پاورپوینت کامل سلسله جلسات موردیابی! ۱۶ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل سلسله جلسات موردیابی! ۱۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل سلسله جلسات موردیابی! ۱۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل سلسله جلسات موردیابی! ۱۶ اسلاید در PowerPoint :
رادیکال باشی
آن چه در این سطرها می خوانید مربوط به بخشی از دفتر خاطرات «مظفر» است که در فصل مربوط به «تمام خواستگاری های من» درج شده است!
لازم بذکر است هر فصل از دفتر خاطرات «مظفر» مربوط به یک سال از عمر نامبرده است. به عنوان مثال، فصل چهاردهم مربوط به تمام خاطرات چهارده سالگی ایشان است!
فصل بیستم؛ یا همان «تمام خواستگاری های من»
چهارم اردیبهشت:
دیشب مشغول تماشای فوتبال بودم که ناگهان یکی از تیم ها گل زد. من که تکلیفم با خودم مشخص نبود و نمی دانستم باید طرفدار کدام تیم باشم، عربده ای سر دادم و به هوا پریدم!
به همراه عربده و به هوا رفتنم، جمیع افراد خانه به هوا جهیدند و اَبَوی که از خواب ساعت یک بامداد جهیده بودند، یحتمل ته دل شان فحشی نثارم کردند و هیچ نگفتند!
بیست دقیقه بعد، تیمی که گل خورده بود، گل مساوی را زد و من که تکلیفم با خودم روشن نبود، باز هم همان کار را کردم که نباید…
این بار که ابوی از خواب ساعت یک و بیست دقیقه بامداد به هوا جسته بود، وقتی آرام شد با قاطعیت گفت: «این نرّه […] آدم نمی شه! باید براش زن بگیریم!»
هفتم اردیبهشت:
عمه خانم که به لطف مخابره اطلاعات از طریق تلفن، از ریز ماوَقَع مطلع شده بودند، تماس گرفتند و مُشتُلق خواستند که یک مورد خوب برای پسرِ نرّه […] خانواده پیدا کرده اند!
دهم اردیبهشت:
من کاملا بی تقصیر بودم و وقت نشد بفهمم که کِی این ها قرار خواستگاری را گذاشته اند!
شب خواستگاری به منزل موردِ مورد نظر (!) قشون کشی نمودیم و بلافاصله بعد از نشستن روی صندلی های زوار در رفته میزبان ها، مادرم سُقُلمه ای حواله ام کرد که یعنی: «پسره نادان جانم! یالّا سرت را بنداز پائین و مثلا خجالت بکش!»
به جهت این که ممکن است در آینده خاطراتم در یک مجله ای، روزنامه ای چیزی، چاپ شود، از بیان جزئیات و اطاله مطلب طفره رفته و می روم سراغ اصل ماجرا…
چک و چانه زنی های مرسوم انجام شد و نوبت مراسم «چای آوردن عروس خانم!» فرا رسید.
پدر زن آینده، رو کرد به سمت آشپزخانه و مجوز چای ریختن را با صدای بلند صادر کرد.
همین که پدر زن آینده مجوز را صادر کرد، صدای جیغی از آشپزخانه آمد و بعد از آن صدای شکستن استکان ها و…
مادر زن آینده سرخ و سفید شد و سعی کرد با حفظ لبخند، با مادرم صحبت کند: «بمیرم الهی… دخترم طرفدار تیم فوتباله بنفش هاست… فکر کنم تیم شون گل زده!»
یازدهم اردیبهشت:
بعد از افتضاح دیشب، ابوی به اتفاق خانم والده و عمه خانم جلسه گرفتند
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 