پاورپوینت کامل اسلام در برخورد با ثروتهای بادآورده ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اسلام در برخورد با ثروتهای بادآورده ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اسلام در برخورد با ثروتهای بادآورده ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اسلام در برخورد با ثروتهای بادآورده ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
اساس جامعه اسلامی را عدالت اجتماعی تشکیل می دهد. مسلمان نباید نسبت به ستم اقتصادی که بر مردم وارد می شود بی تفاوت باشد. در نظام قسط و عدل اسلامی روا نیست شماری پرخور و خوشگذران باشند و گروهی گرسنه و نیازمند. شماری از بسیاری ثروت خدا را از یاد ببرند و شماری از فقر و مسکنت گروهی به زیادی ثروت خود فخر بفروشند و گروهی از فقر دم فرو بندندو ذلیلانه زندگی کنند. نامردمانی ثروتهای عمومی را بربایند و مردمی از حق قانونی خود محروم بمانند. گروهی مرفه و بی درد باشند و بسیاری فقیر و دردمند.
عدالت یعنی قرار گرفتن هر چیزی به جای خود و هزینه شدنِ هر مالی در راه بایسته و شایسته. احسان و نیکی به نزدیکان از بیت المال توجه به زراندوزان و امتیازدادن به چاپلوسان عدالت را از مسیر خود به در می برد و راه را برای دنیامداران غارتگر هموار می سازد و ثروتهای ملی را به سوی گروهی ویژه سرازیر می کند و شماری را ثروتمند و بسیاری را فقیر می سازد. انسان آن گاه که به ثروت رسید و طعم شیرین زندگی راحت را چشید دیگر تن به سختی نمی دهد و معیار و تراز و قانونی را در گردآوری مال نمی شناسد و ثروت اندوزی هدف اصلی او می گردد و فخر فروشی راه و رسم او.
این ناهنجاری اقتصادی مهر را به کین و آرامش را به شورش و عصیان دگر می کند و شیرازه زندگی اجتماعی را از هم می گسلد. ثروت اندوزان برای هر چه بیش تر بهره کشی ازجامعه و انباشتن ثروت به زور و تزویر متوسل می شوند و مردمانِ تهی دست به ذلت و خواری تن می دهند و گاه به شورش دست می زنند و کم کم جامعه دچار هرج ومرج و نابسامانی می شود و ازکاروان پیشرفت واپس می ماند. رمز این که حضرت امیر(ع) جامه خلافت را بر تن کرد و اداره کشور نابسامان و به کژراهه افتاده را پذیرفت از آن روی بود که وظیفه آگاهان می دانست که در برابر پرخوری ستمگر و گرسنگی مظلوم بی تفاوت نباشند. وجود طبقه تهی دست و نیازمند به نان روزانه و زمین گیر و طبقه ثروت مند و فرا دست و همه چیز دار در هر جامعه ای نشان از بیماری آن جامعه دارد که باید علی گونه به درمان آن برخاست.
این ناهنجاریها از باند بازیها و همسوئی ثروت اندوزان با مراکز قدرت سرچشمه می گیرد. پشت پا زدن به قانون یا بی دقتی در اجرای آن به کار بردن شیوه های نادرست اقتصادی و سلیقه ای عمل کردن جامعه را در باتلاق فقر فرو می برد.
آگاهان جامعه اندکه با روشنگری می توانند جلوی این از هم گسیختگی و فاجعه بزرگ ملی را بگیرند و کارگزاران و مسؤولان اجرایی هستند که می توانند با دوری گزیدن از مال دوستان آزمند و بیمار و کوتاه کردن دستهای آنان از هرمهای قدرت جامعه را از فرو شدن در این لجن زار عفن بازدارند.
انقلاب اسلامی از جمله برای پیاده کردن همین مهم پا به عرصه گذاشت و شکل گرفت و خبرگان قانون اساسی اصل درخشان و شفاف چهل ونهم را به این مهم ویژه ساختند.
با اجرای همین اصل بنیادی که بسیاری از اموال غارت شده ملت به خزانه بازگشت و مستضعفین امیدوار شدند و مستکبرین ناامید و ثروت اندوزان آزمند رانده شدند و جامعه ما از لوث وجود آنان پاک شد. ولی کم کم سهل انگاریه بی دقتیه بی درکیها و ناآشنایی دست اندرکاران اجرائی و قضایی با عمق فاجعه ثروت اندوزی و سرمایه داری وکم رنگ شدن پاسداری از عدالت اجتماعی این اصل به فراموشی سپرده شد و شماری از ثروت اندوزان و غارت گران بیت المال دوباره برگشتند۱ و یا طبقه جدیدی پدید آمدند و طاعون ثروتهای بادآورده جامعه را در دام خود گرفتار ساخت. برابر گزارشه این طاعون روز به روز پیشروی می کند و غارتگران بیت المال از غفلت یا از نبود قانون یا از تفسیرهای نادرست از قانون طلبکارانه باز می گردند و اموالی که بحق از دست آنان گرفته شده می گیرند.!
فروکش کردن حرکتهای مثبت انقلابی و اصلاحی سکوت در برابر تخلفات و بی تفاوتی نسبت به اجرای قانون این نابسامانیها را پدید آورده است.
پدیده ثروتهای نامشروع و بادآورده از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی در برهه ای طرح شد که شماری بر آن بودند که اموال مصادره شده خود را بازپس بگیرند و قانون شکنانی در جهت استفاده ناشایست از بیت المال و غارت اموال عمومی تلاش می کردند. اینان از سرمایه هایی که در دوران سازندگی توزیع می شد بیش ترین بهره را بردند و با زد وبندهای اقتصادی و نبود نظارت دقیق و سوء استفاده از نابسامانیهای اقتصادی به ثروتهای بادآورده رسیدند.
با این که رهبر انقلاب اسلامی بارها این نکته مهم را یاآور شده بود که مهم ترین مسأله نظام کوشش برای رفع فقر و محرومیت در جامعه و حمایت از طبقه ضعیف است و این مهم در اولویت و دررأس امور قرار دارد۲; اما متأسفانه روند امور چنین نبود که به این هدف مقدس دست یافته شود; از این روی ایشان در دو سخنرانی به طرح موضوع ثروتهای بادآورده پرداختند۳ و علل و پیامدهای زیانبار آن را تشریح کردند و از قوه قضائیه خواست که در راه عدالت اجتماعی و جلوگیری از ثروتهای نامشروع تلاش ورزد. پس ازسخنان مقام معظم رهبری یکی دو تا از روزنامه ه به این موضوع پرداختند و باندها و جریانهایی را رسوا کردند و نمونه هایی از غارت ثروتهای عمومی را نشان دادند و مواردی را که ممکن است موجب انباشت ثروت شود یادآور شدند که کاری بود مفید امّا نه کافی از این روی بایسته می نماد رسانه و مطبوعات کشور هر یک از زاویه ای به این مهم بپردازند و زوایای مسأله را روشن کنند و طرحها و پیشنهادهای خود را برای جلوگیری از افتادن جامعه به این دام مهلک و چگونگی رهایی از آن ارائه دهند و دست اندرکاران قضایی کشور را کمک کنند و حرکت عظیم فرهنگی بیافرینند و ضدارزشی و ضدانقلابی بودن انباشت ثروت را بنمایانند و به خانواده ها هشدار بدهند که درها و پنجره ها را بر بادهایی که ثروتهای نامشروع را به درون می اورد و پیوندهای خانوادگی و اجتماعی را از هم می گسلد ببندند و هشیارانه رفتار نان آور خانواده را بنگرند و اگر لغزشها و انحرافهایی می بینند هشدار دهند.
