پاورپوینت کامل تعامل گرایی تمدّن اسلامی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل تعامل گرایی تمدّن اسلامی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تعامل گرایی تمدّن اسلامی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل تعامل گرایی تمدّن اسلامی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
۲۱۲
تمدّن اسلامی به مدت یک هزار سال همه تکاپوها و تلاشهای علمی و هنری ایرانیان
مصریان عربان هندوان مغولان و دیگر قومها و ملیّتها را در پرتو خود داشت.
همه این قومها زیر پرچم و بیرق اسلام به صورت یک نواخت و هم آوا و هم جهت به تلاشها
و تکاپوهای علمی و فرهنگی پرداختند. این امر چنانکه عامری نیشابوری اندیشه ور
اسلامی سده چهارم هجری در تفسیر آیه:(فبشّر عباد الّذین یستمعون القول و یتّبعون
احسنه)۱ یادآور شده است از روح اسلام سرچشمه می گرفت.
او می نویسد:
(خردمندان اسلامی دفترهای دانشمندان روم و ایران و هند و یونان را ترجمه کردند و در
آنها
( ۲۱۳ )
ژرف نگریستند و آنچه از آنها دشوار بود گشودند و آنها را روشن ساختند و میان مردم
پراکندند و آیینی را که در قرآن آمده است به کار بستند.)۲
گرایش و علاقه به شناخت تمدّنها و کشف و فهم فرهنگها و داد و ستد با همه دستاوردهای
پربهای قومها و ملّتها ریشه در عناصر فرهنگی دارد که در قرآن و اسلام نهفته است. هر
چند پاره ای از این عناصر تنها ویژه فرهنگ اسلامی نیستند و در ادیان و مجموعه های
دیگر فرهنگی نیز می توان آنها را یافت.
ما در این جا به شماری از این عناصر که دست مایه تعامل گرایی در اسلام شده اند و کم
تر می توان در آنها تردید کرد و با این حال چندان مورد دقت قرار نگرفته اند اشاره
می کنیم.
۱. وحدت گرایی
تمدّن اسلامی به گونه مستقیم از وحی آسمانی جوانه زد و با تغذیه پایدار و همیشگی از
آن قرنها در راستای فرهنگ سازی معنویت رو به بالندگی نهاد و از میراث تمدّنهای
بیگانه پیش از خود تا آن جا برداشت کرد که با اصول و بنیادهای آن هماهنگی داشته
باشد یکی از این بنیادها پذیرش جهان نگری توحیدی است که انسان را با همه پدیده های
مادی و غیر مادی پیوند می زند.
سازگاری یک فرد مسلمان با انسانها فرهنگها و تمدّنهای دیگر و گردن نهادن به حقوق
فطری و حقوق طبیعی همه انسانها و نیز همسویی او با طبیعت و حفظ محیط زیست و پاسداری
از سیستم حاکم بر آن همه ریشه در این نگرش دارد. چنانکه تمدّن اسلامی ضمن بها دادن
به دستاوردهای دیگر تمدّنها به مدارای فرهنگی با آنها روی آورده و در راستای حفظ
یگانگی و یکپارچگی خود کوشیده است ناسازگاریهایی را که در جریان زمان از درون و
بیرون بر آن بار شده است به توحید برساند. هرچند گاهی این حرکت قرنها به درازا
کشیده شده است. به عنوان نمونه ما وقتی که سیر دادوستد عقلانی اسلام و غرب را
مطالعه می کنیم می بینیم هرچند
( ۲۱۴ )
بسیاری از داده های حکمی غرب یا شرق با مبانی اسلامی نمی ساخته است ولی به طور شگفت
انگیزی همه ناسازگاریهای پنهان در آغاز تفکر اسلامی که از یونان گرفته شده بود
ناسازگاریهایی که در تفکر غربی سبب نابودی دنیای یکپارچه قرون وسطی شد در جهان
اسلام سرنوشتی واژگونه یافت و در سنتز بزرگ ملا صدرا و چهارصد سال پس از وی در
اندیشه های امام خمینی در آمیخته شد. دین فلسفه اشراق کلام و عرفان در یک تفکر گرد
آمد و این امر از جنبه میانجی گری تفکر اسلامی حکایت دارد.
