پاورپوینت کامل مصاحبه با استاد آیت الله شیخ ابوالحسن شیرازی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مصاحبه با استاد آیت الله شیخ ابوالحسن شیرازی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مصاحبه با استاد آیت الله شیخ ابوالحسن شیرازی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مصاحبه با استاد آیت الله شیخ ابوالحسن شیرازی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

حوزه علمیه مشهد قدمتی دیرینه دارد و هاله ای از قدس را در جوار. مجاورت آستان ملکوتی رضوی دل را به آن سوی می برد و بسیاری از عالمان دیانت رادر آن مقام مقیم می دارد.

دراین شماره از سخنان یکی از بزرگان علمی آن دیار سود جسته ایم. [آیت الله شیخ ابوالحسن شیرازی] امام جمعه مشهد واز مبرزان فقهی کشورند که سالیان دراز در خدمت اساتید گرانقدری در حوزه های شیاز مشهد قم و عمدتا نجف به تحصیل پرداخته اند.ایشان در نجف اشراف از شاگردان مرحوم آقا ضیاءالدین عراقی سید عبدالهادی شیرازی و. . بوده اند که بیان مقامات علمی آن بزرگوار تفصیل طولانی را می طلبد و بخشی اندک از آن در پاروقیهای مصاحبه آمده است. در مجلسی که در محضر[ استاد محمدتقی جعفری]

بودیم وازایشان یادی به میان آمد استاد بااین اوصاف از[ آیت الله شیرازی] یاد کردند: [تبحرایشان در فقه بگونه ای است که قابل مقایسه با بسیاری از هم سلکان خود نیست]. بایسته است که بدانیم که این تسلط فقهی را نه در شرایط مساعد بلکه درانبوه مشکلات مادی بدست آورده اند. دوری از ایشان از بیوت و کناره گیری از رقیت خدمه البیوت همواره ایشان را در فشارهای سخت مادی قرار می داده است. یکی از بستگان نزدیک ایشان نقل می کرد[ ایشان بواسطه کثرت نمازهای استیجاری که انجام می داد زانوانش ورم کرده بود]این درسی است و پندی بر ما دانش پژوهان که از تنگناهای مادی نهراسیم و عبورازاین مایه رشد سازیم. ایشان از کسانی بودند که فقاهت را با تلاش سیاسی مانعه الجمع نمی دانستند و در راه تحقق انقلاب کوششهای در خورانجام داده اند واز موثران در آن بوده اند. از سالیان پیش همدمی و همیاری امام را پیشه کردند و خانه ایشان از مراکز مبارزان بشمار می رفت. در پایه ریزی مدارس خواهران که بسیج علمی سیاسی بود نقش اساسی داشتند واین حرکت ثمرات نیک بر جای نهاد واز آن حمله اولین تظاهرات زنان در مشهد در ۱۷ دی ۵۶ که انعکاس وسیعی داشت و حتی در روزنامه های منطقه چون القبس کویت و النهار بیروت به عنوان پدیده جدید در حرکت سیاسی مردم ایران منتشر شد.ایشان دراوج گیری مبارزه از پیشگامان بسیج مردم بودند و پس از پیروزی از یاری انقلاب کوتاهی نکردندو در مقاطع گوناگون به اعانت این تهضت مقدس برخاستند واینک در سنگرامامت جمعه و نمایندگی مجلس خبرگان و… به ایفای این تعهد مشغولند

استاد دراین مصاحبه از خاطرات ارزشمندی یاد کرده اند از عالمان مجاهد فارس که علیه سلطه رضاخانی شوریدنداز قیام مسجد گوهرشاداز گذشته های روزگار تحصیل واز گفتنیهای آن ایام و پس از آن. ..

ودراین میان از تجربیات خود سخن رانده اند و ما طلاب رااز آن بهره مند ساخته اند. دعوت به برخورداری از ذهن عرفی در فهم مسائل فقهی توجه به نیازهای اجتماعی در تحقیقات اجتهادی و… نمونه ای از این موضوعاتند.

