پاورپوینت کامل حوزه نجف در برابر هجوم استعمار ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل حوزه نجف در برابر هجوم استعمار ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل حوزه نجف در برابر هجوم استعمار ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل حوزه نجف در برابر هجوم استعمار ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
در بیش تر بلکه تمام قیامها و جنبشهایی که در سده های اخیر علیه سلطه قدرتهای استعماری در کشورهای اسلامی پدید آمده روحانیت شیعه حضور داشته و با فتواهای کارساز و بیانیه های روشنگر پیشاپیش مردم حرکت کرده و آنان را به رویارویی و مبارزه با تجاوزگران و دفاع از کیان اسلام و سرزمینهای اسلامی فراخوانده است.
نقش کلیدی و با اهمیت حوزه های علمیه خاستگاه این خیزشها و انقلابها و دژ نیرومند نگاهبانی از دین و کیان اسلامی بر کسی پوشیده نیست. مطالعه در تاریخ پرفراز و نشیب کشور و دقت در رخدادهای مهم سیاسی اجتماعی صد ساله اخیر بهترین گواه این سخن است.
روشن است که حرکتها و خیزشهای روحانیت محدود به سرزمین و منطقه جغرافیایی ویژه ای نبوده و گستره آن فراتر از مرزهای جغرافیایی و نژادی و زبانی و ملیّتی بوده است. در هر جا به حوزه اسلام یورش می شده و یا نشانه های ورود و حضور استعمار در سرزمینهای اسلامی دیده می شده است عالمان بیدار با واکنشهای تند به رویارویی آنان بر می خاسته اند. حوزه بزرگ دیرین سال نجف روی رخدادهای ایران واکنش ویژه ای داشته است. این گونه واکنشه بدان معنی نیست که روحانیت شیعه و یا حوزه های دینی در برابر چنگ اندازی استعمار به دیگر کشورهای اسلامی بی توجه بوده اند. حوزه های علمیه در مبارزه با استعمار و دفاع از کیان اسلامی فراملیتی و فرا منطقه ای می اندیشیده و عمل می کرده است.
نوشته ای که پیش روی دارید نگاهی است به دوخیزش و قیام حوزه نجف در برابر استعمار یکی بر ضد اشغالگران انگلیسی در عراق و دیگری مبارزه با تجاوز ایتالیا به لیبی و تبیین نقش حوزه نجف در شناساندن چهره زشت استعمار به مسلمان جهان و هشدار دهی این بازوی مقدس به مسلمانان که دشمن با چهره های گوناگون در اندیشه چیرگی بر کشورهای اسلامی است.
پیش از شناساندن و نمایاندن این نقش بزرگ و کارساز یادآوری چند نکته بایسته است:
۱. جایگاه حوزه نجف
شهر نجف از دیرباز در کانون توجه مسلمانان بویژه شیعیان قرار داشته است. مرقد مطهر حضرت علی(ع) و حوزه گسترده و توانای نجف و وجود با برکت مراجع بزرگ تقلید در این حوزه از آغاز تأسیس آن به دست توانای شیخ طوسی تاکنون شیعیان را بر آن داشته که روی به سوی این قبله دلها داشته باشند و هر حکم و دستوری را از سوی این مرکز بزرگ شیعی به جان و دل پذیرا باشند و درعمل بدان سر از پا نشناسند.
در آغاز قرن بیستم که در کشورهای اسلامی حرکتهای اصلاح طلبانه به راه افتاد و مردم برای رهایی از استبداد حاکمان جور وغارتگری کشورهای استعمارگر قیام کردند و پرچم استقلال خواهی برافراشتند حوزه علمیه نجف اهمیتی فزون تر یافت; چه آن که دین و باورهای مذهبی مسلمانان ریشه در اعماق وجود آنان دارد و به طور طبیعی حرکتهای مردمی و انقلابهای رهایی بخش بدون پشتوانه دینی هیچ گاه راه به جایی نمی برد; از این روی مصلحان بزرگ روی به سوی نجف داشته اند و از آن مرکز نور پرتو می گرفته اند و به رهبری مردم می پرداخته اند.
به گواهی تاریخ حوزه دیرین سال نجف نیز هیچ گاه از هدایت و همراهی حرکتها و خیزشها ضداستعماری و استبدادی کوتاهی نمی ورزیده و همه هنگام و در همه عرصه ه پیشاپیش انقلابیون نورافشانی می کرده و کانون مبارزه را گرم نگه می داشته است.
بسیاری از قیامه همانند جنبش تحریم تنباکو نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی عراق از حوزه نجف رهبری می شدند. حوزه علمیه نجف در آغاز سده بیستم مهم ترین بلکه تنها مرکز مهم دینی در جهان تشیع بود و همه گروهه قومها و قبیله های شیعی مذهب در سراسر جهان چشم به رهنمودهای حوزه نجف داشتند و فتواهای نجف درهمه زوایا و شؤون زندگی آنان الزام آور بود. فتواهایی که از نجف صادر می شد برای شیعیان مقدس و الزام آور بود و سرپیچی از آنه ناروا و نافرمانی دستور حق به شمار می آمد. دریای مردم با فتواها و بیانیه های عالمان بزرگ نجف به خروش می آمد و موج می آفرید و اوج می گرفت.
حوزه نجف و جایگاه مرجعیت شیعه به همان اندازه که برای حرکتهای اصلاح خواهی و استعمارستیزی مهم و کارساز بود برای قدرتهای استعمارگر و کارگزاران مستبد آنان در داخل سرزمینهای اسلامی ناگوار و نگران کننده بود. کشورهای استعمارگر بویژه انگلیس از مدتها پیش به خاطر حضور و نفوذی که در کشورهای اسلامی داشتند از حاکمیت حوزه نجف بر دلها و نفوذ فتواهای مراجع تقلید بر مردمان دیندار به خوبی آگاه بودند و از نزدیک بارها آثار آن را دیده بودند; از این روی با دقت رخدادهای نجف را زیر نظر داشتند و تلاش می ورزیدند با کمک و استفاده از حاکمان دست نشانده خویش در کشورهای اسلامی و ستون پنجم در حوزه نجف نفوذ کنند و از آنچه در این مرکز مقدس می گذرد آگاه شوند.۱
در حقیقت استعمارگران در آن روزگار حوزه نجف و مراجع تقلید را بزرگ ترین مانع بر سر راه خود می دانستند و با مخالفت آنان بهره گیری از ذخایر و منابع سرشار کشورهای اسلامی برای دولتهای استعماری ممکن نبود. استعمار انگلیس در فکر چاره افتاد و با برنامه ریزی کانون اصلی خیزشهای مردمی را نشانه رفت. پس از انقلاب مشروطه که پاره ای تنشها و بگومگوهای سیاسی در حوزه نجف به وجود آمد و گروهی مشروطه خواه بودند و گروهی ضدمشروطه گروهی هوادار این عالم و گروهی هوادار آن عالم و… بر نفوذ و تأثیرگذاری خود در حوزه نجف افزود و بسیار تلاش کرد که علمای بزرگ را باجوسازی و شبهه افکنی از چشم مردم بیندازد و با استفاده از بعضی روحانیان متحجر و بسته ذهن تفکر جدایی دین از سیاست را جابیندازد این تز را با تبلیغات گسترده بدبختانه در بدنه حوزه رسوخ دادند و شماری را به دنبال گوساله سامری خود کشاندند. و حوزه نجف که قرنها قلب دنیای اسلام و کانون انقلابها و جریانهای سیاسی بود کم کم از تپش باز ایستاد و از تلاشهای سیاسی کناره گرفت و تا بدان جا این مسأله پیش رفت که روحانی که به کارهای سیاسی می پرداخت یا روزنامه می خواند و
رادیو گوش می کرد از محفلها و مجلسها طرد می شد و با چنین کسی برخوردهای ناشایست می شد و کار او گناه بزرگ شمرده می شد.
امام خمینی که بارها از وضع نجف اظهار تأسف می کرد اشاره به همین وضع ناخوش آیند داشت.۲
۲ . حق پوشی دشمنان
دشمنان اسلام و قلم به دستان مزدور و تاریخ نگاران وابسته تلاش ورزیده اند مبارزه روحانیت و ایستادگی و رویارویی و حرکتهای شجاعانه و حماسی حوزه نجف در برابر استعمار انگلیس ر همچون بسیاری از حرکتها و حماسه های دیگر از اساس انکار کنند و آن را نادیده انگارند و یا دست کم خیزش قهرمانانه روحانیت و علمای نجف را در برابر انگلیس در حاشیه حرکتهای مردمی یادآور شوند و آن را ناچیز و بی اهمیت جلوه دهند. تاریخ نگاران مزدور و ناسیونالیست در بررسیهای تاریخی خود از قیام ضدانگلیسی مردم عراق چنان وانمود می کنند که گویا حرکتهای مردمی و قومی اساس و شالوده این قیام را تشکیل می داده است و حوزه های نجف و کربلا در حاشیه بوده اند و دستی از دور برآتش داشته اند و در حقیقت روحانیان ناگزیر بوده اند در برابر این موج ضدانگلیسی برای این که از قافله مردم عقب نمانند و مردم آنان را از خود نرانند واکنشهایی نشان دهند.
