پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۲۸۵

ویژگیهای عمومی پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint

فلسفه در این مکتب خالی از هدفهای نظری است و بیش تر به عمل توجه دارد.

(فلسفه پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint اصلاً انگلیسی و امریکایی است و در فرانسه برگسن و لوروا و در
ایتالیا نیز وایلاتی و پاپینی گونه ای پراگماتیست اند.)۱

(عمل گرایی گرچه بیش از همه در امریکا و انگلستان ظاهر شده امّا محدود به آن نیست
در حدود ۱۹۰۰ بویژه در آلمان هواداران بسیار یافت. نزد آمپریوکریتی سیستها کارل
مارکس لنین گئورگ زیمل و هانزفایمینگر نیز تظاهر کرد و رویکرد پوزیتویستها به طور
کلی با آن خویشاوندی دارد.)۲

(به نظر صاحبان این فلسفه غرض از حیات همان عمل است نه نظر و بالنتیجه فعالیت عقل
اولاً و بالاصاله در منشأیت اثر عملی است و کار عقل در این است که به امر حیات و
تسهیل معیشت و به ارضای

( ۲۸۶ )

تمایلات مختلف ما مدد رساند. بنابراین علم قدر و اعتبار عملی دارد و کار علم این
نیست که ماهیت اشیاء را به ما بشناساند بلکه عبارت است از این که وسائل تأثیر و
تصرف در آنها را به دست بدهد و آنها را با حوائج ما سازگار و موافق سازد. بدین قرار
حقیقت در این فلسفه به نحوی تصور شده که مغایر است با آنچه فلاسفه متعارف درباره آن
می اندیشیدند.)۳

(گاهی مکاتب فکری قرن بیستم واکنشی که نسبت به فلسفه های گذشته داشتند عکس العملی
علیه هر نوع عقل گرایی بوده. فیلسوف بهترین راهنماست امّا نه در مفاهیم انتزاعی
بلکه در زندگی کردن کوشش و تصمیم گرفتن… پراگماتیستها مبنای کار خود رازندگی و عمل
قرار دادند.

گاه به اصالت حیات که حیات را محور قرار داده اند و چیزی بی همتا و گسترده تر از
فکر دانسته اند. گاه به عمل گرایی و گاه به ابزارانگاری سودمندی عملی حتی در منطق و
حقیقت.)۴

در واقع پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint گونه ای کژروی از هدف اصلی پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint است; یعنی به جای شناخت
حقیقت گونه ای عمل و تجربه را اصل و نظر را وسیله می داند:

(همه این پراگماتیستها نظر را تابع عمل فکر را تابع عمل می دانند و به تعقل گرایی
حمله می برند. آنها در نگرش تجربه گرایند و آرای خود را نه بر پایه مفاهیم مقدم بر
تجربه بلکه بر تجربه زنده مبتنی ساخته اند به یک اندازه برداشتهای ایده آلیستی و
مکانیستی از جهان را مردود شمرده و آنها را برداشتهایی انتزاعی و تعقل گرایانه می
دانند که واقعیت متحول و پویا را تعریف می کند… طبیعت را جریان صیرورت دائم می
دانند. علم طبیعی مهم و اصلی زیست شناسی است.)۵

تصویری که پراگماتیستها از جهان ارائه می دهند نیز به نظر جدای با دیگر

( ۲۸۷ )

فلسفه هاست; چرا که وقتی به جای توجه به کلیات به آنچه در تجربه نمودار می شود توجه
کنیم به یک جهان شناختی جدای از دیگر فلسفه ها می انجامد.

(ماتریالیستها و ایده آلیستها و دیگران تصویری از جهان نشان می دهند که همیشه دارای
پاره ای اوصاف معین است. برخلاف این نظر پراگماتیستها با جهانی متکثر روبه رو
هستند; جهانی با اوصاف و امکانات بسیار که نمی توان همه را یک باره مطالعه و بررسی
کرد بلکه جهان باید به طور آزمایشی بدان گونه که ظاهر می شود و بسط و تحول می یابد
مطالعه شود. همچنان که سیر و جریان طبیعت پیش می رود فهم ما درباره آن نیز به همان
نحو باید در حال پیشرفت و رشد و نمو باشد.)۶

در واقع نوعی پایین آوردن شأن فلسفه و چشمداشتها برای زندگی عملی فلسفیدن است:

(بنابر نظریه اصالت صلاح عملی (پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint) غرض و منظور از فعالیتهای عقلانی ما
کوشش برای حل مشکلاتی است که در جریانِ سعی و جهد ما برای بررسی تجربه رخ می نماید.
جیمز از فلاسفه برجسته پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint می گوید: ما فقط برای حل مشکلاتمان می اندیشیم…
بسیاری از نظریات متعارف فلسفی برای حل مسائل زندگی و رفع مشکلاتی که انسان در
تجربه با آنها روبه روست کم ارزش یا بی ارزش است. مثلاً این نظر که جهان ما عالمی
روحی است.)۷

(در عمل گرایی آمریکائی ـ انگلیسی سخن بر سر صرفاً نظریه شناخت نیست اکثراً یک
فلسفه زندگی کامل نیز بر آن افزوده می شود که با فلسفه برگسون همانندی بسیار دارد.
طبق آن واقعیت یک چیز ثابت و استوار نیست بلکه آزادانه خلاقیت دارد و در سیلان است.
فهم از

( ۲۸۸ )

دریافت آن ناتوان است. هر معرفتی بر پایه تجربه قرار دارد. عمل گرایان انگلیسی ـ
آمریکائی همچنین در یک رویکرد شخصیت گرایانه و انسان گرایانه با برگسون مشترکند.
اختلاف اساسی میان رهبران آنان و فیلسوف فرانسوی در این است که نزد برگسون بینش
درونی اساساً در مرحله نظری باقی می ماند در حالی که بنابر عقیده عمل گرایان هر
معرفتی طبق تعریف آن جنبه عملی دارد.)۸

باتلر ویژگیهای جهان را از نظر پراگماتیستها بدین گونه خلاصه کرده است:

(۱. جهان هر چه هست آینده است. چون پراگماتیستها بیش تر متوجه اجتماعات انسانی
هستند و جامعه را به منزله جریانی تحولی فرض می کنند از این جهت توجه زیاد به آینده
دارند و جهان را آنچه خواهد شد فرض می کنند. جامعه انسانی نیز جزو طبیعت و مانند
سایر پدیده های طبیعت در تحول و تغییر است. جیمز می گوید: این که خدا یا ماده خالق
جهان اند مهم نیست باید تأثیر این بینش را در وضع فعلی یا آینده انسان مطالعه کرد.
این می رساند که بحثهای طرفداران این دو نظر قانع کننده نیستند باید اثر آتی آن را
سنجید.

۲. جهان جریانی در حال تغییر است در جهان چیز ثابتی وجود ندارد.

۳. جهان ناامن است یا وضعی نامعلوم دارد چون همه چیز در حال تغییر است وضعی معین
وجود ندارد. به طور خلاصه وضع جهان مخصوصاً برای انسان پیچیده درهم نامعین و همراه
با احساس ناامنی است و ممکن است حوادث بر وفق مراد انسان سیر کنند یا موجب اضمحلال
انسان شوند.

۴. جهان ناقص و نامعین است. جهان ماشینی نیست که کامل باشد و وضع آن از نظر وقوع
حوادث معلوم باشد بلکه در حال رشد و

( ۲۸۹ )

گسترش است و وقایع تازه رخ می دهد و قوانین تازه به وجود می آید. انسان پدیده ای
طبیعی است و قدرتهای عقلانی او وی را برای خلق تازه و هدایت تغییرات آماده می سازد.
خلاصه جهان نه کامل است نه مسدود و ممکن است به سوی بهتر شدن برود.

۵. جهان کثیر است. جهان از جهانهای کثیر فراهم آمده.

۶. جهان هدف خود را در خود دارد. ارزش در جریان زندگی ظاهر می شود. آنچه هست از
آنچه باید باشد جدا نیست و ارزشهای واقعی تحت تأثیر اوضاع و احوال واقعی قرار می
گیرند.

۷. جهان واقعیتی ورای تجربه ندارد آنچه هست در تجربه ظاهر می گردد. جیمز اعتقادات
دینی را بر مبنای تأثیر آنها در زندگی فردی توجیه می کند در صورتی که جان دیوئی
فیلسوف برجسته دیگر پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint پیدایش این گونه اعتقادات را به طور علمی بررسی می
کند و تغییرات موجود در طبیعت را در خود طبیعت نه خارج از آن مورد بحث قرار می دهد.

