پاورپوینت کامل تاریخنگاری استعماری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
7 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل تاریخنگاری استعماری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تاریخنگاری استعماری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل تاریخنگاری استعماری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۱۲۷

قسمت دوم

در شماره پیشین ، پاورپوینت کامل تاریخنگاری استعماری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint به عنوان یک جریان فرهنگی و
سیاسی ، که سلطه گران جهانی از آن به عنوان ابزاری جهت تحمیق ،اغفال
و تسلیم خلقهای ستمدیده و مستعمره جهان بهره می برند، طرح شد، و در
ضمن آن[ مفهوم فرهنگی استعماری] و[ تعریف پاورپوینت کامل تاریخنگاری استعماری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint] روشن
گردید.اینک درادامه آن بحث ، می پردازیم به بررسی[ سوابق تایخنگاری
استعماری] و بازگوئی تاریخچه پیدایش تنوع و تطور آن در جهان اسلام
و بویژه ایران .

ج : سوابق پاورپوینت کامل تاریخنگاری استعماری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint

بلوکهای استعمارگر و چیرگی طلب دنی، برای خود بیگانه ساختن
ملتهای مغلوب و مورد طلب خود،ابزارهای مرموز و قدرتمند فرهنگی
متعددی دراختیار دارند، که از جمله آنها[ تاریخنویسی استعماری]
می باشد. آنان تبلیغات استعماری خود را در لابلای متون و کتابهای
تاریخی پنهان ساخته وازاین راه ، نه تنها دراندرون منازل مردم ،
بلکه در زوایای ژرف ذهن واندیشه آنان نیز، رسوخ پیدا می کنند، و به
نام تاریخ دروغهای بسیار بافته و همه اهداف فرهنگی و سیاسی و
اقتصادی شان را به آنان تلقین و تزریق می کنند.این بحث مفصلی است که
باید در جایگاه ویژه خود، یعنی ، مبحث مربوط به اهداف تاریخنگاری
استعماری ، به بررسی آن بنشینیم .

بلوکهای استعمارگر برای پاورپوینت کامل تاریخنگاری استعماری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint ،از دو[ پایگاه]
جداگانه و به ظاهر متفاوت استفاده می کنند.این دو پایگاه به نامهای
[پایگاه خارجی] و[ پایگاه محلی و بومی] شناخته می شوند. بتبع این دو
پایگاه دو نوع پاورپوینت کامل تاریخنگاری استعماری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint نیز، وجود دارد:

۱. پاورپوینت کامل تاریخنگاری استعماری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint حلی ،

۲. پاورپوینت کامل تاریخنگاری استعماری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint خارجی .

قسم دوم اصطلاحا[ خاورشناسی] یا[ استشراق] نامیده می شود.

ازاین رو، تاریخچه اجمالی و
پیشینه های پاورپوینت کامل تاریخنگاری استعماری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint را باید در دو قسمت جداگانه مورد
توجه قرار بدهیم . پس از بررسی تاریخچه و سوابق این نوع تاریخنگاری
در دو محور یاد شده ، سوابق آن بطور کلی و درابعاد مختلف روشن خواهد
شد.

م، در بررسی دو محور یاد شده ،اینگونه عمل خواهیم کرد که
پاورپوینت کامل تاریخنگاری استعماری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint خارجی یا[ استشراق] را در یک زمینه گسترده تری
که اجمالا موارد مربوط به غیرایران را نیز شامل می شود بحث خواهیم
کرد، لکن در مقام بررسی سوابق[ تاریخنگاری محلی] به مسائل مربوط به
ایران اکتفا می کنیم .اکنون نیز، بحث خود رااز همان تاریخنگاری
استعماری محلی شروع می کنیم :

درایران ۱. سوابق پاورپوینت کامل تاریخنگاری استعماری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint بومی