در این مقال نگاهی داریم به آیات روایات و سیره بویژه سیره علوی تا راه جلوگیری از به باد رفتن ثروتهای عمومی و چگونگی رهایی از چنگ سرمایه داری بی رحم را بیابیم و چراغ راه قرار دهیم.
بیش ترین توجه ما در این نوشتار به سیره امیرالمؤمنین(ع) در دوران حکومت آن حضرت است.
امیرالمؤمنین(ع) در برخورد با ثروت اندوزان دست به دو کار زد.
۱ . برابر معیارها و ترازهای اسلامی که بیت المال باید در جهت مصالح عمومی هزینه شود نه منافع شخصی آنچه از بیت المال به غارت رفته بود در آغاز حکومت به بیت المال بازگرداند و تمام اموالی را که از خلیفه پیش بود گردآورد و اعلام فرمود:
(ألا إنّ کلّ قطیعه اقطعها عثمان وکل مال اعطاه من مال الله فهو مردود فی بیت المال فانّ الحقّ القدیم لایبطله شئ.۴
آگاه باشید هر قطعه زمینی که عثمان بدون خراج داده و هر مالی که از مال خدا بخشیده به بیت المال باز می گردد; زیرا حق قدیم و گذشته را چیزی باطل نمی کند.
واللّه لو وجدته قد تُزُوّج به النساء وملک به الاماء; لرددتُه فانّ فی العدل سَعَه ومن ضاق علیه العدل. فالجور علیه أضیق.۵
به خدا سوگند. اگر بیابیم که با مال بیت المال ازدواج شده و کنیزانی خریداری گردیده آن را بر خواهم گرداند; زیرا در عدالت گشایشی است و کسی که عدل بر او دشوار باشد ستم دشوارتر است.
امیرالمؤمنین(ع) پس ازاین سخنرانی در دومین روز خلافت خود دستور داد تمام سلاحهایی که از آن علیه مسلمانان بهره برده اند گردآورند. به جز اموال شخصی عثمان شمشیر زره و شتران صدقه را که عثمان به خود و یا دیگران ویژه ساخته بود و بخششهایی که از بیت المال داشته بود بازگردانند.۶
۲ . آیینهای دقیقی برای جلوگیری ازانباشت ثروت و توزیع ناعادلانه بیت المال گذراند و همه را در استفاده از اموال عمومی یکسان دانست و با سوء استفاده کنندگان به شدت مبارزه کرد. این روش علی(ع) که برگرفته از سیره پیامبر بود ناخشنودی اشراف زراندوزان و دنیاپرستان را در پی داشت.
در سالهای آغازین پس از پیروزی انقلاب اسلامی به این سیره مقدس عمل شد و دستاوردهای خوبی برای ملت داشت; اما در ادامه عمل به این سیره کم رنگ شد از این روی گروهی دیگر یا همان زراندوزان بی درد پیشین با چهره ای دیگر به ثروت اندوزی وغارت اموال عمومی پرداختند که باید دلسوختگان انقلاب و آنان که بر سفره های رنگین ننشسته اند و خود را به مال حرام آلوده نساخته اند و از مال مردم پله ای نساخته اند برای ترقی و بالا روی خویش برخیزند و این درد را درمان کنند.
بنابراین حکومت اسلامی باید از یک سو ثروتهای نامشروع را به بیت المال برگرداند و با ثروت اندوزان مبارزه کند و از سوی دیگر به گونه ای برنامه بریزد که افراد به ثروتهای نامشروع و بادآورده نرسند و جامعه گرفتار اختلاف طبقاتی نگردد.
در باب ثروتهای نامشروع پیش از هر چیز باید به روشنگری موضوع پرداخت تا روشن شود آنچه بر خلاف شرع و قانون اسلام است چیست؟ از این روی به شرح چند مفهوم می پردازیم:
ثروت و غنی
ثروت و سرمایه ای که از راه حلال به دست آمده باشد از نظر اسلام نه تنها ناپسند نیست بلکه اسلام مسلمانان را برای به دست آوردن چنین ثروتی تشویق نیز می کند. تلاش در راه برآوردن هزینه زندگی به منزله جهاد در راه خداست. رهبران دینی م مانند: امام علی امام حسن امام صادق و امام کاظم(ع) از توان مالی خوبی برخوردار بودند. درباره موسی بن جعفر(ع) نقل شده است که حضرت سه روز مردم مدینه را در ظرفهای بزرگ غذا داد.۷ نوشته اند: درآمد غله امام علی(ع) به چهل هزار دینار می رسید که تمام آن را وقف می کرد یا صدقه می داد.
حضرت علی(ع) می فرماید:
(زمانی که با فاطمه ازدواج کردم فرشی نداشتم; اما امروز زکات مال من به اندازه ای است که اگر بر بنی هاشم تقسیم شود آنان را کفایت می کند.)۸
این درآمد علی(ع) یک شبه به دست نیامده بود. امام در طول ۲۵ سال زمینهای موات را آباد کرد و چشمه هایی را جاری ساخت و به کشت پرداخت و بخشی از آن زمینهای آباد را تبدیل به نخلستان کرد. این عملکرد نشان می دهد که انسان معتقد و متعهد هیچ گاه نباید دست از کار و تلاش بردارد و باید از امکانات موجود بهترین بهره را ببرد.
ثروتهای بادآورده
ثروتهای بادآورده به ثروتهایی گفته می شود که بدون تلاش و انجام کار اساسی و تولیدی مفید و تنها در اثر رخدادی و یا با مقدمه چینیهای پنهانی و با آگاهی از وضعیت بازار و نیاز مردم و یا با سوء استفاده از موقعیتهای اجتماعی و سیاسی ویژه فراهم آید که بر خلاف قانون کشور و آیینهای شرع باشد.
به سخن روشن تر ثروتهای بادآورده ثروتهایی است که از راه نامشروع و خلاف قانون به دست آمده باشد گرچه به ظاهر با قانون همخوانی داشته باشد.
اصل ۴۹ قانون اساسی بخشی از ثروتهای نامشروع و بادآورده را برشمرده و از دیگر موارد تعبیر به (سایر موارد نامشروع) کرده است.
داستان ثروتهای بادآورده در طول تاریخ نمونه های گوناگونی دارد: معاویه برای مدت اندکی عبدالرحمان بن زیاد را به امارت خراسان گمارد آن گاه او را بر کنار کرد. عبدالرحمان گفت:
([در این مدت] آن قدر مال برای خود جمع کرده ام که اگر روزی هزار درهم خرج کنم تا صدسال مرا بسنده است.)۹
در تاریخ معاصر نیز نمونه های زیادی وجود دارد که وابستگان به رژیم قاجار و پهلوی با دست اندازی به اموال عمومی و بیت المال به ثروتهای افسانه ای رسیدند.۱۰
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ثروت اندوزان با روشهای گوناگون از نابسامانیها و ناهنجاریهای اقتصادی و سردرگمی برنامه ریزان و ناتوانی آنان در ارائه برنامه درست بهره بردند و به ثروتهای انبوه رسیدند.
شماری در دوران جنگ به ثروتهای کلان دست یافتند و شماری در دوران سازندگی درگاه خصوصی سازی و دریافت زمین شهری گروهی از راه دلالی و تفاوت قیمت در جنس و دلار و… در همه نمونه ها گرچه سود به دست آمده حکایت از وضعیت اقتصادی خاص دارد و بخشی از آن ناشی از تورم و بی سیاستی است; اما در بیش تر نمونه ه به گونه ای قانون شکنی وجود دارد.
