پاورپوینت کامل خود آگاهی عرفانی، انگیزه سلوک اخلاقی ۹۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل خود آگاهی عرفانی، انگیزه سلوک اخلاقی ۹۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل خود آگاهی عرفانی، انگیزه سلوک اخلاقی ۹۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل خود آگاهی عرفانی، انگیزه سلوک اخلاقی ۹۹ اسلاید در PowerPoint :

درونمای هدف را دیدیم با مسلک های اخلاقی آشنا شدیم مقصد رسیدن به مقام[ قرب الهی] بود و راهها گوناگون یکی با پای[ خرد] به خانه دوست می رفت و دیگری از کلبه[ دل] دریچه ای بسوی محبوب باز می کرد و سومی بر بال و پر[ عقل] و[ عشق] بر گرد[ سرای یار] پرواز می نمود. ما دراین میانه رهوار[ عبادت] را برگزیدیم و همین را راهپیمای خطه قرب شناختیم اینک راه در پیش است و مقصد فراروی. کاروانیان رفتند گرد قافله پیداست. آوای درای اشتران می آید. هجرت را آغاز کنیم که راه بس درازاست و مقصد بس بزرگ.

دراین گفتار باید با[ انگیزه حرکت اخلاقی] آشنا گردیم و عامل پرتوان سلوک را بشناسیم [ پاوری پیشروی] در موج را جستجو کنیم. زیرا اسب نفس چموش است و زورق جان در مسیر موج ها باشد که این شناخت به نشستگان ما حرکت و به راهیان ما سرعت بخشد.انشاءالله

خودآگاهی عرفانی چیست؟

حرکت اخلاقی جبری و تحمیلی نیست عوامل بیرونی آن را پدید نمی آورد از درون می جوشد و در پرتو شرائط خارجی رشد می کند و سرعت می گیرد. گام های روح است در مسیر فلاح و فضیلت دگرگونی دلهاست نه طی مسافت. تکاپوی ضمیراست نه پیمودن زمین. این حرکت برخاسته از نوعی[ آگاهی] و[ آرزو]است که ما دراین مقال نام[ خودآگاهی عرفانی] را برای آن برگزیده ایم و همین حقیقت را [ انگیزه سلوک اخلاقی] می شناسیم.

این خودآگاهی عطشی است که وقتی در جگرافتد تلاشی بی امان پدید می آورد. و آتشی که وقتی در خرمن[ من] درگیرد جز[ او] چیزی باقی نمی گذارد[ خودآگاهی عرفانی] آگاهی به خوداست در رابطه با ذات حق ۱ دردی درونی است که از نیاز شکوه می کند و دردمند را به درمان فرا می خواند.

این خودآگاهی تازیانه نفس است که کاروان فضیلت را در مسلک[ عبادت] به پیش می برد.بندها را می گسلد آرزوها می آفریند شورها می زاید و شعله ها در جان می زند.

این خودآگاهی حلقه پیوند خود و خداست. از سویی فقر و نیاز و عجز و جهل انسان را نشان می دهد. واز دیگرسو لطف و غنا و قدرت و علم ازلی را ترسیم می کند.

[خودآگاهی عرفانی] همان نوای سوزناکی است که در نی بریده از نیستان ناله می کند و همان شعور ناآگاهی است که هنر و صنعت را می آفریند بشر با هنر می خواهد آنچه را طبیعت ندارد به آن ببخشد و با صنعت سعی می کند هر چه بیشتراز دارائی های طبیعت برخوردار شود. ۲

[خودآگاهی عرفانی] درد جاودانگی است که در دنیای[ زودگذر] در جان انسان شعله ور می گردد [ عطش بقا]است که در[ دیارفنا] روح را می آزارد رنج ناهماهنگی با طبیعت است که در[ سرای عاریت] بر دوش بنی آدم سنگینی می کند واحساس غربتی دردناک است که در غروب زرد رنگ زندگی تمنای وطن را در دل این تبعیدی زمین زنده می سازد.

