پاورپوینت کامل نگاهی به بررسیهای کلامی و معرفتی در مجله حوزه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل نگاهی به بررسیهای کلامی و معرفتی در مجله حوزه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نگاهی به بررسیهای کلامی و معرفتی در مجله حوزه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل نگاهی به بررسیهای کلامی و معرفتی در مجله حوزه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۳۶۹

حوزه های دینی و عالمان دانش آموخته و برخاسته از آن حوزه ها, همیشه, تلاش ورزیده اند تا معارف و آموزه های دین را به فراخور نیازهای فکری متدینان, بازگویند و بپراکنند و در هر زمان, بیانی و روشنگری درخور فهم اهل زمان از آموزه های دینی داشته باشند. در یک نگاه کلی, معارف اسلامی به سه بخش, دسته بندی می شود:

اعتقادی ـ فکری

اخلاقی ـ سلوکی

عبادی ـ مناسکی

در حوزه دانشهای دینی, برای هر بخش از معارف, دانش خاصی شکل گرفته که به ترتیب عبارتند از:

کلام و الهیات

اخلاق و عرفان

فقه و حقوق

در این که کدام دانش, نسبت به دانش دیگر, برتری دارد و پیش است و باید در نظام تعلیم و تعلّم, جایگاه برتری بیابد و یا آن که هرسه در یک ردیف قرار دارند و از همسانی برخوردارند و باید همبرابر یکدیگر فهم و نشر شوند, جای درنگ و نظر است.

البته ناگفته نماند برای این مهم شاید نشود چگونگی ها, رویدادها و زمینه های عصری را نادیده انگاشت. شهید ثانی علوم شرعی را چهار دسته می شمارد و در بیان بایستگی تعلیم و تعلّم, هریک از این دانشها به آیات و روایات استنادمی جوید:

(…الفصل الاول فی اقسام العلوم الشرعیه الاصلیه وهی أربعه: علم الکلام وعلم الکتاب العزیز وعلم الاحادیث النبویه وعلم الاحکام الشرعیه المعبّر عنها بالفقه.

فأما علم الکلام ویُعَبَّرُ عنه باصول الدین, فهو اساس العلوم الشرعیه و قاعدتها, لأنّ به یُعرَف اللّه تعالی و رسوله و خلیفته و غیرها ممایَشتمِلُ علیه و به یُعرَف صحیح الآراء من فاسدها وحقُّها من باطلها وقدجاء فی الحثِّ علی تعلّمه وفضله کثیر من الکتاب والسنه…

وأما علم الکتاب فقداستقرّ الاصطلاح فیه علی ثلاثهِ فنون قداُفردت بالتصنیف وأطلق علیها اسم العلم:

احدها: علم التجوید…

ثانیها: علم القراءه…

ثالثها: علم التفسیر…۱)

فصل اول در اقسام دانشهای شرعی اصلی که به چهار دسته, دسته بندی می شوند:

علم کلام, علم به کتاب خدا, علم به احادیث نبوی و علم به احکام شرعی که از آن به علم فقه تعبیر می شود.

اما علم کلام, که آن را اصول دین می نامند, اساس و بنیاد علوم شرعی و محور و قاعده آنهاست. زیرا انسان, با این دانش است که به خداوند شناخت پیدا می کند و با رسول خدا و جانشین او, آشنا می شود. و نیز به حقایق دیگر معرفت می یابد, حقایقی که شناخت و راه به آنها در پرتو علم کلام ممکن است.

و در پرتو این دانش است که باورها و عقاید درست از نادرست, حق از باطل را باز می شناسد.

در کتاب و سنت, انگیزاننده های بسیاری برای فراگیری این علم و آگاهی از آن وجود دارد…

اما دانش کتاب, بر سه فن استوار است که در باره هریک از این سه فن کتابهای جداگانه ای نگارش یافته است و به هریک از آنها کلمه (علم) اطلاق شده است: علم تجوید… علم قراءت… علم تفسیر…

با نگاهی به دوران پیشین, این نتیجه به دست می آید که علم کلام در برابر علم فقه و دیگر علوم, جایگاه بس والایی داشته است. فقیهان, بررسی و درنگ روی علم کلام را پیش می داشته اند و در مجلسها و محفلهای گوناگون, به آموزاندن دانش کلام همت می گمارده اند.