به این امید که از آن پندها درس بگیریم و با تشکراز حضرت ایشان که دعوت به این گفتگو رااز ما قبول فرمودند.

[حوزه]

حوزه: ازاینکه وقت گرانبهای خویش را دراختیار ما گذاشتند سپاسگزاریم. اگراجازه بفرمائیداولین سئوال درباره دوران طلبگی و معرفی اساتید شما باشد.

استاد: بسم الله الرحمن الرحیم من طلبگی رااز سن شانزده سالگی شروع کردم این زمان مصادف بود با قیام مردم استان فارس بر علیه حکومت رضاخان. این قیام دنباله حرکتی بود که توسط[ حضرت آیت الله سید عبدالحسین لاری] ۱( آیت الله سید عبدالمحمد) ۲ بنیاد گذاشته شده بود. مرحوم سید و همچنین فرزندایشان فتوای داده بودند که چون رضاخان فرد فاسد و مفسدی است نباید بر شئونات مسلمین مسلط باشد. و مردم را به قیام علیه او دعوت کرده بودند بعد از مرحوم سید توسط دو تن از

اطرافیان و شاگردان او[ آقاشیخ ابوالحسن] و برادرش[ آقاشیخ جواد] قیام تعقیب شد. قیام در کوهستان داراب واقع شد و مرکز تشکیلات آن در محله ما بود. من به این تشکیلات رفت وآمد داشتم. انقلابیون که مسلح هم بودند توانستند مقداری از استان فارس را به تصرف خود درآورند لکن از طرف مرکز دو لشکر برای مقابله باآنها گسیل شد که آنها را به محاصره درآورده و شکست داد.

دراین ایام بود که من به فکر تحصیل افتادم. البته زمان زمانی نبود که برای علم و دانش ارزشی قائل باشند به همین جهت از طرف بستگان پدری و مادری من که مردمان سرشناسی بودند بااین تصمیم مخالفت شد. ولی من به طور جدی این تصمیم را گرفته بودم. ازاین رو فامیل خود را ترک کرده و در شهر داراب مشغول به تحصیل شدم.

جناب[ حاج آقا شیخ علی اصغر] که هنوز زنده است آن زمان تازه از نجف برگشته بود. و در شهر داراب مدرسه ای را سروصورت داده بود. خدمت ایشان رسیدم. ایشان با نهایت لطف حاضر شدند حتی درسهای مقدماتی را برای من بخوانند. مقداری از مقدمات را نزدایشان و نیز افراد دیگر فرا گرفتم بعد به اصطهبانات رفتم و معالم را آنجا خواندم واز آنجا قصد شیراز کردم و مدت ۴ سال شیراز ماندم. اساتید من در شیراز عبارتنداز: مرحوم حضرت آیت الله آقاسید عبدالله شیرازی که تازه از نجف برگشته بودند و مرحوم حاج آقا سید نورالدین شیرازی که از علماء مهم شیراز بشمار می رفتند. در حوزه شیراز دو نفر حکیم بودند مرحوم حاج آقامیرزا محمدعلی حکیم که آدم پراستعدای در فلسفه بود من مقداری از شرح تجرید را خدمت ایشان خواندم و یک نفر دیگر حاج شیخ عبدالکریم نامی بود که شرح منظومه می گفت. من علی رغم مخالفت بعضی ازاساتیدم که مرااز خواندن فلسفه منع می کردند به لحاظ ذوق و استعدادی که در خودم حس می کردم شرح منظومه را خدمت ایشان خواندم.

