پاورپوینت کامل درس خارج ماهیت شناسی و روش شناسی ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل درس خارج ماهیت شناسی و روش شناسی ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل درس خارج ماهیت شناسی و روش شناسی ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل درس خارج ماهیت شناسی و روش شناسی ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint :
مقدمه:
درس خارج, برترین و بالاترین مرحله از درسهای حوزوی در زمینه ی فقه و اصول به شمار می رود. این برترین بودن به آن دلیل است که اجتهاد, جایگاهی بسیار بالا در اسلام و بویژه تشیع و آن هم در عصر غیبت که ما راهی به سوی دریافت احکام از معصوم نداریم و باید به مجتهد مراجعه کنیم محسوب می شود.
اجتهاد در مرحله درس خارج شکل می گیرد; به همین جهت, مرحله ای مهم و اثرگذار و از هر جهت, درخور توجه و اهمیت است. با این وصف, و به رغم این اهمیت, موضوع مطالعه قرار نگرفته, و چیستی, فرهنگ, فایده ها و روش آن, بررسی نشده است.
به دیگر سخن, برای مهم ترین مقطع تحصیلی که بار ایجاد ملکه اجتهاد را بر دوش می کشد, فکر چندانی نشده است; بویژه که از حیث زمانی, زمانِ بیش تری را نسبت به سطح, به خود اختصاص می دهد و گاه دیده شده, افرادی بیست و پنج تا سی سال و یا حتی بیش تر در این دوره می مانند.
از این رو سزاوار است این دوره به دقت مورد مطالعه قرار گیرد شاید بشود زمان آن را کوتاه, هدف آن را منقح, و استفاده از آن را کیفی تر, کرد.
توجه به نکات زیر, اهمیت مطالعه و بررسی درس خارج را آشکار می سازد:
الف. فرق و ناسانی دوره های تدریس خارج و نسلهای مختلف استادان در هر دوره: در دوره ما, تدریس خارج وارد پیچیدگیها و ابهامهای بیش تری شده است. باید نسل شناسی استادان درس خارج صورت بگیرد. یک زمانی شیخ انصاری تدریس می کرد, سپس نوبت رسید به صاحب کفایه, کمپانی, نائینی, عراقی و… اینان نسل ویژه ای را تشکیل می دهند. پس از اینان نسل دیگری سربرآورد, تا رسید به نسل جدیدی که اکنون در حال شکل گیری است. میان این دوره ها و استادان نامور درس خارج هر دوره, فرقهایی به چشم می خورد و احساس می شود. باید دید این تفاوتها در چگونگی تدریس آنان است؟ یا در مقوله های دیگری است؟
ب. بروز ابهامها و پرسشها: درس خارج مدتهاست که در حال انجام است و در نتیجه اقوال فراوانی را در دو فضای فقه و اصول تولید کرده و ما را امروزه با فضایی پر از اقوال رو به رو نموده است. از سوی دیگر, شماری بعد از سالها حضور در درس خارج احساس می کنند هنوز به اجتهاد نرسیده اند. ابهامهایی شکل گرفته که یک منشأ آنها همین فضای مواجهه با اقوال متراکم و صعوبت برون رفت علمی در این مواجهه است.
ج. داشتن هزینه زمانی بسیار: درس خارج در شرایط فعلی از حیث زمانی هزینه بردار است که گاه طلبه ای اگر بخواهد پابه پای آن به پیش رود و به کندوکاو در محتوای هر درس و زوایای آن بپردازد, از درسهای دیگر مانند تفسیر و کلام باز می ماند. از این روی, باید مطالعه ای دقیق, همه سویه و ژرف درباره درس خارج انجام بگیرد.
اینها همه, ضرورت پرداختن به درس خارج را به عنوان موضوع درسی و از آن مهم تر ضرورت پرداختن به شیوه درس خارج را اثبات می کند.
اگر درس خارج به بوته بحث قرار داده شود, مهم ترین و کلیدی ترین محورهای مربوط به درس خارج, این است که:
تعریف درس خارج و فوائد ارائه تعریف
روش استنباط و شیوه درس خارج
محتوی درس خارج
با طرح و بررسی این محورها می توان درس خارج را در یک مسیر پویاتر, اثرگذارتر, عاری از مشکلات, و به دور از پیچیدگیها, قرار داد و از نیاز به یک زمان طولانی به دور کرد و دوره آن را با برنامه ریزی دقیق و عالمانه و سنجیده, در یک زمان کوتاه تر گذراند.
