پاورپوینت کامل محاصره اش کرده بودند ۶۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل محاصره اش کرده بودند ۶۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل محاصره اش کرده بودند ۶۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل محاصره اش کرده بودند ۶۲ اسلاید در PowerPoint :

سخنرانی منتشر نشده ی امام موسی صدر در ظهر عاشورا

السلام علیک یا اباعبدالله وعلی الارواج التی حلت بفنائک علیکم منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل والنهار و لا جعله الله لآخر العد منی زیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اصحاب الحسین

در زیارتی که به مناسبت امروز وارد شده است و در پایان نیز برای تجدید بیعت آن را خواهیم خواند، آمده است:

السلام علیک یا وارث آدم صفوت الله

السلام علیک یا وارث نوح نبی الله

السلام علیک یا وارث ابراهیم خلیل الله

السلام علیک یا وارث موسی کلیم الله

السلام علیک یا وارث عیسی روح الله

السلام علیک یا وارث محمد حبیب الله

هدف این زیارت، بخشیدن حرکت و پویایی به عاشورا و خارج کردن این واقعه از انزوا و مخالفت با جدا کردن آن از گذشته واینده است. زیرا همه ی خطر در این است که عاشورا فقط بدل به یادبودها شود و واقعه ی کربلا تنها برای کتاب ها و سیره نویسی و یا ذکر آن برای اجر و ثواب اخروی باشد. بیم آن می رود که این حادثه از ظرف زمانی خود فراتر نرود و مقتل حسین و یارانش درسال ۶۱ مدفون شود، حسینی بود، کشته شد و همه چیز پایان یافت.

برای این که این خواست و کینه و کنار گذاشتن واقعه محقق نشود و کار حسین (ع) هدر نرود، پاره ای فقرات در این زیارت آمده است تا میان شهادت حسین (ع) و ستیز همیشگی حق و باطب پیوند برقرار کند. ستیزی که از نخستین حرکت انسان برای اصلاح و جهاد تا رسیدن به زندگی آزاد با کرامت و رهایی از ستم و ستم پیشگان ادامه دارد.

یکی از دوستان اندیشمند ما می گوید دشمنان حسین سه گروهند:

دشمن نخست، کسانی که حسین و یارانش را کشتند. آن ها ستم کار بودند اما اثر ستم شان ناچیز است، زیرا جسم را کشتند و اجساد را پاره پاره کردند و چادرها را به آتش کشیدند و اموال را به غارت بردند. آن ها چیزهای محدودی را از میان بردند. اگر حسین (ع) در سال ۶۱ هجری به شهادت نمی رسید، در سال دیگری از دنیا می رفت. پس خطر اصلی چیست؟ آنان با کشتن حسین (ع) به دنبال چه چیزی بودند؟ باید گفت آنان مرگ حسین (ع) را جاودانه و همیشگی کردند. بنابراین خطر دشمن اول، ظالم و ظغیانگر اول، محدود است.

دشمن دوم کسانی که کوشیدند تا آثار حرکت حسین (ع) را پاک کنند. بنابراین قبرش را از میان بردند و زمینی را که در آن به خاک سپرده شده بود، به آتش کشیدند و یا مانند بنی عباس حرم امام حسین (ع) را به آب بستند.

اینان مانع عزاداری برای حسین (ع) شدند. چنان که در عصر عثمانی این گونه بود. شما و پدران تان این دوره را دیده اید. دوران تاریکی بود. هنگامی که مجلسی برپا می کردند، مراقبینی می گذاشتند تا رسیدن عمال عثمانی را خبر دهند و عزادارن پراکنده شوند. زیارت حسین (ع) را منع کردند و برای کسانی که می خواستند قبر امام حسین (ع) را زیارت کنند، سختی های بسیاری به وجود می آوردند.

این ها گروه دوم از دشمنان حسین (ع) هستند، کسانی که می خواستند اسم حسین (ع) و یاد حسین (ع) فراموش شود و آرامگاه حسین (ع) و عزاداری برای حسین (ع) از میان برود.