۸. انسان نیز با طبیعت یا جهان پیوسته و مربوط است. انسان نیز همچون طبیعت در جریان
تکامل قرار دارد. پایه شعور آدمی را در زمینه اجتماعی (وضعی طبیعی) جهت و پدیده های
روانی انسان در جریان زندگی اجتماعی ظاهر می سازد.

۹. انسان در جهان فاعل مایشاء نیست. انسان و محیط را در ارتباط با یکدیگر باید دید.
انسان نه مجبور است و اسیر حوادث و سرنوشت و نه در فعالیتهای خود آزاد کامل. انسان
و محیط روی هم تأثیر می گذارند. جنبه های عقلی انسان او را قادر می سازد که در
زمینه های علمی و اجتماعی تحولات را هدایت کند. انسان ماشین نیست و پیش بینی کامل
نمی شود کرد.

۱۰. جهان پیشرفت را تضمین نمی کند. جهان پیوسته موافق میل انسان نیست در عین حال
قابل اصلاح و پیشرفت است و در این زمینه انسان نقش مهمی دارد. انسان تا حدی می
تواند در کنترل وقایع مؤثر باشد. سیر حوادث ممکن است در مسیر پیشرفت نباشد لذا
انسان موظف است تا آن جا که ممکن است در کنترل حوادث تلاش کند.)۹

( ۲۹۰ )

زمینه های پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint

در باب زمینه ها و پیشینه تفکر کارکردگرایی و فیلسوفانی که اندیشه های پراگماتیسی
داشتند و یا به گونه ای در اندیشه پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint اثرگذار شدند دست کم از جهت سلبی به
این معنی که با طرح آرائی از کمال گرایی در معرفت و دیدگاه های ایده آلیستی درباره
حقیقت و دانش که به طور معمول این گونه دانش برای بیش ترین درخور دستیابی نیست باعث
شدند که اندیشه وران دیگر به رد چنین معارفی بپردازند. اینان نتیجه گرفتند: که تنها
چیزی که به کارگیری آن ممکن است دانشی است که در عمل درخور دستیابی است و یا آنچه
در تجربه عملی ما به کار می آید به آن می پردازیم. در میان فیلسوفان یونان آرائی که
به اندیشه پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint بسیار نزدیک است آرای سوفسطائیان است.

پروتاگوراس می گوید: حقیقت آن است که انسان آن را حقیقی بداند. به عبارت دیگر انسان
معیار حقیقت است و هیچ حقیقتی مستقل از آدمی وجود ندارد پس نباید در پی یافتن حقیقت
موهوم برآمد و هر آنچه در عمل به کار آید آن نیکوست. سوفسطائیان به گونه ای در این
امر زیاده روی کردند که حتی در دادگاه ها حق را باطل و باطل را حق جلوه می دادند و
برای چیرگی بر حریف از هر راهی سود می جستند و سخن خود را حقیقت می شمردند. سقراط و
پس از او افلاطون علیه این تفکر قیام کردند. افلاطون در ردّ نظریه پروتاگوراس
یادآور شد

( ۲۹۱ )

:

(علم با احساس فرق می کند; زیرا احساس همواره نسبی است واگر نظریه پروتاگوراس را
بپذیریم علم ناممکن خواهد بود. به علاوه اگر سخن پروتاگوراس درست باشد که هر کس
میزان قاضی در همه امور است دیگر مریض باید درباره داروها حکم و قضاوت کند نه پزشک…
افلاطون می افزاید وقتی ما حقیقت می گوییم اشیاء را بدان وجه که هستند بیان می کنیم
(محاوره کراتولوس). این مطلب (یعنی اعتقاد به وجود داشتن واقعیتهای مستقل از ذهن)
در تمام نظریه های مهم تا کانت وجود دارد.)۱۰

وجود واقعی داشتن و شناخت آنها امری مسلم بود و این کانت بود که با مسأله نقادی و
انقلاب کوپرنیکی خود این فرض را رد کرد که این آدمی است در مقابل واقعیت قرار گرفته
و درصدد شناخت آن است.۱۱

(در محاوره سوفسطائی و محاوره های بعدی حقیقت را به مطابقت فکر با واقعیت تعریف کرد
ارسطو هم مانند افلاطون معتقد بود که حقیقت از آن چیزی است که هست و خطا گفتن آنچه
که نیست.

سنت اگوستین می گوید: حقیقت آن است که هست البته تا آن جایی

( ۲۹۲ )

که برای شناسنده مقدور است حقیقت نمایان می شود. مشخصه نظریه حقیقت اگوستین برقراری
رابطه و نسبت میان حقیقت و خداست. بدین نحو اگوستین با بالا بردن حقیقت تا ملکوت
اعلی بیرون از زمان به سنت افلاطونی و نوافلاطونی ادامه داد لیکن آن را بیش از
ایشان به آستان الوهیت نزدیک ساخته است. به نظر وی خدا محض حقیقت ثابت است و در او
تمام حقایق به وحدت گراییده اند. اگر این جهان هم از بین برود حقیقت باقی است و
اذعان به حقیقت در واقع باور داشتن خداست.)۱۲

اگوئیناس از فلاسفه دیگر قرون وسطی نیز وجود واقعیت و شناخت حقیقت از آن را می
پذیرد:

(برای ما یک قضیه وقتی صادق و حقیقی است که مطابق با اشیاء باشد امّا اگر خود اشیاء
را منظور داشته باشیم در آن صورت می گوییم آنها تا آن حدود حقیقی اند که مطابق با
علم خداوندند پس حقیقت در ما بودن نسبت مطابقت و امانت با اشیاء است و حقیقت در
مورد واقعیت مستقل از ما وجود نسبت مطابقت است میان شیء و آنچه آن را می توانیم
صورت شیء در علم خداوند بخوانیم. بنابراین حقیقت در اشیاء مطابق بودن آنها بر حسب
نظام مقرر در علم الهی است. بنابراین حقیقت به معنی حقیقی کلمه و در درجه اول وضع و
نظم آن مطابق علم خداوند است این تمایز منشأ تمایز و فرق میان حقیقت عقلی یا مطلق و
حقیقت منطقی یا حقیقت نسبی و اضافی شده است.)۱۳

فرانسیس بیکن

با آغاز دوره رنسانس و تحول غرب در دوره جدید اندیشوران و صاحب نظران نخستین این
نهضت یعنی فرانسیس بیکن و دکارت بیش از دیگران در اندیشه جدید

( ۲۹۳ )

اثرگذار بوده اند. بیکن در این جهت یعنی در ردّ آراء و دیدگاه های ایده آلیستی و
کمال جویانه درباره حقیقت جایگاه ویژه ای دارد. وی اندیشه های فلسفی را که هیچ سودی
از آن بهره آدمی نمی شود رد کرده و پیشرو اندیشه پراگماتیستی در دوره جدید است:

(بیکن از همان دوران دانشجویی اش راه و روش پیشینیان و معاصرانش را نادرست تشخیص
داد و… آنها را اغلب مشاجرات و منازعات بیهوده و وراجی و لفاظی و جامد و ایستا و
خلاصه بی نتیجه و نازا انگاشت. بویژه فلسفه و منطقِ ارسطو را که متداول عصر و حاکم
بر اذهان معاصرانش بود بی حاصل و برای کشف نارسا و برای زندگی غیر مفید بلکه مضر
یافت.)