بعداز شیراز راهی مشهد شدم و مدتی را دراین شهر مقدس به درس و بحث مشغول بودم. مقداری درس آیت الله حاج آقامیرزا مهدی اصفهانی ۳ که استاد بزرگی در حوزه مشهد بودند. شرکت کردم. تعداد زیادی از علماء امروز مشهد شاگردان ایشان هستند. مرحوم حاج آقامیرزا مهدی اصفهانی مخالف فلسفه بود و در درسی که تحت عنوان معارف قرآن داشتند فلسفه را رد می کردند. گرچه دراین زمان حوزه مشهد پذیرای دو فیلسوف بزرگ بود که در آن به تدریس فلسفه مشغول بودند: حاج آقا بزرگ حکیم ۴ و فرزندایشان مرحوم حاج میرزا مهدی ۵ من مقداری از خارج شواهد ربوبیه را خدمت آقابزرگ و مقداری ازاسفار را خدمت فرزند ایشان خواندم.

حوزه: دراین زمان برخورد میان طرفداران و مخالفان فلسفه چگونه بود؟

استاد:برخوردی نبود. چرا که مرحوم حاج آقا بزرگ حکیم و پسرش مشغول کار خودشان بودند و جناب میرزا مهدی هم در درس خود فلسفه را رد می کرد. گرچه جناب میرزا می خواست تحولی بوجود آورد و عقیده داشت که باید فلسفه را از میان برداشت.

ایشان در بزرگان حوزه مشهد نفوذ خوبی داشتند به گونه ای که برای ایشان کرامت قائل بودند.البته کلام ایشان تاثیر داشت چون اهل تقوی و مرد ریاضت کشیده ای بود.

از جمله خاطراتی که از آن زمان بیاد دارم این است که یک شب در درس ایشان اشکالی کردم و در ضمن اشکال یکی ازاشعار منظومه را خواندم [ ا النفس فی وحدتها کل القوی] ایشان بشدت عصبانی شد و پرخاش زیادی کرد که اینها چیست که میگوئی؟

بله در حوزه مشهد مشغول درس و بحث بودیم که قضایای مسجد گوهرشاد پیش آمد. رضاخان دستور کشف حجاب داده بود. علماء سرتاسرکشور به اعتراض برخاسته بودند. مرحوم آیت الله حاج آقا حسین قمی ۶ جهت اعتراض عازم تهران شدند که در حضرت عبدالعظیم محصور گشتند. شیخ بهلول واعظ معروف آن زمان در مسجد گوهرشاد منبر می رفت واجتماع عظیمی در مسجد تشکیل می شد. علماء و روحانیون درون مسجد جمع می شدند و مرتب جلسه داشتندو پیرامون مسائل جاری بحث می کردند. مردم گروه گروه از روستاها جهت حمایت به مشهد می آمدند. چند روزی اینگونه بود. رژیم به سختی ازاجتماع مردم به هراس افتاده بود احتمال یک حرکت خشونت آمیز می رفت. لکن تصور نمی شد رژیم جرئت بکند در مسجد آنهم در محضر حضرت رضا( ع ) دست به چنین جنایت هولناکی بزند.اما متاسفانه چنین شد یک شب قبل ازاذان صبح تمام راههای منتهی به حرم را بستند و با سلاح گرم به مردم داخل مسجد حمله کردند. و جنایت عمیقی رخ داد به صورتی که راهها تا چند روز به همانگونه بسته بود تا توانستند آثار جنایت خود را محو کنند. چند روز بعدازاین جریان من آمدم تهران و حدود یکماه بعد آهنگ شیراز کردم. در آنجا تصمیم گرفتم که برای ادامه تحصیل به نجف بروم. خروج ازایران برای ما که در سن مشمولی بودیم بسیار مشکل بود اما چون تصمیم گرفته بودم هر چه داشتم فروختم و مقداری پول تهیه کردم. همانگونه که پیش بینی می شد این مسافرت با مشکلات زیادی همراه بود.چرا که من برای رهایی از سن مشمولی شناسنامه ای تهیه کردم بودم که از آن سن گذشته بود. چندین مورد نزدیک بود مامورین متوجه قضیه بشوند.از جمله برای گرفتن علم خبر ( جواز

