پاورپوینت کامل ادیان و مذاهب در بنگلادش ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
1 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ادیان و مذاهب در بنگلادش ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ادیان و مذاهب در بنگلادش ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ادیان و مذاهب در بنگلادش ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۱۵۵

موقعیت جغرافیایی

جمهوری خلق بنگلادش که نماد بین المللی آن BG است، پیش تر بنگال شرقی یا پاکستان
شرقی نامیده می شد. پایتخت بنگلادش « داکا» است. این کشور ۱۴۳۹۹۸ کیلومتر مربع وسعت
دارد.

مرزهای قدیمی بنگلادش در جنوب آسیا ناشناخته است. در کتابهای جغرافیا به اجتماعی از
مردم که بنگا نامیده می شدند اشاره شده است. مهابهاراتا چندین درگیری را دراین
اجتماع ذکر می کند. مارکوپولو نیز در خاطرات خود به نام بنگلا اشاره می کند. مورخان
دیگری هم با اسامی مختلف به این منطقه جغرافیایی اشاره کرده اند ولی برای اولین بار
لغت بنگال در دوران سلطنت اکبرشاه استفاده شد؛ هنگامی که استان شرقی موخالز بعنوان
سوبا – بنگلا شناخته شد.

طی استیلای بریتانیا بر هند بین سالهای۱۸۵۴ -۱۸۷۴ بنگال شامل این قسمتها بود:

الف) بنگال خاص؛

ب) ایالت بیهار در هند کنونی و مناطق اریسا و چوتانگپور در غرب؛

ج) قسمتی از دره سورما در شمال شرقی.

در ۱۸۷۵م هنگامی که ایالت آسام به وجود آمد، بخشهای کاچار و سیلهت در دره سورما از
بنگال جدا شد و به ایالت جدید واگذار گردید. در ۱۹۰۵م ایالت بنگال شرقی و آسام از
ترکیب پانزده بخش از بنگال، ایالت آسام و ایالتهای کوچ بیهار، تریپورا و منپور
تشکیل شد و داکا، مقر دولت، ایالت جدید شد.

در ۱۹۱۲م تقسیمات دیگری صورت گرفت و بالاخره در ۱۹۴۷م که بریتانیا قدرت را به هند
واگذار کرد، استان بنگال دوباره تقسیم شد. قسمت شرقی بنگال شرقی نامیده شد و بعد
پاکستان شرقی نام گرفت و در ۱۹۷۱م این بخش با عنوان کشور بنگلادش از پاکستان جدا
گردید و داکا دوباره پایتخت شد.

بنگلادش کنونی ۹۹۸/۱۴۳ کیلومتر مربع وسعت دارد. مرزهای این کشور از شمال و غرب و
شرق به وسیله هند محاصره شده است: از شمال به ایالت آسام و بنگال غربی، از شرق به
ایالت آسام و از غرب به ایالت بیهار و بنگال غربی هند محدود می شود. در قسمت جنوب
شرقی با کشور برمه هم مرز می شود و در جنوب آن خلیج بنگال قرار دارد.

این کشور بین خطوط ۲۰۳۴ و ۲۶۳۸ عرض شمالی وخطوط ۸۸۰۱ و ۹۲۴۱ طول شرقی قرار گرفته
است. بنگلادش به چهار ایالت چیتاگنگ، داکا، خولنا، و راج شاهی تقسیم شده است که هر
یک از این ایالتها به بیست بخش تقسیم می شوند و هر بخش دارای چند بخش فرعی است.

تاریخچه رشد هریک از ادیان و مذاهب

در تاریخ اکسفورد آمده است«وقایع (تاریخ) مشخص در بنگال از سیصد سال قبل از میلاد
شکل گرفته است.» اغلب اطلاعات تاریخی موجود به ایندوس (سند) و بالای دره های گنگ و
پس از آن انتهای رود بیهار مربوط است. ابتدا مهاجرت گروههای هند آریایی و
دراویدین به شمال هند صورت گرفته است. در بین این مهاجران یک قبیله به نام بنگ بود
که اسم آن از نام منطقه گرفته شده بود. بنگال از زمان امپراتوری شاهان گوپتا که
هندو بودند شکل گرفت. شاهان گوپتا ابتدا در شمال بنگال و سپس بیهار حکومت را به
عهده داشتند. در میان پادشاهان سلسله گوپتا، چاندرا گوپتا، مسامودرا گوپتا،
بیکرامادیتا و الیاس چاندرا گوپتا از دیگران مشهورتر می باشند. نماینده یکی از
پادشاهان این سلسله به نام آشوکا اول بار بودیسم را به این منطقه ارائه کرد و حدود
هزار سال بعد یک پادشاه بودایی در بنگال به قدرت رسید.