شماری از غرض ورزان پا را از این فراتر نهاده و تا آن جا پیش رفته اند که به عالمان شیعه تهمت همکاری و همدلی با نیروهای اشغالگر زده اند که با گرفتن پول از استعمارگران و اشغالگران تن به سکوت داده اند!
به پندار اینان استعمارگران با این ترفند سران قبایل و زمین داران بزرگ عراق ر بویژه درمناطق شیعه نشین رام کردند و با میانجی گری علما و سپردن پستهای محلی به آنان آنان را راضی نگه داشتند. افزون بر این حاکمان انگلیسی به علمای حوزه و سران قبیله ها وعده دادند که پس از چیرگی بر اوضاع و بازگشت آرامش به کشور بسیاری از پُستها را به آنان می سپارند و آنان را در اداره کشور شریک می کنند.۳
سپسها که بعثیان در عراق به قدرت رسیدند به طور کلی نقش حوزه و عالمان دینی را درمبارزه با استعمار منکر شدند. این گروه که با اندیشه های الحادی و تکیه بر ناسیونالیسم عربی حکومت خود را بنیان گذاشتند بسیار کوشیدند که نهادهای دینی را ازعرصه سیاست خارج سازند و نفوذ آنان را به پایین ترین مرتبه و حداقل ممکن برسانند.
حاکمان بعثی تلاش داشته و دارند که در نشریه ها مطبوعات و حتی کتابهای درسی دانش آموزان چنین بنمایانند که گویا خیزش و قیام علیه استعمار انگلیس به هیچ روی از نجف و کربلا سرچشمه نگرفته است بلکه از بغداد و از سوی روشنفکران چپ انجام گرفته و حرکتهای پراکنده و محدود علمای نجف و شیعیان جنوب عراق پس از آن بوده است!
در حالی که به گواهی تاریخ و شاهدان قیام و اسناد به جای مانده انقلاب علیه انگلیس از حوزه نجف و مناطق شیعه نشین آغاز شده و این جهاد مقدس را در جبهه های مختلف علمای بزرگ نجف سازماندهی و هدایت می کرده اند و تا مدتها در صحنه درگیری غیر از روحانیت شیعه و جمع زیادی از شیعیان که به فتوای مراجع نجف قیام کرده بودند کس دیگری دیده نمی شده است. تنها در سالهای آخر و پس از آن که با پایمردی و ایثارگری عالمان شیعه و تقدیم صدها تن شهید ضربه های کاری بر نیروهای متجاوز وارد شده بود در برخی نواحی مرکزی و شمالی حرکتهای پراکنده علیه انگلیس صورت گرفت و درست به عکس آنچه غرض ورزان ادعا می کنند عالمان شیعه نخستین کسانی بودند که در برابر انگلیس به رویارویی برخاستند و به مسلمانان اعلام جهاد کردند.
عبدالعزیز البدری از علمای اهل سنّت با اعتراف به نقش بسیار مهم حوزه نجف و روحانیت شیعه در مبارزه علیه انگلیس می نویسد:
(وقد شهد جمیع المؤرخین بلا استثناء سواء کان من المسلمین أم غیرهم انّ فتاوی العلماء الأعلام فی النجف وکربلا و بغداد و سامراء والکاظمین وغیره التی اعلنت الجهاد و مقاتله الإنگلیز.
لانّ الجهاد أصبح فرضاً علی کل مسلم و مسلمه اذا احتل العدّو بلاد المسلمین.
نعم کانت هذه الفتاوی هی التی دفعت العشائر العراقیه الی القتال لتحریر ارض العراق من رجس الکفر والإستعمار ولم یکتف بعض العلماء بفتواهم هذه وانّما حملوا السلاح واشترکوا فی الحرب فقادوا المجاهدین فی بعض المعارک….)۴
به گواهی همه تاریخ نگاران مسلمان و غیرمسلمان فتوای عالمان بزرگ شیعه در حوزه نجف و کربلا و بغداد و سامراء و کاظمین و دیگر شهرها بود که به روشنی بر ضد انگلیس اعلام جهاد کرد; زیرا به نظر آنان هنگامی که دشمن سرزمینهای اسلامی را به اشغال خود درآورد بر هر مرد و زن مسلمانی مبارزه با آنان واجب است.
آری همین فتواها بود که عشایر عراق را به جنگ با انگلیس واداشت تا سرزمین عراق را از آلودگی کفر و استعمار برهانند.
شماری از عالمان تنها به دادن فتوای جهاد بسنده نکردند و خود سلاح بر دوش گرفته و به میدانهای نبرد و جهاد شتافتند و خود فرماندهی مجاهدان را بر عهده گرفتند.
در حقیقت خیزش و قیام همه سویه مردم عراق علیه انگلیس انگیزه دیگری جز دستور عالمان شیعه نداشت. درست است که شیخ الاسلام دربار امپراطور عثمانی و شماری از روحانیان سنی در ترکیه و عراق همزمان و بلکه پیش از آنان فتوای جهاد داده بودند۵ ولی با اندک درنگی می توان فهمید که فتوای آنان در قیام مسلمانان بویژه ساکنان مناطق جنوبی و مرکزی که بیش تر شیعه اند نقشی نداشته و یا نقش آن اندک و ناچیز بوده است. حتی سربازان و نیروهای نظامی عثمانی نیز توان رویارویی با نیروهای اشغالگر را نداشتند و کم ترین مقاومتی در برابر آن نتوانستند بکنند. البته در سالهای بعد ارتش عثمانی کم کم انسجام بهتری پیدا کرد و توانست تا حدودی جبهه ها را اداره کند. بر این اساس برخلاف آنچه دشمنان گفته اند حوزه های شیعه و عالمان دینی نه تنها در جریان مبارزات ضداستعماری مردم عراق حضور داشته اند که پیشتاز و پیش قدم بوده اند و عامل اصلی و اساسی در قیام همگانی مردم علیه انگلیس بوده اند.
حوزه نجف در رویارویی با استعمار انگلیس
جنگ جهانی اول در ۲۸ ژوئیه سال ۱۹۱۴م. برابر با ششم مرداد سال ۱۲۹۳ هجری شمسی در پی کشته شدن ولیعهد اتریش در شهر سارایوو و اعلام جنگ آن کشور به صربستان آغاز شد.۶ دامنه جنگ به این دو کشور محدود نماند و با ورود قدرتهای بزرگ اروپا به پشتیبانی از دو سوی درگیری دامنه جنگ گسترش یافت و بخشهای زیادی از اروپا و دیگر کشورهای جهان را فراگرفت.
در همان آغاز جنگ دولت استعمارگر انگلیس با تمام قوا از منطقه خلیج فارس به عراق حمله کرد و در ششم نوامبر ۱۹۱۴م. ـ شانزدهم آبان ۱۲۹۳. نخست (فاو) در دهانه اروند رود و سپس شهر بصره و روستاهای پیرامون آن را اشغال کرد و بی درنگ از چند محور به سوی بغداد در مرکز و موصل و کرکوک در شمال عراق یورش برد.۷
انگلیسیان گرچه خود را یکه تاز و قدرت مند می دیدند و با توجه به غافلگیر شدن مردم بصره نیازی به توجیه کارهای خویش نمی دیدند ولی با این حال احتیاط را از کف ندادند و بر آن شدند یورش خویش را به عراق توجیه کنند و افکار عمومی را به سود خود جهت بدهند; از این روی اعلام کردند: انگیزه ما در اشغال عراق از روی خیرخواهی و انسان دوستی است. ما می خواهیم از نفوذ کشور آلمان که هم پیمان دولت عثمانی است جلو بگیریم و مردم ستم دیده عراق را از چنگ ستمگرانه ترکان و هم پیمان آنان آلمان آزاد سازیم و زمینه برقراری دموکراسی و بهره مندی از ابزار جدید رفاهی را برای مردم فراهم سازیم.۸
از همان ابتدا روشن بود که چنین سخنانی پایه و اساس درستی ندارد و این سخنان برای فریب و گمراه ساختن مردم و دور کردن آنان از صحنه مبارزه گفته می شود و هدفی جز استعمار مردمان ندارند. استعمارگران انگلیسی که از سالیان پیش از دست اندازی به عراق در سرزمینهای اسلامی بویژه در منطقه خلیج فارس دریای عمان و دریای سرخ حضور استعماری داشتند و منابع و معادن کشورهای اسلامی را تا اندازه ای شناسایی کرده بودند و به خوبی می دانستند که یکی از بزرگ ترین منابع نفتی جهان در بخش جنوبی عراق و در نزدیک نینوا قرار دارد و چشم طمع به آن داشتند.
