پاورپوینت کامل تحریریه خوانندگان;انتظار ۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل تحریریه خوانندگان;انتظار ۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تحریریه خوانندگان;انتظار ۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل تحریریه خوانندگان;انتظار ۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۴۷

مرا در غم نگاهت شریک کن.

با اشک های ناقابلم برای قربانی شدن قبول کن.

مرا با آن قلب کوچکم به حریم باصفایت راه بده

من آنم که در حسرت یک لحظه دیدن مهر رخسار آسمانی ات به سر می برم.

عطش بی نهایت یک جرعه از مهر نگاهت را

سراپا انتظارم برای وصول به عشقت،

و تو آن ماه خورشیدرویی در بی کرانه ها در انتظار تابیدن.

به یاد شهید مسلم عارف

علی رضا عشقی

پدرم کارگر ساده ذوب آهن بود و مادرم خانه دار، پدر که صبح می رفت سر کار، هوا
تاریک شده پیدایش می شد. مادر هم که غیر من سه تا بچه قد و نیم قد دیگه داشت و فرصت
این که وقتش رو برای من بگذارد نداشت. برای همین تا دلم می خواست شیطنت می کردم و
از زیر درس خواندن درمی رفتم.

وقتی که کارنامه ثلث دومم را گرفتم مادرم که بی سواد بود گفت برو بده مسلم امضا
کنه! مسلم پسر همسایه توی محلمون پسر درسخوان و سربه زیری شناخته می شد. یک جورهایی
گل سرسبد محله بود وقتی کارنامه ام را نشانش دادم. به نمره هام که بیشترش زیر
پانزده بود نگاه کرد و گفت: چرا این قدر نمره هات کمه؟ مگر درس نمی خونی؟
کارنامه ام رو امضا کرد و گفت: ببینم تو دلت می خواست الان چی داشته باشی؟ کمی فکر
کردم و گفتم: یه توپ چرمی. خندید و گفت: تو که سیر توپ بازی نمی شی. اگه قول بدی،
ثلث دیگه تموم نمراتت بالای پانزده باشه یه توپ چرمی برات می خرم. با خوشحالی گفتم:
راست میگی؟ قول؟! یادت نره! از آن روز، خوب درس می خوندم و کم تر بازیگوشی می کردم.

چند روزی بود که مسلم رو ندیده بودم. سراغش رو از داداشش گرفتم، گفت: رفته جبهه.
ناراحت شدم. ولی چون می دونستم پسر خوش قولیه به انتظار روزی که کارنامه ام را باید
نشانش بدهم، ماندم. چند وقتی گذشت ولی از مسلم خبری نشد. روزی که کارنامه ثلث سوم
رو گرفتم و دیدم تمام نمراتم طبق قرارمون بالای پانزده شده می خواستم از خوشحالی
بال در بیاورم. نمی دونم چه جوری تا خونه دویدم. سر کوچه که رسیدم رضا پسر همسایه
رو دیدم گفت: خبرداری چی شده؟ گفتم: نه چی شده؟

گفت: مسلم. گفتم: مسلم، چی؟

گفت: مسلم شهید شده. قراره فردا جنازه اش رو بیارن. . . تنم لرزید و دستام سست شد.
اشک هام بی اختیار فروریخت و چند قطره ای روی کارنامه ام رو خیس کرد. تا دم در
خونشون رفتم. صدای تلاوت قرآن و گریه و زاری از خونشون به گوش می رسید. دیگه توپ
چرمی برام مهم نبود. فقط دلم می خواست کارنامه ام رو نشونش بدم و اون با خوشحالی
ازم تعریف کنه.

حالا سال ها از آن روز می گذره و هنوزم اون دوتا کارنامه رو نگه داشتم. کارنامه ای
که هیچ وقت امضا نشد، ولی برای من سندی شد که نشون می داد اگه بخوام می تونم مثل
مسلم باشم.

نامه ظهور

خانم اسطوری ـ رفسنجان

جمعه ها نامه های سربسته ظهورند که انتظار در تلاش گشودنش است. صوت ندبه خواندن ها
گوش هایش را می نوازد والسلام علی آل یاسین» قلبش را تکان می دهد، اما باز دل تنگی
دارد به به حجم غربت غروب خورشید.

نامه های دل تنگی را کی خواهی گشود؟ می دانم که می دانی پشت این صداهایالفرج،
الفرج، الفرج» قلب هایی از جنس نرگسی هاست که مولا! عمرشان به بلندایایام القدر»
غی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.