پاورپوینت کامل منشوربرادری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل منشوربرادری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل منشوربرادری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل منشوربرادری ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۹

سرمقاله

[وحدت و یگانگی] آرزوست ، آرزویی انباشته در سینه پر تپش مصلحان
بیدار دل که در تفرقه و جدایی[ ذلت و زبونی] امت اسلامی را دیده و
می بینند.

[وحدت و یگانگی] امیداست ،امیدی که آخرین لحظات زندگی پر شور
قهرمانان وادی آزادی و مردانگی را بدرقه کرده و حیات سرتاسر مبارزه
و درگیری آنان را معنی بخشیده است .

[وحدت و یگانگی] از خویشتن گذشتن است ، گذشتنی که بصیر فراگیر
می طلبد و عزم واراده ای پیل افکن می خواهد، و با سینه تنگ و دنیای
تاریک کوتاه همتان تنک خرد، فراقتی ابدی دارد.

[وحدت و یگانگی] رمز بقاست و مایه شکوت ، که بازتاب فقدان آن به
بیان الهی چنین تقریر یافته است :

واطیعوالله و رسوله ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم واصبرواان

الله مع الصابرین .۱

[وحدت و یگانگی] ، سیمای زیبای[ من] های تبلور یافته در[ ما] ست ،
رهیدن از پلشتیهای[ منیت] و غرق شدن در لذت پاکیهای[ ما].

در[ وحدت و یگانگی] دلها به عشق هم می تپد، دستها در هم گره می خورد،
فریادها رسا می گردد، گامها هم آهنگ به زمین می رسد، قدرت و توان سیر
تصاعدی می یابد، عزت و کرامت انسان از خرد شدن در آسیاب قدرت طلبی
محفوظ می ماند وازاصطکاک و خنثی سازی جلوگیری می گردد.

برای مردم مسلمان ایران که شهد[ وحدت] را درایام[ انقلاب] واوج
آن را در[ لیالی عشر] چشیده اند. و به یوم[ فجر] بیرق یگانگی را بر
فراز آرزوهای عینیت یافته خویش نظاره کرده اند، وصف[ وحدت و یگانگی]
به تفسیر[ آفتاب] نشستن است و در نیمروز، روشنایی را تشریح کردن !

بر همه
هویداست که دنیای[ وحدت و یگانگی] زیباست و دوست داشتنی و به وفق
مذهب خوبان کم یاب و عنقاکیش !اگر ملتی را دست داد،از دست نهادنش
اوج بی لیاقتی است واگراز دست امتی برون افتاد، بازیابیش نهایت
درایت است و توانایی !

تاریخ ده ساله انقلاب اسلامی ایران ،
گواه گویای ثمرات پرارج[ وحدت و یگانگی] است و شاهد صدق بر
تاوانهای سنگین بی حرمتی به آن ۲ . درایت ، حکم می کند که از تجربه های
تلخ و شیرین گذشته پند گیریم واگر در حرمان[ وحدت و یگانگی] روزهای
نخست انقلاب هستیم ، بهوش باشیم که پا را فراترازاختلاف نظر ننهیم و
در کار تفرقه و جدایی شکوه گذشته را به سوک ننشینیم .

امام امت بارهای بار، به کنایه و به صراحت ، صاحبان اندیشه را
از غلطیدن در دام[ تفرقه و جدایی] بر حذر داشته و آنان را به آزادی
اندیشه فراخوانده است ، لکن واسطه ها و سردمداران[ تفرقه و جدایی]
فضای اندیشه را در پی هر پند واندرزی آلوده ساخته و دنیایی از
بدبینی و نفرت آفریدند. سالها به مدارا گذشت به امید آن که اشاره ها
تاثیر گذارد، واسطه شرمسار گردند و صاحبان اندیشه پرده تزویر رااز
چهره آنان برگیرند.افسوس که چنان نشد وامام بناچار آخرین کلام را
با صریحترین واژه ها در منشور برادری گفتند. منشور برادری سخن دل بود
واز سر سوز، غم نامه ای که پس بارها تحذیر و بیدارباش در آفت
[تفرقه] قلمی گشت ،اتمام حجت بود و کلام آخر، نه توجیه بر می تافت و
نه تفسیری از سر میل خطوط!

