پاورپوینت کامل امام علی(ع) و آزادی اجتماعی ۸۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل امام علی(ع) و آزادی اجتماعی ۸۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امام علی(ع) و آزادی اجتماعی ۸۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل امام علی(ع) و آزادی اجتماعی ۸۵ اسلاید در PowerPoint :

۱

مفهوم آزادی

وایه آزادی، از زیباترین وایگانی است که ذهن انسان، از روز نخست، با آن آشنایی دارد. آزادی، امیدبخش ترین مفهوم را
شکل می دهد.

این وایه، تنها برای انسان دلپذیر نیست، بلکه دلپذیر هر موجود زنده است.

زندگی، با آزادی، همراه است که زندگی بدون آزادی، زیبایی و جاذبه و امیدآفرینی ندارد.

مفهوم آزادی، همان رهایی از بندها، قیدها، اسارتها، محدودیتهای نارواست، با کاربردهای گوناگون.

کاربرد آزادی این وایه، در اصل مفهوم هماهنگ است; لیکن کاربردهای گوناگون دارد: آزادی عقیده، آزادی رفتار، آزادی
در برابر بردگی و آزادی اجتماعی.

آزادی عقیده: انسان از نگر تکوین در پذیرش هر باوری، آزاد است. باور عقیده، با جبر پدید نمی آید، گرچه باطل باشد.

آزادی رفتار: انسان در رفتار خویش گزینش کار، آزاد است و هیچ قدرتی وی را به انجام کاری وا نمی دارد.

آزادی در برابر بردگی: انسان در شؤون زندگی، خود تصمیم می گیرد و نیروی برتر، او را به تصمیم در این باب وادار
نمی کند.

آزادی اجتماعی: بین انسانها و گروهها، در فرایند فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شکل می گیرد و روشن است که این گونه
آزادی، پیوند تنگاتنگی با نهاد سیاسی جامعه دارد.

این نوع آزادی، بسته به گونه نگاه و مشی و رفتار حکومتهاست که پاره ای از آنها در راه نهادینه کردن و پا بر جایی آن
تلاش می ورزند و پاره ای از آنها، آن را نادیده می انگارند.

آزادی اجتماعی

ازویژگیهای نظام مردمی، پرتو افشانی و وجود آزادی اجتماعی است.

با پاگیری و استواری آزادی در جامعه، زمینه حضور مردم و همکاری و همراهی آنان در عرصه های گوناگون، فراهم
می شود. نظام بسته به مردم و تنیده با اندیشه ها و آرای مردم، از حضور مردم در عرصه ها نیرو می گیرد و بنیانهای خود را
توانا می سازد؟ از این روی، از حضور آنان در هر کجا و در هر عرصه، استقبال می کند و با پدید آوردن رقابت سالم، در
راستای جهت دهی جامعه به سوی تکامل و استواری ارزشها بهره می برد.

نظام سیاسی که به فرهنگ و بالندگی جامعه، دلبستگی دارد و به آن گرایش نشان می دهد، یک نظام ارزشی است و
آزادی اجتماعی در راستای هدفهای ارزشی آن شکل می گیرد. از این روی، آزادی اجتماعی، از مهم ترین و درخشان ترین
شاخصه های یک نهاد سیاسی مردمی است.

در برابر، نظامها و رییمهای غیر مردمی، از پا گرفتن آزادی اجتماعی، سخت در هراسند و تلاش می ورزند آن را محدود
سازند; زیرا در چنین رییمها و نظامهایی، جامعه، زمینه مساعد برای چالشگری دارد و آزادی اجتماعی سبب می شود که
قدرتهای سیاسی به گردش درآیند و دست به دست شوند. از این روی محدود نمودن آزادی، دلیل بر بی پایگی نهاد
سیاسی و گسترش آن، گواه است بر استواری و یرفای مردمی بودن حکومت.

امام علی(ع) و ارزشهای اجتماعی

نظامی که امام علی(ع) در راس هرم آن قرار داشت، چون یک نظام مردمی و ارزشی بود، در زوایای گوناگون، ارزشهای
اجتماعی را استقرار بخشید.

نظام سیاسی علوی، به گونه مردمی پاگرفت و ادامه یافت; به گونه ای که با شکل گرفتن ساختار حکومت و پاگرفتن
نهادهای سیاسی، قضایی، اقتصادی و فرهنگی، ارزشهای اجتماعی، مانند: آزادی اجتماعی، عدالت اجتماعی، امنیت ملی،
وحدت ملی شکوفا شدند و پایه و پیکر نظام علوی را پوشش دادند.

