پاورپوینت کامل تحول در کتابهای درسی از ساختار تا محتوا ۷۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل تحول در کتابهای درسی از ساختار تا محتوا ۷۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تحول در کتابهای درسی از ساختار تا محتوا ۷۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل تحول در کتابهای درسی از ساختار تا محتوا ۷۹ اسلاید در PowerPoint :

موضوع ضرورت تغییر و تحول در کتابهای درسی حوزه های علمیه, از دیرباز مورد توجه و بحث و بررسی بوده و هست. در این باره افراد بسیاری دیدگاه های خود را مطرح کرده اند. در این نوشته در پی گزارش این دیدگاه ها نیستیم و علاقه مندان به این بحث می توانند برای آشنایی با آنها به کتابها و بویژه مجله هایی که در این مورد دغدغه داشته و دارند مراجعه کنند. هدف این نوشته اثبات ضرورت اصل تحول در کتابهای درسی هم نیست; زیرا این امر, کم و بیش, بدیهی است و مخالفان چندانی ندارد و اگر کسی هم مخالفت می ورزد, در واقع, فهم دقیقی از موضوع ندارد وگرنه ضرورت تحولِ کتابهای درسی حوزه ها گزیرناپذیر است و این ضرورت, دیر و یا زود خودش را بر حوزه ها تحمیل خواهد کرد, چنانکه اکنون هم در مواردی چنین شده است. هدف این نوشته تبیین گستره این ضرورت است. به دیگر سخن آیا لزوم تحول در کتابهای درسی حوزه ها, فقط در محدوده ساختار است. به این معنی که چون کتابهای حوزوی نگارش درسی نداشت و یا با ادبیات کهن و در مواردی بسیار دشوار نوشته شده است, باید با ادبیات نو و به زبانی ساده نگاشته شود, تا دانشجویان دانشهای حوزوی, در گیر و دار فهم متن, وقت ارزش مند خود را از دست ندهند. و یا آن که این ضرورت در این حد باقی نمی ماند و بسیار گسترده تر از این است و یک تحول بنیادی را می طلبد؟

آیا می توان محتوای موجود در کتابهای حوزه را برای حوزه ها کافی شمرد؟ پاسخ به این پرسش در گرو کندوکاو در فلسفه وجودی حوزه هاست. نخست باید بدانیم چرا حوزه های علمیه پیدا شدند و چرا چنین تحصیلی برای جامعه اسلامی لازم است؟

چرایی وجود حوزه های علمیه

وقتی که جامعه دینی در صدر اسلام رو به گسترش گذاشت و نسل جدیدی در جامعه اسلامی به وجود آمد که پیامبر اسلام را ندیده بودند و یا به لحاظ مکانی دسترسی به پیامبر نداشتند, ناگزیر, برای فهم دین به دیگر افراد مراجعه می کردند این افراد یا از صحابه بودند که سخن پیامبر را شنیده و در موارد بسیاری شاهد نزول آیات قرآنی و یا تفسیرهای پیامبر از آیات نازل شده بودند. این افراد در مواردی که از آیات قرآنی چیزی در خاطر داشتند و یا تفسیری از پیامبر شنیده بودند, در برابر پرسشها دچار دشواری نبودند; اما در غیر این موارد باید بر استنباط و فهم خود تکیه می کردند و یا بنابر دیدگاه شیعه, امامان معصوم بودند که از سوی خداوند مورد تأیید بودند و در نتیجه می توانستند تفسیری درست از دین ارائه دهند و به پرسشهای مردم پاسخ دهند و چون سخن این افراد حجت شرعی بود, مردم با مراجعه به آنان وظیفه شرعی خود را به دست می آوردند. با گذشت زمان و پیدایش نسل جدید, لزوم فراگیری دانش دینی بیش تر شد و این ضرورت را بیش تر آیات قرآنی گوشزد کرده بودند و در آیه ۱۲۲ از سوره توبه چنین آمده بود:

(شایسته نیست مؤمنان همگی [برای جهاد] کوچ کنند. پس چرا از هر فرقه ای از آنان, دسته ای کوچ نمی کنند تا [دسته ای دیگر بمانند] و در دین آگاهی پیدا کنند و قوم خود را ـ وقتی به سوی آنان بازگشتند بیم دهند ـ باشد که آنان بترسند. )

گذر زمان, لزوم عمل به این دستور الهی را مبرهن ساخت و در نتیجه در بسیاری از شهرهای جهان اسلام, افرادی به عنوان استاد و عالم به آموزش دین همت گماردند. شاید در آغاز این آموزشها در حد اجتماع در گوشه مسجدی و یا گردهم آیی در خانه عالمی بود; اما به مرور, نیاز به مکانهای رسمی برای آموزش دین احساس شد. در این مورد توجه به این نکته حائز اهمیت است که در آغاز کار, تکیه اصلی آموزش دین به مفهوم اصلی آن بود و در آموزشهایی منحصر بود که از آموزه های مستقیم دین بودند. آموزه هایی چون: قرآن, تحوید, تفسیر, حدیث, احکام عملی و آداب اخلاقی بود. آموزه های ابزاری و یا آموزه های برون دینی که جنبه علمی داشت و در دین به عنوان ابزار فهم درست دینی تلقی شده و می شود, بعدها وارد آموزه های مراکز و محافل آموزشی گشت و البته همواره در طول تاریخ در لزوم و عدم لزوم این آموزه ها در حوزه های دینی اختلاف دیدگاه وجود داشته و دارد. در هر صورت, آموزه هایی از قبیل ادبیات عرب, منطق, ریاضیات, نجوم, فلسفه, اصول و امثال آن در حوزه های دینی به عنوان آموزه های ابزاری برای فهم درست دین تلقی شده و می شود. در طول تاریخ آموزش دینی در حوزه های علمی, تحولات عمده ای در محتوای آموزشی حوزه ها به وجود آمد. شماری از آموزه ها, که جنبه های علمی آنها بر جنبه های دینی و حتی بر جنبه های ابزاری آنها در آموزه های دینی می چربید, کم کم از آموزه های حوزه ها کنار گذاشته شد. همچنین شمار زیادی از آموزه های کاملاً دینی, جای خود را به آموزه های صرفاً ابزاری داد و آموزشهایی نظیر: تفسیر, تجوید, حدیث, کلام از نظام آموزشی حوزه ها رخت بربست و به فراموشی سپرده شد و کار به جایی رسید که مفسر و متکلم, یا محدث, به عنوان عالم شناخته نشد. در پاره ای موارد بعضی از آموزه ها که در ورود به نظام آموزشی حوزه ها جنبه آلی و ابزاری داشت, از قبیل فلسفه و حکمت و عرفان, تبدیل به محل اختلاف و جدال همیشگی گشت. در این میان, آن چه که به رفتار شرعی انسانها مرتبط بود, یعنی فقه و ابزار مربوط به آن, آموزه اصلی حوزه ها گشت. در نتیجه, ادبیات عرب, منطق, اصول و فقه همه آموزش حوزه های دینی را تشکیل داد.

از آن چه گذشت می توانیم این نتیجه را بگیریم که علت وجودی حوزه های علمیه, آموزش و فهم دین و انتقال آن به مردم بود. وقتی از عبارت دین استفاده می کنیم, در واقع دین به مفهوم کامل آن است. اما در روند آموزشی هم مفهوم دین تغییر یافت و هم حوزه کاری حوزه های علمیه بسیار محدود شد. امروزه دین, یعنی شریعت و عالم دینی یعنی کسی که فقه می فهمد و در لایه های بالا, کسی که می تواند احکام فقهی را استنباط کند. و بدیهی است که آموزه های حوزوی هم در همین راستا جهت پیدا کند.

