پاورپوینت کامل نگاهی دیگر به اجتهاد (۲) ۸۶ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل نگاهی دیگر به اجتهاد (۲) ۸۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نگاهی دیگر به اجتهاد (۲) ۸۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل نگاهی دیگر به اجتهاد (۲) ۸۶ اسلاید در PowerPoint :
۵۴
واژه اجتهاد و سیر آن را در بستره واصطلاحهای گوناگون باز
نمودیم
دراین مقال معنای واژه تفقه ر که مرادف است با عنوان اجتهاد
در قرآن سنت واصطلاح مجتهدان پی می گیریم .
در ضرورت و عدم ضرورت این ستون و طرح این گونه مباحث قضاوتهایی
به طور حضوری و کتبی صورت گرفت .
خواننده محترمی نوشته بود:
[مباحثی چون :[ سیر واژه اجتهاد] بویژه تعریف اصطلاحی آن در
نوشته های فقیهان به طور مبسوط آمده است ازاین روی پرداختن
بدانها چندان ضرور نمی نماید].
برخی دیگر به پی گیری این گونه مباحث تاکید و بر ضرورت آن
چنین استدلال کرده اند:
[نشاید یک عنوان را در بسترهای مختلف واصطلاحهای گوناگون معنایی
یکسان کرد زیرا هراصطلاحی را معنایی ویژه است و هر فرهنگی را زبان خاص
لذا تعیین قلمرو معانی در بدو پرداختن به یک دانش ازاهم امور
است].
آری تفکیک معانی و جداسازی بار هر عنوان در فرهنگها و دانشهای
مختلف زمینه و باب درک و دریافت درست مقوله های آن علم و فرهنگ است .
در قلمرو مفاهیم دینی تبیین و تعیین مرزهای عناوین و گستره هر
واژه به دلایل زیر ضرورت دارد.
۱. در فرهنگ دینی عناوین از قداست و پایگاه خاصی
برخور دارند به گونه ای که تفسیر یک عنوان سمت و سوی یک فرهنگ را
متحول می کند و در ترقی وانحطاط جامعه مذهبی اثر می گذارد.
از باب نمونه : تقو که معیار
کرامت و پایگاه ارزشی واجتماعی افراد در جوامع اسلامی و شرط اساسی
رهبران و پیشوایان دینی است اگر به پرهیز و گوشه گیری و آرایشهای
اخلاقی فردی تفسیر شوداثری که بر جامعه اسلامی خواهد داشت جز
تاثیری است که وظیفه بانی مسئولیت پذیری و مکتب مداری ر معنای
تقو بدانیم .
۲. واقعیت این است که : شارع مقدس اصول و خطوط اساسی دین را بر
بشر نمود به اصطلاح مجتهدان [ القاءاصول] کرد. بسطاین اصول و
انطباق این رهنمودهای اصولی و کلی بر موارد جزئی و عینی مفاهیم نوی
را وارد فرهنگ اسلامی کرد.این انطباقها و تفسیر به دوراز صبغه
محیط نیازهای زمان ساختاراذهان واندیشه عالمان و وضعیت اجتماعی
سیاسی و فرهنگی هر دوره نبوده است .
ازاین باب تحول توسعه و تغییر
نیازها و موضوعه در هر دوره ای انطباق تفسیر و نگاهی نو را به
داده های ذهنی از سوی عالمان دینی ضرور می نماید تااسلام به عنوان
آیین زندگی مردم مشکلات آنها را در عرصه تلاشهای فردی و حیات
اجتماعی بگشاید.
۳. دانش احکام که مهبط آن اعمال روزانه مسلمانان و مقررات عینی
جامعه اسلامی است چگونگی تفسیر مفاهیم آن در سمت گیریه بافت
اجتماعی و رفتار مسلمانان تاثیر زیادی داشت بیشتر مورد هجوم
حاکمان جاه طلب قرار گرفت . آنان با تهدید و تطمیع به وسیله عالمان
دربار و وعاظ السلاطین از راه بدعت و تحریف در متون دینی عناوین و
مفاهیم احکام را همساز منافع خویش تفسیر کردند. دراین راست
احکام زندگی ساز و ستم ستیزاسلام ر معنایی وارونه کردند. تقیه ر
عامل تسلیم و توکل راابزار سکون تفسیر کردند. فضل و برتری که خاص
مجاهدان بود ویژه مقدس مابان کردند. آنان دراین کار چنان سریع
پیش رفتند که امام علی ( ع ) جنگ خویش را بر تاویل مکتب می داند واز
وارونه شدن اسلام چنین خبر می دهد:
وغارالصدق وفاض الکذب واستعملت الموده باللسان و تشاجرالناس بالقلوب وصارالفسوق نسب والعفاف عجبا و لبس الاسلام البس الفرو
مقلوبا . ۱
سرچشمه راستی خشک شود واز آن دروغ جوشان دوستی گناه و نافرمانی
عامل پیوند گردد پاکدامنی شگفت و عجیب نماند.اسلام پوشتین باژگونه
پوشد.