منشور برادری کلامی مبسوط می طلبد و نشریه ، در جایی دیگر به گوشه ای
از[ منشور برادری] پرداخته است و بخشهایی از آن را به فرصتی دیگر
موکول می دارد و دراین بخش ، موضوع[ برادری] را برای سرمقاله برگزیده
بدان امید که در سایه سار آن شاهد تحقق عینی برادری در جامعه باشد .

گونه هایاختلاف

اندیشه گرانی براین باورند که اختلافهای موجود در تاریخ زندگی
انسانها دو گونه است : گونه ای ابتدایی که انسانها بر پایه طبع بشری
بدان گرفتار می آمدند واز محدوده امور دنیوی فراتر نبود.این
اختلافات نخستین موجب پیدایش مذاهب و تشریع ادیان وارسال رسل شمرده
می شود و ضرورت قانونمندی زندگی اجتماعی را توجیه می کند.

گونه دیگر،اختلافهایی است که پس از پیدایش ادیان وارسال رسل
براساس تفسیرهای گوناگون واختلاف برداشتهای علماء و دانشمندان بوجود
آمده است .این اختلافات به زندگی[ معیشتی] انسان محدود نمی گردد و
تمام جوانب حیات آن را فرا می گیرد.اختلافهای گونه اخیر را باید
اختلافهای دوران رشد و تفکر بشری شمرد و برای کم کردن آثار منفی آن
بیشتر به تفسیر و تحلیل نیازمنداست تا قانون و قرار داد.

مرحوم علامه طباطبائی ، در منشا پیدایش اختلافات در زندگی
انسانها کلامی دارد بدن مضمون :

انسان در آغاز گردهم
آیی اش امتی واحد بود، لکن براساس فطرتش در بهره گیری از مزایای
زندگی ، به اختلاف کشانده شد. پیدایش اختلاف ، وضع قوانین ر، برای رفع
اختلافات و مشاجرات در لوازم زندگی ، طلبید. قوانین موضوعه ، لباس دین
پوشید وحدت دینی بوجود آمد… بعدها در معارف دینی و مسائل مربوط به
مبدا و معاداختلاف پیدا شد و وحدت دینی در هم ریخت ، قبایل واحزا
بوجود آمد و بتبع آن اختلافات دیگر ظاهر گشت . اختلاف دوم ، منشای جز
ستمگری و گردنگشی اهل کتاب ، پس از روشن شدن اصول و معارف دین و
اتمام حجت بر آنان نداشت . بنابراین ،اختلافها را باید دو گونه شمرد:
گونه ای که جولانگاه آن دین است ، واز ستم ستمکاران ریشه می گیرد و
ربطی به فطرت و غریزه انسانی ندارد و گونه که به زندگی دنیوی مربوط
است و ریشه در فطرت انسان دارد و سبب پیدایش دین در زندگی بشری گشته
است . ۴

تقسیم مزبور فراگیری لازم راندارد و تفسیری برای اختلافات برداشتی
در درون یک مذهب که بر پایه اختلافات فکری انسانهاست نمی دهد.این
گونه اختلافات ، تفسیرهایی است که براساس عناد و گردنکشی بوجود نمی آید
واز شائبه ستم و طغیان بری است و بیشتر مرخون اختلاف فکری و
گونه گونی قدرت تفکر واندیشه بشری است .

بنابراین ، بایداختلافهای زندگی انسانها را سه گوند شمرد: گونه ای
ابتدایی ، گونه ای عنادی و گونه ای دیگر فکری و برداشتی .

دراین مقال بیشترین سخن بر محور گونه سوم است ، گر چه بر گونه
دوم هم نیم نگاهی خواهد داشت .