به نظر نمی رسد کسی در اصل انحرافی بودن این روش, تردیدی داشته باشد; زیرا این روش, فروکاستن دین به بخش کوچکی از کل دین است. به سخن دقیق تر, کاربرد و انحصار کل در جزء است. این که فقه بخشی از دین است, تردیدی نیست; اما در این که همه دین باشد, نه تنها تردید وجود دارد, بلکه به حتم چنین نیست. و به یقین می توان گفت این انحصار موجب حفظ دین نمی گردد.

با این مقدمه, می توان گفت نخستین قدم در راه اصلاح کتابهای درسی حوزه ها, اصلاح در ساختار آموزشی آن است. و در ساختار آموزشی, گام اول بیان و روشنگری هدف است. در گام نخست باید در این مورد تصمیم گیری شود که در حوزه ها چه چیزهایی آموزش داده شود تا سازوار با آن, کتاب تدوین گردد. اگر تعارف را کنار بگذاریم و با جسارت بیش تری سخن بگوییم, باید یادآور شویم که امروز حوزه های علمیه, نمی دانند برای چه تحصیل می کنند و در پی چه چیزی هستند. شاید در مقام گفتار و دفاع مطرح شود که حوزه های علمیه در پی آموزش دین هستند; اما واقعیتهای خارجی هرگز این را تأیید نمی کند. آیا فارغ التحصیل حوزه که هرگز در کتابهای درسی خود تاریخ زندگی پیامبر اسلام را ندیده است و تا آخر هم نمی داند و تا آخر هم نمی داند که روند ظهور و گسترش اسلام چگونه بوده و هرگز قرآن را که نمایی از این روند است, به گونه تطابق با تاریخ زندگی پیامبر اسلام نخوانده و حتی مرور نکرده است و هرگاه به قرآن مراجعه کرده و آن را خوانده است به قصد تحصیل ثواب بوده, آیا می تواند فهم درستی از دین داشته باشد که ادعا کنیم حوزه های علمیه در راستای حفظ و گسترش دین تلاش می کنند؟

در این تردیدی نیست که هر دینی در گذر زمان, دست خوش تفسیرها و برداشتهایی می شود و این تفسیرها و برداشتها, به مرور به دیدگاه رسمی دین تبدیل می شود, آیا در حوزه های علمیه, هرگز روند دانشهای دینی و تحولاتی که به مرور در فهم و تفسیر دین به وجود آمده است, تدریس می شود, تا طلبه بداند در طول تاریخ چه بر سر دین آمده است و چه تحولی در فهم دین پیدا شده است؟ راستی چه شمار از طلبه های ما از سرگذشت حدیث در بین مسلمانان و حتی به طور خاص در بین شیعیان اطلاع دارند و اگر شماری چنین اطلاعاتی دارند, چه اندازه از این آگاهی ها را از آموزشهای رسمی حوزه آموخته اند و چه اندازه آنان تلاشهای فردی بوده که در پی دغدغه های شخصی شان در بیرون از آموزه های رسمی حوزه ها به دست آورده اند؟ امروزه چه شماری از طلبه ها می توانند به درستی سوره ای از قرآن را تفسیر کنند و اگر می توانند چنین کاری انجام دهند, چه بخشی از آن را از آموزه های رسمی حوزه فراچنگ آورده اند و چه بخشی از آنها زاییده تلاشهای شخصی آنان بوده است؟ اگر این امور را پی گیری کنیم خواهیم دید که حوزه ها, فلسفه وجودی آموزشهای خود را فراموش کرده اند. بدیهی است که وقتی هدف آموزشی خود را گم کرده باشند, نمی توانند متون آموزشی خود را بر پایه نیازهای واقعی سامان دهند.