میل به وحدت و پرهیز از قطعه قطعه شدن بهتر از هرجا در جهان شناسی اسلام نمود یافته
است.
جهان شناسی توحیدی نظر به وحدت سرزمنیها و انسانها را برای تمدّن اسلامی به ارمغان
آورد. ما با اندک درنگی در می یابیم که تمدّنهای پیشین هر کدام راههایی برای تقسیم
بشریت به اجزای کوچک تر پدید آورده اند:
یونانیها دنیا را به یونانیان و بربرها تقسیم می کردند;
ییهودیها می گفتند: انسان یا یهودی است یا غیر یهودی.
و برای اروپاییان دنیای قرون وسطی در درجه اول در بر گیرنده مسیحیت و بی دینی بود و
در درجه بعد خود مسیحیت هم در برگیرنده چند کشور سلطنتی بود.
امّا دین اسلام از دنیا و مردمانش ساختار جدای از دیگر ساختارها ارائه داد. اسلام
همه آدمیان را پدید آمده از یک ریشه می داند و بر این باور است که همه آنها از حقوق
انسانی برخوردارند. و غیر مسلمانان می توانند با پرداخت جزیه بدون هیچ نگرانی در
قلمرو اسلامی زندگی کنند. تأثیر اندیشه های جهانگرانه قرآن سبب شده است که فهم
مسلمانان پیشین حتی از منطقه های جغرافیایی نیز با فهم پیروان ادیان دیگر ناسان
باشد. نامهایی که اروپاییان روی قاره ها گذاشته بودند برای مسلمانان شناخته شده
نبود.نویسندگان مسلمان
( ۲۱۵ )
در جُستارهای مربوط به جغرافیا دنیا را به اقالیم تقسیم می کردند.این طبقه بندی
تنها جغرافیایی بود و بار سیاسی یا فرهنگی نداشت. در دنیای اسلام تقسیم سرزمینها
بسیار کم اهمیت بود و شمار در خوری از اسامی کشورهای امروزی جهان اسلام نامهای جدید
هستند و پیشینه تاریخی ندارند. پاره ای از آنها مانند سوریه فلسطین و یا لیبی از
اسامی عهد عتیق گرفته شده اند. نام پاره ای از آنها مانند: عراق نام ایالتهایی
هستند که در قرون وسطی وجود داشته است. نام پاره ای دیگر مانند پاکستان در سده اخیر
پدید آمده است. نام عربستان و ترکیه از غرب وارد شده است.
با این حال نام قومها و ملّتها مانند: عربان ایرانیان یا ترکان در متون اسلامی جای
برجسته ای دارند و عضویت در یکی از این گروهها که با زبان فرهنگ و گاه تبار تعریف
می شدند بخش مهمی از خودآگاهی یک فردمسلمان را به وجود می آوردند. چون این پدیده
مورد تأیید قرآن قرار گرفته است که بسیاری شعبه ها و قبیله ها تنها برای شناخت
انسانها از یکدیگر و بهره گیری از تجربه هایی است که هر قومی در طول تاریخ خود به
دست می آورد نه برای تفاخر بر یکدیگر. این رویکرد همه ملّتها را از قدرت اسلام
آسوده خاطر می کرد و آنها را برای حضور در هفته بازار عشق و معرفت آماده می ساخته
است.
۲. تأویل گرایی
تأویل نوعی نگاه نشانه ای انسان به عالم است و کشش آن در انسان طبیعت و تاریخ
نامحدود است. هر چه بیش تر به گذشته تاریخ بشر باز گردیم جهان خیال انگیزتر و غیر
تجربی تر است. پیشرفت وحس گرایی علم سبب شده است که بسیاری از ناشناخته های انسان
که در این چارچوب محدود نمی گنجد به بوته فراموشی سپرده شده و شگفتی انسان که مقدمه
جست وجوست در بسیاری از عرصه های جهان غیب و شهادت برانگیخته نشود. باید انسان به
درون خود سفر کند و به تأویل رموز
( ۲۱۶ )
وجود درونی پدیده ها و آفریده های بیرونی بپردازد.
تأویل از همان آغاز در اسلام به کار بسته شد و بشارتهایی از آن در قرآن وجود دارد.
