پاورپوینت کامل آیات الاحکام در آثار شهید مصطفی خمینی(ره) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آیات الاحکام در آثار شهید مصطفی خمینی(ره) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آیات الاحکام در آثار شهید مصطفی خمینی(ره) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آیات الاحکام در آثار شهید مصطفی خمینی(ره) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
قانونهای اسلام بر پایه قرآن بنیان نهاده شده و سرچشمه و منبع اصلی دستورهای شرع را قرآن تشکیل می دهد. حدیثی که ناسازگار با قرآن باشد اعتبار ندارد و درخور استناد نیست. فقیهان که به استنباط و بیرون آوردن احکام شرعی می پردازند با استفاده از قرآن سنت عقل و اجماع این مهم را به سامان می رسانند. در جمع آنان شماری توجه بیش تر به قرآن داشته و به شرح تفسیر و تدوین آن بخشی از آیات قرآنی دست زده اند که در برگیرنده احکام فرعی است.
از این بخش قرآن به عنوان (آیات الاحکام) یاد می شود. (احکام القرآن) و (فقه القرآن) دو تعبیر دیگر از این گونه جست وجوهاست. گرچه احکام القرآن معنای گسترده تری می تواند داشته باشد. بحث آیات الاحکام را می توان به گونه ای تفسیر موضوعی دانست که پیشینه تدوین آن به قرن دوم هجری می رسد و بخش مهمی از جستارهای قرآن ر از آن زمان تا کنون تشکیل می دهد. در این سری پژوهشه آیاتی مورد تفسیر قرار می گیرد که حکمی از احکام فرعی از آن بیرون آورده شود. پاره ای از آیات به روشنی و پاره ای با توجه به آیات دیگر و یا روایات حکمی از احکام شرعی را به دست می دهد.
بنابر قول مشهور حدود پانصد آیه از آیات قرآن درباره احکام فقهی است; امّا به نظر می رسد آیات الاحکام بیش از اینها باشد.
گروهی از دانشمندان اسلامی کتابهای آیات الاحکام خود را بر اساس پانصد آیه سامان داده اند; امّا برابر آنچه بحرانی در تفسیر شریف برهان نقل کرده یک چهارم آیات قرآن را فریضه ها و احکام تشکیل می دهد.۱
اگر هدف از احکام القرآن آن دسته از آیات الهی باشند که مسلمان باید بدانها اعتقاد و جامعه عمل بپوشاند آیات بیش تری در این موضوع قرار خواهد گرفت و از پانصد آیه بیش خواهد بود.
ابن عربی در کتابِ احکام القرآن خویش از این شیوه و مفهوم بهره برده و بیش از هشتصد آیه را مورد بحث و تفسیر قرارداده که از جمله آنها آیه دوم سوره بقره: (الذین یؤمنون بالغیب) است.
وی ایمان به غیب را از جمله احکام قرآنی می داند.۲ امّا آنچه از عنوان آیات الاحکام به دست می آید و معنای جاری ورایج آن است آیاتی است که احکام فرعی را در بر دارند. مفسران در کتابهای تفسیری خویش سازوار با آگاهیهای علمی و شیوه تفسیری که گزیده اند نکته و جستارهای: ادبی فلسفی عرفانی اخلاقی و تربیتی فقهی و بلاغی را به بوته بررسی می نهند.
شهید مصطفی خمینی در تفسیر خویش بحثهای گوناگونی را مطرح ساخته و بر نکته های فقهی آیات تأکید دارد.
با این که تفسیر ایشان بخش اندکی از قرآن را در برمی گیرد: سوره حمد و ۴۶ آیه از سوره بقره اما نکته های فقهی ارزش مندی را زیر عنوان (الفقه) بیان کردیده است.
همه گزاره هایی که زیر عنوان (الفقه) در تفسیر ایشان آمده احکام برگرفته از آیه نیست بلکه بسیاری از آنها احکام پیوسته به آیه و واژه های آن از زاویه های گوناگون و در بردارنده برگونه ای حکم فقهی است; زیرا آیات الاحکام به معنای ویژه آن در آغاز سوره بقره زیاد نیست با این حال ایشان عنوانی را به برداشتهای فقهی ویژه می کند و برای نگاه فقهی به آیات در کنار دیگر نگاهها: فلسفی عرفانی و… سهمی درخور باور دارد.
افزون بر این در جای جای بحثهای فقهی و اصولی ایشان توجه به آیات قرآن کریم در بیرون آوردن حکم فقهی و بحثها نقش اساسی دارد.
دو ویژگی در تفسیر ایشان:
۱ . توجه ویژه به آیات در بحثهای فقهی و اصولی.
۲ . گونه گونی و گستردگی برداشتها و نگاهی گسترده دامن به آیات الاحکام.
ما را بر آن داشت تا از این زاویه آثار این شهید بزرگوار را در بوته بررسی نهیم و در فراخور این نوشتار از برداشتهای فقهی قرآنی ایشان بهره بریم.
پیش از بیان دیدگاههای ایشان اشاره ای کوتاه به پیشینه نگارش آیات الاحکام آغاز و شیوه تدوین آن مفید می نماید.
