پاورپوینت کامل بدعت و جنبش های احیای دین در جهان اسلام ۸۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بدعت و جنبش های احیای دین در جهان اسلام ۸۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بدعت و جنبش های احیای دین در جهان اسلام ۸۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بدعت و جنبش های احیای دین در جهان اسلام ۸۷ اسلاید در PowerPoint :
۶۳
پژوهش درباره بدعت و ابعاد آن از چند جهت ضروری است
۱- پیراستن دین خدا از پیرایه ها;
۲- نمایاندن چهره واقعی اسلام به کسانی که بی طرفانه در پی اسلام ناب اند;
۳- نمایاندن چهره واقعی جریان های منحرف و مکتب های گمراه کننده که در دامن اسلام پدید آمده و با حربه احیای دین و
مبارزه با بدعت، بدعت های بی شماری را در دین ایجاد کرده اند .
بدعت را تمامی مذهب های اسلامی حرام می دانند و بدعت گذار را فاسق و گناهکار معرفی می کنند .
مرحوم نراقی (ره) نوشته است: «حرمت بدعت مورد اتفاق امت اسلام است، بلکه اصل حرمت آن ضروری دین و ملت است .» (۱)
دلیل عمده حرمت روایات مستفیض بلکه متواتری است که شیعه و اهل سنت از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل کرده اند
که فرمودند:
«هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش است .» (۲)
با این که تمامی مذهب های اسلامی بدعت را حرام می دانند لیکن چون ماهیت آن به درستی روشن نشده، بدعت ستیزان، در
شناخت و مبارزه با آن گاه ره افراط پیموده و گاه تفریط و گاه به تکفیر و تفسیق یکدیگر پرداخته اند . این بدان جهت است که
تاکنون دانشمندان مسلمان در این مساله مهم تحقیق جامعی عرضه نکرده اند .
ما در این نوشتار برآنیم تا گامی در توضیح و تشریح بدعت برداریم . (۳) به امید آن که برای اهل تحقیق مفید افتد و با معیار
دعت بتوانند به ارزیابی حرکت هایی که با داعیه احیای دین در جهان اسلام پدید آمده اند، بپردازند .
بدعت در لغت و اصطلاح
بدعت، یعنی احداث و اختراع چیزی، بدون نمونه و همانند گذشته . (۴) از همین ماده است، بدیع، (۵) که از اسماء الهی و به معنی
ابداع و احداث اشیا از عدم است . (۶)
فقیهان مسلمان در تعریف بدعت، دیدگاه های گوناگونی دارند:
۱- برخی دامنه بدعت را گسترانده اند، و هر پدیده جدیدی را که پس از رحلت پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله وسلم – پدیدار
شده، بدعت پنداشته اند و حرام .
۲- برخی دیگر، دامنه آن گسترده اند، ولی همه انواع آن را ناشایست ندانسته اند، بلکه بدعت را تقسیم کرده اند، به شایست و
ناشایست .
۳- برخی بر این باورند که بدعت نامیدن هر پدیده جدیدی پس از پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله وسلم – خطاست، بلکه بدعت،
عملی است که به قصد عبادت و مشروعیت و طاعت شارع، انجام گیرد .
۴- به عقیده گروه دیگر، عملی بدعت است که دارای دو ویژگی باشد: نخست اصل و اساسی در شریعت نداشته باشد; دوم به عنوان
طریق شرعی وانمود شود .
دیدگاه اول
بربهاری، (۷) ابن تیمیه، محمد بن عبدالوهاب و . . . دیدگاه اول را پذیرفته اند که در این جا به طور اختصار به طرح دیدگاه های آنان
می پردازیم .
۱- بربهاری
ابو محمد حسن بن علی بن خلف بربهاری (م: ۳۲۹ ق) از دانشمندان معروف حنبلی در قرن چهارم بود، که افکارش را در کتابی به
نام السنه بیان کرده و متن کامل آن را قاضی ابی الحسین محمد بن ابی یعلی در طبقات الحنابله (۸) نقل کرده است .
