پاورپوینت کامل پر پرواز;گفت وگوی جمعی از شاعران اهل بیت با حجت الاسلام میرباقری ۵۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل پر پرواز;گفت وگوی جمعی از شاعران اهل بیت با حجت الاسلام میرباقری ۵۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل پر پرواز;گفت وگوی جمعی از شاعران اهل بیت با حجت الاسلام میرباقری ۵۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل پر پرواز;گفت وگوی جمعی از شاعران اهل بیت با حجت الاسلام میرباقری ۵۱ اسلاید در PowerPoint :

۱۷

یک نکته دیگر هم اشاره کنم. معمولا زیاد به کار گرفتنِ خیال برای وقتی است که انسان به عوالم بالاتر راه پیدا نکرده است. اگر به عوالم بالاتر راه پیدا کرد، تلاش می کند که حتی المقدور خیال را محدود کند و نگذارد خیال دخالت کند. تا بتوان یک تصویری از آن عالم بالا ارائه داد. فرض کنید شما می خواهید بهشت را تصویر کنید، اگر پای خیال را باز کنید بهشتی مثل قمصر کاشان برای شما درست می شود یا از آن بهشت های مصنوعی درست می شود. یا مثلا جهنم به تخیل نیازی ندارد؛ آن قدر واقعیت آنجا سنگین است که شما باید تنزل بدهید تا فهم روی آن واقع بشود. نیازی به تخیل ندارد. تعابیری که از بیانات معصومین(ع) درباره جهنم آمده که مثلا در آن ماری چنین است، خیال انگیزی نیست، واقعیت است. یا تعابیر قرآن که می فرماید زبانه جهنم این طوری است، سر و صدای جهنم آواز و دعوت آن… اینها واقعیات است. بنابراین، بین مشاهده ملکوت و از ملکوت سخن گفتن و خیال انگیزی فرق است. در کلمات معصومین و قرآن فکر نکنید خیال انگیزی باشد، بلکه بیان ملکوت با ادبیاتی است که ما خیال می کنیم ادبیات تخیلی یا مبالغه آمیز است.

مثال می زنم کسی که در رحم مادر است اگر در حد درک خودش از وقایع عالم دنیا برایش بگویند آیا این خیالی است؟ مثلا فرض کنید آدم یک ذره است به او می گویند که به یک دنیایی می روی که در آنجا یک میوه ای هست که میلیون ها برابر ابعاد وجودی تو است و آدم در یک لحظه آن را تناول می کند. آدم خیال می کند که تخیل است. اصلا آن حد و قصوری که در قیامت است که مشرق است و مغرب است و بعضی ها این تعبیر را هم به طنز کشیده اند، این تخیل نیست، البته معلوم نیست که اندازه وجودی انسان در آن عالم و این عالم یکی باشد. بنابراین، فرق است بین مشاهده حقایق عوالم بالاتر و تنزل دادن آنها در ادبیات این دنیایی ما، و خیال انگیزی نسبت به واقعیت. بعضی وقت ها واقعیت آن قدر بزرگ است که اگر شما به آن افق ها نزدیک بشوید، باید همه خیال ها را تعطیل کنید. خیال رهزن آن افق ها است.

به نظر می رسد نسبت به عاشورا نیز همین است. خیلی از تحریف ها ناشی از تخیل است، آن هم به این علت که آن واقعیت با عظمت هایش درک نشده است. به تعبیری دیگر یک بار شما می خواهید رستم را توصیف کنید که «رستم یلی بود در سیستان، منش کرده ام رستم داستان» اگر به آن نپردازی و پیرایه نبندی که شاهنامه نمی شود! عاشورا شاهنامه نویسی در باب سیدالشهدا(ع) نیست. هرچه ما عاشورا را بزرگ کنیم از واقعیتش بسیار کوچک تر است. ما زمینی ها می خواهیم یک حقیقت قدسی ملکوتی را که در اندازه و قد و قامت حضرت سیدالشهداست به تصویر بکشیم؛ چه می خواهیم بگوییم؟ آدم باید از طریق خود معصوم(ع) با افق ها آشنا بشود تا بعد بتواند خیال خودش را هم هدایت کند.

حجت الاسلام والمسلمین میرباقری: در مورد سؤال دوم، اول یک سری به عرفان بزنید، چون جایگاه خیال در عرفان است، به خصوص عرفان نظری. از آنجا شروع کنید، بعد بیایید جایگاه آن را در مثل هنر بررسی کنید.

حجت الاسلام زمانی: آیا زبان حال هم همین وضعیت را دارد؟

حجت الاسلام والمسلمین میرباقری: بله، برای زبان حال هم اگر شما مناسک نگذارید و بی ضابطه بشود، خیلی بد است.

حجت الاسلام زمانی: یعنی همان داستان خیال است.

حجت الاسلام والمسلمین میرباقری: بله. البته تخیل و خیلی از زبان حال به معنای ظاهری فقهی آن اسناد کذب نیست؛ چون معلوم است که نمی خواهم نسبت بدهم این طوری بوده است. ولی خیال انگیزی است که به یک معنا خروج از صدق است. صدق نه به معنی صدق در لسان و به معنای اینکه آیا مطابق با واقع گفته است یا نه؛ بلکه خروج از صدق صدیقین یعنی یکرنگی و تبعیت محض است. بی ضابطه شدن زبان حال، خروج از بندگی است پس به این معنی خروج از صدق نیز هست.