خطر این گروه بیش از گروه اول است. اما در اجرای برنامه هایشان ناتوان ماندند، چنان که این مسئله در تاریخ روشن شد. ما امروز شاهد گسترش زمانی و مکانی عزاداری های امام حسین (ع) هستیم. امروز دست کم بیش از ۱۰۰ میلیون نفر در عزاداری های امام حسین (ع) شرکت می کنند، نه تنها در جهان اسلام بلکه مثلا در آفریقا. جمعه ی گذشته در ایام عاشورا همه ی خطبه ها به اسم حسین (ع) برگزار شد. در همه جا در اروپا، در آمریکا، و در هر کشوری که دوستداران حسین (ع) زندگی می کنند. امروز ۱۰۰ میلیون نفر و یا بیشتر مجالس حسینی را برپا می کنند. سفر من به گابن با اربعین حسینی مصادف بود و در آن جا سخنرانی مفصلی کردم. در سنگال هم که بودم، مجالس مفصلی برپا کردیم. در همه ی کشورها مراسم های عزاداری امام حسین (ع) در حال گسترش است. بنابراین گروه دوم دشمنان حسین (ع)، پرخطرتر و ستمکارتر از گروه نخستند. اما در کارشان ناکام ماندند. خطر این ها از گروه سوم کم تر است.

دشمن سوم بر آن بودند تا چهره ی حسین (ع) را مخدوش کنند و واقعه ی کربلا را در سالگردها و عزاداری ها نگه دارند و آن را به گریه و اندوه و ناله محدود کنند. ما بر حسین (ع) بسیار می گرییم، اما هرگز در گریه متوقف نمی شویم. مویه ی ما برای نو کردن اندوه ها و کینه ها و میل به انتقام و خشم بر باطل است. این ها انگیزه ی ما برای گریه بر حسین (ع) است. چرا به خاک افکنده شدن امام حسین (ع) را یاد می کنیم و آن را در مقاتل می خوانیم؟ ناله ها و شیون های دل خراش! ماجرا را صحنه به صحنه می خوانیم تا واقعیت را پیش رو می آوریم و خطر ستم پیشگان و سندگلی شان را دریابیم و ابعاد فداکاری و قدرت آن را بفهمیم.

پس ما به شیون بسنده نمی کنیم و حسین (ع) را شهید اشک ها نمی دانیم. بر آنیم که تکلیف ما فقط با عزاداری های ما به انجام نمی رسد. اگر در تاریخ نبرد میان حق و باطل واقعه ی کربلا را از جمود خارج کنیم و آن را به گذشته پیوند بزنیم، به طور طبیعی حادثه به اینده هم پیوند می خورد، چنان که می گوییم حسین (ع) وارث آدم و نوح و موسی و عیسی است و امام صادق (ع) و امام باقر (ع) و امام رضا (ع) میراثدار او هستند و همه ی توان و حیات خود را در راه دفاع از حق تقدیم می کند، میراثدار اوست.

حق و باطل از ازل با هم در ستیز بودند. این مسئله سنت خداوند در خلقت است. آدمی خیر و شر را می شناسد، چنان که در قرآن آمده است: «سپس بدی ها و پرهیزگاری را به او الهام کرد.» (شمس، ایه ۲۸). خداوند سبحان است که به من آموخت و الهام کرد و روح در من دمید و مرا آفرید. من خیر و شر را درمی یابم و هم توانا بر خیر و هم توانا بر شر هستم: «راه را به او نشان دادیم، یا سپاس گزار باشد یا ناسپاس.» (انسان، ایه ۳). این سنت خداوند است که در هستی هم امکان انجام دادن خیر هست و هم شر. ما راه خیر را چشم بسته و بدون آگاهی از شر، نمی پیماییم. آدمی در هر موقعیتی که قرار می گیرد، خودش را در برابر دو گزینه مختار می بیند، چیزی هست که او را به خیر می خواند و چیزی دیگر که او را به شر دعوت می کند. او در هر موقعیتی خود را در نبردی آزاد می بیند که می تواند خیر را برگزیند و یا در چاه شر سقوط کند. اگر خیر را برگزیند، کامل می شود، زیرا این گزینش پس از ستیزی ویرانگر و درونی بوده است.