[خودآگاهی عرفانی] همان شوری است که وقتی در سرعارف خطه شیراز می افتد بر لوح دل جز[ الف قامت دوست] را نمی بیند. گاه خود را طایر عالم قدس احساس می کند که توان شرح فراق ندارد و نمی داند چرا در تنگنای حادثه افتاده است. ۳ و زمانی آوای فرشتگان را می شنود که او را به کنگره عرش فرا می خوانند ولی پای خویش را در دام طبیعت گرفتار می بیند:

ترا زکنگره عرش می زنند صفیرندانمت که دراین دامگه چه افتاده است

[خودآگاهی عرفانی] آشنایی با بعد ملکوتی زمینیان است و شناخت چهره آسمانی انسان که بگفته شیخ بهاءالدین عاملی – قدس سره:

شاه جواهر عالم ناسوت است و خورشید مظاهر ملکوت و چه زیبا سروده است.

ای مرکز دائره امکانای زبده عالم کون و مکان تو شاه جواهر ناسوتیخورشید مظاهر لاهوتی تاکی زعلایق جسمانی در چاه طبیعت تن مانی تا چند به تربیت بدنی قانع به خزف زدر عدنیصدملک ز بهر تو چشم براهای یوسف مصری بدر آی از چاهتا والی مصر وجود شویسلطان سریر شهود شوی ۴

[آگاهی عرفانی] همان[ معرفه النفسی] است که امیرالمومنین[ ع] درباره اش فرمود:

معرفه النفس انفع المعارف۵.

[شناخت نفس مفیدترین شناخت هاست].

این خودآگاهی همان دروازه شناخت خداست که بر روی انسان بسته گردد درهای بهشت و رستگاری بر رویش باز نخواهد شد. و سرانجام این همان گوهری است که به زبان قرآن فراموشی آن بانسیان[ الله] همراه است و باختن آن با باختن خویش. ۶ بدون این آگاهی انسان از خویش بیگانه می شود و با دیوهمخانه

۳-علایم خودآگاهی عرفانی

۱ در رابطه با حق:

آن کس که این شرر در جان دارد [ خویش] را فرع می بیند و[ حق] را اصل خویش را[ مجاز]احساس می کند واو را [ حقیقت] خود را[ مقید] می بیند واو را[ مطلق]. خود را[ موج] می شناسد و حق را[ دریا] خویش را[ سایه] می بیند واو را[ نور]

۲- در رابطه با نفس:

آن کس که ازاین درخت[ معرفت] میوه خورده است [ درد] دارد. دردی درونی همانند رنج روحی یک عاشق که از فراق و هجران و محرومیت شکوه می کند. تپش دارد همانند یک ماهی که از دریا بر ساحل افتاده است.

احساس غربت می کند همانند غربت یک[ آدم] که[ از بهشت] به تبعیدگاه زمین هبوط کرده است. و به قول مولانا جلال الدین رومی:

هر که او بیدارتر پر دردترهر که او آگاهتر رخ زردتر.پس بدان این اصل راای اصل جوهر که را درداست او برده است بو

۳- در رابطه با دنیا:

آنکه[ خودآگاهی عارفانه] دارد همچون جنینی که دوران رشدش پایان یافته از ظلمات رحم می گریزد. بند وابستگی به طبیعت را می برد نگاه طلب بر آسمان دوزد بیم وامید دنیا از دل می شوید جامه تقوی به تن می کند به سرای نو می اندیشد واز قطع پیوند معنوی می هراسد اشاره امام علی[ ع] به این حقیقت است آنجا که می گوید:

[کانوا قوما من اهل الدنیا و لیسوا من اهلها فکانوا فیها کمن لیس منها عملوا فیها بما یبصرون و بادروا ما یحدرون تقلب ابدانهم بین ظهرانی اهل الاخره و

یرون اهل الدنیا یعظمون موت اجسادهم و هم اشداعظاما لموت قلوب احیائهم]. ۷

[مردمی در دنیا بودند ولی اهل آن نبودند. آن چنان زیستند که گویا از آن نیستند با بصیرت در آن کار کردند واز خطرها رستند. پیکرهاشان بین اهل آخرت در گردش است اهل دنیا را می بینند که به مرگ جسدهای خویش اهمیت می دهند ولی آنها نسبت به مرگ دلهای زنده شان بیشتراحساس خطر می کنند].