روشن است که در این مجال نمی توان به تمام مقوله ها و بحثهای مربوط به درس خارج پرداخت. آن چه این مقال در پی آن است, بررسی زاویه هایی از این بحث دراز دامن است و بیان نکته هایی چند در باره درس خارج.
تعریف درس خارج و فایده های آن
ارائه تعریفی دقیق و همه جانبه برای درس خارج تا آن جا اهمیت دارد که ارائه نکردن آن و یا ارائه آن به گونه غیر فنی, برنامه ریزی نسبت به درسهای خارج را دچار آشفتگی و پریشانی می کند.
۱ . تعریف درس خارج: درس خارج, تلاش و تکاپویی آموزشی پژوهشی است که ماهیت آن را مراجعه استنباطی به منابع تشکیل می دهد و این تلاش و تکاپو و مراجعه استنباطی, همراه است با آموزش شیوه استنباط. هدف از این تلاش آموزشی پژوهشی, دستیابی به ملکه اجتهاد است.
در این تعریف, بر سه عنصرِ مهم تکیه شده است:
عنصر اول: گونه تلاش: گونه آن آموزشی پژوهشی است و تنها آموزشی نیست.
عنصر دوم: ماهیت تلاش: ماهیت آن, رجوع به منابع است; ولی نه رجوع ساده عادی, بلکه استنباطی. و البته در کنار این مراجعه, آموزش شیوه استنباط نیز صورت می گیرد.
عنصر سوم: هدف تلاش: هدف از این تلاش گسترده, دستیابی به ملکه اجتهاد است.
وقتی گفته می شود آموزشی است, باید دید چه چیزی آموزش داده می شود؟
وقتی گفته می شود پژوهشی است باید دید چه چیزی پژوهش می شود؟ بی گمان آن چه آموزش داده می شود, شیوه استنباط است و تلاش و تکاپوی استنباطی است.
البته این پژوهش, هم از سوی استاد و هم از سوی شاگرد, هر یک به فراخور دانشی که دارد, باید صورت گیرد.
مقصود از استنباط این است که مسأله ای که حکم آن روشن نیست, با مراجعه به منابع, حکم آن به دست آید. پس درآمیختن آموزش و پژوهش برای رسیدن به ملکه اجتهاد است.
۲ . فایده های ارائه تعریف از درس خارج: ارائه تعریف از درس خارج, فایده های بسیاری در بردارد که بخشی از آنها عبارت اند از:
الف. نقد و ارزیابی درسهای خارج: با توجه به این تعریف می شود خیلی از درسهای خارج را نقد کرد; زیرا این تعریف, یک معیار است.
نخست آن که: بیش تر درسهای خارج که در حوزه ها شکل گرفته و انجام می گیرد, آموزشی اند و نه پژوهشی. اگر هم پژوهشی انجام می گیرد از جانب استاد است. پس ایراد اول مشارکت نداشتن شاگردان درس خارج در پژوهش است.
دو دیگر: متعلق فنی آموزش به درسی شکل نمی گیرد.
در تعریف درس خارج یادآور شدیم استاد باید شیوه استنباط را آموزش بدهد. به دیگر سخن, آموزش تعلق پیدا کرده به آن چه که باید پژوهش بشود; ولی این اصلاً آموزش داده نمی شود. در پاره ای از درسهای خارج آن چه که در دوره سطح خوانده شده, آموزش داده می شود که آن فقیه چنین گفته و دیگری چنان. یعنی در درس خارج, آموزش متعلق شده به آن چیزی که در سطح باید آموزش داده شود و در درس خارج بالعرض, نه بالاصاله آموزش داده می شود. بالعرض, بالاصاله شده است. لذا تعامل طلاب شرکت کننده در دروس خارج, با درس خارج, تنها آموزشی شده و متعَلق واقعی آن گم شده است.
نتیجه این می شود که یک نفر ۲۰ الی ۳۰ سال در درس خارج می ماند.
پر مطلب بودن بابها هم زیانی نمی رساند, چون درس خارج می خواهد شیوه ای را بیاموزد که اگر ۵ الی ۶ سال این روند ادامه پیدا کند, اجتهاد حاصل شود و بعد از آن فرد بتواند به تحقیق بپردازد. امّا چون در حوزه ها, نگاه به بابهای فقهی, نگاه دوره سطح است, این پندارها بر ذهنها چتر گسترانده که تمام بابهای فقه در درس خارج باید خوانده شوند!
چه کسی گفته تمام بابها باید در درس خارج خوانده شود؟ آن چه که لازم است و بایسته و راهگشا, که تمام بابها استنباط شوند; زیرا با توجه به گستردگی بابها, فرصت خواندن تمام آنها, ممکن نیست.