انسان هم چون زنبور نیست. زنبور تنها می تواند عسل بسازد. آدمی مثل گوسفند، حیوانات سودمند یا خورشید نیست، این ها فقط توانایی انجام دادن خیر دارد و هم شر.

بنابراین سنت آفرینش خداوند وجود احساس خیر و شر در نفس انسان و وجود خیر و شر در عالم خارج است. پس آدمی در هر موضعی در برابر دو گزینه قرار دارد.

وجود خیر و شر دو جبهه ی ابدی و ازلی را می سازد. جدمان حضرت آدم (ع) برگزیده ی خدا، جبهه ی اصلی را رهبری کرد، نبرد میان قابیل و هابیل. می توان گفت این ستیز نبردی نمادین یا حقیقی تاریخی است. فرقی نمی کند آن چه مهم است بازتاب این نبرد برای ماست. قرآن نیز نبود هابیل و قابیل را بیان می کند. در این نبرد، جنگ کوچک خیر، در برابر جبهه ی کوچک شر قرار می گیرد. گستره ی این نبرد محدود است. میان دو برادر که از یک پدر و یک مادر هستند، نبردی روی می دهد. قابیل، هابیل را می کشد. هابیل در زیر خاک دفن می شود. پس از آغاز آن نبرد و از همان لحظه ی اول به خون آغشته شد. این نبرد پردامنه آغاز شد تا از همان زمان و تا امروز و تا ابد در برابر آدمی تجربه ای قرار دهد.

از آن زمان به بعد این نبردها ادامه یافتند. پژوهشگران، منتقدان، فلاسفه، اقتصاددانان و پایه گذاران مکتب های اقتصادی قدیم و جدید، این نبرد را تفسیر کرده اند، درباره ی آن نظر داده اند و اثرهای آن را برشمرده اند. آنان در اظهار نظر خود برحق هستند، زیرا هر کدام به نوعی این نبرد را تعریف کرده اند. آنان در زمان زندگی می کردند که ویژگی بارز نبرد، اختلاف طبقاتی بود. من شک ندارم که اگر آن ها در دوره ی ما زندگی می کردند، به این نبرد ویژگی دیگری می دادند، چرا که این نبردها امروز از چارچوب طبقاتی خارج شده اند. این نبردها گاهی میان طبقات است و گاهی درون طبقات مختلف اجتماعی و گاهی میان ملت ها و … نمی خواهم در این مورد بحث کنم. آن ها آخرین نبردها را تعریف کردند و به آن ها عمومیت بخشیدند و گفتند همه ی تاریخ از ابتدا تا انتها نتیجه ی این مبارزه و نبرد است.

واقعیت این است که نبرد حقیقی، میان ستم پیشه و ستم دیده است زیرا ستم، شکل های گوناگونی دارد. گاهی ظلم، حالت شخصی دارد. کسی دیگری را می زند، شوهری همسرش را می زند، برادری برادرش را می زند و یا شخصی به همسایه اش آزار می رساند. این نبردها شخصی است.

گاهی ستم ویژگی دیگری پیدا می کند. استعمار، ستمی سیاسی است و استعمارگران به مردم ستم می کنند، آزادی و سرزمین و وطن شان را غصب می کنند. این چیزها را گاهی به کمک سیاست می گیرند و گاهی با شمشیر. این نوع ستم نبرد میان ظلم و مظلوم را به تصویر می کشد و استعمارجگر و استعمار شده را.

گاهی نبرد ویژگی اقتصادی پیدا می کند، استثمار کننده و استثمار شونده. گروهی با فریب و زور و ربا، اموال دیگران را می دزدند. ربا در قدیم رواج داشت، چه پیش از اسلامی و په پس از اسلام و حتی امروز هم وجود دارد. گروهی با استفاده ی نادرست از مال و امکاناتی که دارند، اموال و تلاش دیگران را تصاحب می کنند. این نوع دیگری از ستم است، نبرد میان استثمار کننده و استث

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.