و یا در جای دیگر می فرماید:

پیش از آنکه پیکرهاتان از دنیا برود دل رااز دنیا برون کنید در آن آزمایش می شوید و برای جای دیگر خلق گشته اید ۸.

گر چه سیمای این انسانهای آسمانی خندان و شکفته است اما هاله ای ازاندوه مقدس گرداگرد قلب پر نورشان را فرا گرفته است. این ویژگی روحی در فرهنگ غنی اسلام با عبارات گوناگون تبیین شده است:

-۱- المومن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه ۹.

[شادی مومن در چهره وی واندوه در دل اوست].

۲- ان الزاهدین فی الدنیا تبکی قلوبهم وان ضحکوا و یشتد حزنهم وان فرحوا ۱۰.

[براستی زاهدان دلهایشان می گرید هر چند بخندند اندوهشان عمیق است هر چند شادی کنند].

و در همین راستاست احادیثی همانند:

هر عارفی اندوهگین است ۱۱.

هر عارفی نسبت به خوشی های دنیا بی رغبت است ۱۲

هر خردمندی اندوهناک است ۱۳.

[از خودبیگانگی] آفت بزرگ حرکت اخلاقی

حرکت اخلاقی تلاشی مقدس در جهت بازیابی[ خودالهی] انسان است و این تلاش بدون آشنایی باابعاد گوناگون[از خود بیگانگی] و رهایی از [خودهای کاذب] بجایی نمی رسد. بازگشت به فطرت الهی انسان بدون شناخت انواع وانحاءانحراف از

فطرت مقدور نیست. بین انسانی که باید باشد ولی[ نیست] وانسانی که نباید باشد اما[ هست] فاصله ای عمیق وجود دارد. و حرکت اخلاقی تلاشی است برای برداشتن و کاستن این فاصله که گاه هولناک و نگران کننده است.

انسان در حرکت اخلاقی از[ ناخودها] بسوی خود راستین خویش می گریزد. شیخ اشراق این سیراخلاقی را در یک رباعی لطیف بیان کرده است: ۱۴

هان تا سر رشته خرد گم نکنی خود را زبرای نیک و بد گم نکنی رهرو تویی و راه تویی منزل توهشدار که راه خود به خود گم نکنی

استاد شهید مرتضی مطهری – قدس سره – خطراز خود بیگانگی را چنین گوشزد می کند:

انسان احیانا[ خود] را با[ ناخود]اشتباه می کند و ناخود را [خود] می پندارد. و چون ناخود را[ خود] می پندارد آنچه به خیال خود برای خود می کند در حقیقت برای[ ناخود] می کند و خود واقعی را متروک و مهجور واحیانا ممسوخ می سازد. ۱۵.

متفکر محقق استاد محمدتقی جعفری از خود بیگانگی منفی را چنین تفسیر می کند:

فقدان خود یا برخی عناصر خود که موجب شکست آدمی در زندگی می گردد. ۱۶

وقتی انسان[ خود] را گم کند و یا برخی عناصر سازنده هویت انسانی خویش رااز دست بدهد.از خویش بیگانه شده است.

متون اسلامی که در زمینه های ذیل سخن می گوید:از خود بیگانگی انسان را نشان می دهد.

۱. آیات و روایاتی که مساله مسخ انسان را بیان می دارد.

۲. آیات واخباری که نشان می دهد گاه انسان از حیوانات پست تر می شود.

۳. آیات واخباری که از[ مرگ قلبها] خبر می دهد.

۴. آیات واخباری که یادآور می شود برخی انسان ها در قیامت با چهره ای دیگر محشور می شوند.

۵. آیات واخباری که از گم کردن باختن فراموش کردن فروختن و. .. خود خبر می دهد.

۶. آیات واخباری که از[ وارونه شدن انسان] سخن می گوید.