اختلاف فکری

[اختلافهای فکری ، لازمه انسان بودن انسان است و هیچ گریزی از آن
نیست ، نه در محدوده زمان محصوراست و نه در چهارچوب مکان جای
می گیرد. هر جاانسانی است اختلاف فکری است و هر جااختلاف فکری است
حیات و زندگی است این گونه اختلافه، نه تنها ضرری ندارد که پر سود
است و رشدآفرین و به اعتقاد گروهی ازاندیشه وران تیزبین ، تنها راه
شکوفایی و دست یابی به حقیقت :

[در هر نظام و حکومتی ، رشد و شکوفایی علم و فضیلتها واستعدادها و
اخلاق کریمه ارزشهای انسانی در پرتو نشرافکار و نظریات موافق و
مخالف امکان دارد.امااگر بخواهیم به حقیقت زلال اسلام واهداف عالی
انقلاب برسیم و خرافه و جهل و بدعتها در مقابل دستورات خالص الهی از
جامعه بیرون برود، راهی جزایجاد محیط سالم و فضای باز و آزاد برای
بحثهای علمی و دادن فرصت به رشد و شکوفایی استعدادافراد نداریم].۵

این اندیشه وران ، جلوگیری از برخوردافکار واندیشه ها را محصول
دوران گذشته می دانند که امروز حنای آن رنگ خود رااز دست داده است و
با دوران انقلاب سازگاری ندارد.

زمان تکفیر و تفسیق و برچسب زدن به هر منادی حقی
گذشته است ، چرخ زمان به به عقب بر نمی گرد،انقلاب نیروها رااز بند
آزاد نمود ۶ .

پیش گیری از
اختلاف نظر، چندان ممکن نیست و در شرایط کنونی امکان آن بطور کامل از
بین رفته است . در گذشته تاریخ انسانی ، گر چه چنین پدیده هایی دیده
می شود، لکن عواق دردناک سیاست های مزبور چنان قلب انسانها را
جریحه دار ساخته است که نام آن دوران نیز، برای انسانیت منفور گشته
است . تنفری که امروزه از قرون وسطی وجود دارداز پی آمدهای تلاش برای
جلوگیری ازاختلاف نظر و عقیده است که تاریخ اروپا را برای همیشه
سرافکنده ساخته است نمونه های ازاین دست در تاریخ مسلمانان نیز دیده
می شود، چنانکه :

[در سال ۶۴۵، خلیفه وقت ، مدرسان مدرسه منتصریه فرمان داد که :از
این پس چیزی از تصانیف خود بر طلاب نخوانند و فقهاء را به حفظ کردن
چیزی از آنها وادار و ملزم نسازند، بلکه کلام مشایخ را برای حفظ ادب
نسبت به آنان واز راه تبرک به شاگردان بیاموزند] ۷ .

نتیجه چنین دستوری دقیقا چیزی می شود که یکی
از صاحب نظران ، در تاریخ ادبیات ایران ، بااین بیان تقریر کرده اند:

[ …بنابراین ،
دیده می شود که دایره تدریس چگونه محدود گردید واز آزادی عقیده
مدرسان ، به چه میزان کاسته شد و کلام پیشینیان به کرسی نشت و حالتی
که ازاین پس در ممالک اسلامی و درایران نسبت به علوم و تدریس آنها
پیش آمد، شبیه است به وضع دوره اسکولاستیک در فلسفه ، علوم و تعلیم و
تربیت اروپایی] ۸ .

بااین محاسبه ، هرگونه تلاش برای از بین بردن اختلاف نظراز طریق
تفهیم و تفاهم ، زیانبار و نارواست . هیچ نظامی که پشتوانه معقول برای
موجودیت خویش دارد، خود را در آن باتلاق نمی افکند،این نکته ، بدان
معنی نیست که نظام مطلوب به تشدیداختلاف نظرها بپردازد، بله مراد
دست یابی به شکوفایی و تحصیل و وحدت نظراز طریق محک های علمی و منطقی
است که در برخوردهای سالم علمی رخ می نماید و با برخورداری تبادل
آراء،از شرایط مباحثه و مناظره درست حال می گردد.

طبقه بندی مخالفان

قبل از پرداختن به تفصیل بحث ، تبیین موضوع اختلافها در یک نظام ضروری
می نماید تا به بیان اهل علم[ تحریر محل نزاع] انجام گیرد واز
بیراهه وری ، مصونی حاصل گردد.