ثروت اندوزی و تکاثر
گروهی ثروت اندوزی و تکاثر را هم معنی گرفته اند; اما به نظر می رسد که ثروت اندوزی و تکاثر در منابع اسلامی دو عنوان مستقل باشند که هر یک گوشه ای اززوایای منفی ثروت را در بردارند و با ثروتی که از راه حلال به دست آمده باشد متفاوت است.
ثروت اندوزان کسانی هستند که به هیچ روی بر آن نیستند حقوق شرعی و قانونی که به عهده دارند بپردازند.
(کنز) که در قرآن و روایات از آن بازداشته شده به معنای ثروت اندوزی است. پرخاش ابوذر به عثمان و پیرامونیان وی از آن روی بود که به ثروت اندوزی و کنز روی آورده بودند و در برابر اسرافها و تبذیرهای آنان آیه کنز را برای آنان می خواند که حق ندارند اموال عمومی را برای خود ذخیره سازند.۱۱ در پاسخ ابوذر کعب الاحبار می گوید:
کسی که زکات مال خود را بپردازد دیگر حقی بر عهده او نیست.
ابوذر سخن او را ناروا می داند۱۲ و این آیه شریفه را تلاوت می کند:
(لیس البرّ ان تولّوا وجوهکم قبل المشرق والمغرب ولکن البرّ من امن باللّه والیوم الاخر والملئکه والکتاب والنبیین وأتی المال علی حبّه ذوی القربی والیتامی والمساکین وابن السبیل والسائلین وفی الرِّقاب واقام الصلوه واتی الزکوه والموفون بعهدهم…)۱۳
نیکی آن نیست که صورتهای خود را به سوی شرق و غرب قرار دهید بلکه نیکی از کسی است که ایمان به خد روز آخرت ملائکه کتاب و پیامبران دارد و مال را با آن که دوست دارد به نزدیکان یتیمان نیازمندان در راه ماندگان سؤال کنندگان و بندگان بدهد و نماز را به پا دارد و زکات دهد و به پیمانهای خود وفا کند…
ییعنی حقوقی که بر عهده مسلمان است تنها با پرداخت زکات ادا نمی شود. مسلمان در برابر جامعه و دیگران مسؤول است. او حق ندارد سیر بخوابد و دیگران در فقر و گرسنگی به سر برند.
امام صادق(ع) در نامه خود به عبداللّه نجاشی کارگزار اهواز او را از کنز و ثروت اندوزی بازداشت و وظیفه او دانست که به مسلمانان نیازمند و فقیر کمک کند و در پیرامون او کسانی در گرسنگی و فقر به سر نبرند.
ییا عبدالله اجهد ان لا تکنز ذهباً ولافضّه فتکون من اهل هذه الایه التی قال الله عزوجل: (الذین یکنزون الذهب والفضه ولاینفقونها فی سبیل اللّه.)۱۴ ولاتستصغرن شیئاً من حلو أو فضل طعام تصرفه فی بطون خالیه تسکّن بها غضب الله تعالی واعلم انّی سمعت أبی یحدّث عن آبائه عن امیرالمؤمنین(ع) انه سمع النبی رسول اللّه (ص) یقول لاصحابه یوماً: ما آمن بالله والیوم الآخر من بات شبعان وجاره جائع…۱۵
ای عبداللّه! تلاش ورز که طلا و نقره ای نیندوزی تا از نمونه های این آیه باشی خداوند می فرماید: (کسانی که طلا و نقره اندوخته می کنند و در راه خدا انفاق نمی کنند [ آنان را به عذاب الهی بشارت ده]…) و کوچک مشمار چیزی از شیرینی و یا اضافه غذائی که برای شکمهای گرسنه مصرف می کنی; زیرا با آن خشم الهی را فرو می نشانی. بدان من از پدرم شنیدم که از پدرانش از امیرالمؤمنین(ع) نقل می کردند. او از رسول خدا(ص) شنید که روزی به اصحاب خود فرمود: (ایمان به خدا و روز قیامت ندارد کسی که شب را سیر به پایان برد و همسایه اش گرسنه باشد….)
کسی که در کنار گرسنه ای سیر می خوابد امکان دارد زکات شرعی خود را هم داده باشد; اما بدون توجه به افراد و جامعه ایمان به خدا و قیامت ندارد. از این روی امام عسکری(ع) انفاق را که از صفات پارسایان است به دادن وام یاری نیازمندان دستگیری از زمین گیر شدگان و ضعیفان و رهایی گرفتاران و… تفسیر فرموده است.۱۶
تکاثر نظر به انگیزه ثروت اندوزی دارد که تفاخر و برتری جویی است. از این روی در قرآن تکاثر فرزند و مال محکوم شده است. فرزند زیاد ناپسندیده نیست; اما آنچه آن را زشت می نماد تفاخر و برتر دانستن خود از دیگران است به خاطر فرزندان زیاد. این گروه از ثروت اندوزان برای حفظ موقعیت اجتماعی خویش تلاش می ورزند و انگیزه اصلی اینان تفاخر و در نتیجه چیرگی بر منابع مالی است. اینان با بدست آوردن پایگاه اجتماعی به ثروت دست می یابند و خود را در سطح انسانهای مرفه و بی درد قرار می دهند.
خداوند در سوره (تکاثر) از تفاخر به فرزندان و خویشان که سنتی جاهلی بوده به بدی یاد می کند و در سوره (همزه) از پست شماری فرادستان و دارایان فرودستان و ناداران را سخن می گوید و آنان را نکوهش می کند و از رویارویی آنان در طول تاریخ با پیامبران پرده بر می دارد و استدلال سست آنان را در برابر منطق قوی خداوندی که به آنان برای کارهای ناشایستی که انجام می دهند وعده عذاب می دهد بازگو می کند تا همگان به طرز تفکر این گروه مترف آشنا شوند:
(وقالوا نحن أکثر أموالاً وأولاداً وما نحن بمعذبین.)۱۷
پس از بررسی مفهوم اکنون می پردازیم به اصل موضوع که همانا ثروتهای بادآورده باشد در سه محور:
۱ . زمینه ها و راههای ثروت اندوزی و تکاثر.
۲. راههای جلوگیری از ثروت اندوزی.
۳ . مسؤولیت دولت در مبارزه با ثروتهای نامشروع.
زمینه ها و راههای ثروت اندوزی و تکاثر
وجود ثروتهای بادآورده و نامشروع در جامعه نشانگر اقتصاد ناسالم و کم رنگ شدن عدالت اجتماعی در بعد اقتصادی آن است بی عدالتی هرگونه که باشد در دراز مدت حکومتها را ضعیف و از هم می گسلد و اقتدار ملی را متزلزل می سازد و اجتماع را به هرج و مرج و نابسامانی می کشاند. کسبهای نامشروع و ثروتهای بادآورده تعادل اجتماعی را به هم می زند: شماری در رفاه و بی دردی فرو می روند و گروهی گرفتار فقر و نداری می شوند. از این روی بررسی زمینه ها و راههای ثروت اندوزی و راههای جلوگیری آن کمک می کند که این خطر از جامعه دور شود.
۱ . نزدیکی به مراکز قدرت: نقش مهمی که دولت در اقتصاد کشور دارد افرادی را بر آن می دارد که تلاش ورزند خود را به مراکز تصمیم گیری که بیت المال و تخصیص بودجه و دادن امتیاز در اختیار آنان است نزدیک کنند و با خدعه و نیرنگ به ثروتهای بادآورده دست یابند.
