پاورپوینت کامل بارقه امید حوزویان ۱۱۹ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بارقه امید حوزویان ۱۱۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بارقه امید حوزویان ۱۱۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بارقه امید حوزویان ۱۱۹ اسلاید در PowerPoint :
۱۹
آیه الله خامنه ای ، دام عزه العالی ،از نادر عالمان دینی است که
همیشه نگران وضعیت حوزه های علوم دینی بود.او، با دید نافذ و نگاهی
جامع ، کاستیهای حوزه ها راازارزیابی می نمود و همیشه از نابسامانیها
رنج می برد. در مشهد مقدس ، که از فیض وجودشان بهره می گرفتیم ، در هر
فرصتی ، جایگاه حوزه ها و رسالت عالمان دینی را با بیانی جذاب ، برای
خیل مشتاقان بیان می کرد.از رخوت ، که بر جان جوامع دینی ، بویژه
حوزه های علمیه ، جا خوش کرده بود، شکوه ها داشت .
بااین که تحت کنترل شدید
ساواک سفاک شاهنشاهی و هدف تیرهای زهراآین مابان بی درد و روحانیان
سرسپرده بود،ازاصلاح حوزه ها و سازماندهی طلاب و روشنگری حوزویان ،
لختی نیاسود و درانجام این مهم ، خطرها و تکفیرها را به جان خرید.
اصحاب مجله حوزه ، با آشنایی دیرین بااندیشه های اصلاحی آن بزرگ ،
بی صبرانه انتظار می کشیدند که آن بزرگوار، در موقعیت کنونی ، عملا
وارد میدان شوند و با پشتوانه سترگی که دارند و به دوراز چشم
شحنه ها، که الحمدلله اکنون فضای ایران اسلامی از لوث وجود آنان
پیراسته شده ، نقبی به روشنایی بزنند.
تااین که در آغاز سال تحصیلی ، همه حوزویان و همه آنان که از
اوضاع واحوال کنونی حوزه در رنجند و دردمندانه درانتظار مصلحی
هستند که با عزم واراده ای پولادین ،این شجره مبارکه رااز چنگ
آفاتی همچون : رخوت ، عدم برنامه ریزی ،افکارارتجاعی ، و… نجات بدهد،
سخنان امید آفرین باغبان را شنیدند که خبراز فصل بهار می داد.
این سخنان ، حیاتی تازه و جنب و جوشی خاص در حوزه ها پدید آورد.
امید آن که متولیان حوزه ،اساتید و فاضلان درد آشنا و متعهد زمینه
اجرایی رهنمودهای معظم له را مهیا کنند، تا در پرتویاری و رهنمودهای
ایشان واستقبال طلاب ، حوزه ای شایسته و در خور مکتب صادق آل محمد،
ایجاد گرددد و تربیت یافتگانی در خور آن مکتب مبارک ، برای تبلیغ و
ترویج اسلام ناب محمدی (ص ) به جوامع انسانی تحویل دهد.
[حوزه]
بسم الله الرمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین والصلوه والسلام علی سیدنا محمد(ص ) و آله
الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین .
عن امیرالمومنین ( ع ):انه قال :الفقیه کل الفقیه من لمی
یقنط الناس من رحمه الله و لز یؤیسهم من روح الله و لم یومنهم من
مکرالله .