این است که بازنگری واژه ها واصطلاحات در قلمرو فرهنگ و معارف
اجتماعی اسلام درانطباق با نیازها و موضوعهای نوپیدا و تغییر
یافته ضرور می نماید و دانش اجتهاد نگاه دیگر را برای تجدید حیات
مسلمین و پی ریزی تمدن نوین اسلامی می طلبد.
ما در گذشته سیر واژه اجتهاد در تطور معنایی را که در بستر تاریخ
یافته بود باز نمودیم .
دراین مقال سرگذشت واژه تفقه و فقه و معانی که در بستر تاریخ و
عرصه فرهنگ اسلامی به خودگرفته است به گونه ای گذر بررسی کرده و
معنای حقیقی آن را در قرآن و سنت می جوییم .
مکانت تفقه و فقیهان
تفقه و فقاهت دراسلام از جایگاهی بلند برخورداراست . قرآن در حدود
بیست مرتبه این واژه را به کار برده است و در آن آیات مردم را به
تفقه تحریص و آنانی را که درافاق وانفس حوادث و پدیده تفقه
نمی کنند توبیخ می کند.
در متون روایی و گفتار معصومان نیز فقه و تفقه از پایگاهی والا
برخورداراست . فقیهان در بینش تشیع مکانتی عظیم دارند:
رحلت فقیه متعهد خلای را پیش می آورد که جبران آن ناممکن است :
اذا مات المومن الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمه لایسدها شی ء . ۲
هنگامی که فقیه وظیفه بان ازاین عالم ماده رخ برگیرد و یتیمان امت
اسلامی را بی راهبر کند فرشتگان آسمان نوحه گرند زیرا چنین فقیهی
دژاستواراسلام و پدر مهربان مسلمانان است .
او چونان حصار شهر حریم اسلام را پاس می دارد و توطئه های دشمنان
را علیه خودشان بر گرداند. چون شمع می سوزد تا راهیان کوی وصال ره
نماید و عاشقان کوی حقیقت را به وصال یار برساند.
صادق آل محمد(ص ) آن احیاگر معارف اسلامی و بنیادگزار علوم و
حوزه های دینی فرمود:
لودث اصحابی ضربت رووسهم بالسیاط حتی یتفقهوا فی الدین . ۳
دوست دارم با تازیانه بر سریارانم بزنم تا در دین خویش فقیه
گردند.
امام کاظم ( ع ) مکانت تفقه را چنین می نماید:
تفقهوا فی دین الله فان الفقه مفتاح البصیره و تمام النعمه و
در دین خدا فقیه شوید
چه فقه کلید بصیرت همه نعمت عامل رسیدن به مقامهای بلند درجات والا
در دنیا و آخرت است . برتری فقیه بر عابد چونان برتری خورشید بر
ستارگان است . کسی که در دین خود فقیه نشوداعمال او مورد پسند خدا
نخواهد بود.
در باب تفقه و منزلت فقیه و ویژگیهای فقیهان گفته های بسیاری از
معصومان ( ع ) رسیده است ولی تصویری روشن و صریح از معنی و حقیقت آن
ارائه نشده است . همین امر باعث برداشتهای گوناگون عالمان دین از فقه
و فقاهت شده است به گونه ای که فقیهان و حدیث شناسان بزرگ در
معنای فقه به اختلاف نظر گرفتار آمده اند.
معانی فقه و تفقه
با تتبع و جستجو در گفته های مفسران محدثان و مجتهدان به چهار
تفسیراز تفقه و فقه بر می خوریم .
۱.اجتهاد و دانش احکام
فقه و تفقه در
عرف عمومی و حوزه های علوم دینی به دانش احکام گفته می شود. متخصص در
استنباطاحکام دین از متون و منابع معتبر را[ فقیه] گویند. بر همین
اساس مکانت وارزشهایی را که در منابع دینی برای فقیه و تفقه
گفته شده از آن مجتهدان می شمارند.