اینها و نمونه های فراوان دیگر نشان دهنده عمق خطر و عظمت فاجعه از خود بیگانگی است که رهبران معنوی بشر همیشه از آن بر حذر داشته اند و برای نمونه

به ذکر یک نمونه بسنده می کنیم:

امیرالمومنین[ع] درباره عالم نمایانی که مجهولاتی به عنوان علم اندوخته و گمراهگری هااز گمراهگران آموخته اند واز دروغ و نیرنگ دام مردم فریبی گسترده اند. قرآن را بر آراء خویش تفسیر می کنند و حق را به میل خود کج می سازند مردم را سندایمنی از گناهان کبیره می بخشند. و جرائم بزرگ را ناچیز جلوه می دهند و مدعی توقف در برابر شبهه ها و دوری از بدعت هایند چنین فرموده است:

الصوره صوره انسان والقلب قلب حیوان لا یعرف باب الهدی فیتبعه ولاباب العمی فیصد عنه وذالک می ت الاحیاء] ۱۷.

چهره چهره انسان است و دل دل حیوان. نه راه هدایت را می شناسد که در آن گام زند و نه راه کوری و[ ضلالت] را می داند که از آن باز ایستد و همان است مردار زنده ها.

معیارانسانیت و میزان از خود بیگانگی

برای تشخیص بیماری خطرناک[از خود بیگانگی] باید معیارانسانیت را بشناسیم. تا با کمک آن بتوانیم از هویت انسانی خود و دیگران پاسداری کنیم.

شهید بزرگواراستاد مرتضی مطهری در سخنرانی ارزنده ای که برای جمعی از دانشجویان ایراد شده این سئوال را مطرح کرده است که معیار انسانیت چیست. و در پاسخ به آن شش معیاراز دیدگاه مکاتب فکری و فلسفی گوناگون بر شمرده است ولی خود هیچکدام را به عنوان معیاراصلی انتخاب نکرده است. این معیارها عبارت است از:

۱- دانش.

۲- خلق و خوی انسانی همانند محبت انسان دوستی ایثار.

۳-اراده تسلط انسان بر نفس خود بر غرائز و شهوات خود.

۴-آزادی از جبرها واسارت قدرت ها.

۵-احساس مسئولیت و تکلیف

۶-احساس زیبائی معنوی وانسانی. ۱۸

این معیارها همان گونه که استاداشاره کرده است هیچکدام به تنهایی معیار

انسانیت نیست ولی یکی ازابعادانسانیت و شرط لازم تحقق آن می باشد[آگاهی] [ آزادی] و[ عشق] اضلاع مثلث روح انسان است. و هویت انسانی بااین سه عنصر پیوندی ناگسستنی دارد.اگرانسان از این سه محروم گردد. و یا در آن دچارانحراف شود. خویش را گم کرده و ازانسانیت خود بیگانه گشته است.

آگاهی

انسان منهای[ آگاهی] انسانی ناقص یا فلج است و یا به تعبیر زیبای امام علی[ع] [مرده] است.

الناس موتی واهل العلم احیاء. ۱۹

مولانا جلال الدین بلخی رابطه[ آگاهی] و حیات معنوی انسان رااین گونه توضیح می دهد.

جان چه باشد باخبراز خیر وشرشادازاحسان و گریان از ضرر. چون سر و ماهیت جان مخبراست هر که او آگاهتر با جان تراست. اقتضای جان چوای دل آگهی است هر که او آگاهتر جانش قوی است. روح را تاثیر آگاهی بودهر که رااین بیش اللهی بود.

انسان تا پا در زنجیر جهل دارد گام زدن در مسیر عبادت و حرکت بسوی حق برای او میسر نیست و یک معیارانسانیت و میزان ارزیابی بشر عنصر[ علم و آگاهی] است این حقیقت در فرهنگ اسلامی فراوان دیده می شود:

۱- عن النبی (ص )اکثرالناس قیمه اکثرهم علما. ۲۰

رسول گرامی: ارزش کسی بیشتراست که دانشش فزونتر باشد.

۲- قال علی( ع) قیمه کل امرء ما یحسنه. ۲۱

امام علی فرمود: ارزش هر کس همان است که خوب فرا گرفته است.

آزادی

قدرت اراده و آزادی انتخاب که ریشه در[ زهد] و[ تقوی] دارد بعدی دیگراز

ابعاد روح انسان و معیاری دیگر برای ارزیابی انسانهاست و کسی که گوهر تابناک[ آزادی] واختیار رااز کف داده سلیمانی است که[ نگین] از دست داده و همای بلند پروازی است که مرغ خانگی گشته است.