افزون بر این دشتهای گسترده و حاصل خیز در دو سوی رودهای بزرگ دجله و فرات که از موقعیت کم نظیر در جهان برخوردار بودند و به آسانی می توانستند بزرگ ترین منبع تولید غلات و پنبه و سایر دستاوردهای کشاورزی باشند و چراگاههای پیرامون آن ملیونها دام را تغذیه کند از مدتها قبل حاکمان انگلیس را به دست اندازی به این منطقه وسوسه می کرد.۹
مهم تر از همه اینه به دو عامل دیگر نیز باید اشاره کرد: یکی موقعیت ویژه جغرافیایی و طبیعی عراق بود که حضور در آن ج دسترسی به دیگر کشورهای اسلامی را برای استعمار آسان می ساخت و دیگر سیطره بر حوزه های بزرگ نجف و کربلا بود. آنان به درستی دریافته بودند که بیش تر و بلکه همه جنبشهای اصلاحی دنیای اسلام از حوزه نجف هدایت می شوند و مرکز مهم تصمیم گیری و رهبری انقلابها نجف است.
خشونت حاکمان ترک
کشور عراق در آن زمان بخشی از امپراطوری بزرگ عثمانی به شمار می آمد و حاکمان آن از سوی امپراطوری گمارده می شدند. بیش تر کارگزاران امپراطوری افرادی خشن سخت گیر و فاسد بودند و در شهرهای مختلف عراق بازور اموال مردم را می گرفتند و مالیاتهای سنگینی وضع می کردند و در گرفتن مالیات بر مردم بسیار سخت می گرفتند تا آن جا که مردم ترجیح می دادند اصل اموال خودرا بدهند و از شرّ مالیاتها راحت شوند.۱۰
افزون بر این با رفتارهای جاهلانه و حرکتهای توهین آمیز مسلمانان عراق بویژه شیعیان را تحقیر می کردند. نوشته اند:
(قائم مقام حکومت عثمانی در نجف بهجت بیک بود. وی فردی پست بی سیاست و بدون تدبیر بود و به مذهب هیج اعتقادی نداشت. انواع فشارها را بر مردم نجف وارد می ساخت. با وضع مالیاتهای سنگین اموال مردم را ضبط می کرد و مردان شهر ر بدون این که مرتکب گناهی شده باشند مورد تعقیب قرار می داد….)۱۱
دیگر شهرهای عراق نیز کم وبیش وضعی همانند نجف داشتند و در آتش ستم حاکمان ترک می سوختند. متأسفانه همه این حرکتهای وحشیانه و زشت به نام اسلام و دین انجام می گرفت و هرگونه انتقاد از رفتار حاکمان اعتراض به کارهای ناشایست و ستمهای آنان به عنوان مخالفت با خلیفه عثمانی تلقی می شد و پیامدهای ناگواری را ممکن بود به بار آورد. در این میان طبیعی بود که شیعیان بیش از دیگر مسلمانان زیر فشار و در معرض تهمت باشند. در اساس از نظر حاکمان ترک بدرفتاری و زجر و شکنجه شیعیان عبادت و کار دینی به شمار می آمد; از این روی به بهانه های گوناگون شیعیان را می گرفتند و به زندان می افکندند و یا به مناطق دور دست تبعید می کردند و سرانجام بسیاری از آنان را می کشتند:
(وذکر فی تاریخ السلطان سلیم العثمانی انه کان لایهتم بشیئ اکثر من اهتمامه باستئصال الشیعه وإبادتهم وانّه قتل بین سامراء و بغداد فی العراق فی یوم واحد خمسه وعشرین ألف رجل من غیر ذنب سوی أنّهم شیعه.)۱۲
در تاریخ سلطان سلیم عثمانی آمده است: وی به هیچ چیزی بیش تر از درماندگی و نابودی شیعیان اهتمام نداشت. او در بین شهرهای سامراء و بغداد در کشور عراق تنها در یک روز ۲۵ هزار نفر از شیعیان را به جرم این که شیعه اند کشت.
دیگر فرمانروایان عثمانی و کارگزاران آنان در عراق لبنان حجاز اردن و… دست کمی از سلطان سلیم نداشتند و زجر و شکنجه و آزار شیعیان برای آنان امری عادی به شمار می آمد.
خشونت و بدرفتاری ترکان عثمانی با شیعیان سبب شده بود که نیروهای اشغالگر بپندارند که حوزه های علمیه و علمای بزرگ شیعه از یورش آنان به عراق استقبال خواهند کرد و یا دست کم در برابر این حرکت ساکت خواهند ماند.
آنان با اطلاعاتی که از فاسد بودن کارگزاران امپراطوری عثمانی و ستم پیشگی آنان داشتند بر این گمان بودند که روحانیت و حوزه های علمیه از ورود آنان به عراق استقبال خواهند کرد و آن را حرکتی در جهت برداشتن فرمانروایان زورگو هتاک و خشن ترک خواهند دانست.
برگزیدن دهانه اروند رود و ناحیه جنوب عراق که شیعیه نشین است به عنوان نقطه آغاز عملیات در همین راستا صورت گرفته است. بیانیه های فرماندهان نیروهای انگلیسی که در همان روزهای نخست ورود به عراق در همه جا پخش شده نیز سخن ما را تأیید می کنند. در این بیانیه ها به فساد و ناشایستگی حکمرانان ترک اشاره شده و بر این نکته تأکید شده که ورود قوای انگلیس به سرزمین عراق تنها برای آزادسازی مردم از چنگ رژیم خون ریز و ددمنش ترک است. البته نیروهای استعمارگر خیلی زود به نادرستی پندار خویش پی بردند. آنان در همان منطقه جنوب و در همان روزهای نخست گروههای مسلحی را دیدند که با پیشتازی روحانیت و براساس فتوای مراجع نجف با همه توان به رویارویی با آنان برخاسته اند و این برای آنان غیرقابل پیش بینی بود. حاکمان انگلیسی از این نکته غفلت کرده بودند که در دیدگاه روحانیت شیعه و حوزه نجف گرچه کارگزاران ترک بسیار فاسد بودند و از اسلام به عنوان اهرمی برای پیشبرد هدفهای استکباری خویش سود می جستند با این حال مسلمان بودند و مخالفت و مبارزه با آنان در مقایسه با تهاجم نیروهای انگلیس امری داخلی به شمار می آمد.
در نظر مراجع تقلید شیعه آن گاه که کافران به سرزمین اسلامی یورش برند بر همگان واجب است که به رویارویی برخیزند و از سرزمین اسلامی دفاع کنند.
فتوای جهاد
خبر اشغال بخشهایی از جنوب عراق به وسیله نیروهای انگلیس در عراق از جمله شهرهای نجف و کربلا نشر یافت و موجی از ناراحتی و نگرانی در مردم ایجاد کرد. شیعیان بصره و مردم مناطق جنوبی عراق به حوزه نجف روی آوردند و با فرستادن نامه هایی به وسیله واعظان بصره از مراجع تقلید و بزرگان حوزه نجف کسب تکلیف کردند. حوزه نجف بی درنگ واکنش نشان داد بسیاری از عالمان حکم جهاد صادر کردند۱۳ و با فرستادن نامه هایی برای عشایر پیرامون بصره آنان را به ایستادگی در برابر دشمن تجاوزگر و دفاع از سرزمین اسلامی فراخواندند.
همزمان با حرکت عالمان شیعه شیخ الاسلام امپراطوری عثمانی نیز اعلام جهاد کرد۱۴ و حاکمان ترک که حمله انگلیس را تجاوز به قلمرو خویش و دست اندازی به حوزه امپراطوری می دانستند به بسیج مردم پرداختند ولی روشن بود که عامل اصلی در واداشتن مردم بویژه عشایر جنوب به ایستادگی در برابر نیروهای متجاوز فتوای مراجع تقلید شیعه بود و تلاش امپراطوری و فتوای شیخ الاسلام تأثیر چندانی در خیزش مردمی نداشت و سپاه دولت عثمانی که در شهر بصره و منطقه جنوب بودند نیز مقاومت چندانی نکرد و به زودی از هم پاشید و منطقه را ترک گفت.۱۵
تنها شیعیان و علمای بزرگ در برابر پیشروی ارتش انگلیس ایستادگی و پایمردی کردند. و اگر ایستادگی و دلیری مردم نبود در همان روزهای اول نیروهای انگلیس مناطق مرکزی و شمالی عراق را هم اشغال کرده بودند. با این همه در میان مردم افرادی بودند که با ورود نیروهای انگلیس به خاک عراق مخالفتی نداشتند و در پاره ای موارد از آنان پشتیبانی نیز می کردند. در نظر آنان ورود نیروهای انگلیس راهی بود برای رهایی عراق از سلطه عثمانی که به شدت از آن متنفر بودند. البته افراد خود فروخته و فریب خورده ای هم بودند که با تهدید و تطمیع انگلیس جانب او را گرفته بودند.