پیشگامی شیعه در نگارش آیات الاحکام
در بررسی پیشینه هر دانشی بایسته است نکوداشتی از پیشگامان آن دانش بشود. نویسندگان تاریخ علوم به این مهم می پردازند و اندیشه وران هر دانشی را می شناسانند و به بزرگی از آنان یاد می کنند. درباره نخستین نگارنده احکام القرآن سخن بسیار گفته شده است و بیش ترین عالمان و نویسندگان اهل سنت محمدبن ادریس شافعی (م:۲۰۴) را پیشگام در نگارش احکام القرآن شناسانده اند.۳
در نزد دانشوران شیعی محمد بن سائب کلبی (م:۱۴۶) نگارنده نخستین آیات الأحکام دانسته شده است و اگر انتساب (احکام القرآن) را به کلبی درست بدانیم این دیدگاه درست خواهد بود. هر دو دیدگاه ریشه در فهرست ابن ندیم دارند.۴ این نشانگر پیش بودن کلبی در نگارش آیات احکام است. سید حسن صدر در تأسیس الشیعه محمد بن سائب را نخستین نگارنده احکام القرآن می داند۵ و سخن سیوطی را در (الاوائل) درست نمی داند که نخستین نگارنده آیات الاحکام را شافعی می داند۶ و از بغیه الوعاه سیوطی نقل می کند که نخستین نویسنده احکام القرآن قاسم بن اصبغ بن محمد بن یوسف بیانی قرطبی مالکی (م۳۴۰) است۷.
به نظر می رسد این سخن برابر نسخه ای بوده که سید حسن صدر از (بغیه الوعاه) داشته; زیرا در چاپ تصحیح شده (بغیه الوعاه) تنه احکام القرآن از نوشته های ابن اصبغ یاد شده است.۸
محمدبن سائب نخستین نگارنده احکام القرآن
ابونضر محمدبن سائب بن بشر بن عمروبن حارث کلبی از آگاهان به علم انساب و تفسیر و اخبار و روزگار عرب بود در کوفه زاده شد و در همان دیار درگذشت.۹
وی از علمای شیعه از یاران امام باقر و صادق(ع) بود۱۰.
گویند: قوه یادگیری خود را از دست داد و امام صادق(ع) آن را بازگرداند. فخررازی در (الجرح والتعدیل) به این نکته اشاره دارد.۱۱ امّا رجال شناس شیعه نجاشی داستان شفا یافتن را مربوط به فرزند وی هشام بن محمد بن سائب می داند.۱۲ محمدبن سائب افزون بر احکام القرآن کتاب تفسیری نیز داشته است. تفسیر او را همانند تفسیر ابن عباس و برگرفته از آرای وی دانسته اند.۱۳
در علم تفسیر چنان چیره دست بوده که سلیمان بن علی بن عبداللّه بن عباس حاکم بصره در سالهای ۱۳۳۲ تا ۱۴۰ (۱۴) او را از کوفه به بصره فرا خوانده تا در آن جا به آموزش تفسیر بپردازد.
در تفسیر آیات سوره براءت نظری خلاف دیدگاه مشهور بیان کرد که گروهی به خورده گیری پرداختند و دیدگاه وی را نقد کردند. ولی او از دیدگاه خود دست بر نداشت. به سلیمان از او شکایت کردند. سلیمان گفت: (آنچه می گوید بنویسید و غیر آن را رها کنید.)۱۵
درباره شیوه تفسیر او نوشته اند: سوره ای از آغاز تا انجام تفسیر می کرد.۱۶. بنابراین کلبی در تفسیر تخصص داشته و آشنا به مسائل دینی بوده است و به خاطر این که شیعه بوده حدیث او را ضعیف دانسته اند.۱۷
نسائی گوید:
(شماری از افراد مورد اعتماد از او حدیث نقل کرده اند و تفسیر او را پذیرفته اند; اما حدیث اومسائل ناآشنایی دارد.)۱۸
با توانایی که در تفسیر داشته نخستین نگارنده احکام القرآن نیز بوده و به عنوان عالمی شیعی در این وادی گام نهاده است.
سیوطی درباره تفسیر کلبی می نویسد:
(وهیچ کس تفسیری دراز دامن تر و فراگیرتر از آن [تفسیر کلبی] ندارد و پس از آن مقاتل بن سلیمان است جز این که کلبی بر او برتری داده می شود….)۱۹
ییادآوری: مقاتل بن سلیمان بن بشر خراسانی بلخی (م:۱۵۰) را شیعه دانسته اند و کتابی داشته است به نام: تفسیر (خمسمأه آیه فی الاحکام) که مقدم بر شافعی است.۲۰
شافعی درباره وی گفته است:
(تمام مردم در تفسیر به مقاتل نیازمندند.)
احمدبن حنبل گفته است: (او آگاه به قرآن است.)۲۱
احکام القرآن شافعی
از آن جا که سیوطی در (الاوائل) و زرکشی۲۲ (م۷۹۴) شافعی را به عنوان نخستین نگارنده احکام القرآن دانسته اند دیگران نیز این نظر را پذیرفته اند ولی همان گونه که بیان شد شافعی را نمی توان به عنوان نخستین نویسنده احکام القرآن دانست و یا او را از نویسندگان مستقل این رشته شناخت; زیرا:
۱ . دو کتاب درباره آیات الاحکام پیش از وی نگاشته شده است: احکام القرآن کلبی و تفسیر مقاتل بن سلیمان.
