پاورپوینت کامل باید برخوردها باهیأت ها ایجابی باشد، نه دستوری ۵۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل باید برخوردها باهیأت ها ایجابی باشد، نه دستوری ۵۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل باید برخوردها باهیأت ها ایجابی باشد، نه دستوری ۵۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل باید برخوردها باهیأت ها ایجابی باشد، نه دستوری ۵۱ اسلاید در PowerPoint :
۵۶
رئیس حوزه هنری، معتقد است چپ و راست شدن هیات ها همدلی ها را نابود می کند
محسن خانعلی- مهدی شوندی: خودش می گوید ساعت ۶ بعدازظهر برای مصاحبه زمان مناسبی نیست، می گوید که باید برای صبح قرار می گذاشتیم؛ یعنی الان خسته است. صحبت هایمان که شروع می شود انگار ساعت را فراموش می کند، با لهجه شیرین اصفهانی گاهی آرام و شمرده حرف می زند؛ انگار که سر کلاس درس است و گاهی هم عصبانی می شود، تُن صدایش را بالا می برد و از برخی گلایه می کند. آدم دغدغه داری است. از طرح هایی که می دهد مشخص است که در این حوزه کم فکر نکرده است. خوب که دقت کنی هنوز هم در کلامش رد دوران مدیریتش در سازمان برنامه و بودجه دیده می شود. از عبارت «هزینه شدن» زیاد استفاده می کند. از اینکه دین خدا گاهی هزینه بازی های سیاسی می شود یا از اینکه هیچ کس هزینه پژوهش در این حوزه را متقبل نمی شود، ناراحت است. دکتر حسن بنیانیان، مدیر حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، راهکار فرهنگی برای آسیب های مجالس مذهبی ارائه می دهد و از همه برخوردهای سلبی شکایت می کند.
آقای دکتر بهتر نیست با یک سیر تاریخی در مورد شکل گیری هیات ها و مجالس مذهبی شروع کنیم؟
نقطه شروع تشکیل هیات ها به زمان انحراف ولایت در دوران حضرت علی(ع) که شیعیان حاشیه نشین شدند، باز می گردد. در آن دوران شیعیان برای انجام رسالت عمومی خود در حوزه امر به معروف و نهی از منکر دست به یک تقسیم کار در جامعه زدند، عده ای برای انجام فعل امر به معروف، راهی حوزه های علمیه شدند و عده دیگر که چنین توانی نداشتند، اما در مقابل متمول بودند و نسبت به دین خدا احساس دین می کردند، بخشی از اموال خود را در قالب وقف و نذر هزینه کردند تا بدین ترتیب شرایطی فراهم شود که عالم دینی بتواند حرف خدا را به مردم برساند.
نیاز طبیعی انسان به این صورت است که در مقابل شادی ها و غم های محبوب خود، خوشحال و غمگین می شود. موسم شادی و غم ائمه فرصتی بود که در عین حال که مردم مشعوف و یا ناراحت می شوند، پیام های الهی را از طریق علمای دینی دریافت کنند. به این ترتیب در طول تاریخ ، متاثر از همین فطرت های پاک نهادهای مردمی به دور از نفوذ حکومت ها ایجاد شد که در طول زمان و در موقعیت های مکانی خود را با شرایط انطباق داده اند.
خود را با شرایط انطباق داده اند. اما در همه جا به یک صورت نبوده اند؛ به همین دلیل هم با مسایل و آسیب های مختلف مواجه شدند.
بله؛ جایی که یک عالم وارسته و مسلط حضور داشت، مجالس کیفیت بالایی داشتند، اما در جای دیگر مثلا در یک روستا به دلیل عدم دسترسی به علما این مجالس در حد یک روضه خوانی و گفتن احکام شرعی برگزار می شد. جایی هم که روحانی نبود، پرده خوانی و تعزیه شکل می گرفت. پس به میزانی که سواد کاهش می یافت، آسیب ها نیز افزایش پیدا می کرد. اما به صورت طبیعی همه این مجالس در سلسه مراتب خود متوجه یک عالم درجه بالاتر می شدند تا اینکه این مراتب به یک مرجع دینی ختم می شد و افکار و خواسته های این مراجع در هیات ها و مساجد جاری می شد. منبع این نوع نظارت دانش علما بود و هیچ ردپایی از حکومت در اداره این مجالس دیده نمی شد.
اما الان دیگر این مشکلات رفع شده اند. منظورم این است که دیگر مشکل در دسترس بودن یا نبودن مطرح نیست. اما این مسایل هنوز هم ادامه دارند و چه بسا آسیب های جدید به مراتب بیشتر از گذشته باشد.
به این موضوع هم باید نگاه تاریخی داشت. تا قبل از شکل گیری سیستم اداری مدرن، بخش مهمی از حکومت در اختیار افراد روحانی بود. دادگاه های قضایی، رفع و رجوع خواسته های مردم و بسیاری از امور دیگر زندگی اجتماعی به طور مستقیم در اختیار روحانیت بود و حکومت در این حوزه ها دخالتی نداشت. حکومت بر اموری همچون دفاع و حمله تمرکز می کرد. این یک تقسیم کار پذیرفته در جامعه به حساب می آمد. در سال های اخیر و از زمانی که سیستم های مدرن اداری در کشور حاکم شد، نفوذ حکومت ها در جامعه از طریق ایجاد سازمان های گوناگون افزایش یافت. مثلا وقتی آموزش و پرورش، دانشگاه ها و قوه قضائیه مدرن شکل می گیرند، عرصه برای حضور و دخالت روحانیت کم می شود.
