پاورپوینت کامل مرزبانی انقلاب ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مرزبانی انقلاب ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مرزبانی انقلاب ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مرزبانی انقلاب ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۹۹

قسمت اول

آنان که انقلاب اسلامی را در دامن خویش پرورانده اند, در گذرایام،
هماره نگران سلامت آن هستند. تن خویش سپربلا ساخته اند و باتمام توان،
به پاورپوینت کامل مرزبانی انقلاب ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint برخاسته اند.امام خمینی، در مقام رهبری این انقلاب،
بیش از همه، به پاس داشتن ارزشها واصول انقلاب،ابرام دارند و به
هر مناسبت از آن سخن به میان می آورند و همگان را باین تکلیف فرا
می خوانند. در پیام بلندی که به مناسبت ایام حج از طرف ایشان انتشار
یافت و منشورانقلاب نام گرفت، باز هم بیشتراز پیش از ضرورت مرزبانی
انقلاب، سخن گفتند واز آفات و خطراتی کردند که ممکن است در بستر
حوادث و گذرایام بروید و دامن گیرانقلاب شود. پیام امام، مجله را بر
آن داشت که سلسله مقالاتی را تحت عنوان[ مرزبانی ازانقلاب] تقدیم
خوانندگان کند. دراین سلسله مقالاتی را تحت عنوان[ مرزبانی از
انقلاب] تقدیم خوانندگان کند. دراین سلسله مقالات، سعی خواهد شد
انقلاب، بعنوان یک پدیده سیاسی مورد مطالعه قرار گیرد,و با تکیه بر
تجارب انقلابات دیگر و مرور تاریخ آنها, آفات وانحراف یک نهضت،
شناسایی شود. گستردگی مباحث دراین زمینه، کاوشی عمیق و تلاشی سترگ
می طلبد. مجله امیدواراست که بتواند در حد توان خویش دراین باب
قدمی بردارد. به امید آن که پژوهشگران نیز بدین زمینه، عنایت کنند.
بااین امید[ برگ سبز]ی تقدیم خوانندگان می گردد. تا چه قبول افتد و
چه در نظر آید.

[حوزه]

انقلاب، به مثابه یک موجود مستقل و یک
پدیده اجتماعی در دریای حوادث به حیات خویش ادامه می دهد,و در
مجانبت با رخدادها, تاثیر می پذیرد و می گذارد. دراین تاثیر و
تاثرهاست که انحراف، دامن گیر یک نهضت می گردد.

ارزیابی موقعیتهای گوناگون و شناسایی آفات انقلاب، می تواند در[ طی
راه] و[ بقاء براصول]،انقلاب وانقلابیان را یاری دهد, وازافتادن
آنها در روندانحرافی وازدیاد فاصله ازاصول وارزش های پایه، مانع
گردد.این امر, دوستان انقلاب را شاد و دشمنان را در رسیدن به مقصود
خویش ناکام می گذارد. تنها دوستان جاهل و سطحی نگراز طرح این گونه
مباحث، نگران می گردند. آنها که افق های دور دست را جولانگاه اندیشه
خویش ساخته اند و دغدغه آینده انقلاب را دارند, بر ضرورت طرح این
گونه مباحث، پای می فشارند.

استاد شهید مطهری، دراوان پیروزی، در ضرورت شناخت آفات
انقلاب و مبارزه با آنها چنین فرموده اند:

[ امروز ما نیز درست در وضعی قرار داریم نظیراوضاع ایام آخر عمر
پیامبر, یعنی وقتی که آیه[ الیوم یئس الذین]… نازل شد. پیام قرآن
به ما نیزاین است که حالا که بر دشمن بیرونی پیروز شده اید و
نیروهای او را متلاشی کرده اید, دیگرازاو ترسی نداشته باشید. بلکه
اکنون بایداز خود ترس داشته باشید.از منحرف شدن نهضت وانقلاب است
که باید ترس داشته باشید.. بررسی ماهیت این انقلاب ضرورت اساسی دارد.
تنها بااین شناختن است که امکان حفظ و نگهداری آن را پیدا خواهیم
کرد] ۱ .