دکتر راولی اولین شارح احوال او می گوید:

(در همان دوران دانشجویی از فلسفه ارسطو و نه از خود او… متنفر بود و از بی ارزشی و
بی حاصلی آن آگاه شد و آن را در امر منازعات و مجادلات قوی و مؤثر ولی در تولید کار
برای آسایش انسانها عقیم و سترون شناخت… به هر حال بعدها تصمیم گرفت که یک فلسفه
فعال و مترقی پدید آورد که در زندگی انسانها مفید و مؤثر افتد و بر آن شد که طرحی
نو بیندازد و فلسفه جدیدی بسازد که مبتنی بر علوم طبیعی و هماهنگ با آن باشد و بشر
را در شناخت طبیعت و کسب قدرت برای تصرف در آن یاری دهد.)۱۴

سورلی در مورد اثرگذاری بیکن بر اخلاقش می گوید:

(یکی از جهات عقیده به نتیجه عملی علم بود که در نظر وی از اهمیت ویژه ای برخوردار
است و نخستین فرق میان (منطق نو) خویش و منطق قدیم را در همین دانست و مشخصه فلسفه
جدید را همین دانست.)۱۵

درباره اثرگذاری بیکن در ابزارانگاری علم در تفکر جدید غرب استاد مطهری می نویسد

( ۲۹۴ )

:

(از قرن شانزدهم در اروپا بیکن گفت: علم ارزش ذاتی ندارد و ابزاری است برای کسب
نیرو. علم نوعی قدرت به انسان می دهد این علم می خواهد مطابق با واقع باشد می خواهد
نباشد. من نمی خواهم درکم حقیقی باشد. علم برای انسان مثل دندان است برای شیر. می
خواهم در عمل از علم بهره ببرم. اگر نظریه ای غلط برای من در عمل سود برساند بر
نظریه صددرصد درستی که در عمل سودی ندارد برتری دارد.

اینها نگفتند عمل معیار شناخت است گفتند اصلاً ما به شناخت کاری نداریم. فرض کنیم
اگر یک روشنفکر در یک جامعه عقب مانده بیاید به اصول خود تکیه کند و ناسیونالیست را
رد کند و یا از همین عقیده برای نجات قوم خود استفاده کند و اگر این عقیده در عمل
موفقیت خود را نشان داده است (کاری پسندیده انجام داده است) این غیر از این است که
عمل را معیار اندیشه بدانیم که هر چه در عمل نتیجه گرفتیم حقیقت است و اگر از چیزی
در عمل نتیجه نگرفتیم حقیقت نیست.)۱۶

این نگاه ابزارانگاری به علم (با چشم پوشی از جنبه دستیابی به حقیقت که آثار منفی
دارد و ذکر آن گذشت) از جهتی دیگر مثبت بوده آثار نیکی به جای گذاشته است.

(روش بیکن شامل سه بخش: (مشاهده طبیعت) (تجربه) و (عنوان کردن قوانین طبیعی) است که
بر خلاف روش قیاسی گالیله کاملاً استقرائی و اصالت عملی است. بیکن که تحت تأثیر
کشفیات عصر رنسانس با یک دید مثبت و ایمان به بشریت می نگریست مدعی بود که هدف
انسان در علم جدید تنها معرفت به طبیعت نیست بلکه تسلط بر طبیعت است تا بتواند
شرایط محیط زیست و حیات انسانی را تکامل بخشد.)۱۷

در واقع همین جنبه اهمیت به انسان دادن در تفکر بیکن و پیشگامان رنسانس بود که به
این همه فرانماییها کشفها دریافتها و پیشرفتهای علمی اروپا پس از رنسانس انجامید

( ۲۹۵ )

:

(با تمام نقایصی که در مدینه فاضله بیکن متصور است (از جمله این که فقط به جنبه
علمی و فرهنگی مدینه پرداخته و از امور سیاست و… غافل مانده و از روابط افراد حاکم
و مردم… سخن نگفته) او آرمانی نو دارد و برای عالمان و پژوهندگان پیام تازه ای
فرستاد و آنان را به وظایف جدید از قبیل همکاری جهانی دانشمندان و نهادهای علمی و
پرداختن به علوم عملی و پرهیز از علوم نظری محض آگاه ساخته و از این طریق به دانش
بشریت خدمت بزرگی کرده است. او خود می گوید: بدین وسیله زنگی را به صدا درآوردم که
هوشها را متوجه و متنبه سازد….

دیدرو در مقدمه دایره المعارف فرانسه می نویسد: اگر ما در این کار موفق شویم بیش تر
مدیون بیکن صدراعظم خواهیم بود.)۱۸

بیکن درباره کاربرد عملی علم تاکید فراوان داشت و مانند (اصحاب اصالت عمل) علمی را
که جدای از عمل باشد بی ارزش و بی اعتبار می دانست. در آتلانتیس نو یعنی مدینه
فاضله خود همواره از علمی سخن می گوید که حدود و قلمرو انسان را در طبیعت گسترش می
بخشد برای رفاه و آسایش انسان وسایلی چون: زیر دریاییها و هواپیماها فراهم می آورد
و شیوه های ساختن طلا را ارائه می دهد و راه های طولانی عمر و حفظ و نگهداری
نیروهای جوانی را می نمایاند. از این جا بر می آید که به رسالت و وظیفه عملی علم
سخت باور دارد و همان گونه که رسی اشاره کرده است:

(در نظام فکری بیکن مطلب اساسی این است که اعتبار فلسفه برابر است با توانایی آن بر
تولید کار و کمک به آسایش انسان.)

راسل می گوید:

(به طور معمول بیکن را اولین کسی می دانند که گفته است: علم قدرت است.

در واقع بیکن این مطلب را با تأکید زیادی گفته است. مقصود این است که اهمیت علم را
با تأکید جدیدی گفته است

( ۲۹۶ )

.)

و نیدل بند هم نوشته است:

(برای بیکن شناختن انسان و طبیعت هدف نیست بلکه نتیجه عملی آن هدف است.)

باری به نظر وی هدف علم عمل است و علمی که کار مهمی انجام ندهد یک چیز بی رنگ و بی
جان است و شایسته بشریت نیست و سعی ما برای کشف و معرفت صور تنها برای شناخت صور
نیست بلکه برای داشتن صور و قوانینی است که بتوانیم برابر آنها چیزهایی بر وفق مراد
خود از نو بسازیم.

روان شناسی را برای این فرا می گیریم که با همنوعان خود به گونه شایسته زندگی کنیم
و به همین ترتیب هر علمی را برای فایده عملی آن دنبال می کنیم; زیرا دنبال کردن علم
جدای از نیازهای کنونی انسانها به فلسفه مدرسی می انجامد که بی نتیجه و از بین بردن
وقت و تباه کردن عمر است.

وی در مقاله های خود کوشیده است برای مطالعه هر علمی حتی تاریخ و شعر فایده عملی
ویژه ای ارائه دهد تا بی فایده و بیهوده ننماید; چنانکه نوشته است:

(خواندن تاریخ انسان را خردمند می کند. شعر لطف بیان می بخشد. ریاضیات اندیشمند بار
می آورد. علوم طبیعی عمیق و موشکاف می سازد. علم اخلاق وقار می آورد. منطق فصاحت و
قدرت مجادله می دهد. از برکت مطالعه حکمت انسان قدرت می یابد تا اختلاف بین امور را
به درستی دریابد و حتی یک تار موی را هم بشکافد. و بالاخره اگر قوه استدلال و توضیح
انسان ضعیف باشد باید به مطالعه صورت محاکمات پرداخت.)

درخور توجه است که نه تنها برای علم بی عمل اعتباری قائل نشده بلکه گویی مانند گوته
آن را به سخره گرفته تا آن جا که نوشته است:

(انسانها باید بدانند که در نمایشخانه زندگی بشر فقط خدا و فرشتگان نظاره گرند

( ۲۹۷ )

.)

این نکته نیز شایان یاد است که او همان گونه که علم بدون عمل را بی ارزش می انگارد
عملی را هم که بر علم و نظر استوار نباشد بی ارزش می انگارد و از این روی برای کشف
صور قانونها هم ترازمندی نظری را می نگرد و هم ترازمندی عملی را.

ارزیابی کشف و روشن گری در فلسفه به همان اندازه که پایه علم است پایه عمل نیز هست
بالاخره به عقیده وی نظر و عمل بدون یکدیگر نه تنها بی فایده و بی اعتبارند بلکه
زیانبار و خطرناک نیز هستند.۱۹

اما نباید چنین پنداشت که بیکن هرگونه دانشی را که به گونه مستقیم هیچ فایده ای از
آن به دست نمی آید رد کرده بلکه:

(بیکن با تمام اهمیتی که به عمل می داده است برخلاف برخی از اصحاب اصالت عمل تنگ
نظر نبوده و تنها به فواید آنی علم چشم نمی دوخته و یک سویه نمی نگریسته و عقیده
داشته است که نفس حقیقت جذبه ای دارد و نور دانش درخشندگی ویژه ای که اذهان را به
سوی خود می کشاند و در معنی خود توجیه گر خود می باشد. پس در کنار علمی که کارآیی
عملی دارد دانش رخشنده ای نیز موجود است که حقایق و ماهیات و صور اشیاء را مکشوف می
دارد; حقایقی که در بدو امر فایده مشخصی ندارند; اما ممکن است بعدها فوایدی به بار
آورند که در آغاز به مخیله کسی خطور نمی کرده است.