۲ . همروزگان را او نیز در این زمینه نگاشته هایی دارند از جمله:
الف. یحیی بن آدم بن سلیمان قرشی مخزومی (م:۲۰۳) کتابی به نام مجرد احکام القرآن داشته است.۲۳
ب. ابوالمنذر هشام بن محمد سائب کلبی شیعی (م:۶ ـ۲۰۴) از اصحاب امام صادق(ع) کتابی به نام تفسیر آیات الاحکام داشته است.۲۴
۳. کتابهایی که از شافعی به جای مانده بیش تر پس از درگذشت شافعی (م:۲۰۴) شاگردان وی روایت کرده و سامان داده اند و تنها (الرساله) شافعی در زمان زنده بودن وی نگارش شده است به خواست عبدالرحمن بن مهدی و به خامه علی بن عبداللّه بن جعفر مدینی.۲۵
از دیگر آثاری که شاید در زمان زنده بودن وی نگارش شده باشد کتاب (الحجه) اوست.
این اثر فتواهای قدیمی وی را در بردارد و به خامه بویعلی نگارش شده است.
۴ . شافعی کتاب جداگانه ای به نام: (احکام القرآن) نداشته و آنچه به وی نسبت داده اند دیدگاههای فقهی وی و برگرفته از آیات قرآنی است; زیرا اگر شافعی کتابِ جداگانه ای می داشت در میان پیروان او باقی می ماند و به ما می رسید.
ابن ندیم در فهرستِ کتابهای شافعی گرچه احکام القرآن را یاد کرده; امّا به نظر می رسد وی اصل کتاب را ندیده و در نگارش فهرست کتابهای شافعی از خط ابن ابی یوسف بهره برده است.۲۷
به نظر نگارنده علت این که احکام القرآن ر از نوشته های شافعی یاد کرده اند این بوده که ابوالعباس محمد بن یعقوب اصم نیشابوری (هـ:۲۴۷م:۳۴۶) تنها روایت گر (الام)۲۸ در (مسند) شافعی که از نوشته های شافعی آن را گردآوری کرده پاره ای حدیثها را از احکام القرآن نقل کرده است. از این روی گروهی انگاشته اند که شافعی کتاب جداگانه ای به نام احکام القرآن دارد درحالی که منظور وی روایاتی است که شافعی در زیر آیات قرآن در کتابهای فقهی خود آورده است. با سنجیدن تمام مواردی که عنوان احکام القرآن دارد و برابر کردن آنها با کتاب (الام) این نتیجه به دست می آید. از جمله نخستین حدیثی که در (مسند) شافعی از کتاب احکام القرآن نقل شده اجازه گرفتن هند مادر معاویه از رسول خدا(ص) براساس استفاده بدون اجازه از اموال ابوسفیان است.۲۹ در (الام) در باب (وجوب نفقه المرأه) در شرح آیه (فانکحوا ما طاب لکم من النساء) و آیات دیگر یادشده است.۳۰
افزون بر این گیریم شافعی احکام القرآن داشته براساس مدارک و شواهد دیدگاههای فقهی قرآنی وی به خامه شاگردان وی سامان یافته و سپسها از بین رفته است.
ابوبکر احمد بن حسین بیهقی (م:۴۵۸) که مجموعه سخنان شافعی را در احکام القرآن گرد آورده۳۱ و امروزه به عنوان (احکام القرآن) شافعی شهرت دارد به هیچ وجه به احکام القرآن شافعی اشاره ندارد.
از این روی بیهقی در مقدمه احکام القرآن خود کتابی با این نام برای شافعی یاد نمی کند بلکه به این نکته می پردازد:
شمار زیاد از پیشینیان و پسینیان درتفسیر معانی اعراب و مبانی قرآن کتاب نگاشته اند و هر کس به اندازه توان علمی خود درباره احکام القرآن سخن گفته است. چه بسا سخن او سازگار یا ناسازگار با دیدگاه شافعی باشد. پس دیدم که آنچه بر درستی قول شافعی در احکام القرآن دلالت می کند در نوشته های او وجود دارد. می افزاید:
(قد اتی علی بیان ما یجب علینا معرفته من احکام القرآن وکان ذلک مفرقاً فی کتبه المصنفه فی الاصول والاحکام فمیّزته وجمعته فی هذه الاجزاء علی ترتیب المختصر.)۳۲
آنچه را که از احکام القرآن دانستن آن بر ما واجب است شافعی یادآورد شده. و این دیدگاهها در کتابهای اصول و احکامی که نگاشته پراکنده است. پس من آنها را به دست آورده و در این کتاب بر ترتیب مختصر [مزنی] گردآوری کردم.
شیوه های نگارش آیات الاحکام
۱. به ترتیب کتابهای فقهی: شماری از کتابهای آیات الاحکام به ترتیب کتابهای فقهی نگاشته شده اند. این روش در میان فقهای شیعه بیش تر مرسوم است و نویسندگان آن فقهایی هستند که پیش از این به نگارش کتاب فقهی دست زده اند و یا در این رشته صاحب نظرند مانند: زبده البیان محقق اردبیلی فقه القرآن راوندی کنزالعرفان فاضل مقداد و…
و از علمای اهل سنت احکام القرآن جصاص بدین گونه است.