در این نوشتار برآنیم، یکی از این ارزشهای والای نظام علوی که همانا آزادی اجتماعی باشد، به بوته بررسی نهیم.

آزادی اجتماعی، همان گونه که در رفتار علی(ع) جلوه گراست، در اندیشه آن امام همام، به زیباترین شکل، نقش بسته
بوده که کتاب بزرگ و جاودانه نهج البلاغه گواه آن است.

بدین خاطر، بحث را در دو گزاره اندیشه و رفتار امام پی می گیریم:

الف. اندیشه: اندیشه تابناک امام(ع) فراسوی اندیشه های بشری است; اندیشه زلال وحی است و الهام گرفته از آن. از این
روی، مرور زمان در آن راه ندارد، بلکه گذر زمان، مفهوم آن را پویا و شکوفا می سازد.

امام در باب کرامت نفس و ارزش والای آن می فرماید: نفس کریم خویش را به هیچ ذلت و آلاینده آلوده مساز. از هر
رفتاری که پستی نفس را در پی دارد; بپرهیز. خواهشهای نفسانی، تو را به ذلت نکشاند. هوشیار باش اگر کرامت خویش را
از کف نهی، چیزی که همپای آن باشد، و وجود ندارد که به کف آری! خویشتن را اسیر دیگران مساز که خدای سبحان تو
را آزاد آفریده است:

«اکرم نفسک من کل دنیه وان ساقتک الی الرغائب فانک لن تعتاض بما تبذل من نفسک عوضا ولاتکن عبد غیرک وقد
جعلک الله حرا.» (۱)

ماین اندیشه والا، عامل اسارت انسان را در دو چیز می جوید: درونی و بیرونی.

خواهشهای نفسانی، از درون انسان را به زبونی وا می دارند و قدرتهای بیگانه از بیرون، کرامت و آزادی انسان را تهدید
می کنند.

امام همام، به هر دو آسیب، هشدار می دهد که انسان هوشمند، نباید اسیر هیچ یک گردد.

نیز می فرماید:

«یا ایها الناس ان آدم لم یلد عبدا ولا امه وان الناس کلهم احرارا.» (۲)

هان ای مردمان، پدر شما آدم، مرد، یا زن برده متولد نساخت. همه انسانها آزادند.

ب. رفتار: امام این اندیشه والا و ناب را در رفتار خود، موبه مو پیاده کرد. همان گونه که در اصل حکومت، تحمیل را بر
مردم روا نداشت، در مدیریت و ارائه آن نیز، ارزشهای اجتماعی را پیاده و جلوه گر ساخت. امام، آزادی را گستراند و
هیچ گونه تنگنایی که ارزشها را تهدید کند، پدید نیاورد. در رفتار سیاسی خویش این حقیقت را شکوفان ساخت، تا برای
همگان الگو باشد و سرمشق حرکت و رفتار سیاسی. شاخصه های آزادی اجتماعی را در محورهای زیر می توان جست:

۱. مشارکت و بیعت: از شاخصه های حکومت امام، آزادی دادن به مردم در نقش آفرینی در عرصه سیاست و مشارکت
اجتماعی در تعیین سرنوشت و پذیرش نهاد سیاسی.

امام، با این که خود را از سوی خداوند سبحان، گمارده شده بر سریر رهبری می دانست و حق خود و خود را شایسته ترین
فرد برای آن پست، خرسندی مردم را در شکل گیری حکومت، معیار بنیادین به شمار می آورد. پس از کشته شدن عثمان،
در پاسخ مردم که به او روی آورده بودند و از او می خواستند که رهبری امت اسلامی را بپذیرد، فرمود: «دعونی والتمسوا
غیری » (۳) مرا رها کنید و به سراغ دیگری بروید.

این بازپس زدن و نپذیرفتن بدان خاطر نبود که رهبری را حق خود نمی دانست، بلکه بدین جهت بود که در ضمن شفاف
نمودن موضع گیریهای احزاب و گروهها، مردم فرصت اندیشه داشته باشند و با هوشمندی کامل و با توجه به
پیچیدگیهای موجود، به حضرت دست بیعت بدهند. از این روی، امام، پس از مدتی، مراسم بیعت مردم با خویش را،
آشکارا و در حضور همگان و خرسندی و خشنودی مردم برگذار کرد و خود در این باره می فرماید:

«ولا تکون بیعتی الا عن رضا المسلمین.» (۴)

بیعت من، جز با رضا و خشنودی مسلمانان نبود.