بسیاری از فقیهان نامور شیعه, افزون بر آثار فقهی, آثار کلامی نیز دارند و بحث خدا شناسی را برابر آیات شریفه و روایات, که انسان را به شناخت خداوند, بر می انگیزانند, مهم و در سرلوحه حرکت و کارهای علمی و در رأس هرم دانش قرار داده اند.

امّا پس از هنگامه ای که اخباریان به پا کردند, یعنی از قرن دوازدهم هجری به بعد, هر فقیهی که پا به عرصه گذاشت, گویا خود را برابر سیل دَمان اخباری گری دید, از این روی, ناگزیر شد تمام توش و توان خود را به کار ببندد, تا پایه های فقه را بر دانش اصول استوار سازد, تا اندیشه های اخباری به آن گزند وارد نسازند.

این حرکت, به جای خود مهم و سرنوشت ساز بود و هیمنه اخباری گری را در هم فروریخت; امّا دامن زدن بیش از حد به آن, آن هم در دوره های بعدی, که نیازی احساس نمی شد, عالمان ما را از بحث اصلی بازداشت و کلام, که زیربنای هر دانشی است, از جایگاه واقعی خود, برکنار ماند و از درسهای حوزه در این دوره های اخیر حذف شد و یا در حاشیه قرار گرفت. امّا پس از پیروزی انقلاب اسلامی, به این دانش, احساس نیاز شد. پایه های فکری انقلاب اسلامی, باید بر دانش کلام استوار می شد. یاران انقلاب و کسانی که انقلاب را بر دوش می کشیدند که همانا طلاب جوان و دانشجویان و اهل فکر بودند, باید از نظر کلامی پخته می شدند و این مهم و برنامه و حرکت بنیادین, از عهده هیچ مرکز علمی و نهادی برنمی آمد جز حوزه های علمیه. حوزه های علمیه ابتدا باید نیروهای خود را به آبشخور کلام رهنمون می شد و از کوثر زلال کلام, به آنان می چشاند و آن گاه دامنه این دانش ناب را به سرتاسر کشور, به همه جوامع علمی و به ذهن و فکر اهل فکر و مردمان, می گستراند.

مجلّه حوزه, با درک این مسأله و نیاز روز حوزه ها و جامعه های علمی, دست به کار شد که هم جایگاه دانش کلام را بنمایاند و نیاز به دانش کلام را در روزگار جدید آشکار سازد و هم زوایای ناروشن از معارف را به کمک این دانش, روشن سازد.

به برکت انقلاب اسلامی, مدیریتهای اجتماعی, به رشته هماهنگی و همسویی با معارف و ارزشهای اسلامی درآمدند و این امر, ایجاب کرد که حوزه های علمیه, پژوهشگران و عالمان, به تلاش برخیزند و زوایای گوناگون دین: کلامی, اخلاقی, سیاسی, فرهنگی و اقتصادی را روشن سازند, تا فرد و جامعه بتواند برابر آنها رفتار خود را سامان دهد.

مجلّه حوزه, حرکتی در همین ساحَت بود. با نگاهی فراگیر به ساحَتهای دین و با توجه به انتظارها و نیازها و خلأهای فکری جامعه, به پاسخ گویی دینی پرداخت و نیاز جامعه را به پاسخ گویی دینی و برآوردن نیازها بر اساس آموزه ها و معارف دینی, به روشنی باز گفت و اهل فکر را به این مقوله توجه داد که کلام باید محور قرار بگیرد. و همه آفتهای فکری, از میدان دار و محور نبودن کلام ناشی می شود.

بخش معارف و کلام مجلّه حوزه, با همین انگیزه گشوده شد. این گام, هرچند کوچک, امّا اثربخش بود. از آن جا که با استقبال فضلا, طلاب و اهل فکر روبه رو شد, کسانی که باید درمی یافتند, دریافتند نپرداختن به این موضوع در حوزه و در حاشیه قرار گرفتن آن, بس زیان آور بوده و مایه عقب ماندگی فکری.

مجلّه حوزه, افزون بر گشودن این بخش و طرح بحثهای مورد نیاز و جدید در آن, در بخشهای دیگر به تناسب, به مقوله کلام پرداخته است. از باب نمونه پاره ای از مقوله ها که با شکل و هیأت سیاسی مجال طرح یافته, کلامی اند, مانند ولایت فقیه. از این مقوله و موضوع, هم در بخش کلام مجله سخن رفته و هم در بخش سیاسی.