در حکومت فاسد پهلوی بیش تر افراد وابسته از راه خوش خدمتی به دستگاه ستم به ثروتهای انبوه رسیدند. در سلسله مقالات (دزدان با چراغ) که از شهریور ۷۶ به بعد در روزنامه کیهان منتشر شد به خوبی این مطلب روشن شده است که چگونه یک کتابفروشی دوره گرد با وابستگی و با استفاده از امتیازهایی که مراکز قدرت در اختیارگذارده اند در ردیف ثروت مندترین افراد این سرزمین قرار می گیرد. یا دیگری با عنوان خبرنگار و مسؤول روزنامه به آلاف و الوف می رسد. پیوند با مراکز قدرت و تصمیم گیری به خودی خود ناپسند نیست و برای کسی که در صدد سرمایه گذاری است امری طبیعی می نماید ولی آنچه ناپسند است سودجویی و استفاده های ناشایست از این پیوندها و بستگیهاست.
در تاریخ اسلام نیز سابقه دارد که افرادی با پیوند به مراکز قدرت به ثروتهای بادآورده دست یافتند. عثمان خلیفه سوم به بستگان و خویشان خود بسیار علاقه مند بود و اموال بیت المال را بدون معیار شرعی در اختیار آنان گذارد و حتی به کسانی که موقعیت داشتند و به شخص او خدمتی کرده بودند اموال زیادی می بخشد. به عبدالرحمان بن عوف که از اعضای شورای شش نفره خلیفه دوم بود و عمر حق انتخاب را به او داده بود و او عثمان را برگزید ۲.۵۶۰.۰۰۰ درهم بخشید.
عبدالرحمان به چنان ثروتی دست یافت که پس از مرگ از او هزار شتر سه هزار گوسفند و صد اسب باقی مانده بود. گنجینه ای از طلا داشت که به صورت شمش درآورده بود و پس از مرگ با تبر تقسیم کردند و به وارثان او دادند و از ثروت باقی مانده عبدالرحمان هر یک از چهار زن وی هشتاد هزار درهم ارث دریافت کردند.۱۸
۲ . استفاده ناشایست از اطلاعات اقتصادی: آگاهی قانونها و آیینهای موجود و در حال تصویب در دوران جنگ و سازندگی و در روزهای سخت از راههای رسیدن گروهی به ثروتهای انبوه بوده است. بسیارند کسانی که از این راه به ثروتهای کلان رسیده اند. اینان با آگاهی از برنامه های ریخته شده و تصمیمهایی که هنوز به گونه رسمی اعلام نگردیده بوده در بازار تأثیر می گذاشته و امنیت اجتماعی اقتصادی را متزلزل می ساخته و به ثروتهای بادآورده فراوانی دست می یافته اند. اینان همیشه و در همه حال تلاش می ورزیده اند که از راههای رسمی و غیررسمی از تصمیمهای مهم اقتصادی و مشکلات آن آگاه شوند. با آگاهی از تأخیر در اعلام کوپن برنج قند پنیر و… و مشکلات ارزی و وضعیت کارخانه ه بازار سیاه می آفریدند و اجناس احتکار شده خود را با قیمتهای بالایی به فروش می رساندند یا با آگاهی از ممنوع شدن ورود پاره ای از کالاها در آینده به گردآوری و احتکار این گونه کالاها می پرداختند و سپس به بهای گران عرضه می داشتند.
روشن است که استفاده از این گونه آگاهییها در جهت انباشت ثروت حرکتی است ناروا و ناشایست و ثروتی که از این راه به دست می آید نامشروع خواهد بود.
امام صادق(ع) مصادف غلام خود را با هزار دینار به تجارت فرستاد. وی با کاروانی همراه شد. این کاروان با کالاهای گوناگون به سوی مصر حرکت کرد. کاروانیان در نزدیکی مصر آگاه شدند کالاهایی را که با خود دارند درمصر کمیاب است; از این روی هم سوگند شدند که کالاهای خود را به دو برابر بفروشند. چنین کردند و مال بسیار به دست آوردند. مصادف سود تجارت را که به اندازه رأس المال بود به امام بازگرداند. برای امام جریان را باز گفت. امام بسیار ناراحت شد و تنها سرمایه خود را برداشت و فرمود: نیازی به این سود ندارم و افزود:
(یامصادف مجادله السیوف أهون من طلب الحلال.)۱۹
ای مصادف برخورد شمشیرها [جنگ] آسان تر است از به دست آوردن مال حلال.
افراد ثروت اندوز نه تنها تلاش می ورزند که با آگاهی از تصمیمهای گرفته شده و نیاز مردم استفاده ناشایست کنند بلکه با آگاهی از قانونهای موجود اموال دیگران را غارت می کنند اینان هیچ گونه پیوند و دوستی را محترم نمی شمرند بلکه همیشه سود و ثروت نزد آنان اهمیت دارد. چه بسیار دوستانی که به خاطر اعتماد زیان دیده اند. اعتماد زیاد به انسانهای پول پرست و توجه نکردن به دستورهای اسلام در ثبت قرادادها. آنان را به خیانت می کشاند پول پرستان بی تعهد و بی رحم گاه به خاطر آشنایی که به قانون دارند در دادوستدها و قرارداده ناراستی می کنند و با طرف قرارداد رفتاری خدعه گون دارند و قولنامه و قرارداد را چنان زیرکانه تنظیم می کنند که به سود خود آنها پایان یابد.
امام صادق(ع) درباره چنین دادوستدی می فرماید:
(غَبْن المُتْرسِل سُحت)۲۰
سودی که از راه فریب دیگران به دست آید حرام است.
در نقلی دیگر به جای سحت (ربا) آمده; یعنی سود حرامی است که بهره فرد شده است.۲۱
اختلاسه به طور معمول از همین اعتمادهای بی مورد سرچشمه می گیرد. اختلاس گران با اطلاع از قانونها و آیینه چنان دقیق اسناد را تنظیم می کنند که بازرسان خبره هم نمی توانند به نیرنگ آنان پی ببرند مگر این که فردی و یا افرادی از باند اختلاس گران به انگیزه هایی از چهارچوب باند پا بیرون بگذارد و به افشاگری بپردازد. اینان چه بسا پس از مدتی که اطمینان دیگران را به دست آوردند نیازی به تنظیم دقیق سندها احساس نکنند و به سرعت به استفاده ناشایست خویش ادامه دهند.
پس نگه نداشتن حریم قانون و بی توجه بودن به دقایق آن از سوی کسانی که وظیفه دارند قانون را پاس بدارند و رفتار دیگران را با قانون بسنجند زمینه را برای غارت گران اموال عمومی و تاراج گران هستی دیگران مهیا می کند و طبقه جدیدی را پدید می آورد که از راه قانون شکنی به ثروتهای کلان رسیده اند.
از این روی رهبرمعظم انقلاب برای جلوگیری از انباشت ثروت همگان را به رعایت قانون فرا می خواند:
(خاصیت دوران سازندگی در این است که پول نقدینگی و انجام هزینه های فراوان در کشور افزایش پیدا می کند و در چنین دورانی اگر قوانین به دقت رعایت نشود نوکیسه گانی در کشور به وجود خواهند آمد که به هیچ حدی از حدود در استمتاع مادی و بهره گیری ازامکانات قانع نیستند و بر ثروتهای بادآورده دست می یابند که در نتیجه آن عده ای در استضعاف مالی و ستم اجتماعی قرار می گیرند و حقوق بسیاری نیز ضایع می شود.)۲۲
۳ . حرامخواری: در جامعه ای که اقتصاد بیمار دارد اشرافی گری راحت طلبی نیرنگ بازی و… رو به رشد است گروهی برای رسیدن به ثروت راه درست یا نادرست روش حلال و حرام نمی فهمند. آنچه برای آنان مطرح است انباشت ثروت است و بس. در چنین شرایطی دادوستدهای ربوی تقلب دلالی زد و بند و… رواج می یابد و با گسترش حرامخواری زمینه فساد و فحشاء نیز فراهم می شود طغیان و سرکشی رخ می نماید و جامعه دچار آفت و فساد می گردد.