بسیاری از مورخان متفق القول اند که شاشانکا (۵۹۸-۶۴۰ میلادی) که وی هم هندو بود،
نخستین پادشاهی بود که توانست در بنگال قلمرو مشخص و مهمی را تحت پوشش قوای خود
داشته باشد. در سال ۷۵۰ میلادی مردم گوپال را که یک بودایی بود برای حکومت انتخاب
کردند. وی سلسله پالا را تاسیس کرد. پادشاهان این سلسله بوداییانی بودند که مذهبی
را که اول بار بوسیله نماینده آشوکا ارائه شد توسعه دادند. آنها صومعه ها و مدارس
بودایی را تأسیس کردند. زائران چینی که در آن زمان به این منطقه مسافرت کرده اند،
در مورد پارسایی و طرفداری بنگالیها از مذهب بودا مطالبی نوشته اند. بودیسم به
خصوص از طرف طبقات پایین مورد استقبال قرار گرفت. ظاهر آرام بودیسم سلطه طلبی
پالاها و نفوذ آنها را به مناطق دیگر تا حدودی تضعیف می کرد. دارماپال یکی از
پادشاهان این سلسله به تعمیر و بنای معابد بوداها پرداخت و کشور را تا رودخانه
ایندوس (سند) در غرب و کوههای بیند هایا در مرکز هند امتداد بخشید. در نیمه قرن
یازدهم میلادی سنها، پالاها را سرنگون کردند. سنها هندو های ارتدوکس بودند و سیستم
طبقاتی را با همه ضعفهایش برای طبقات پایین جامعه دوباره برقرار کردند. بیجوی سن
اولین پادشاه این سلسله ۶۴ سال حکومت کرد. پس از وی فرزندش بالان سن نیز بیست سال
در کمال آرامش حکمرانی نمود.

در همین زمان بالال کنفرانس عظیم مذهبی هندوها را تشکیل داد (۱۱۵۸-۱۱۷۸ میلادی) و
در آنجا سیستم طبقاتی هندو را به وجود آورد. بر این اساس، هر هندو به تناسب شغل و
حرفه ارزش و اهمیت پیدا می کرد.هندوهای بنگلادش و بنگال غربی هم اینک بر اساس همین
سیستم طبقه بندی شده اند. وی در پایان عمر خود مذهبی تر شد و بر اثر گرایشهای شدید
مذهبی هندویسم و به خاطر ترک دنیا و به منظور پاک شدن از گناهان به اتفاق همسرش
خود را به رودخانه مقدس گنگ انداخت. وی قبل از ترک دنیا حکومت را به فرزندش لاکشمن
سن واگذار نمود. لاکشمن فردی مقید به مذهب هندویسم بود و پایتختش در بنگال غربی
قرار داشت. وی به هنگام حمله اختیار الدین بختیار، پیر و فرسوده بود و پس از حمله
به بکرام پور به داکا گریخت و در همان جا وفات یافت. سنها همچنین سیستمی را به نام
کولینیسم بنگال ارائه کردند. برمبنای این سیستم یک مرد از طبقه بالا ممکن بود با یک
زن از طبقه پایین ازدواج کند.

حکومت مسلمانان در بنگال از سال ۱۷۵۷ تا ۱۲۰۱ میلادی به طول انجامید. پس از شکست
لاکشمن سن، آخرین فرمانروای هندو مذهب، حکومت مسلمانان توسط اختیار الدین بختیار در
بنگال شروع می شود و با شکست نواب سراج الدوله در یک توطئه حساب شده توسط نیروهای
بریتانیا خاتمه می یابد. اختیارالدین که فرمانده ارتش قطب الدین، از نخستین فاتحان
مسلمان هند، بود، مأمور گردید تا به طرف شرق حرکت نماید و ضمن ترویج اسلام، بخش
دیگری از شبه قاره را به متصرفات امپراتور دهلی بیفزاید. وی ابتدا بیهر را فتح کرد
و سپس به طرف بنگال رفت وبدون هیج مقاومتی بنگال را تسخیر نمود. بختیار پایتخت خود
را دردوکوت (نزدیک شهر دناجپور) بنا نهاد. بدین ترتیب پایه های حکومت مسلمانان ترک
در بنگال نهاده شد.

اسلام

مسلمانان طی دهه های متوالی موفق به فتح بخشها و فرمانداریهای مختلف بنگال شدند و
این متطقه تحت سیطره و نفوذ مسلمانان در آمد. طی ۱۳۵ سال پس از فتح بنگال، این
سرزمین توسط حکام ترک که از دهلی منصوب می گردیدند اداره می شد. در طول حکومت
مسلمانان ترک، بنگال در ناآرامی سیاسی و جنگ قدرت قرار داشت. اکثر حکام مدت کوتاهی
زمام امور را در دست داشتند و از ۲۴ حاکمی که در طول ۱۳۵ سال فرمانروایی می کردند،
تنها می توان از باقر خان به عنوان حاکم قدرتمند یاد کرد.

نفوذ مسیحیان در بنگلادش به وسیله اروپاییان صورت گرفت. پرتغالیها اولین اروپاییانی
بودند که به بنگال آمدند. آنها در سال ۱۵۱۷ اولین مؤسسه را در چیتاگنگ تأسیس کردند
و همراه با آنها مبلغان و هیأتهای مذهبی وارد این منطقه شدند و کلیسایی را در
منطقه ای در داکا که هنوز باقی مانده، ساختند. پس از آنها هلندیها، بریتانیاییها،
دانمارکیها و فرانسویها به این منطقه نفود کردند تا اینکه بریتانیاییها حکومت
مسلمانان را در ۱۷۵۷ میلادی شکست دادند و کل منطقه را در اختیار خود گرفتند. ولی
اسلام به عنوان دین اکثریت مردم بنگلادش در دوران حکومت بریتانیا باقی ماند و پس
از استقلال هند و پاکستان، این منطقه به دلیل دارا بودن اکثریت مسلمان از دیگر
مناطق هند جدا شد.