پیدا بود که وجود چنین افرادی به یگانگی و پیوستگی و برادری مسلمانان ضربه می زد بویژه آن که دستگاه تبلیغاتی انگلیس نیز روی آن مانور می داد و با آب و تاب نقل می کرد. انتشار این اخبار در حوزه نجف بازتاب تندی را در پی داشت. علمای بزرگ با صدور فتواهایی ضمن تأکید بر لزوم مبارزه و جهاد با نیروهای یورش گر هرگونه کمک به نیروهای انگلیسی را در حکم مبارزه و جنگ با اسلام اعلام کردند.
متنِ حکم آیت الله سید مصطفی کاشانی در پاسخ به پرسشی در این باره چنین است:
(بسم الله الرحمن الرحیم. چنین کسی که به یکی از طرق مرقومه به کفار حربی مثل روس و انگلیس و ایطالی و فرانسه اعانت نماید از جمله محاربین با خدا و پیغمبر صلی الله علیه وآله محسوب و ساعی در محو دین خدا و خاموش کردن نور حق خواهد بود و گناه بسیار بزرگی است. قال الله تعالی: (انّ الذین یحادّون اللّه ورسوله اولئک فی الأذلین)۱۶ بلکه دور نیست تقویت و مساعدت دول کافره محاربه به قلم و زبان اشد باشد از اعانت آنان به سیف و سنان. و واجب است بر هر مسلمانی که این طور اشخاص را از این اعمال شنیعه ردع و منع نمایند و اگر مرتدع نشود واجب است از ایشان تنفّر و تبرّی کنند هر چند پدر یا پسر یا برادر یا خویشاوندان او باشد. چنانکه خداوند حمید در قرآن مجید می فرماید: (لاتجد قوماً یومنون بالله والیوم الآخر یُودّاون من حادّ الله ورسوله ولو کانوا آبائهم اَوْ ابنائهم اَوْ اخوانهم اَوْ عشیرتهم)۱۷ اعاذنا اللّه وجمیع المسلمین من امثال هؤلاء الفجره المفسدین.)۱۸
صدور این فتوا و فتواهایی همانند آن از سوی دیگر مراجع بزرگ حوزه نجف بسیار کارساز افتاد به گونه ای که دیگر هیچ کس را یارا و جرأت آن نبود که دَم همراهی و همدلی با انگلیس بزند جز شمار اندکی که پنهانی به نیروهای اشغالگر یاری می رساندند و آنان نیز شناسایی و رسوا شدند.
مراجع بزرگ در میدان نبرد
علمای بزرگ شیعه روی هر راهی که ممکن بود از آن راه به دشمن ضربه زد و او را از پای درآورد برنامه ریزی کردند: برانگیختن مردم اعلام این که مردم می توانند زکات مال خود را در مبارزه با اشغال گران هزینه کنند۱۹ و شرکت خود مراجع و علمای بزرگ درجبهه۲۰ و….
خبر حرکت عالمان نجف برای جهاد به سرعت در میان مسلمانان منطقه پخش شد و در پی آن گروههای بسیاری از مردم بویژه قبایل و عشایر ساکن در پیرامون دجله و فرات که بسیار شجاع و نیرومند بودند به میدانهای نبرد با انگلیس رفتند.
سازماندهی نیروهای مجاهد
حرکت داوطلبانه مردم به سوی میدانهای نبرد ایجاب می کرد که تشکیلاتی آنان را سازماندهی و گروه بندی بکند; از این روی آیات عظام: شریعت اصفهانی سید مهدی حیدری سید مصطفی کاشانی شیخ عبدالکریم جزایری شیخ جعفرراضی سید محمد سعید حبوبی و بسیاری از بزرگان حوزه های نجف و کربلا و کاظمین گردهم آمدند و هماهنگیهای لازم را در امر سازماندهی مجاهدان و مواضع استقرار آنها به عمل آوردند. در همین جلسه تصمیم گرفته شد از سه محور نیروهای تجاوزگر را مورد حمله قرار دهند و در هر یک از محورها شماری از علما باشند تا فرماندهی و هدایت مستقیم نیروها را بر عهده گیرند. این محورها عبارت بودند از:
۱ . جبهه شعبیه: بخشی از نیروهای داوطلب که شمار آنان را نزدیک به نود هزار نفر یاد کرده اند۲۱ درجبهه شعبیه در نزدیکی بصره استقرار یافتند. فرماندهی این گروه را سید محمد سعید حبوبی بر عهده گرفت و در کنار وی شماری دیگر از علم از جمله سید محسن حکیم که سپسها از مراجع تقلید شیعه شد و حیدری و میرزا محمد فرزند آخوند خراسانی نیز حضور داشتند.
در این جبهه مرحوم حبوبی تلاش فراوان کرد تا نیروهای اشغالگر را سرکوب کند و از پیشروی آنان جلو بگیرد ولی عقب نشینی سربازان ترک که درخط مقدم بودند بدون هماهنگی و اطلاع مجاهدان سبب شد که نیروهای انگلیسی آنان را غافلگیر کند و به مجاهدان یورش برد. در اثر این یورش شمار بسیاری از مسلمانان به شهادت رسیدند و انسجام رزمندگان از هم پاشید. مرحوم حبوبی که بسیار ناراحت بوده به منطقه ناصریه بر می گردد تا دوباره نیروها را سازماندهی کند ولی در اثر ناراحتی و فشار روحی شدید در همان ج چشم از جهان فرو می بندد. مرحوم حبوبی به قدری به جهاد با اشغالگران انگلیسی اهمیت می داد که املاک و دارایی شخصی خویش را فروخت و خانه مسکونی خود را به رهن گذارد و وجه به دست آمده از این راه را برای جهاد در اختیار رزمندگان قرار داد۲۲.
۲ . جبهه القرنه: منطقه (القرنه) در محل برخورد دو رودخانه مهم دجله و فرات و بسیار حساس و با اهمیت بود. اگرنیروهای انگلیسی بدان دست می یافتند شرایط دفاع بسیار سخت می شد و به آسانی می توانستند از آن جا مناطق مرکزی را مورد حمله قرار دهند; از این روی گروهی از رزمندگان با هدایت و فرماندهی شماری از علم از جمله حضرات آیات: شیخ مهدی خالصی شیخ محمد حسین کاشف الغطاء سید محمد حسین شاه عبدالعظیمی و شریعت اصفهانی به منطقه حساس و استراتژیک (القرنه) اعزام شدند و توانستند سد محکمی در برابر اشغالگران ایجاد کنند.
۳ . جبهه اهواز و بصره: گروهی دیگر از مجاهدان به منطقه بصره و اهواز اعزام شدند. هدایت و رهبری این نیروها را نیز شماری از علم از جمله حضرات آیات: سید علی تبریزی و میرزا مهدی خراسانی بر عهده داشتند خوزستان در آن زمان تحت حاکمیت مطلق شیخ خزعل بود. علمای شیعه از وی خواستند که نیرو و توان خویش را در راه جهاد علیه انگلیس به کار گیرد و مجاهدان مسلمان را در هور و پیرامون آن یاری دهد. در نامه ای که با امضای حضرات آیات: شریعت اصفهانی سید مصطفی کاشانی میرزا مهدی خراسانی و سید علی تبریزی برای وی فرستاده شد آمده است:
(به اسم دین بر تو واجب است که هم صدا با سایر مسلمین برای مقابله با کفار و دفاع از بصره با مال و جان و هر آنچه در اختیار توست در قیام و نهضت شرکت کرده و این حکم و دستور دینی است و اختلافی بین ایران و عثمانی وجود ندارد. با بذل مال و جان جهاد کنید. خداوند به حول و قوه خود شما را نصرت می دهد. این حکم را به جمیع مسلمین ابلاغ کنید و ما را سریعاً از اقدامات خود مطلع گردانید.)۲۳
از این نامه که به عنوان (حکم) مراجع تقلید برای شیخ خزعل ارسال شده چند نکته مهم استفاده می شود:
۱ . از حمله انگلیسیان به عراق به عنوان (هجوم کفر به دارالایمان) یاد شده و ایستادگی در برابر آنان و دفاع با جان و مال وظیفه دینی و واجب شمرده شده است.