مخالفان یک نظام را دو گونه می شود تصویر کرد: گونه ای که اصل نظام را
پذیرایند و در شاخ و برگ آن سخن دارند، و گونه دیگرافراد یا
گروههایی که اصل نظام را زیر سوال می برند و مشروعیت آن راانکار
می کنند. در گونه نخست مخالف ، باغبانی را می ماند که به امید رشد
بیشتر درختان باغ ، گونه خاص پیرایش و پردازش را توصیه می کند و
پردازش های موجود نظام را به اصل باروری درختان مخل می داند.این گونه
مخالفته، بر پایه عشق و علاقه است واگر شائبه جهل و ناآگاهی وجود
دارد، راه چاره توجیه پیشنهاد کننده است نه طرد و کنار زدن آن .

در گونه دوم ، باید مخالفان با توجه به انگیزه مخالفتشان رده بندی
گردند.اگر مخالفتشان رده بندی گردند.اگر مخالفت بر پایه اندیشه و
فکراست واز عناد و لجاج تهی است معقولترین برخورد، برخورد فکری و
بهره گیری از توجیه و تفسیراست واگر براساس کینه و عناداست ،
موثرترین راه طرد و نفی و برخورد قاطع می باشد. مماشات و تساهل در
گروه دوم ، همان میزان خطرناک است که قاطعیت و تندی در گروه اول .

امام امت ، درپیام منشور برادری ، بروشنی بین مخالفان شیوه ای و
اختلافات اصولی فرق گذاشته است واختلاف گونه اول را مضر به انقلاب
ندانسته اند:

[…باید توجه داشت باشید تا زمانی که اختلاف و موضع گیریها در حریم
مسائل مذکوراست تهدیدی متوجه انقلاب نیست ،اختلاف اگر زیربنایی و
اصولی شد و موجب سستی نظام می شود] ۹ .

براساس همین دیدگاه است که حضرت ایشان ، جناحهای موجود فکری را
مورد تایید می دهند:

[ آنها نسبت به اسلام و
قرآن وانقلاب وفادارند و دلشان برای کشور و مردم می سوزد و هر کدام
برای رشداسلام و خدمت به مسلمین طرح و نظری دارند که به عقیده خود
موجب رستگاری است] ۱۰ .

بااین توضیح ، باید مسوولان کشور و علاقه مندان به نظام از وجود
اختلاف اندیشه و نظر، ترسی به خود راه ندهند و توان خویش را در
راستای حراست
این اختلاف نظرهااز غلطیدن به منجلاب تفرقه و جدایی بکار گیرند.
آنچه که خطر می نماید و دلسوزان را باید بدان هشدار داد، تفرقه و
جدایی است ، که از غفلت در طرح درست اختلاف نظرها بوجود می آید و بیشتر
زاییده پیرایه های نابجا بر قامت اختلاف اندیشه هاست ، که به اجمال
می توان به معدودی از آن پیرایه هااشاره کرد:

۱. جهل

جهل و نادانی و
بزرگترین بدبختی و مصیبت ۱۱ بشری است ، دشمنی آفرین است ۱۲ و
فسادگستر ۱۳ .

ابزاراستعماراست ۱۴ و
دستمایه تفرقه و جدایی . دودستگیها و تفرقه ها در طول تاریخ انسانها
ریشه در جهل و نادانی دارد. تکفیرها و تفسیقهااز آن مایه می گیرد.
قسمت زیادی از جنگها و جدالها بر پایه جهل و نادانی بوده است .اختلاف
نظراگر زاد و راه خویش رااز جهل بگیرد و به سرعت در باتلاق عداوت
و دشمنی فرو می رود واندیشه ها را در مذبح کینه و دشمنی نابود می کند.
اگر تاریخ تکفیرها درادیان و مذاهب بدقت مورد مطالعه قرار بگیرد،
چهره جهل و نادانی به خوبی از ورای آن رخ می نماید.

وقتی جاهلان و ناآگاهان به صحنه تبادل آرا وارد می شوند و در معرکه
نقد و تحلیل گام می نهند، بسرعت موضع گیری می کنند و برای اثبات حرف
باطل خویش به غوغا سالاری و بلبشوی گری متوسل می شوند. دراین شرایط
است که کشف حق و حقیقت ، جای خود را به اثبات مدعا می دهد و[ حب الشی ء
یعمی و یصم] ۱۵ به ثمر می نشیند. بازده چنین برخورده، کینه و دشمنی
و رخنه در کیان وحدت و یگانگی است .