وی هرگونه بحث و تفکر در ذات و صفات خدا را بدعت دانسته و نوشته است:
«واعلم انه انما جاء هلاک الجهمیه من انهم فکروا فی الرب .» (۹)
هم چنین معتقد است که خداوند را در قیامت با چشم سر می توان دید . (۱۰)
ملاحظه می کنید که بربهاری با بستن در تفکر و تعقل در مورد خدا به دره هولناک تجسیم سقوط کرده است . بربهاری شیعیان را
به جرم ایمان به رجعت و علم غیب برای امامان تکفیر، و آنان را متهم می کند که معتقدند علی بن ابی طالب زنده است وقبل از
قیامت رجعت می کند . (۱۱)
این سخن نشان می دهد که وی تصور درستی از رجعت نداشته است . رجعتی که شیعیان و برخی از دانشمندان اهل سنت به آن
معتقدند، رجوع به دنیا بعد از مرگ است . درباره علم غیب امامان نیز باید گفت که شیعه براساس آیات متعدد قرآن (۱۲) و روایات
متواتر (۱۳) به علم غیبت معتقد است .
بربهاری در فروع دین بر سه نکته تاکید دارد و احیای دین را منوط به رعایت این سه نکته می داند . (۱۴)
۱- پرهیز از بدعت، واژه بدعت در این اثر فراوان به کار رفته است . به گونه ای که شاید کمتر صفحه ای یافت شود که در آن واژه
بدعت چند بار به کار نرفته باشد .
وی در این باره نوشته است:
از نوآوری های کوچک در کار دین بپرهیزید; زیرا همین بدعت های کوچک، اندک اندک پا می گیرد، بزرگ می شود و . . . ودر پایان
به دینی مبدل می شود و مردمان زیادی بدان می گروند .» (۱۵)
وی نوشته است: «هرگونه علمی که بندگان از علوم باطنی ادعا کنند که در کتاب و سنت یافت نشود، بدعت و گمراهی است و کسی
حق ندارد بدان عمل، و مردم را به آن دعوت کند .» (۱۶)
۲- پرهیز از عمل به رای و قیاس . وی نوشته است:
«یکی از اسباب نابودی و گمراهی جهمیه این بود که قیاس را وضع کردند و دین خدا را طبق رای خود قیاس می کردند و در نتیجه،
به سوی کفر روشن کشیده شدند .» (۱۷)
۳- مسلمانان را به بازگشت به دین عتیق به گونه ای که در روزگار سه خلیفه اول رایج بود، فرا می خواند . (۱۸)
۲- ابن تیمیه
تقی الدین ابوالعباس احمد بن شهاب الدین عبدالحلیم بن مجدالدین حرای الدمشقی الحنبلی (م ۷۲۸ ق) معروف به ابن تیمیه
یکی از شارحان افکار حنبلیان و به ویژه «بربهاری » است . وی همانند بربهاری احیای دین را در دو بخش اصول وفروع بر دو اصل
مبتنی می داند: نخست: پیروی از سلف; دوم: اصل عدم تاویل .
او نوشته است: «بعضی از جهال می پندارند راه سلف درباره فهم صفات و اسمای خدا سالم تر است ولی راه خلف و متاخران
استوارتر و علمی تر . اما بیشتر اینان بدعت گزار و منحرف اند; زیرا راه فیلسوفان را بر راه سلف صالح ترجیح می دهند .» (۱۹)
وی براساس این دو اصل، همه صفات افعالی که در قرآن ذکر شده و حاکی از جسم بودن و قابل مشاهده بودن خداوند برای بشر
است صحیح دانسته و تاویل آن ها را روا نمی داند; مانند اثبات دست برای خدا، (۲۰) جلوس خدا بر عرش (۲۱) ودیدن خدا در آخرت (۲۲)
و . . .
چنان که مشاهده می کنید، تکیه بر این دو اصل در بخش توحید صفاتی نه تنها موجب احیای افکار دینی نشده بلکه سر از شرک و
تجسیم درآورده است .
افکار ابن تیمیه در بخش توحید افعالی و عبادی نیز بسیار خشک و غیرقابل انعطاف است و اختلاف نظری که وی در این بخش با
سایر مذهب های اسلامی داشت منشا تکفیرها، طعن ها و اتهامات گوناگون وی به سایر مذهب های اسلامی گردید .
به عقیده وی خواستن کارهای خدایی از پیامبر با توحید افعالی منافات دارد، نظیر فرستادن باران، رویانیدن گیاهان، آمرزش
گناهان (۲۳) و . . . و ما اثبات خواهیم کرد که تقاضای این گونه امور از پیامبر هیچ تنافی با توحید افعالی و عبادی ندارد .
