پاورپوینت کامل مصاحبه با استاد محقق و فیلسوف عالیقدر سید جلال الدین آشتیانی ۸۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مصاحبه با استاد محقق و فیلسوف عالیقدر سید جلال الدین آشتیانی ۸۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مصاحبه با استاد محقق و فیلسوف عالیقدر سید جلال الدین آشتیانی ۸۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مصاحبه با استاد محقق و فیلسوف عالیقدر سید جلال الدین آشتیانی ۸۲ اسلاید در PowerPoint :

سید جلال الدین آشتیانی در سال ۱۳۰۴هـ.ش. در آشتیان از توابع اراک سلطان آباد دیده به جهان گشود.

وی دوره ابتدایی را در دبستان خاقانی همان شهر به پایان رسانید. در مکتب خانه های قدیمی آشتیان گلستان سعدی نصاب الصبیان تاریخ معجم کلیله و دمنه جامع القدمات مختصری از دُرّه نادری بخشی از سیوطی (تا باب مبتدا و خبر) را فرا گرفت.

به راهنمایی و تشویق و مساعدت روحانی جلیل القدر آیت اللّه آقای میرزا ابوالقاسم دانش آشتیانی برای فراگرفتن علوم دینی و معارف اسلامی در سال ۱۳۲۳هـ.ش. به شهرستان قم آمد و در حوزه علمیه به فراگیری کتابهای صرف و نحو معانی بیان منطق از قبیل: شرح جامی سیوطی مغنی مطول شرح شمسیه و کتابهای فقهی و اصولی: شرح لمعه قوانین فصول رسائل مکاسب کفایه و فراگیری شرح مطالع در منطق و شوارق در کلام و شرح منظومه در حکمت و فلسفه پرداخت و آن گاه به حوزه درس خارج فقه و اصول استاد علامه و فقیه متبحر و مجتهد بارع و زعیم عالیقدر تشیّع آقای حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی که یکی از جامع ترین علمای امامیه در روزگار اخیر بود حاضر شد.

مدت هشت سال نیز به حوزه تدریس فلسفه و تفسیر قرآن کریم و اصول فقه استاد دانشمند و محقق جامع مشعل فروزان علوم عقلی در حوزه علمیه قم علامه سید محمد حسین طباطبایی حاضر شد.

الهیات کتاب شفای شیخ الرئیس و الهیات بالمعنی الاخص اسفار و امور عامه این کتاب را و نزدیک به یک دوره اصول فقه و قسمتی از تفسیر قرآن مجید را خدمت آن جناب قراءت کرد.

از برای کامل کردن فلسفه و حکمت الهی به شهرستان قزوین هجرت کرد و سفر نفس اسفار ملاصدرای شیرازی و بخشی از امور عامه کتاب اسفار را از محضر پرفیض حکیم عالیقدر و فیلسوف محقق مدرس نامدار علوم عقلی آقای حاج میرزا سید ابوالحسن قزوینی استفاده بُرد و بسیاری از مشکلات حکمت متعالیه را در خدمت این استاد بارع عظیم الشأن حل کرد.

آن گاه برای بهره بری از محضر اساتید بزرگ حوزه نجف به نجف هجرت کرد و به مدت دو سال به حوزه های درس مراجع بزرگ و زعمای حوزه علمیه نجف حاضر شد. در آن حوزه بیش تر از محضر استاد علامه و فقیه بزرگوار و مجتهد جامع آقا میرزا سید حسن بجنوردی بهره برد.

و در همین حوزه مدتی به درس فقیه عصر آقای سید محسن حکیم و فقیه صاحب نظر آقا شیخ حسین حلّی متورع و مجتهد بارع آقا میرزا عبدالهادی شیرازی حاضر شد. به خاطر بیماری شدید نتوانست در حوزه نجف بماند و به ایران بازگشت و در تهران مدتی به حوزه تدریس حکیم و عارف عالیقدر فقیه محقق آقا میرزا احمد آشتیانی و مدتی به گونه متفرقه و درس فیلسوف بزرگوار وعارف متأله آقا میرزا مهدی آشتیانی حاضر شد.

وی در قم درس خارج اصول فقه استاد فقیه محقق و روحانی مجاهد آقا سید محمد تقی خوانساری شرکت جست و مدتی هم از درس سید محمد حجت کوه کمری و یک سال نیم هم از درس آقا میرزا رضی تبریزی بهره برد.