با این حال رویکرد به تأویل بیش تر توسط شیعه به طور اعم اسماعیلیه به طور اخص و
نیز عرفا و اهل تصوّف گسترش یافت و همین رویکرد در نسلهای پیاپی اسلام را زنده
نگهداشت.
اگر سخن قرآن صاف و روشن و تک ساحتی بود و از رمز و راز برخوردار نبود و خودش را
سفره می کرد اهمیت خود را از دست می داد.
تأویل پذیری قرآن موجب شده است تا اسلام ضمن این که یک آیین سطحی نباشد و انسان
اسلام با اعتماد به نفس بتواند با همه پدیده ها انسانها و آیینها پیوند برقرار کند
با بهره گیری از بُعْدِ پنهان دین افسانه ها و اساطیر قدیمی را در فرهنگ های
گوناگون قابل تفسیر سازد و با اقلیتهای دینی رابطه برقرار کند و با سطحی نگری به
سراغ متنهای کهن دینی و رویدادهای حیرت آور یا سهمناک تاریخ نرود.
بخش گسترده ای از آیات قرآن از پیوند رمزآلود انسان با جهان پیرامون و تاریخ قومها
و ملّتهای از یاد رفته سخن می گوید. و مسلمانان پیشین به این رویکرد قرآن توجه تام
داشتند و با بهره گیری از زبان رمز توانستند با روح دین تاریخ و طبیعت در پیوندی
پایدار قرار گیرند. ولی مسلمانان امروزه به خاطر اثرپذیری از فرهنگ مادی حاکم بر
جهان از رسیدن به حقیقت پنهان عالم و آدم و پاسخ به سروش غیبی بازمانده اند و همین
امر فرصت طلایی پیوند با تمدّنهای معاصر و زایش حاصل از آن را از مسلمانان می گیرد
و جهان آنها را نازا وا می نهد.
۳. تساهل و تسامح فرهنگی
اسلام از همان آغاز با سنتهای اجتماعی باورها ارزشها و عقاید مردم برخورد نظارتی و
اصلاحی می کرد و از اشتباه انگاری مطلق و بی قید و شرط و دگم باورهای دیگران پرهیخت
و به هیچ روی مسلمانان را وادار به تغییر
( ۲۱۷ )
آیین پیروان ادیان آسمانی دیگر نکرد و عرفهای پذیرفته شده و اصیل ملّتها و امتها را
کنار ننهاد و از ملّتهای زیر پوشش خود نخواست تنها پیرو یک عرف باشند یا با
دستاوردهای دینی علمی و هنری ملّتهای دیگر آشنا نشوند و این همه ریشه در آسان گیر
بودن اسلام و بینش اسلامی دارد.
این آسان گیری سبب شده بود مسلمانان به مسیحیان یهودیان و زردتشتیان اجازه دهند تا
بر اساس معیارها و ترازهای دین خود عمل کنند و در قلمرو پهناور اسلام حضور یابند
حضور آنان باب داد و ستد فکری آنان را با جهان اسلام فراهم می ساخت و دانشمندان
مسیحی یهودی و زردشتی به همین دلیل در زندگی فرهنگی جهان اسلام سهمی به سزا و
خدمتهای شایان داشته اند. از باب نمونه یکی از راه هایی که فرهنگ یونانی به میان
مسلمانان عرب سریان یافت مبلغان نسطوری بودند. هیأت تبلیغی نسطوری که به وسیله
نسطور یوس راهب انتاکیه زمینه چینی شده بود ۳ عامل سریان بخشی از دستاوردهای
یونانیان به جهان اسلام بود. شهر نجران نیز که به عنوان یک مرکز دینی مسیحیت در
جزیرهالعرب قرار داشت و چندان از مکه دور نبود از کانونهای سریان معارف یونانیان به
مسلمانان گردید.
مونوفیزیتها که از فرقه های مسیحی بودند در نجران مستقر گشتند و با مسلمانان در
تماس قرار گرفتند ۴ حتی تصوّف منسوب به دیونوسیوس و هیروسئوس Hierotheus در تأسیس
فلسفه اسلامی سهیم بودند.