اما با این که علم را فایده جو ندانسته علمی را که خالی از هر نوع فایده عملی اعم
از فایده آنی و فایده آتی باشد بی ارزش شناخته و نوشته است: (آنچه من مورد بحث قرار
می دهم اگر چه بالفعل بی فایده است ولی بالمآل فایده کثیری دارد.) ولذا از قدما
بویژه مدرسیان خرده می گیرد که حکمتشان اغلب بی حاصل و خالی از فایده عملی اعم از
فایده آنی و آتی بوده.)۲۰

( ۲۹۸ )

(اصولاً اندیشه بیکن متوجه عمل است و نتایج عملی را مطمئن ترین و عالی ترین نشانه
اعتبار فلسفه ها می شناسد و برای اعمال ارزش والایی قائل می شود; زیرا وسایل آسایش
انسان را در زندگی فراهم می آورند فلسفه ای را که متعری از نتایج عملی باشد بی ارزش
و بی اعتبار می انگارد و در این مقام به مقایسه فلسفه با دین می پردازد و چنین می
انگارد در دین به ما اخطار شده: ایمان خود را به وسیله اعمال نشان دهیم بنابراین
فلسفه نیز باید به وسیله نتایجش مورد قضاوت قرار گیرد و در صورتی که عاری از نتایج
عملی باشد باید بیهوده و باطل اعلام گردد. خلاصه همچنانکه رس توجه داده مبنای اساسی
اندیشه بیکن این است که: (اعتبار هر فلسفه ای برابر است با تولید کار و کمک به رفاه
و آسایش انسانها). در عین حال او قائل به اصالت عملی به معنای متداول آن یعنی کسی
که فایده عملی را ملاک حقیقت و درستی تصورات و تصدیقات بداند نبوده بلکه حقایق را
صور و یا نقوش الهی می دانسته که با خطوط کامل و بسیار زیبا بر روی طبیعت نقش بسته
اند و حقیقت را مطابقت با واقع می دانست… اما حقیقت و منفعت را همواره همراه با هم
و امر واحدی می داند.)۲۱

و این جهت زمینه بسیار مؤثر در تفکر پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint است. اصولاً این اندیشه سودانگاری
علم مشخصه غالب تفکر عصر جدید اروپایی پس از رنسانس است در حالی که در گذشته ارسطو
می گفت:اشرف علوم علم الهی است چون کم سودترین است; اما امروز می گویند: علم باید
به بشر قدرت بدهد تا بر طبیعت مسلط شود.۲۲

و….۲۳

(در واقع تاریخ اندیشه غرب سه دوره سنت گرا تجددگرا و پسا تجددگرا را پشت سرگذاشته
و در حال گذر است. مشخصه هر یک

( ۲۹۹ )

این گونه است که سنت گرایی اوایل رنسانس حاکم بر کل جهان بود و این دیدگاه معتقد
بود که: فقط بخشی از جهان آن هم پست ترین آن (طبیعت) را می توان با عقل آدمی شناخت
بخشهای عظیم دیگر جهان با عقل آدمی قابل شناخت نیست. اندیشه تجددگرا پس از رنسانس
تا قرن نوزدهم حاکم شد که اعتقاد داشت: عقل بشر قادر به درک تمام مسائل و مکفی برای
حل همه آنهاست. در دوره پسا تجددگرا کم کم این اندیشه رواج پیدا کرد که عقل قادر به
درک و شناخت هیچ چیز نیست و ما هیچ راهی برای شناخت جهان نداریم و باید به همین
اشباح و پدیدارها که از جهان دریافت می کنیم قانع باشیم. آنچه موجب این اندیشه و
عدم اعتماد به باورها و ادراکات آدمی از واقعیت شد اندیشه ورانی بودند که خاصیت
آیینه ای بودنِ عقل را انکار کردند. اوّلین آنها هیوم بود. هیوم می گفت: عقل آدمی
نمی تواند احساسات و غرایزش را کنترل کند و اگر هم می توانست مطلوب نبود. پس از او
کانت می گوید: عقل بشر به جای این که آیینه باشد عینک است. ذهن عینک روح انسان است
و هر وقت انسان می خواهد به جهان توجه کند با عینک ذهن توجه می کند. نکته این جاست
که برای این که بفهمیم جهان هستی آیا واقعاً آن گونه است که مثلاً عینک قرمز نشان
می دهد یا آن گونه نیست و یا فقط بخشی از جهان آن گونه که عینک من نشان می دهد می
باشد راهی نیست چون ما نمی توانیم عینک چشم مان را از چشم برداریم و بدون ذهن
اندیشه کنیم.)۲۴

دکارت

در این که آیا از دکارت نیز می توان به عنوان اثرگذار در پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint نام برد باید
گفت: دکارت را از جهت این که انسان را توانای به شناخت کنه چیزهای مادی خارج

( ۳۰۰ )

نمی داند و این نظر به نوبه خود به شکاکیت کانتی و رأی کانت نسبت به اشیاء خارج
(نومن و اشیاء فی نفسه هرگز قابل دسترس نیست) انجامید می تواند اثرگذار در مکتب
پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint باشد.

دکارت با طرح مسأله وضوح و تمایز شناخت در واقع خواست از این بحران شکاکیت نسبت به
ادراک واقعیت خارج و ادراک حقیقت اشیاء خارج نجات پیدا کند بیش از حد طرحی ایده
آلیستی از حقیقت داد که خود به گونه ای دیگر به انکار ارزش ادراک می انجامد.

دکارت بیش تر از جهت سلبی در پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint اثرگذار بود یعنی با ارائه نظریه شناخت خود
و نارسایی آن در واقع نمایی ادراک و پاسخ گو نبودن نظریه دکارت در باب شناخت عالم
خارج زمینه بی اطمینانی نسبت به دیگر دیدگاه ها را در باب شناخت عالم خارج فراهم
کرد تا کانت بگوید: ذهن آدمی توانایی فهوم نومن ها و اشیاء فی نفسه را ندارد و با
انکار واقع نمایی ادراک عالم خارج این تئوری که آنچه در عمل مفید و کارساز است
حقیقت است مطرح شود.

فلاسفه تجربی مسلک

لاک و فلاسفه تجربی مسلک انگلستان بیش تر از عقل گرایان به مکتب پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint نزدیک
هستند; زیرا در روش با آنها انبازند. در این جا جا دارد از زبان ویلیام جیمز درباره
ریشه های اندیشه پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint در فلاسفه تجربی مسلک سخن بگوییم:

(لاک و هیوم به نحو پراگماتیستی از جوهر روحی نقادی می کنند. لاک هویت شخصی را به
ارزش پراگماتیکی اش بر حسب تجربه بیان می کند. وی می گوید معنی آن همان شعور
(آگاهی) است; یعنی این حقیقت که ما در یک لحظه از زندگی لحظات دیگر را به خاطر می
آوریم و همه آنها را به مثابه اجزاء یک تاریخ شخصی واحد احساس می کنیم. عقل گرایی
این تداوم عملی در حیاتمان را به کمک وحدت

( ۳۰۱ )

جوهر نفسانی ما توضیح می دهد. اما لاک می گوید فرض کنید خدا شعور را از ما سلب کند
آیا باز به خاطر دارا بودن اصل نفسانی وضع ما ذره ای بهتر است؟ … از نظر لاک هویت
شخصی ما منحصراً مشتمل است بر خصوصیاتی که از جنبه پراگماتیکی قابل تعریف باشد. این
که این هویت غیر از ین واقعیتهای تحقیق پذیر در یک اصل روحی هم وجود داشته باشد
صرفاً یک خیال بافی غریب است. امّا لاک اعتقاد به یک نفس جوهری را در ورای آگاهی ما
منفعلانه پذیر نیست.)۲۵

ویلیام جیمز در ادامه به بار کلی می پردازد و آرای پراگماتیستی او را به این شرح
بیان می کند:

(بار کلی آن جا که از ماده انتقاد می کند مطلقاً پراگماتیست است. ماده همان
احساسهای ما از رنگ شکل سختی و نظایر آن دانسته می شود… احساسها تنها معنی ماده
هستند ماده نامی است که تا همین اندازه در رابطه با احساسها حقیقی است.)۲۶

هیوم نیز نه تنها ماده بلکه نفس را به عنوان جوهری مستقل رد کرد و کارکردگرایانه به
آن نگریست.