از حرامخواری در روایات تعبیر به (سحت) شده و نمونه های فراوانی برای آن یاد گردیده است.
الف . از امام باقر(ع) در مورد خیانت (غلول) پرسیدند فرمود:
(هر چیزی که از امام پنهان نگهداشته شود سحت و حرام است. خوردن مال یتیم و مانند آن حرام است و سحت گونه گون است: مزد فاحشه ه بهای شراب و نبیذ مسکر رب رشوه در قضاوت به منزله کفر به خداست.)۲۳
ب . امام صادق(ع) درباره سحت می فرماید:
(حرامخواری گونه های بسیار دارد: آنچه از دست کارگزاران ستم می رسد اجرت قاضیان دستگاه طاغوت مزد فاحشه ه بهای شراب و نبیذ مسکر.)۲۴
ج . از جمله کسبهای حرام کار صنعتگران در شب است. امام صادق(ع) می فرماید:
(الصُنّاع اذا سهروا اللیل کلّه فهو سحت.)۲۵
صنعت گران اگر تمام شب را کار کنند درآمد آنها حرام است.
حرام بودن چنین مالی شاید به یکی از جهتهای زیر باشد:
الف . کار در تمام شب از دقت صنعتگر می کاهد و کالائی که در شب برای فروش ساخته و پرداخته می شود استواری لازم را ندارد.
ب . اگر صنعتگر اجیر کسی باشد عادت به خواب او را از انجام درست کار باز می دارد و بخشی از مزد دریافتنی وی نارواست.
ج . زیان به چشم را در پی دارد.
امام صادق(ع) در این باره می فرماید:
(من بات ساهراً فی کسب و لم یعط العین حظّها من النّوم فکسبه ذلک حرام.۲۶
کسی که شب با بیدار خوابی کار کند و بهره چشم را از خواب ندهد کسب او حرام است.
از مفهوم روایت بر می آید که اگر صنعت گر بهره چشم را از خواب بدهد روزها استراحت و شبها کار کند اشکال ندارد;زیرا ضرری متوجه چشم و بدن او نیست. یا اگر بنا به ضرورتی در شب کار کرد حرام نخواهد بود. از مجموع دو روایت به معنای چهارمی نیزمی رسیم که اگر کسی اجیر باشد کارفرما حق ندارد بیش از اندازه از وی کار بکشد و او را استثمار کند و به او ضرر جانی برساند; زیرا درآمدیکه از این راه به دست می آورد حرام است.
در قرآن مجید سحت سه بار در سوره مائده تکرار شده و همه مربوط به یهود است که در حرام خواری و گردآوری اموال نامشروع شهرت دارند. آیه نخست از گروهی نام می برد که به ظاهر مسلمان شده اند و به پیامبر(ص) ایمان آورده اند; امّا از راههای حرام به انباشت ثروت می پردازند:
(اکّالون للسحت).۲۷
آیه دوم از ویژگیهای امت یهود سخن می گوید که پیشی گرفتن در گناه و ستم و خوردن مال حرام باشد.۲۸
سپس خداوند علمای یهود و نصارا را به خاطر این که مردم را از گناه و خوردن مال حرام باز نمی دارند سرزنش می کند:
(لولا ینهاهم الربانیون والاحبار عن قولهم الاثم وأکلهم السُحت لبئس ماکانوا یصنعون.)۲۹
چرا دانشمندان نصارا و یهود آنان را از سخنان گناه آمیز و خوردن مال حرام باز نمی دارند؟ چه زشت است عملی که انجام می دهند.
حرامخوران برای توجیه کارهای خویش به حیله های شرعی متوسل می شوند اصحاب سبت به گونه ای و حرامخواران امروزی به گونه ای دیگر. در جامعه اسلامی نیز رباخواران دادوستد ربوی خویش را به مانند دادوستد معمولی و بدون ربا در می آورند و با حیله های به ظاهر شرعی کارهای ناشایست خود را توجیه می کنند.
۴ . غلول یا خیانت مالی کارگزاران: غلول به معنای خیانت پنهانی در اموال عمومی است. خیانت در اموال عمومی ازراههایی است که گروهی را به ثروتهای کلان می رساند و از آن جا که این حرکت ناشایست نقش بسیار ویرانگری در اقتصاد و جامعه دارد و قوام جامعه را از بین می برد خداوند در قرآن مجید از آن پرهیز می دهد:
(و من یغلل یأت بما غلّ یوم القیامه)۳۱
هر کسی خیانت کند در غنائم جنگی در قیامت با خیانت همراه خواهدبود.
خیانت در غنائم و برداشت از آن پیش از تقسیم غلول نامیده می شود. در یکی از جنگها رزمندگان قطیفه ای سرخ را دیده بودند که پس از فرو نشستن آتش جنگ در بین غنائم گردآوری شده نبود. گروهی پنداشتند پیامبر(ص) آن را برداشته است; از این روی این آیه نازل شد و خداوند پیامبر را از این اتهام مبری ساخت و مردی از یاران پیامبر گزارش داد: آن قطیفه را شخصی در زیر خاک نهان کرده است.۳۲
کاربرد غلول در غنائم از آن جهت بوده که درآمد بیت المال از راه غنائم بوده و سپسها زکات و مانند آن به منابع بیت المال افزوده شده است. از مجموع روایاتی که درباره غلول آمده به دست می آید که غلول به معنای خیانت کارگزاران به بیت المال و اموال عمومی است. اکنون به مواردی که در روایات (خیانت) به کار رفته می پردازیم:
خیانت در غنائم جنگی: غنائم از اموال عمومی است که بین جنگجویان تقسیم می شود. پیش از تقسیم و برداشت خمس هیچ کس حق برداشت از غنائم را ندارد; زیرا خیانت به دیگر مسلمانان است. رسول گرامی اسلام درجنگ حنین که غنائم بسیاری به دست آمده بود در جمع جنگجویان حاضر شد و اندکی از کُرک کوهان شترش را گرفت و بین دو انگشت خودنهاد و فرمود:
(یا ایها الناس واللّه مالی من فیئکم هذه الوبره إلاّ الخمس والخمس مردود علیکم فادّوا الخیاط والمخیط فانّ الغلول عار ونارو شنار علی أهله یوم القیامه.)۳۳
ای مردم! به خدا سوگند از این کرک اندک شم جز یک پنجم از آن من نیست و آن نیز به شما بر می گردد. پس نخ و سوزن را بدهید; زیرا خیانت ننگ آتش و رسوایی در قیامت به بار می آورد.
زمانی که برداشت از اموال عمومی به مقدار سوزنی بی مقدار بازخواست داشته باشد کسانی که میلیونها تومان از بیت المال غارت می کنند چه حالی خواهند داشت و برای روز واپسین چه پاسخی دارند؟
داستان معروف حضور علی(ع) در محکمه قضاوت شریح و شکایت از کسی که زره دزدیده بود مربوط به غلول است; زیرا زره از طلحه بود و از بیت المال که شخصی در میدان نبرد جمل آن را ربوده بود و علی(ع) برای برگرداندن زره به بیت المال به محکمه شکایت کرده بود.۳۴ دستبرد به اموال آن قدرمهم است که علی(ع) خود در دادگاه حاضرمی شود تا مال را از رباینده بگیرد و به بیت المال بازگرداند.