شرح منظومه حکمت و قسمتی از مکاسب شیخ انصاری و قسمتی از شوارق الالهام را خدمت حکیم ربانی و فقیه عالیقدر حاج شیخ مهدی امیرکلاهی قراءت کرد. استاد سید جلال الدین آشتیانی در سال ۱۳۳۸هـ.ش به معلمی دانشگاه مشهد در رشته فلسفه و تصوف اسلامی و در سال۱۳۴۰ به دانشیاری همین رشته برگزیده شد و تاکنون افزون بر تربیت شاگردان بزرگ در دو کانون معرفت: حوزه و دانشگاه دهها جلد کتاب ارزش مند کار او مفید تألیف کرده یا آثار بزرگان فلسفه و عرفان را با تحقیقها و تعلیقهای دقیق و عالمانه به زیور طبع آراسته است.

استاد سید جلال آشتیانی که اکنون گفت وگوی با ایشان را درباره دوست صمیمی و با وفای خود شهید حاج آقا مصطفی خمینی فرا روی دارید از مصاحبه با رادیو تلویزیون مجلّه های علمی و… پرهیز دارند همین که به حضرت ایشان یادآور شدیم که از شما می خواهیم که درباره شخصیت علمی عرفانی فلسفی و اخلاقی شهید آقا مصطفی خمینی نکته ها و خاطره هایی بفرمایید استقبال فرمودند و ما را به گرمی پذیرفتند.

البته حضرت استاد در پیشگفتار کتاب (مشارق الدّراری) شرح تائید ابن فارش) تألیف سعید الدین سعید فَرَغانی پس از هدیه این اثر نفیس بی نظیر وعده داده اند که درباره آن عزیز از دست رفته چیزی بنویسند که امیدواریم موفق شوند و همگان را از آن بهره مند سازند.

اکنون پیش از تقدیم اصل گفت و گوی آنچه حضرت استاد در پیشگفتار کتاب (مشارق الدّراری) درباره شهید آقا مصطفی خمینی پس از شهادت آن عزیز به قلم آورده در این جا می آوریم تا مقدار علاقه ایشان به شهید عزیز آقا مصطفی خمینی و جایگاه علمی آن عزیز نمایانده شود:

(این اثر نفیس بی نظیر را که مشتمل است بر عالی ترین مباحث توحید و ولایت تقدیم می دارم به روح پاک عزیزترین دوست از دست رفته استاد مسلم در علوم و معارف اسلامی مظهر عواطف ربانی انسان العین کمال قدوه ارباب تحقیق حجهالاسلام آیت اللّه فی الانام حاج آقامصطفی خمینی قدس اللّه لطیفه واجذل تشریفه.

در پاورقی همین صفحه درباره آن شهید عزیز می افزاید:

(الذی کان سرابیه القدیس صفوه عصره وفرید دهره سید الاساطین و رئیس المله والدین جعلنی اللّه عن کل مکروه فداه.

امیدوارم بعد از غلبه براحساسات خود بتوانم درباره آن عزیز از دست رفته چیزی بنویسم و در نظر دارم در جلد ششم منتخاب فلسفی در مقدمه بر (مصباح الهدایه) و (سرح دعای سحر) مبادرت به نگارش احوال آن فقید سعید نضر اللّه وجهه بنمایم.

عزیزی از دست دادیم که نظیر نداشت در مقابل قضاء حق جز صبر چاره ای نداریم.

به صبر چاره هجرش کنم چه حرف است این

که پرنیان نکشند شعله را نگهداری

حوزه: با تشکر و سپاس بسیار از حضرت عالی که ما را به محضر خود پذیرفتید.

ان گونه که می دانید مجلّه حوزه یادنامه ای برای شهید عزیز آقا مصطفی خمینی فقیه اصولی مفسر فیلسوف و عارف نامی معاسر سامان داده که به مناسبت بیستمین سال شهادت آن عزیز نشر خواهد داد و دریغ مان آمد که نام حضرت عالی و خاطرات و نکته های شیرین و آموزنده که از شخصیت علمی عرفانی و اخلاقی ایشان دارید زینت بخش این یادنامه نباشد; از این روی مصدع اوقات شریف حضرت عالی شدیم. اکنون از آغاز آشنایی خود با شهید آقا مصطفی خمینی بگویید.