در برخی موارد نویسندگان به گردآوری آیات الاحکام برابر بابهای فقهی بسنده کرده اند و به شرح نپرداخته اند مانند آیات الاحکام محمد باقربن محمد حسین قاینی بیرجندی۳۳ (هـ:۱۲۷۶ م:۱۳۵۲)
۲ . به ترتیب سوره ها: نگارش احکام القرآن به ترتیب سوره ها در میان علمای اهل سنت رایج است و در گذشته و حال از این شیوه بهره برده اند مانند: احکام القرآن ابن عربی (م:۵۴۳) روائع البیان صابونی و احکام القرآن سایس.
در این شیوه نیز گروهی تنها به گردآوری آیات به ترتیب سوره ها بسنده کرده اند بدون این که شرح و تفسیری ارائه بدهند مانند: احمد بن یحیی بن مرتضی (م:۸۴۰) در (الانتقاد للآیات المعتبره للاجتهاد) و زیدی در (البحر الزّخار) که پانصد آیه را به عنوان آیات الاحکام یاد کرده است.
۳ . به ترتیب نزول: شیوه دیگر را می توان کتابهایی دانست که آیات الاحکام را به ترتیب سال فرود آمدن احکام شرعی بررسی کرده اند. این دسته از کتابها را که به عنوان (ادوار فقه) از آن یاد می شود می توان در این موضوع گنجاند.
۲ . تدوین موضوعی: شماری از علماء به بررسی گزاره های ویژه فقهی از دیدگاه قرآن پرداخته اند در مثل روزه خمس و… و یا چند گزاره فقهی را برابر آیات قرآنی بررسی کرده اند.۳۴
کتابهای آیات الاحکام
روی هم رفته کتابهای موجود احکام القرآن را می توان اززاویه دیگر به دو دسته تقسیم کرد: کتابهایی که خود صاحب نظران و مفسران به شیوه هایی که یاد شد نگاشته اند و کتابهایی که از مجموعه دیدگاههای فقهی فقیهان گردآوری شده است.
احکام القرآن شافعی که اکنون در دسترس قرار دارد از این گونه است و یا (احکام الفقهیه القرآن) قرطبی که مجموعه دیدگاههای فقهی او از کتاب تفسیر او بیرون آورده شده و جداگانه نگاشته و نشر شده است.
همان گونه که اشاره شد ما در بحث آیات الاحکام شهید مصطفی خمینی ازاین شیوه بهره برده و به گردآوری پاره ای از دیدگاههای فقهی ایشان که در شرح آیات آمده پرداخته ایم.
این روش تدوین احکام القرآن در میان شیعیان پیشینه درازی ندارد در حالی که در بین فقهای اهل سنت دست کم از قرن پنجم به بعد مرسوم شده است.
آیات الاحکام شهید مصطفی خمینی
آنچه در این نوشتار به عنوان آیات الاحکام ارائه می شود برگرفته از تفسیر شهید آقا مصطفی خمینی و کتابهای فقهی و حاشیه های ایشان بر عروه الوثقی و تحریر الوسیله است.
دیدگاههای فقهی وی را در تفسیر به دو دسته می توان تقسیم کرد:
۱ . فقه و آداب: احکام پیوسته به آیه ها و واژه های آنه از زاویه های گوناگون.
الف . حکم فقهی به کار بردن معانی و مفاهیم واژه های قرآنی برای جاهایی که نظر قرآن نیست مانند به کار بردن (حمد) برای غیر خدا.۳۵
ب . حکم فقهی به کار بردن نامهای خدا برای دیگران مانند به کار بردن (رحمان) برای غیر خدا.۳۶
ج . حکم فقهی استفاده از آیه های قرآن در جاهای ویژه مانند گفتن (الحمد للّه) برای عطسه و…۳۷
د. حکم دست زدن به آیه های قرآن و نام خدا و بسم اللّه الرحمن الرحیم.۳۸
هـ . حکیم شیوه نگارش واژگان قرآن و نگهداشت شیوه نگارش پیشینیان برای جلوگیری ازتحریف.۳۹
و . حکم فقهی شفاخواستن از آیه های قرآن و حمد الهی.۴۰
ز . حکم قراءت واحد و حجت بودن قراءتهای گوناگون.۴۱
ح . معنای فقهی که از آیه یا آیات استفاده می شود مانند عبادت غیر خدا.۴۲
۲ . احکام فقهی: در این بخش در پرتو آیات قرآن به یک سری نکته های فقهی پرداخته شده است که به طور معمول از آیه یا آیه ه به گونه مستقیم یا با توجه به تفسیری که شده است بر می آید.
از آن جا که تمام دیدگاههای فقهی که ایشان در ذیل آیه ها مطرح کرده در یک مقاله نمی گنجد تلاش می کنیم پاره ای از بحثهای فقهی را که با توجه به آیات قرآن مطرح ساخته ارائه دهیم.