۲ . از شیخ خزعل خواسته شده است که فتوای علما را به اطلاع مسلمانان خوزستان و عشایر و قبایل پیرامون هور برساند.
۳ . از آن جا که احتمال می رفته در آن منطقه بر اثر تبلیغات اشغالگران انگلیسی به اختلاف بین شیعه و سنی دامن زده شود و تجاوزگران انگلیسی خود را در نظر مردم پشتیبانان شیعه برای رهایی از ستم ترکان عثمانی معرفی کنند در این نامه به روشنی آمده که این یک حکم و دستور دینی است و بر همه مسلمانان چه شیعه و چه سنی واجب است و از این جهت هیچ اختلافی بین ایران و عثمانی و شیعه و سنی وجود ندارد.
شیخ خزعل عامل انگلیس
شیخ خزعل پسر حاج جابر رئیس قبیله بنی کعب در سال ۱۳۱۵ هجری قمری به اشاره انگلیس برادرش شیخ مزعل ر که جانشین پدر بود می کشد و خود رئیس طایفه و حاکم خوزستان می شود; از این روی حاضر نبود با انگلیسان به مخالفت برخیزد. وی وقتی نامه علمای نجف را دریافت می کند بهانه می آورد که مقلد آیت اللّه عبدالکریم جزائری است و امضای وی در این نامه نیست.
علم برای این که این بهانه را نیز از دست وی بگیرند از مرحوم جزائری خواستند که نظر خویش را اعلام کند. مرحوم جزائری نامه ای برای شیخ خزعل فرستاد و ضمن تأکید بر واجب بودن جهاد از وی خواست که در جهاد علیه انگلیس شرکت بجوید و قبایل و عشایر تحت امر خود را به رویارویی با اشغالگران فراخواند. ولی وی به فتوای مرحوم جزائری نیز توجهی نکرد و اعلام کرد: با انگلیسیه پیش از این پیمان بسته و نمی تواند پیمان خویش را با آنان بگسلد و خلاف آن عمل کند.
برای شیخ خزعل حفظ موقعیت و مقام خود بر هر چیز مقدم بود و این در صورتی تأمین بود که پشتیبانی انگلیس را پشت سر خود داشته باشد; از این روی به هیچ روی حاضر نبود کاری کند که انگلیس را خوش نیاید.
قیام علیه شیخ خزعل
مخالفت آشکار شیخ خزعل با فتوای مراجع نجف و روی بر تافتن از دستور علمای بزرگ سبب روی گردانی مردم از وی شد. عشایر بنی کعب از گستاخی خزعل رئیس قبیله در برابر فتوای مجتهدان نجف بسیار ناراحت شدند و علیه او دست به شورش زدند و به گونه آشکار وی را متهم به همکاری و همراهی با (کفّار) کردند. کم کم دیگر قبیله ها و عشایر منطقه نیز به مخالفان شیخ خزعل پیوستند و تنفر و انزجار خویش را از رفتار وی اعلام داشتند.
باری سرپیچی خزعل از فتوای مراجع تقلید برای وی بسیار گران تمام شد و دردسرهای فراوانی را برای وی پدید آورد. از پاره ای گزارشها بر می آید مخالفت قبایل و عشایر مسلمان خوزستانی با شیخ خزعل سالها ادامه یافت در حقیقت عامل اصلی فروپاشی حکومت وی در زمان رضاخان همین شورشها و مخالفتهای عشایر با او بود. گرچه رضاخان در بوق و کُرنا دمید که این من بودم فتنه شیخ خزعل را فرونشاندم و….
از ملاقاتی که ویلسون حاکم انگلیسی عراق با میرزای شیرازی داشته استفاده می شود که در آن زمان (سال ۱۳۳۸.هـ.ق.) حدود چهار سال پس از سرپیچی شیخ خزعل از فتوای مراجع نجف شورشها و مخالفتهای عشایر خوزستان علیه وی همچنان ادامه داشته است.۲۴ در این ملاقات ویلسون از میرزایی شیرازی می خواهد که با فتوای خویش آنان را از مخالفت با شیخ خزعل باز دارد ولی مرحوم میرز تقاضای وی را رد می کند و در پاسخ می گوید:
(مخالفت مردم با حاکم خوزستان از مسائل داخلی ایران است و ربطی به مذاکره ما که در مورد اشغال عراق توسط نیروهای انگلیسی است ندارد.)
واکنش آیت اللّه سید محمد کاظم یزدی در برابر استعمار
در روزگاری که نیروهای استعمارگر انگلیسی به سرزمین اسلامی عراق وارد شده بودند مرجع تقلید بزرگ شیعه سید محمد کاظم طباطبائی یزدی بود. گرچه عالمان بزرگ و مراجع تقلید دیگری نیز در حوزه های نجف و کربلا بودند که در جهاد علیه انگلیس شرکت داشتند و ما از آنان در بخشهای پیشین یاد کردیم ولی در این میان مرحوم سید از دیگران معروف تر بود و مقلدان بیش تری داشت و طبیعی بود که فتوای وی بیش از دیگران می توانست کارساز باشد.
انگلیسیها که از مدتها پیش در مورد حوزه بزرگ نجف و نقش برجسته و مهم عالمان دین و مراجع تقلید آگاه بودند می پنداشتند چون در انقلاب مشروطه ایران سید محمد کاظم طباطبائی یزدی دخالت نکرده بود و خود را از صحنه ها و عرصه های سیاسی کنار کشیده بود اکنون نیز واکنشی نشان نخواهد داد و در برابر ورود آنان به خاک عراق ساکت خواهد ماند.
ولی برخلاف پندار استعمارگران مرحوم سید این بار واکنش سختی نشان داد و حمله انگلیسیها به عراق را هجوم کفر به سرزمین اسلام دانست و دفاع و ایستادگی در برابر آنان را امری واجب شمرد و فتواهای بسیاری در واجب بودن جهاد علیه متجاوزان صادر کرد. از جمله آنه فتوایی است که وی برای نماینده خود در کوفه مرحوم سید علی قزوینی که نظر وی را در این باب خواسته بود فرستاده است:
(فتوای ما مبنی بر دفاع در مقابل هجوم کفار به بلاد مسلمین در همه جا پخش شده است. از آن جا که دشمن نزدیک شده و کار سخت بالا گرفته و مشکلات زیادی پدید آورده است بر هر کس لازم است که در عقب راندن قوای دشمن وسعی درحفظ حدود و ثغور اسلام باهمه امکاناتی که دارد غفلت نورزد. اگر اهل جنگ نباشد و یا عذری داشته باشد وظیفه دارد که عشایر را با نصیحت و موعظه تشویق به جهاد کند; از این روی بر شما هم واجب است که آنچه را گفتیم به دیگران برسانید; زیرا حفظ اسلام بر هر فردی به هر صورت که امکان دارد واجب است. النصر من اللّه تعالی انشاء اللّه تعالی. محمد کاظم طباطبائی.)۲۵
شهادت فرزند آیه اللّه یزدی
پیش از این یادآورد شدیم که بسیاری ازعالمان شیعه افزون بر فتوای جهاد خود نیز به میدانهای نبرد شتافتند و در محورهای گوناگون فرماندهی و هدایت نیروها را بر عهده گرفتند. سید یزدی به علت پیری نمی توانست در جبهه حضور یابد فرزند خود آقا سید محمد را که از استادان و فاضلان رده اوّل حوزه نجف به شمار می آمد روانه جبهه کرد. آقا سید محمد در کنار دیگر عالمان حوزه ماهها علیه نیروهای تجاوزگر جنگید و سرانجام در یکی از جبهه ها به شهادت رسید.۲۶
بر اساس گزارش سید اسماعیل دشتی که در خدمت آقا سید محمد فرزند سید یزدی در جبهه بصره و اهواز حضور داشته است در هنگام حرکت مبارزان به سوی دهانه فاو برای جلوگیری از پیشروی انگلیسها به داخل عراق شیخ خزعل حاکم خوزستان کاروان رزمندگان را از حرکت بازداشت و اعلام کرد: هیچ کس حق ندارد از خوزستان و مناطقی که در تصرف وی قرار دارد به نیروهای انگلیس یورش برد. افزون بر این بر سر راه مجاهدان که شماری از عالمان از جمله: آقا سید محمد فرزند سید یزدی در میان آنان بود بازدارنده هایی به وجود آورد و شماری از نیروهای خود را در آن جا گمارد که از ورود آنان جلو بگیرند.
مجاهدان که خود را با این مشکل رو به رو دیدند پیش از آن که دست به کاری بزنند جریان را به اطلاع سید محمد کاظم یزدی رساندند و از وی کسب تکلیف کردند. مرحوم سید فتوا داد:
(سد را بشکنید و موانع ایجاد شده بر سر راه را کنار زنید.)