خروج )ابتداء به بوشهر رفتم موفق نشدم بندر ریک رفتم و چون موفق نشدم بعد رفتم آبادان آنجا هم موفق نشدم رفتم بندر دیلم شب را در یک مسجد منزل کردم در آنجا مجلسی برقرار بود یک نفراز ما دعوت کرد منبر برویم من هم منبر رفتم منبر ما را افراد پسندیده بودند. رئیس پست محل از ما برای نهار فردا ظهر دعوت کرد. وقتی به منزل ایشان رفتم حس کردم که انسان درستی است و می توان به اواعتماد کرد.ازاین رو جریان را به او گفتم واو قبول کرد که مرا در گرفتن جواز خروج کمک کند. با هم به شهربانی رفتیم.

رئیس شهربانی ضمن احترام زیاد به ایشان با خروج من موافقت کرد و برایم جواز خروج صادر شد. با خوشحالی فراوان برگشتم آبادان و در آنجا با یک نفر قرار داد بستم که مرا به بصره برساند آمدم بصره و از آنجا بوسیله ماشین رفتم کاظمین بعد کربلا و بعد هم نجف. این مسافرت مااز شیراز تا نجف حدود ۴۰ روز طول کشید. تمام مدت در گیرودار مشکلات بودم. مشکلات زیادی که صبر واستقامت فراوان لازم داشت و چون تصمیم من قاطع بود که باید برای ادامه تحصیل به نجف بروم به لطف خدا توانستم براین مشکلات انبوه پیروز شوم.

حوزه: اقامت شما در نجف چند سال به طول انجامید؟

استاد:بیشتراز ده سال از زمان کشف حجاب تا بعدازاینکه رضاخان از بین رفت من نجف بودم. در همانجا با صبیه مرحوم آیت الله آقا شیخ علی محمد بروجردی ازدواج کردم.

حوزه: اساتید شما در نجف چه کسانیبودند؟

استاد:مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد کاظم شیرازی که مرجع تقلید اهالی شیراز بودند و در نجف درس فقه می گفتند مرحوم حاج آقا ضیاءالدین ۷ معروف به آقا ضیاء که مدت زیادی درس ایشان رفتم مرحوم حاج شیخ محمد حسین کمپانی ۸ و مرحوم کیت الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی ۹ که ایشان هم فقه می گفتند. بعدازاین بزرگان طبقه بعدی اساتید نجف عبارت بودنداز: مرحوم آیت الله حکیم ۱۰ و مرحوم آیت الله میرزا عبدالهادی شیرازی ۱۱ من فقط درس مرحوم میرزا عبدالهادی شیرازی می رفتم.

جناب سید عبدالهادی شیرازی که براستی مرد باتقوا و پاکدامنی بود درس خوب و شرمحتوایی داشت که در منزل می گفت و به

جهت اینکه ایشان بی ادعا و دوراز جنجال و هیاهو بود. کسی ایشان را نمی شناخت و بیش از سه نفر در درس ایشان شرکت نمی کردند. ما دیدیم که این درست نیست که چنین درس خوبی در منزل آنهم برای سه نفر گفته شود.ازاینرو بهمراه چند تن از آقایان اصفهانی و چند تن از فضلاء نجف هرطور بود ایشان را راضی کردیم درس را به یک مسجد کوچک مسجد هویش انتقال دهند خودمان هم درس ایشان می رفتیم. رفته رفته طلاب به اهمیت این درس پی بردند و درس شلوغ شد به گونه ای که دیگر جا نبود درس را به مکان دیگری انتقال دادیم. من حدود یکسال درس ایشان رفتم. درس ایشان از درس مرحوم آقای حکیم شلوغ تر می شد. بعداز فوت آقای حکیم ایشان مرجع تقلید شدند و به عقیده من اعلم بودند. مرحوم سید عبدالهادی شیرازی از آخرین اساتیدی بودند که من درس ایشان رفتم.