پس حوزه در باب درس خارج, نخست آن که هدف را گم کرده و دو دیگر, آن را آموزشی کرده اند. در پاره ای از درسهای خارج, که فنی تر هستند, هدف این است که مرحوم کمپانی چه گفته است و تلاش می شود قول او فهم شود و… اینها همه باید انجام بگیرد, اما هدف نیست. چون از اول به طلاب گفته شده ببینید استاد چه می گوید. از این روی وقتی سر جلسه درس می روند چشم شان به دهان استاد است و تندتند, کلمه به کلمه می نویسند. در حالی که شاگرد باید به اندازه آن چه که استاد می گوید خودش هم مطالعه بکند. در غیر این صورت, اجتهادی صورت نمی گیرد.
ناگفته نماند که استادان و شاگردان بسیار مبرز, خوش فکر و دقیق اندیش وجود دارند, اما ما در این مقال در پی نقد عموم درس خارج هستیم.
بر اساس تعریفی که از آن سخن به میان آمد, همان گونه که می توان انتقاد کرد می توان برنامه ریزی و تحلیل و قاعده سازی کرد.
ییادآور شدیم که محتوای درس خارج را مراجعه استنباطی به منابع, همراه با آموزش شیوه استنباط تشکیل می دهد. پس هر دو استنباط است: یکی کوشش استنباطی است و یکی همراه با آن آموزش شیوه استنباط است.
ب. آماده سازی جهت برنامه ریزی: کسی که بخواهد در درس خارج شرکت بجوید باید برنامه ریزی داشته باشد, و یا اگر مدرسه ای می خواهد درس خارج برگذار کند, باید برنامه ریزی کند و در ابتدا باید تعریف داشته باشد, و یا فراتر اگر حوزه علمیه قم بخواهد برنامه های کلان را برای درس خارج سامان دهد, باید تعریفی از درس خارج ارائه دهد, عناصر این تعریف را به درستی بشناساند تا برنامه ریزی دقیق انجام بگیرد. در مَثَل اگر کسی تعریف درس خارج را عبارت از یک برنامه (آموزشی) دانست, خوب باید برنامه به گونه ای باشد که در راستای برآوردن این جنبه آموزشی قرار بگیرد.
و یا فرض کنید اگر کسی در کنار آموزش, پژوهش را هم یکی از مقوّمات آموزش برشمرد, و گفت: (آموزشی پژوهشی), به طور طبیعی باید هر دو عنصر را تامین کند.
ج. شیوه شناسی درس خارج: درس خارج اگر به گونه ای که در این مقال تعریف شد, تعریف بشود, شیوه درس خارج تعریف ویژه پیدا می کند, و اگر به گونه دیگری تعریف شد, شیوه درس خارج باید متناسب با آن, تعریف بشود.
روش استنباط و شیوه درس خارج:
روش این است که به گونه ای خاص و با رعایت عناصری خاص, کاری انجام بگیرد.
اهمیت روش تا آن جاست که اگر کسی به درستی آن را نفهمیده باشد و انجام ندهد, یا به شیوه ارتکازی انجام دهد, کار او ابتر است. روش هر کار در اتقان و حسن بهره گیری از کار بسیار نقش آفرین است.
استنباط, روش می خواهد. نخستین مرحله استنباط چیست؟ مراجعه به اجماع یا قرآن یا سنت؟ به قواعد اصولی زیاد مراجعه بشود یا کم؟ رجوع به قواعد فقهی و رجال در چه جایگاهی صورت گیرد؟ چگونه از روایت بهره برده شود؟ دنبال لغت باید رفت یا روایات دیگر ضمیمه گردد؟ چگونه از قرآن و سنت کنار هم استفاده شود؟ همه روش است. پس روش عبارت است از مجموعه ای از عناصر که ترتیب و تنظیم منطقی بین آنها شکل می گیرد که با به کارگیری این روش, سریع تر و عالمانه تر به هدف می رسیم. اگر همه عناصر نباشند, یا همه باشند, اما ترتیب و تنظیمی بین آنها نباشد; یا دست یافتن به هدف ممکن نیست, یا اگر ممکن باشد, خیلی دیر دست می دهد, یا به صورت ابتر دست می دهد.
استنباط هم خیلی حساس است. افتادن در دریای ادله و منابع و اقوال است.
