پاورپوینت کامل آداب و اخلاق اهل علم(۱۱) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
1 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل آداب و اخلاق اهل علم(۱۱) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آداب و اخلاق اهل علم(۱۱) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل آداب و اخلاق اهل علم(۱۱) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

تواضع ۲

در بخش نخست این نوشتار از مفهوم تواضع و ارزش و اهمیت آن سخن گفتیم وحد و مرز و رابطه آن را با تکبر چاپلوسی ذلّت… بررسی کردیم. اکنون اقسام تواضع را بررسی می کنیم:

۱. تواضع در برابر خدا و قانون

اساس بسیاری از کمالات تواضع و افتادگی است و روح تواضع نیز بندگی و کرنش در برابر خداوند است. تابندگی و انقیاد پروردگار نباشد مراحل دیگر فروتنی ممکن نمی گردد. انسان باید رابطه خود را با خدا به گونه ای تنظیم کند که تمامی اعمال و رفتارش رنگ عبودیت و تسلیم بگیرد و پیوسته خود را در برابر قدرتی لایتناهی و عظمتی بی کران مشاهده نماید. براساس این اعتقاد و باور درونی آنچنان خاکسار و فروتن باشد که جز تسلیم و سرسپردگی در مقابل خداوند و اطاعت از قانون الهی و پایبندی به مقررات و حدود شرعی اندیشه

دیگری او را به خود مشغول ندارد. با چنین دیدی انسان در برابر خداوند همچون قطره ای در برابر دریای بی کران احساس حقارت و فروتنی می کند و هیچ گاه گرفتار غرور و تکبر نمی گردد. امام صادق(ع) فرمود:

(اصل التواضع من جلال الله وهیبته وعظمته ولیس لله عزّوجل عباده یقبلها و یرضاها الاّ وبابها التواضع. ولایعرف ما فی معنی حقیقه التواضع الاّ المقرّبون المستقلّین [المتصلون] بوحدانیته).۱

اصل و اساس تواضع عزت و بزرگی خدا را به یادآوردن و خود را ناچیز شمردن است. هیچ پرستشی مقبول درگاه او نیست جز آنچه از روی فروتنی باشد.

به ارزش و حقیقت تواضع راه نمی یابند مگر مقربین آنان که به توحید و یکتایی خداوند پی برده اند.

تواضع کشتزار خوف۲ و خشیت الهی است. این صفات جز در دلهای فروتن نمی رویند و در غیر آن رشد نمی کنند. از این روی فرهنگ فروتنی و مهر باید آهنگ ارتباط انسان با خدا در همه زمینه ها باشد.

تواضع در برابر خداوند نمودهای فراوانی دارد که در این جا به ذکر چند مورد مهمّ که در روایات بدانها اشاره شده است بسنده می کنیم:

تواضع به هنگام برخورداری از نعمت

از مواردی که انسان گرفتار تکبر و بزرگ خویشتنی می شود وقتی است که نعمتی به او برسد. به هنگام بهره مندی از مواهب و نعمتها و غوطه ور شدن در دریای بی کران تفضلات و مواهب الهی است که صاحب نعمت را فراموش کرده سر به طغیان و گردنکشی می زند و در برابر خداوند تکبّر می ورزد.

انسانی که در برابر خدا متواضع است و سراپای وجود خویش را متنعم از تفضلات الهی می داند به صاحب نعمت توجه نموده و به جای تکبر و

گردنفرازی به شکر و سپاسگزاری نعمت توجّه می کند به گونه ای که هرگاه نعمتی به وی ارزانی شود با اظهار فروتنی و خضوع در مقابل خداوند قدر آن نعمت را پاس دارد.

خداوند متعال به عیسی(ع) فرمود:

(اذا انعمت علیک بنعمه فاستقبلها بالاستکانه اتممها علیک).۳

هرگاه نعمتی به تو ارزانی کنم با فروتنی و خضوع استقبال کن و در برابر نعمتهای الهی سپاسگزار باش تا آن نعمت را بر تو کامل و فراوان سازم.

