پاورپوینت کامل بار بگشائید اینجا کربلاست(بخش پایانی) ۲۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بار بگشائید اینجا کربلاست(بخش پایانی) ۲۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بار بگشائید اینجا کربلاست(بخش پایانی) ۲۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بار بگشائید اینجا کربلاست(بخش پایانی) ۲۶ اسلاید در PowerPoint :

۶

از کربلا نمی توان گفت؛ نمی توان سرود. کربلا را نمی توان توصیف کرد؛ حکم گنجاندن دریاست در پیمانه. کربلا کربلاست! شاید باید به ایجاز گفت کربلا میعادگاه است، مأمن است، میقات است، حج است با همه ی آدابش و شاید هم کسی بتواند عاشقانه به تفصیل و اطناب بگوید، آنها که توانسته اند، گفته اند و حتما باز هم خواهند گفت. امّا برای من که نمی خواهم در این حریم، اسیر لفظ شوم، کربلا کربلاست! کربلا را باید دید، کربلا را باید چشید.

ده پانزده کیلومتری کربلا، راه بندان بود، یا باید برمی گشتیم و در نجف یا جای دیگر دنبال استراحت و خواب می رفتیم یا باید می زدیم به جاده و عاشقانه پی زیارت…

عده ی زیادی به سمت کربلا در حرکت بودند و عده ای نیز در بازگشت. در چشم های آنان که با ما همراه بودند کربلا را می شد دید، شوق را می شد تماشا کرد و حس نمود؛ امّا آنان که برمی گشتند حالشان وصف ناشدنی بود. شده بودند مثل خود کربلا، در لفظ نمی گنجیدند؛ حداقل برای من.

ظاهر قضیه این بود که عده ای «حیدر حیدر» گویان با پرچم هایی سبز بر دوش، عده ای هم کفن پوش به سمت کربلا می رفتند و عده ای هم از کربلا برمی گشتند با پرچم هایی سرخ و سرهای باند پیچی شده و صورت و لباس هایی خونین. این صحنه های خون رنگ برای آنانی که تا به حال شبیه را ندیده اند، کمی چندش آور بود با خودم می گفتم چرا ما به دنبال نشان دادن جاذبه های فکری مکتب شیعه نباشیم؟ و چرا با وجود آن که حکم شرعی قمه زنی برای بسیاری از علما روشن و حل شده است و برای مردم هم بیان شده، عده ای هنوز با برخورد احساسی، عقلانیت موضوع را نادیده می گیرند و پشت گوش می اندازند؟! درست مثل بعضی از انواع سینه زدن ها و عرض ارادت ها و قلاده به گردن انداختن ها و…

حالا که دارم آن لحظات را مرور می کنم نمی توانم این صحنه را از جلوی چشمم دور کنم و ناچار به توصیف آن هستم که در ایوان حرم آقا امیرالمؤمنین(ع) عده ای از ایرانیان، خیلی هیجانی، با شتاب سینه می زدند و مداحشان هم خیلی شبهه برانگیز، مواردی می خواند که ذکرش در اینجا صحیح نیست؛ هر چه به آنها محترمانه گفته می شود که مردم برای زیارت آمده اند، الان وقت سینه زدن نیست، لااقل به جای دیگری بروید و خلاصه به زبان خودمانی، این که شما با این کار مزاحم دیگران هستید و حال توسل و زیارت را از همه گرفته اید، مگر به خرجشان می رفت؟ کو گوش شنوا؟! و ما در آن حال از خجالت، سر به زیر انداختیم، چرا که بعضی از این جوانان به ظاهر پر شور را خیلی خوب می شناختیم…

با دکتر، زیارت عاشورا را در راه شروع کرده بودیم و به سرعت به سمت کربلا می رفتیم. تلاشمان این بود که ظهر نشده، کربلا باشیم… امّا یکباره صدای چند انفجار مهیب، ما را در جای خود میخکوب کرد. یک لحظه دیدیم همه ی جمعیت ایستاده اند! عده ای حدس می زدند بمب است که منفجر شده و عده ای می گفتند انفجار خمپاره است و صدای شلیک قبضه اش را شنیده اند و چه و چه… دود غلیظی همراه با غبار از سمت کربلا به آسمان می رفت؛ یکباره دلم لرزید، زیر لب گفتم:«یا امام حسین! خدا کند در حرم آقا بمب نگذاشته باشند…»

– سید مهدی! جانمانی!

صدای دکتر مرا به خود آورد دوباره به راه افتادیم، شروع کردم به بقیه ی ذکر زیارت: اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمّد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک… راستی این انفجار – آن هم در روز عاشورا – کار کدام «شمر لعینی» بوده؟!

راه زیادی تا کربلا نمانده بود. دیوارهای شهر را کم کم می توانستیم از دور ببینیم؛ در این حال عده ای به همراه مدیر کاروان در حال بازگشت بودند؛ چاره ای جز اطاعت نبود. دستور مدیر کاروان بود و البته لازم الاطاعه! در آن لحظات نمی دانستم به حال خود بخندم یا بگریم؟! یعنی چه کار کرده ام که روز عاشورا نتوانستم حرم آقا را زیارت کنم؟ دکتر دل داری ام می داد. از کعبه ی دل گفت و تفاوت آن با کعبه ی گل… و بعد هم ذکر سلام های زیارت عاشورا را شروع کرد:«السلام علیک یا ابا عبداللَّه و علی الارواح ا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.