اگر کسی این پرسش را مطرح کند که ادبیات کنونی حوزه ها تا چه اندازه در راستای فهم دین به دانش آموخته یاری می رساند. می توانیم پاسخ قانع کننده ای ارائه کنیم؟ و یا آموزش اصول فقه تا چه میزان برای فهم پیام الهی به طلبه کمک می کند؟ می توانیم این مقدار را تبیین و تعیین کنیم؟ به راستی فقیهان اولیه همین مقدار اصول فقه می خواندند و همین مباحث را می خواندند تا به فهم دین دست پیدا کنند؟ آیا در این تردیدی است که فهم افرادی چون شیخ طوسی, شیخ مفید, سیدمرتضی و مانند آنان از دین, بسیار به حقیقت دین نزدیک تر از فقیهان و مجتهدان عصر ما بود؟ و این در حالی بود که آنان هرگز چنین اصولهایی را نمی خواندند. آیا دین برای توده ها نازل نشده است و اگر بنا بود فهم دین این پیچیدگیهایی را داشته باشد که امروزه در دروس حوزوی وجود دارد, آیا هرگز می توانست کسی را به سوی خود جذب کند؟ مردمی که در پیرامون پیامبر(ص) می آمدند و به وی ایمان می آوردند, با شنیدن همین آیاتی که در دسترس ما وجود دارد, به چنین فهمی می رسیدند و پیامبر همین فهم آنان را معتبر می دانست. از جریانهای صدر اسلام و بویژه برخورد پیامبر اکرم(ص) با مردم و نیز از کسانی که به عنوان صحابه امامان در اطراف آنان بودند و عموماً از پیشه وران بودند و ناقلان سخن آنان برای ما هستند, می فهمیم که دین آسان تر از این چیزی است که حوزه های علمیه به عنوان فهم دین وقت خود را صرف آن می کنند. این خود به ما گوشزد می کند که آموزش حوزه ها, در مسیری قرار گرفتند که فرجام آن دستیابی به فهم دین نیست. این مسیر آموزشی درماندگی در پیچ و خمهایی است که در طول تاریخ آموزش حوزه ها به وجود آمده است و رهایی از اینها فقط در بازنگری بنیادی در همه بخشهای آموزشی و تنظیم دوباره آن برپایه تعریف درست از فلسفه وجودی خود و بیان و شرح هدفی است که باید به آن برسد, وقتی این مرحله پیموده شد و فلسفه وجودی حوزه ها روشن گشت و هدف غایی تعیین شد و برای رسیدن به این هدف, قرار بر تدوین کتابهای آموزشی گرفته شد, ساختار و محتوای کتابها باید با مراعات بایسته هایی تدوین شود که در ذیل به شماری از این بایسته ها اشاره می شود:

۱. ساختار کتاب آموزشی باشد و نه تحقیقی و پژوهشی

بیش تر کتابهای آموزشی در حوزه ها, آمیزه ای از آموزش و پژوهش هستند. در کتابهای ادبی, دانشجویان حوزه دین, مقداری وقت خود را درا ین صرف می کنند که فلان ادیبِ نامور, مانند سیبویه و یا فرّاء و یا زمخشری درباره عملکرد فلان حرف اضافه چه دیدگاهی داشته است. فهم این امور مفید است; اما نه در دوره آموزشی, بلکه این قبیل دقیق کاریها را در صورتی که طلبه احساس نیاز به آن بکند, باید در بیرون از کتابهای درسی, خود بجوید و کار پژوهشی کند.

و یا در دوره آموزش اصول فقه, در کتابهای درسی این فن, بحثهای فراوانی در مورد تبیین و فهم دیدگاه فلان اصولی انجام می گیرد و یا در دوره آموزش فقه, طلبه قیل و قال های وقت گیر و معمولاً کم بهره را در متون آموزشی می خواند و همه اینها در حالی است که در کتابهای درسی خود شاهد آن نیست که یاد بگیرد از چه راه و یا راه هایی می تواند به سخن رسول خدا دست پیدا کند. و یا فلان آیه در چه شرایطی نازل شد و این شرایط چه مقدار در مفهوم آن سخن می تواند نقشی داشته باشد

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.