پاورپوینت کامل این مرد، عاشق باران است;به بهانه میلاد امیر المومنین ۱۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل این مرد، عاشق باران است;به بهانه میلاد امیر المومنین ۱۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل این مرد، عاشق باران است;به بهانه میلاد امیر المومنین ۱۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل این مرد، عاشق باران است;به بهانه میلاد امیر المومنین ۱۴ اسلاید در PowerPoint :

۶

توی وصیت نامه، برای فرزندش نوشته بود: گرچه این روزهای آخر عمرم، از فکر دیگران، بیرون آمده ام ولی به تو خیلی فکر می کنم. چون تو پاره ی وجود منی. نه! بالاتر از این، تو، خود منی! رنجی به تو برسد، به من رسیده. مرگ اگر سراغت بیاید، سراغ من آمده. حال و احوال تو، حال و احوال من است. به همین خاطر، این نامه را می نویسم. می نویسم تا پشت و پناه تو باشد؛ چه زنده بمانم، چه نمانم.

و من به این فرزند، حسودی ام شده بود. به این که چقدر بابای خوبی دارد. چه عمقی در نامه ی آخر این بابا نهفته است. همه اش خودم را جای این فرزند می گذاشتم و با خودم می گفتم: اگر این بابا، همین نامه را برای من می نوشت، من چه احساسی داشتم؟ چگونه این نامه را می خواندم؟ چگونه کلمه، کلمه ی آن را با وسواس از چشمانم می گذراندم…

یکی روی شانه ام دست گذاشت. آرام شدم به من گفت: این مرد، بابای تو هم هست. نگران چی هستی؟ مگر نشنیده ای سخن پیامبر را که فرمود: من و علی، پدران این امتیم… . یخ های قلب من آب شد. بی خودی حسودیم گل کرده بود. این مرد، از همان ابتدای تاریخ بابای من بوده است…

*

حالا این بابای مهربان با من حرف های زیادی دارد. من سرم را روی پاهایش می گذارم و او حکمت هایش را برایم لقمه می کند و در دهانم می گذارد. به من خیلی خوش می گذرد. توی صورت ماه بابا نگاه می کنم و او لبخند می زند. روزی یکی از دوستانش از او پرسید: چهره ی اهالی راز، همیشه زرد رنگ است اما شما، رخساری روشن، سپید و پیشانی گلرنگی دارید. راز این تفاوت در چیست؟… بابا پاسخ داد: دیگر عابدان و نیایشگران در هراس و بیم اند که ایا آفریدگار، از آنان خرسند است یا نه؛ اما من به آن پایه رسیده ام که هم خداوند، محبوب من است و هم من، محبوب او.

*

همیشه از بچگی دوست داشتم زیر باران راه بروم. بدون چتر. دوست داشتم دانه های باران، خیسم کنند. یک احساس تازگی و نشاط، درونم بیدار می شد. حالا تازه فهمیده ام که این خصلتم هم به بابای نازنینم رفته. او هم، هنگامی که باران آغاز می شود، زیر باران می رود و هر چه به او می گویند: ای امیر دین باوران! خود را از باران بپوشان…

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.