البته احادیث متعددی مشابه مضمون این حدیث هست و خلاصه
این احادیث این است که : فقیه ، حقیقت را آنچنان که هست برای مردم
بیان می کند، نه این که با سختگیریها، تنگ نظریها و دخالت دادن بعضی
کج فهمی ها مردم را مایوس بکند نه این که با هواپرستی ، تبعیت از
رای غیر متکی به مبانی ، مردم رااز مکرالهی ایمن بکند و به گناهان
تشویق بکند لب فقاهت عبارت از فهم حقیقت دین و شریعت و بیان آن به
مردم است .امروز که ما بعداز وقفه ای ، نسبتا طولانی ، مجددااین
مباحث را شروع می کنیم ، طبق رسم جاری درسهای حوزه ای بعضی از مطالب را
لازم دانستیم مقدمتا عرض بکنیم تاان شاءالله شاید هم برای جمع
حاضر و هم برای کسی دیگری که ازاین مطالب مطلع می شود، مفید باشد
لذا چند موضوع را که یادداشت کرده ام به صورت پیوسته و به ترتیب عرض
می کنم :
مطلب اول درباره نقش حوزه های علمیه است . در مورد نقش حوزه های
علمیه هدر جامعه ما، در گذشته ، حل و آینده باید خیلی مطالعه و تدبر
شود. مااز مجموعه روحانیت ، بخصوص حوزه علمیه راانتخاب کردیم چرا
که اینجا مزرع علمای دین و پرورشگاه نهالهای بالنده فقاهت در آینده
است .این حوزه ها در طول زمان اولا توانستند دین را حفظ و تبیین
کنند.اگر زحمات حوزه های علمی از آغاز تاامروز نبود، یقینااز دین
و حقایق دینی چیزی باقی نمی ماند و بقاء دین ، مدیون تلاش علمی
حوزه هاست .
ثانیااگر توانستند روحیه دنی مردم را تقویت کنند،ازاین حوزه ها
بوده است که علماء و مبلغین برخاستند و در میان مردم دین را تبلیغ
کردند و روحیه دینی را در بین مردم تقویت کردند و هم چنین توانستند
فکر جامعه را هدایت کنند.
ازهزار سال پیش تاامروز بعداز دوران حدیث ، متن گرائی وازابتدای
دوران استدلال که از آن زمان تا حل تقریبا بیش از هزار سال می گذرد،
این حوزه های علمیه بودند که توانستند فکر دینی مردم را هدایت کننند
و دین را حفظ کنند و به آنها روحیه دینی بدهند.
ثالثا در مسائل سیاسی ، در طول زمان ، هم این حوزه ها تاثیر گذاشتند
و مااین موضوع را در تاریخ گذشته خودمان می بینیم . به عنوان مثال در
دوران علامه حلی ، رضوان الله علیه ، که مدرسه سیار داشت و طلاب را،
حتی با خود در شهرها و بلاد گوناگون حرکت می داد و قبل ازاو، در زمان
شیخ طوسی (ره ) و شاگردان آن بزرگوار که در آفاق دنیای اسلام پخش
می شدند، چه در شرق و چه در غرب ، مثل شهرهای شام و طرابلس ، شاید مصر
و دیگر مناطق و هم چنین در زمان سید مرتضی (ره ) در زمانهای نزدیک به
زمان خود ما مثل دوران قبل از شیخ انصاری (ره ) ما در زمان مرحوم کاشف
الغطاء(ره ) که حوزه های علمیه آن وقت در تحولات جاری زندگی مردم
موثر بودند و بعد هم شاگردان شیخ انصاری (ره ) مثل مرحوم میرزای
شیرازی (ره ) و بعد آخوند خراسانی (ره ) و دیگر علمایی که نقش آنها را
در قضایای قبل از مشروطیت و در خود مشروطیت و بعداز آن تا زمان
حاضر که شما می دانید. متاسفانه همه مردم این سابقه را نمی دانند و
این مسائل جزو مباحثی است که در مورد آنها کم تحقیق شده است .
مردم بایداین مسائل را بدانند واین سوابق را بشناسند.
بحمدالله این سوابق ثبت و ضبط شده است . در زمان خود ما هم تحرک ملت
و تحقق انقلاب اسلامی وایجاد جامعه ای با پایه های اسلامی به وسیله
حوزه های علمیه انجام گرفت .استاد حوزه های علمیه پیشاهنگ بود و طلاب و
فضلای حوزه علمیه سراسر کشور سربازان آن فرمانده و رهبر بودند.