نفوذ ادیان

با گسترش اسلام در بنگلادش حاکمان مسلمان در تمام قسمتهای این کشور قدرت را به دست
گرفتند. اسلام توسط ترکها در بنگال توسعه یافت. قبل از ورود ترکها مسلمانان سایر
مناطق بنگال به لحاظ ارتباط تجاری و اقتصادی با اسلام آشنا بودند، اما با ورود
ترکها موجبات تقویت و پیدایش حکومت مسلمانان در بنگال پدیدار گردید. پس از ترکها
مغولها در بنگال به حکومت رسیدند که آنان نیز تا حدودی به توسعه فرهنگ اسلام
پرداختند. مبدأ تاریخ بنگلادش در زمان سلطنت اکبر به هجری شمسی تغییر نمود. اورنگ
زاد یکی دیگر از پادشاهان مغول که اعتقاد زیادی به اسلام داشت شخصاً از قرآن نسخه
برداری کرد. پس از استیلای بریتانیا بر شبه قاره، مسلمانان بیشترین ضربه را از جانب
آنان متحمل شدند و خسارات فراوانی دیدند. برای مثال در سال۱۷۹۳ استعمارگران
انگلیسی قانونی را به تصویب رساندند که معروف به اقامت دائمی است. بر اساس این
قانون، مالکیت بنگال برای همیشه به عهده هندوها واگذار شد و این در حالی بود که
مسلمانان سالهای طولانی حاکمیت مطلق سراسر قاره را در اختیار داشتند. گرچه
مسلمانان استیلای سیاسی خود را از دست دادند، با توجه به غنای فرهنگ و شرایط
بهتر اقتصادی، نسبت به هندوها، در درجه بالاتری از ارزش اجتماعی قرار داشتند. در
تمام مناطق شبه قاره، مسلمانان همگام با هندوها و سایر قشرهای تحت ستم، علیه
استعمارگران به مبارزه برخاستند.

فکیر منجوساه نخستین مسلمانی بود که در سال۱۷۶۳ علیه نیروهای بریتانیا قیام کرد. وی
جنگهای مختلفی را علیه انگلیسیها هدایت کرد، ولی سرانجام شکست خورد. شاه ولی الله
که بر قراری خلافت اسلامی را به عنوان هدف تعیین کرده بود نیز در طول سالهای ۱۷۷۹-
۱۸۳۱ به جنگ با انگلیس پرداخت. ولی وی نیز سرانجام از آنها شکست خورد. حاجی شریعت
الله و مولانا کرامت علی و محسن الدین الیاس نیز جنگهایی را علیه انگلیس رهبری
کردند. آنان با الهام از تعالیم اسلامی، روحیه مبارزه طلبی و جهاد را علیه
انگلیسیها در بین مسلمانان تبلیغ و تشویق می کردند.

این دوره از حرکت تجدید بنای اسلام بین سالهای ۱۷۰۰-۱۸۷۳ میلادی ادامه یافت. پس از
این سالها نیز مسلمانان و هندوان متحداً علیه استعمارگران انگلیسی به مبارزه
پرداختند. در سال۱۹۰۵ لرد کرزن، فرمانروای معروف هندوستان، ایالت بنگال را به دو
بخش تقسیم نمود. نواب سلیم الله، رهبر مسلمانان بنگال، مشوق لرد کرزن در امر تقسیم
بنگال بود. وی به رغم مخالفتهای زیاد، با او در این زمینه همکاری نمود. بعد از
تقسیم بنگال، بخشهای عقب افتاده آن سرزمین مورد توجه قرار گرفت و از توسعه و عمران
برخوردار شد.

نواب سلیم الله در سال ۱۹۰۶ با گرد آوری رهبران مسلمانان سراسر هند، نخستین
کنفرانس سراسری رهبران اسلامی را تشکیل داد. که در این کنفرانس تصمیم به تشکیل حزب
مسلم لیگ اتخاذ گردید و رهبران این حزب در مراحل بعدی، طرح تشکیل پاکستان را ارائه
نمودند. رهبران حزب مسلم لیگ بر این عقیده بودند که مسلمانان شبه قاره باید دارای
موطن جداگانه ای بوده، قوانین شرع مقدس اسلام ناظر بر روابط سیاسی و اجتماعی مملکت
باشد. در رأس رهبران این حزب، محمد علی جناح قرار داشت. علاوه بر جناح می توان از
لیاقت علی خان، عبدالرب پیشتار، خواجه ناظم الدین و شهید سهروردی نام برد. در طول
سالهای ۱۹۳۰ – ۱۹۳۲ سه کنفرانس با حضور ۵۸ تن از رهبران برجسته مسلمانان و هندوها
در یک طرف و دولت بریتانیا در طرف دیگر انجام پذیرفت. در نخستین کنفرانس که موضوع
چگونگی اداره امور و آینده شبه قاره در آن به بحث گذاشته شد، رهبران مسلمانان
خواهان بررسی جداگانه مسئله مسلمانان گردیدند.

در حالی که رهبران سیاسی مشغول مذاکره درباره وضعیت آینده شبه قاره بودند، استقلال
طلبان شبه قاره در جبهه های مختلف به مبارزه با قوای انگلیس برخاستند. از جمله این
افراد نواب میرقاسم خان و فقیر منظور شاه بودند که جنگهای مختلفی را علیه
استعمارگران هدایت می کردند. در ۱۹۳۵ که دولت انگلیس موافقت خود را با برگزاری
انتخابات اعلام نمود، ابوالقاسم فضل الحق، از رهبران مسلمانان، پس از پیروزی در
انتخابات در بنگال کابینه خود را تشکیل داد. وی به توسعه فرهنگ و دانش اهتمام ورزید
که بدین ترتیب مسلمانان تشویق و ترغیب به فراگیری علم و دانش شدند و در مراحل بعدی
بخش عظیمی از طبقه متوسط جامعه را تشکیل دادند. با شروع جنگ جهانی دوم،
آزادیخواهان بر خواستهای خود پافشاری کردند و انگلیسیها به طور ضمنی پذیرفتند که
در صورت پیروزی انگلیس در جنگ، استقلال به هندوستان داده خواهد شد. در طول سالیان
جنگ، نزاع و کشمکشهای مذهبی و فرقه ای سراسر هند و بنگال را فراگرفت که بر اثر
آن هزاران نفر کشته شدند و داراییها و اموال مسلمانان به غارت رفت.