حوزه: در حوزه نجف خواندن حکمت هم معمول بود؟

استاد:بودند کسانیکه حکمت تدریس می کردند.از جمله یک سیدی بود تبریزی و همچنین آقا شیخ صدرایی بود که اینها منظومه می گفتند اما به آنصورت که فلسفه رواجی داشته باشد نه بیشترین همت حوزه نجف صرفه فقه واصول می شد. آن ایام فلسفه در حوزه اصفهان رواج داشت و اساتید خوبی دراین حوزه به آن اشتغال داشتند.

حوزه: شما که موفق به درک درس مرحوم کمپانی و آقا ضیاء شدید خوب است مقداری از ویژگیهای این دو درس را بیان کنید؟

استاد: من از شاگردان آخرین دوره درس ایشان بودم. آقا ضیاء مرد خوش بیان واصولی خوب و مسلطی بود.البته در فقه به آن اندزه ای که در اصول مسلط بودند مسلط نبود و مرحوم آقاشیخ محمدحسین از آقا ضیاء دقیق تر بود واین دقت بخاطراین بود که مرحوم آقا ضیاء به حکمت و معقول اشتغال نداشت تنهااصولی بود. ولی مرحوم کمپانی به لحاظ اشتغال به حکمت و معقول تیزبینی عجیبی داشت چنانکه دقت ایشان در مسائل اصولی مشخص است

حوزه: در چه هنگام شمااز حوزه نجف به ایران بازگشتید؟

استاد:آنگاه که حس کردم دیگر به درس آقایان نجف نیازی ندارم و خودم نیز در منزل درس خارجی داشتم تصمیم گرفتم که برای

ادای مسئولیت الهی به ایران بازگردم. البته تا قبل ازاین تصمیم یکی دوبار برای مدت کوتاهی به ایران آمده بودم. در بازگشت از نجف ابتداء به قم رفتم نزدیک منزل آیت الله بروجردی منزلی گرفتم. در منزل درس خارجی داشتم و بیرون او منزل هم درس مکاسب و کفایه می گفتم.

حوزه: به چه علت تصمیمی گرفتید قم را ترک کرده و به مشهد تشریف بیاورید؟

استاد:من ازابتداء علاقه خاصی به عتبات مقدسه داشته و دارم. دوست داشتم درایران مجاور حضرت رضا ( ع ) باشم. و همچنین چون مشهد حوزه علمیه داشت و می شد در آن کارکرد تصمیم گرفتم به مشهد بیایم. این بود که استخاره کردم. این آیه آمد:[ واذاعتزلتموهم و ما یعبدون الاالله فاوواالی الکهف ینشرکم من رحمته و یهیی لکم من امرکم مرفقا] ۱۲

آیه بسیار مناسب و تشویق کننده بود. در ابتداء من خودم تنها به مشهد آمدم و بعداز فوت مرحوم آیت الله بروجردی خانواده با هم به مشهد آوردم.

در آن زمان مرحوم آیت الله میلانی مشهد بودند و موقعیت خوبی هم داشتند. من بااینکه آشنائی نزدیکی با مرحوم میلانی داشتم و چند روزی در کربلا درس ایشان رفته بودم واز لحاظ دقت نظر ایشا نرا بر خیلی از بزرگان ترجیح می دادم. اما چون هیچ از وابستگی خوشم نمی آمد مشهد که آمدم اطراف دستگاه ایشان نرفتم این یکی از خصوصیات من است که وابستگی را دوست ندارم. نجف هم که بودم در تشکیلات کسی وارد نشدم و ازازاینرو زندگی خیلی سختی را می گذراندم. بیت مرحوم میلانی را پسرش سیدمحمدعلی خراب کرده بود.او با مقامات دولتی استان ساخته بود و سعی می کرداز بیت ایشان به نفع مقاصد خود سود جوید.افرادی مانند نوغانی خطیب درباری معروف در آنجا منبر می رفت. ازاین رو من با بیت ایشان فاصله گرفتم و تصمیم گرفته بودم که اگرایان هم توجهی بکنند نپذیرم. سیدمحمدعلی و نوغانی خیلی سعی کردند ما را به بیت مرحوم میلانی بکشند. نوغانی گاهی در منبراز ما تعریف و تمجیدهایی هم می کرد ولی به لطف خداوند متعال موفق نشدند. یک وقتی سید محمد علی گفته بود: ما رگ خواب این شیخ را بدست نیاوردیم تااو را حذب کنیم. به مناسبت فوت مرحوم آیت الله علی محمد بروجردی پدر خانم بنده مرحوم میلانی مجلس فاتحه ای گرفته بودند من به خاطر مرحوم میلانی شرکت کردم اما به محض اینکه نوغانی منبر رفت بلند شده و مجلس را ترک کردم.