نماز
درنوشته های فقهی شهید مصطفی خمینی کتاب (صلوه) وجود ندارد و بحثهایی درباره (خلل صلوه) وجود دارد که بر مدار روایات است امّا به تناسب درتفسیر قرآن مطالبی درباره نماز و مسائل وابسته به آن آورده که به نقل آن بسنده می شود:
معنای نماز در قرآن: از گذشته تاکنون در بین فقیهان و اصولیان در چگونگی به کار بردن واژگان در معانی شرعی کنونی آنه گفت وگو بوده که این به کار بردن حقیقت است یا مجاز و آیا بر اساس وضع شرعی است که از معنای لغوی به معنای کنونی انتقال یافته و یا براساس به کاربردن پایبندان به شرع است. واژه های: زکات صلوه صوم و… اگر بدون نشانه در روایات به کار برده شوند به معنای شرعی آن خواهد بود یا نه باید بر معنای لغوی آن گرفت؟
ایشان درباره واژه (نماز) بر این باور است: انتقال از معنای لغوی به معنای کنونی آن بر اثر بسیاری کاربرد است (وضع تعینی) که پیش از اسلام در امتهای پیشین رخ اده و آیاتی از قرآن بر این مطلب دلالت می کند که معنای مصطلح نزد مشرکان در شبه جزیره العرب و ادیان گذشته معمول بوده است از جمله:
۱ . (ربّ اجعلنا مقیم الصلوه.)۴۳
۲ . (ربنا لیقیموا الصلوه.)۴۴
۳. (واوصانی بالصلوه والزکوه ما دمت حیّاً.)۴۵
۴ . (یا بنی اقم الصلوه وامر بالمعروف.)۴۶
۵ . (قالوا یا شعیب اصلوتک تأمرک.)۴۷
۶ .(وما کان صلاتهم عند البیت الا مکاءً و تصدیه.)۴۸
و…
در آیه نخست از قول حضرت ابراهیم(ع) و آیه سوم از قول حضرت عیسی(ع) و آیه چهارم سخن لقمان و آیه ششم مربوط به مشرکان قریش است.
این آیات می نمایانند که نماز این مائده آسمانی پیش از اسلام بوده و نماز بر این ارکان ویژه پیش از اسلام به خاطر بسیاری کاربرد. (وضع تعینی) گفته می شده و این که شهرت یافته: نماز به نمازی گفته می شود که اجزاء و شرایط آن کامل موضوع آن درست ـ از عهده بر دارنده تکلیف یا موضوع له آن درست ـ فراگیرنده اجزاء و شرایط باشد درست نیست.۴۹ این دیدگاه دیدگاه جدیدی است که کم تر مورد توجه قرار گرفته و مشکل این بحث پردامنه را حلّ کرده است; امّا ایشان بر این باورند که نماز به معنای فراگیر که همان دعا باشد در قرآن نیز به کار رفته است و می افزاید زمانی که واژه (صلوه) متعدی به (علی) شود گویا به معنای دعاست و نماز معنای فراگیری دارد به معنای نماز درست و نادرست به کار برده می شود و کم تر پیش می اید که (صلّ) در نمازی که خداوند پدید آورده به کار برده شود که آغاز آن تکبیر و آخر آن تسلیم است مانند: (ولتات طائفه اخری لم یصلوا.)۵۰ ایشان واژه (صلوه) را موضوع برای هرگونه نمازی می داند که اگر با (اقامه) و (اقیموا) همراه شود به معنای نماز صحیح و به دور از کاستی خواهد بود.۵۱
معنای اقامه نماز: برداشت فقهی قرآنی ایشان درباره معنای اقامه درخور توجه است. کاربرد نماز در قرآن بیش تر همراه با (اقامه) است: (أقم الصلاه) (اقیموا الصلاه) (یقیمون الصلاه) (أقاموا الصلاه) (أقمت لهم الصلاه) و… آیا اقامه نماز با انجام آن یکسان است؟ یا خداوند توجه به این کاربرد داشته است چرا که به پاداری نماز را از ویژگیهای پرهیزکاران دانسته است. ایشان بر این باور است. که واژه (صلوه) معنای فراگیری دارد; اما زمانی که با واژه های برگرفته از (اقامه) همراه گردد به معنای نماز بی کم وکاست و درباره نماز درست به کار می رود. در شرح آیه شریفه (الذین یقیمون الصلوه) می نویسد:
(از لغت استفاده می شود که اقامه نماز به معنای آوردن آن نیست. فرق است بین آن جا که گفته شود: نماز می گزارد و بین آن جا که گفته شود: نماز را اقامه می کند.
زمانی که گفته شود: نماز را اقامه می کند چه بسا که از آن این نکته استفاده شود که وی کژیهای آن را بر طرف ساخته و به خوبی انجام داده آن گونه که از لغت استفاده می شود. در اقرب [الموارد] آمده (اقام الشئ ازال عوجه) و از کاربرد نماز در قرآن استفاده می شود: اقامه نماز آوردن [صحیح] آن است. این استعمال به سی مورد می رسد و در بیش تر آنها (یؤتون الزکاه) و… بر آن عطف گردیده است.)۵۲
نتیجه می گیرد:
(الذین یقیمون الصلوه فهو یفید الاتیان بها صحیحاً خالیاَ عن الاعوجاج والانحراف.)۵۳
از این سخن (کسانی که نماز را به پا می دارند) انجام درست و به دور از کژی استفاده می شود. آن گاه اشکالی را مطرح می کند:
قرآن می فرماید: (اقم الصلوه لدلوک الشمس)۵۴ و این نشان می دهد آیه درصدد بیان واجب بودن نماز است نه واجب بودن اقامه و انجام صحیح آن. بنابراین معنای لغوی اقامه با آنچه در قرآن مطرح شده هماهنگ نیست و باید کاربردهای قرآن را مجازی دانست.
ایشان از این اشکال پاسخ می دهد که شاید (اقم الصلوه) و دیگر برگرفته های آن کنایه از انجام صحیح نماز باشد پس از آن که اصل آن از پیش واجب شده باشد۵۵ و آیات; بر درستی انجام آن تأکید دارند.
