پاورپوینت کامل آن سوی پنجره ۱۶ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آن سوی پنجره ۱۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آن سوی پنجره ۱۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آن سوی پنجره ۱۶ اسلاید در PowerPoint :
۲۸
در بیمارستانی، دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت هر
روز بعدازظهر یک ساعت روی تختش بنشیند. تخت او کنار تنها پنجره اتاق بود، اما بیمار
دیگر نمی توانست هیچ تکانی بخورد و همیشه مجبور بود پشت به هم اتاقی اش روی تخت
بخوابد. آن ها ساعت ها با یکدیگر صحبت می کردند؛ از همسر، خانواده، خانه، سربازی
یا تعطیلاتشان.
هر روز بعدازظهر، بیماری که کنار پنجره می نشست، تمام چیزهایی که از بیرون می دید،
برای هم اتاقی اش توصیف می کرد. در این مدت بیمار دیگر، با شنیدن حال وهوای دنیای
بیرون، روحی تازه می گرفت.
این پنجره، رو به پارکی بود که دریاچه ای زیبا داشت؛ مرغابی ها و قوها در دریاچه
شنا می کردند و کودکان با قایق های تفریحی شان در آب سرگرم بودند. درختان کهن، به
منظره بیرون زیبایی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دوردست دیده
می شد. همان طور که مرد کنار پنجره این جزئیات را توصیف می کرد، هم اتاقی اش چشمانش
را می بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم می ساخت.
روزها و هفته ها سپری شد.
یک روز صبح، پرستاری که برای حمام کردن آن ها آب آورده بود، جسم بی جان مرد کنار
پنجره را که دید در خواب و با آرامش از دنیا رفته بود. پرستار بسیار ناراحت شد و از
مستخدمان بیمارستان خواست که آن مرد را از اتاق خارج کنند. مرد دیگر تقاضا کرد که
تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار این کار را با رضایت انجام داد و پس از
اطمینان از راحتی آن مرد، اتاق را ترک کرد.
آن مرد به آرامی و با درد بسیار، خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به
بیرون بیندازد. بالاخره او می توانست این دنیا را با چشمان خود ببیند.
اما در کمال تعجب، او با یک دیوار مواجه شد!
مرد، پرستار را صدا زد و پرسید که چه چیزی هم اتاقی اش را وادار می کرده چنین مناظر
دل انگیزی را برای او توصیف کند؟ پرستار پاسخ داد: شاید او می خواسته به تو قوت
قلب بدهد. چون آن مرد اصلاً نابینا بود و حتی نمی توانست دیوار را ببیند!»*
خوانش داستان
نامی که برای این داستانک می توان نهاد، امید است و امید. بیمار کنار پنجره – که
خود قادر به دیدن نیست و چیزی هم از عمرش باقی نمانده- به دوست بیمار خود که
نمی تواند پنجره (دریچه ای به جهان) را ببیند، امید می دهد تا با تکیه بر آن بر
بیماری اش غلبه کند؛ بیمار نابینا برای این که خود به آرامش برسد – که در نه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 