به عقیده من انسان باید بیش از هر چیز مواظب اطرافیانش باشد به خصوص یک فقیه و یک مرجع چرا که ممکن است آنها مطلبی را به

او تحمیل کنند. یعنی مطلبی را که می خواهند آنقدر برای او تقریر کنند که امر براو مشتبه شود.

خلاصه من در مشهد با کسان زیادی آشنا نبودم. با تعداد کمی آشنائی و رفت و آمد داشتم از جمله مرحوم آیت الله آقا شیخ مجتبی قزوینی ۸. در منزلمان درسی را شروع کردم. رفته رفته خود دوستان طلبه با ما آشنا شدند و درس می آمدند. دراین مدت گاهی هم مسافرتی به شیراز و به محل خودمان جهت ارشاد و تبلیغ مردم داشتم.

مدت دو سال از آمدن من به مشهد گذشته بود که قیام. امام مدظله در خرداد ۴۲ پیش آمد. من تا مدتی به گونه مستقیم دراین قیام شرکت نکردم چون موضوع کاملا برایم روشن و منجز نشده بود اما نفی هم نمی کردم بلکه گاهی تایید هم داشتم.

مدتی که گذشت دراثر تماس و مطالعه برایم مسلم شد که حفظ اسلام و شرف مسلمین ایران به این چنین انقلابی نیاز دارد.از آن روزی که این موضوع برایم منجز شد از هیچ کوششی در راه به ثمر رسیده این انقلاب کوتاهی نکردم. فعالیتهای آن زمان را به دو بخش جداگانه می توان تقسیم کرد: ۱ فعالیت های فرهنگی. که دراین جهت ما جریانهای فرهنگی سالم را حمایت و تقویت می کردیم از جمله موسسات آموزشی تاسیس شده بود که تعدادی از خواهرهای متسعد در آن به تحصیل مشغول بودند. صبیه من که تحصیلاتی داشته و تا کفایه خودم به ایشان درس دادم در راس یکی ازاین موسسات بود و من هم از آنها حمایت می کردم در جلساتی برایشان سخنرانی داشتم. اولین تظاهرات خانمها علیه رژیم شاه را در مشهد آنها ترتیب دادن. تظاهرات این خانمها علیه رژیم در ۱۷ دی که درایران هیچ سابقه نداشت از قدمهای مثبت و موثری بود که در راه سهیم کردن بانوان در سرنوشت سیاسی اجتماعی خودشان برداشته شد و به آنها یک حیات دوباره ای داد واثرات خوب و موثری داشت. ۲ فعالیتی که در جهت تایید تقویت و همکاری با مبارزین مسلمان داشتیم. دراین راه با حجت الاسلام واعظ طبسی حجت الاسلام خامنه ای و مرحوم شهید حجت الاسلام هاشمی نژاد همکاری نزدیکی داشتیم.