مشکلی که جامعه های علمی ، همیشه درگیر آن بودند وامروز هم جامعه
انقلابی ما بدان گرفتاراست ورود ناآگاهان و جاهلان به مباحث علمی
است . پاره ای ازافراد به اعتبار شغل و منصب خود، خویشتن را برای
اظهارنظر در هر موردی ذی حق می دانند.اینان توجه ندارندکه علم یک
حقیقت است و پست و مقام یک اعتبار و هیچگونه لازمه عقلی و عادی بین
صاحب پست بودن و تسلط بر علوم گوناگون وجود ندارد. و نه تنها در
اینجا چنین ملازمه ای منتفی است که بین آگاهی به علمی واطلاع از علمی
دیگر نیز، چنین تلازمی وجود ندارد، بنابراین ،اگر فردی در علوم حوزوی
تبحر دارد، تنها در صورتی می تواند در علوم و فنون دیگراظهارنظر
کند که در علم و فن مزبور هم آگاهی لازم را داشته باشد، چنانکه عکس
این جریان نیز، غیرقابل انکاراست .

توجه به اختلاف نظرهای چند ساله انقلاب بخوبی نشان می دهد که عامل
تبدیل شدن پاره ای از آنها به دشمنیها و عناده، ریشه دراظهارنظرهای
افراد ناآگاه و مدعیان همه فن حریف داشته است .

۲.واسطه

واسطه ها عمله های ابلیس اند واعوان شیاطین ، تلاششان بر گل آلود کردن
آب است تا در غوغای درگیری و جدال اصحاب رای و عقیده ، مطاع خویش را
صید کنند. حیات اینان به آشوب و ناآرامی بسته است و در آرامش و
برخوردهای منطقی ، شیشه عمر خویش ار سنگ خورده می بینند.اصحاب
تزویرند و ریا بهر رنگی در می آیند و طوطی صفت خویش می آرایند. تدین و
تعهد راابزار می دانند و نمامی و سخن چینی را شریفترین مشاغل !

بذر نفاق و دورویی را در جامعه می پاشند و در پیش دیداندیشه گران و
صاحب نظران پرده ای از عداوت و دشمین می آویزند.از تالیف قلوب
گریزانند وازاتحاد و هماهنگی وحشت دارند.

اینان ، چون ویژگی نفاق را دارند، به سختی قابل شناسایی هستند و
چون ازابزار مطلوب جامعه ها بهره می گیرند به راحتی در جناحهای فکری
متقابل نفوذ می کنند و شرایط واوضاع را چنان ترسیم می کنند که صاحبان
اندیشه و فکر، که برخورداراز خلوص و پاکی اند، عمل به توصیه های
آنان را وظیفه خود تلقی می کنند، و صواب را در رای آنان می بینند.

به مرور و شخصیتهای صاحب اندیشه ، باالقاآت آنان به موضع گیری و
جدال کشانده می شوند واختلاف اندیشه بهتفرقه و جدال می انجامد.امام
امت ، در منشور برادری ، شخصیتهای فکری جناحهای موجود کشور رااز
القاآت آنان برحذر داشته و توصیه می کند که :

[بایداز واسطه هایی که فقط کارشان القاء بدبینی نسبت به جناح
مقابل است پرهیز نمود] ۱۷ .

۳. حب نفس

اختلاف عقیده و نظر،اختلاف عقیده و نظر، مواردی با حب ف نفس و
خودخواهی همراه می گردد. دراین گونه موارد، طرح عقیده و نظر،ابزار
اشباع خواسته های نفسانی می شود و محیط سالم تبادل آرا رااز بین
می برد. و زمینه را برای تفرقه و جدایی آماده می کند. حب نفس از آفاتی
است که به جز معدودی پیراستگان متخلق ،از آن مصون نیستند و در
محیطهای تبادل آرا و دست یابی به واقع ، تحت الشعاع پیروزی و ظفر بر
مقابل قرار می گیرد واختلاف نظر به کینه و عداوت و گروه بندی تبدیل
می گردد.