خیانت در اموال عمومی: بیت المال از مردم است و در اختیار رهبر ودولت. بودجه ای که برای ساختن بنایی جاده ای پلی عمران و آبادانی شهری سدّی و… ویژه گردیده باید در همان مورد هزینه شود. اگر غیر از این انجام شود یعنی برخلاف دستور امام جامعه بودجه هزینه شود کار حرام انجام گرفته و به فرموده امام محمد باقر(ع) سحت است:
(کل شیء غُلّ من الامام فهو سحت.)۳۵
هرچه از امام پنهان نگاهداشته شود (و برداشت گردد) حرام است.
این سخن شامل تمام اختلاسها.و دستبردهای مالی کارکنان دولت می گردد ممیزهای خلافکار اداره دارائی را نیز در بر می گیرد آنان که به خاطر گرفتن رشوه و زد و بند با بازرگانان صاحبان املاک و مستغلات و… گزارش واقعی از ثروت اینان ارائه نمی دهند بلکه درآمد آنان را کم تر از آنچه هست گزارش می دهند.
هدیه به کارگزاران: در روایات هدیه به کارگزاران غلول و خیانت شمرده شده است. دادن پیشکش به کارگزاران و دولتمردان و کارپردازان افزون بر حقوق آنان خیانت به شمار می رود گرچه عنوان هدیه داشته باشد.
ییکی از کارگزاران رسول خد آنچه از زکات گردآورده بود نزد پیامبر(ص) آورد و گفت:
این مال از شما و این مال را به من هدیه داده اند!
پیامبر در جمع مؤمنان فرمود:
(اگر این آقا در خانه پدر و مادرش نشست برای او هدیه می آوردند! سوگند به کسی که جان محمّد(ص) در دست اوست هیچ یک از شما چیزی را نمی پذیرد جز این که در قیامت باید پاسخ گوی آن باشد.)۳۶
ییا می فرماید:
(من استعملناه علی عمل فرزقناه رزقاً فما اخذ بعد ذلک فهو غلول.)۳۷
هر که را بر کاری گماردیم و حقوقی برای او معین ساختیم پس اگر پس از آن چیزی برداشت خیانت است.
بر دولتمردان روا نیست که افزون بر حقوق قانونی خود از بیت المال چیزی برداشت کنند. و یا از افراد هدیه بگیرند; زیرا این کارها به بیت المال ضرر می رساند و از اموال عمومی به گونه مستقیم و یا غیر مستقیم کاسته می شود.
پیامبر اکرم(ص) می فرماید:
(هدایا الامراء غلول.)۳۸
دادن هدیه به فرماندهان خیانت است.
(هدایا العمال غلول.)۳۹
هدیه دادن به کارگزاران خیانت است.
و علی(ع) می فرماید:
(وإن أخذ هدیه کان غلولاً.)۴۰
اگر [والی] هدیه بگیرد خیانت است.
علی(ع) از حلوائی که شبانه اشعث بن قیس برایش هدیه می آورد۴۱ تعبیر به زهر مار می کند و عثمان بن حنیف را به خاطر شرکت در مهمانی اشراف مورد سرزنش قرار می دهد.۴۲ چه بسا بودجه ها و طرحهای منطقه ای که با همین مهمانیها جابه جا شده و حقوق مردم از بین رفته است.
از آن جا که غلول نقش ویرانگری دارد و مردم را از حق طبیعی خود محروم می کند و به جامعه آسیب می رساند و دهها پیامد ناگوار دارد معصومان(ع) آن را از گناهان کبیره شمرده اند.۴۳
در برگرداندن اموال عمومی که به یغما رفته گواه و بینه ای نمی خواهد و باید هر کجا حاکم آن را یافت بی درنگ به بیت المال بازگرداند.
پیامبر اکرم(ص) می فرماید:
(حیث ما وجد غلول أخذ بغیر بیّنه.)۴۴
هر کجا مال بیت المال به دست آید بدون گواه گرفته می شود.
ییادآوری: در روایات غلول به معنای خیانت اخلاقی نیز آمده است; از این روی کسی که در اموال عمومی دست می برد و خیانت می ورزد از نظر اخلاقی نیز خائن است و باید به اصلاح خود بپردازد.
علی(ع) می فرماید:
(شرّ ما القی فی القلوب الغلول.)۴۵
بدترین چیز که در دلها افتاده شود خیانت است.
ییا می فرماید:
(بئس السجیّه الغلول.)۴۶
خیانت بدخصلتی است.
۵ . انتخابها و انتصابها: شماری وقتی به گلوگاههای حساسی قرار می گیرند تلاش می ورزند با گماردن افراد هم باند و هم گروه و دوست و آشنای خود بر قدرت و سیطره قلمرو حاکمیت خود بیفزایند تا به آسانی و بی دغدغه بتوانند بار خود را ببندند و به مکنت و ثروت برسند:
(کسانی هستند که تلاش می کنند و حقیقتاً در صدد این هستند که طبقه ممتاز جدیدی در نظام جمهوری اسلامی به وجود بیاورند و به خاطر انتخابها و انتصابها و زرنگیها و دست وپاداریها و مشرف بودن بر مراکز ثروت و از طریق نامشروعی که با زرنگی آن را یاد گرفته اند به اموال عمومی دست بیندازند و یک طبقه جدید طبقه ممتازان و مرفهان بی درد درست کنند.)۴۷
طلحه و زبیر در شمار مسلمانان فداکار و استوار در دین و علاقه مند به سرنوشت جامعه بودند; اما دوران سیزده ساله خلافت عثمان و امتیازهایی که ازخلیفه دریافتند آنان را در ردیف طبقه مرفه و ثروت مند قرارداد از این روی حاضر نبودند که علی (ع) با آنان بسان دیگران رفتار کند و سهم مساوی از بیت المال به آنان بدهد و در مقام و موقعیت شهروند عادی باشند بدین خاطر خواستار امارت بصره و کوفه شدند. اما علی (ع) روحیه اینان را می شناخت و شاهد دگرگونی زندگی آنان بود و می دانست اگر این دو به حاکمیت برسند بیت المال را به غارت خواهند برد و افراد صالح را خانه نشین خواهند کرد; از این روی در برابر پیشنهاد ابن عباس که بهتر است برای مدت کوتاهی آنان را حکومت دهی فرمود:
(وای بر تو بصره و کوفه جای مردان جنگجو و اموال فراوان است زمانی که آنان بر مردم مسلط شوند مردم سفیه و احمق را با تطمیع به خود جذب می کنند و ضعیفان را گرفتار بلا و مصیبت می نمایند و بر مردم قوی با زور استیلا می یابند.)۴۸
چه زیبا علی(ع) نقش انتخابها و انتصابها را بیان فرموده است. کسانی مانند طلحه و زبیر وقتی به قدرت برسند با اموال عمومی مانند ثروت خویش عمل خواهند کرد دنیا طلبان را با پول به سکوت وا خواهند داشت برای افراد ضعیف مشکل و پرونده می سازند و آنان را از رده تصمیم گیری خارج می کنند و باقی مانده توانا را با قدرت به سکوت و تسلیم وا می دارند.