سپاسگزاری مواهب بی شمار خداوند نوعی تواضع به شمار می آید۴ از این روی در منابع دینی سفارش شده است که به علامت شکرگزاری نعمتها در برابر آن فروتنی کنید:

(انّ من حق اللّه علی عباده ان یحدّثوا لَهُ تواضعاً عندمایحدث لهم من نعمه)۵

حق خدا بر بندگانش آن است که چون نعمتی به آنان روی آورد آن را پاس دارند و با شکرگزاری و قدرشناسی در برابر خداوند تواضع کنند.

دوری از تجملات

تجملاّت و هزینه ها و مخارج سنگین خود به خود تعین و تکبّر می آورد امّا زندگی ساده و بی پیرایه که در حد دیگر افراد جامعه باشد و از زرق و برق فزونتری برخوردار نگردد با فروتنی و افتادگی بهتر همخوانی دارد. بسیاری از متکبران با کالاهای لوکس ابزار گرانقیمت زیاده روی در مصرف بر دیگران فخر و مباهات می فروشند و خود را برتر می انگارند. لذا انسان اگر برای خدا و از سر تواضع از تجمّلات دوری کند از پیامدهای ناپسند آن مصون می ماند و کرامت نفس خویش را حفظ می کند.

پیامبر اسلام می فرماید:

(من ترک زینه للّه ووضع ثیاباً حسنه تواضعاً للّه وابتغاءَ وجهه کان حقاً علی اللّه ان یکسوه من عبقری الجنّه فی تخات الیاقوت.)۶

کسی که از سر تواضع برای خدا از زینت و تجملات دوری کند و از پوشیدن لباسهای زیبا و فاخر چشم بپوشد سزاوار است خداوند او را از لباسهای نادره بهشتی که در جامه دانهای یاقوتی باشد بپوشاند.

در حدیث دیگری می فرماید:

(من ترک لبس ثوب الجمال و هو یقدر علیه تواضعاً کساه اللّه حلّه الکرامه.)۷

کسی که از پوشیدن لباسهای فاخر و تجمّلی با وجود آن که قادر بر پوشیدن آنهاست به خاطر خدا و از روی فروتنی و افتادگی صرف نظر نماید خداوند او را ردای کرامت بپوشاند.

پرهیز از اسراف

متکبران اسراف را نوعی بزرگی برای خود به حساب می آورند و با این رفتار ناپسند و نکوهیده آتش کبر و غرور خویش را فرو می نشانند و به شخصیت کاذبی برای خویش ساخته اند دل خوش می دارند. امّا انسانهای متواضع زهد و قناعت می ورزند و از اسراف و هدر دادن نعمتهای الهی دوری می کننند.

در حدیثی از امام صادق(ع) می خوانیم که یکی از انصار برای رسول خدا شیر و عسل در آمیخت و آورد حضرت از تناول آن خودداری کرد و فرمود:

(لااشربه ولااحرّمه ولکن اتواضع للّه.)۸

من این را نمی آشامم و تحریم هم نمی کنم ولی برای خدا تواضع می کنم و قناعت می ورزم.

بنابراین زهد و قناعت و پرهیز از اسراف تواضع در برابر خدا و از مصادیق آن به حساب می آید.

۲. تواضع در مقابل رهبران

در نظام سیاسی اجتماعی اسلام رهبر جایگاه ویژه و مهمی دارد.

او همانند دیده بانی است که راه می نماید و دوست و دشمن را شناسایی می کند و با ارائه رهنمودها و هدایتهای پی در پی زمینه فلاح و رستگاری رهروان را فراهم می آ ورد.

رهبر مانند قلبی پرتپش به پیکر امت اسلامی حیات و شادابی تزریق می کند. تسلیم و تواضع در برابر این گونه رهبران وظیفه دینی و اخلاقی است.

کسی که منقاد و مطیع خداوند باشد در برابر رهبران عادل و صالح نیز مطیع و منقاد است. شنیدن و به کار بستن دستورات و تواضع در برابر آنان مشخصه اصلی امتی است که به رهبران خویش اعتماد و اطمینان کرده است.

مسلمان واقعی وقتی رهبر فرمانی صادر کرد یا قضاوتی نمود (چه به سود او باشد و چه به ضرر او) نه تنها می پذیرد و لب به اعتراض و مخالفت نمی گشاید بلکه در مقام عمل نیز بدون هیچ اکراهی و از روی میل و رغبت بدان عمل می کند و با فروتنی به فرمان وی گردن می نهد.