در چنین شرایطی، در۲۳ مارس۱۹۴۰م در مجمع شورای سالانه حزب مسلم لیگ، طرح تاریخی
لاهور از سوی جناح مطرح شد که سرانجام منجر به تقسیم شبه قاره گردید. وی در طرح خود
خواهان ایجاد سرزمین مستقلی برای مسلمانان براساس اکثریت نفوس مسلم در مناطق
موردنظر گردید که این طرح در مجمع عمومی به تصویب شرکت کنندگان رسید. سرانجام، پس
از یک دوره مذاکرات و درگیریها، در۱۹۴۶م انتخابات سراسری در شبه قاره برگزار گردید.
در تاریخ نهم ژوئیه ۱۹۴۷م پایان سلطه نیروهای انگلیسی در شبه قاره وتاسیس دو کشور
مستقل هند و پاکستان رسماً اعلام گردید. پس از استقلال پاکستان اختلافات میان دو
بخش شرقی و غربی کشور شروع شد که به جدایی بخش شرقی پاکستان و تاسیس کشور بنگلادش
در ۱۹۷۱ منجر گردید. مسلمانان پس از تاسیس بنگلادش نیز قدرت را در این کشور در دست
داشتند.

سیاست مذهبی حکومت

پس از استقلال بنگلادش مادی گرایی به عنوان یکی از اصول اساسی سیاست کشور اعلام شد.
اما در ۱۹۷۷م دولت ضیاء الرحمان « ایمان و اعتقاد کامل به خداوند قادر مطلق» را
جایگزین آن ساخت. ژنرال ضیا به طور چشمگیری ماهیت مادی قانون اساسی بنگلادش را
تغییر داد. یکی از اولین اقدامات وی در این زمینه، افزودن «بسم الله الرحمن
الرحیم» در مقدمه قانون اساسی بود. ماده دوازدهم قانون اساسی که شامل مکانیزم هایی
برای اجرای مادی گرایی بود، به کلی حذف شد و یک عبارت جدید به ماده ۲۵ اضافه شد و
مقاصد دولت را برای « تثبیت، حفظ و تقویت روابط برادرانه با کشورهای اسلامی بر پایه
اتحاد اسلامی» اعلام کرد.

جدا از این تغییرات اساسی، اقدامات نمادین دیگری نیز انجام شد؛ اقداماتی مانند
نصب پوسترهایی در اداره های دولتی که در آن آیاتی از قرآن کریم نوشته شده بود، پخش
پیامهایی توسط رئیس جمهور به مناسبتهای مذهبی، مانند عید میلاد پیامبر اکرم (ص)،
شبهای محرم و پخش مناجات به مناسبتهای خاص. همچنین فعالیتهایی در جهت معرفی اسلام و
اصول شریعت از طریق رادیو و تلویزیون به عمل آمد و اذان پنج بار در روز پخش شد.

برخی از تغییرات نیز در سطح اجرایی بود. یک « بخش جدید امور مذهبی» تحت نظارت یک
وزیر،تاسیس و به مؤسسه ای اسلامی با شبکه گسترده ای از امکانات تحقیقاتی تبدیل شد.
دولت همچنین یک دانشگاه اسلامی با مرکز تحقیقات اسلامی را تاسیس کرد. با سیاستهایی
که ضیا به کار برد، گرایش اسلامی خود را بیشتر نشان داد. وی سخنرانیهای خود را با
نام خدا آغاز می کرد. بنگلادش تحت رهبری وی تبدیل به عضو مؤثری در سازمان کنفرانس
اسلامی (OIC) و کمیته سه جانبه القدس و جبهه اتحاد اسلامی شد.

دولت ارشاد به روند اسلامگرایی ادامه داد. ارشاد به طور قاطع اعلام کرد که اصول
اسلام باید در قانون اساسی بنگلادش گنجانده شود. ایجاد صندوق زکات و سیاست آموزشی
جدید برای شناساندن زبان عربی و مسائل اسلامی در مدارس نمونه هایی از اقدامات وی
است. وی همچنین نماز جمعه را مورد تاکید قرارداد. همه این مطالب در هشتمین
اصلاحیه قانون اساسی (توسط مجلس ملی) در تاریخ هفتم ژوئن ۱۹۸۸م عنوان شد و اسلام
دین رسمی کشور بنگلادش اعلام گردید.

روابط پیروان ادیان و مذاهب مختلف با یکدیگر

از آنجا که در استقلال شبه قاره، مسلمانان و هندوها مشترکاً در عملیات از بین بردن
قوای متجاوز انگلیس نقش داشتند، استعمارگران انگلیس همواره سعی می کردند همزمان با
فعالیتهای سیاسی از طریق تحریک عوامل خود فروخته، به اختلافات مذهبی مسلمانان و
هندوها دامن بزنند و بدین وسیله تاوان شکست سیاسی خود را در مذاکرات دریافت نمایند.