استعمارگران برای استمرار بخشیدن به
حضور جابرانه خود در میان ملتهای مغلوب و محکوم ، بیش از هر چیز به
استفاده از[ فن تاریخ] نیاز دارند. آنان اگر بخواهند بمانند، باید
ملت مستعمره و محکوم ، گذشته و تاریخ خود را فراموش کند، و یا
گذشته های او برایش بگونه ای بسیار کج و معوج ، زشت ، عقب مانده و نفرت
انگیز ترسیم شده و جلوه داده شود، تااو در خوداحساس کمبود و حقارت
کرده و به عنوان یک موجود ناقص العضو و بیمار، بدامن کشور
استعمارگر که برای او هدیه[ فرهنگ و تمدن] ! به ارمغان آورده است ،
پناهنده شود، یعنی ، باید حافظه تاریخی یک ملت را یا منهدم و یا
معیوب کرد تااو در یک حالت[ بیهوشی تاریخی] در دامن قدرت سلطه گر
خارجی آرام بگیرد و تمکین کند.

در درجه اول ،انام این رسالت شوم ، برعهده ، موسسات
[ استشراقی] و دانشمندان خارجی موسوم به[ مستشرق] و خاورشناس بوده و
می باشد ۱ .از آنجا که آنان[ غیر بومی] هستند، باید[ دلماجها] و
دستیاران محلی نیز، داشته باشند ه علاوه بر ترجمه آثار آنان به
زبانهای محلی و بومی ، خود نیز، با همان ذوق و شیوه اکتسابی از
ارباب و با شناخت دقیق و عینی تری که از ملت و تاریخ ملت خود دارند،
به بیهوش سازی و فلج سازی حافظه و وجدان تاریخ ملت خود بپردازند.
بدیهیی است که سخنان اینان برای بومی هااز سخنان ارباباشان
[مفهوم تر] و دلپذیرتراست .

درست به همین خاطراست که استعمارگران ، تحت عناوین مختلف ، عوامل
محلی و بومی خود را در راه تامین این هدف ، بسیج کرده واز طریق
آنان به زدایش همه آثار مثبت فرهنگ ملی و بومی می پردازند. روانشناس
و جامعه شناس معروف جهان سوم ، فرانتس فانون دراین باره چنین
می نویسد:

[..تاکنون شاید به اندازه کافی نشان نداده اند که استعمار، تنها
به تحمیل یاسای خود بر حال و آینده کشور تحت تسلط بسنده نمی کند.
استعمار، با فشردن دست و پای مردم در حلقه های زنجیر خود، با تهی
کردم مغزاستعمارزده از هرگونه شکل ومحتوا ارضاء نمی شود، با نوعی
فساد و تباهی در منطق توجه خود را به گذشته مردم ستم کشیده نیز،
معطوف می کند، آن را کج و معوج می کند، تغییر شکل می دهد و منهدم و
نابودش می گرداند.امروزه ،این اقدام حساب شده بی اعتبار کردن تاریخ
پیش ازاستعمار، معنی و مفهوم دیالکتیکی خود را باز یافته است .

هنگامی که ما به فعالیتهائی که به منظور تباهی فرهنگی که
عمومی ترین وجه ممیز دوران استعماراست فکر می کنیم ، متوجه می شویم که
هیچ چیزاتفاقی انجام نیافته است . هدف کلی تعقیب شده وسیله استعمار،
مسلما متقاعد ساختن مردم بومی به این امر بوده است که :استعمار
باید آنان رااز قید نادانی و تاریکی نجات بدهد.

نتیجه این
اقدام آگاهانه که وسیله استعمار دنبال شده است ، عبارت است از فرو
کردن این نکته در مغز بومی که : رفتن کلن ( استعمار) به معنای بازگشت
دوران توحش و آمیزش با مردم پست و برگشت بدوره حیوانیت است] ۲ .

بنابراین ، سرمایه گذاری از طرف
استعمار واستکبار جهانی بر روی موضوع تاریخ و تاریخنویسی بر ملتهای
مختلف جهان ،از جمله ایران ، بر یک هدف معین واستراتژیک استکباری
بازگشت می کند. روشنفکران و نویسندگان ملت مغلوب ، دراینجا رسالتی بس
بزرگ دارند که این سحرهای استعماری را باطل کنند.