بدین ترتیب مانع بر طرف گردید و با یورش رزمندگان نیروهای خزعل از هم پاشیدند.۲۷
آغاز دوره جدید در مبارزه با انگلیس
فتواهای پی درپی مراجع تقلید نجف علیه انگلیس و حضور جدی روحانیان در عرصه های پیکار کار را بر نیروهای تجاوزگر مشکل کرد. حمله های نیروهای اسلام در محورهای گوناگون علیه اشغالگران ضربه های سختی را بر آنان وارد ساخت و افراد زیادی از قوای انگلیس به اسارت نیروهای اسلام در آمدند. ماهها این وضع ادامه داشت و نیروهای انگلیس هیچ توفیقی به دست نیاوردند.
جنگ جهانی اول با پیروزی متفقین بر متحدین۲۸ در سال ۱۹۱۸م.برابر ۱۲۹۷هـ.ش. پایان یافت و انگلیس توانست بخش زیادی از نیروهای خود را که درجاهای دیگر درگیر جنگ با آلمان و متحدان آن بودند به جبهه عراق بیاورد و ساز و برگ بیش تر و سلاحهای مدرن تری را علیه مجاهدان به کارگیرد. از سوی دیگر شکت متحدین سبب شد که دولت عثمانی به کلی توان خود را از دست بدهد و ارتش آن از هم بپاشد. در چنین شرایطی استعمار انگلیس حمله ها و یورشهای خود را علیه عراق شدت بخشید و از زمین و هوا و دریا به نیروهای اسلام حمله ور شد. سپاه اسلام پس از آن که شمار بسیاری شهید و مجروح داد و گروهی از افرادش به اسارت دشمن درآمدند ناگزیر عقب نشینی کرد و در بسیاری از جبهه ه سپاه مجاهدان از هم گسست و نیروهای انگلیس با پیش روی در خاک عراق بسیاری از شهرها و مناطق آن را اشغال کردند و ویلسون را به فرمانروایی بر عراق گماردند.
اقدامات فریبکارانه انگلیس
دیری نپایید که انگلیس سراسر خاک عراق را در چنگ خود گرفت و نیروهای عثمانی را که در گوشه و کنار کشور هنوز باقی بودند در هم کوبید و نیروی مجاهدان را با ضربه های پی درپی ناتوان ساخت. با این همه تا مدتها شهرهای نجف و کربلا را مورد تعرض قرار نداد و اعلام کرد: اینها شهرهای مقدسی هستند و ما احترام این مکانهای مقدس و حوزه های علمیه را نگه می داریم. افزون بر این ویلسون در یک حرکت نمایشی و فریبکارانه فرمانداران مسلمانی برای نجف و کربلا گمارد و دستور داد: سربازان هندی و انگلیسی وارد این دو شهر نشوند; زیرا احترام این دو شهر مقدس ایجاب می کند که کافران به آنها وارد نشوند! مقر فرماندهی انگلیس را نیز در فاصله چند کیلومتری در بیرون نجف قرار داد.۲۹ از این گذشته دستور داد: مسجد سهله مسجد کوفه و هر جایی از بقاع متبرکه و مدارس دینی نیاز به تعمیر دارد بی درنگ تعمیر شوند و روشنایی و نظافت آنها تامین گردد. به این منظور همه ماهه هزینه های جاری این مکانها و حقوق خادمان آن را می پرداخت. در ماههای محرم و صفر برای تأمین قند و چای و نفت و دیگر وسائل مورد نیاز تکیه ها و مجلسهای روضه خوانی و حرکت دسته های
عزاداری و… بودجه ای را اختصاص می داد۳۰ و از همه مهم تر محصول موقوفه (اود) هندوستان را که وقف حوزه بود در اختیار شماری از عالمان ساده لوح و متحجر گذاشت تا بین طلاب تقسیم کنند.۳۱
مجموعه این کارها و حرکتها مزورانه انگلیس در ذهن شماری از علمای ساده لوح و طلاب ناآگاه تأثیر گذاشت و درگوشه و کنار نسبت به استعمار انگلیس روی خوش نشان می دادند و حتی شماری از آنان دعا هم می کردند!
مرحوم آقا نجفی قوچانی با اشاره به عوام فریبیهای استعمار انگلیس و اثری که در برخی مقدس مآبها گذاشته بود می نویسد:
(و از جمله شاهکاری که جلب قلوب خرمقدسین را نمود پشت اسلام را شکست این بود که در این اواخر محصول موقوفه که ماهی بیست و چهار هزار روپیه می شد و از هند جهت خصوص مجتهدین تقسیم می شد در نجف و کربلا آن را نصف کرده که مجتهدین به فقراء طلاب نمی دهند و من به دست خود تقسیم می کنم اداره ای باز نمود مخصوص تقسیم این دوازده هزار روپیه. آنهایی که محض چهارشاهی دنی لباس اهل علم را پوشیده بودند رفتند به وسایلی اسامی خود را در دفتر مالک دوزخ ثبت نمودند و به یک ذلت مالا کلامی در هر ماهی می رفتند این دراهم معدود را از او می گرفتند و ادعیه خالصانه خود را حضوراً و غیاباً تقدیم می داشتند….)۳۲
البته علمای بزرگ نجف و بسیاری از فاضلان و طالب علمان هرگز به انگلیس روی خوش نشان ندادند و فریب کاریهای انگلیس در آنان تأثیری نداشت ولی روشن بود که بی تفاوتی و یا حمایت شماری از بسته ذهنان و کژاندیشان و فریب خوردگان از انگلیس چقدر زمینه حضور آنان را مساعد می ساخت. وجود این افراد درحوزه نجف از یک سو از قدرت و هیمنه حرکت ضداستعماری و همه سویه علما و مراجع تقلید می کاست و از دیگر سوی آنان همچون سپر بودند که انگلیس در پناه آنان هدفهای استعماری و سیاسی خویش را دنبال می کرد.
نابسامانی در حوزه نجف
چیرگی انگلیسیها بر عراق و شرایط ناگواری که در اثر جنگ پدید آمده بود زندگی را بر حوزویان مشکل ساخته بود و بسیاری از طلاب با سختی راهی شهر و دیار خود شدند و حوزه نجف رونق پیشین خود را از دست داد. درسال ۱۳۳۸ که جنگ جهانی پایان یافته بود ناگهان حوزه نجف رو به رو شد با ورود افراد داوطلب تحصیل درحوزه و همه آنان همین که وارد حوزه می شدند عبا و عمامه و لباس کامل روحانیت هم می پوشیدند.
ورود انبوه داوطلبان تحصیل به حوزه نجف و لباس روحانیت پوشیدن اینان حدس و گمانهایی را پدید آورده بود. شماری احتمال داده اند دستهای استعمار در کار بوده و این افراد حساب شده و با نقشه های شیطانی انگلیس و برای نفوذ در روحانیت و حوزه و در پی مأموریتهای جاسوسی به حوزه گسیل شده اند. سالهای بعد جریانهایی پدید آمد که وجود افراد جاسوس را در حوزه و در میان روحانیت تقویت می کرد.۳۳
دوران مرجعیت میرزا محمد تقی شیرازی
در سال ۱۳۳۸هـ.ق. سید محمد کاظم یزدی چشم از جهان فروبست و مرجعیت شیعه به عهده مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی قرار گرفته.
موضع گیری میرزای شیرازی در برابر انگلیس در مقایسه با مرحوم سید بسیار سخت تر بود از این روی با مرجعیت وی بار دیگر حرکتهای ضدانگلیسی اوج گرفت و تلاش انقلابیون بیش تر شد. انگلیسیها که به درستی در جریان امور قرار داشتند و از نفوذ کلام میرزای شیرازی در میان روحانیان و مردم و برخوودهای تند ضدانگلیسی وی با خبر بودند بسیار تلاش ورزیدند تا به گونه ای با وی کنار بیایند و از تندی و شدت برخوردهای وی بکاهند; از این روی ویلسون فرمانده نیروهای انگلیسی معاون خویش سرهنگ هاول را مأمور ساخت تا با میرزای شیرازی تماس بگیرد و نظر وی را به دست آورد. سرهنگ هاول ابتدا پیام تسلیتی به مناسبت درگذشت سید محمد کاظم طباطبائی یزدی برای وی فرستاد و در آن پس از تعریف و تمجید بسیار از مرحوم سید اظهار امیدواری کرد که علمای حوزه و مراجع تقلید شیوه ملایم و مسالمت آمیز وی را در برخورد با انگلیس ادامه دهند.۳۴
افزون بر این خود ویلسون نیز به کربلا رفت و با میرزا دیدار کرد. در این دیدار با شیطنت و نیرنگ به میرزای شیرازی پیشنهاد کرد: فردی را برای کلیدداری و تولیت سامراء معرفی کند; زیرا کلیددار کنونی سنی است و دولت انگلیس علاقه دار این پُست در دست شیعیان باشد! میرزای شیرازی بدون درنگ در پاسخ وی گفت:
(کلیددار سامرا شخص بسیار خوبی است و من با برکناری وی موافق نیستم.)
