پاورپوینت کامل امیر من حسین (ع) است و چه امیر خوبی ۴۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل امیر من حسین (ع) است و چه امیر خوبی ۴۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امیر من حسین (ع) است و چه امیر خوبی ۴۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل امیر من حسین (ع) است و چه امیر خوبی ۴۰ اسلاید در PowerPoint :

۴۳

مقصد کوفه، دیار نامردمان

جناده، سراسیمه وارد خانه شد، به سراغ صندوقی رفت که زره و کلاه خُود و شمشیرش در آن بود.در صندوق را باز کرد و با سرعت، وسایل جنگی اش را از صندوق بیرون کشید. فاطمه آرام و مبهوت، جناده را نگاه می کرد. مرد که نگاه پرسشگر فاطمه را دید، بریده بریده گفت:

– سلام فاطمه… من… من عازم سفرم.

کلاه خُود جناده با دهان باز، رو به فاطمه بود؛ انگار واقعیتی را فریاد می زد.

– می دانم… حتماً می گویی این چه سفری است که زره و کلاه خُود می خواهد. ببین… فاطمه!… حسین امروز از مدینه خارج می شود… می دانی که عرصه را بر او تنگ کرده اند؛ ولید از طرف یزید، مأمور است تا از او بیعت بگیرد… امّا مولای مان قصد بیعت ندارد و عزم خروج از مدینه کرده است. او نمی خواهد اینجا بماند… و می دانی که اگر او عازم سفر باشد، من هم نمی مانم، یعنی نمی توانم بمانم… می فهمی فاطمه؟… می توانم!

فاطمه سکوت طولانی خود را با آهی عمیق شکست و کنار در، روی زمین نشست :

– پس یزید قصد ندارد، حسین را راحت بگذارد؟!

– بله، او نیز چون معاویه بر کفر خود استوار است.

صدای اذان از نقطه ای دور به گوش رسید. فاطمه گفت: «اللَّه اکبر» و برخاست.

– نمی گویی ابزار جنگ در این سفر به چه کار می آید؟

– دستور امام است… فقط برای دفاع از خود… می دانی که در سفر، هر حادثه ای محتمل است،

– تو مطمئنی حسین برای جنگ خارج نمی شود؟

– این چه سؤالی است فاطمه؟! تو که این خانواده را خوب می شناسی! پدرش علی، جنگاورترین مرد عرب، هرگز در هیچ جنگی، آغاز کننده نبود؛ حتَّی پیش از جنگ با خوارج نهروان، که خدا را فراموش کرده بودند و متعرض مسلمین بودند، سخن گفت تا آتش جنگ شعله ور نشود؛ امّا خود آنها نخواستند. برادرش حسن، صلح کرد و حالا حسین شهر جدّش را ترک می کند تا در ماه حرام، خون مؤمنین، شهر جدّش را رنگین نکند. او نظر به حرم مکه دارد؛ شهری که در آن به دنیا آمده و مدفن جدّ و مادر و برادرش است… از این گذشته، او تمامی خانواده اش را با خود می برد، حتَّی خواهرش زینب نیز او را همراهی می کند؛ فاطمه! به نظر تو مولای مان حسین به قصد جنگ و خونریزی…

– مرا ببخش جناده! بیش از این شرمنده ام مکن! تو از میزان اعتقاد من به حسین آگاهی؛ می دانی که من هم نمی توانم بدون مولای مان اینجا بمانم؛ به خصوص که تو هم نیستی. شما که بروید من می مانم و عمرو و تنهایی؛ باور کن تنهایی برای مان سخت است.

– منظورت چیست فاطمه!؟

– جناده! من در طول زندگی مشترک مان از تو چیزی نخواسته ام، امّا حالا… خواهشی دارم… امیدوارم مخالفت نکنی؟!

قطرات شفاف اشک روی گونه های فاطمه سُر خورد.

– بگو فاطمه! هر چه باشد، برای تان فراهم می کنم، نمی خواهم در نبودن من به شما سخت بگذرد.

– من، چیزی نمی خواهم… یعنی… بگذار من و عمرو، همراه تان بیاییم.

جناده، سراسیمه از جا برخاست:

– این غیر ممکن است، فاطمه! سفر ما بی خطر نیست؛ سراسر راه ها را سربازان یزید سد کرده اند؛ احتمال جنگ وجود دارد.