در آیات و روایات فراوانی به فروتنی و تواضع در مقابل رهبران عادل سفارش گردیده است و از کسانی که در مقابل رهنمودها فرمانهای آنان سهل انگاری و سرپیچی می کنند به شدت نکوهش شده است.

خداوند خطاب به پیامبر اکرم(ص) می فرماید:

(فلا وربّک لایوٌمنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لایجدوا فی انفسهم حرجاً مما قضیت وسلِمّوا تسلیما.)۹

به پروردگارت سوگند آنان موٌمن نخواهند بود مگر آن که در اختلاف خویش تو را به داوری طلبند و فرمان تو را گردن نهند و چنان متواضع و

تسلیم باشند که در دل هم از حکم و داوری تو احساس ناراحتی نکنند.

زبیر بن عوام با یکی از انصار بر سر آبیاری نخلستانهای خود اختلاف کردند و هر یک مدعی بود که باغ او باید زودتر آبیاری شود. خدمت پیامبر(ص) رسیدند و طرح دعوی کردند. حضرت داوری فرمود. مرد انصاری که ظاهراً حکم را بر ضرر خویش می دید از فرمان وی سر برتافت و به توجیه آن پرداخت. در این هنگام آیه مبارکه نازل شد و مسلمانان را به شدت هشدار داد که همه باید در برابر فرمانها و قضاوتهای رهبر کاملاً متواضع و فروتن باشند و با جان و دل آن را بپذیرند.۱۰

بر این اساس موٌمنان واقعی کسانی هستند که اولاً در اختلافات و منازعات خود بیگانگان را به داوری نخوانند و برای حل آنها به رهبران الهی مراجعه کنند و ثانیاً در برابر حکم و دستورات وی متواضع و تسلیم باشند.

پرواضح است که قبول هر مکتبی مستلزم تسلیم و پذیرش همه دستورات پیشوایان و رهبران آن است و صرفاً قبول مواردی که به نفع انسان است کافی نیست.

زید شحام خدمت امام صادق(ع) آمد. عرض کرد:

(در نزد ما مردی است که نامش (کلیب) است. او هر دستوری که از شما می رسد می گوید: من تسلیم هستم. از این روی او را کلیب تسلیم نامیده ایم. حضرت به او رحمت فرستاد و فرمود:

أتدرون ما التسلیم؟ فسکتنا فقال: هو والله الاخبات۱۱. قول الله عزّوجل: الذین آمنوا و عملوا الصالحات و أخبتوا الی ربهم.)۱۲

می دانید تسلیم در برابر رهبری چیست؟

ما سکوت کردیم

سپس فرمود: به خدا قسم تسلیم فروتنی است چنانکه خدای عزّوجل می فرماید:

کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و در برابر خدا فروتنی نمودند.

تواضع در برابر رهبران الهی محدود به فرمانبرداری و اطاعت از دستورهای آنان نیست بلکه نصیحت و تذکر کژیها نیز از نمودهای فروتنی در برابر رهبران به شمار می آید.

تواضع با مردمان

انسان موجودی است که در جمع زندگی می کند و در جمع نیز به شکوفایی و رشد استعدادش دست می یابد. نزدیک شدن با مردم و ارتباط با آنان شرایط و آدابی را می طلبد که رعایت آنها به رشد و سعادت آدمی کمک شایانی می نماید. از جمله چیزهایی که زمینه عزت و محبوبیت و رشد و تکامل انسان را فراهم می سازد تواضع در برابر دیگران است. خود را بزرگ دانستن و دیگران را به چیزی نینگاشتن در انسان روحیه ای ایجاد می کند که خیلی از کمالات و زمینه های رشد از بین می رود و در نتیجه در میان مردم مانند موجودی مزاحم و بی فایده جلوه می کند.

برخورد فروتنانه و مهربانانه با مردم یکی از ارزشهای اخلاقی و اجتماعی است. در جهان بینی اسلام همه انسانها بندگان خدا هستند و برخوان نعمت الهی می زیند. برخورداری از مظاهر مادی و نعمتهای دنیوی چونان: مال منصب قدرت زیبایی علم مقام و… نمی تواند اسباب بزرگی و برتری انسان گردد و در او ایجاد حس برتری جویی و تکبر ایجاد کند بلکه مردم همنوعان و یا برادران دینی او هستند.