«انما المومنون صدقوا ما عاهدو الله….»

فعلش با عهد بندگیش برابر نیست، ولی ممکن است در کلام دروغ هم نباشد؛ یعنی اگر بخواهید بنده وار این سند را بگویید نباید این طوری بگویید. یک مثال عرض می کنم می دانید موضوع عاشورا موضوع اعظم رسائل شفاعت نبی اکرم است. حالا اعظم نگوییم در رده اول است؛ اعظم مصیبت هایی است که بر حضرت پیش آمده است؛ اعظم عبادت های تاریخی نبی اکرم در عاشورا ظهور پیدا کرد. پس شما می خواهید جامعه را از طریق توسل به این عبادت به قرب(شفاعت) برسانید. اعظم عبادات، مناسکش چیست؟ شیطان به شدت در این موضوع دخالت می کند. از لطیف ترین جاهایی که دخالت می کند، در عقلانیت و تخیل عاشورایی است؛ امام حسین را در حد یک امامزاده تنزل می دهد؛ که خیلی آدم خوبی بود! در حد یک سیاستمدار که دنبال حکومت بود و اشتباه هم کرد و تحلیلش غلط درآمد! علم غیب هم که نداشت و اگر هم داشت ما به آن کاری نداریم! این، دخالت شیطان در عقلانیت است. دخالت در خیال هم دخالت در هنر عاشورایی می شود و این از آن جاهایی است که شیطان با ظرافت دخالت می کند!

باز هم مثال می زنم: شما سحر ماه رمضان ابوحمزه بخوانید یا حافظ، کدام بهتر است؟ اصلا قابل مقایسه است؟ تفاوت آن در کجاست که ابوحمزه و حافظ قابل مقایسه نیست. یک قدم بیایید بالاتر، ماه رمضان شبها به جای این که قرآن بخوانیم، قرآنِ حافظِ قرآن را بخوانیم. بعضی ها می گویند قرآن نازل و در سطح پایین تر، منظورشان دیوان حافظ است می خوانیم! قرآن حافظ می خوانیم! یک رفیقی داشتیم دانشجو بود و سر و روی درویشی و موهای خیلی بلندی داشت؛ چند سال او را ندیدم، رفتم دنبالش دیدیم سر و صورت را تیغ زده و در خانه نشسته است.(چند سالی نشسته بود و حافظ خوان شده بود!) رفتم پیش او گفت در خواب تو را دیدم که به من گفتی قرآن را بده! ولی من به شما حافظ دادم!

گفتم بله، گرفتاریت همین است که من می گویم قرآن بده، تو حافظ می دهی! البته من نمی خواهم حافظ را تحقیر کنم. حافظ جزء شخصیت های برجسته تاریخ ماست. واقعا ارزشمند است؛ یعنی واقعا در ایجاد عواطف معنوی جامعه شیعه خیلی موفق و اثرگذار بوده است. می خواهم فاصله افق ها را عرض کنم. بنابراین در پرواز دادن خیال اگر ادبیات معصوم مرز ما باشد و در حاشیه آن راه برویم، خیلی موفق خواهیم شد.

علی ای حال، در مقتل خوانی هم فرق است بین این که آدم زیارت ناحیه مقدسه بخواند یا مثلا شعر محتشم. در زیارت مقدسه هیچ تخیل غیرمعصومانه ای نیست. هرچه هست واقعیت است؛ ولی محتشم ناچار و مجبور است و نمی تواند تخیل نکند. ولی اگر مناسکش درست و قاعده مند شد، هیچ اشکالی ندارد. حتما به این شعر دارای منسک باید متولی بود و شاید اصلا بگویید برای یک طبقه ای به طور کلی مفید است؛ به شرطی که مناسک آن رعایت بشود. اگر مناسک آن رعایت نشد، به همان میزانی که رعایت نشده است، شیطان از طریق خیال ما در خیال اجتماعی ورود پیدا می کند.

اجتماعی شدن تخیل و هنر

اگر طبقه هنرمند را در جامعه به صورت جزایر مستقل ببینید، شما یک آدم و من هم یک آدم هستم، ولی اگر به صورت وحدت اجتماعی ببینید شما به منزله خیال جامعه هستید. هنر، تجسد تخیل اجتماعی است. همان طور که تخیل من جلوتر از من راه می رود و من را با خود می برد، تخیل هنرمندان خیال اجتماعی می شود و اجتماع را با خود می برد. خیال هنرمند تجسد خیال جامعه است. اگر در تجسد خیال تقوا و تولی موج بزند حتما جامعه را جلو می برد، ولی اگر تولی در آن موج نزد به همان میزان مواجهه ما را با حوادث از مقام صدق تنزل می دهد. هنر شما تجسد تخیل جامعه است. جامعه وحدت دارد و به صورت جزایر مستقل نیست. اگر جامعه را یک ظرف مستقل ببینید، ارواح در جامعه با هم مرتبط هستند؛ تخیلات با هم مرتبط هستند؛ اندیشه ها مرتبط هستند. اگر منفصل بود که از آن تمدن بیرون نمی آمد، جامعه بیرون نمی آمد؛ نظام ادبی در نمی آمد؛ منطق در نمی آمد؛ هنر در نمی آمد؛ این به خاطر وحدت اجتماعی است. در وحد

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.