* این جانب در سال ۱۳۲۷ با ایشان آشنا شدم. آشنایی ما هم از این جا شروع شد که یک روز سرد زمستان شب هنگام شغالی از شدت سرم از داخل رودخانه به مدرسه فیضیه پناه آورده بود و در زیر درختی از شدت سرم از حال رفته بود.

طلاب مدرسه از جمله شهید آقا مصطفی دور شغال را گرفته بودند. آقا مصطفی جلو می رفت که به شغال دست بزند به ایشان گفتم: مبادا به این حیوان دست بزنید ممکن است هار باشد و کار به دستت بدهد.

پس از این که هو قدری گرم تر شد حیوان جان گرفت و پا به فرار گذاشت.

آقامصطفی آن را تعقیب کرد و ما به دنبال ایشان به راه افتادیم.

حیوانوارد مدرسه باقریه شد و از آن ج راه فرار نداشت. آقا مصطفی جلو رفت خواست پا بگذارد روی گردن حیوان! که پرید و گاز محکمی از پای ایشان گرفت. با زحمت توانستیم آن حیوان را از پای ایشان جدا کنیم. امّا وقتی جدا کردیم دیدیم به شدت پای وی صدمه دیده و از جای گازگرفتگی شغال خون جاری است.

آقا مصطفی رو به من کرد و گفت: آقای آشتیانی به دادم برس.

من هم فوری درشکه ای گرفتم و ایشان را به بیمارستان رساندم.

آقای دکتر مدرسی که رئیس بیمارستان بود و پزشک حضرات علماء پای ایشان را معالجه کرد و آمپول کزاز ی هم به وی زد.

این ماجر آغاز آشنایی من با شخصیت کم مانند شهید آقا مصطفی خمینی بود و این دوستی ادامه پیدا کرد و صمیمی تر و عمیق تر و گرم تر شد. ایشان به حجره من می آمد من به منزل ایشان می رفتم.

برای این که بیش تر بتوانیم با هم باشیم و گفت گوی علمی داشته باشیم به خاطر این که حجره مدرسه شلوغ بود مرا به منزل دعوت می کرد و گاه روزهای پنج شنبه و جمعه به منزل ایشان می رفتم و شام و نهار با هم بودیم و شبه گاه تا نماز صبح بیدار بودیم که پس از نماز من به حجره می آمدم و ایشان در منزل می ماند.

پیونده به همین شکل ادامه داشت تا این که در سال ۱۳۳۸ من امتحان دانشیاری دادم و پذیرفته شدم و به مشهد آمدم.

در مشهد هم این دیدارهای دوستانه و علمی انجام می شد. ایشان هرگاه برای زیارت به مشهد مقدس مشرف می شد به منزل ما می آمد گاه با دوستانش بود و گاه تنها.

در مشهد منزلی اجاره کرده بودیم که نسبتاً وسیع بود و گل وگیاه داشت و خوش منظر بود. ایشان هم از این منزل خوشش می آمد. کنار حوض تختی گذاشته بودم روی آن تخت با هم می نشستیم و صحبت می کردیم و گاه تا پاسی از شب صحبت ما به درازا می کشید از اوضاع و احوال و این که چه خواهد شد و مسائل علمی سخن می گفتیم.

در آخرین سفری که به مشهد مشرف شده بود با هم به بازار رفتیم و تسبیحی را پسندید برایش خریدیم و از قض برگشت ایشان از مشهد به تأخیر افتاد و چند روز دیگری در مشهد ماندگار شد و متأسفانه هنگام رفتن تسبیحی را که خریده بود جا گذاشت.

پس از شهادت آن عزیز این تسبیح را به آقازاده وی سید حسین آقا خمینی دادم که متأسفانه بعد خود ایشان به من گفت که تسبیح را در مسافرتی به لبنان به یکی از لبنانیها داده است.

به وی گفتم: این چه کاری بود که کردی؟ تسبیح یادگار پدر شما بود باید نگه می داشتی.

گفت: کاری بود که شده و اکنون نمی توان کاری کرد.

در همین آخرین دیدار شهید آقا مصطفی به من گفت:

(آقای آشتیانی! معلوم نیست ما دوباره بتوانیم یکدیگر را ببینیم. من می روم به دنبال سرنوشت!