مرحوم شهید
ثانی ، حب نفس و پرهیزاز پذیرش حق را بزرگترین آفت تبادل آر، و
مناظرات علمی می داند و می گوید:

اولین آفت مناظره ، گردنکشی از پذیرش حق
و حرص در دفاع از نظرات خویشتن است . بدانگونه که گرفتار به این
آفت ، منفورترین چیز را حقانیت سخن مقابل می داند. واگر کلام طرف
مقابلش درست باشد، باانواع مکر و حیله و دوز کلک تلاش می کند آن را
انکار کند. تداوم چنین حالتی کم کم به شکل عدات و دیدن در می آید،
بگونه ای که شخص برای اظهار فضل و بی اعتبار کردن طرف مقابل در برابر
هر کلام وی موضع می گیرد، گر چه سخن وی حق باشد. ۱۸

در درگیریهای گوناگون جناحهای فکری در طول انقلاب ، نمونه های
فراوانی ازاین گونه برخوردها دیده شده است و کمتر موردی می توان
یافت که یکی از چند جناح فکری حرکتهای مثبت طرف مقابل را تنها به
داعیه حقانیت ارج نهد.این حالت ، بیانگراین است که در برخوردهای
فکری موجود جامعه ، حق جویی و حق گرایی ، نقش اساسی ندارد و بیشتر
بعنوان ابزار دست یابی به پیروزی بکار می رود.امام امت ، در موارد
گوناگونی از آفت حب نفس سخن گفته است ۱۹ و مسوولان فکری واجرایی
جامعه را هشدار داده است .

در روزهای قبل از پیروزی انقلاب که هنوزاداره جامعه بدست مدیران
کنونی نیفتاده بود و آنان در بوته آزمایش قرار نگرفته بودند،امام
امت خطاب به آنان فرمودند:

[خودتان را هم ارزش دار بکنید که مثل این هیئت حاکم واینه، فردا
نیائید که آنجا شما هم همین جوری وقتی یک پستی دستتان بیاید
همانظور بشوید. غالب ما ها وقتی که چیزی دست ما نیست ، بلکه خوب است ،
وقتی که دستمان آمد دیگراین طور نیست . نه ، جدیثت بکنید، خودتان را
مهذب بکنید و تمسک به اسلام بکنید واعمال خودتان را تطبیق بااحکام
اسلام .افراد شایسته ای بشوید که بعدهاانشاءالله ،امیداست زود باشد
آن وقت ، که مقدرات مملکت دست خوداهل مملکت بیفتد و شماها وارد
بشوید در مملکت خودتان واداره کنید مملکت خودتان را] ۲۰ .

و آخرین باری که از آن
بعنوان یکی ازابزار تفرقه و جدایی نام بردند و بدان هشدار دادند در
پیام منشور برادری بود که فرمودند:

[یک جیز مهم دیگر هم ممکن است موجب اختلاف گردد که همه بایداز شر
آن به خدا پناه ببریم که آن حب نفس است ، که این دیگر،این جریان یا
آن جریان نمی شناسد، رئیس جمهور و رئیس مجلس و نخست وزیر، وکیل ، وزیر
و قاضی و شورای عالی قضایی و شورای نگهبانی ، سازمان تبلیغات و دفتر
تبلیغات ، نظامی و غیرنظامی ، روحانی و غیرروحانی ، دانشجو و
غیردانشجو، زن و مرد نمی شناسد]… ۲۱ .

استبداد رای

استبداد رای نیز، عامل تفرقه و جدایی است . در حاکمیت
استبداد رای ، آراء دیگر زمینه اثبات حقانیت خود رااز دست می دهند و
محیط سالم برای طرح اختلاف نظر را نمی بینند،ازاین رو، طریق استخلاص
از بی توجهی را در حذف جریان فکری حاکم تلقی می کنند و به جای بررسی
منطقی و علمی آرا به شیوه های حذفی توسل می جویند. بویژه ، که مستبدان
به رای براساس اعتقاد به حقانیت خویش ،از پرهیز و پروا بدورند و به
هرکاری دست می یازند.

پاره ای ازافراد که از تاریخ و سرنوشت
حاکمیتها بی خبر واز پاره ای از سنن الهی بی اطلاعند به موقت بودن
حاکمیتها توجه چندانی ندارند،ازاین رو،استبداد رای و عدم پذیرش
آراء دیگران را سرلوحه کار خویش قرار می دهند، یافته خویش را عین حق
تلقی می کنند وازامکان دست یابی دیگران به حقیقت و واقعیت غفلت
دارند.