به فرموده امام علی(ع):

(الناس صنفان امّا اخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق.)۱۳

مردم دو دسته اند یا برادران دینی تو و یا همنوعان تو هستند.

بنابراین اگر دیدگاه افراد در رابطه با مردمان این گونه باشد موجبی برای تکبر و فخر فروشی بر دیگران نمی ماند.

در قرآن مجید می خوانیم:

(فالهکم اله واحد فله اَسلموا وبشّر المُخبِتین.)۱۴

معبود شما خدای یگانه است. برا او اسلام آورید و بشارت باد بر فروتنان.

مُخبِتین از ماده (خبت) بر وزن ثبت گرفته شده است. به معنای زمین صاف و وسیع که انسان در آن به راحتی و آسانی گام بر می دارد.

مخبتین یعنی انسانهایی که با نرمی و فروتنی با مردمان برخورد می کنند.۱۵

در منابع دینی سفارشهایی که در باب ارزش و اهمیت تواضع و اجر و پاداش متواضعان رسیده است بیشتر متوجه این قسم از تواضع است. فروتنی با مردمان نمودها و جلوه های گوناگون دارد که رعایت هر یک از آنها نشانه روحیه تواضع در انسان است. این جا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

ادب و احترام:

در برخورد و معاشرت با مردم رعایت ادب و نزاکت از اهمیت ویژه ای برخوردار است. فرهنگ اسلام سرشار از رهنمودها و دستوراتی است که ما را به رعایت ادب و نزاکت فرا خوانده است. هر چند متأسفانه جوامع اسلامی در زمان ما از فرهنگ اسلامی فاصله گرفته اند و به اموری نظیر ادب رعایت حقوق دیگران سلام کردن نظم و… بهای لازم داده نمی شود و دیگران در عمل بدان بر ما سبقت گرفته اند.۱۶

رعایت ادب و احترام به حقوق دیگران از نمودهای بارز فروتنی است که در روایات از آن به: (رأس تواضع) یاد شده است; زیرا تواضع ایجاب می کند که انسان موٌدب باشد.

امیرالموٌمنین می فرماید:

(ثلاث هنّ رأس التواضع: ان یبدأ بالسلام من لقیه ویرضی بالدون من شرف المجلس ویکسره الریا والسمعه.)۱۷

سه چیز اساس فروتنی است پیشی جستن در سلام با هر که باشد خوشنودی به نشستن در پاییین مجلس و خوش نداشتن ریاکاری و به رخ کشیدن کارها.

از این روی مراعات مسایل ریز اخلاقی که بخش مهمی از فرهنگ ارزشی اسلام را تشکیل می دهد لازمه اش افتادگی و انکسار است. مثلاً اگر دقت کنیم می بینیم بسیارند افرادی که وقتی وارد مجلسی می شوند از میان انبوه مردم عبور می کنند و با زحمت خودشان را در صدر مجلس! جای می دهند و حتی گاهی که در صدر مجلس جا نیست ترجیح می دهند برگردند و در پایین مجلس ننشینند! و یا هنگامی که از کوچه و خیابان عبور می کنند انتظار دارند دیگران آنان را سلام کنند! این قبیل افراد در جامعه کم نیستند و دردمندانه در حوزه های علمیه و در میان اهل علم هم گاهی دیده می شوند! چنین افرادی بی گمان گرفتار دیو تکبرند بدون این که خود متوجه باشند.

پرهیز از ستایش دیگران: همان گونه که چاپلوسی و تعریف و تمجید از کارهایی که انجام نیافته و ثناگفتن افراد نالایق مذموم و ناپسند است انتظار و دوست داشتن تملق هم زشت و نکوهیده است. به دیگر عبارت تملق و چاپلوسی صفتی زشت و مذموم است ولی زشت تر آن که انسان منتظر تملق و تمجید دیگران باشد و چاپلوسی را دوست داشته باشد و برای شنیدن حرفهای چاپلوسانه به این سو و آن سو توجه کند.