تحقق نظام اسلامی امری بود که در طول تاریخ اسلام ،از صدراول تا
امروز،انجام نگرفته بود. در دوران بعدازانقلاب تاامروز هم ، حضور
اساتید و طلاب حوزه های علمیهه در مراحل مختلف انقلاب واضح است . پس
حوزه علمیه برای جامعه از جهات مختلف نقش حیاتی دارداین نقش باید
مورد تدبر قرار بگیرد. یعنی افرادی در مورد آن فکر و تحقیق کنند و
مواد لازم را جمع آوری و فکرهای نو دراین زمینه راارائه کنند.این
مطلب اول .
مطلب دوم این است که حالا گنجینه ای بااین عظمت یعنی
حوزه های علمیه دراختار مااست . دراختیار جهان اسلام و روحانیت اسلام
است . قاعدتا در هر جای دنیااگر چنین گنجینه گرانبهائی وجود داشته
باشد، شب و روز برای حفظ آن برنامه ریزی می کنند و برای تقویت و
هدایت آن لحظه ای غفلت نمی کنند.
اندیشمندان بزرگ وافراد صاحب نظر برای چگونگی استفاده ازاین
ذخیره عظیم ، فکر و برنامه ریزی می کنند حال ما برای حوزه های علمیه مان
چقدر برنامه ریزی می کنیم ، چه کسی این برنامه ریزی راانجام می دهد؟ چند
درصد وقت بزرگان و برجستگان روحانیت صرف برنامه ریزی برای حوزه
می شود؟ آیا به اندازه یک اداره کوچک یا یک امر دنیایی و یا یک
دانشگاه کوچک برای حوزه علمیه برنامه ریزی منظم انجام می گیرد؟
تحقیقانه ! ممکن است یک فرد برای درس خودش فکر کند که تا آخر سال
چه مسائل را مطرح کنم ، به چه نحو مطرح کنم و به کدام کتابها مراجعه
کنم ،این کجا و برنامه ریزی برای حوزه کجا؟الان حوزه های علمیه ما در
کشور تعداداست ؟ در طول تاریخ شیعه مثل حوزه علمیه قم با آن عظمت ،
کدام حوزه علمیه را سراغ دارید؟ در نجف ، قم ،اصفهان ، مشهد تبریز و
غیره اینها و در بین حوزه های بزرگ در طول تاریخ هیچ گاه مانند حوزه
علمیهه قم در زمان ما بااین شکوفایی و عظمتی که دارد وجود نداشته
است .
بایدگروههای متخصص و متمحض در برنامه ریزی دراین کار وارد بشوند.
بنشینند و دائم نگرشی به حوزه علمیه و مسیر آن داشته باشند و برای
فردا و فرداهای آن برنامه ریزی عملی بکنند.
مطلب سوم این است که اساس در حوزه ها، فقاهت است . فقه باید
پیشرفت بکند. دراینجا فقاهت به معنی خاص خود مورد نظر ماست . فقه به
معنی عام که آگاهی از دین است دراینجا مورد بحث ما نیست . فعلا
منظور مااز فقه به معنای خاص کلمه ، یعنی آگاهی از علم دین و فروع
دینی واستنباط وظائف فردی واجتماعی انسان از مجموعه متون دینی است
که عبارت از فقه است .این فقه خیلی مهم است . تکلیف تمام زندگی از
قبل از ولادت تا بعداز ممات ،احوال فردی و زندگی شخصی ،احوال
اجتماعی او نیز و زندگی سیاسی ،اقتصادی ،اجتماعی و دیگر شوون او در
فقه مشخص است . فقه به این معنا مورد نظر ماست که اسم آن همان احکام
فرعی است . فقه به معنی استنباطاحکام فرعی ازاصول ،اساس حوزه هاست .
البته وقتی می گوئیم[ فقه] مراد ما همان است که گفتیم و وقتی
می گوئیم[ فقاهت] مراد، متد کاری و شیوه عمل در حوزه هاست.
مااین شیوه استنباط را به عنوان فقاهت اصطلاح می کنیم که در کلمات فقها هم کم
وبیش به همین معنی به کار می رود. روش فقاهتت یعنی روش رد فروعع به
اصول واستنباط ازاصول واز مبانی که کتاب ، سنت ، عقل واجماع است .