لکن با تاسف بایداعتراف کرد که اکثر
روشنفکران استعمار زده جهان سوم ، کشورهای مسلمان ، بویژه ایران ، نه
تنهااز بردوش گرفتن چنین رسالت استعمار ستیزی خودداری کرده اند،
بلکه خود عاملی برای استعمار گستری و ترویج اهداف شوم او، بویژه از
راه نویسندگی و تاریخنگاری شده اند.

نوشته های تاریخی ، خاطراتی ،ادبی و تاریخی فرهنگی کسانی همچون :
فتحعلی آخوندزاده ، میرزا صالح ، پیرزاده ، میرزا آقاخان کرمانی ،
طالبوف تبریزی ، مهدی ملک زاده ، محمدعلی فروغی ، حسن تقی زاده ، عیسی
صدیق ، فریدون آدمیت ،احمد کسروی ،ابراهیم خواجه نوری ،اسماعیل
رائین ، تقی ارانی ،احسان طبری و مجموع باند روسی حزب توده و گروههای
انشعابی آن و نیز،امثال آریانپور،احسان نراقی ،ابراهیم صفائی ،
جهانگیر قائم مقامی ، عباس پرویز، صفا و مجموع مشترکین و[ سهامداران]
قلمی[ بنگاه] ترجمه و نشر کتاب (که ما بعدا نمونه های برگزیده ای از
آثاراینان را نقل خواهیم کرد.) نوعا در راستای زمینه سازی و توجیه
حضوراستعمار می باشد.

این تیپ واعوان وانصار[ ذی
نفوذ] آنان که حتی بعدازانقلاب اسلامی نیز، بسیاری از آنان در کشور
و برخی مراکز علمی و تحصیلی ، خود را[ تیولدار]انحصاری[ تاریخ و
تاریخنویسی] قلمداد می کنند، یا بطور مستقیم در خدمت استعمار و ترویج
اهداف او بوده اند و یا نسبت به واقعیات تاریخ معاصر و میراث راستین
ملی چنان موضوع نادرست و بی تفاوت گرفته اند که نتیجه اش در راستای
اهداف استعمار قرار گرفته است .

ازاین روست که می بینیم
آدم فاضل ، محقق و روشنی مانند عباس اقبال آشتیانی ، مورخ پرکار و
معروف معاصرایران نیز، شاید برای این که از طرح مسائل تاریخی جدی و
مبتلا به معاصرایران بگریزد، و در عین حال سیخ و کباب هر دو
نسوزند، با یک تئوری پردازی موهوم ، بگونه ای عالمانه نگارش تاریخ
معاصر را[ فرق] و ممنوع اعلام می کند.

وی دراین راست، مساله[ تاریخی شدن] و[ تاریخی نشدن] مسائل
اجتماعی را مطرح ساخته و می گوید: مادامی که یکصد سال از یک قضیه و
موضوع ، نگذرد آن موضوع[ تاریخی] نمی شود و نمی توان تاریخ آن را
نوشت !. طرح این مساله برای این است که وی می بیند در جو حاکمیت
رضاخانی واستعماری نمی تواند مسائل تاریخی معاصر را بگونه درست
بنویسد،ازاستعمار و عوامل بومی که حاکم بر همه چیز بوده اند
می ترسد، واز طرفی مردم نیز، باید دراین رابطه توجیه شوند، لذا
نتیجه این می شود که مساله ای به نام[ تاریخ شدن و تاریخی نشدن] در
علم تاریخ پدید آید و با تکیه براین تئوری ، هرگونه پرسه زدن در حول
و حوش[ تاریخ معاصر] و تفحص و دقت در مسائل آن ممنوع گردد. بدنبال
[قرق] شدن همه جنگله، مراتع و شکارگاههای کشور به نفع استعمار و
عمله بومی و حاکم آن ، در مزرعه علوم انسانی نیز،[ تاریخ معاصر] به
نفع آنان[ قرق] و ممنوع الورود می گردد!

