحث می کردند و بعد هم منتشر می شد. پس اینکه طلاب درس را بنویسند و فضلا آنها را تنقیح کنند و احیاناً به نظراستاد برسانند خیلی مهم است.

احیاء سنت اجازه اجتهاد

در این جا پیشنهاد می کنم که سنت اجازه اجتهاد را که سالهاست در حوزه ها منسوخ شده آقایان دوباره زنده کنند. اجازه اجتهاد در گذشته چیز خوبی بود. در سابق طلاب بعد از آن که مقداری درس می خواندند برای این که می خواستند به مراکز و شهرها بروند ومشغول تبلیغ و خدمت علمی بشوند احتیاج به گواهینامه ای داشتند که معلوم کند این آقا اهل علم و فضل است لذا می رفتند پیش علمای بزرگ یک مسأله فقهی را مطرح و بحث می کردند و آن عالم تشخیص می داد که ایشان مجتهد است و برای او اجازه اجتهاد می نوشت و به او می داد. در دوره قبل از م علما و بزرگان زیادی از علمای قبل از خودشان اجازه اجتهاد داشتند. الان سالهاست که این کار منسوخ شده است.

این که چرا منسوخ شد شاید عللی داشت. مثلاً بعضی از بزرگان مراجع عادت نداشند اجازه اجتهاد بدهند جهاتی را رعایت می کردند. الان اجازه افراد فقط برای امور حسبیه است. این کافی نیست چقدر خوب است که اجازه اجتهاد در حوزه ها زنده بشود. منتهی پیشنهاد من برای ترتیب آن این است که طلبه فاضل بعد از آن که مقداری درس خواند و در خود قوت و نیروی اجتهاد رااحساس کرد نزد استاد برود و استاد یک موضوع ومسأله مهم را (که سعی کنند از مسایل جدید و بحث نشده انتخاب شود) برای طلبه تعیین کند و او برود روی این موضوع کار کند ومثل جزوه های تزی که در دانشگاهها معمول است نتیجه بررسیهای خود را ارائه بدهد. ما البته به آقایانی که انشاء الله قرار است تشکیلات مدیریت حوزه را راه بیاندازند قبلاً این پیشنهاد را کرده بودیم که در یک دوره ای از تحصیل به طلاب موضوع بدهند و از آنها بخواهند که تز بنویسند حالا عرض می کنم که طلاب این تز را برای اجتهاد بنویسند. اگر به طلاب موضوع داده شود و آنها هم آن را تنقیح کنند گاهی دو سه نفری پیرامون آن بحث کنند و استاد راهنما هم داشته باشند شما خواهید دید ظرف چند سال هزاران تز فقهی جالب و مسائل بحث نشده به دست خواهد آمد.

اینراه تحقیق را باز خواهد کرد. البته عرض نمی کنیم طلبه جوان تازه مجتهدی که درباره مساله تحقیق کرده حرف آخر را در آن مورد خواهد زد. شما بگذارید حرف اول را بزند و اولین گام را بردارد. بنابراین این کار را ما در حوزه قم و به تبع آن در دیگر حوزه ها بایدشروع کنیم. اجازه اجتهاد را هم ممکن است نخواهیم مراجع بزرگ بدهند یک یا دو نفر از همین فضلا ومدرسینی که در حوزه به فضل و قوت علمی و تحقیقی شناخته شده اند اگر اجازه اجتهاد بدهند کافی است. در این صورت اگر طلبه بخواهد به یک شهر یا دستگاهی برود ویک شغل تبلیغی انتخاب بکند ورقه اجتهادی که نزد اوست مراتب فضل او را نشان می دهد. این عمل راه را باز و طلاب را به تلاش بیشتر در تبلیغ و ترویج اسلام تشویق خواهد کرد.

تکیه من در این جا این است که اجتهاد و فقاهتی که طلبه ها به سمت آن می روند زنده و مطابق نیازهای روز باشد. این جور نباشد که ما بخواهیم بحثهای گذشته و گفته شده را دوباره تکرار کنیم. امروز مباحث زیادی در بسیاری از مسایل و ابواب فقهی وجود دارد که محتاج بحث و بررسی است. آنچه که امروز به آن حقوق مدنی و احوال شخصیه می گویند و نیز بعضی از مسایل معاملات موضوعاتی است که حقیقتاً به تنقیح بحث و پی گیری علمی نیاز دارد و چقدر خوب است که این کار به وسیله تلاش متقابل اساتید و فضلای جوان انجام بگیرد.