کیفیت استنباط و تقابل میان ادله و ترتیب و نوبت بندی ادله مختلف که
اول ما باید به کدام مراجعه کنیم . فرضا به ادله اجتهادی مراجعه
کنیم یا به ظواهر مراجعه کنیم ؟اگر ظواهر تعارض داشته چه بکنیم ؟اگر
ظواهر نداشتیم چه بکنیم ؟ چه وقت نوبت به اصول علمیه می رسد؟ کدام
اصلل در دیگری مقدم است ؟ وازاین قبیل مسائل .این همان شیوه ای است
که ما آنرا در علم اصول می خوانیمم . ما نام این شیوه را فقاهت
می گذاریم .
مبنی در حوزه های علمیه فقه است به معنای آن علمی که گفته شد و
شیوه فقاهت هم مربوطاست به این معنایی که بیان شد. فقه و فقاهت
باید در حوزه ها پیشرفت بکند.این پیسرفت هم از لحاظ عمق است که فقه
باید عمیقتراز آنچه که هست ، بشود. چنانچه شما ملاحظه می کنید که فقه
زمان علامه حلی ، رضوان الله علیه ،از فقه زمان شیخ انصاری (ره ) عمیقتر
است . یعنی فقه او با آراء و نظرات گوناگون برخورد کرده و یک عمق و
پیچیدگی خاصی در طول زمان پیدا کرده است . یا فقه زمان محقق ثانی
علی بن عبدالعالی کرکی نسبت به فقه زمان علامه عمق بیشتری دارد. فقه
شیخ از تعمق بیشتر برخوداراست . ما بایداین عمق را روزافزون کنیم .
عمق دادن به این معنی نیست که به گوشه ها و حواشی و تبلیغات زائد
بپردازیم . عمق دادن یعنی مسائل را حلاجی کردن ، تحقیق آنها با روش های
نو وازاین طریق عمق دادن به آنها. کسی که در میدان عمل اهل تحقیق
باشد می توانداین شیوه تحقیق را بشناسد. ما باید به فقه عمق ببخشم و
در فقه بایداز سطحی نگری پرهیز شود. فقه امروز ما، بایداز فقه
زمان شیخ و شاگردان شیخ و شاگردان شاگردان شیخ ، که بزرگان دوره ما
قبل هستند. عمیقتر باشد! به هیچ وجه ما نباید در مسائل ، سطحی فکر
کنیم . باید به فقه پیچیدگی و عمق ببخشیم .این یک بعدازابعاد
پیشرفت فقاهت . بعد دیگر پیشرفت فقه ، سعه و فراگیری مسائل زندگی است .
یعنی ما نبایداکتفا کنیم به بعضی ازابواب فقه ، آن هم ابواب دارای
اهمیت فردی ، نه اهمیت اجتماعی ، مثلاابواب طهارت.
ملاحظه کنید تعداد کتب که
در باب طهارت نوشته شده چقدراست و تعداد کتبی که در باب جهاد یا در
باب قضا یا در باب حدود و دیات یا در باب مسائل اقتصادی اسلام نوشته
شده چقدراست ؟ خواهید دید در طهارت بیش از
مسائل دیگراست . در کتب بعضی از علماء حتی کتاب جهاد وجود ندارد.
مثلا صاحب حدایق لازم ندانستند جهاد را، که یکی ازاصول اسلام و شریعت
است ، بحث کنند و مخصوص ایشان هم نیست .البته حدایق دوره کامل نیست ،
نقص داردامااز محلی که باید جهاد را بررسی کند خیلی گذشته و بحث
جهاد در آخر کتاب عبادات است و جهاد را قبل از ورود در معاملات و
عقود بحث نکردند خیلی های دیگر هم همینطور هستند. مرحوم نراقی هم بحث
نکردند والبته عده ای هم بحث کردند ولی خیلی مختصر و آن ظرافتها و
پیچیدگیهای علمی را که می بینید در بعضی از کتب به کار رفته ، به کار
نبرده اند .