ضرورتهای ایجاب می کند که دراین مقطع زمانی، به ارزیابی انقلاب
پرداخته شود و صورتی از آفات انقلاب ترسیم گردد.این ضرورتها را در
چند بند می توان چنین خلاصه کرد:

الف : یافتن مدخل و خطوط احتمالی انحرافات و کوشش در جهت رفع آنها
و بازگشت به اصول پایه .

ب : تنظیم سیاست های کلی نه بر زمینه های انحرافی، بلکه براساس اصول
پایه و سعی در جبران کج روی های احتمالی در زمینه های مختلف سیاست
داخلی، روابط بین الملل و …

ج : توانمندی مسولان در مواجهه با مسایل جاری و در پاسخ گویی به
مردم که صاحبان اصلی انقلاب اند. و تفکیک مواردانحراف نمااز آفات
واقعی، برای مردم .

آگاهی به ضعف ها و آفات وانحرافات احتمالی به استحکام نظام کمک
می کند و تاثیر چشم گیری در تصحیح و پی ریزی برنامه های دراز مدت
می تواند داشته باشد.

توجه دقیق به پیامدهای ناگوارانحراف در یک نهضت، بایستگی این بحث
را روشن تر می کند و لزوم تبیین گونه های انحراف، و عوامل آنها, و روش
شناسایی و پیشگیری از آنها را مبرهن می سازد.این تبیین، به نسل
انقلاب امکان می دهد تا با در دست داشتن مجموعه ای از[ تجارب سلف] به
ترمیم گذشته و ساختن آینده اقدام آند و با در دست داشتن مشخصات
انحراف، آنها را شناسایی کند و به آفت زدایی از پیکرانقلاب بپردازد
وانقلاب را در برابر تند بادانحراف روئین تن کند. درادامه این
مقاله (که مقدمه ای بر مباحث آتی محسوب می گردد) به تبیین پیامدهای
می پردازیم که ممکن است براثرانحراف در یک انقلاب، بروز کند. تا
ضرورت طرح مبحث (مرزبانی ازانقلاب ) روشن تر گردد.

۱- شکست مکتب انقلاب :

اصالت واستحکام یک ایدئولوژی، مرهون موفقیت های آن در
صحنه عمل است . مکتبی که بتواند طرحهای عملی بیشتری ارائه دهد و در
جهت تامین عدالت اجتماعی، بسطارزشهائم عنوی، و ریشه دارتر کردن
شجره ایمان، گام بردارد,اتقان بیشتر می یابد و در ژرفای جانها
بیشتر نفوذ می یابد, و در قلبها گسترده تر ریشه می داوند. مکتب و
ایدئولوژیی که بتواند به شکوفایی احساسات پیراوانش کمک کند و راه را
بر خلاقیت ها هموار سازد, و ملایم با آرمانهای فطری آنان باشد,
بی اجبار واکراه بر پیروانش افزوده می شود. و پیوستگان بان مکتب، هر
روز به راهی که گزیده اند,ایمان واذعان برتر می یابنداین معنا,
چنان کلیت دارد که برخی از صاحب نظران موفقیت هر مکتبی را تنها در
میدان عملی،ارزیابی می کنند. و آن اندیشه را واقع بین ترین و
عملی ترین و تواناترین اندیشه و طرح می نامند, که در برخورد با
زمختی های مشکلات اجتماعی و گره های کور مسائل انسانی،از خود سازگاری
بیشتری بروز داده باشد.

مکتبی که نتواند بر
شعارهای اصولی خود جامعه عمل پوشاند و در جامعه،اعتدال روانی و
عدالت و رفاه نسبی برقرار سازد واحساسات وامیال را در کانالهای
طبیعی خود هدایت کند. و زمینه خلاقیت و شکوفایی را برای اندیشه ها
فراهم آورد. لاجرم به عدم قابلیت و سترون بودن و خشونت و … متهم
خواهد شد.