هیچ گاه کسی به طور دقیق نگفته وقتی که وارد عرصه استنباط شدیم, اول به اجماع تمسک بجوییم, یا به قرآن یا به سنت. البته معروف است که قمی ها ابتدا سراغ روایات می روند; خالی از سجایای مدرسه ای اصولی و با ذهن به طور کامل خالی. خوب این یک روش است. در حالی که در نجف ابتدا سراغ اصول می روند.
آیا در زمان حال به روش پرداخته می شود؟ می شود گفت: تا حدودی. پاره ای از عناصر روش را طلبه می آموزد (قواعد اصولی). بخشی از روش را هم استاد به صورتِ ناگفته ارائه می کند. یعنی هر استادی به گونه ارتکازی روشی دارد که شاگرد اگر هوشیار باشد پس از سالیانی درمی یابد که استادش چه روشی دارد.
اما همه شاگردان در این درجه و مرتبه از درک قرار ندارند. از این روی, همیشه یکی دو نفر از این شاگردان به درجه اجتهاد می رسند.
در پاسخ به این سؤال که چرا شیوه استنباط, آموزش داده نمی شود, با آن که متعلق درس خارج همین است؟! باید گفت: اشکال این است که نه عناصر استنباط به صورت کامل شناخته شده اند, و نه تنظیم این عناصر از شفافیت درخور, بهره دارند. اشکال دیگر این که افراد چون در سن بالا, به طور معمول, به قوه اجتهاد دست می یابند نوگرایی ندارند, یک رویه سنتی محض در ذهن آنان پرتو می افکند, به گونه ای که دیگر حاضر نیستند علم و مهارت استنباطی خود را در مسائل مستحدثه و جدید به کار بگیرند. اما آنانی که در جوانی به اجتهاد می رسند, نوآورترند. مانند شهید سیدمحمد باقر صدر که نوآوریها و ابتکارهای بسیار داشت. البته ناگفته نماند که او نابغه بود, نه این که اینها را از استاد فراگرفته باشد.
به هرحال, موضوع خیلی مهم, یکی: شیوه درس خارج است که این مبتنی است بر تعریف درس خارج, و دیگری شناخت تفاوت شیوه درس خارج با منهج استنباط است. آیا منهج استنباط, همان شیوه درس خارج است یا شیوه درس خارج کوچک تر از منهج استنباط است؟ یا به عکس منهج استنباط در دل شیوه درس خارج قرار می گیرد؟ و یا در اصل, نسبتی ندارند؟
به هر حال, پاسخ به این سوال که نسبت بین آنها چگونه است؟ برمی گردد به این که از درس خارج تعریفی ارائه گردد و با توجه به آن شیوه درس خارج تعریف شود و پس از آن است که جایگاه منهج استنباط در درس خارج, خود به خود روشن می شود. پاسخ به این سؤال را به فرصت دیگری واگذار می کنیم.
اینها مباحث کلیدی درس خارج است که طالب علم باید به درستی با آنها آشنا گردد و از آنها درک درستی داشته باشد. تاکنون موضوعِ خود بحث درس خارج, موردِ بررسی قرار نگرفته است هرچه انجام گرفته شرکت در درس خارج بوده, یا توصیه به اهمیت آن و… .
محتوای درس خارج:
همان طور که متوجه شدیم, با کالبد شکافی تعریف ارائه شده, و تجزیه و تحلیل آن, به این عناصر اصلی دست می یابیم:
۱. تلاش آموزشی پژوهشی.
۲. محتوای تلاشِ مراجعه به منابع و مبانی.
۳. هدف.
در این مقال, عنصر دوم را در حدّ مجال به بوته بررسی می نهیم که همانا (محتوا) است. چون بحث تلاش آموزشی پژوهشی یک بحث خاصی است و مجالی بیش تر از این می طلبد و (هدف) را هم در درجه بعدی اهمیت قرار می دهیم.
مراجعه عنصرمحوری استنباط:
محتوای فعالیت درس خارج چیست؟ از تعریف به دست آمد که این محتوی مراجعه به منابع و مبانی است با هدف استنباط حکم, در ضمن, منابع و مبانی از یکدیگر جدا هستند و نباید با هم یکی انگاشته شوند.
وقتی سخن از مراجعه به میان می آید, چند محور باز شود:
۱. خود (مراجعه).
۲. قواعد (مراجعه) (یعنی قواعدی که مراجعه بر پایه آنها شکل می گیرد).
۳. محل ّ رجوع (یعنی مرجع که همان منابع و مبانی است).