این نکته و دیگر نگته هایی که در بررسی ریشه و معنای واژگان آورده درخور درنگ است و نشانگر ژرفای اندیشه و توان علمی ایشان در بررسی لغوی و تفسیری آیات.
جایز بودن سجده بر سنگهای معدنی
فقیهان درباره چیزهایی که سجده بر آنها جایز است از دیرباز گفت وگو داشته اند. از جمله آنه سنگهای معدنی است که آیا می شود بر آنها سجده کرد یا خیر؟
در این باب دو دیدگاه وجود دارد:
۱ . بنابر دیدگاه مشهور فقیهان سجده بر سنگهای معدنی جایز نیست; زیرا معدن زمین نیست که به فرموده رسول خدا(ص) زمین سجده گاه است و پاک کننده: (جعلت لی الارض مسجداً و طهوراً.) بنابراین بر سنگهای معدنی سجده جایز نیست. در ریاض المسائل و جواهر الکلام بر این مطلب ادعای اجماع شده است.
۲ . گروهی گفته اند: زمین بر سنگهای معدنی صدق می کند و به کاربردن (احجار کریمه) گواه آن است.
شهید مصطفی خمینی پس از نقل این دو دیدگاه با توجه به آیه شریفه (فاتقوا النار التی وقودها الناس والحجاره اعدّت للکافرین)۵۷ به تواناسازی دیدگاه دوم می پردازد و می نویسد:
(ویؤید الاخیر اطلاق الحجاره فی هذه الآیه علی الحجر الخاص القیمی و هو حجر الکبریت کما عن ابن مسعود و ابن عباس و یشهد قوله تعالی (وقودها) فانه یناسب ذلک.)۵۸
دیدگاه دوم و اخیر را تأیید می کند اطلاق سنگ در آیه بر سنگ ویژه گرانبها که سنگ کبریت باشد.همان گونه که از ابن مسعود و ابن عباس روایت شده و شاهد آن کلمه (وقودها)ست که سازواری با سنگ کبریت دارد.
شهید مصطفی خمینی برابر روشی که دارد مسائل را با دقت می شکافد. وی پس از اشاره به فراگیری کاربرد که هم حقیقت و هم مجاز را در بر می گیرد و این که (احجار کریمه) به گونه مجاز به کار رفته و تردید در نظر ابن عباس که سنگ شاید تعبیری کنایی باشد بر این نکته تأکید می ورزد که صورت ظاهری سنگ کبریت مانند سنگ معمولی است یعنی هنوز زمین بر آن اطلاق می شود.
دقت و درنگ ایشان نشان می دهد که می توان آیات الاحکام را گستراند و بسیاری از احکام شرعی را با دقت در قرآن بیرون آورد.
روزه
شهید مصطفی خمینی درباره روزه دو نوشته دارد:
۱ . حاشیه بر کتاب روزه تحریر الوسیله امام خمینی.
۲ . کتاب الصوم.
کتاب اخیر بحثهای خارج فقه و دست نوشته های ایشان است که برای نخستین بار دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم به چاپ و نشر آن اهمیت گماشته است.
شهید در این اثر به تناسب بحث به آیه هایی از قرآن استناد می جوید:
معنای روزه: روزه در لغت خود نگهداری از چیزهاست یا گونه ای خود نگهداری را گویند. وی بر این مطلب دیدگاههای اهل لغت را گواه می آورد. آن گاه در این معنی تردید می کند; زیرا خود نگهداری در جاهایی با روزه هماهنگ و همسو نیست مانند (فأمساک بمعروف) که نگهداشتن را می رساند و همچنین (آیه های ۱۹ ملک ۶۵ حج ۲۳۱ و ۱۸۷ بقره.
از این اشکال بدین گونه پاسخ می دهد: امساک متعدی بدون حرف که در آیات بالا آمده به معنای حبس; اما آن جا که با (عن) متعدی شده منظور روزه است این مطلب در اقرب الموارد آمده است.
پس از بیان معنای لغوی به تعریفهای اصطلاحی روزه پرداخته و بر آنها اشکال می گیرد.۵۹
روزه در امتهای پیشین: در بیان تاریخ و پیشینه روزه با استفاده از آیات قرآن به بحث می پردازد از جمله خداوند از زبان حضرت مریم می فرماید:
(انّی نذرت للرحمن صوماً فلن اکلّم الیوم انسیاً.)۶۰
من نذر کردم که برای خداوند رحمن روزه بگیرم پس هرگز امروز با انسانی گفت و گو نخواهم کرد.
وی ازاین ایه استفاده می کند که روزه در روزگاران پیشین بوده و این که سکوت جزء روزه بوده یا خیر روشن نیست و با توجه به آیه صوم: (کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم)۶۱ نتیجه می گیرد که روزه در اسلام با روزه مشروع در امتهای پیشین هماهنگی دارد و این دو آیه پیشینه روزه را به زمان حضرت مریم می برد و با توجه به آیه اخیر و روایتی که درباره حضرت آدم وارد شده و روایتی که از علی(ع) نقل می کند به این نتیجه می رسد که آدم نخستین روزه گیرنده است.۶۲
باطل کننده های روزه: در کتایهای فقهی و رساله های عملی باطل کننده های روزه نُه چیز یاد شده است; اما تمام از آیات قرآن استفاده نمی شود بلکه بیان می کند آنچه در امتهای گذشته بوده و اسلام آن را پذیرفته سه چیز است: خوردن آشامیدن و آمیزش جنسی و دیگر باطل کننده ها را اسلام افزوده است.