ییا در شماره هایی به گونه ویژه, مسائل کلامی در کانون بحث قرار گرفته است, مانند شماره مهدویت, که نمایان گر دغدغه مجله نسبت به زمین ماندن بحث و آگاهی رسانی از مقوله بسیار مهم اعتقادی است و احساس مسؤولیت در برابر آسیبها و آفتهایی است که چه بسا از این زاویه به اعتقادات فرد وارد شود و در جامعه اثر بگذارد.

مجلّه, در این ساحَت نیز گذشته گرا نبود که توجه کافی و وافی به مسائل نوپیدا و جدید در عرصه کلام داشت. البته ریشه ها را در بوته بررسی نهاد. زیرا اگر ریشه های هر مقوله جدید, به درستی در بوته بررسی نهاده شود, هرچه شاخه و برگ برویاند و بگستراند و بر فروع آن افزوده شود, مشکلی در فهم ایجاد نخواهد کرد, به روشنی درک و فهم خواهد شد و شبهه های پدید آمده درباره آن, از صفحه ذهن زدوده خواهند شد.

آن چه در این نوشتار می آید, یک نگاه بیرونی به مقوله کلام و بحثهای پیرامونی آن در مجلّه حوزه است که با عنوان معارف و کلام, بازتاب یافته است:

به طور کلی, بحثهای معرفتی و کلامی که در مجلّه حوزه ارائه شده در چهار محور زیر می گنجد:

اعتقادی ـ کلامی

اخلاق و عرفان

قرآن ـ تفسیر

الهیات و کلام

۱. اعتقادی ـ کلامی

مسائل اعتقادی ـ کلامی, از جایی شروع می شود که انگیزاننده است. انگیزانندگی که به طور جد به آن نیاز است. ذهن و فکر طلاب و فضلای جوان را متوجه مقوله های کلامی مورد نیاز کردن, به یک خیزش بستگی داشت و شناساندن یک الگو و سخن گفتن از یک انسان موفق این عرصه, که در لایه های زیرین و پایه ای حوزه شناخته شده بود; امّا لایه های رویین و نوخاستگان او را نمی شناختند و چیزهایی از ویژگیهای فکری او شنیده بودند, امّا از ژرفای اندیشه او آگاهی نداشتند و او ملا علی نوری بود, فرزانه ای که اندیشه و نوع نگاهش می توانست در آن برهه برای حوزه های علمیه, در کارهای فکری و علمی, راهگشا باشد.

مجله حوزه, مسائل اعتقادی ـ کلامی را با عنوان: پاسخهایی در بحث عقاید از عالمِ فرزانه, ملا علی نوری شروع کرد و نمایاند که باید مسائل کلامی از این چشم انداز نگاه شود.

شروع بحث از این چشم انداز و بیان رسالت حوزه ها در این باب, گامی استوار بود که نشان می داد مجله حوزه دریچه ای را که به سوی بحثهای اعتقادی می گشاید, به طور کامل خردگرایانه است و بنا دارد از بحثهای سست و ناسازگار با خرد بپرهیزد و دوری گزیند.

بحث از اعتقادات و کلام, با پرسش و پاسخ شروع می شود و شکل می گیرد; یعنی مجله بنا دارد این روش را الگوی کار خود قرار دهد, البته به زبان روز و درخور فهم نسل نوخاسته.

مجله با این نگاه, جایگاه دانش کلام را می نمایاند و با اشاره به شرح حال ملا علی نوری, از زبان سید جلال الدین آشتیانی, افزون بر این که رنگ خاصی به کار خود می دهد و با توجه دادن حوزه ها و حوزویان به شناخته نبودن ملا علی نوری, با آن بزرگی و گستردگی دانش, یک موجی علیه غفلت از مسائل کلامی و متکلمان و عالم صاحب اندیشه, پدید می آورد. با طرح پرسشی که از ملا علی نوری در یک مسأله کلامی شده و پاسخی که وی داده, به نظر می رسد, مجله حوزه, با یک حرکت ابتکاری, بحث از مسائل اعتقادی ـ کلامی را در دور جدید کلید می زند:

سؤال:

روح انسان, مجرد است, یا مادی؟ برای او, فانی شدن است, یا نه؟

اگر بفرمایید مجرد است وفانی نمی شود, چه می فرمایید درخصوص آیه شریفه: کل شیء هالک الا وجهه.