انقلابی که مایه در یک ایدئولوژی دارد و بعنوان انقلاب مکتبی شناخته
می شود و مبتنی بر یک سیستم فکری است،اگر در عمل، موفق نباشد و بجای
آن که جامعه را بسازد, خود دچارانحراف شود, نه تنها چنین انقلابی
بعنوان یک پدیده مقطعی زیر سوال می رود که مکتب پشتوانه آن نیز با
علامت سوال مواجه می شود.اگرانقلابی نتوانداصول و شعارهای اعلام
شده اش را جامه عمل پوشاند,از یک سو دشمنان انقلاب جان می گیرند و به
مانور و هیاهو می پردازند. و بر حقانیت راه و کردار خویش، برهان
اقامه می کنند, واز سوی دیگر, مکتب پشتوانه انقلاب،از سوی دوستان و
دشمنان مورد بازجویی، و سوال قرار می گیرد.

یکی از صاحبان
قلم، در تحلیل این اوضاع، چنین نگاشته اند:

[…مسامحه در تعیین تکلیف … مسایل، براساس حل مبنایی … کار
را بجایی رسانده است که بسیاری ازاصول اعلام شده در شعارهای انقلاب
به زیر سوال رفته اند.ادامه این وضعیت، در واقع نوعی زمینه سازی
برای اثبات همان فکر باطلی است که احکام اسلام راازاداره کشور
عاجز می داند.این وضعیت، زمینه را برای متهم شدن ه فقه فراهم می سازد.
مسوولین کشور نباید بگذارند فقه متهم شود] ۲ .

ادامه روندانحراف، دو پیامد روشن را – درارتباط با زیر سوال
رفتن مکتب – موجب می گردد: روی آوری به مکاتب بیگانه و مصنوع و جان
گرفتن معاندان و مخالفان مکتب، و جولان یافتن آنها.

دراینجا نمونه هایی ازاین دو پیامد را در دوران های گذشته و معاصر
ارائه می کنیم :

الف : روی آوری به مکاتب بیگانه

هنگامی که کج راهی
در یک انقلاب مکتبی بروز کرد, منحرفان برکردار ناپسند خویش نام دین
می نهند و می کوشند, برای آنچه که به پیروی ازامیال واهواء, بدان دست
یازدیده اند[ وجه شرعی] بتراشند.احکام دین را بدلخواه خویش و
آنچنان که می پسندند, تفسیر می کنند و شعارهای نخستین نهضت را در[ خم]
عادات و سلایق ناپسند خویش، دگرگونه می آرایند. و بدینسان کردار خویش
را برخاسته از مبانی واصول واحکام دین و همسو با آرمان واهداف
نهضت ترسیم می کنند.این همه برای آنان که انحرافات و نابسامانی ها
بستوه آمده اند, زمینه ای را می سازد تا بسوی[ نحله ها]ی بیگانه ای روی
آورند که شعار بسامانی و عدالت سر می دهند و گاه در صدد بر می آیند تا
خود, مکتبی را پی ریزی وابداع کنند. مرامی که بتوانند در پناه آن،
از موقعیت و حقوق به تاراج رفته خویش دفاع کنند واهداف و
حق جویی های خویش را به رنگ آن و مرام تزیین کنند.

داستان پیدایش[ شعوبیه] چنین داستانی است . هنگامی که کردار
مباشران و متولیان اسلام، در گذرایام و مجاورت[ برق طلا] و[ حلاوت]
حکومت، رنگ و رویه دیگر گرفت واز زندگی سهل و ساده که برای
گروندگان به اسلام، مایه جذب و گرایش بود, به تجمل و تکلف اشرافیت و
زندگی مسرفانه غلطیدند, و براین همه، هیچ اعتراض و پرخاشی را روا
ندانستند واین همه را[ توجیه شرعی] کردند, وافزون براینها,
انقلابیان دیروز صاحب منصبان امروز, نوعی برتری برای خویش قابل
گشتند, و بدان سبب که در کار نشراسلام سعی و مجاهدت کرده بودند, بر
دیگران فخر فروختند[،فرقه شعوبیه] شکل گرفت .
شعوبیان، نخست با شعار[ تسویه] موالی بااعراب به میدان آمدند و
[نام شعوبی که براین فرقه …اطلاق شده است ازاین روست که معتقد
بودند, قبایل واعراب را با شعوب غیر عرب هیچ تفاوتی نیست] ۳ و آن
دعوی ها وامتیازات که برخی اعراب برای خود می طلبند و دارند, ناروا و
بی جاست . فرقه شعبوبیه، بااستفاه از چنین زمینه ای گسترش یافت و
پیروان قابل ملاحظه یافت . رنجدیدگان بسیار بستوه آمدگان انبوهی به
امید رهایی، بر آن گردند آمدند: [… و بیشتراین شعوبیان درایران
از آن کسانی بودند که ازاعراب خواری و بیداد دیده بودند]. ۴