از طرفی اتحاد مسلمانان و هندوها در مبارزات علیه استعمارگران بریتانیایی قابل
تحسین است، ولی از طرف دیگر درگیریهایی که به تحریک عوامل استعمارگر صورت می گرفت،
تاسف را بر می انگیزد. یکی از تاسف بارترین و دهشتناک ترین این درگیریها در۱۹۴۶ در
بیهار بود که طی آن هزاران مسلمان توسط افراطیون هندو مذهب به قتل رسیدند. به
تلافی کشتار مسلمانان در بیهار، مردم مسلمان نواخالی (یکی از شهرهای مذهبی بنگلادش
) به قتل عام هندوها دست زدند تا بدین وسیله آتش خشم خود را فرو بنشانند. اوضاع آن
چنان بحرانی و وخیم بود که مهاتما گاندی که به خوبی از نقشه ها و تو طئه های
استعمارگران آگاهی داشت به بیهار و نواخالی مسافرت نمود تا طرفین درگیر را از ادامه
نبرد و کشتار باز دارد و آنان را متوجه دشمن اصلی نماید. هند و پاکستان به ترتیب
براساس دارا بودن اکثریت هندو و مسلمان مستقل تشکیل شدند. درگیریهای فرقه ای در هند
و پاکستان کماکان ادامه دارد، ولی این درگیریها در بنگلادش کمتر از دو کشور دیگر
است و تقریباً پیروان ادیان و مذاهب مختلف در کنار یکدیگر با مسالمت به سر می برند.

مذهب صوفیان

اکثریت مردم بنگلادش پیرو فقه سنی و حنفی مذهب اند. صوفیان و درویشان سهم مهمی
در توسعه اسلام در بنگلادش بر عهده داشتند. مردم تعلیمات آنان در مورد تسلیم به
خداوند و تزکیه نفس را پیروی می کنند. آرامگاه این صوفیان از قدیم بزرگ ترین مراکز
دعا و نیایش و تعلیم اصول قرآن و سنت در بنگلادش بوده است. روزانه صدها نفر ازمردم
از نقاط مختلف کشور به این آرامگاهها می روند و به مناسبتهایی مانند جشنها چند صد
هزار نفر در آنجا گردهم می آیند. این جشنها نه تنها با حضور مردم عادی، بلکه در
حضور رئیس دولت و وزرای کابینه، ژنرالها، ماموران دولتی رده بالا و بسیاری از
استادان دانشگاهها اجرا می شود. مردم بنگلادش نیز همانند دیگر مسلمانان پایبند اصول
و سنن مذهبی خود هستند و درمراسم مختلف مذهبی شرکت می نمایند. گسترش مؤسسات اسلامی
و مساجد در بنگلادش نمایانگر این امر می باشد. علاوه برآن، این مؤسسه ها آموزش
آداب و سنن مذهبی به مردم را عهده دار می باشند. در دوران شکوفایی اسلام در
بنگلادش، ترویج و تبلیغ اسلام در بین مردم بیشتر از طریق صوفیان صورت می گرفت. در
این دوران عموماً در جوار کاخ پادشاهان و یا سلاطین، محلی موسوم به «مرید خانه»
قرار داشت که پیروان مذاهب مختلف به هنگام پذیرش اسلام به این محل آورده می شدند.

به رغم عمق اعتقاد و وفاداری مردم این کشور به اسلام، محتوا و ساخت اجتماعی اسلام
در بنگلادش تا حدود زیادی از آیین هندو تاثیر پذیرفته است. نفوذ عادات و آداب هندو
در معتقدات و شعائر اسلامی مسلمانان بنگال بسیار نیرومند است و معتقدات و رفتارهای
برخی از مسلمانان در نواحی روستایی در بسیاری از موارد، درست مخالف آن چیزی است که
دین اسلام ایجاد می کند.

آداب و سنن، مذهب و میزان پایبندی مردم به مذهب

نفوذ باورهای شیعی نیز در زندگی دینی مسلمانان سنی بنگال مشهود است. گرچه بسیاری از
مقامات رسمی بنگال شیعه بوده اند، امروزه، تنها چندین طایفه از قبایل کارام علیا
شیعه هستند. با این حال قابل توجه است که مسلمانان این سرزمین هر ساله مراسم
عزاداری محرم را با شور و احساس غریبی برگزار می کنند. تعزیه که در ماههای محرم هر
سال در همه روستاهای بنگال با شور و حرارت خاصی برگزار می شود، در گذشته از سوی
مصلحان مسلمان این سرزمین به لحاظ شباهت با برخی آیینها و آداب هندو، به عنوان شرک
و بت پرستی و توهین به اعتقادات دینی اسلام تلقی می گردید.

یکی از جنبشهایی که به قصد پیراستن معتقدات و آداب اسلامی مسلمانان بنگال از شائبه
های هندو تکوین یافت، جنبش فراضی به رهبری حاجی شریعت الله بود که به فرقه صوفیه
قادریه تعلق داشت. جنبش فراضی عمدتاً از اندیشه های وهابی مایه گرفته بود و بر
انجام فرائض بنابر قرآن مجید و حدیث و سنت پیامبر(ص) تاکید داشت. این جنبشها سپس
رنگ و بوی سیاسی گرفت و در استقلال بنگلادش تاثیر نهاد.