ما باید دامنه فقه را وسعت بدهیم . فقه ما بایداز لحاظ سعه سطح
فقاهت پیشرفت کند و همه مسائل زندگی را شامل بشود.امروز خیلی از
مسائل از لحاظ فقهی برای ما روشن نیست . می توانم بگویم که حتی در
بعضی از فروع ، در بعضی ازابواب فقه که قدمهای ما به آنها رسیدگی و
احکام آن را بیان کردند. متاخرین آنها را هم بحث نکردند. یعنی شما
اگر مثلا به مبسوط شیخ (ره ( یا به تحریر علامه مراجعه بفرمائید، فروع
بیشتری خواهید یافت تا به خیلی از کتب فقهائی که بعدازاینها آمدند
و بخصوص فقهائی که نزدیک به زمان ما هستند.اینها به فروع اهمیت
کمتری داده اند در جالی که این فروع هر کدام نقشی دارند که فقیه یابد
مشخص کند.احکام اجاره را در مقیاس جهانی ، خوب نگاه کنداحکام
انواع اقسام قراردادها رااز شرع مقدس استنباط و بیان کند.احکام
قبل ازاینهاامروز برای ما روشن نیست . مثلا عقد مضاربه که ما قبلا
خیلی هم اهمیتی به آن نمی دادیم می تواند مثلا نظام بانکداری را
اداره کند. چرا ما در کتب فقهی وابواب مختلف فقه تفحص لازم را نکنیم
تا راههای بیشتری برای ادارهه زندگی مردم پیدا شود. پس فقه علاوه بر
عمق ،از لحاظ سطح هم باید پیشرفت و گسترش پیدا کند.از لحاظ روش هم
لازم است توسعه پیدا شود. همان روش فقاهتی که قبلا عرض شداحتیاج به
تهذیب ، نوآوری و پیشرفت دارد. باید فرکهای نو کار بکنند تا بشود
کاراپی آن را بیشتر کرد. خلاصه این که اساس فقه و فقاهت باید در سه
صحنه و سه جهتی که عرض شد، پیشرفت کند.
مطلب چهارم این است که : در عین حال که اساس در حوزه ها فقاهت است
و لیکن از دیگر علوم اسلامی نباید غفلت بوشد. مثلااز قرآن نباید
غافل بشویم . علم قرآن ، شناختن قرآن ، فهم قرآن وانس با قرآن باید به
عنوان یک رشته در حوزه ها وجود داشته باشد. طلاب ما باید همه یاالاقل
بخشی از قرآن را حفظ کنند باید با آن مانوس باشند. بسیاری از
مفاهیم ماسلام در قرآن است . مااگر تنها در فقه بخواهیم بحث کنیم به
فکر آنها نمی افتیم .انزوای قرآن در حوزه های علمیهه و عدم انس ما با
قرآن ، مشکلات زیادی برای ماایجاد کرده است و بعدازاین هم ایجاد
خواهد کرد. دوری از قرآن ما را تنگ نظر خواهد کرد. بنده قبل ازانقلاب
در مشهد، در درس تفسیر به طلبه ها می گفتم که ما متاسفانه ابتدای
تحصیل تا وقتی که اجازه اجتهاد می گیریم می توانیم حتی یکبار هم به
قرآن مراجعه نکنیم ، یعنی وضع درسی ما به صورتی است که اگر یک طلبه
ازاول تحصیثل تحتی یکبار به قرآن مراجعه نکند، می تواند همین رشته
ما راازابتدا تاانتها سیر کند و مجتهد بشود. چرااین طوراست ؟
چون درسهای مااصلااز قرآن عبور نمی کند. در فقه گاهی آیات قرآنی را
ذکر می کنیم که روی آن هم خیلی کار و تحقیق نمی شود. آن قدر که ما در
روایات بحث و کار می کنیم ، متاسفانه در قرآن کار نمی کنیم . در
حوزه های ما منزوی است . باید به علم قرآن ، مسائل مربوط به قرآن و
مجموعه چیزهائی که تحت عنوان قرآنی است که می بینیم الان رائج شده و
گذشتگان در مورد آنها کتابهای زیادی نوشتند توجه بشود.