در گزینش کارگزاران و استانداران، حضرت تلاش می ورزید افراد برخاسته از متن توده ها را برگزیند و بر این پستها
برگمارد و به شدت از گزینش وابستگان به طایفه ها و اشراف و آنان که با مردم پیوندی نداشتند و یا نشان داده بودند که
اهل برتری دادنهای ناروایند، پرهیز می کرد.

به مالک اشتر فرمود: بدترین همکاران تو، آنان خواهند بود که با ستم پیشگان و اشرار همراه و همکار بوده اند. این
همراهان ستمکاران و گسستگان از ملت و آنان که زمانی در جبهه مقابل مردم قرار داشته اند، نباید محرم اسرار تو باشند.

مالکا! باید کسانی را بر گزینی که شایسته باشند و از چاپلوسی به دور. آنانی که نه تنها چاپلوسی نمی کنند که تلخ ترین
انتقاد را علیه تو روا می دارند:

«ثم لیکن آثرهم عندک اقولهم بمر الحق لک.» (۵)

و آن کس را بر دیگران بگزین که سخن تلخ حق را به تو، بیش تر بگویند.

۲. مشاوره: اصل مشاوره، یکی از شاخصه های آزادی اجتماعی است. امام، این اصل را پاس می داشت و در رفتار سیاسی و
اجرای امور، بر رایزنی با صاحب نظران، نخبگان، باتجربگان و خبرگان تکیه داشت.

زیرا این اصل، معیار دیگری است برای سهیم شدن مردم در امور و سبب می شود اندیشه ها رشد کنند و بالنده گردند و
کارها استواری یابند.

از آن جا که این اصل مهم است و کارگشا و سبب استواری کارها می شود خداوند می فرماید: «وامرهم شوری بینهم.» (۶)

امام به این اصل اساسی و کارامد، هم در اندیشه و هم در رفتار توجه دقیق فرمود:

الف. اندیشه:

«لامظاهره اوثق من المشاوره.» (۷)

هیچ پشتیبانی استوارتر از رای زدن نیست.

«من شاور الرجال، شارکها فی عقولها.» (۸)

هرکس با مردمان رای زد، خود را در خرد آنان شریک ساخت.

«من استقبل وجوه الآراء عرف مواقع الخطاء.» (۹)

آن که پیشاپیش رایها تاخت، درست از خطا بازشناخت.

«والاستشاره عین الهدایه.» (۱۰)

و رای زدن، دیده راه یافتن است.

«لاتکفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل.» (۱۱)

پس از گفتن حق، یا رای زدن در عدالت باز مایستید.

ب. رفتار: امام در انجام کارها، با اهل نظر، خبرگان و یاران به رایزنی می پرداخت که در تاریخ نمونه بسیار دارد. از جمله با
عبدالله بن عباس، با یاران درگاه جنگ صفین و شنیدن رای و نظر موافقان و مخالفان جنگ. (۱۲)

۳. آزادی گفتار: آزادی گفتار از شاخصه های مهم آزادی اجتماعی است. گفتار به عنوان ابزار ابراز عقیده، اگر از آزادی
بایسته و شایسته برخوردار باشد و در گره گشاییهای اجتماع به کارآید و در بیان کاستیها نقش آفرین باشد و روشنگر،
جامعه نمونه و سالم و متعالی شکل می گیرد و تمدن اسلامی درخشش خویش را می آغازد.

اگر مردم، بویژه صاحب نظران، خبرگان، کارشناسان، اهل دانش و بینش در میان کاستیها و آسیبها، آزاد باشند و بتوانند
ضعفها را در فرآیندهای گوناگون پ یوهشی، مدیریتی و فرهنگی بیان کنند، جامعه، همه سویه رشد می کند و می شکوفد
و به سوی تعالی و کمال پیش خواهد رفت.

فضای آزادی که در زمان حضرت امیر(ع) پدید آمده بود، سبب گردید جریانهای فکری بسیاری پدید آیند. همان گونه که
گروه و تشکل همسو با امام، ابراز عقیده می کرد و در جامعه دیدگاههای خود را مطرح می ساخت، گروههای دیگر نیز،
دیدگاههای خود را آشکارا مطرح می ساختند که عبارت بودند از: قومیت حمراء، حزب عثمانیه، اشراف، بی تفاوتها،
ناکثین، مارقین و قاسطین.