درباره خوردن و آشامیدن خداوند می فرماید:
(کلوا واشربوا حتی یتبیّن لکم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر ثمّ اتمّوا الصیام الی اللیل.)۶۳
بخورید و بیاشامید تا هنگامی که رشته سپیده پگاه از رشته سیاه باز نموده شود پس روزه را تا به شب به پایان برید.
از آیه استفاده می شود که نخوردن و نیاشامیدن از امور اولیه است که در روزه واجب است. آن گونه که از اقرب الموارد۶۴ به دست می آید روزگار پیشین درروزه خوردن و آشامیدن را از نیمه شب تا نیمه روزترک می کردند سپسه خداوند آن را از فجر (اذان صبح) تا شب قرارداد. بنابراین ساعتهایی از آغاز آن برداشته شده و ساعتهایی به پایان آن افزوده گردیده است.
از تذکره علامه این مطلب به دست می آید که در آغاز اسلام تنها از خوردن و آشامیدن خودداری می کرده اند و آغاز خودداری پس از نماز عشا و یا هنگام خواب تا هنگام عشاء و خواب بوده است.۶۵
این تغییر زمان روزه درهنگام جنگ خندق رخ داد.۵۶
از چیزهایی که پیش از اسلام در هنگام روزه ترک می شده آمیزش جنسی بوده است و در آغاز مسلمانان نیز برابر آن عمل می کردند تا آیه نازل شد:
(احلّ لکم لیله الصیام الرفث الی نسائکم.)۶۷
بر شما آمیزش با همسرانتان در شب روزه حلال شده است.
آیه نشان دهنده بازدارندگی پیشین است; زیرا تا حرام بودن در کارنباشد حلال شدن صادق نخواهد بود.۶۸ این سه باطل کننده از آیات قرآن به روشنی استفاده می شود.
اقسام روزه: درجهت چهارم (کتاب الصوم) به واجب بودن روزه رمضان برابر کتاب۶۹ و سیره است آن گاه نه دیگر روزه های واجب اشاره می کند که عبارتند از : ۱. روزه قضا; ۲. روزه کفاره; ۳. روزه بدل هَدْی; ۴. روزه نذر و قسم; ۵. روزه اجاره; ۶. روزه روز سوم اعتکاف; ۷. روزه پدر بر پسر بزرگ تر.۷۰
ازاین هفت قسم چهار قسم آن در قرآن یاد شده که به آنها اشاره می شود:
۱ . روزه قضاء: درروزه قضاء بحث می شود که واجب عنوان روزه است یا عنوان قضا؟ شاید در روزه بر خلاف نماز بتوان پذیرفت که واجب عنوان روزه است; زیرا خداوند می فرماید:
(فمن شهد منکم الشهر فلیصمه ومن کان مریضاً او علی سفر فعده من ایام اخر.)۷۱
هر کس در ماه رمضان [سالم و حاضر] بود روزه بگیرد و کسی که مریض و یا در سفر بوده روزهای دیگری را روزه بگیرد.
می فرماید: (روزهای دیگری را روزه بگیرد) و نمی فرماید:(در روزهای دیگر قضای آن را به جای می آورد.)
بنابراین نفس روزه واجب خواهد بود; اما این بیان درباره قضای روزه ای که از روی عمد و یا نادانی ترک شده باشد درست به نطر نمی رسد; یعنی در این موارد باید عنوان (قضا) را در نظر بگیرد.۷۲
۲ . روزه به جای قربانی: آنچه در روزه به جای قربانی و هدی واجب شده عنوان روزه است۷۳; زیرا خداوند می فرماید:
(فمن لم یجد فصیام ثلثه ایام فی الحج وسبعه اذا رجعتم تلک عشره کامله.)۷۴
پس کسی که قربانی نداشت سه روز در روزهای حج روزه بگیرد و هفت روز زمانی که بازگشت. این ده روز کامل است.
۳ . روزه کفاره: بحث ایشان در روزه کفاره به گونه فشرده درباره نیت آن است۷۵. گروهی در نیت عنوان روزه را واجب دانسته اند و گروهی عنوان کفاره ر در نتیجه واجب بودن روزه عقلی خواهد بود.
قرآن از چهارگونه روزه کفاره نام می برد:
۱. کفاره قتل اشتباهی دو ماه پی در پی روزه است برای کسی که توان پرداخت دیه را نداشته باشد: (فمن لم یجد فصیام شهرین متتابعین.)۷۶
۲ . کفاره تخلف از سوگند سه روز روزه است: (فمن لم یجد فصیام ثلثه ایام.)۷۷
۳ . کفاره صید در روزهای حج سازوار با صیدی که حج گزار انجام داده خوراندن یا روزه است: (او عدل ذلک صیاماً.)۷۸
۴ . کفاره ظهار. اگر مرد بعد از سوگند خود به همسرش مراجعه بکند باید غذا بدهد و در صورت نداشتن توان مالی دو ماه پی درپی روزه بگیرد: (فمن لم یجد فصیام شهرین متتابعین.)۷۹
شاید علت تعیین روزه برای کفاره این باشد که این عمل عبادی نقش مهمی در سازندگی و مبارزه با نفس دارد و زمینه سرکش و پیروی از نفس را از بین می برد.