جواب:

بدان ای برادر ایمانی که اصناف انسان, سه طایفه اعتبار کرده می شوند:

طائفه اول: انبیاء, اولیاء و اوصیاء.

طائفه ثانیه: مؤمنین و تابعین ایشان.

و طائفه ثالثه: کافرین و من فی جهنم.

در طائفه اولی, پنج روح است: روح القدس, روح الایمان, روح القوه, روح الغضب و روح الشهوه و روح المدرج.

و در طائفه ثانیه: چهار روح از ارواح خمسه مزبور, غیر از روح القدس.

در طائفه ثالثه, سه روح است از ارواح خمسه, غیر از روح القدس, روح الایمان.

روح القوه, مجرد می باشد و فناپذیر نمی باشد. لقوله: ما خُلقتم للفناء بل خلقتم للبقاء.

و روح الغضب و الشهوه, که عبارت از نفس حیوانی است, که نشانش همین غضب و شهوت می باشد و روح المدرج, که عبارت از نفس نباتی و روح طبیعی باشد, که نشانش تنمیه و تغذیه و تولید مثل است, مادی می باشند و فناپذیرند….)

این بحث در شماره دوم ادامه می یابد. منتهی سؤال از مقوله دیگر است و پاسخ ملا علی نوری همچنان روشنگر, برهانی و دقیق و سرمشق برای بحثهای کلامی.

مجله در بحث از اعتقادات, هدفهای والایی را در چشم انداز خود قرار می دهد که در فراز زیر (از مقاله: نگرشی به رسالت حوزه ها درزمینه عقاید, شماره ۶/۴۵) نمود یافته است:

(سخن از عقاید, یعنی بیان سنگین ترین و همگانی ترین بار رسالت انبیاء. انبیای الهی, که برانگیخته شدند, در دعوت به سوی حق, از اصول یکسان در تبلیغ رسالت پیروی می نمودند. و نخستین سخن خود را از دعوت به توحید شروع کردند. و با مطرح کردنِ توحید, شالوده نظام الهی را پایه ریزی می نمودند.

از این روی, گسترش بُعد عقیدتی بعثتهای انبیاء, از حیاتی ترین و مشکل ترین مسائل تاریخ مذهب به شمار می آید; زیرا دوری از شناختنِ عقاید و تفسیر صحیح آن, موجب پیدایش و پیشرفت مکتبهای کفر و شرک و نفاق می شود و در نهایت زمینه ساز اسارت انسان در بند حاکمیت کفر زمان)

مجله حوزه در نگاه اول, گزاره های اعتقادی ـ کلامی که برای فضای فکری پس از انقلاب اسلامی, سازوار و درخور بحث بود و ضرورت بازنگری داشت, در سرلوحه کار و برنامه خود قرار داد. و این پرسشها و گزاره ها در آن فضا, که آیینها و قانونها و برنامه های اسلامی, با شتاب چتر می گستراندند و جامعه را در پرتو نور خود می گرفتند, بسیار معنی داشت:

(۱. ضروری دین چیست و معیار آن کدام است.

۲. ضروریهای دین کدامند.

۳. آیا انکار ضروری خود موضوعی مستقل برای کفر است, یا در صورتی که نتیجه اش انکار خدا و رسول باشد, موجب کفر است؟

۴. چه نوع انکاری موجب کفر است؟ انکار از روی آگاهی و توجه, یا از روی جهل و غضب.

۵. آیا شبهه علمی در ضروری دین, موجب کفر است, یا نه؟

۶. آیا مجرد تفسیر و تأویل مادّی, از ضروریات دین, انکار به حساب می آید, یا خیر؟ یا این که باید قصد تحریف در کار باشد.