این روند, تا آنجاادامه یافت که
شعوبیان گاه بااصل اسلام هم به ستیز برخاستند و به احیاءارزشهای
قومی و قدح و تحقیر عرب – که اسلام بوسیله آنان به ظهور رسیده بود –
پرداختند و به نوشتن آثاری همانند [ لصوص العرب]، [الحیاء العرب] یا
[انتصاف العجم من العرب] و [ فضل العجم علی العرب] دست یازیدند ۵ .

جاحظ در کتاب [الحیوان] می گوید: [عموم کسانی که در
دین اسلام به شکست و تردید افتاده یا از دین برگشتند, از تعلیمات
شعوبیه متاثر بوده اند و در ابتداء با جنس عرب و بالاخره با دین
اسلام که از میان قوم عرب ظاهر شده بود, دشمن شدند] ۶ طبع آدمی، چنان
است که در گزینش یک مرام،اشباع احساسات وانبساط درونی خود را
می طلبد, و بر آمدن نیازهای معیشتی و برونی خود را می جوید. نهضت و
مرامی که فاقداین جوهر و جاذبه گردد,انبساط خاطرو آرامشی رواین در
پیرامون خود نیافریند, خلاها و نیازهای روحی آنها را برآورده نسازد,
واز حل معضلات اجتماعی و تامین رفاه نسبی، همگانی وایجاد عدالت
اجتماعی عاجز ماند. لاجرم با روی گردانی پیروان خود و ناکامی آنها
مواجه خواهد گشت .احساسات اشباع ناشده و نیازهای برنیامده، به دنبال
آبی می گردند تا عطش درونی را فرونشانند و مرهمی می جویند که زخم
بی عدالتی ها و نابرابری های روا داشته شده بر آنان راالتیام بخشد. و
بدینسان، گاه چنان که یاد شد, مسلکی پی ریخته می شود و گاه مرامی
ناشناخته و گمنام رونق می یابد.

مانوی گری و مزدک گرایی از چنین زمینه هایی مایه می گرفته است . و عدم
اجرای عدالت اجتماعی توسط حکومتهایی که نام اسلام را یدک
می کشیده اند, دراین امر بی تاثیر
نبوده است . مزدکی گرایان بااین شعار,افکار خویش را جامعه اسلامی
آن روز مطرح می کردند: [ان الله جعل الارزاق فی الارض لیقسهاالعباد
بینهم یاخذون للفقراء من الاغنیاء, و بردون من المکثرین علی المقلین
وان من کان عنده فضل من الاموال والنساء والامتعه، فلیس هوباولی
من غیره] ۷ .

خداوندامکانات را در
زمین قرار داد تا مردم بعدالت بین خود تقسیم نمایند, یکدیگر را یاری
کنند, لیکن مردم در بهره وری ازامکانات به یکدیگر ظلم کردند, مردم
گمان می کنند از امکاناتی که ویژه اغنیاست، بر فقراء می بخشند و بر
بی بضاعتان اعطا می کنند! هیچکس بخاطر داشتن ثروت افزون و زنان بیشتر
بر دیگری برتری ندارد. این شعار در جان انسانهای فرو دست، می نست و
نوید رهایی را در گوششان زمزمه می کرد و آنها در گرایش به مرام مزدک،
چنین آرمانی را در خیال خویش می پروراندند و بدینسان بود که مردم
فرو دست بدین شعار گرویدند واین فرصت را غنیمت شمردند.