و در سالهای اوج مبارزه که مبارزات مردم جنبه عمومی و علنی بخود گرفته بود قسمتی از فعالیت های من متمرکز در گرفتن امضاء برای اعلامیه های ضدرژیم از علماء مشهد بود. چرا که با آنها آشنا بودم و ایشان به من اعتماد داشتند. خلاصه در تمام قضایای انقلاب در مشهد شرکت فعال داشتم. از جمله تحصن و تظاهرات و دیگر قضایا. نزدیک تشریف فرمائی امام نیز به تهران رفتم و در قضایای آنجا هم شرکت داشتم از جمله و همت و یکپارچگی مردم و رهبری حضرت امام مدظله به پیروزی رسید

حوزه: درچه زمان و چگونه شما به امامت جمعه در مشهد برگزیده شدید؟

استاد: پس از پیروزی انقلاب در بیشتر شهرهای کشور نمازجمعه برقرار می شد. اما در مشهدامام جمعه ای از طرف امام تعیین نشده بود. زیرا دراینجا از قبل ازانقلاب مرحوم حاج شیخ غلامحسین تبریزی در شبستان مسجد گوهرشاد نمازجمعه اقامه می کردند.البته این ماز بسیار محدود و مختصر بود وایشان هم در خطبه ها تنها به نصیحت مردم اکتفاء می کردند. عده زیادی از مردم ازاین وضع ناراضی بودند که چرا مانند دیگر شهرستانها در مشهد نمازجمعه برقرار نمی گردد. گروهی از دانشجوها و روحانیون از جمله مرحوم شهید حجت الاسلام کامیاب از ما خواستند که یک نماز وحدتی اقامه کنیم من بااصرار آنها قبول کردم و نماز وحدتی در حیاط بیمارستان امام رضا( ع )اقامه می شد.

بعداز چندی مرحوم شیخ غلامحسین فوت کردند. در این موقع من برای کاری به تهران آمده بودم در تهران بود که از رادیو شنیدم که حضرت امام مدظله مرا به امامت جمعه تعیین کردند در صورتیکه از قبل نه من به این فکر بودم و نه کسی با من پیرامون این موضوع صحبتی کرده بود حالا بعضی ها خیال می کنند که من در جریان این انتخاب بودم در حالیکه من هیچ در جریان قرار نداشتم.

ازاین مسافرت که برگشت مشهد در فرودگاه مشهد متوجه شدم به خلاف سابق عده ای به استقبالم آمدند و می خواهد بعضی از تشریفات صورت بگیرد. من حس کردم که ممکن است بعضی ها بخواهند بااین کارها مرا در جهت خاصی قرار داهند و عقیده ام این بود که بااین مسائل من از مردم فاصله پیدا خواهم کرد.این بود که به آنها توجهی نکردم و آنها هم فهمیدند که من اهل آن نیستم که دور و بر من را گرفته و به جهت خاصی هدایتم کنند.

حوزه:پیرامون اینکه چرا به مستقبلین خود توجهی نکردید بیشتر توضیح بفرمایید.

استاد:من دیدم که تا قبل از منصوب شدن من به امامت جمعه این افراد دور و بر من نبودند. تصور کردم که به طمع خاصی به من نزدیک شدند و به عقیده من یک مسوول به خصوص کسی که مسوولیت امامت جمعه را دارد نباید خود را محصور در یک گروه واندیشه خاص بکند.او باید به گونه ای برخورد کند که عامه مردم به اواعتماد کنند و بتوانند به عنوان یک پدر معنوی دلسوز به او تکیه داشته باشند. در همین جهت من ازابتداء عقیده ام این بود که امام جمعه نباید عضو حزب گروه و یا دسته خاصی باشد.ازاین رو علی رغم پیشنهاد واصرار

بعضی از دوستان به عضویت هیچ حزب یا گروهی در نیامدم.