ویلیام جیمز آورده است:

(هیوم و اغلب روان شناسان تجربی پس از او نفس را جز به مثابه نامی برای پیوستگیهای
قابل اثبات در حیات درونی ما انکار کردند. آنها همراه نفس از نو به درون جریان
تجربه فرود آمدند و آن را به ارزشهای خرد بسیار که همان (تصورات) و همبستگیهای
خاصشان باشد تبدیل کردند… نفس فقط تا همین اندازه سودمند یا حقیقی است نه بیش
تر.)۲۷

کانت

دومین فیلسوفی که در اندیشه پساتجدد و بی اعتمادی به باورهای ما نقش داشت کانت است.
شاید هیچ فیلسوفی به اندازه کانت در اندیشه جدید اثرنگذاشته است

( ۳۰۲ )

.

(کانت که در نوجوانی به وسیله لایب نیتس وولف با زبان پیروان اصالت عقل قرابت داشت
پس از مطالعه آثار دیوید هیوم و آشنایی با زبان پیروان اصالت تجربه در فلسفه نقادی
خود سعی نمود که از برخورد این دو جریان متفاوت زبان متحدی به وجود آورد که بعدها
پدر زبانهای فلسفه تحصلی و فلسفه اصالت عمل گردید.)۲۸

در باب نظر کانت درباره واقع نمایی ادراک و توانایی ادراک امور خارج نوشته اند:

(از نظر کانت برخلاف آنچه در نظریه های اصالت عقل مسلم دانسته شده بود میان ما و
عالم خارج توافقی نیست. به نظر عقلی مذهبان متعارف ـ افلاطون دکارت لایب نیتس… ـ
تصورات حقیقی ما حقیقی است برای این که نسخه های ثانی واقعیتی معقولند و برای آن که
آنها خود نیز واقعیت معقولند. کانت عقیده ندارد که آنچه در ماست حقیقتاً نسخه ثانی
اعیان اشیاء آن چنانکه واقعاً و فی نفسها باشد. او به جای این که حقیقت را نسخه
ثانی عین واقع و نظیر آن بداند آن را مصور به صورتهای ذهن و مانند مخلوق ذهن ما می
انگارد. به عقیده کانت قلمرو واقعیات عینی مستقلی که مورد شناسایی انسان قرار گیرد
وجود ندارد و ما نمی توانیم عالم اشیاء را چنانکه واقعاً و فی نفسه هست ادراک کنیم
چون اگر بخواهیم آن را فهم کنیم آن را در قالبهای ذهن خود آورده ایم. پس عقل نظری
ما قادر به شناخت جهان نیست و آنچه ما می شناسیم جهان تجربه ماست.)۲۹

در یک چنین انگاره ای از جهان که همواره سعی ما باید در راه رسیدن به حقیقت آن باشد
بی آنکه بتوانیم هرگز به آن برسیم انگار نفس و خدا هم از انگاره هایی است که ما با
عقل نظری نمی توانیم واقعیت آنها را ثابت کنیم. عقل عملی و ندای تکلیف است که ما را
به اصول موضوعه ضروری برای استواری قانون اخلاقی یعنی به اختیار و نفس و خدا هدایت
می کند.۳۰ فقط ایمان به آنها در اخلاق و هنر مفید و کارساز است.

طرح مسأله شناسایی یعنی این که ما از ابتدا امکان شناخت عالم خارج را مسلم

( ۳۰۳ )

نگیریم بلکه خود همین امکان شناخت را بررسی کنیم اولین بار به گونه تئوریزه و
سیستماتیک توسط کانت انجام شد.

(تمام تحول فلسفه آلمان بعد از کانت عبارت است از تثبیت قدرت عقل و سعی در تجدید
نظر در فلسفه کانت برای اثبات این که ما می توانیم به وسیله عقل واقعیتهای
مابعدالطبیعه را بشناسیم. به عقیده هگل عقل اساساً قوه دریافت و شناخت کل و تمامیت
است.)۳۱

آن بخشی از فلسفه نقادی کانت که درباره امکان مابعدالطبیعه و امکان شناخت عقل امور
فی نفسه (خدا نفس و جهان) را مطرح کرده جدل متعالی است و همان جاست که بر اندیشه
پراگماتیستی اثرگذار بوده است.

(ج. س. پیرس [یکی دیگر از فلاسفه پراگماتیست] استدلالهای مندرج در مبحث تحلیلات
کانت را رد کرد ولی به بسیاری از مطالب گرانبها در مبحث جدل دیالکتیک دست یافت. وی
می گوید: کانت صور عقلی خدا و جاودانگی و اختیار را بررسی کرده و به دلایلی آنها را
پذیرفته که از نظر شاگردان حوزه های علمیه مشکوک است. ولی در چشم دانشمندان آزمایش
گر یقینی است.

تخمین این امر که تا کجا فلسفه معرفت کانت در پیرس تأثیر گذاشته مشکل است ولی شک
نیست که فایمینگر* در پیروی از مذهب

( ۳۰۴ )

اصالت عمل در کتاب (فلسفه چنانکه گویی) از کانت متأثر بوده است. او نه تنها اعتراف
می کند که به مبحث جدل استعلایی و دیگر بخشهای فلسفه کانت مدیون است بلکه سعی دارد
نشان دهد که چگونه نوع خاصی از مذهب اصالت عمل که او به آن معتقد است قبلاً در آن
مباحث پیش بینی شده است. حصر توجه به تعالیم مثبت جدل و چشم پوشی از بیش تر مدعیات
دیگر نظام فلسفی کانت به اصالت عمل می انجامد و حصر توجه به کل تعالیم مبحث منطق
استعلایی و قطع نظر از آثار اخلاقی کانت به قسمی مذهب تجربی یا تحققی غیر پدیداری
می انجامد.)۳۲

کانت میان سه وجه نظر به مباحث مابعدالطبیعه فرق می گذارد. مابعدالطبیعه به عنوان
میل طبیعی و مابعدالطبیعه به عنوان علم و مابعدالطبیعه به عنوان علم نقادی.

وی می گوید: بی گمان مابعدالطبیعه به عنوان یک میل طبیعی بشر ممکن است. دلیل آن هم
وجود داشتن آن در طول تاریخ است; اما اگر مابعدالطبیعه را به عنوان یک علم بنگریم و
آن را به کار بردن مفاهیم عقلی در فوق حسی بدانیم ممکن نیست و در وجه نظر سوم اگر
مابعدالطبیعه را به عنوان نقد و بررسی این امکان بنگریم ممکن است.

کانت بر این باور که بود نمی توان با مفاهیم عقلی بیش از امور تجربی را فهمید.۳۳

(هرگاه احکامی در باب عالم نفس و خدا بخواهیم صادر کنیم که جنبه نظری داشته باشد از
آن جایی که در تجربه داده نمی شوند حکم معارضشان وجود دارد و اصولاً شناخت علمی
درباره آن موضوعات نمی توان به دست آورد باید در مورد آنچه از تجربه مستفاد می شود
اندیشه نظری داشت.)۳۴

( ۳۰۵ )

کانت علت ناکامی شناخت نظری در گزاره های عقل نظری را (وجود خدا و نبود او) این می
داند که:

(بحث درباره اینها بی فایده است چون اثبات پذیر نیست و تنها کاری که ممکن است این
است که این قضایا را در عرصه عمل در اخلاق می توان پذیرفت. چرا که قابل اثبات نیست
چون فاهمه ما که حمل می کند و قضیه علمی می سازد در مواد تجربی کارائی دارد.)۳۵

(کانت هرگز در وجود ماده و جهان خارج شک نکرد ولی اضافه می کند که ما از این جهان
خارج چیزی به یقین نمی دانیم و فقط آنچه به یقین می دانیم وجود آن است.)۳۶

امّا از آن جائی که حمل وجود داشتن که یکی از مقوله های فاهمه است بر مواد تجربی
امکان دارد و بر مبنای فلسفه کانت نمی توان درباره چیزهای خارج حتی وجود داشتن را
هم نسبت داد از این روست که می گوییم در واقع هیچ روشن گری رضایت بخشی از شناخت
عالم خارج ارائه نداد و از این روی فلاسفه پس از کانت با اثرپذیری از وی به دنبال
آنچه در عمل کارایی دارد… بودند.