روی گردانی از آیین
زرتشت و روی آوردن پیروان آن به مرامها و مسلکهای دینی دیگر واز
جمله اسلام نیزاز چنین زمینه ای برخوردار بوده است از فسادی که در
اخلاق موبدان بود, هوشمندان قوم از آیین زرتشت سرخورده بوده و آیین
تازه ای می جستند که … رسم آیین طبقاتی کهن را نیز درهم فرو ریزد…
عبث نیست که سلمان فارسی،آیین ترسا گزید و باز خرسندی نیافت . ناچار
در پی دینی تازه در شام و حجاز می رفت ۸ .

روندی که بدان اشاره شد, در دوران معاصر نیز می تواند بعنوان یک
خطر بالقوه برای انقلاب ما مطرح باشد.اگرانقلاب اسلامی، روزگاری از
تامین عدالت اجتماعی واشباع احساسات معنوی و تامین انبساط خاطر
یاران خوی ناتوان شود, که چنین مبادا! زمینه لازم برای روی آوری
بفلان مکتب و بهمان ایدئولوژی فراهم خواهد شد.

یکی از صاحب نظران معاصر بااشاره
به این پیامد, چنین هشدار داده است :

[… نمی توانم تعجب خود رااز کسانی که دواصل مقدس آزادی و عدالت
اقتصادی را به یک مکتب شرقی یا غربی می بندند,اظهار نکنم … ما چرا
باید هر فکر خوب رااز خود نفی کنیم و آن را به دیگران ببندیم، تا
کار بدانجا کشد که خدای ناکرده، چند سال دیگر عده ای بلند شوند و
بگویند شما که نه با آزادی موافق هستید و نه با عدالت اقتصادی و ملت
باین دواصل احتیاج دارد. و ما می خواهیم بنام فلان مکتب،این دو
هدیه را به ملت ارزانی کنیم] ۹

میدان یابی مخالفان :

جریان های مخالف یک انقلاب، یا ریشه در نظام کهن قبل ازانقلاب دارند
و پایبندی به ارزشهای آن نظام را شعار و مسلک خود قرار می دهند, یا
در کوران حوادث، و رخدادهای پس ازانقلاب، دراثر تضاد مرام و منافع
خود باانقلاب به روند جدایی می پیوندند.این جریانها, چونان آتشی در
زیر خاکستر, ریشه های خود را گرم نگه می دارند. و در پی فرصت، به کمین
می نشینند. برای آنها بسی مهم است که حادثه ای رخ بنماید و زمینه
خاصی در بسترانقلاب فراهم آید تا سوژه مخالف خوانی های خود رااز آن
اخذ کنند و بر درستی مواضع خویش،اقامه برهان کنند. :
رویش انحراف در بسترانقلاب، چنین فرصتی را به آن ارزانی
می دارد. هنگامی که کج راهی درانقلاب بروز کند و خصلت های غیرانقلابی و
ارزش های جاهلی درارکان انقلاب به ظهور رسد, مخالفان، در طعن بر
انقلاب، جرات و جسارت بیشتر می یابند. درانقلاب فرانسه که بیشتر با
شعار لغوامتیازات طبقاتی واعطاء برابری آراء به همه ملت، به
میدان آمده بود, هنگامی که دراواسط سال ۱۷۹۹ دیرکتوار (شورای
جمهوری ) در نظراکثریت عظیم طبقات، سازمانی بیهوده و نالایق جلوه کرد
و برای توده محروم شهرها و دهات، بعنوان مظهر حکومت دزدان فربه
شده و سفته بازان و رژیم تجمل و بولهوسی و رژیم قحطی و ستمکشی، برای
کارگران و مصرف کنندگان فقیر در آمد, زمینه برای رشد سلطنت طلبان
فراهم گشت[ دو نهضت سلطنت طلبان که همچنان آتش زیر خاکستر بود,
ناگهان در[ وانده] شعله کشید و سردمداران آنها به شورش برخاستند و
کار جسارت را بجایی رساندند که در کوی و برزن فریاد می زدند مرگ بر
جمهوری] ۱۰ باید زمینه این جرات و جسارت رااز بی نبرد و راه ه
این گونه فرصت طلبی ها را بر مخالفان و کینه توزان انقلاب سد کرد. و
اجازه نداد تا آنها باانگشت گذاشتن بر ضعف ها وانحرافات احتمالی،
چنین گلو بدرانند که روحانیون نمی توانند تضادایدئولوژی خود یعنی
وارد کردن اسلام در حکومت را با شکوفایی اقتصادی فرهنگی، برطرف کنند.
و چنین یاوه ببافند که بهتراست این مکتب به قلمرواخلاق و وجدان
بسنده کند و یا نظام را به اخذاقتباس و تقلید دست و پا شکسته از
روش های کشورداری، تحت عناوین احکام ثانویه متهم نمایند.