نکته دیگری که در انتصابها در خور درنگ است بی دقتی در توان مدیریت افراد است. چه بسیار اتفاق می افتد که افراد خوب و خوش نام; امّا ناآشنای به زوایای کار در پستهای حساس قرار می گیرند و ترفندبازان و سوء استفاده گران در پیرامون وی گرد می آیند و آب را به آسیاب خود هدایت می کنند و گاه از ضعفی که در حوزه مدیریت وجود دارد اینان جریان را به گونه ای هدایت می کنند که مدیر ناآشنا به دقایق کار خود در همه جریانها با دسیسه بازان و غارتگران همداستان می شود و آگاهی ندارد که در زیرمجموعه اش اختلاسهای بزرگی شده و می شود. این جاست که بی کفایتیهای مسؤول در بیرون آشکار نمی شود. همه سوء استفاده گران پیرامون مسؤول ها برای این که شرایط برای چپاول آنان امن باشد به تبلیغات و برزگ نمایی مدیر می پردازند. و حتی این مسأله و انتصابها براساس نسبتهای خانوادگی زمینه تحقیق و تفحص در کار مدیر بی کفایت را از بین می برد. وقتی انسان مطالعه ای در دوران گذشته تاریخ سیاسی ایران دارد به این نتیجه می رسد که بسیاری از منصبها از پدر به پسر به ارث می رسیده و همین سبب ویرانی ایران شده است. این خاندانهای همیشه حاکم از زمان قاجار شروع و در دوران پهلوی ادامه یافت. از این روی شماری از نزدیکان دربار پهلوی در خاطرات خود مهم ترین دستاورد انقلاب اسلامی را از بین بردن هزار فامیلی می دانند که سالها بر ایران حکومت می کردند.۴۹
امام علی(ع) آن گاه که شخصی فرزند خودرا آورد و گفت: او را به جای من بگمار فرمود:
(رأی الشیخ احبّ الیّ من مشهد الشاب.)۵۰
نظر مرد با تجربه برای من زیباتر است از کارزار جوان.
راههای جلوگیری از ثروت اندوزی
اسلام کار را مقدس می شمارد و کارگر را گرامی می دارد. در اسلام کسی که برای برآوردن نیازهای زندگی خود تلاش می ورزد بسان مجاهد راه خداست. زندگی با عزت هدف اسلام است. مسلمانان باید برای سربلندی جامعه اسلامی تلاش ورزند و از نظر علم و تکنولوژی در سطح بایسته قرار گیرند. رسیدن به این مهم نیاز به ذخائر سرمایه و علم دارد. در چنین سیری سرمایه مشروع پیشتیبانی می شود و دوام آن بستگی به سود دهی دارد. در این سیر شماری می خواهند بدون انجام کار به ثروت برسند. بهترین امکانات زندگی خوب را فراهم سازند. اینان برای رسیدن به هدف از هیچ گون تراز و معیاری پیروی نمی کنند. تمام قانونها و آیینها را زیر پا می نهند تا به ثروتهای بادآورده برسند و برای آنان مهم نیست که دیگران در فقر و تنگدستی به سر می برند.
در این ج بر آنیم به راههایی اشاره کنیم که دست ثروت اندوزان را کوتاه می کند و زمینه خلاف اندیشی و ثروت گرائی مطلق را می زداید و یا تخفیف می دهد.
آنچه ارائه می شود راهکار اقتصادی نیست رهنمودهایی کلی است برگرفته از قرآن و سنت که در تدوین سیاستهای اقتصادی و شیوه عملی کارگزاران لازم است مورد توجه قرار گیرد.
۱. ساده زیستی کارگزاران : رهبران مایه عزت و شکوه حکومت هستند و آنانند مسؤول تأمین نیازهای گوناگون اقتصادی و اجتماعی جامعه. بیت المال به امانت در اختیار آنان قرار دارد آن را باید در راه منافع مردم به کار گیرند و از سوء استفاده های ناروا و ناشایست از آن بپرهیزند در اسلام رهبر جدای از مردم نیست تنها مسؤولیت بیش تری دارد. سطح زندگی او باید هم سطح زندگی دیگران باشد.
همراه بودن رهبران و بلندپایگان جامعه با گروههای گوناگون مردم بویژه پایین ترین آنان به مردم آرامش می دهد و از رنج مردم تهی دست می کاهد زیرا الگوهای ساده زیست را پیش روی دارند و از سوی دیگر برای به دست آوردن ثروت راه خلاف نمی پیمایند. این بدان معنی نیست که افراد از کار و تلاش دست بردارند و عزلت پیشه سازند بلکه مردم برای زندگی بهتر باید تلاش ورزند. این رهبران جامعه اند که نباید با خودنمایی و اشرافی گری دل مردم فقیر را به درد آورند و آنان را در جهت کارهای خلاف سوق دهند.
علی(ع) وقتی متوجه می شود که عاصم بن زیاد خانه نشینی را برگزیده و از زن و فرزند کناره گرفته است و به پندار خویش این روش را از امام(ع) گرفته امام(ع) خطاب به وی می فرماید:
(وَیْحَکَ إِنّی لستُ کأنت إن الله تعالی فَرَض علی أئمه العدل أنْ یقدّروا أنفسهم بضعفه الناس کیلا یتبَیَّغَ بالفقیر فَقْرُهُ.)۵۱
وای بر تو! من مانند تو نیستم; زیرا خداوند بر پیشوایان دادگر واجب فرموده خود را با مردم ناتوان برابر نهند تا نداری نیازمند او را به هیجان و طغیان وا ندارد.
ساده زیستی حاکم افراد فرصت طلب و ثروت اندوز را از پیرامون او می پراکند و انسانهای مخلص و فداکار همکاری با وی را بر می گزینند و در نتیجه تمام کارگزاران نظام اسلامی اسوه دیگران خواهند شد و آرامش روانی در جامعه ایجاد می گردد; از این روی علی(ع) نه تنها خود ساده زیست است بلکه به کارگزاران خود نیز سفارش می کند که ساده بزیند و ذخیره اخروی داشته باشند نه ذخیره دنیوی که ثروت و مال است.۵۲ در نامه خود به محمد بن ابوبکر که او را به هفت کلمه جامع فرا می خواند می فرماید:
(واجعل نفسک اسوه لقریب المسلمین وبعیدهم.)۵۳
خود را برای مسلمانان دور و نزدیک نمونه قرار ده.
علی(ع) در دوران زندگی خویش ساده زیست بود و در دوران حکومت این سیره پسندیده نمود بیش تری یافت. کفش خود را وصله می زد۵۴ از نان خشک استفاده می کرد و سیر نمی خوابید; چرا که شاید در سرزمین پهناور اسلامی در حجاز و یا یمامه انسانی گرسنه بخوابد و از کم ترین بهره های زندگی محروم باشد.۵۵
او عنایت داشت که کارگزارانی که این جا و آن جا گمارده به گونه وی رفتار کنند. هشیارانه گزارشهایی را که از سوء استفاده کارگزاران خود دریافت می کرد پی می گرفت و بر این باور بود که فقر و تنگدستی و تباهی اجتماع از سوء استفاده کارگزاران و ثروت اندوزی آنان ناشی می شود بویژه آنان که بر ماندن خود بر سر کار اطمینان ندارند:
(انّما یُؤتی خراب الارض من إعواز أهلها وإنّما یُعوِز أهلها لإشراف أنفس الولاه علی الجمع وسوء ظنّهم بالبقاء وقله انتفاعهم بالعبر.)۵۶
مردم شهرها هنگامی تنگدست و فقیر شوند که والیان روی به گردآوری مال و افزون طلبی آرند و بر ماندن خود بر سرکار بد گمانند و به آن اطمینان ندارند و از آنچه مایه عزت است کم تر بهره برند.