این تفسیراز فقه نخست از جانب
مجتهدان مطرح شد و در کتب احکام رواج یافت و رفته رفته عنوان
غالب برای دانش احکام گردید. عالمان دینی نخست به معنای عام و
حقیقی فقه و تفقه توجه داشتند ولی چون کشف واستخراج احکام
موضوعهای نو پیدااز متون دینی نیاز به تفقه داشت براجتهاد
عنوان تفقه نهادند و محصول این تفقه فقه نام گرفت .
مجتهدان در دوره های بعد کتابهای استدلالی خویش را در حرام و حلال
به عنوان فقه مزین کردند و معنای اصطلاحی را به جای معنای حقیقی
گرفتند.این خلط معنای اصطلاحی با معنای اصلی از حوزه مجتهدان
فراتر رفت و به کتابهای مفسران و محدثان نیز راه یافت در نتیجه
آنان نیز در نوشته های خویش فقه و تفقه را در قرآن و حدیث به دانش
احکام تفسیر کردنداز باب نمونه :
مولف کشف الاسرار ذیل واژه تفقه در آیه انذار می نویسد:
بدان که فقه معرفت احکام دین است بخشیده است بر دو قسم : فرض
عین و فرض کفایه :
اما فرض عین : علم طهارت و نماز و روزه است که بر هر مکلف واجب است
شناختن و آموختن آن …
اما فرض الکفایه : هوان یتعلم حتی یبلغ درجه الاجتهاد و رتبه
من یردالله به خیرا یفقهه فی الدین . ۵
در تفسیر روح البیان نیز تفقه در آیه انذار به علم احکام تفسیر
شده است :
یتفقهوا فی الدین، لیتکلفواالفقاهه فی الدین و یتجثموا مشاق
تا مسئوولیت سنگین فقاهت در دین را بر عهده گرفته و رنج تحصیل آن
را پذیرا گردند. فقه شناخت احکام دین است .
حدیث شناس بزرگ مرحوم
شیخ فخرالدین طریحی در ذیل معنای فقه به نقل از برخی علماء
می نویسد:
[در روایات به تفقه در دین بسیار توصیه شده است . مراداز تفقه
در دین همان طوری که بعضی شارحان حدیث گفته اند: مجموعه افعال و
کارهائی است که خداوند متعال برانسان واجب کرده است مثل : وضو غسل
نماز روزه حج زکوه جهادامر به معروف و نهی از منکر که
یادگیری آنها بر تمام مردم واجب است]… ۷
بر یادگیری حلال و حرام الهی در قرآن و روایات توصیه های فراوانی
شده است چه آن کس که فرایض خویش را نشناسد و حریم محرمات را نداند
در عرصه زندگی دینی خویش به خطا خواهد رفت .
شایداهمیت این مهم به انضمام معنای اصطلاحی رایج در زبان
مجتهدان عامل گرایش و گزینش این معنی برای تفقه از سوی این برزگان
شده است وگرنه ما دلیلی برای حمل تفقه به علم احکام نیافته ایم . فقط
در برخی روایات لفظ تفقه بر حلال و حرام اضافه شده است .
امام صادق ( ع ) در تحریص پیروان خویش بر شناخت حلال و حرام می فرماید:
لیت السیاط علی رووس اصحابی حتی یتفقهوافی الحلال والحرام . ۸
کاش بر سراصحابم تازیانه باشد تا حلال و حرام را دقیق بشناسند.
بی شک هر عبارت حدیث فوق تعیین کننده معنای [ تفقه] نیست بلکه
واژه[ تفقه] با معنای حقیقی خویش بر حلال و حرام که بخشی از دین
است تعلق گرفته است . وجوداین تعلق دلیل بر حمل و حصر تفقه در
دین به شناخت حلال و حرام نمی گردد زیرا در زمان نزول آیات قرآن و
صدوراحادیث علم به احکام دانشی مستقل نبوده و عالمان احکام صنفی
جدااز دین شناسان نبوده اند.
خلاصه : تفسیر تفقه به استنباط واحکام در عرف مجتهدان یک اصطلاح
نو پیدااست . روا نیست مواردی را که در متون دینی به این واژه به
صورت مطلق یا با قید[ تفقه در دین] آمده است به دانش احکام حمل
کرده و فقه را عنوان برای مجموعه احکام حلال و حرام شمرد.