روشن است که معاندان انقلاب هیچگاه زیبایی ها و شکوفایی های انقلاب
اسلامی را نخواهند سرود, و همیه ضعفها و کاستیها را در بوق شیطانی
خویش خواند دمید. آنچه مهم است،این است که نباید ما بر برخوردهای
ضعیف و مسامحه کارانه و سهل انگارند, چنین زمینه هایی را برای آنان
فراهم آوریم . تبیین مسایل زیربنایی و برنامه های زیر ساخت اقتصادی و
سیاسی و حل ریشه ای مسایل، می تواند چنین زمینه هایی رااز چنگ مخالفان
انقلاب در آورد, و آنان را در تبلیغات و مخالف خوانی های خود خلع سلاح
کند .

۲ دلزدگی از حرکتهای سیاسی وانقلابی گری :

گرایش به انقلاب، پدید آمدن روحیه پرخاشگری علیه بیداد, و دلدادن
به حرکتهای سیاسی اجتماعی، ثمره حالتی روحی است که زمینه، در
ساخت و بافت نظام های بیمار و نامعتدل دارد. مردمی که در گردونه
فعالیت های سیاسی قرار می گیرند و نسبت به سرنوشت کشور خویش حساسیت
می یابند, دل به آینده ای روشن می بندند و[ رهایی] و[ سپید روزگاری] را
دراستقرار نظام انقلابی می جویند و بدینسان به برافکندن نظام ستم،
میان می بندند. هنگامی که در دوران پس ازانقلاب آرمان
مردم، جامه عمل نپوشد, نوعی سرخوردگی و دلزدگی امور سیاسی و
انقلابی گری در میان آنها پدید می آید. و در برابراین شکست روحی،
بازتابهای متفاوتی بظهور می رسد. گروهی براستقرار وضع موجود, عصیان
می ورزند و به دادخواهی قیام می کنند. گروهی برای در آمدن در جمع
حاکمان جدید, به مکر و تملق و سیاست بازی حرفه ای روی می آورند, و
جماعتی ژنده پوش،اعراض از دنیا و در شمار مردگان در آمدن و
عزلت نشینی رااختیار می کنند. روحهای عاصی، سرهای پرشور, و قلبهای پر
حرارت که آب سرد نومیدی و شکست بر تن گرم و پراز شوقشان افشانده
شده است، ناگهان دچار تحولی شگفت می گردند, یا برگورستانها و مساجد
پناه می آورند تااحساس شوری را که در دنیای پرهیاهوی سیاست اشباع
نشده است، در خلوت ریاضت و عزلت صوفیانه، تسکین بخشند. و یا همرنگ
جماعت منحرفان می گردند و سودای جاه، و جبروت قدرت، آنان را در[ چاه
ویل] خود گرفتار می کند, و یا دست ازانقلاب و سیاست می شویند و لجام
سیاست به دست اهل آن می سپارند و به محدوده زندگی شخصی خویش باز
می گردند و تمتع شخصی و رونق معیشت خود را وجهه همت خوی می سازند.
برای هر یک از عکس العمل های یاد شده در بستر تاریخ شواهد فراوان
می توان یافت . دراینجا به نمونه هایی ازاین نوع عکس العمل های در
ادوار تاریخی گذشته و دوران معاصراشاره می کنیم : ۱