مراجعه یعنی چه؟ در درس خارج یک مراجعه انجام می گیرد, این (مراجعه) یعنی چه؟ استاد درس خارج, باید, هم به مراجعه دیگران به منابع و مبانی نسبت به آن موضوع و حکمِ آن موضوع, توجه نشان دهد و هم خودش به آنها مراجعه کند. یعنی از یک استاد درس خارج, همیشه دو انتظار است:
ییکم. مراجعاتی که دیگر فقیهان نسبت به آن موضوع و حکمِ موضوع انجام داده اند, به شاگردان عرضه و بازگو کند.
دوم. خود استاد به آن منابع مراجعه و استنباطی بکند.
مراجعه دیگران یعنی بیانِ اقوال دیگران. این که در درس خارج اقوال دیگران مطرح می شود, چون فقیهان نمی خواهند تنها اقوال دیگران را نشان دهند, بلکه می خواهند نحوه مراجعه دیگران و نتیجه بارشده بر آن را به شاگردان نشان بدهند.
پس چون در درس خارج باید مراجعه فقیهان دیگر به منابع و مبانی مورد توجه قرار بگیرد, به همین خاطر لازم است که اقوال فقیهان بررسی شود. در دو محور بررسی اقوال را در درس خارج پی می گیریم:
یکم. لزوم داشتن نظریه جهت مواجهه با اقوال:
استاد درس خارج, باید نظریه ای داشته باشد. یکی از اشکالهای متوجه به پاره ای از درسهای خارج این است که استادان برای بیان اقوال فقیهان صاحب نظر دیگر, نظریه ندارند. مقصود از نظریه این است که چرا باید در درس خارج و در اجتهاد, به اقوال مراجعه کنیم؟ اقوال چه فایده هایی دارند و به چه اقسامی تقسیم می شوند؟ (نظریه) در این زمینه وجود ندارد. یک نظریه ای مرحوم آیت اللّه بروجردی ارائه کرده که نیاز به تنبیه و تکمیل دارد, آن نظریه با اندکی تصرف, بدین شرح است:
اقوالی که باید در درس خارج به آنها مراجعه کرد, به چهار دسته تقسیم می شوند. هر یک از آنها یک کارکردی دارد.
اقوالی که در آنها آرای امامان, علیهم السلام, بازتاب یافته اند. به تعبیر فنی تر آرایی که شایستگی آن را دارند (نمی گوییم به طور حتم) بازتاب آرای امامان باشند. آیا مگر می شود که اقوال فقیه, آینه ای باشد که رأی معصوم(ع) در آن بازتاب یابد؟ بله می شود, نسبت به گروهی از فقیهان نه همه فقیهان.
فقیهانی که از ابتدای قرن چهارم, تا کم و بیش نیمه های قرن پنجم زندگی می کرده اند. مانند ثقه الاسلام کلینی, شیخ صدوق, و پدرش, شیخ طوسی که در اواخر این سلسله جای می گیرد, شیخ مفید و… اینان, گروهی از فقیهانی را تشکیل می دهند که ممکن است آرای اهل بیت(ع) در آرای آنان, بازتاب یافته باشد.
با آرای این گروه از فقیهان, باید یک تعامل ویژه کرد. اینها را باید در درس خارج, به روشنی بازگفت. اگر این نظریه را بپذیریم, این آرا باید یک جایگاه ویژه ای در درسهای خارج و اجتهاد پیدا بکنند. از قواعد شناخت رأی معصوم و شناخت بازتاب رأی معصوم, باید آگاهی کامل داشت. به هیچ روی در دوره های گوناگون, بحث نشده که از کجا معلوم که این آرا, آرای معصوم(ع) را بازتاب می دهند دلیلهای آن چیست؟
آقای بروجردی, در این باره دیدگاهی دارد که ابتکاری است.
دیگر این که حالا که رأی معصوم در اقوال بازتاب دارد, همه اقوال که این ویژگی را ندارند و بازتاب دهنده رای معصوم نیستند, بلکه در این جا, ضابطه ها و قاعده هایی وجود دارد که باید آن ضابطه ها و قاعده ها را به روشنی شناسایی کرد.
بخشی از راه رسیدن به رأی معصوم(ع) در این جاست که باید به جست و جوی آن برخاست. ظرفیتها و گنجاییهای ویژه ای در این جا وجود دارد و می تواند فقیه را به رأی معصوم(ع) برساند, و نمی شود از آن دست برداشت و زنجیره آن را گسست. بریدن و گسستن این حلقه قرن چهارم تا نیمه های قرن پنجم, یعنی گسستن یک زنجیره و گرفتن یک حلقه از آن و در نتیجه پیوند نداشتن با زمان معصوم(ع).
آنانی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 