در باره انتظار ستایش از دیگران نداشتن امام صادق(ع) می فرماید:

(انّ من التواضع…. ان لایحب ان یحمد علی التقوی.)۱۸

از نشانه های تواضع این که:انسان دوست نداشته باشد او را به تقوی و خوبی بستایند.

اشتیاق و علاقه مندی به مدح و ثنا چه بسا اگر جلوگیری نشود و با اکسیر فروتنی به اصلاح و درمان آن پرداخته نشود پیامد های ناگواری چونان: غرور ریاکاری تکبر دروغ گویی و… داشته باشد.

از آن گذشته از عوامل مهم تشویق مداحان و متملّقان به ادامه کار زشتشان وجود همین زمینه های مساعد و روی خوش نشان دادن به آنهاست. فرد متملق هنگامی که می بیند با چرب زبانی تملق گویی بافتن القاب پرطمطراق و عناوین بی محتوی و… به مقصود مادی خویش می رسد قطعاً تشویق می شود که بیشتر به این خصلت ناپسند روی آورد. از این روی انسان متواضع خود را مستحق و مشتاق ثناگویی و تملق نمی داند و با برخوردی صحیح و فروتنانه مجال چاپلوسی و مداحی را از آنان می گیرد. با این کار هم خود از گرفتار آمدن در چنین حالتی در امان می ماند و هم مداحان و چاپلوسان متنبه می گردند.

حق پذیری: از نشانه های تواضع با مردمان رعایت انصاف است. هر جا سخن حق و صوابی شنیده بپذیرد و از قبول حق هر چند تلخ باشد درنگ نکند. حق پذیری و فروتنی در برابر آن نشانه رشد و بالندگی است چنانکه اصرار و لجاجت در عدم پذیرش حق نوعی تکبر و بزرگ خویشتنی است. تواضع در برابر حق مصادیق بارز و نمونه های روشنی دارد که در زندگی روز مره انسانها فراوان یافت می شود. افرادی هستند که با این که می دانند حق با طرف مقابل است ولی زیر بار حق نمی روند و به مجادله می پردازند و تلاش می کنند خود را محق و پیروز جلوه دهند.

اگر انسان احساس کرد که دچار اشتباهی گردیده است باید با کمال فروتنی و افتادگی به اشتباه خود اعتراف کند و متواضعانه حق را بپذیرد و از مرکب لجاج و تکبر به زیر آید در حالات مرحوم مقدس اردبیلی می خوانیم:

(شیخ عبد الله تستری در حوزه نجف به خدمت علاّمه بزرگوار مقدس اردبیلی رسید و از وی مسایلی را پرسید.

مقدس اردبیلی جواب داد ولی شیخ جواب را کافی ندانسته به مباحثه پرداخت.

مقدس اردبیلی ساکت شد و فرمود: باید به کتاب مراجعه کنم و به بحث خاتمه داد.

در پایان جلسه دست مرحوم تستری را گرفت و قدم زنان به طرف بیرون شهر حرکت کردند. آن گاه که از شهر خارج شدند شیخ را مخاطب قرار داده فرمود:

برادرم! حالا مسأله ات را مطرح کن تا پاسخ گویم:

مرحوم تستری مسأله را مطرح کرد و پاسخ کافی آن گونه که می خواست شنید.

[مرحوم تستری] پرسید: چرا در مجلس این مسأله را پاسخ نفرمودید؟

[مقدس اردبیلی] گفت: آن جا صحبت و مباحثه ما در جمع حوزویان و عالمان و در انظار مردم بود و احتمال آن می رفت که برای غلبه بر یکدیگر از پذیرش حق استنکاف کنیم و در مقابل حق فروتن نشویم و رذیله زشت تکبر بر ما غالب آید: امّا این جا جز خدا کسی نیست و موجبی برای تکبر و لجاجت نیست.)۱۹

در روایات از حق ناپذیری و رعایت نکردن انصاف گونه ای از تکبر به شمار آمده و نکوهش شده است.

در حدیثی می خوانیم که روزی رسول گرامی اسلام(ص) در جمع اصحاب فرمود:

(کسی که ذره ای کبر و بزرگ نمایی در دلش باشد به بهشت نخواهد رفت).