مسلمانان با تساهل در برخورد و رفتار با پیروان ادیان و مذاهب دیگر و با صرف بخشش
اموال فراوان به آنان در جذب و تقویت انگیزه همکاری ایشان زمینه های لازم تفاهم
فکری و فرهنگی میان اندیشه وران همه ملل و مذاهب را فراهم آوردند. از یک سو چهره
هایی مثل ابن میمون فیلسوف یهودی که در تفکر یهودی و غربی بسیار اثر گذار بود در
سرزمین اسلامی حضور یافت و از سوی دیگر دانشمندان بزرگ جهان اسلام نزد دانایان
صابئی حرّانی
( ۲۱۸ )
یهودی مسیحی و زردشتی علم آموختند. حتی هشام بن حکم که از اصحاب امام صادق(ع) است
نزد ابی شاکر زندیق علم آموخت. مستند او اجازه امام صادق(ع) بود و نیز این سخن
پیامبر که فرمود:
(حکمت گمشده مؤمن است هر کجا آن را یافت می گیرد.)۵
۴. علم گرایی و دانش اندوزی
انگیختن به فراگیری دانش و احیای حس کنجکاوی از آموزه های اساسی اسلام است. قرآن
کریم و سنت نبوی بیش ترین تأکید را درباره بایستگی فراگیری دانش جست و جوی حقیقت و
ارزش دانش اندوزی دارند.
قرآن دانایان را هرگز برابر نادانان قرار نمی دهد و کسب دانش را از نیازهای ضروری
حیات بشر عنوان می کند و درجه دانایان را برتراز درجه مؤمنان می داند.۶ و به آنان
سفارش می کند تا در مقام تفقّه در دین برآیند.۷
پیامبر اسلام (ص) می فرماید:
(دانش را بجویید اگر چه در چین باشد چون جست وجوی دانش بر هر فرد مسلمان واجب
است.)۸
این تأکیدها سبب شد تا مسلمانان در راه دستیابی به دانش از دیار خود به کشورها و
سرزمینهای بسیار دور دست رخت بکشند.این حرکتهای فرهنگ ساز گاهی از خود دانش اندوزی
پربارتر بوده است. این مهاجرتهای علمی عامل آشنایی مسلمانان با فرهنگهای گوناگون
( ۲۱۹ )
شده و کم کم آنان را در جریان دستاوردهای فرهنگی مردمان دیگر قرار داد و مطلق
گراییها را به نسبی گرایی و باور به نسبیت در ذهن دگر کرد.با نسبی گرایی و کنار زدن
تعصبهای کور و نابخردانه از ساحت تفکر و کانون و فضاهای علمی و فرهنگی باب رفت و
آمد و گفت و گوهای علمی ـ فرهنگی مسلمانان با همه ملل و نحل فراهم شد تا آن جا که
کم تر دانشی ماند که مسلمانان در راه درک وفهم آن تلاش نورزند و کم تر سرزمینی ماند
که دانشوران اسلامی برای دریافت علوم به آن جا سفر نکنند.
جایگاه علم و عالم در پیشگاه قرآن احترام ژرف عالمان را در تمدّن اسلامی به دنبال
داشت شخصیت عالمان و غیر درخور تجزیه بودن علم و ایمان و پندار و کردار جایگاه ویژه
ای را برای عالمان در جهان اسلام پدید آورد.
قرنهای طلایی تمدّن اسلامی ظهور علمای طراز اول را همراه داشت. به عقیده آنان:
(علم جز برای کسی که خود را به کلی وقف آن کند و با احترام به آن بگرود بال نمی
گشاید. چنین کسی که از استعداد فطری باریک بینی و اندیشه سالم برخوردار است اگر مدد
خدایی با وی همراه و مسیرش درست باشد آستینها را برای کار علمی بالا می زند و شب
خیز و چنان سخت کوش خواهد بود که خستگی او را از پای در می آورد. محققی چنین کوشا
به تدریج بر موضوع مورد مطالعه خویش مسلط می شود و از هر سوآن را مورد تحقیق قرار
می دهد. هنگام مطالعه علمی شاخه به شاخه نمی پرد و همچون شتر کوری که در آب و گل
افتاده باشد در تاریکی دست و پا نمی زند. عالم باید این صفات را با پرهیز از بدی
نسبت به دیگر علما و عدم منازعه با آنان توأم کند. از مجامع عمومی بگریزد. از
اشتباه و لجاج دوری کند. مطالعات خود را از مسیر تاریکیهایی که
( ۲۲۰ )
حقیقت را احاطه کرده اند منحرف کند. مسیری مطبوع را برگزیند که رودرروی مقصود باشد.