ویلسون که قصد داشت از راه اختلاف بین شیعیان و سنیان وموافق نشان دادن خود با شیعیان دلِ میرزای شیرازی را به دست آورد در نقشه خود ناکام ماند از این روی با کشاندن مسیر سخن به مسائل ایران از قرارداد وثوق الدوله و فایده هایی که از این رهگذر بهره ایران می شد صحبت کرد و از میرزا خواست آن را تأیید کند.
میرزا پاسخ داد:
(ما درعراق هستیم و راجع به مسائل عراق صحبت می کنیم نه مسایل ایران و در وقت لازم نظر خود را در مورد قرارداد وثوق الدوله خواهم گفت.)
ویلسون حرف آخر و اصلی خود را که درحقیقت برای همان به دیدار میرزای شیرازی آمده بود مطرح ساخت. از میرزا خواست: برای جلوگیری از خونریزیهای بیش تر و گسترش دامنه جنگ از مردم بخواهد از حمله به نیروهای انگلیسی دست بردارند. ولی این بار نیز با پاسخهای تند و کوبنده میرزای شیرازی روبه رو شد و دست خالی از دیدار وی بیرون رفت.۳۵
دامن زدن به اختلافهای شیعه و سنی
انگلیس بر مبنای سیاست همیشگی خویش: تفرقه بینداز وحکومت کن تصمیم گرفت به اختلاف میان شعیان و سنیان دامن زند و از این راه یگانگی و برادری آنان را از هم بگسلد و حرکتهای ضداستعماری آنان را متوقف کند; از این روی نماینده انگلیس در عراق شخصی را به نام محمد حسین کابلی که منشی وی بود به نزد مرحوم خالصی فرستاد و پیغام داد:
(وی می خواهد شیعیان را از ظلم و ستم حاکمان ترک نجات دهد و همه کارهای حکومتی را در عراق به شیعیان بسپارد و انتقام آنان را از سنیان خشن که سالهاست حقوق شیعه را پایمال کرده اند بگیرد.)
در همان حال فرد دیگری را نیز به نزد شیخ یوسف سویدی و شیخ احمد داوود و شیخ ابراهیم الراوی از عالمان برجسته اهل سنت عراق فرستاد و آنان را از خطر چیره شدن شیعیان بر عراق و دشمنی آنان با اهل سنت و جماعت پرهیز داد.
او به علمای اهل سنت گفت:
(مدارکی در دست دارد که نشان می دهد شیعیان بر آنند امور عراق را در دست بگیرند و می خواهند حکومتی شیعی تشکیل دهند و اگر چنین چیزی رخ دهد پیامدهای وحشتناکی برای سنیان بویژه عالمان آنها در پی خواهد داشت.)
آیه اللّه خالصی که از انگیزه شیطانی انگلیسیها از این گونه تلاشها آگاه بود بی درنگ اطلاعیه ای صادر کرد و اعلام داشت:
(انگلیسیان برای رهایی خود و نیز پوشش گذاشتن بر اعمال ضدبشری خود می خواهند بین شیعه و سنی اختلاف بیندازند. شیعیان و علمای شیعه در حوزه های علمیه نجف و کربلا هیچ هدفی جز مبارزه با اشغالگران و استعمارگران انگلیسی و بیرون راندن آنان از کشور ندارد و حاکم مسلمان را هر چند سنی هم باشد می پذیرند.)
با انتشار این اطلاعیه نقشه تفرقه انگیز انگلیس نقش بر آب شد. و حربه اختلاف نیز کارگر نیفتاد.۳۶
اوج انقلاب اسلامی عراق
دوران مرجعیت میرزا محمدتقی شیرازی را با توجه به برخوردهای تند وی با استعمار انگلیس باید اوج حرکتهای ضداستعماری عراق به شمار آورد. او توانست دیدگاههای علمای اسلام و حوزه های علمیه نجف و کربلا را که در اثر فریبکاری و تبلیغات و کارها و حرکتهای مزورانه انگلیس تا اندازه ای از هم گسسته و پراکنده شده بود دوباره هماهنگ سازد و حیله ها و دسیسه های انگلیس را برای حوزویان و مردم آشکار سازد. افزون بر این میرزای شیرازی اختلافهایی را که در اثر توطئه های انگلیس بین شیعه و سنی به وجود آمده بود و در سالهای اخیر به آن دامن زده می شد به زودی از بین برد و در برابر نیروهای اشغالگر صف واحدی از مسلمانان به وجود آورد.
در همین راست وی گروهی از بزرگان حوزه نجف را که در میان آنان شخصیتهای علمی و فکری کم مانندی همچون: میرزا محمد حسین نائینی میرزا احمد خراسانی فرزند مرحوم آخوند خراسانی شریعت اصفهانی و … به چشم می خوردند به همکاری و مشاوره فراخواند و در تصمیم گیریها و موضع گیریها علیه نیروهای انگلیس و نیز صدور بیانیه ها و فتواها از دیدگاههای آنان سود می جست.۳۷
نیروهای انگلیس که به شدت تحت فشار بودند و برخوردهای تند میرزای شیرازی شرایط را بر آنان سخت تر کرده بود دست به تبلیغات گسترده ای زدند و حرفهای گذشته خویش را بار دیگر پراکندند که: انگلیس قصد بدی نسبت به عراق ندارد و ما برای فتح عراق نیامده ایم ما می خواهیم مردم ستم کشیده عراق را از سلطه ستمگرانه ترکان آزاد سازیم. ما می خواهیم حرم امامان شیعه را از متولیان سنی بگیریم و در اختیار شیعیان قرار دهیم و ….۳۸
افزون بر این دولت انگلیس نیز در بیانیه مشترکی که با فرانسه همتای استعمارگر خویش منتشر ساخت تأکید ورزید: به هیچ روی قصد استعمار عراق را ندارد و مردم عراق از این جهت آرامش خاطر داشته باشند.۳۹
هدفها و برنامه های استعمارگرانه انگلیس به قدری آشکار بود که این گونه تبلیغات و ترفندها اثر چندانی در سست کردن مردم نداشت و روز به روز بر دشواریهای حضور نیروهای انگلیس در خاک عراق افزوده می شد.
در پی ناکامی ویلسون در پیوند با مراجع تقلید نجف بویژه میرزای شیرازی انگلیس سرپرسی کاکس سیاست مدار کهنه کار و با تجربه خود را که با منطقه آشنا بود و مدتها به عنوان وزیر مختار انگلیس در ایران به سر برده بود به عنوان فرماندار جدیدعراق بر گمارد و برای حفظ ظاهر و مردم فریبی بر آن شد برای وی از مردم رأی بگیرد.۴۰
گماردن فردی بیگانه و غیرمسلمان در رأس امور کشور اسلامی و اعلام رأی گیری از مردم برای وی بار دیگر موجی از مخالفت در میان مردم و حوزه های علمیه به راه انداخت. حوزه نجف برای جهاد مهیا شد و مراجع شیعه بر ادامه جهاد علیه اشغالگران پای فشردند.۴۱
میرزای شیرازی انتخابات را تحریم کرد و اعلام داشت:
(لیس لأحد من المسلمین ان ینتخب ویختار غیر المسلم للأماره والسلطنه علی المسلمین.)۴۲
هیچ مسلمانی حق ندارد غیرمسلمان را برای حکومت بر مسلمان برگزیند.
انتشار این فتوا که به امضای هفده نفر دیگر نیز از بزرگان حوزه و مراجع تقلید رسیده بود در میان مردم بازتاب گسترده ای یافت و در قیام قبایل و عشایر عراق اثر ژرفی گذاشت.
افزایش تلاشهای سیاسی
همزمان با تحریم انتخابات فرمایشی انگلیس و دعوت مردم به جهاد میرزای شیرازی تلاشهای سیاسی خویش را افزایش داد. او نامه ای برای وزیر مختار آمریکا در ایران فرستاد و در آن حرکتهای ضدبشری انگلیسی و ستم آنان را به مردم عراق بر شمرد و از وی خواست: دولت انگلیس را برای خارج ساختن نیروهای خود ازعراق و پایان دادن به اشغال آن کشور زیر فشار قرار دهد. نامه دیگری به وثوق الدوله نخست وزیر وقت ایران نوشت و از وی خواست: علما و مردم ایران را در جریان اوضاع عراق قرار دهد و برای طرح و بازتاب ستمهای انگلیس در مجامع جهانی همراهی و کمکهای لازم را انجام دهد.