برگردیم به جدل استعلای کانت. کانت پس از آن مقدمات که یاد شد: عقل آدمی نمی تواند
در مورد مقوله های: خدا نفس و جهان شناختی نظری به دست آورد نتیجه می گیرد:

(هر اقدامی که دین یا علم در گفتن حقایق و واقعیات نهایی و قطعی به عمل آورند فقط
جزو فرضیات محسوب خواهد شد… و علمی که می خواهد در ماورای محسوس قدم نهد دچار
تناقضات خواهد شد. جدل متعالی می خواهد این عقل را به حدود توانایی اش آگاه کند… و
به فلسفه الهی یادآوری کند که جوهر و علیت و وجود مقولات نهایی هستند; یعنی فقط
وجوه و حالات

( ۳۰۶ )

طبقه بدنی و تنظیم محسوساتند و فقط درباره ظواهر و پدیده هایی که به ذهن ما وارد می
شوند قابل استعمال اند. این مفاهیم درباره امور فی نفسه جهان (که فقط حدسی و
استنباطی اند) قابل استعمال نیست… یعنی نمی توان خدا بقای روح… را از راه عقل اثبات
نمود.)۳۷

ویلیام جیمز به این جهت اثرگذاری کانت بر پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint اشاره کرده است. وی روش
پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint را این گونه بیان می کند:

(روش پراگماتیکی قبل از هر چیز روشی است برای حل نزاعهای متافیزیکی که در غیر این
صورت می توانند پایان ناپذیر باشند آیا جهان واحد است یا کثیر مقدر است یا آزاد
مادی است یا روحی اینها مفاهیمی اند که هر کدام ممکن است درباره جهان صادق باشد یا
نباشد و نزاع بر سرچنین مفاهیمی پایان ناپذیر است. روش پراگماتیکی در چنین مواردی
عبارت است از: کوشش برای تفسیر هر مفهومی به کمک ردگیری پیامدهای عملی مربوط به آن.
اگر این یا آن مفهوم صحیح باشد چه تفاوت عملی در بین خواهد بود؟ اگر هیچ گونه

( ۳۰۷ )

تفاوت عملی یافت نشود در این صورت شقهای مختلف عملاً دارای یک معنی هستند و نزاعی
بیهوده است. هرگاه جدی باشد ما باید قادر باشیم تفاوت عملی را که در اثر محق بودن
این یا آن طرف نزاع حاصل می شود نشان دهیم… در این موارد نظریات متخالف عملاً یک
معنی می دهند و معنایی هم غیر از معنای عملی از نظر ما وجود ندارد.)۳۸

جمله معروف کانت (من علم را پس زدم تا جا برای ایمان باز شود) را می توان در این
قلمرو فهمید که کانت می اندیشید که وقتی در جدل متعالی ثابت کردن و یا رد کردن خدا
و گزاره های دینی و متافیزیکی را غیر ممکن دانست در واقع راه را بر ناباوران خدا
نیز بست; چه این که هر چند بنابر مبانی کانت نمی توان وجود خدا را از نظر عقلی ثابت
کرد نمی توان وجود خدا را به طور عقلی انکار کرد… این نظریه کانت راه حل او برای
سازش دادن بین عالم علم از یک طرف و عالم آگاهی اخلاقی و دینی از طرف دیگر است.۳۹

که عقل عملی و اخلاق می تواند خدا را بپذیرد و یا:

(عالم علم همه چیز را موجب به علل خود می داند شامل انسان اما آگاهی اخلاقی انسان
را مختار می داند. انسان در اخلاق به ماوراء حدود حس برده می شود چون انسان در عالم
پدیدار تابع قوانین علّی مجبور است اما در اخلاق اختیارش ثابت می شود.)۴۰

اثرگذاری کانت را می توان در این زمینه گسترده تر دید و دیدگاه های ویلیام جیمز را
درباره تجربه دینی اثرپذیرفته از کانت دانست; چرا که ویلیام جیمز می گوید:

(من خود معتقدم که دلیل وجود خداوند عمدتاً در تجربه های شخصی درونی ما نهفته است

( ۳۰۸ )

.)

جیمز در این کار مفهوم تجربه را به مرزهایی فراتر از تجربه حسی گسترش داد و شامل
تجربه دینی اثرپذیرفته از کانت دانست; چرا که ویلیام جیمز می گوید:

(من خود معتقدم که دلیل وجود خداوند عمدتاً در تجربه های شخصی درونی ما نهفته است.)

(جیمز در این کار مفهوم تجربه را به مرزهایی فراتر از تجربه حسی گسترش داد و شامل
تجربه دینی و تجربه حسی دانست… و به یک معنی مسأله او همان مسأله کانت است; یعنی
آشتی دادن نگرش علمی با آگاهی اخلاقی دینی انسان. ابزار او برای این یگانه سازی یا
هماهنگ سازی پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint بود. نتیجه ای که ارائه شد همانا پیشرفت اصالت تجربه اساسی
بود و رهیافتی که اتخاذ کرده بود همان اصالت بشر بود.)۴۱

هگل

در اثرگذاری هگل بر پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint به مقوله های زمان قدر و ارجمندی می توان اشاره کرد:

(چند نظریه کلی رایج در آن دوره که موجب بسط و تفصیل مذهبی پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint شد تصور زمان
تصور قدر و ارج یا ارجمندی است. توجه به نظریه های راجع به تطور خصوصاً نظریه
لامارک از سویی و به فلسفه هگل از سوی دیگر باعث شد که به تصور زمان بیش از پیش
اهمیت داده شود. هگل در این فکر که باید اشیاء را در حال رشد و نمو و شکفتگی آنها
ملحوظ داشت و این که آینده را جنبه اساسی زمان می شمرد فکر اولویت دادن به آینده را
در نظریه های اصالت صلاح عملی ایجاد کرد. با اتکا به همین فکر است که اصحاب این
مذهب از عقیده متعارف درباره حقیقت انتقاد کرده اند و گفته اند: نقص نظامهای

( ۳۰۹ )

فلسفی متعارف این است که در آنها حقیقت همچون رو گرفت واقعیتی از پیش موجود به لحاظ
آمده و ناظر به گذشته تصور شده است حال آن که به نظر ویلیام جیمز باید آن را ناظر
به آینده گرفت; یعنی درباره درستی یا نادرستی و صواب و خطای افکار و معانی نباید بر
حسب اصولی که مصدر آنهاست حکم کرد بلکه باید نظر به نتایج حاصله از آنها داشت;
مثلاً اگر ما تصور درست و حقیقی از یک صندلی یا یک دَرْ داریم حقیقت و درستی این
تصورات از این جاست که ما می توانیم روی این صندلی بنشینیم و این در را ببندیم و
باز کنیم. حتی در مورد امور بسیار دور از زندگی عملی باز بر حسب نتایج آنهاست که ما
حکم می کنیم.)۴۲

مارکس

از دیگر اندیشوران اثرگذار در اندیشه پسا تجدد و بی اعتمادی به باورهای عقل و نقش
آفرین در پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint مارکس است:

(مارکس می گوید: انسانها گاهی آن چیزی را که حقیقت می پندارند تحت تأثیر منافع
طبقاتی خود حقیقت می پندارند ولی این تعریف واقعیت آگاهانه صورت نمی گیرد ما واقعیت
را کاملاً ناآگاهانه تحریف شده دریافت می کنیم آن هم به خاطر منافع طبقاتی خود نه
با اختیار خود.)۴۳

(مارکس معتقد است که: سرانجام فلسفه باید تغییر دادن جهان باشد و معتقد است شناسایی
واقعی فقط در ضمن عمل حاصل می شود. در آرای مارکس خصوصیاتی دیده می شود که وی را به
مذهب اصالت مصلحت عملی مخصوصاً به یکی از وجوه آن مذهب یعنی مذهب اصالت اسباب و
آلات نزدیک می سازد.)۴۴

( ۳۱۰ )

مارکس آن گاه که ایدئولوژی و فکر را به عنوان ابزارهایی برای برآوردن نیازهای اولیه
همچون کار و تولید می داند بسیار به آراء پراگماتیستی نزدیک است:

(چیزی که برای انسانها در درجه اول اهمیت قراردارد نیاز آنها به بقاء و زیستن است.
انسانها برای این منظور احتیاج به کار و تولید دارند. ایده نیز در این روند درگیر
می شود امّاعمل در مقام نخست و ایده در مقام ثانوی قرار می گیرد. مارکس در نوشته
های اولیه خود ایدئولوژی را به عنوان یک پندار در مقابل واقعیت به عنوان عمل قرار
می داد. مارکس گاه ایدئولوژی را به عنوان آگاهی انسان در همه رشته های علمی و گاه
خصوص ایده های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی می داند.)۴۵

در باب شوپنهاور:

(تعریف شوپنهاور از تفکر به عنوان ابزار نیز بر اندیشه پراگماتیستی مؤثر بود و
ویلیام جیمز خصوصاً در این نقطه وارث بلافصل شوپنهاور است.)۴۶

نیچه

در جریان بررسی آرای فیلسوفان پیشرو در نهضت پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint به نیچه می رسیم.