با تشخیص مشکوک از مسلم و جدا کردن ظواهر فریبنده از شناخت قطعی و توجه به سویی که
برهان بدان منتهی می شود مطالعات نظری خود را با موضوع مورد نظر وفق دهد.)۹
جست و جو عینیت گرایی وجدان انتقادی اخلاق علمی از جمله امانت علمی و بی توجهی به
کانونهای قدرت و حسّ برادری با دانشجویان همه از دستاوردهای اسلامی است که میان
دانشوران ملّتهای مسلمان قرنها دوام آورد. دانشوران می توانستند از حکومتها به سبب
ضعف و ناهماهنگی آنها با علم و دین خرده بگیرند. این خرده گیری همواره جنبه عمومی
داشت و اندیشه ترقی اجتماعی از راه ابراز دیدگاه های فردی ناشناخته بود. آنان جدایی
نظر و عمل فیزیک و متافیزیک و دانش و ارزش را روا نمی دانستند و هدف نهایی دانش را
معرفت خدا و نزدیکی به او یافته بودند و علم حقیقی را خودشناسی و خداشناسی تلقی می
کردند.
برانگیزاندن به دانش اندوزی در اسلام و کنار زده شدن حدو مرزهای نژادی و دینی و
زبانی در عرصه فراگیری دانش سبب شد که هر کس از هر جا بتواند به کانونهای علمی
بپیوندد و دانش فرا گیرد. مرزهای علمی فراخ شد و درهای مدرسه ها بر روی فقیر و غنی
باز شد و مدرسه جای بحث و گفت و گو و دفاع از هر نوع اندیشه و تفکر گردید. در محیط
علمی مسیحی یهودی زردشتی صابئی و مانوی مورد احترام بودند و چون همه متعلق به حوزه
علمی اسلامی شمرده می شدند در شمار علمای اسلام به شمار می آمدند. چنانکه عبدالکریم
شهرستانی در کتاب ملل و نحل خود حنین بن اسحاق مسیحی را که سهم شایانی در ترجمه
آثار یونانی و سریانی داشت در شمار علمای اسلام آورده است.۱۰شماری از تراجم نویسان
نیز ابن میمون یهودی را از دانشمندان
( ۲۲۱ )
اسلام برشمرده اند.۱۱ و همین جوّ علمی سبب گردید تا دانشمندان برخلاف داشتن عقاید و
باور داشتهای گوناگون محترمانه کنار یکدیگر بزیند تا آن جا که سید رضی و سید مرتضی
علم الهدی دو عالم بزرگ شیعه با ابوالعلاء معرّی که متهم به زندقه و کفر بود در یک
مجلس نشستند و اگر ابوالعلاء از روی فروتنی پایین مجلس نشسته بود او را در بالای
مجلس جای می دادند.۱۲
و سید رضی ابواسحق صابی را مرثیه گفت۱۳ و محمدزکریای رازی که به دهری گری متهم
بود۱۴ می توانست آزادانه اندیشه ها و آرای فلسفی خود را در مجلس قاضی شهر ری در
برابر ابوحاتم رازی مطرح و از آن دفاع کند.۱۵
و یا مجالی پیدا می شود که ابوریحان بیرونی درباره آیین بودایی و هندو کتاب می
نویسد و در کند و کاو در متون مانوی عمری را صرف می کند.۱۶
در چنین حال و روزی بود که دانش در جهان اسلام شکوفان گردید و بالید و از حوزه
ویژگان خارج و همگانی شد.
ابن حوقل در سفرنامه خود می نویسد:
(عوام خوزستان مثل خواص سایر بلاد درباره کلام و علوم دیگر گفت و گو می کنند.من خود
حمّالی را دیدم که باری سنگین بر پشت داشت و با حمّال دیگر که با او همراه بود
درباره تأویل و حقایق کلام بحث و نزاع می کرد.)۱۷
حتی مقوله های عقلی و فلسفی در میان اعضای خانواده ها مطرح می شده است.درباره ابن
سینا گفته اند: در آغاز جوانی به گفت و گوهای پدر و برادرش در مسایل نفس و عقل گوش
می داده و توجه به فلسفه هندسه و حساب از همان جا برای او پدیدار گشته است.