بعضی از یاران آن حضرت عرض کردند:

یا رسول الله هلاک و نابودی و بدبختی ما را تهدید می کند چون برخی از ما مردم به کفش خوب و جامه فاخر احساس دلبستگی می نمایند.

پیامبر(ص) فرمود: (این کبر نیست بلکه کبر عبارت است از: (بطر الحق و غمط الناس) حق ناپذیری و حقیر شمردن مردمان.)۲۰

انسان اگر بتواند به جایی برسد که در برابر حق انصاف دهد و به آسانی و گشاده رویی تمام حقیقت را بپذیرد به درجه ای بالا از کمال لایق انسانی رسیده است که بسیار دشواریاب است. عالمان اخلاق برای متواضعان نشانه هایی ذکر کرده اند و حق پذیری را از مصادیق آن دانسته اند. غزالی می گوید:

(تواضع آن است که حق قبول کنی از هر که باشد اگر همه کودکی باشد و اگر همه جاهلترین خلق باشد)۲۱

فرهنگ حاکم بر مجامع علمی دانشگاهها و حوزه های علمیه و دیگر مراکز فرهنگی در نظام اسلامی آن گاه راه رشد و ترقی را در پیش می گیرد و به بار می نشیند که اظهار نظر دانش پژوهان دانش آموزان و طلاب جوان را بی ادبی در محضر بزرگان به حساب نیاورند و آنان را محکوم به سکوت و قبول بدون چون و چرا نکنند و با تکبر و غرور علمی سخن حق آنان را رد ننمایند. بزرگان ما همواره در پذیرش حق و رعایت انصاف حتی از شاگردان خردسالشان درنگ نمی کرده اند و با صراحت و شجاعت بدان اعتراف می کرده اند. در حالات مجدد بزرگ میرزای شیرازی نوشته اند:

(بین او و یکی از شاگردانش (مولی محمد هرندی) بر سر مسأله ای مباحثه در گرفت. بعد از بحث مرحوم میرزا به کاظمیه رفت. در آن جا متوجه شد که حق با مولی محمد هرندی بوده است. دستور داد که نامه ای بنویسند و آن را با قاصدی سواره و شیخ اسماعیل ترشیزی به سوی او بفرستند و بگویند که: حق با او بوده است.)۲۲

در تاریخ به مردمان بسیاری بر می خوریم که معجزات آشکار و حقانیت پیامبران و رهبران الهی را می دیدند و می فهمیدند ولی از سر عناد و تکبر از قبول و اعتراف به آن سرباز می زدند و با تمسک به دلایل پوچ و واهی و ایجاد

شک و شبهه در حقانیت پیام رسولان اولیای الهی آنان را به باد تمسخر و استهزا می گرفتند.

فرعون ها قارون ها ابوجهل ها ابولهب ها و… چشمان خود را به روی حقایق می بستند و از قبول حق خودداری می کردند و پا روی انصاف و وجدان خویش می گذاشتند. در قرآن مجید در ضمن بیان داستان موسی و فرعون آمده است:

وقتی موسی و برادرش هارون با معجزات و آیات روشن الهی به سوی فرعون و پیروانش رفتند تا پیام الهی خویش را ابلاغ کنند فرعونیان از روی تکبر حاضر نشدند انصاف دهند و حق را بپذیرند و با استدلالهای واهی به مخالفت برخاستند و گفتند:

(انوٌمن لبشرین مثلنا و قومهما لنا عابدون.)۲۳

آیا به اینان که مانند خودمان هستند ایمان بیاوریم؟ با آن که قوم آنان بردگان مایند!

یا با حالت تمسخر می گفتند:

(اهوٌلاء مَنّ اللّه علیهم من بیننا.)۲۴

آیا همینان را خداوند از میان ما بر آنان منت گذارد [و بر ما مقدم داشت]؟

بنابراین حق پذیری و رعایت انصاف از نمودهای بارز تواضع است و انسان فروتن کسی است که در برابر حق تسلیم باشد و در مقابل عناد و لجاج نورزد.

تواضع رهبران

همان گونه که تواضع و فروتنی رهروان در برابر رهبران ارزشمند و پسندیده است تواضع رهبران در مقابل رهروان نیز پسندیده و مورد ستایش است بلکه اهمیت و ارزش فزونتری دارد.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.