(فروید و نیچه از مؤثران در اندیشه پساتجددند. به این ترتیب: فروید معتقد است ما به
یک بخش از ساحت روانی خود آگاهی داریم قدما فکر می کردند هر چه در ساحت آگاهی ماست
در ساحت روانی ماست. فروید نشان داد که: اتفاقاً ساحت روانی ما گسترده تر از ساحت
آگاهی ماست مثال کوه یخ در اقیانوس که ده درصد آن بیرون آب می آید و بقیه در داخل
آب پنهان است. درواقع بسیاری از موضع گیریها و گمانهای (به ظاهر عقاید) ما تحت
تأثیر روان

( ۳۱۱ )

ناخودآگاه ما صورت می گیرد. همه استدلالهای ما دلیل تراشی است. اوّل موضع می گیریم
و بعد دلیل برایش می تراشیم.

نیچه گفت:خواست اولیه انسان کسب قدرت است. چیزی که بر کل بشر حاکم است اراده معطوف
به قدرت است. همه خواستهای دیگر جلوه های اراده معطوف به قدرت اند و در این اراده
معطوف به قدرت معرفت هم می گنجد. آنچه به عنوان گزارشی مطابق با واقع گمانش می کنیم
گزارشی است که به ما قدرت می بخشد.این که انسانها چه گزاره ای را قبول کنند بر اساس
این است که چه گزاره ای در جهت قدرت دادن به آنها و چه گزاره ای در جهت تضعیف
آنهاست.

انسانها از (انسان جاودانه است) احساس قدرت می کنند و از (انسان جاودانه نیست)
احساس ضعف. همین سخن نیچه را فوکوی فرانسوی دنبال کرد. وجه مشترک همه این متفکران
یک نوع بی اعتمادی نسبت به این که ما تصویرهای مطابق با واقعی از جهان هستی داریم
می باشد ولی هر کدام از اینها این بی اعتمادی را به صورتی تقویت کرده اند. مجموعه
اینها نوعی سوءظن به قوه های ادراکی است. یعنی گویی با سوءظن نگاه کردن واقع بینانه
تر است. این سوءظن به صورت گرایش شاخص از دهه ۱۹۵۰ به بعد درآمد. این جریان مدعی
است که: نمی توان عقل را به صورت یک منبع شناخت کاملاً قابل اعتماد دانست. ویلیام
جیمز نیز به این فکر کمک کرد. او سخنرانیی در ۱۹۰۳ در آمریکا کرد به نام (اراده
معطوف به باور) و در آن نشان داد که عقایدی که ما داریم همه ناشی از استدلال نیست
عقاید گاهی ناشی از القای دو تلقین در کودکی گاه ناشی از آموزشها گاه از بیم و ترس
گاه از امید و عشق یا نفرت و گاه از فشار افکار عمومی و گاه

( ۳۱۲ )

ناشی ازمنافع شخصی است و گاهی نیز استدلال منطقی دارد. پس فقط بخشی از عقاید ما
استدلال منطقی دارد; مثلاً همه ما می گوییم و معتقدیم: صلح بهتر از جنگ است بهترین
نظام دموکراتیک است الکترون موجود است اما هیچ کدام استدلال منطقی برای آنها
نداریم. او نیز نوعی سوءظن به قوای ادراکی داشت.

این که ما دقیقاً انسانهای منطقی نیستیم منطق هم این کارایی را ندارد که کل جهان
هستی را به ما نشان دهد.)۴۷

در باب شخصیت نیچه و اثرگذاری او در جریان پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint ژان وال می نویسد:

(شناسایی را آلت و وسیله ای می داند برای خواست قدرت. نیچه بر قول شوپنهاور که
شناسایی یک توهم است اضافه کرد که در عین حال این توهم از جنبه حیاتی و برای زیستن
سودمند است…. در همه حال شناسایی فقط تعبیری است و تعبیر سودمندی است. بالاخره نیچه
به این جا می رسد که هر گونه شناسایی انسان نوعی مجاز و مبتنی بر تشبیه تمام
موجودات به انسان است.نیچه را به دلیل این عقاید جزو پیشروان مکتب صلاح عملی باید
دانست. وی به انحاء مختلف تصور حقیقت را انتقاد کرده و می گوید: غلط بودن یک حکم
ایرادی بر آن حکم نیست و احکام تألیفی ماتقدم احکام غلط است اما این احکام غلط مهم
ترین احکام برای حفظ حیات است (تأثیر کانت را بر نیچه می بینیم) از طرف دیگر می
گوید: حفظ حیات حق است و آن امری است که مقبول کل جامعه به سود صیانت حیات باشد.)۴۸

(نیچه می گوید: حقیقت وجود ندارد… علم به حقیقت واصل نمی شود و بیش از یک نسبت
مناسبی برای کمک به حفظ و توسعه و حیات ما به شمار نمی رود.دنیایی که معمول به ماست
دروغی و مجعول است… و این دنیا یک شدن و یک اشتباه دائماً متحرکی است

( ۳۱۳ )

که هرگز به حقیقت نزدیک نمی شود زیرا حقیقی وجود ندارد.)۴۹

(آنچه ما را بر می انگیزد اراده معطوف به حقیقت نیست اراده معطوف به تصور پذیر کردن
جهان است… شاید نتوان و منعی در این دنیا تصور کرد که اثری از اراده معطوف به قدرت
در آن موجود نباشد.از مناقشه دو دوست درباره واقعیتی قابل تحقیق گرفته تا رقابت
برای خود عمل جنسی و کار واعظ و حتی نیکی کردن یک نیکوکار برای غافل کردن دیگران
است.)۵۰

(نیچه به جای کانت که می پرسد: (چه چیز را می توانم به نحو استوار و وثیق بدانم؟)
سؤال می کند (چه چیز به حال من خوب است که بدانم؟ چه قسم دانش و معرفتی محتمل است
به پیشبرد اراده و هستی به من کمک کند و چه قسم شناختی به آنها لطمه خواهد زد؟ خیر
من در چیست؟ حقیقت و معرفت خادم انسان است نه انسان خادم حقیقت. آنچه مقام مطلق
دارد حیات است و وجود کسانی که مقتضیات آن را رعایت می کنند نه معرفت و کسب آن و
انسان معرفت را می سازد پس بجاست که یک انسان از یک دانش بهره مند شود ولی استحقاق
دانش دیگری را نداشته باشد. چرا عده ای استحقاق بحثهای مابعدالطبیعی را دارند و
دیگران نه؟

پاسخ می دهد اراده معطوف به دانستن باید با اراده معطوف به قدرت یکی باشد. بسیاری
چیزها هست که من نمی خواهم بدانم. حد دانش را نیز خردمندی معین می کند. نیچه در
مقابل عینیت علمی و… مانند گوته قائل است که کیفیت معرفت هر کس وابسته به کیفیت
هستی اخلاقی ـ وجودی اوست و این مقصود بدون توسل به ضمانتهای دینی حاصل می شود. پس
علم و طلب آن اموری بی قید و شرط و مطلق نیستند اگر به پیشبرد آرمان (حیات) یاری
دهند مورد پسند و

( ۳۱۴ )

تصویب اند اگر به قلمرو آن تجاوز کنند مذموم و نکوهیده اند…حیات را نمی توان تعریف
کرد زیرا تعریف آن مساوی با این خواهد بود که عقل را که خادم حیات است متبوع آن
قرار دهیم.)۵۱

نیچه در مقایسه با فلاسفه یونان بسیار به سوفسطائیان نزدیک است که انسان را معیار
حقیقت می دانستند وی جهان حقایق افلاطونی را به طور کامل رد می کند:

(نیچه جهان حقایق افلاطونی را چیزی می داند که خاطر آدمی را از نبود حقیقت و ثبات
در دنیا و محسوسات تسلی می دهد… مهم تر این که امر و تکلیف هم ایجاد می کند. امّا
نیچه معتقد است: جهان حقایق اکنون دیگر ایده ای است که به هیچ کار نمی آید و حتی
بنیادی برای ایجاد تکلیف فراهم نمی کند ایده ای بی فایده و زائد و بنابراین باطل و
مردود بگذریم آن را براندازیم.)۵۲

جهان مثل که افلاطون آن را برتر از محسوسات واصل این جهان حسی می دانست از نظر نیچه
هیچ فایده ای ندارد و باید کنارگذاشته شود.

