پاورپوینت کامل آخه اون منو دوست نداره ۱۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آخه اون منو دوست نداره ۱۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آخه اون منو دوست نداره ۱۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آخه اون منو دوست نداره ۱۳ اسلاید در PowerPoint :
۳۳
خیلی زود با من صمیمی شدی و دستان کوچک و مهربانت را در دستانم جای دادی و دوستیمان از همین جا آغاز شد. با کمی
فاصله از من، در کنارم نشسته بودی و من مشغول صحبت با مادرت بودم و حس می کردم که کم کم خودت را به من نزدیک
می کنی تا جایی که احساس کردم دیگر فاصله ای بین ما نمانده تا این که بخواهی با حرکات کودکانه و آرامت آن را کوتاه کنی و
کاملا در کنارم نشسته بودی و دائم تکان می خوردی. همیشه از این گونه بچه های گرم و مهربان خوشم می آمد، این دفعه هم از تو
خوشم آمد. تصمیم گرفتم باب صحبت را با تو باز کنم. سرم را به سمت تو برگرداندم و آرام پرسیدم: «اسمت چیه خانوم کوچولو؟»
در حالی که کمی سرخی روی گونه هایت می دوید و همان طور که سرت پایین بود به عروسک قشنگی که در بغل داشتی نگاه
می کردی، آرام زیر لب چیزی را زمزمه کردی که من اصلا متوجه نشدم و نشنیدم که چه می گویی. فهمیدم که خجالت می کشی.
دستم را زیر چانه ات بردم و سرت را بالا آوردم و به سمت خودم چرخاندم و گفتم: «من که فکر می کنم با عروسکت حرف زدی و
شاید هم اسمت رو به اون گفتی اما جواب سؤال مرا ندادی!» در حالی که چشمان قهوه ای روشنت را به من دوخته بودی این بار
مصمم پاسخ دادی: «زهرا خانوم » از شنیدن اسمت خوشحال شده بودم و تصمیم گرفتم با مادرت کمی راجع به تو صحبت کنم
راجع به این که چقدر به مادرت کمک می کنی؟ روزها را چگونه می گذرانی؟ چقدر مادرت با تو بازی می کند؟ و چه بازی هایی را
دوست داری؟ وقتی بحث بازی به میان آمد کمی صورتت را به سمت من بالا آوردی، فهمیدم می خواهی چیزی را به من بگویی،
سرم را پایین آوردم تا صدایت را بشنوم آرام در گوشم گفتی: «ولی بابام با من بازی نمی کنه » سرم را به سمت صورتت برگرداندم در
حالی که انگشتان کوچکت لابه لای موهای نرم و طلایی عروسک حرکت می کرد زیر چشمی به مادرت نگاه کردی و وقتی
نگاه هایتان با هم تلاقی کرد، زود سرت را پایین انداختی و طوری وانمود کردی که متوجه نگاه مادرت نشده ای و شروع کردی به
مرتب کردن دامن پرچین و گل گلی عروسکت،
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 