از همان اوان پیروزی انقلاب، عناصر ناباب سعی می کنند در پیکر
حاکمیت نفوذ کنند.این عناصر, بجای آن که دغدغه اجرای عدالت و
ارضای عامه مردم را داشته باشند, درارضای امیال خویش می کوشند,اصول
و مبانی پایه ای انقلاب را نادیده می انگارند و[ رابطه] را جایگزین
[ضابطه] می سازند. پس از گذشت کمتراز دو دهه از پیروزی انقلاب اسلام
در سرزمین حجاز چنین وضعیتی پیش آمد. نابسامانی و ضدارزشها رو به
رشد گذاشت و بدانجاانجامید که برای برخی از پاکبازان و خودساختگان،
تحمل چنین انحرافاتی، بسیار دشوار بود. آنها تاب آوردن بر رجوع به
عصر جاهلیت و حاکمیت یافتن رسوم و عادات غیرانقلابی و گاه ضدانقلابی
را دشوارتراز مگر تلقی می کردند.ابوذر, رشد حرکتهای انحرافی در بطن
جامعه انقلابی اسلام را چنین ترسیم می کند. و برآنچه که پیش آمده
است،اشک تاسف می افشاند و آرزوی مرگ می کند: [کنا فی جاهلیننا قبل
ان ینزل الکتاب و یبعث فینا الرسول و نحن نوفی بالعهد و نصدق الحدیث
و نحسن الجوار و نقری الضیف و نواسی الفقیر, فلما بعث الله تعالی
فینا رسول الله وانزل علینا کتابه کانت تلک الاخلاق یرضاهاالله و
رسوله و کان احق بهااهل الاسلام واولی ان یحفظوها فلبثوا بذالک
ماشاءالله ان یلبثوا, ثم ان الولاه قداحدثوااعمالا قباحا لانعرفها
من سنه تطفی و بدعه تحیی و قائل بحث مکذب واثره لغیر تقی وامین
مستاثر علیه من الصالحین . اللهم ان کان ما عندک خیرا فاقبضنی الیک
غیر مبدل و لایغیر] ۱۱ .
در دوران جاهلیت، قبل
از آن که پیامبر در میان ما مبعوث گردد, و قرآن فرود آید, ما به
پیمان ها پایبند می ماندیم، و گفتارمان راستگو بودیم، با همسایه به
نیکی رفتارمی کردیم و میهمان گرامی می داشتیم . و درماندگان را کمک
می کردیم . چون خداوند در میان ما پیامبر را برانگیخت و کتاب را بر ما
فرو فرستاد,این صفات و کردار از سوی خدا و رسول نیز مورد رضا,
واقع شد. مسلمانان درقیام باین اعمال، شایسته تراز دیگران بودند و
می بایست آنها را در میان خود رعایت می کردند, چندی نیز چنین کردند,
آنگاه حاکمان، کردارهای ناشایستی را مرتکب شدند که برای ما ناآشنا
می نمود, سنت از بین رفت و بخاموشی گرایید و بدعت ها جان گرفت، حق گو
تکذیب شد و گزینش ناپاکان رواج یافت و درستکاران منزوی شدند. خدایا
اگر بصلاح من است مرگ مرا برسان، قبل از آن که بلغزم

این که در جاهلیت، بعضی از رسوم رعایت می شده است واکنون بواسطه
انحراف همان رسوم هم مورد رعایت قرار نمی گیرد,ابوذر را به ندا و
دعا وا می دارد که[اللهم]… هنگامی که روندانحراف ادامه می یابد و
مردم ستمدیده و رنج کشیده، هر روز خویش را ناکام تراز روز قبل احساس
می کنند, آرزوی بازگشت به نظام قبل ازانقلاب و پشیمانی ازانقلابی گری
و یاس از حکومت جدید در جانشان می روید.

آنان که در دوران حاکمیت بنی امیه، برای استقرار حکومت عدل و نظام
بسامان، برسرنگونی امویان میان بسته بودند, پس ازاستقرار عباسیان،
چون مشاده کردند که آن مهدی که در پایان روزگار بنی امیه، داعیان
خراسان، ظهوراو را به مردم ستمدیده، مژده میدادند در عهد بنی عباس
پد

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.