تشکیلات مذهبی

در این دوران و پس از آن، مساجد بزرگی از سوی سلاطین و مردم مسلمان ساخته می شد.در
سال ۱۳۷۵ میلادی اسکندر شاه، مسجد معروف آدینه را در پاندوآ در ایالت مالدا، واقع
در بنگال غربی، بنا نمود. این مسجد بزرگ ترین مسجد در شبه قاره است. درکنار این
مساجد، مدارس و حوزه های علمیه نیز بنا می شد که به تعلیم و تربیت طلاب می پرداخت.
در ۱۸۶۷م نخستین مرکز علمی و فقهی معروف شبه قاره در محلی به نام دیوبند تاسیس
گردید. این حوزه علمیه که به منظور ارتقای دانش و خرد مسلمانان شبه قاره و انتشار
اسلام تاسیس گردیده بود، نقش مهمی در آگاهی سیاسی و ترویج و ترغیب مسلمانان به
فراگیری آیات جهاد ایفا نمود و تاثیر بسزایی نیز در مردم بنگال برجای گذارد.

به طورکلی مؤسسات و سازمانهای اسلامی در بنگلادش را می توان به چندگروه تقسیم کرد:

مؤسساتی مانند مدرسه، مساجد و گروههای داوطلبی که احکام اسلامی را تدریس می کنند؛
مراکزی که اطراف آرامگاههای صوفیان و روحانیون تشکیل می شود؛ سازمانهای متعدد
اجتماعی، مذهبی و فرهنگی که وظیفه آنها رسیدگی به وضعیت رفاهی مسلمانان است؛ و
مدارس و حوزه های دینی که از قدیم به کار تعلیم و تربیت مربیان و رهبران دینی
اشتغال داشته اند.

هزاران مسجد موجود در بنگلادش مراکز فعالی برای فعالیتهای اجتماعی- مذهبی هستند.
سازمانهایی نظیر هیات مسجد بنگلادش، مسجد سماج و بیت الشرف، فعالیتهای برخی از این
مساجد را هماهنگ می نمایند و برنامه هایی برای فعالیتهای فرهنگی- مذهبی مانند تبلیغ
اسلام، توسعه آموزشهای اسلامی و اصلاحات اجتماعی و خدماتی فراهم می کنند. این مساجد
به عنوان مراکز نمازهای جماعت و یومیه همواره نقش مهمی ایفا کرده اند. ساخت مساجد
جدید و توسعه، تعمیر و تزئین مساجد قدیمی، به مشخصه پیشرفت ناگهانی اسلام در
بنگلادش تبدیل شده است.

آرامگاههای صوفیان و روحانیون نیز از قدیم بزرگ ترین مراکز دعا و نیایش و تعلیم
اصول قرآن و سنت در بنگلادش بوده است. صدها آرامگاه در بنگلادش وجود دارد. این
صوفیان که از کشورهای عربی و آسیای مرکزی به بنگلادش آمده اند، نقش مهمی در توسعه
اسلام در بنگلادش به عهده داشته اند وپس از مرگشان مزار آنها به صورت مرکزی برای
دعا و عبادت مردم در آمده است. درگاه شاه جلال در سیلهت، شاه نعمت و بایزید بسطامی
در چیتاگنگ، درگاه شاه مخدوم در پابنا، مزارمیرپور در داکا، درگاه خان جهان علی در
خولنا مهم ترین این مراکز هستند که بازسازی شده اند. پیشوا ذاکر منجیل (مرکز عبادی
بین المللی) اترشی فریدپور که به وسیله حضرت شاه صوفی مولانا حشمت الله ( معروف به
پیرصاحب اترشی ) تاسیس شده، اخیراً تبدیل به مشهورترین این مراکز شده است.
روزانه صدها نفر از مردم از نقاط مختلف کشور به این آرامگاهها می آیند. در اعیاد
مذهبی نیز صدها هزار نفر از مردم عادی و مقامات دولتی در این مکانها گردهم می آیند.
درگاه اترشی مجتمع بزرگی در یک منطقه روستایی است، اما با امکانات فراوان یک مسجد،
یک مدرسه و یک استراحتگاه که چندین هزارتن را در خود می پذیرد. یک مرکز تحقیقات
بین المللی نیز در آنجا تاسیس شده است. بسیاری بر این باورند که پیشوا ذاکر منجیل
احتمالاً جامعه بنگلادش را مجدداً بر طبق اصول و سنت اسلامی شکل داده است.

سازمانها و مؤسسات اجتماعی و مذهبی نیز در بنگلادش وجود دارند. مهم ترین آنها
بنیاد اسلامی، هیات مسجد بنگلادش، انجمن مدرسه قرآنی، مرکز اسلامی بنگلادش، جمعیت
المدرسین بنگلادش، هیات جهانی اسلام ( قرآن و سنت )، اتحاد الامه و شورای سازمانهای
اجتماعی- فرهنگی اسلامی می باشند.

بنیاد اسلامی مسئولیت آموزش امامان مساجد را به عنوان رهبران اجتماع در کشور دارد.
این بنیاد با برگزاری اجلاسها و انجام کارهای تحقیقاتی اسلامی تا کنون به شهرت دست
یافته است. انتشار دائره المعارف اسلامی یکی از آثار ارزشمند آن می باشد. هیات مسجد
بنگلادش تصمیم دارد تا مساجد را به مراکز فعالیتهای اجتماعی مذهبی تبدیل کند.
انجمن دیگری نیز به ارائه خدمات رفاهی به تازه مسلمانان و موعظه کردن آنها مشغول
است. تلاش این گروه در جهت تقویت ایمان مسلمانان به قرآن و سنت بوده است. هدف انجمن
مدرسه قرآن تربیت فرزندان مسلمانان با گرایش اسلامی است. وظیفه مرکز اسلامی بنگلادش
تحقیق در تعلیمات قرآن است و ترجمه کتابهایی به زبانهای عربی، اردو و فارسی را به
بنگالی بر عهده دارد. این سازمان همچنین با سازمانهای دیگری که برنامه های مشابهی
دارند همکاری می کند.