این افراد، براساس برداشتهای خویش حاکم می کنند و هستی را تنهااز
روزن دید خود قابل تفسیر می یابند. برداشتهای دیگران را خلاف حق
می شمارند و به تکفیر و تفسیق دتس می یازند. در تاریخ ملته،ازاین
گونه افراد به فراوانی یافت می شود. در تاریخ اندیشه شیعه نیز،از
این قبیل افراد کم نبودند مرحوم صاحب لولوه البحرین در شرح حال شیخ
ابراهیم قطیفی می گوید:

[ تخطئه و طعن
طریقه ای است که پاره ای از علماء بدان طریق گام برداشتند و بعضی از
آنان بعضی دیگر را در پاره ای از مسائل تخطئه کرده اند و چه بسااین
تخطئه ها به نادیده گرفتن طرف مقابل و طعن در عدالت آنان کشانده شده
است چنانکه در دیه ای که یکی از فضلاء معاصر مرحوم محمدباقر سبزواری ،
صاحب کفایه الاحکام ، بر وی نوشته است ،! طعنهایی هست که گزارش آن هم
زشت می نماید] ۲۲ .

معمول تکفیرها و تفسیقهایی که در زندگی علماء گذشته دیده می شود و
عالمی ، عالم دیگر را به فسق و کفر مستند ساخته است ، برخاسته از
استبداد رای و نادیده گرفتن حق رای دیگران بوده است . با جرات
می توان گفت که پاره ای از نحله های فکری و عقیدتی که در تاریخ ادیان
پیدا شده انداگراز محیط سالم تبادل آرا برخوردار بودند و به مشکل
استبداد رای گرفتار نمی آمدند به راحتی می توانستند به اتفاق نظر دست
یابند واز تشتت و چند گانگی نجات پیدا کنند واز کشت و کشتارهای
فراوانی که بین پیروان یک دین براساس تقسیم بندیهای فکری و عقیدتی
بوجود آمده است جلوگیری کنند. به فرموده علی[ ع]:

الاستصلاح للاعداء لحسن المقال و جمیل الافعال اهون من ملاقاتهم و مغاللتهم

بمضیض القتال. ۲۲

آنچه که تقریر شد، پاره ای از پیرایه هاست که در
حول و حوش اختلاف آراء بوجود می آید و تبادل آرا را به جدال و تفرقه
می کشاند و جامعه ها را به چندگانگی و درگیری سوق می دهد واختلاف نظر
را که عامل شکوفایی و رشداست ، به ابزار رکود و درماندگی تبدیل
می کند وافکار واندیشه ها را جریانی و خطی می گرداند.

صاحبان فکر واندیشه که به اصل انقلاب وفا دارند و به بقاا و تداوم
آن دل می سوزانند، بایدازاین دامی که اکنون عوامل یاد شده فوق ، در
پیش پای افکار و آراء گسترانده اند، برحذر باشند و با تصحیح روند
[برخورد آراء] آن را به عمال شکوفایی و بهروزی مبدل کنند. رسیدن به
چنین مرحله ای از برخورد آراء، مرهون تلاشهایی است که در موارد ذیل
باید بکار گرفت :

۱. تهذب اخلاقی

صاحبان فکر واندیشه و دارندگان طرح وایده باید قبل از پرداختن
به اصلاح جامعه و محیط خویش به تزکیه واصلاح نفس همت گمارند و پیش از
دست یابی به محیط[ گردو] به کنترل خواسته های نفسانی موفق گردند ۲۴ و
به فرموده امام امت[ ریاضت] را پیشه سازند و خود را به محاسن اخلاق
بیارایند ۲۵ .

فقدان تهذب
اخلاقی ، مهمترین وسیله سقوط و نابودی یک اندیشه است .اگر صاحب
اندیشه ای برخورداراز فاضیل اخلاقی نباشد،ابزار دست شیاطین می گردد و
در کارهای خلاف شوون انسانی از آن بهره گرفته می شود. غلبه هوانفس
نه تنها دین و باور را تحت الشعاع قرار می دهد که وجدان انسانی را
نیز لگد کوب می سازد ۲۶ وانسانی به موجودی پر حرص و طمع

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.