رویکرد اسلام به دانشها سبب شد تا ترجمه فراوانی از نگاشته های جالینوس بقراط
بطلمیوس اوقلیدس ارسطو و… در دسترس اندیشه وران مسلمان قرار گیرد.
حجاج بن یوسف بن مطر از جمله کسانی بود که اسطقسات یا عناصر را
( ۲۲۲ )
که اعراب آن را المجسطی نامیدند برای مأمون ترجمه کرد و نگاشت.
این کتاب اثر بطلمیوس و از گرانبها ترین آثار یونانی در هیئت به شمار می رود. این
ترجمه را سپسها حنین بن اسحاق و پس از او ثابت بن قرّه و سپس محمد بن جابر بن سنان
البتانی (م:۳۱۶ هـ.ق) پیراستند.
ابن بطریق نیز کتاب اربع مقالات بطلمیوس را در نجوم از زبان یونانی به عربی
برگرداند.
ترجمه هایی که به وسیله حنین و شاگردانش صورت گرفت نشانه پیشرفتی بزرگ در تاریخ
است.او برای به دست آوردن نسخه های بهتری از آثار طبّی یونان بسیار به رنج افتاد
آنها را مقابله و با ترجمه های موجود سریانی و عربی برابر کرد و ترجمه های جدیدی را
فراهم ساخت.
از مترجمان دیگر هم روزگار حنین بن اسحاق ابوزکریا یحیی بن بطریق است. از ترجمه های
مشهور او که اکنون در دسترس است سرّالاسرار منسوب به ارسطو در سیاست و تدبیر مملکت
است. جیش بن حسن خواهرزاده حنین بن اسحاق عیسی بن یحیی و موسی بن خالد نیز از هم
روزگاران و وابستگان مدرسه حنین بودند.
برخورداری از روحیه تساهل و تسامح و حسّ کنجکاوی و میل به دانش اندوزی سبب شد تا
فتح سوریه همانند کشورگشاییهای دیگر اسلامی آمیزش فرهنگ اسلامی را با داشته های
فرهنگی بیزانس و روم شرقی در پی داشته باشد.
منصور برای کامل کردن دانش خود و توسعه دانش نجوم نامه ای به قیصر روم نوشت و از وی
خواست که برای ترجمه پاره ای از کتابهای علمی را برای او بفرستد و حکمران روم کتاب
اقلیدس و پاره ای از کتابهای علمی دیگر را برای منصور فرستاد.۱۸
در عصر او به جابربن حیان ده کتاب بر اساس رای بلیناس حکیم از مردم طوانه از شهرهای
روم تدوین کرد.۱۹
در زمان هارون الرشید(۱۷۰ ـ ۱۹۳ هـ.ق) وقتی آنقره وعموریه و دیگر شهرهای روم فتح شد
کتابهای زیادی از
( ۲۲۳ )
این شهرها به دست آمد و هارون آنها را به بغداد انتقال داد و یوحنابن ماسویه که
مسیحی مذهب و سریانی زبان و از پزشکان مشهور جندی شاپور بود به کار ترجمه این
کتابها پرداخت. کار ترجمه از متنهای لاتین کم کم آغاز شد ولی در سطح ترجمه از زبان
یونانی رونق نیافت و غرب لاتین زبان برای مسلمانان دور و ناآشنا ماند.
با این حال تلاشهای حسن و احمد پسران موسی بن شاکر مفید افتاد. آنان به هزینه خود
حنین بن اسحاق را همراه با چند تن دیگر به روم فرستادند. ۲۰ و کتابهای بسیاری را در
زمینه فلسفه هندسه موسیقی حساب و طبیعت و دانشهای گوناگون دیگر به بغداد آوردند.
ییوحنا دمشقی که سپسها از رهبانان دیر قدیّس سابا در قدس شد در دوران خلافت امویان
در شام منصبی داشت.۲۱
پیوستگی فرهنگی دولت اموی با بیزانس در حدّی بود که جاحظ پاره ای از عادتها و آداب
اجتماعی آنان را در کتاب الحیوان ۲۲ بازتابانده است.