جمعیت المدرسین بنگلادش یکی از بزرگ ترین سازمانهاست که بیش از صد هزار عضو، شامل
معلمان و محصلان دارد و سخنرانیهایی در مورد عقاید اسلامی و روش زندگی برگزار می
کند و سعی دارد آگاهی اسلامی در جامعه را افزایش دهد. هیات جهانی اسلام، سازمانی
بشر دوست است که خدماتی به یتیمان و معلولان ارائه می دهد. هدف اتحادالامه که توسط
گروهی از رهبران مذهبی سرپرستی می شود، ایجاد اتحاد بین نیروهای اسلامی در بنگلادش
به منظور اسلام گرایی جامعه است. شورای سازمانهای فرهنگی – اجتماعی نیز در جهت
هماهنگی فعالیتهای گروههای اجتماعی- مذهبی و تبلیغی در بنگلادش کار می کند.

درکنار تشکیلات مذهبی مسلمانان، اقلیتهای مذهبی (هندوها و بوداییان و مسیحیان) نیز
در معابد و کلیساهای خود به امور مذهبی خویش می پردازند.

حوزه های دینی و رهبران مذهبی

به موازات گسترش اسلام در شبه قاره هند و نفوذ آن در بنگلادش، مدارس و حوزه های
دینی نیز در این کشور تاسیس شد. اسناد رسمی نشان می دهد که تا قبل از تسلط بریتانیا
بر امور بنگال متجاوز از هشتاد هزار مدرسه دینی در نقاط مختلف این منطقه وجود
داشته است. مدرسه معروف اسلامی، ایمان ابوتواما، نمونه ای از این مدارس است که
طلاب بسیاری جهت کسب علم و دانش از نقاط دور دست شرق آسیا به آنجا می آمدند. این
مدرسه در سونارگان که مدتی پایتخت بنگلادش بود قرار داشت. مجموع مدارس دینی در۱۹۴۷
تنها ۳۷۸ واحد بود و شمار طلاب به ۳۹۵۱۲ نفر می رسید. قبل از سال ۱۹۷۱ مجموع مدارس
دینی بنگلادش به ۵۰۷۵ واحد می رسید که مجموعا ۶۴۸۰۶۱ نفر طلبه پسر و دختر به
تحصیل در آنها شتغال داشتند.

در بنگلادش چهار سیستم تحصیل در مدارس علمیه به شرح زیر وجود دارد:

۱. مدارس فرقانیه و حافظیه: در این مدارس مدرسین به تدریس روش قرائت و تلاوت قرآن
برای طلاب جوان که بیشتر آنها را پسران و دختران پنج تا ده ساله تشکیل می دهند، می
پردازند. در این مدارس همچنین عاشقان قرآن به حفظ و فراگیری سوره ها و آیات کلام
الله مجید می پردازند. این گونه مدارس در مساجد وجود دارند و بعضا در جوار مدارس
قومی یافت می شوند. در بنگلادش بیش از ۶۱۵۶۹ مدرسه فرقانیه وجود دارد.

۲. مدارس کاملیه (دولتی): هم اکنون دو مدرسه کاملیه، یکی در داکا و دیگری درسیلهت،
وجود دارد. تمامی مخارج این مدارس توسط دولت تامین می شود. هیات عالی مدارس، اخیراً
یک سیستم واحد درسی را برای این مدارس تنظیم نموده است. درمدارس علمیه کاملیه
علاوه بر تدریس تفسیر، فقه،اصول و…، درسهای علوم جدید چون جبر، تاریخ و… نیز تدریس
می شود. طلبه ای که به درجه کامل می رسد، باید حداقل شانزده سال تحصیل کرده باشد.

۳. مدارس رسمی و غیررسمی: این مدارس بعضاً طلابی در سطح کامل نیز تربیت می نماید و
برخی از این مدارس توسط دولت حمایت می شود. روش و مواد درسی این مدارس توسط سازمان
مدارس دینی بنگلادش تعیین می گردد.

۴. مدارس خارجی یا قومی: این مدارس از واحدهای درسی تعیین شده توسط دارالعلوم
دیوبند در هند پیروی می کنند. مدرسه دیوبند در ۱۸۶۷م توسط مولانا محمد قاسم مذوی
بنیانگذاری شد. این نوع مدارس از طریق کمکهای مردمی و افراد خیر اداره می شود. در
۱۹۷۸م این مدارس سازمانی را به منظور تدوین اصول و مبانی درسی خود به نام «بفاق
المدارس القومیه العربیه » بنگلادش تشکیل دادند. مدرسه تاریخی علمیه لعل باع در
داکا، به سرپرستی مولانا حافظی حضور، با بیش از سه هزار طلبه و صد استاد و همچنین
مدرسه علمیه قومیه نوریه که مؤسس آن مولانا حافظی حضور است، ازجمله مدارس معروف
در بنگلادش می باشند.