الان خوشبختانه بعضی ها نسبتا توجه خوبی به قرآن می کنند. تفسیر
قرآن ، خود یک علم مستقلی است ، یا آشنایی با حدیث ، علم حدیث ، شناخت
حدیث به طوری که منتهی بشود به غور دراین علم ، به دسته بندیهای خوب ،
فهرست بندیهای مناسب ،استفاده های مناسب که متاسفانه ماالان از همه
آنها محروم هستیم . در مورد رجال کتابهای خوبی نوشته شده لکن در عین
حال انسان خلاء عظیمی را در رجال می توانیم برای خودمان حجت را در باب
سنت ، به دست بیاوریم . باید در رجال هم کار بشود. تاریخ هم بسیار
مهم است . حتی در فقه هم می شوداز تاریخ استفاده کرد. بسیاری از
مسائل فقهی با تاریخ مرتبطاست . ما به این ارتباط کمتر توجه کردیم و
آن را کشف نکردیم .
البته من دراین جا تاریخ
را به عنوان یک عدم مستقل مطرح می کنم که یکی از علوم اسلامی است و
باید روی آن هم کسانی کار کنند. در مورد فلسفه هم اگر چه در حوزه ها
رایج است اما باید گفت در حقیقت مهجوراست . فلسفه در حوزه ها باید
رواج پیدا کند فلسفه فقط این نیست که ما کتاب منظومه یااسفار را
بگیریم ازاول تا آخر بخوانیم . نه ، تبحر در فلسفه به این معناست که
انسان بتوانداز تمام افکار فلسفی موجود در دنیا که به شکل
ساعت نگاری دارد پیش می رود و لحظه به لحظه در دنیا فکر فلسفی مطرح
می شود، مطلع باشیم و با تکیه بر فلسفه خودمان ، در مقابل فلسفه های
غلط، آماده باشیم واگر چنانچه احیانا نقطه مثبتی در آنها هست ،از
آن استفاده بکنیم . فلسفه ما به این صورت پیشرفت می کند والا فلسفه
صرفا در شناخت افکار و کلمات بزرگان ارزشی ندارد. فلسفه باید ما را
به معرفت کامل برساند. باید ببینیم در جامعه بشری در وادی معرفت چه
کارهایی می شود. باید در حوزه ها پی در پی ، کارهای جدید،افکار جدید،
روشها و متدهای جدید مطرح بشود.
در مورد علم کلام هم ، کلامی که
امروز برای دفاع از عقاید دینی لازم است غیراز مباحث کلامی گذشته
است . مثلاامروز شبهه ابن کمونه را چه کسی مطرح می کند که ما بخواهیم
به آن جواب بدهیم .امروز شبهات فراوانی در ذهنیات و جامعه بشری هست
که حوزه های علمیه باید هم این شبهات را بدانند و هم راه مقابله با
آنها را. حوزه ها باید در هر زمان ، حالت تهاجمی داشته باشند. باید
همواره در مقابل فلسفه ها، گرایشها و مذهبها حالت برندگی و تهاجم
داشته باشند. پس این رشته ها باید در حوزه های علمیه مورد توجه قرار
بگیرد. باید متخصصین دراین علوم تربیت بشوند و حوزه نباید به اینها
به اینها با نظر بی اعتنائی نگاه کند.
در گذشته فرضااگر کسی می خواست در حوزه مقام علمی پیدا کند نباید
تفسیر قرآن می کرد. قبلااگر یک آقای ملای محترم عالمی اهل تفسیر بود
و مردم از تفسیراواستفاده می کردند،این درس موجب می شد در حوزه
مشهور به بی سوادی شود، لذااین درس را ترک می کرد. آیا به نظر شما
این فاجعه نیست ؟ در حالی که باید عکس این موضوع باشد. باید بگوئید
فلانی متخصص در تفسیراست .استاد تفسیر باید یک عنوان محترمی در حوزه
باشد. متخصص در فلسفه متخصص در کلام ، متخصص در تاریخ باید در حوزه
ارزش پیدا کند کمااین که در گذشته دورت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 