این نتیجه کار تاریخی یکی روشنفکری است که مزدور بیگانه نمی باشد،
لکن تحت تاثیر آموزشهای مسموم بیگانه بوده است .

جلال آل احمد، که خوداز شاگردان عباس اقبال بوده ،ازاین نظریه وی
بسیار برآشفته و در جاهای مختلف آثار خود به آن حمله کرده است .
نمونه هائی از سخنان وی را ملاحظه می کنید:

روانش شاد عباس اقبال ، که
هم استاد تاریخ تمدن ما بود و هم کلاس انشائمان را می گرداند در
سالهای دانشکده ادبیات ، و من پرت و پلاهای اولم را که بعد زینت بخش
مجله[ سخن] می شد نخست در همین کلاس انشاء می خواندم . سال های ۲۳ تا ۲۵
و در حضور جماعتی از همقطاران و آن مرحوم بر صدر نشسته و عبوس و
گوش بزنگ کوچکترین لغزشی در تعبیر یا در وصف یا در خود مطلب یا
لحظه ای دراز نفسی ، تا پوست صاحب انشاء را بکند. و چه انتقادهای تند
که ازاو شنیده ام و حتی مسخرگی ها و تهتک و هر یک بهترین بیدار باشی .
اگر کسی بگردن این قلم حق دارد یکی هم اوست که روانش شاد باد.اما
هم آن بزرگواراعتقادی داشت خاص در قضاوت مسائل تاریخی وادبی و
سیاسی نیزلا می گفت هیچ واقعه ای را یااثری را تا صد سال بر آن نگذرد
نمی توان داوری کرد، و هیچ کس را و هیچ اثری را و نوشته ای ر، و شاید
او که مورخ بود حق داشت ، ولی اگر مورخ نبودی چه ؟ و بخصوص اگر تو
بودی که من باشم – بااین مزاج تنگ حوصله ؟این تو که هر چند صباح یک
بار دفتراباطیلی می انباری و آنرا همچو نهال خودرویی درین جنگل تنک
و آشفته غ سیاهنامه عمل خود می کاری ؟ و تنها بااین دلخوشنک که آخر
تو هم زنده ای – و آخر چه اثری برین زندگی مترتب است … والخ ؟ آنهم
در روزگاری که همه صبرایوب دارند و همه میراث پدران خویش را
می خورند.

بله ، من فکرش را که می کنم می بینم بانتظار گذر چنین صدسالی نشستن ،
یعنی ، حق قضاوت رااز تو که یکی از چشندگان این دست پخست روزگاری ،
گرفتن و همین حق را به ناز پرورده صد سال زیر لحاف گرم تاریخ
خوابیده دادن !این سلب حق ، همان در خور مورخان . آخراگر من نگویم که
ازین آش داغ دهانم سوخت که بداند که بر سراین سفره بلا چه ها بر ما
رفته است ؟ که صد سال بعد آش سرد خواهد شد و ساراز درخت … و جنگ
که تمام شد هر کودکی حتی ببازی کشته ها را خواهد شمرد. واین که دیگر
مورخ بودن نمی خواهد. و گر چه جنگی نیست اما عاقبت همین جنگ زرگری
ر، همین زد و خورد کودکانه ر،اگر هم در ساعت دیدی مردی و بردی .
که میدانیم در دیر قضاوت کردن ها چه فرصت هاست برای چه گریزی و چه
معاذیری . آنهم در ولایتی که هنوزازین ستون به آن ستونش فرج است و
قانون مرور زمان بر همه چیزش مسلط است