از میان دیگر پیشروان پراگماتسیم می توان از ارنست ماخ و داروین نام برد.

(ارنست ماخ اتریشی قائل بود که آنچه صرفه ای و اقتصادی در فکر به حصول آورد حقیقت
دارد. هوفرینگ دانمارکی می گوید: حقیقت آلت و اسباب کار است و حقیقی آن است که ما
را در ادامه کار خود کمک می کند. مندلسون در قرن نوزده می نویسد: حقیقت همان مطابقت
علائم با خود و با دنباله خود است و گوته گفته است یک فکر مثمر ثمر و هر آنچه باور
است حقیقی است.)۵۳

اینک باید دید چرا مذهب پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint در این قرن پا گرفت و رواج یافت. در این جا
عوامل علمی و شرایط خاص قرن نوزده برای پیدایش پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint مورد نظر است:

(جهت آن شاید وضع معلومات ناشی از زیست شناسی و روان شناسی

( ۳۱۵ )

و همچنین وضع اعتقادات دینی و نقد علم در آن دوره بوده است.

بر حسب زیست شناسی مبتنی بر آرای داروین در آن دوره چنین دانسته می شد که نزاعی
برای حیات هست و اعضایی از موجودات زنده در طی تطوّر باقی مانده است که برای این
نزاع سودمند بوده پس رشد و نمو عقل و فهم آدمی هم معلول مفید بودن است و با این
ملاحظات اگر فکر به این جهت مایل بشود که حقیقت و مفید بودن را منطبق بر یکدیگر
بینگارد دور از طبیعت نرفته است.

از طرف دیگر در روان شناسی هم روشن شده بود که آنچه در ذهن آدمی است به جانب غرض و
غایتی متوجه است. ویلیام جیمز می گوید: تمام امور نفسانی دارای غایتی است و ذهن
همواره به سوی آینده آهنگ دارد. در همان زمان بسط و تفصیل هندسه غیر اقلیدسی و این
فکر که از میان تمام هندسه های ممکن راحت و سهل بودن برای فکر است که باعث رجحان
یکی از آنها در مطالعه طبیعت می شود و به طور کلی در اهمیت فرضیه در آرای پوانکاره
و دوهم… هست و نیز نظریه صدور و تموج…)۵۴

از سویها و جهتهای روانی و اجتماعی نیز می توان زمینه های بروز پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint را بررسی
کرد. در واقع می خواهیم بگوییم پیدایش پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint در قرن نوزده زمینه های روانی و
اجتماعی هم داشته که بر آن اثرگذار بوده است:

(پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint جنبشی با ریشه آمریکایی عمیقاً بر حیات عقلی در امریکا مؤثر بوده است و
در بریتانیا نفوذ و تأثیری فزاینده دارد… این روش فلسفی همچون انقلابی بود علیه
سیرت و سنت بی حاصل فلسفی در مدارس امریکایی و سیرت و سنت بیهوده مابعدالطبیعی که
در اروپای آن موقع در حال جلوه گری بود. اصحاب مصلحت عملی دریافتند که روش و نظریه
شان در حل مسائل عقلی و در پیش بردن سیر ترقی

( ۳۱۶ )

انسان سودمند تواند بود.

بنابر اصالت صلاح عملی ما فقط برای مشکلاتمان می اندیشیم و برای یافتن راه حل برای
مشکلاتی که در جریان سعی و جهدها برای بررسی تجربه رخ می نماید لذا از نظریه صلاح
عملی از طریق تفکر نظری راه رهایی یک گم شده در بیابان را نشان می دهد… (خواهیم
گفت) که همین ملاک تعیین ارزش حقیقت نظریه هاست که ملاک علم دانستند… افکار همچون
وسائلی است برای حل مسائل و رفع مشکلاتی که بشر با آنها روبه روست…نظریات عملی هریک
زمانی در مرکز توجه بوده و بعد کارائی خود را از دست داده و کنار می رود.)۵۵

(و اصولاً فلسفه به دلیل غموض و پیچیدگی آن و این که از علائق مستقیم دور است در
ایالات متحده کم تر از هر نقطه جغرافیایی دیگر جدی گرفته شده. )۵۶

و ظهور فلسفه به شکل مکتب اصالت صلاح عملی و پاورپوینت کامل پراگماتیسم ۱۲۰ اسلاید در PowerPointی طبیعی تر می نماید.

سودطلبی علم جدید

در این جا این مطلب بررسی می شود که علم جدید علمی سودجو و سودانگار است. فرانسیس
بیکن پدر علم جدید و فلسفه جدید باید به عنوان سلسله جنبان این سودانگاری مطرح شود:

(از همان آغاز فلاسفه عصر جدید مانند بیکن علم را به عنوان نه تنها وسیله ای برای
کشف حقیقت و ارضاء حس کنجکاوی انسان بلکه به عنوان وسیله سودمندی برای برآوردن
نیازهای انسان و تهیه و تجهیز فنون جدید و صور تازه قدرت عملی آدمیان تعبیر می
کردند

( ۳۱۷ )

حتی فرضیات علمی گذشته که در زمان بعد خطا و نادرستی آن ثابت می شود مانند فرضیه
بطلمیوس در نجوم برای انسان آن عصر مفید بود.)۵۷

این برای حقیقت بودن آن کافی است.دکتر داوری درباره دگرگونی نگرش غربیها به علم از
ارضاء کنجکاوی و علم برای دانستن (اندیشه ارسطو) تا علم برای سود دنیوی در عصر جدید
می نویسد:

(در گذشته ارسطو می گفت: اشرف علوم علم الهی است چون کم سودترین است; اما امروز می
گویند: علم باید به بشر قدرت بدهد تا بر طبیعت مسلط شود. [امّا باید دانست که منظور
از علم مفید چیست و چه فایده داشتنی برتر و افضل است]…تشخیص علوم مفید یا مفیدتر
آسان است امّا فایده ای که با وهم تشخیص داده شود فایده حقیقی علم نیست. پزشکی علم
مفید است و فوایدش را همگان می دانند امّا فایده پزشکی از آنچه همگان می دانند بیش
تر است. پزشکان بزرگ حتی برای فوایدی که ما می شناسیم به پزشکی نپرداخته اند.سوگند
بقراط مربوط به علم پزشکی است; امّا پاستور در تحقیقات خود هیچ ملاحظه ای جز ملاحظه
علم را در نظر نداشت. او اصلاً در بند سود و زیان نبود و اصلاً وقعی به امور هر
روزی نمی گذاشت او دوستدار علم بود فلسفه هم دوستدار علماست و پشتوانه علم می شود(
چنانکه دکارت فلسفه را ریشه علوم دانست)… کسانی که علم را یعنی امر شریف را برای
امر غیر شریف طلب می کنند طالب علم نیستند. مسلماً علم علم نافع است ولی مگر نفع
چیست؟… امروز علم جدید علمی برای تصرف نیست بلکه خود تصرف است و فلسفه را که ریشه
آن بود کنار زده است.

ارسطو فلسفه اولی را شریف ترین علوم می دانست و یکی از موازین

( ۳۱۸ )

شرف علم در نظر او بی سود بودن بود. بدین معنی که هر چه موضوع علم شریف تر باشد آن
علم شریف تر است و چون موضوع فلسفه اولی مطلق موجود است و مطلق موجود را کسی نمی
تواند در اختیار بگیرد و به کار برد. علم مابع

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.