آزادی از بند[ هوس ها] و[ ارزشهای دنیوی] و[ قدرت های طاغوتی] راه رسیدن به[ خودالهی] انسان است و بردگی غرائز طبیعت و طاغوت ارزشهای انسانی رااز وی سلب می کند وانسان رااز خویش بیگانه می سازد.سخن اقبال هر چند در زمینه ی بردگی اجتماعی است اما نقش ویرانگر[ بردگی] را در مسخ ارزشهای انسانی نشان می دهد:

از غلامی دل بمیرد در بدن از غلامی روح گردد بارتناز غلامی ضعف پیری در شباب از غلامی شیر غاب افکنده ناب شاخ او بی مهرگان عریان زبرگنیست اندر جان او جز بیم مرگکور ذوق و نیش را دانسته نوش مرده ای بی مرگ و نعش خود بدوش. ۲۲

انسان بدون[ آزادی] ناتمام و ناقص است و بردگی های بیرونی و درونی نوعی قتل[ انسان] و[ انسانیت] است وازاین روی کفاره قتل نفس آزاد سازی یک برده مومن است که گویی قاتل در برابر آن قتل با آزاد سازی یک برده کاری در حداحیای یک مرده انجام می دهد.

ارزشی که در فرهنگ اسلامی برای[ تقوی] ضامن آزادی از بردگی غرائز و[ زهد] عامل آزادی از دلبستگی به طبیعت بیان شده است نشان دهنده نقش بنیادی[ آزادی] در تکوین و رشدانسانیت است.

قرآن شریف یک معیارانسانیت را تقوی دانسته و رسول گرامی با تلمیح به آیه شریفه فرموده است

اکرم الناس اتقاهم۲۳

ارجمندترین انسانها باتقوی ترین ایشان است.

عشق

گرایش و شیفتگی نسبت به ارزشهای متعالی یکی ازابعاد روح انسان و معیارهای

انسانیت اوست انسان به همان می ارزد که آن را جستجو می کند هر قدر خواسته های انسان عالیتر عظیمتر و جاودانه تر باشد ارزش وی بیشتراست. انحراف درامیال انحراف ازانسانیت واز خود به[ ناخود] است.

مطلوب ها و محبوب های انسان شخصیت وی را می سازند وانسان در دنیا رنگ محبوب ها و مطلوب خویش را می پذیرد و در آخرت با همان محبوب ها محشور می گردد.

استاد شهید مرتضی مطهری اعلی الله مقامه – مساله از خود بیگانگی از راه مطلوب ها را بدینگونه توضیح می دهد:

غایات واهداف انحرافی داشتن یکی از عواملی است که انسان غیر خود را بجای خود می گیرد و در نتیجه خود واقعی را فراموش می کند واز دست می دهد و می بازد. هدف و غایت انحرافی داشتن تنها موجب این نیست که انسان به بیماری[ خودگم کردن] مبتلا شود. کار بجایی می رسد که ماهیت و واقعیت انسان مسخ می گردد و مبدل به آن چیز می شود. در معارف اسلامی باب وسیعی هست دراین زمینه که انسان هر چیز را که دوست داشته باشد و به او عشق بورزد. بااو محشور می شود. ۲۴

سخن امام علی[ ع] دراین باب گویاترین کلام است:

قدرالرجل علی قدر همته ۲۵.

[ ارزش انسان به کمال مطلوبی است که آن را جستجو می کند].

گر در طلب گوهر کانی کانیور در پی جستجوی جانی جانی من فاش کنم حقیقت مطلب راهر چیز که در جستن آنی آنی

ابعاداز خود بیگانگی

[از خود بیگانگی] خارج شدن از معیارهای انسانیت و فقدان وانحراف [آگاهی] [ آزادی] و[ عشق] است که چهره های فراوان دارد نمونه های یاد شده در ذیل می تواند انواع گوناگون این بیماری بزرگ اخلاقی را نشان دهد.

۱-انسانی که قدرت اختیار وانتخاب خویش را در برابر بتکده هوس قربانی کرده [از خویش بیگانه] است.

۲-انسانی که آزادی خو

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.