اهمیت تبلیغ و رسالت حوزه ها

مسأله سوم که در برنامه های حوزه باید منظور بشود مسأله تبلیغ است. برنامه های تبلیغی حوزه علمیه قم در راس و به تبع آن بقیه حوزه های علمیه در شرایط فعلی که میدان برای تبلیغ اسلام باز است و دست و صدای ما به اقصی نقاط عالم می رسد باید با گذشته فرق داشته باشد آن وقت که در حوزه کار تبلیغی م جلسه ای با ۵۰ ۱۰۰ و یا حداکثر ۵۰۰ نفر در یک مسجد و مجلس بود و یک عالمی هم در کسوت امام جماعت و یا منبری حرفی برای آنها میزد با امروز که در کل اقطار عالم و در کشور و جامعه خود م کسانی منتظر کار تبلیغی هستند فرق می کند. چقدر جوانها هستند که مشتاق فهم دین میباشند. چقدر افراد فهمیده و تحصیلکرده هستند که تا دیروز آنها را از دین و معرفت دینی جدا نگه می داشتند ولی امروز دستگاه حکومتی آنها را به فهم دین و گرایش به آن تشویق می کند. اینها می خواهند از دین چیز بفهمند. اگر امروز کسی به شما بگوید من می خواهم یک دوره معارف اسلامی را به صورت خلاصه موجز و علمی نه به معنی فنی و استدلالی بلکه به معنای این که عوامانه نباشد بدانم و شما به من کتاب معرفی کنید شما چه کتابی را به او ارائه خواهید کرد؟ اگر فرض کنیم کتابهای جامعی هم وجود داشته باشد که ما بتوانیم آنها را برای معرفی حقیقت اسلام ارائه بدهیم خیلی کم هستند. از طرف دیگر بین افراد اختلاف سطح و سلیقه وجود دارد. شما با یک دانشجو یک جور و با یک استاد دانشمند که می خواهد از دین چیزی بفهمد جور دیگری حرف می زنید. با یک استاد علوم انسانی یک جور و با یک استاد علوم طبیعی و ریاضی جور دیگری سخن می گویید. با یک آدمی که مسایل و فرهنگ خارج را ندیده یک جور و باآن که دیده است جور دیگری برخورد می کنید. همچنین با طبقات متوسط یک جور و با طبقات عامی که برای فکر کردن وقت و حوصله ندارند به نحو دیگری عمل می کنید. برای همه افراد در سطوح مختلف کتاب لازم است. من الان اگر از شما که با کتاب و معارف اسلامی آشنا هستیدبخواهم چند کتاب مناسب معرفی کنید شاید به تعداد انگشتان هم افرادی پیدا نشوند که بتوانند این همه کتاب معرفی کنند. اصلاً شاید این مقدار کتاب لازم و خوب وجود نداشته باشد.

علاوه بر اینه ما احتیاج به بحثهای موضوعی داریم. مثلاً فرض کنید کسی تنها راجع به حجاب حقوق زوجین یا حقوق بشر که در دنیا این قدر مورد جنجال است یا سیاست خارجی اسلام و حقوق کارگر می خواهد ببیند نظر اسلام به طور ساده و خلاصه چیست؟ آیا ما برای همه اینها کتاب داریم معرفی کنیم؟ حالا ممکن است یک نفر از یک نویسنده ای کتابی راترجمه کرده باشد ولی ترجمه کافی نیست و درباره این مسایل باید کتاب نوشت و تاٌلیف وتحقیق کرد.

یکی از فضلای بزرگوار و شایسته امروز قم که از چهره های برجسته است چند سال قبل به من می گفت: من رفتم به یکی از کتابخانه های انگلیس (حالا تردید دارم که انگلیس یا کشور دیگری بود) بخشی از این کتابخانه درباره اخلاق بود. تعداد کتابهایی که ظاهراً در ده بیست سال اخیر درباره اخلاق نوشته شده و بخش عظیمی از این کتابخانه را پر کرده بود حدود ده هزار جلد بود. شاید هم بیشتر از این که حالا من احتیاط می کنم و کمتر می گویم. شما ببینید همه کتابهایی که ما در باب اخلاق از اول اسلام تاحال به زبان فارسی و عربی نوشته ایم چقدر است؟ آیا کتابهای اخلاق که شناخته شده و در دسترس مردم یا فضلا باشد غیر از کتب خطی که ممکن است در یک کتابخانه ای موجود باشد از صد تا بیشتر است؟ آنها در چند سال اخیر در باب اخلاق این همه کتاب نوشته اند که حالا من عرض نمی کنم همه آنچه نوشته شده خوب و درست است من عرض می کنم یک تلاش علمی و فکری در کشورهای پیشرفته وجود دارد با این که آنها مادی هستند و غالباً گرایشات مادی دارند و خیلی از معنویات دور هستند ما انصافاً تألیف و نوشته درباره اخلاق و همین طور موضوعات دیگر در سطوح مختلف و برای مخاطبین مختلف کم داریم. مردمی که تازه با اسلام آشنا شده اند نیاز به این کتابها دارند.

در همین کشورهایی که وقتی سال گذشه ما با هم صحبت می کردیم جزو شوروی بودند. امروز میلیونها انسان مسلمان وجود دارند که تا دیروز در زیر سیطره کمونیسم بودند و امروز از ما معارف دین را طلب می کنند. در سال گذشته چنین کشورهایی وجود نداشت ولی امروز وجود دارد و این سرعت تحولات جهانی را نشان می دهد. اینها می گویند:

(ما ۶۰ ـ ۷۰ سال زیر سیطره کمونیسم بودیم و کمونیسم برای ما در تمام مباحث کتاب جزوه نوشته بروشور فیلم نمایشنامه وچیزهای دیگر درباره مسایل اقتصاد تاریخ فلسفه و انواع و اقسام مفاهیمی که در کمونیسم مطرح است فراهم کرده بود حالا اسلامی و مسلمان هستیم و به اسلام برگشته ایم. شما که به قول خودتان ام القرای اسلام هستید بیایید به ما کتابهای اسلامی بدهید).

شما به آنها چه پاسخی خواهید داد؟ شما چه چیزی را ترجمه کرده یا نوشته اید که به آنها بدهید؟ باز هم مجبوریم بگوییم: آثار شهید مطهری (ره) را می

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.