ابن تیمیه هم چنین درخواست شفاعت از اولیا (۲۴) و استعانت از غیرخدا، (۲۵) نذر برای غیرخدا (۲۶) و . . . را شرکت و بدعت معرفی
کرده است . ما در این مختصر در مقام رد افکار ابن تیمیه نیستیم . بحمدالله تاکنون کتاب های زیادی در رد این دیدگاه نوشته شده
است و فقط در یک جمله اشاره می شود که اختلاف میان ابن تیمیه و سایر مذهب ها در این بخش اختلاف صغروی است .
اصل کبری که هیچ موجودی حتی پیامبران و اولیا را نباید شریک خدا قرار داد، مورد توافق و قبول همه مذهب ها است ولیکن در
مقام تطبیق، بسیاری از مراسم رایج میان مسلمانان را ابن تیمیه مصداق شرک قرار داده که سایر مذهب ها این اتهام را از او
نمی پذیرند و می گویند همه این اعمال مورد تایید و تصویب خداست و با اجازه خود اوست و هرگونه قدرت و توانی که پیامبر و اولیا
دارند از ناحیه خدای متعال است .
۳- محمد بن عبدالوهاب
جریان فکری که با شعار احیای دین و پیروی از سلف صالحین به وسیله بربهاری بنیان گذاری شد و بعد از چند قرن، توسط ابن
تیمیه و شاگردش ابن القیم ترویج و گسترش یافت و بر یک سری اصول و مبانی استوار گردید، در سده اخیر توسط محمد بن
عبدالوهاب به عنوان یک مذهب و شیوه خاص در جامعه پیاده شد . گرچه ابن تیمیه برای تحقق بخشیدن و پیاده کردن افکار و
عقاید خود شدت و صلابت عجیبی از خود نشان داد لیکن آن شدت عمل هایش نتیجه ای جز زندان، آوارگی و در نهایت کشته شدن
در زندان، چیز دیگری برای وی به ارمغان نیاورد . اما بخت، یار محمد بن عبدالوهاب بود و با پیوند دادن تفکرات او با قدرت و
حکومت آل سعود زمینه پیاده کردن آن ها در منطقه حجاز فراهم گردید .
محمد بن عبدالوهاب نیز استفاده از موقعیت به دست آمده و تلاش در پیاده کردن افکار ناصحیح خود را مغتنم شمرد و آن ها را در
منطقه حجاز به مورد اجرا گذاشت . بدین سان بود که مشاهد انبیا و اولیا را تخریب، و همه آثار باستانی و فرهنگی و مذهبی
منطقه حجاز را نابود کرد .
داستان غمبار این تراژدی را از کتاب هایی که در شرح زندگانی و رد افکار محمد بن عبدالوهاب نوشته اند، می توان به دست آورد .
در این نوشتار اشاره ای به اصول افکار او که در کتاب مجموعه التوحید و رساله های دیگرش آمده است، می کنیم .
محمد بن عبدالوهاب همانند اسلاف خود، احیای دین را شعار خود قرار داد و بیشتر مباحثش درباره بدعت زدایی در مساله
توحید است .
وی در کتاب التوحید ابتدا توحید را به سه نوع تقسیم کرده است:
۱- توحید ربوبی که مورد قبول مشرکان قریش بوده است; (۲۷)
۲- توحید الوهی که براساس آن بندگان باید فقط خدا را بخوانند . نذر و قربانی برای او کنند . ترس، امید، توکل و انابه بندگان
تنها به او باشد;
۳- توحید اسما و صفات .
او در ادامه بحث نوشته است:
«بدان که ضد توحید، شرکت است و آن نیز بر سه نوع است:
۱- شرک اکبر;
۲- شرک اصغر مثل ریا;
۳- شرک خفی .