شما که در مشهد مقیم هستید ما را هم به یاد داشته باشید.)

پس از تبعید امام به ترکیه ایشان قرار نداشت گاه تهران و گام قم.

دستگاه طاغوت از ایشان حساب می برد سرانجام ایشان را هم به ترکیه تبعید کرد. با هم هواپیمای باری ارتشی که امام را به ترکیه برده بودند ایشان را هم بردند.

درنامه ای که برای من از ترکیه فرستاده بود نوشته بود:

(وقتی به ترکیه رسیدم آقا از من پرسید: خودت آمدی یا تو را آورده اند؟ فهمیدم که می خواهد بفهمد اگر خودم آمده ام فوری مرا برگرداند.

با این که جایی که آقا در ترکیه زندگی می کند. باغ بسیار بزرگ و با صفایی است ولی وقتی این جا آمدم دیدم به آقا نمی رسند و ایشان در شرایط سختی زندگی می کند. حتی پرده پنجره های اتاقی که آقا در آن به سر می برد کشیده و پنجره بسته بود که من آمدم پرده ها را کشیدم و پنجره ها را باز کردم و مقداری به زندگی ایشان سرو سامان دادم.)

پس از مدتی که امام در ترکیه به حال تبعیدی مانده شاه و اطرافیان فکر می کنند بهتر است ایشان را به نجف تبعید کنند زیرا اگر ایشان به نجف برود در برابرعلمای بزرگ نجف خجالت زده خواهد شد چون آنان از وی بزرگ ترند به طور طبیعی ایشان مورد توجه واقع نخواهد شد تحقیر خواهد شد!

با این تصور و پندار غلط امام را با حاج آقا مصطفی به نجف تبعید کردند که خوشبختانه علی رغم خواست و آروزی آنان از امام استقبال گرمی از سوی علمای نجف شد و پس ازورود ایشان به نجف علما به دیدن وی آمدند.

من از دوستی که آن زمان در نجف بود شنیدم:

(حتی آقای حکیم که مرجع شاخص در حوزه نجف بود و با این که پیرمرد بود برای دیدن ایشان می آید.

این در حالی بود که کسانی با آمدن ایشان به استقبال حاج آقا روح اللّه خمینی موافق نبودند و تلاش می ورزیدند که این دیدار انجام نشود. حتی به ایشان می گویند: معلوم نیست حاج آقا روح اللّه بیاید و اکنون کجا باشد.

آقای حکیم همان جلو در خانه آی که برای امام اجاره کرده بودند می نشیند و می گوید: من همین جا می نشینم تا حاج آقا روح اللّه خمینی بیاید.)

حاج آقا مصطفی پس از ورود به نجف درس و بحث و تحقیق و تحقیق و تألیف را جدّی می گیرد.

منظومه کفایه و مکاسب تدریس می کند و به نگارش اهمیت ویژه می دهد که نتیجه آن ۳۵ یا ۳۶ اثر گرانبهای علمی است در زمینه های گوناگون که ایشان به جای مانده است. در اصول اثر بسیار خوبی دارد در عرفان اثر دارد و بر اسفار تعلیقاتی نگاشته که البته من هنوز اثر را ندیده ام.

نوشته های وی بیش تر مبسوط است و عالی که اگر همه آثار وی با تحقیق چاپ شود خیلی مورد توجه قرار خواهد گرفت.

حوزه: شما که از نزدیک با شهید آقامصطفی آشنا بودید و دوست صمیمی ایشان چه درسهایی در قم شرکت می جست و چگونه درس می خواند.

* ایشان علاقه داشت که ادبیات را خوب فرا بگیرد. به یک ادبیات ساده و سطحی قانع نبود; از این روی مغنی و مطول را از آغاز تا انجام خواند.

ایشان کتابهای ادبی را پیش استاد می خواند و یا خود مطالعه می کرد. با مطالعه مطالب را خوب می فهمید; زیرا از ویژگیهای وی استعداد قوی بود. از باب مثال ایشان دو سه سالی بیش تر فلسفه نخواند آن هم تنها منظومه را که در خدمت حاج آقا مهدی حائری فرزند آیت اللّه شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه خواند و دیگر من ندیدم فلسفه بخواند.

ایشان بامطالعه دقیق کتابهای فلسفی به این پایه از دا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.