حضرت جلوگیری از ثروت اندوزی را برای والیان به سه چیز می داند: به دست آوردن خشنودی مردم دریافت ثواب از جانب خدا و جلب رضایت رهبر و امام مسلمانان:
(تو در حکومت مانند کسی رفتار کن که دوست دارد از رعیت ستایش ذخیره کند و از خداوند ثواب و از امام خشنودی و نیرویی نیست جز نشأت گرفته از خدا.)۵۷
۲ . نظارت دقیق بر بیت المال: فقر و تنگدستی مردمان از توزیع نشدن عادلانه ثروت به وجود می آید. اگر ثروت و سرمایه که از آن تک تک افراد جامعه است به درستی پخش شود و هر فرد و شهر و منطقه ای چه دور و چه نزدیک عادلانه از ثروت همگانی سهم ببرد هیچ طبقه ممتازی به وجود نمی آید. برای جلوگیری از سوء استفاده و درست توزیع شدن سرمایه ه باید نظارت دقیقی بر دخل وخرج بیت المال وجود داشته باشد. و نظارت بر درآمدهای بیت المال و کنترل بودجه ای که از آن خارج می شود از اختلاس جلو می گیرد. بیش تر اختلاسهای بزرگ به خاطر اعتماد بیش از حد به افراد و کنترل نکردن امور مالی رخ می دهد. ویژه ساختن بودجه به طرحها و پروژه ها باید با وسواس صورت پذیرد. چه بسا طرحهای ناپخته ای که با تلاش مجریان آن بودجه هنگفتی به خود ویژه کند; اما چون دقیق و کارشناسانه نیست بودجه هزینه نمی شود و در راههای نادرست به کار می رود; زیرا این نگرانی وجود دارد که اگر بودجه اختصاص یافته را جذب نکنند به دیوان محاسبات باز گردد و در سالهای بعد بودجه کم تری به آن طرح ویژه گردد. اختصاص بودجه جاری کشور نیز باید بر اساس ارگانها و سازمانهای گوناگ
ون باشد و واقع بینانه اختصاص یابد.
علی(ع) از مالک اشتر می خواهد که نظارت مستقیم بر درآمد و هزینه بیت المال داشته باشد:
(إعلم بأنّ من الامور اموراً لابُدّ لَکَ من مباشرتها منها: اصدار حاجات الناس فی قصصهم و منها: معرفه مایرد الی بیت المال ومایخرج منه و منها: اجابه العمال فیما لایجوز ان یستکفی فیه الکتّاب۵۸ [فلاتتوان فیما هنا لک ولاتغتنم تأخیره].)۵۹
بدان که برخی کارهاست که تنها باید تو آنها را انجام دهی: برآوردن نیازهای مردم در آنچه برای آنان پدید آمده دانستن آنچه به بیت المال وارد و آنچه خارج می گردد پاسخ به کارگزاران در آنچه جایز نیست کاتبان و دفترداران به عهده گیرند. در این موارد سستی به خود راه مده و تأخیر روا مدار.
بنابراین دولت اسلامی هم باید دقت در منابع اقتصادی خود داشته باشد که پیش از رسیدن به بیت المال توسط ثروت اندوزان غارت نگردد و هم در اختصاص بودجه معیارها و ترازها را در نظر بگیرد. روشن است که کوتاهی در این موارد سوء استفاده های کلانی را در پی دارد.
۳ . توجه به منافع عمومی: در دولت اسلامی در برنامه ریزیه باید خشنودی و سود عموم مردم در نظر گرفته شود تا ثروت در دست گروهی ویژه تمرکز نیابد. اگر در توزیع بودجه عادلانه رفتار شود و پروژه های اقتصادی مهم براساس اولویتهای واقعی سامان یابند و یا در تخصیص بودجه سود همگان مورد نظر باشد جامعه رو به افول نخواهد نهاد.
در نظر بگیرید که پروژه ای به سود مردم است و در برابر آن بخش خصوصی درصدد است همانند آن را اجرا کند که هزینه کم تری برای دولت دارد اما سود سرشار آن بهره شمار خاصی می شود و برای مردم سودی در بر ندارد. چنین طرحی نباید در اولویت قرار گیرد که نتیجه آن فقر و گرفتاری بیش از پیش طبقه مستضعف و افزون تر شدن ثروتِ ثروت مندان است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با ریاست جمهوری و اعضای هیأت دولت توجه به خشنودی و سود همگانی را از نکته های حساس و مهم برنامه ریزی بر می شمارد و می گوید:
(جاهایی است که اگر اقدامی را در زمینه صنعت در زمینه مسائل اقتصادی در زمینه مسائل پولی در زمینه مسائل فرهنگی در زمینه مسائل گوناگون انجام بدهیم به نفع مردم است; اما گروههای خاصی در جامعه هستند ـ گروههای پولی مالی اقتصادی ثروت مندان گروههای فرهنگی گروههای سیاسی ـ که اینها متضرر خواهند شد. این آن نقطه حساس است.)۶۰
آنچه باید در برنامه ریزی اقتصادی مورد توجه باشد سود همگانی است. علی(ع) در نهج البلاغه چه زیبا بر بایستگی به دست آوردن خشنودی همگان تأکید می ورزد و مالک اشتر را از به دست آوردن خشنودی گروهی از خواص پرهیز می دهد; زیرا که ناراحتی خواص با منافع و رضایت عمومی قابل گذشت است; اما خوشنودی خواص خشم عموم را در پی دارد و در مسائل اقتصادی فقر آنان را:
(ولیکن احبّ الامور الیک اوسطها فی الحق واعمّها فی العدل واجمعها لرضی الرعیّه فانّ سُخط العامه یجحف برضی الخاصه وانّ سخط الخاصه یغتفر مع رضی العامه.)۶۱
باید دوست داشتنی ترین کارها در نزد تو آن باشد که به حق نزدیک تر و عدل در آن گسترده تر است و خشنودی رعیت در آن بیش تر بر آورده شود; زیرا ناخشنودی مردم خشنودی نزدیکان را بی اثر می کند و خشم نزدیکان و خاصه باخشنودی مردم زیانی نرسانده و پوشیده ماند.
عامری در السعاده والاسعاد تحت عنوان (قانون بزرگی در سیاست)۶۲ فقط به نقل این سخن امیرالمؤمنین(ع) بسنده می کند که نشانه اهمیت مطلب است و این که دولت در سیاستها و برنامه ریزیهای اقتصادی خود باید منافع عامه مردم را در اولویت قرار دهد و از امتیاز دادن به خواص دوری گزیند.
۴ . جلوگیری از تمرکز ثروت: باید برنامه ریزیهای کلان و طرحهای اقتصادی دولت اسلامی به گونه ای باشد که نتیجه آن به تمرکز ثروت نینجامد و گروهی کم شمار به ثروتهای کلان دست یابند و بیش تر مردم در فقر و فاقه بسوزند. برابر نصّ صریح قرآن خداوند پیامبر را موظف می کند ثروتهای عمومی را به گونه ای پخش کند که تنها در میان ثروت مندان رد وبدل نشود:
(ما افاء الله علی رسول من اهل القری فللّه وللرسول ولذی القربی والیتامی والمساکین وابن السبیل کی لایکون دوله بین الاغنیاء منکم.)۶۳
آنچه را خداوند از اهل این آبادیها به رسولش بازگردانده است از آن خد رسول و خویشاوندان او یتیمان مستمندان و در راه ماندگان است تا [این اموال] دست به دست میان ثروت مندان شما نگردد.
آیه یک اصل مهمی را در اقتصاد اسلامی بیان می کند که اموال و ثروته در دست گروهی محدود و متمرکز نباشد و دست به دست نگردد بلکه با توزیع صحیح زمینه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 