از جمله کتابهایی که از رومی به عربی برگردانده شد کتابی در کشاورزی بود که
کاسیانوس باسوس آن را در حدود سال ۵۵۰ م. نوشته بود.۲۳
از نشانه های داد و ستد فکری فرهنگی جهان اسلام با بیزانس و روم علاقه شماری از
خلیفگان به آوردن شماری از دانشمندان قسطنطنیه به بغداد بود که یوحنا نحوی از آن
جمله است. حتی یک مورد از عملیات نظامی مأمون در خاک بیزانس برای این بود که
امپراتور روم از آوردن لیون ریاضیدان بیزانسی به بغداد جلوگیری کرد.۲۴ یک هیأت
فرهنگی هم به سرکردگی محمدبن موسی منجم از سوی الواثق به بیزانس رفت تا درباره
اصحاب رقیم اطلاع یابد.۲۵
رفت و آمد با بیزانس و پیوند با آن امپراطوری در چند قرن پیاپی بر معماری اسلامی
نیز اثر گذاشت داد و ستد فرهنگی و تمدّن اسلام و روم از راه اسیران سفرایی که
مبادله می شدند سفرهای افراد دانش دوست اعزام هیأتهای فرهنگی درگیریهای
( ۲۲۴ )
نظامی و مشاوران سیاسی نیز صورت می گرفت. آنچه روح این پیوستگیها را پوشش می داد
تساهل و تسامح اسلامی در گرفتن دستاوردهای فرهنگی قومها و ملّتهای دیگر بود.
علاقه مندی و دانش دوستی مسلمانان برابر آموزه های اسلامی سبب شد از زمان عباسیان
آمد و شد فرهنگی مسلمانان با ساکنان شبه قاره هند نیز آغاز شود. این آمد و شدها و
آشناییها سبب شد که در زمان منصور دوانیقی پاره ای از آثار علمی و ادبی از هندو به
عربی برگردانده شود. از جمله به منابع ستاره شناسی و عرفان هند توجه تام صورت گرفت.
بر اهمسپطپسدّهانت ستاره شناس هند در بغداد در زمان منصور عباسی حضور یافت.وی کتابی
که برابر دیدگاه های نجومی هندوها و دانش آنان به خامه منجم مشهور هندی برهَمگُپت
برای شاه و یا گهْرمُکه نوشته شده بود به منصور نشان داد تا به زبان عربی ترجمه
شود. محمد بن ابراهیم فرازی این اثر را به عربی ترجمه کرد و نام آ را سند هند گذاشت
۲۶ و از آن زیجی ساخت که از زیجهای مشهور مسلمانان به شمار می رود.۲۷
بعدها در همه حوزه های حکمی ادبی عرفانی و علمی آثاری از هندو به عربی برگردانده
شد. افزون بر این که بسیاری از دانش اندوزان واهل عرفان و
( ۲۲۵ )
تصوف از بخشهای گوناگون جهان اسلام به هند مهاجرت کردند. منصور حلاج سفری از راه
دریا به هند رفت و پس از او بابا ریحان از بغداد به همراه گروهی از درویشان به بروح
سفر کرد و پس از حمله سلطان محمود غزنوی و چیرگی او برهند مسلمانان بسیاری که اهل
دانش و دین بودند به این سرزمین روی آوردند. علی بن عثمان هجویری شیخ اسماعیل بخاری
فرید الدین عطار نیشابوری خواجه معین الدین چستی شیخ جلال الدین تبریزی از شاگردان
شیخ شهاب الدین سهروردی عبدالکریم جیلی سید محمد گیسو دراز و صدها چهره نامور دیگر
از آن جمله اند.
۵. انسان دوستی
اسلام آیینی انسان گرا و بشر دوست است و بر شخصیت شرافت آزادی و شکوفایی انسان
تأکید می ورزد و از به سخره گرفتن او پرهیز می دهد و با پست و کوچک شمردن او به
مخالفت بر می خیزد. حقوق فطری آدمی را در همه قلمروهای آن مورد تأیید قرار می دهد.