۲. علوم قلبیه
علوم قلبی برخاسته از تهذیب نفس و پالایش جان است . طالب این علوم
نیاز به حافظه قوی و نیزهوشی ندارد. همتی بلند و عزمی استوار باید
که با نفس اماره جهاد کرد و با رفع حجب دل را آیینه تجلیات حقایق
کرد.
برخی عالمان دین و مفسران بزرگوار فقه و تفقه را به علوم معنوی و
معلومات قلبی تفسیر کرده اند:
والتفقه فی الدین هو من علوم القلب لامن علوم الکسب اذ لیس کل من
یکسب العلم یتفقه کما قال :[ وجعلنا فی قلوبهم اکنه ان یفقهوه]
الاکنه هی الغشاواه الطبیعیه والحجب النفسانیه . ۹
تفقه در دین در شمار علوم باطنی و
قلبی است نه علوم اکتسابی زیرا در فرهنگ قرآن بر رتحصیل علوم
کسبی[ تفقه] گفته نمی شود.
همانطور که خداوند فرموده است :
[بر قلبهایشان پرده ای افکندیم که مانع[ تفقه] آنهاست].
اکنه : پرده های بعد مادی و حجابهای نفسانی است .
جمله مورداستناذ در گفته فوق که در سه آیه از قرآن آمده است به
هیچ روی انحصار[ تفقه و فقه] را به علوم قلبی نمی رساند. در سوره
انعام سخن از کافرانی است که آیات را می شنوند ولی حقایق و معانی
آنها را نوش نکرده و راه سعادت را نمی پویند:
و منهم من یستمع الیک و جعلنا علی قلوبهم اکنه ان یفقهوه و فی
ر سوره اسراء نیز سخن از قرائت قرآن توسط پیامبر وایمان نیاوردن
کافران است :
واذا قرات القرآن جعلنا بینک و بین الذین لایومنون بالاخره
در سوره کهف نیز گفتگواز تذکار آیات الهی توسط پیامبر گرامی و
ارعاض کفار و هدایت نشدن آنهاست :
و من اظلم ممن ذکر بایات فاعرض
دیگر آن که در آیات فوق چون سخن ازایمان و هدایت است و جایگاه
ایمان قلب انسان است مانع تفقه حجابهای نفسانی و وابستگیهای مادی
به شمار آماده است . بی شک این مطلب دلیل انحصار[ فقه و تفقه] به
علوم قلبی نمی گردد و مانع از کاربرداین واژه در علومی چون : علم
احکام و فهم حلال و حرام نمی شود .
۳. خصایص والای اخلاقی وانسانی
حدیث شناسان ژرف اندیش شیعه با توجه به موارد کار برد فقه و
تصویرهایی که از حقیقت آن در گفتار معصومان نموده شده است فقه را
به خصایص والای انسانی واخلاقی الهی تفسیر کرده و دراین نوشته اند:
واطلق الفقیه غالباالاخبار علی العالم بعیوب النفس و آفاتها
فقیه در بیشتر روایات بر عالمی گفته می شود که : آفات و بیماریهای
نفس را شناخته و بر زخارف دنیا پشت کرده و ناچیزی ن را یافته است .
آنان شیفته نعمتهای پایدار حق و عاشق و قرب و وصال اویند.
آلوسی در تفسیر روح المعانی به نقل از حسن بصری در معنای فقه
می نویسد:
[فرقد سنجی از بصری سئوالی کرد.
او پاسخ داد.
فرقد گفت : فقها بااین نظریه شما مخالفند.
حسن گفت : مادرت به عزایت توجه کند! تو فقیه پیدا کن . همانا فقیه
کسی است که وارسته از حطام دنیا و بسته به آخرت و بصیر در دین باشد
از آبرو ریزی مردم خود را نگه دارد نسبت به اموال و ثروت آنان
عفت ورزد و خیرخواه مردم باشد]. ۱۴
این معنی گویااز گفته امام باقر( ع )الهام گرفته شده است :
[مردی ازامام محمد باقر پرسشی کرد.
حضرت پاسخ داد.
او به حضرت عرض کرد: فقها چنین نمی گویند.
امام باقر( ع ) فرمود:
ای وای برتو. آیا تو فقیهی دیده ای ؟ فقیه راستین کسی است که نسبت
به دنیا زهد ورزد و به نعمتهای آخرت عشق ورزد].
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 