همچنین وی با شریعت اصفهانی برای تئودور ویلسون رئیس جمهور وقت آمریک نامه ای فرستادند و اوضاع اسف انگیز عراق و تجاوزگریهای انگلیس را بیان کردند.۴۳ میرزای شیرازی با فرستادن چنین نامه هایی بر آن بود از نظر سیاسی جایگاه انگلیس را در مجامع جهانی سست کند و مانع از آن گردد که کشورهای دیگر حاکمیت انگلیس بر عراق را بپذیرند. از نقطه نظر سیاسی این حرکت سیاسی بسیار هوشیارانه و مهم بود هرچند خود میرزای شیرازی نیز به درستی می دانست اثر چندانی در بیرون راندن انگلیس از عراق نمی توانست داشته باشد; زیرا امریکا خود از انگلیس بدتر بود و ایران نیز نمی توانست علیه انگلیس کاری انجام دهد.
تلاشهای سرّی
آماده سازی مردم برای جهاد ایجاب می کرد که یک سری تلاشهای تبلیغی و نشستهای مشورتی صورت گیرد ولی با توجه به این که نیروهای انگلیسی در همه جا حاضربودند و به طور کامل تلاشهای مجاهدان را زیر نظر داشتند ناگزیر باید به گونه پنهانی وسرّی تبلیغ می شد و یا جزوه و اطلاعیه ای چاپ و پخش می گردید.۴۴
از باب نمونه آقای کاشانی وقتی دید به گونه آشکار نمی شود کاری کرد دست به انتشار بیانیه ای زد که در آن هدفهای استعمارگرانه انگلیس و مسؤولیت مسلمانان شرح شده بود. این بیانیه که به گونه مرتب مدتها انتشار می یافت و در سراسر بغداد و کربلا و نجف و دیگر شهرهای عراق پخش می شد لحن بسیار تندی علیه انگلیس داشت. از این روی فرماندهان انگلیسی از پخش این بیانیه به شدت ناراحت بودندو تلاش بسیار کردند که اعضای جمعیت اسلامی را که این بیانیه با نام آن منتشر می شد شناسایی و دستگیر کنند. ستاد ارتش انگلیس مأموران و جاسوسان زبده خود را مأمور شناسایی این جمعیت کرد ولی با همه تلاشی که آنان کردند هیچ توفیقی در جهت شناسائی اعضای جمعیت به دست نیامد.
واقعیت این بود که چنین جمعیتی وجود نداشت و آقای کاشانی به تنهایی این بیانیه را صادر می کرد و به این وسیله پیام حوزه وعالمان بزرگ نجف را به مردم می رساند. به اعتقاد صاحب نظران این بیانیه آثار بسیار مهم و ارزنده ای در روشنگری و افشای چهره دشمن و آماده ساختن مردم برای جهاد علیه انگلیس داشته است.۴۶
نمونه دیگر این گونه تلاشهای سرّی جلسه هایی بود که زیر نظر میرزای شیرازی درنجف و کربلا تشکیل می گردید دراین جلسه ه افزون بر روحانیان بلند پایه و معروف حوزه های نجف و کربل گروهی از سران عشایر و قبایل عراق نیزشرکت می جستند و در مورد عملیاتی که لازم بود علیه انگلیسیان صورت گیرد تصمیم گیری می شد و حوزه کاری هر یک از افراد شرکت کننده در جلسه روشن می شد. به موجب یکی از تصمیمهایی که در همین جلسه ها گرفته شد قرار شد نمایندگانی را به میان قبایل و عشایر و مناطق گوناگون اعزام دارند و از آنان بخواهند با شرکت در گردهماییها و تظاهرات خواستار خروج نیروهای اشغالگر انگلیس از عراق شوند و در صورتی که انگلیس استقلال عراق را نپذیرد و حقوق ملت را پس ندهد برای جهاد و مبارزه آماده باشد.۴۷
میرزای شیرازی نیز بیانیه ای خطاب به عموم مردم عراق با عنوان: (الی اخواننا العراقیین) صادر کرد و در آن نوشت:
(ان اخوانکم فی بغداد والکاظمیه والنجف وکربلاء و غیرها اتفقوا علی القیام بمظاهرات سلّمیه وقد قامت جماعات منهم بتلک المظاهرات طالبین حقوقهم المشروعه المنتجه لاستقلال العراق ان شاء اللّه بحکومهاسلامیه فعلیکم ان توفدوا مندوبیکم الی بغداد للمطالبه بهذه الحقوق وایّاکم بالأمن او التشاجر فیما بینکم واوصیکم بالمحافظه علی جمیع الملل والنحل التی فی بلادکم….)۴۸
برادران شما در بغداد و کاظمین ونجف و کربلا و دیگر شهرها بر آنند دست به تظاهرات مسالمت آمیز بزنند و شماری از آنان این تظاهرات را آغاز کرده اند. آنان خواستار حقوق مشروع خویش اند که ان شاء اللّه نتیجه آن استقلال عراق و تشکیل حکومت اسلامی است; از این روی بر شما نیز لازم است که نمایندگان خویش را به بغداد اعزام دارید تا این حقوق را بخواهند. تلاش ورزید اختلافی بین شما پدید نیاید و به امنیت مردم زیانی نرسد. سفارش می کنم: احترام همه فرقه ها و مذاهب دیگر را که در شهرهای شما هستند نگهدارید و آنان را محترم بشمارید….
در روز چهارم شوال ۱۳۳۸.هـ.ق. به دعوت میرزای شیرازی و با تبلیغ گسترده آقایان: کاشانی و خالصی اجتماع بزرگی در صحن حضرت سید الشهداء(ع) تشکیل گردید.۴۹ در این اجتماع که افزون بر عشایر و قبایل پیرامون دجله و فرات گروه زیادی از علمای حوزه های نجف و کربلا نیز حضور داشتند مرحوم خالصی سخنرانی پرشوری ایراد کرد و ضمن تأکید بر شجاعت و غیرت مندی مسلمانان عراق بویژه عشایر ساکن در دو سوی رودهای دجله و فرات از آنان خواست خود را مهیای جهاد با کافران انگلیسی کنند.
این گونه اجتماعها و گردهماییها در شهرهای نجف بغداد وکاظمین نیز برگزار شدو روحانیان در آن مجالس نیز مردم را با وظیفه های خویش آشنا ساختند و رهنمودهای لازم را برای آمادگی و فداکاریهای بیش تر دادند.
دراین مرحله از مبارزه و در شرایطی که نیروهای انگلیسی فارغ از جنگ جهانی و پیروزمندانه بر سرتاسر خاک عراق چیره بودند مبارزه مسلحانه بسیار مشکل بود بویژه آن که انگلیسیها حضور خود را در عراق براساس تصمیم جامعه ملل قانونی می دانستند و به طور مرتب تبلیغ می کردند که قصد استعمار عراق را ندارند و می خواهند سرنوشت مردم عراق را به خودشان واگذارند! طبیعی بود که میرزای شیرازی ابتدا استیفای حقوق عراقیان و بیرون رفتن قوای اشغالگر را به گونه مسالمت آمیز خواستار شود و در ضمن زمینه مبارزه مسلحانه را نیز در همین بین فراهم آورد. پس از آن که بر همه مردم روشن گردید: استعمارگران جز با توسل به زور از عراق بیرون نمی روند به مردم اجازه داد تا برای دفاع از خویش و به دست آوردن حقوق مشروع خود دست به اسلحه برند. او در یک بیانیه کوتاه اعلام کرد:
(مطالبه الحقوق واجبه علی العراقیین ویجب علیهم فی ضمن مطالباتهم رعایه السلام والأمن ویجوز لهم التوسل بالقوه الدفاعیه اذا امتنع الإنگلیز عن قبول مطالبهم….)۵۰
برعراقیها واجب است حقوق خویش را بخواهند و باید آنان در هنگام تلاشها وعملیات حق طلبانه خویش صلح و امنیت را نگهدارند. اگر دولت انگلیس از پذیرفتن خواسته های مشروع آنان سر باز زد جایز است مردم دست به اسلحه برند و به نیروی قهریه متوسل شوند.
با انتشار این فتوا در میان مردم مرحله جدیدی از مبارزه در برابر استعمار انگلیس آغاز شد و در شهرهای گوناگون عراق بویژه در نجف کربلا و بغداد مردم آماده جهاد شدند.
حوزه نجف که کانون انقلاب و مبارزه بود با فتوای میرزای شیرازی یک پارچه به حرکت درآمد و بسیاری از طلاب و علمای حوزه در حالی که شخص میرزای شیرازی نیز آنان را همراهی می کرد برای جهاداز نجف بیرون رفتند. بر اساس گفته مرحوم نجفی مرعش
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 