بله ، من فقط برای این ، که هیچ چیز را به آینده حواله نکنم ،این
دفتر را منتشر می کنم ، و دیگر دفترها ر، که تاریخ را سخت شناخته ایم
و دیده که این هیولا چه پیزری است . چه ناکسانی دست و پایش را به
پوشال قزعبلات خویش می انبارند، تااز آن مترسکی سازند برای حمقا. من
این انبان امید به تاریخ را دریده ام – که هر کسی همچو گدائی آن را
بدوش افکنده – واز پوسته اش جلدها ساخته ام برای این دفتره، فردا هر
که ، هر چه ، خواهد گفت ، بگوید. خود من ، هم امروز باید بداند که چه
گفت و چه نوشت . پدران م، هر یک زندگی خود را کرده اند. مرده ای در
گور، یک زن حامله نیست تا من و تواز بند نافش تغذیه کنیم . به زبان
دیگر بگویم : به انتظار صد سال بعد، یعنی به انتظار تاریخ ، یعنی امید
به تاریخ ، یعنی ، دست تمنایت
به سویش دراز، که رحمی کند، یا حقی راادا کند.این ، در خور همان
که امروزش را بخاطر فردا لنگ کرده یا در عزای دیروزش نشسته . که من
هرگز عالم وجود ر، بخاطراین دو عدم (فردا و دیروز)، معطل
نگذاشته ام ، وایجابی را بخاطر سلبی ، سلب حق قضاوت ، که برای تاریخ
می گذاریم .

آخر
کیست و چیست این تاریخ ؟ خبر مجموعه برداشتهای آدمهای مختلف از
وقایع مختلف ؟ ولی ببین که دراین معرکه بازار، چه کسانی ، چه امیدها
به تاریخ بسته اند.

حتی آخرین تاجی که به سر تو (که من باشم ) میزننداینکه[ فلان کارش
ماندنی است] ! و آخراین تسلایی است برای آنکه خودش نخواهد ماند؟ و
مگر کدامیک ما عمر نوح خواهد کرد؟این که دو تکه اباطیل من خواهد
ماند کجا می تواند جبران کنداین غبن عظیم را که محتوی یک مرگ است ؟
من به این طناب پوسیده تاریخ در چاه ویل انتظار قضاوتش فرو نخواهم
رفت که همه شکمباره های روزگار را به آن بسته اند، تا دست بسته بگور
برسانندشان .اگر حرف من و زندگی ام که همین اوراق است لیاقت جبران
وجودامروزی ام را ندارد چگونه عدم آتی مرا جبران خواهد کرد؟ من در
چنین زمانه ای با همه برد و باخت ها و زیر و بالاهاش چنینم .
هر کس دیگر هر جور دیگر
که می خواهد باشد. و هر چه دلش می خواهد بگوید. تا وقتی بانتظار گذر
صد سال قضاوت درباره آدمها وقایع را – هر چه خرد که باشند – به
تاخیر می افکنیم و با عناوین جا سنگینی و حزم و دوراندیشی و ممنون
بودن ، خواب خنکی ها و کسالت ها[ این نیز بگذرد]ی های ته وجودمان را
می دهیم – آنهم بچنین صورت زشتی که[ فاذاکروا موتاکم بالخیر] ،
تاریخمان چنین پیزری است و آدمهامان چنین بی بخارهایی و وقایعمان
چنین در حاشیه واز پس قافله . زبان اول این متوقف نهادن قضاوت – خود
به آن مرحوم رسید که ندانستیم چرا و چسان از شرکت دراین مظالم
گریخت و چسان در متن نفی حتی دلخوشکنکی چون استادی تاریخ وانشاء در
[رم] دق کرد،استادم عباس اقبال را می گوییم .

بااین همه مبادا گمان کنی که بمقابله تاریخ برخاسته ام .
آن هیولای پیرزی حتی در خور مقابله نیست . فقط کافی است که او را
نبینی تااصلام نباشد. و من که درین دفتراز آدمهای زنده سخن رانده ام
واز آنچه هوای روزگارمان ما را می سازد شاید به اسم ارزیابی دیگران
خودم راارزیابی کرده ام و چه بهتر. و چه خودخواهی باشد و چه
گنده گویی ،از من بپذیر که یک بار دیگر دارم این اباطیل را همچو
گلوله خردی در قلمسانگ کاغذی این دفتر می گذارم و بقصد کور کردن چشم
آن هیولای پیزری رهاش می کنم . و بدان که اگر نخورد یااثر نکرد
قلماسنگ خرداست یااین بازو کاری نیست . و گرنه آن هیولا همچنان
پیرزی است که در زمان ابوالفضل بیهقی . وایوب هم با صبرش همان بهتر
که خانه نشین اوراق[ عهد عتیق] باشد . ۳