حوزه: با توجه به سابقه طولانی شما در حوزه های علمیه ایران و نجف نظر حضرت عالی پیرامون حوزه های کنونی چیست؟

استاد:پیرامون حوزه های علمیه از چند نظر باید صحبت کرد:

۱-از نظر تشکیلات و نظم ظاهری. بدون تردید حوزه های امروز احتیاج به یک تشکیلات منظم منسجم و قوی دارند که بتواند طبق اقتضاء زمان و نیازمندیهای کنونی حوزه ها را هماهنگ کند. سیستم و تشکیلاتی که قبلا بر حوزه های علمیه حاکم بود امروز چندان کارساز نیست. اما باید کاملا توجه داشت که تشکیلات و سیستم نباید هرگز باعث جناح بندی شود و دسته ای از حوزه ئیان رااز دسته ای دیگر جدا سازد چرا که جناح بندی و گروه سازی به هیچ وجه از ما پذیرفته نیست. از هیچ کسی به اندازه ما توقع عمل به کلام خداوند نمی رود[ واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا]

تشکیلات باید در خدمت کل نظام حوزه باشد و زمینه را چنان فراهم کند که هر طلبه با فکر آزاد و مستقل و بدور از جناح بندی های گوناگون درس بخواند واستعدادهای نهفته خود را شکوفا سازد. جناح بندی در سازمان نظام حوزه به هر عنوانی که باشد محکوم است. حوزه ها باید همواره یکپارچه و متحد در خط ولایت فقیه باقی بمانند بخصوص امروز که ما تنها بااتحاد و یکپارچگی می توانیم آنچه را که بااتحاد و یکپارچی بدست آورده حفظ کنیم امروز که دشمن بر کمین نشسته تااز هر فرصتی برای ضربه زدن به ما استفاده کند. تشکیلات درون حوزه اگر به جای یکپارچه کردن حوزه به جناح بندی و موضع گیری جناحهای مختلف منتهی شود زمینه ساز فرصتی خواهد بود که دشمن در ضربه زدن به ما از آن به طور حتم استفاده خواهد کرد.

ما باید همانگونه که در مباحث فقهی اختلافات آرائمان را در یک جوسالم و بدوراز هیاهو مطرح می کنیم و برای مشخص شدن قول صحیح به بحث می نشینیم در مسائل دیگر هم بایداینگونه باشیم و در یک جو سالم زمینه فراهم شدن[ الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه] را فراهم سازیم.

تشکیلات حوزه ای باید هموت خود را صرف پیشرفت حوزه ها قرار دهد تا از طریق اصلاح نظام حوزه ها زمینه ساز تربیت مردان کار آمدی شود که آنها بتوانند نظام جمهوری اسلامی را همواره منطبق با کتاب و سنت و در خط ولایت فقیه حفظ کنند و در مقابل انحرافات و کجرویها بایستند هرامری که وجه همت این تشکیلات راازاین امر منصرف کند ولو دخالت درامور سیاسی خارج از حوزه ها باشد منافات بااصل

وجود تشکیلات دارد.

۲- دومین مساله را که باید دراین زمینه مطرح کرد تقویت بنیه علمی حوزه هااست. حوزه ها باید با تکیه به کتاب و سنت و با توجه به شیوه های فقهی علماء گذشته طبق نیاز زمان به تقویت بنیه علمی خود بپردازند. دراین جهت آنچه از علماء گذشته داریم ذخائر گرانبهائی است که نبایدازاو غافل ماند. اما تنها به آن هم نمی توان اکتفاء کرد. چرا که علماء ما در گذشته به مسائل محدودی طبق مقتضیات زمان خودشان نظر داشتند که با آن نمی شود مشکلات امروزی جامعه مسلمین را حل کرد. کتاب خدا و سنت پیامبراکرم وائمه معصومین اصل و زیربناست و ما باید بدون هیچ گونه تحویل یا توجیه از آن بهره گرفته و مشکلات زمان خودمان را حل کنیم. کاری که اگر بزرگان گذشته ما درامروز بودند بطور حتم انجام می دادند.

بر هیچ کس پوشیده نیست که بسیاری از مشکلات سیاسی اجتماعی که ج

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.