۷. آیا برخی از ضروریات را به زبان خاص (مثل این که گفته شود این حکم ضروری برای مسلمانان صدر اسلام بوده است) یا گروه خاص محدود کردن, موجب کفر است, یا نه و….).۲

طرح این پرسشها و پاسخ دقیق و علمی به آنها, فضا را, که شاید بعضی ملتهب می کردند و یا بنا داشتند ملتهب سازند و وانمود کنند با قرار گرفتن اسلام و قانونهای آن در رأس هرم جامعه, جای نفس کشیدن و ابراز عقیده نیست و ابراز هر عقیده ناسازگار با متکلمان و فقیهان شیعه و یا با آرای مشهور کفر است و… با برخورد علمی و دقیق, آرام می کرد و به طالب علمان و فضلای جوان, می آموزاند که چگونه با موجهای تبلیغی برخورد کنند و بحثهای کلامی و عقیدتی را چگونه پیش ببرند که جوانان را نرماند و در ضمن جواب منطقی به پرسشها و شبهه ها داده شود و در ضمن پاسخ و جدیت برای شبهه زدایی و رویارویی با اندیشه های ویران گر و انحرافی, از هرگونه غلیان احساسات جلوگیری کنند که مباد به تکفیرهای بی جا بینجامد و جامعه اسلامی با چهره زشت در بین دیگر جامعه ها جلوه گر شود.

با روشها و زبانهای گوناگون, زشتی کارکرد کسانی را که در طول تاریخ, به جای مناظره و ارائه بحثهای منطقی دست به حربه تکفیر برده و به رویارویی با مخالفان برخاسته اند, نمایاند:

(یکی از گرفتاریهای ما مسلمانان, در طول تاریخ, این بوده که بعضی از اشخاص و یا فرقه های مسلمان در عمل, خلاف این روش [بلندنظری در برخورد با افکار] را پیموده اند و از روی نادانی و جهالت, و یا عناد و لجاجت, تعصبهای بی جا, تنگ نظریها, خودمحوریها, یا تحریکات بیگانگان از اسلام, چنین می پنداشته اند که تمامی آن چه را خود بدان معتقدند, جزو اصول اعتقادی است و باید ملاک کفر و اسلام دیگران قرار بگیرد. در نتیجه به جای برخورد صحیح و منطقی با آراء مخالف و پیشه کردنِ طریق استدلال و برهان, به حربه اتهام و تکفیر روی آورده و کوچک ترین مخالف با عقاید خویش را با این حربه و چماق, پاسخ می داده اند. وحتی به این عمل خویش, به عنوان نوعی از تعصب در دین و حمایت از آن افتخار می کرده اند. در حالی که تعصب در دین و حمایت از آن معنایش این نیست که چماق اتهام و تکفیر را جایگزین منطق و استدلال نماییم. هیچ گاه حامیان واقعی دین و متعصبان به حق, چنین سیره و روشی نداشته اند, حتی در رابطه با ملحدان و کافران, که جز کفریات, چیزی بر زبان آنان جاری نمی شده است.)۳

مجله حوزه در گاهِ بحث از آزادی, انواع آزادی را به بوته بررسی می نهد, از جمله: آزادی فکر, بیان, قلم, عقیده, مذهب, اقلیتهای مذهبی و… و دیدگاه اسلام را از زوایای گوناگون می کاود و به این نتیجه می رسد:

(در مکتب مقدس اسلام, عالی ترین هدف و گرانقدرترین مقصد, نیل به آزادی و نجات از انواع بندگیهای پنهان و آشکار است. یک فرد مسلمان, موظف است همواره مواظب خود باشد تا قدمش در راه یکتاپرستی نلغزد و طوق عبودیت و بندگی غیر خدا را هرگز به گردن نیفکند و آزادی پر ارزش خویش را حتی برای یک لحظه از دست ندهد…. اسلام آزادی را والاترین جلوه حرمت مقام انسان و نقطه قوت و امتیاز او می شناسد: (لقد کرمنا بنی آدم…) تکریم انسان مفهوم بسیار لطیف و زیبا و در عین حال وسیع و گسترده ای است که همه ارزشها و خوبیها و کمالات انسانی از جمله: (آزادی) را در خود جای می دهد و اصل محکم و متقن قرآنی است در معرفی مقام و منزلت انسان و از وظایف مهم پیامبر این است که بارهای سنگین را از دوش مردم بردارد و زنجیرهای اسارت و بدبختی انسانها را در هم بشکند….)۴

مجله حوزه, با این بینش و نگاه به مبانی دینی و اسلامی, آزادی تفکر را زیربنای دیگر آزادیها می داند و با رویکردی اعتقادی ـ کلامی, در آن به بررسی می پردازد.