چنانکه از ترتیب ذکراسامی که قبلا یاد کردیم نیز معلوم می شود،
جریان پاورپوینت کامل تاریخنگاری استعماری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint بومی درایران ، به دورهای ماقبل مشروطه و
عصر مشروطه بر می گردد، که بعداز آن نیز، با نیروی مضاعف و بیش از
پیش توسط موسسات ،ادارات ، بنگاهها واشخاص حقیقی گسترش یافته است .
آغازاین تفکر تاریخی ، در دوره ماقبل مشروطه به تشکیک در برخی از
مسائل و شیوه های تاریخی معمول آن زمان بر می گردد. سپس کسانی مانند:
میرزا آقاخان کرمانی ، در قالب مبارزه بااستبداد دربار، رنگ
ناسیونالیسم به آن داده و به احیاء تواریخ ماقبل اسلام ایران دست
می زنند.

کتابهائی مانند: آئینه سکندری ، سه مکتوب ، صد خطابه و غیره که همه
از تالیفات میرزا آقاخان کرمانی هستند، نمونه های زنده ای ازاین
گرایش به ایران باستان می باشند، که در ضمن آنها بطور مستقیم و غیر
مستقیم روح غرب ستائی و غرب گرائی نیز، مشهود می باشد ۴ .

چنانکه آثار خاطراتی و تاریخی اغلب سفرنامه نویسان و خاطره نویسان
آن دوره نیز، کاملا جهت گیری غربگرایانه و غرب ستایانه دارند.اکثر
این کتابها نیز، منتشر شده و در دسترس همگان می باشد و هر کس بااین
دید آنها را بخواند می تواند قضاوت کند ۵ .

اینان ، پیشاهنگان غربگرائی و غربزدگی درایران و جهان اسلام هستند
که یا به عنوان مسافرت و گردش به دیار غرب رفته و تحت تاثیر قرار
گرفته اند، و یا به قصد تحصیل علوم به آنجا مسافرت کرده و در آن
دیار، تحت آموزشهای ویژه مستشرقین و دیگراساتید غربی تعلیم و
تربیت یافته و با کوله باری از سوغات غرب شیفتگی و خودباختگی به
زادگاه بازگشته و پیشقراولان بومی استعمار واستکبار جهانی شده اند.

یکی از نویسندگان مسلمان ، دراین باره چنین نظر
می دهد:

[دراواخر قرن نوزدهم واوایل قرن بیستم ، زمامداران شرق ،
اشراف زادگان را برای تحصیل علم به غرب فرستادند و دراین میان ، برخی
ازافراد، کمی بااندیشه های غربی آشنا شدند، آنان شیفته تفکر قرن
هیجدهم اروپا گشته ، بدون توجه به شرایط خاص اروپ، ماهیت کلیسا و
دوران تاریک قرون وسطایی در مغرب زمین و مهمتراز همه تفاوت فاحش
شرایط زیستی و فرهنگی مشرق زمین بااوضاع آن دیار، درصدد برآمدند
ایده ها واندیشه ها و راه حلهای قرن هیجدهم اروپا را در جهان اسلام
پیاده نمایند،اینان خود را[ مورالفکر] یا[ روشنفکر] نامیدند. و
بیرق غربگرایی را دست گرفتند،البته چنانکه بعدا فاش شد بسیاری از
اینان عوامل مزدبگیراستعمارگران واعضای فراماسون و دیگر سازمانهای
امپریالیستی بوده ، در خدمت امپریالیسم جهانی قرار داشتند.اینان از
عمده ترین مجاری انسانی گسترش غربگرایی و غربزدگی در کشورهای جهان
سوم بوده اند.