فاطمه به طرف جناده رفت و با التماس گفت:

– من از تمامی خطرات آگاهم… مگر نگفتی حسین خانواده اش را با خود همراه کرده؟… خوب… خوب ما هم مثل آنها.

جناده به دنبال کلماتی می گشت تا فاطمه را منصرف کند؛ فاطمه از فرصت استفاده کرد و گفت:

– فراموش نکن که قول دادی، خواسته ام را بر آورده کنی!

جناده به فکر فرو رفت و لختی بعد بهانه جویانه گفت:

– امّا پسرمان هنوز نابالغ است، اگر حادثه ای در پیش باشد، من می توانم خود را از مهلکه نجات دهم، تو هم شاید بتوانی، امّا عمرو چه؟ همراهی او برای ما دشوار است.

فاطمه، مصمّم، پاسخ داد:

– امّا، عمرو کودک نیست، او سیزده سال دارد، برای خودش مردی شده؛ با همسالان خود مشق شمشیر می کند کارهای بیرون، تو را از رشد پسرمان غافل کرده. مطمئن باش که عمرو نیز طاقت دوری از تو و مولای مان را ندارد.

جناده، جوابی نداشت، قدمی به سوی فاطمه برداشت و لبخندی زد.

– پس زودتر، وسایل سفرتان را مهیا کنید؛ باید هر چه سریعتر خود را به مسجد النبی برسانیم؛ تا ساعتی دیگر کاروان امام به راه می افتد.

فاطمه به طرف جناده رفت. شانه ی مردش را بوسید و سراسیمه با اتاق دیگر رفت. صدای اذان از دور به گوش می رسید:

– حیّ علی خیر العمل!

کاروان، خسته از راه ناتمام صحرا در ثعلبیه توقف کرد. گرد و غبار سواری از دور، از جانب کوفه، نمایان شد. حسین بن علی، از خیمه ی خود بیرون آمد و منتظر شد تا سوار از راه برسد. سوار به نزدیکی خیمه ها رسید. سراغ چادر امام را گرفت. در مقابل چادر ایستاد. امام نگاهی از روی مهربانی به سوار انداخت:

سلام و رحمت خدا بر تو باد برادر؛ خدا قوت!

سوار عرق از پیشانی می گیرد و جواب سلام امام را با لکنت می دهد، دیگر نمی داند چه بگوید گویا ابهّت امام به او مجال سخن نمی داد. لبخند امام و چهره ی گشاده ی او را که دید، چشمانش را به سینه ی امام دوخت و گفت:

– مولایم حسین! ای کاش قاصد این خبر من نبودم؛ بیم جان شما، باعث شد که به تاخت خود را برسانم و از شما بخواهم که به سوی کوفه نروید. کوفیان، پیمان شکسته اند… پسر عموی تان… پسر عموی تان مسلم بن عقیل، به شهادت رسیده.

اشک در چشمان امام حلقه زد. با صدایی رسا و حزین گفت:

– انا لله و انا الیه راجعون.

دستان خود را به سوی آسمان بلند کرد، زیر لب دعایی زمزمه کرد و سپس عباس را به سوی خود فرا خواند. کاروان عشق قصد ادامه ی سفر دارد و مقصد، کوفه است.

× × ×

روز نهم محرم، سپاه یزید چند بار به سوی قرارگاه امام و یارانش یورش برد عباس برادر امام، به نمایندگی از وی، رو به سپاه شام ایستاد و با صدای بلند گفت:

– مولایم، برادرم، حسین می خواهد شب را با نماز و مناجات به سپیده دم برساند. به خدای بزرگ سوگند، حسین بن علی نماز و مناجات را بسیار دوست دارد. امشب را به ما مهلت دهید!

شب در تاریکی صحرا، امام، رو به همراهانش ایستاد و چنین گفت:

– سپاهی که گرد آمده، مرا می جوید؛ پیمان با من را نادیده بگیرید و از تاریکی شب استفاده کنید و به شهرهای تان باز گردید.

آنها که به هر دلیل رفتنی بوده اند، پیش تر اردوگاه را ترک کرده اند و اینان که مانده اند با حسین پ

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.