تاثیرات جریان جدید که از شکل گیری سیستم های اداری نوین نشات می گیرد، باعث ایجاد منافات و تناقض در سیستم اداره کشور می شود و یک جنگ پنهانی میان این دو سیستم رقم می زند که اتفاقا بیشترین تاثیر را نیز در حوزه اندیشه می گذارند و این مسئله خود را به گونه ای در جریان مشروطه به نمایش گذاشت. وقتی روحانیت قدرتش را در عرصه های مختلف نشان می دهد، دولت های استعماری متوجه می شوند که باید جلوی این نفوذ را بگیرند؛ زیرا این قدرت را مانع اجرای برنامه های خود می دانند. بنابراین از راه های مختلف سعی در منزوی کردن روحانیت می کنند. هرچند که ما از پیروزی این قدرت همواره به نیکی یاد می کنیم، اما حقیقت این است که این جنگ های پیدا و پنهان، چه با پیروزی باشد و چه با شکست، ثبات و پیشرفت علمی و سیاسی ما را کُند می کند. با تدبیر حضرت امام، تکلیف یکسره شد و حکومت دینی شکل گرفت.
این دلیل تا پیش از انقلاب که حکومت دینی نبود پذیرفته است، اما دوران بعد از انقلاب چه؟ در این دوران که یک حکومت دینی بر سرکار آمد؟
بعد از آن یک اتفاق تازه می افتد. وقتی حکومت دینی در جامعه ای با ساختار مدرن حاکم می شود باید تلاش کند تا برای وضع موجود شیوه های جدید و متناسب ارائه دهد. نمی شود با تفکر سنتی یک جامعه مدرن شده را اداره کرد. از طرف دیگر، باید مانع ایجاد تضاد ذاتی میان نهادهای سنتی و جدید شد. این اتفاق تاکنون رخ نداده است و می توان تصور کرد که مهمترین دلیل این مشکل، دوری دو نظام فکری حوزه و دانشگاه از یکدیگر باشد. این بی برنامه بودن سبب بروز مشکلات متعددی برای ساختارهای اجتماعی می شود. برای نمونه در بحث نهادهای مذهبی، در شیوه نوین اداره جامعه به سمت توسعه مالیات ها می رویم و از سوی دیگر به شهرداری ها اجازه اخذ عوارض می دهیم، بعد با همان ادبیات گذشته می گوییم، این نهادها باید همچون گذشته و تنها به اتکای مردم اداره شوند. این امر ممکن نیست.
اما اینکه مردم بدانند ساخت و اداره این اماکن که سالیان سال بر عهده مردم بوده است، سبب می شود که نیروی مردمی از این صحنه خارج شوند و مثلا تصور کنند که همان طور که می توانند از یک سازمان دولتی توقع ساخت پارک یا اتوبان را داشته باشند، می توانند توقع ساخت مسجد و یا اداره یک هیات را داشته باشند.
باید راه حل بینابینی یافت تا ضمن اینکه در اداره امور مساجد و هیات ها هم حس مشارکت مردمی از بین نرود و هم اینکه بستری برای چنین اموری فراهم شود. بی توجهی سازمان های دولتی در این حوزه سبب می شود که مثلا تراکم مسجد و هیات در یک منطقه مذهبی نشین زیاد و در یک منطقه حاشیه نشین به دلیل فقر مردم کم باشد. در نقاط مرفه نشین هم که اصلا مسجدی وجود ندارد. حال آنکه اهمیت وجود مسجد در نقاط حاشیه ای و نقاط مرفه نشین به مراتب بیشتر از سایر نقاط است. اینکه بگوییم در طول تاریخ مردم خود این نهادهای مذهبی را اداره می کردند به آن زمان مربوط می شد؛ اکنون دیگر امکان چنین کاری وجود ندارد. باید اتاق فکری تشکیل داد. این رسالت برعهده نهادهایی همچون سازمان تبلیغات اسلامی است که یک اتاق فکر و اندیشه تشکیل دهند و گروهی از روحانی ها، نخبگان و اندیشمندان را دور هم جمع کند و طرحی را برای ساماندهی وضع موجود تدوین کنند و برای آن فرهنگ سازی کنند. مثلا شهرداری ها زمین و نقشه ساخت را آماده کنند و آن گاه سعی کنند مشارکت مردم را جلب کنند تا همچنان این حس در جامعه باقی بماند.
الان هم می توان تا حدودی این موضوع را مشاهده کرد. بخش های مختلف و جریان های گوناگون در این حوزه وارد شده اند و کار هم می کنند. اما بعید می دانم هیچ کدام راهی را که شما پیشنهاد می کنید در پیش گرفته باشند.
جریان های سیاسی برای یار
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 