حجاب در قرآن
شهید آقا مصطفی درحاشیه نکاح تحریرالوسیله در سه موضوع درنگ کرده است: نگاه اندازه پوشیدگی زن از مرد بیگانه و آمیزش غیرمتعارف با همسر که به بحث در دو موضوع نخست می پردازیم.
درباره نگاه مرد به زن سه دیدگاه وجود دارد:
۱ . نگاه به صورت زن به هیچ روی وجایز نیست به قصد لذت بردن و بدون آن.
۲. جایز است چه با لذت و چه بدون لذت.
۳ . نگاه نخست جایز و تکرار آن نارواست.۸۰
ایشان در برابر این که نگاه به قصد لذت به هیچ روی جایز نباشد قول دیگری را یاد می کند که نگاه نخست جایز است و این نکته را در جمع بین اخباری که می گویند: نگاه نخست به سود تو و دوم به زیان توست و روایاتی که می گویند: نگاه به نامحرم تیری از تیرهای شیطان است بیان می کند و اظهار می دارد: قدر متیقن حرام بودن نگاه شهوت آمیز است.۸۱
ایشان بر این باور است: نگاه مرد به زن بدون قصد لذت اشکال ندارد; زیرا زنان بخشی از جامعه اسلامی هستند و آمدوشد آنان در جامعه امری طبیعی است وی به گونه ای پیوستگی عرفی بین استثنای صورت و دستها از پوشش و جایز بودن نگاه قائل است و در پایان بحث می نویسد:
(و با تمام این مباحث نص روشنی وارد نشده است که مردان را از نگاه کردن به زنان باز دارد بلکه ظاهر برخی روایات بر جایز بودن آن دلالت دارد.)۸۲
پس بنابراین دیدگاه زنان می توانند در مسائل اجتماعی شرکت بجویند و به تلاشهای اقتصادی و… بپردازند.۸۳
تأیید کننده نظر ایشان سیره رسول خدا(ص) براستثنای صورت و دستهاست:
روایت گران روایت کرده اند : زنی به نام منیعه با روبند خدمت پیامر رسید حضرت به وی خرده گرفت و فرمود:
ییا امه الله! اسفری فانّ الاسفار من الاسلام وان النقاب من الفجور.۸۴
ای کنیز خدا! روی خویش را باز بگذار; زیرا بازگذاردن روی از اسلام و روی بند از فجور است.
و درروایتی دیگر خطاب به اسماء دختر ابوبکر می فرماید:
(وقتی که زن به حد بلوغ رسید باید تمام بدنش را از نامحرمان بپوشاند به جز صورت و دو دست خود را.)۸۵
آیات حجاب
ایشان دربحث پوشش زنان به آیاتی استناد جسته است که اکنون چگونگی استناد جویی ایشان را فرا دید می نهیم:
(قل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان اللّه خبیر بما یصنعون.)۸۶
به مردان مؤمن بگو دیدگان فروخوابانند و دامنهای خود حفظ کنند. این برای شما پاکیزه تر است. خدا بدانچه می کنید آگاه است.
(وقل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ و یحفظن فروجهنّ ولایبدین زینتهُنّ الاّ ما ظَهَر منها وَلْیَضْرِبْن بخُمُرهنّ علی جیُوبهنّ ولایبدین زینتهنّ الاّ لبعولتهن او… او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء ولایضربْن بارجلهنّ لیعلم ما یخفین من زینتهن وتوبوا الی اللّه جمیعاً ایّها المؤمنون لعلّکم تفلحون.)۸۷
به زنان مؤمن بگو دیدگان خویش را فرو خوابانند و دامنهای خویش را حفظ کنند و زیور خویش ننمایانند مگر آنچه پیداست. سرپوشهای خویش بر گریبانها بزنند زیور خویش ننمایانند مگر برای شوهران… یا کودکانی که از راز زنان آگاه نیستند و پای به زمین نکوبند که زیورهای پنهانشان دانسته شود. ای گروه مؤمنان! همگی به سوی خداوند توبه برید باشد که رستگار شوید.
شأن نزول: درکتاب کافی از امام باقر(ع) در شأن نزول این آیات روایت شده است:
(جوانی از انصار در کوچه های مدینه با زنی رو به رو شد [زنان در آن روزها مقنعه را در پشت گوشهای خود قرار می دادند به گونه ای که گردن و مقداری از سینه ها نمایان بود] و به چهره وی نگریست و پشت سر وی به راه افتاد. ناگهان چهره اش به دیوار خورد و تیزی استخوان یا شیشه ای که در دیوار بود چهره اش را شکافت. جوان به خود آمد و متوجه شد خون به لباس و سینه اش می ریزد. با خودگفت: به خدا سوگند خدمت پیامبر می روم و ماجرا را باز می گویم. پیش رسول خدا رفت و جریان را به آن حضرت باز گفت. در این هنگام جبرئیل نازل شد و ایات بالا را فرود آورد.)۸۸
شهید آقا مصطفی پس از نقل شأن نزول آیه های بال به تفسیر و شرح آنها می پردازد و اندازه پوشش بایسته را برای زن مسلمان بیان می کند.
وی بر این باور است که این آیه های شریفه درصدد استثنای چهره و دستها نیست بلکه می خواهند از ظاهر شدن زینتهای طبیعی شهوت برانگیز زن جلوگی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 