پیروی بی چون و چر، برجسته ترین
ویژگی اینها بوده است . آنان پیشرفتهای غرب را هم در قلمرو معنویات و
هم در زمینه مادیات ستوده ، چاره حل تمامی مسائل شرق را در تقلید
کورکورانه یااقتباش از راه و روش غرب در تمام زمینه ها می دانستند و
شدیدا تلاش می نموده اند تا نظامات فرهنگی ،اجتماعی و سیاسی کشورهای
اسلامی قالبهای غربی به خود بگیرند.اینان شدیدا با مذهب و سنن ملی
مخالفت نموده ،از چیرگی عقاید مذهبی بر ذهن مسلمانان ناخشنود بودند
و تلاش در جهت سست نمودن پایه های مذهب داشتند و نیز برای ادای حق نمک
به اربابان غربی خود، کلیه نوامیس جامعه اسلامی را به باد تمسخر
می گرفته اند.این روشنفکران ، تمدن اروپایی را به همان صورتی می دیدند
که اروپاییها برای آنان تصویر می کرده اند و هیچگونه تردیدی را در
اصالت یا سودمندی مبانی و معیارهای آن روا نمی دانستند. برخی ازاین
روشنفکران ، لیبرال و بظاهر آزادیخواه و ضداستبداد بودند، ولی برای
آنان آزادی صرفا وسیله ای در راه اروپا مابی و پذیرش ارزشهای تمدن
غربی بوده است .اینان از هر جهت دلال غرب بوده ، در گسترش غربزدگی در
شرق ، بزرگترین سهم را داشتند .

روشنفکران خودباخته دو گروه بودند: جاهلان و مغرضان ، به تعبیر
دیگر، کسانی که به غرب دلبستگی داشتند. [دلبستگان] اغفال شده ، شفته
زندگی غربیان و پیشرفتهای تکنولوژیک یک آنها بوده اند و[ وابستگان]
دراستخدام نهادهای امپریالیستی بوده ، به گونه های مختلف [ادرار]
(حقوق ) دریافت می کرده اند] ۶ .

درباره وابستگی روشنفکران بیگانه زده بومی ، جلال آل احمد نیز،
بیان جالبی دارد:

…بدبختی اینجاست که رجال معاصر م، به خصوص آنها که در سیاست
وادب هر دو دست دارند (و دست بر قضااین هم خود یکی از مشخصات
سیاست و سیاستمداری در ممالک غرب زده است که سیاستمداران اغلب از
ادبا هستند.ازادبایی ریش و سبیل دار. و به همین مناسبت عکس قضیه هم
درست در آمده ، یعنی هر سیاستمدار پیشوایی باید کتاب هم بنویسد.)
اغلب نم کردگان همین مستشرق غرب اند، چون روزگاری شاگرد مکتب یا محضر
آن استاد بوده اند.

مستشرقی که چون در ولایت غربی خودش
هیچ تخصص نداشته واز هر فن و حرف و تکنیک و ذوقی بی بهر بوده و به
این مناسبت با آموختن یک زبان شرقی به خدمت مخفی یا علنی وزارت
خارجه مملکت خود در آمده و بعد بدنبال ماشین ساخت فرنگ ، یا به عنوان
پیشقراول آن و همراه متخصصان فنی به این سوی عالم صادر شده ، تا ضمن
فروض مصنوعات غربی شعری هم دلی دلی بشود و دل این خریدار وفادار
خوش بشود که: [ بله دیدی ؟ شنیدی ؟! فلانی چه فارسی خوب حرف می زند]!. ۷

با توجه به این حقایق انکار ناپذیراست که در دوره ماقبل مشروطه ،
عصر مشروطه خواهی و بعداز آن می بینیم اصناف روشنفکران غرب زده بر
همه شوون مادی و معنوی کشور مسلط می شوند و دسته ای از آنان مانند
فتحعلی آخوندزاده ، میرزاآقاخان کرمانی سید حسن تقی زاده و غیر آنان
به مسمون کردن افکار عمومی می پردازند. بویژه در رشته تاریخنویسی ،
سرمایه گذ

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.