اسلام به کرامت انسان باور دارد و اراده و عقل را پایه این کرامت می داند و در
راستای روشن گری زوایای کرامت انسان قرآن به ابراهیم اسماعیل یوسف موسی عیسی هود
صالح و شعیب اشاره می کند و آنان را به عنوان انسانهای با کرامت و مؤمن به همگان می
شناساند.این گزینش نمونه ها از تمدّنهای گوناگون خود ریشه در رویکرد انسانی اسلام
به همه تمدّنهای انسانی دارد.
پیش فرض ذات مشترک برای همه انسانها و اهتمام به بالندگی این ذات موجب شده است تا
انسان در تمدّن اسلامی همیشه و همه گاه حس بالندگی را در خود احساس کند و نوعی
رضامندی از جبین او هویدا باشد.
فرودستی و فقر انسانِ اسلام را از پا نمی اندازد چنانکه رویدادهای تکان دهنده زندگی
انگیزه های افسردگی روحی او را رقم نمی زند; زیرا انسان اسلام حیات مادی را گذرگاهی
( ۲۲۶ )
می داند که باید از آن گذشت او با توجه به این بینش ژرف است که همه بساط سعادت خود
را بر این گذرگاه نمی چیند و این واقع بینی انسان مسلمان را مقاوم صبور و بردبار می
کند. انسان اسلام موجودی به خود رها شده و بدون مسؤولیت نیست اسلام برای تکامل مادی
و معنوی او در چارچوب بسیار هماهنگ و توسعه یابنده برنامه داده است که بخشی از این
هم سنگی و هماهنگی از درنگ و دادو ستد در فرهنگها و با تمدّنهای دیگر و مهرورزی
نسبت به همه انسانها و بنی نوع بشر شدنی است. همین آموزه درخوری پیوند جهان اسلام و
داد و ستد علمی هنری فرهنگی و سیاسی آن را با خواست فرهنگها و دستاوردهای همه
انسانها ممکن ساخته است.
۶. هجرت گرایی
هجرت روح تمدّن است و هر تمدّنی ریشه در هجرت انسانها دارد. تمدّن اسلامی نیز خود
از هجرت نبوی و هجرت انسانهای مؤمن و هجرتهای متعهدانه سرچشمه گرفته است و آغاز
تاریخ آن را همین پدیده به وجود آورده است.
هجرت اسلامی از هجرت روانی آغاز می شود و به هجرت مکانی می انجامد. چنین هجرتی
گستردگی جهان بینی و دگرگونی سنتها اندیشه ها دیدها و نسبت فرهنگها را به دنبال
دارد و یک انسان مهاجر به یک انسان تمدّن ساز و فرهنگ ساز دگر می شود.
تمدّن اسلامی چون خود دستاورد هجرت بود و هجرت را آغاز حرکت خود در طول و عرض زمان
و مکان قرار داده بود در ژرفای خود به دستاوردهای تمدّنهای دیگر اهمیت می داد و
نداهای انسان های تمدّن ساز را می فهمید و همین امر سبب گرد آمدن هزاران چهره
پرفروغ از نژادها ملیّتها فرهنگها و آیینهای مختلف در کانونهای تمدّن اسلامی در طول
دوران پردرخشش آن شد.
۷. هدف گرایی
هجرت گرایی تمدّن اسلامی از
( ۲۲۷ )
هدف گرایی اسلام حکایت دارد. هدف اصلی تمدّن اسلامی پدیداری الگوهای نظم پایدار و
حفظ نظام موجود جامعه ومبارزه با علتها و سببهای ناسازگاری بیرونی و درونی و پدیده
هایی است که موجودیت آن را تهدید می کنند. درخشندگیهای زنده تمدّن مانند: دین هنر
فرهنگ سیاست و نیز کنشهای پدید آورندگان آن تمدّن را به مانند یک موجود واقعی جلوه
گر کرده است و لازم است در فراسوی چالشهای ظاهری یک تمدّن هدفهای الهی و انسانی آن
دنبال شود. بی هدفی سردرگمی برای انسان مدینه به بار می آورد. و حیرت همیشگی
افسردگی و بی روحی را به دنبال دارد. اسلام برای بیرون آوردن انسان از تحیر و
سرگردانی زمینه سازیهای گوناگون دینی فکری و فرهنگی کرده است این هدف مندی که در
کلمه توحید نمودار گشته و توحید کلمه را به دنبال دارد بلندترین و پایدار تری
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 