۱. گروه همسو: مهم ترین و نقش آفرین ترین گروه در زمان امام علی(ع) یاران صمیمی و همراه امام بودند که خاستگاه
جریان زمان رسول خدا است و این جریان، در دوران رسول خدا پدید آمد و اندیشه و آرمانش از زلال وحی سرچشمه
گرفت و پیش رفت، تا پس از قتل عثمان، مجال ظهور در عرصه را یافت و قدرت مندانه حضور یافت. و در دوران حکمروایی
حضرت، به عنوان نیرویی قدرت مند، بر هرم قدرت جای گرفت و بازوی علی(ع) شدند در عدل گستری و ستم ستیزی و
آبادگری.

این جریان، همان جریان بزرگ و باشوکتی است که پس از قتل عثمان، از هر سوی به سوی علی(ع) بسان سیل سرازیر
شد.

امام علی(ع) در این باره می فرماید:

«ینثالون علی من کل جانب.» (۱۳)

مردم از هر سوی، روی به من نهادند.

این جریان بزرگ، در دو محور اساسی، بازوی امام قرار گرفت.

ء در استقرار بخشیدن به نهادهای سیاسی، مدیریتی و قضایی نظام سیاسی.

ء مقابله و رویارویی با فتنه انگیزان.

برجستگان و پیشقراولان و پیشاهنگان این جریان ناب اندیش ارزش گرا، افزون بر فرزندان امام: (حسن و حسین (ع)،
محمدبن حنفیه) عبارت بودند از:

مالک اشتر، محمدبن ابوبکر، اویس قرنی، عبدالله بن عباس، عمار یاسر، قیس بن سعد، سهل بن حنیف، عثمان بن حنیف،
زیدبن صوحان، عدی بن حاتم، حجربن عدی، عمروبن حمق، عبدالله بن جعفر، مخنف بن سلیم، ابو ایوب انصاری،
خزیمه بن ثابت، مالک بن حمزه و…. (۱۴)

۲. بی تفاوتها: جریانی که در زمان امام به گونه روشن و با موضع گیری آشکار، خود را نمایاند، گروه بی تفاوت نسبت به
مسائل مهم سیاسی و عمومی جامعه بود. این ویژگی و گونه رفتار، بیش تر، ریشه در طبیعت رفاه طلبی انسان دارد; لکن
فرصت بروز تشکل گونه در لوای حکومتهایی می یابند که به مردم آزادی اجتماعی می دهند. امام، چون به همه آزادی عمل
داد، هر کسی برابر خصلتی که داشت، به سویی گرایش یافت، یکی حق را برگزید و یکی باطل را و گروهی این پسندیدند و
گروهی آن را. امام، بارها از این گروه گلایه کردند و زبان به شکوه گشوده است.

سرشناسان و چهره های مشهور این جریان، اینانند: عبدالله بن عمر، سعدبن ابی وقاص، اسامه بن زید، محمدبن سلم،
حسان بن ثابت، قدامه بن مظعون، عبدالله بن سلام، مغیره بن شعبه، سلمه بن وقش (۱۵) و….

۳. قومیت حمراء: این گروه مهاجر غیر عرب، پیش از حکومت امام علی(ع) در کوفه و پیرامون آن روزگار می گذراندند; اما
در دوران فرمانروایی امام، فرصت تشکل یافتند.

این گروه ، همواره ابزار دست بنی امیه بودند و در زمان امام حسن مجتبی(ع)، نقش ویران گری علیه اهل بیت(ع) داشتند.

زیادبن ابیه، از اینان به عنوان نیروی سرکوب گر اهل بیت(ع) بهره می برد.

اینان، با پستی، رذلی، خشونت طلبی و جیره خواری، خوگرفته بودند. چنان قدرت گرفتند و چتر سیاه سرکوب گری و
ستم خویش گستراندند که کوفه را به نام آنان، یاد می کردند: (کوفه الحمراء)

این قوم غداره بند، گرچه در زمان حضرت امیر(ع) آشکارا حرکتی علیه امام انجام ندادند و به طور طبیعی هم، امام با
آنان کاری نداشت، ولی از آزادی دوران امام

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.