شرک اکبر به نوبه خود چهار نوع تقسیم می شود:
۱- شرک دعوت;
۲- شرک نیت;
۳- شرک در اطاعت;
۴- شرک محبت .» (۲۸)
در رساله پنجم نوشته است: «کفار زمان پیامبر به خالق بودن و رازق بودن الهی معتقد بودند و مشکل آنان تنها در توحید الوهی
بوده است و آن این است که جز خدا را نباید خواند و به غیر او نباید دل بست . خدایی جز او نیست و شریکی ندارد . نباید پیش غیر
او استغاثه نمود و برای غیر او قربانی، یا نذر کرد، چه آن غیر، ملک مقرب باشد یا نبی مرسل . کسی که به غیر خدا استغاثه کند به
تحقیق کافر شده و کسی که برای غیرخدا ذبح و قربانی نماید، همانا کافر شده است .» (۲۹)
در رساله اولی نوشته است: «معرفت و شناخت شرک در پرتو شناخت چهار قاعده میسر می شود:
۱- کافرانی که پیامبر با آنان به مبارزه برخاست، همه به خالق، رازق، محیی و ممیت بودن خدا اعتراف داشتند; (۳۰)
۲- کافران، بت ها را وسیله قرب به خدا قرار داده بودند; (۳۱)
۳- مشرکان هنگام بعثت پیامبر، موجودات مختلفی را می پرستیدند; از آن جمله خورشید و ماه، (۳۲) بندگان صالح، (۳۳) ملائکه، (۳۴)
انبیا و پیامبران، (۳۵) درختان و جمادات; (۳۶)
۴- مشرکان زمان ما، شرکشان از شرک مشرکان صدر اسلام بزرگ تر است; زیرا آنان تنها در هنگام آسایش غیرخدا را می خواندند
ولی اینان در همه حال غیرخدا را می خوانند . (۳۷)
منظور وی از مشرکان زمان ما، تمام فرقه های اسلامی غیر از طرفداران مذهب حنبلی است و شاهد این مدعا این است که وی در
کتاب مجموعه التوحید بسیاری از مراسم رایج میان مسلمانان را شرک قلمداد کرده است که برای نمونه عنوان های چند باب از
ابواب کتاب مجموعه التوحید را نقل می کنیم:
نذر برای غیرخدا شرک است . استغاثه به غیر خدا و کمک خواستن از غیرخدا شرک است . خواندن غیرخدا شرک است . بستن
نخ به حلقه های ضریح برای بر طرف کردن بلا شرک است . پرستیدن خدا در کنار قبر بنده صالح شرک است و . . . . (۳۸)
سلیمان بن سحمان النجدی، نواده محمد بن عبدالوهاب، در مورد بدعت های رایج در میان مسلمانان نوشته است: «محراب های
چهارگانه در مسجدها که برای هر یک از امامان چهار مذهب [حنفی، حنبلی، شافعی و مالکی] ساخته می شود، بدعت است .
هم چنین خواندن قرآن با صدای بلند، درود فرستادن بر پیامبر اسلام – صلی الله علیه و آله وسلم – ، خواندن ذکر یا دعایی بعد از
اذان و در شب جمعه و شب های ماه رمضان و شب عید فطر و عید قربان، تشکیل اجتماع برای بزرگداشت تولدها و وفیات بزرگان
دین و خواندن قصیده های مولودیه با لحن های مخصوص، مخلوط کردن شعرها با درود بر پیامبر و با ذکرها و قراءت قرآن و
خواندن آن ها بعد از نماز تراویج، تسبیح به دست گرفتن برای گفتن ذکر، بلند کردن صدا به ذکر «لا اله الا الله » هنگام تشییع جنازه
و هنگام پاشیدن آب روی قبر، پوشیدن لباس های بلند درویشی، آویختن شمشیر و پرچم در حسینیه ها و مکان هایی که مجالس
برپا می شود . طنبور و دایره زدن و هر چه مانند این ها، صدا داشته باشد مانند: شیپور، تکرار لفظ جلاله و اسمای دیگر خدا و . . .
بدعت شمرده می شود .» (۳۹)
«محمد بن عبدالوهاب، از درود فرستادن به پیامبر گرامی – صلی الله علیه و آله وسلم – در شب های جمعه منع کرده بود و نیز
دستور داده بود با صدای بلند، بالای مناره بر پیامبر – صلی الله علیه و آله وسلم – درود نفرستند و برای همین جهت، مؤذن کوری
را، که مردی شایسته بود و با صدای خوبی اذان می گفت کشت; چون به او گفته بود که بالای مناره، بعد از اذان، درود بر پیامبر –
صلی الله علیه و آله وسلم – نفرستد و مرد مؤذن، به دستور او توجهی نکرده بر پیامبر – صلی الله علیه و آله وسلم – درود
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 