در این کاوشها و بررسیها, عطف توجه به این مهم است که نگاه به این گونه گزاره های سیّال و توجیه پذیر, باید با واقع نگری و اصالت اندیشی خردورزانه, صورت گیرد و از سلطه پذیری فکری و تقلیدزدگی فرهنگی و برآیندهای منفی و نادرست تجددگرایی به دور باشد, تا سوءاستفاده ها و نارواییهایی که به اسم دفاع از آزادی ممکن است گوهر آزادی و دستاوردهای راستین آن را نابود سازد, پیش نیاید و مباحث بر معیار حقیقت و اعتدال کاویده شود.

با این رهیافت به بحث آزادی, روشن می شود که آزادی در گزیدن عقیده, امری ضروری است; زیرا امکان ندارد که باورهای قلبی و در اساس, هویت فکرِ دینی, با اکراه و اجبار شکل بگیرد. در اسلام, دین باوریِ آزادانه و ایمانِ آگاهانه, یک اصل مسلّم و قطعی برای دیانت و دینداری دانسته شده است. حتی, تشریع قانونِ جهاد, هرگز به معنای تحمیل عقیده نیست, بلکه برای برداشتنِ بازدارنده های دعوت به دین و رهایی از نظام سلطه, جلوگیری از فتنه و ستم و یا ضرورت دفاع از دین و دینداران در برابر دشمنان است:

(آزادی انسان در انتخاب عقیده امری است ضروری. تسخیر قلوب, که لازمه باور و رکن اعتقادات است, با اکراه ممکن و میسّر نمی گردد; از این روی, اسلام, آزادی انتخاب و ایمان آگاهانه را به عنوانِ اصلی از اصول اساسی مکتب, پذیرفته و مردمان را از اکراه و اجبار بر دین باز داشته است. قتال و جنگ نیز, نه به خاطر دعوت و اجبار به دین که در راه رفع موانع دعوت و جلوگیری از فتنه و ستم تشریع و تجویز شده است).۵

از همین منظر, آزادی تفکر در اسلام, عاملی بایسته و لازم برای رشد و بلوغ اجتماعی معرفی و بر آن تأکید می شود.

این آزادی, تمام ساحَتهای دین را, اصول و فروع, دربر می گیرد. از همین روی, اسلام مسلمانان را از آن چه مانع پدید آمدن محیطی آزاد و سالم و آرام برای تفکر و اندیشه است, پرهیز می دهد و هرگونه برخورد تند و غیر اصولی را با اندیشه ها, نادرست می شمارد.

آزادی بیان و اظهار عقیده, که از مهم ترین مظاهر آزادی و جزءِ حقوقِ مسلم انسانی است, نتیجه طبیعی اصول و آموزه هایی دانسته شده که در متن دین جای دارند, مانند: امر به معروف و نهی از منکر, مشورت نهی از کتمان حق و نصیحت و خیرخواهی.

با شرح این اصول و آموزه ها, روشن می شود که مردمان در نظام اسلامی این آزادیها را حقی دینی برای خود می دانند.

مجله حوزه, برای ثابت کردن و به کرسی نشاندن این رهیافت و روشنگری بیش تر زوایای موضوع, از ارتداد و کیفر مرتد و نسبت آن با مقوله آزادی (از شماره ۴۱ به بعد) سخن به میان آورده و به این نتیجه رسیده است: نه مجازات مرتد, دلیل مشروعیت سلب آزادی است و نه حکم به ارتداد ابزار مبارزه با آزادی تلقی می شود; بلکه اولاً شرایط عصری و انگیزه اشخاص دو عامل مهم در تعیین ارتداد است و ثانیاً, مرتد صرفاً به سبب اظهار عقیده مجازات نمی شود, تا بگوییم با آزادی بیان و عقیده ناسازگار است. دلیل مجازات مرتد, پیامدهایی مانند: به وجود آوردن جنگ روانی, شعله ور کردن درگیریهای مذهبی و… است:

(از آن چه تاکنون در شناخت مرتد و مجازات او گفتیم, مطالب ذیل روشن گردید.

۱. مسلمانی که در برخی از اصول اعتقادی دچار شک و تردید گردیده است, تا آن را انکار نکند, مرتد شمرده نمی شود.

۲. انکار ضروری دین, ازروی ناآگاهی و یا شبهه, موجب ارتداد نمی گردد.

۳. انکار و ارتداد قلبی, تا در گفتار و یا کردار ب

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.