رهبران مذهبی بنگلادش درویشان و صوفیان می باشند. قبل ار حکومت ترکها نخستین
درویشی که به منظور اشاعه و تبلیغ اسلام وارد بنگال گردید، مقدوم شیخ جلال الدین
تبریزی نام داشت. وی مسجد و باغ و خانقاهی در پاندوآ ( در بنگال غربی ) بنا کرد که
هزاران مسکین و گرسنه و مسافر از خانقاه وی متنعم می شدند و هزاران نفر توسط وی
آیین اسلام را پذیرفتند.

درویش شاه جلال مجروی یمنی (تبریزی هم می گویند) از دیگر صوفیان معروف و متنفذ
بنگال است که باکمک سرداران فیروز شاه سیلهت را فتح کرد. ابن بطوطه در سال ۱۳۰۳ با
وی درسیلهت ملاقات نمود. هزاران نفر از مردم بنگال توسط وی به اسلام روی آوردند.

از میان صوفیان و مصلحان زاهد معروف بنگلادش، می توان از این افراد نام برد: نور
قطب العالم؛ بابا آدم شهید در بخش منشی گنج نزدیک داکا؛ خان جهان علی که مزارش در
بندر کولنا قرار دارد؛ بدربیر، یا بدر الدین شاه در چیتاگنگ (ظاهراً این فرد
مریدان فراوانی در بین قایقرانان و ملوانان داشته است، به طوری که قایقرانان معتقد
به قدرت معنوی وی بوده اند و به هنگام دریانوردی نام او را ذکر می نمودند)؛ صوفی
شاه مقدوم، بزرگ شهر راجشاهی که مریدان فروانی دارد و نوه عبدالقادر گیلانی از
مصلحان معروف شبه قاره می باشد؛ شاه مقدوم از شاهزادپور واقع در شهر پابنا؛ و علی
بغدادی از میرپور واقع در داکا. قاضی مغول اعزام خان، عبدالله کرمانی، شاه شافع
الدین شهید و شید عباس علی مکی نیز از درویشان معروف بودند. در دوران حکومت ترکها
درویشان و صوفیان و علما از نفوذ فوق العاده ای در بین مردم بر خوردار بودند.

ابن بطوطه می نویسد:

در طول حکومت فخرالدین مبارک شاه، درویشها علاوه بر احترامی که حکمرانان برایشان
قائل بودند، از امکانات زیادی از جمله مسافرت رایگان توسط قایق، غذا و غیره بر
خوردار بودند. به دستور سلاطین وقت، هنگامی که درویشی وارد شهر می شد، حاکم شهر از
وی استقبال می کرد و نیمی از خزانه دولت در اختیارش قرار می گرفت.

در دوران مغول نیز صوفیان و درویشان به توسعه نفوذ اسلامی می پرداختند. خواجه معین
الدین چشتی، معروف به سلطان اولیا هندوستان، در همین ایام می زیست. در دوران
استیلای انگلیس بر شبه قاره نیز بعضی از رهبران مذهبی عهده دار هدایت قیامها علیه
بریتانیا بودند. از جمله این افراد فکیر منجو شاه (۱۷۶۳- ۱۷۸۷م)، شاه ولی الله
(۱۷۷۹- ۱۸۳۱م)، سید احمد برلوی، اسماعیل شاهد، میر نصار علی، حاجی شریعت الله،
محسن الدین الیاس و مولانا کرامت علی بودند که با الهام از تعالیم اسلامی روحیه
جهاد و مبارزه طلبی را در مسلمانان بنگلادش تبلیغ و تشویق می کردند. ابوالقاسم فضل
الحق از بریسال بنگلادش و مولانا عبدالحمید خان باشانی از دیگر رهبران سرشناس و
مذهبی بنگال می باشند که در مبارزات استقلال طلبانه شبه قاره و پس از آن در استقلال
بنگلادش نقش مهمی داشتند.

روند تأثیر تبلیغ و ترویج مذاهب

پیروان مذهب بودا که مورد نفرت و آزار هندو مذهبان قرار داشتند، با ورود اسلام به
بنگال تحت نفوذ این آیین عدالت جو و بشر دوست قرار گرفتند و بسیاری از آنان مسلمان
شدند. با تأسیس حکومت ترکان مسلمان در بنگال، برهمنها (طبقه مرفه و درجه اول
هندوییسم) نفوذ و استیلای خود را از دست دادند و ارکان اقتدارشان از بین رفت.

ترویج و تبلیغ اسلام در بنگلادش را به چند دوره می توان تقسیم کرد: دوران نخست یا
دوران تبلیغ افکار اسلامی در بنگال (از سال ۸۰۰ تا ۱۲۰۰) با ورود تجار ایرانی و عرب
به منطقه آغاز شد. در این دوران، تلاش مسلمانان تازه وارد بیشتر معطوف به ارائه
اسلام و معرفی احکام حیات بخش آن بود. رفت و آمدهای تجار عرب و ایرانی به تدریج سبب
گردید که عده بسیاری از مردم منطقه با قوانین و احکام اسلامی آشنایی پیدا کنند و
بدان دل بندند. تحصیلات مذهبی در این دوران برای عموم آزاد و رایگان بود. در این
دوران، کسب علم و دانش یک ارزش اجتماعی و یک وظیفه مذهبی خوانده می شد و مسلمانانی
که در تاسیس و احیای مدارس دینی کمک می کردند، از موقعیت خوبی در بین دیگران
برخوردار می شدند.

دوران دوم (۱۲۰۰- ۱۷۶۵) پس از فتح بنگال توسط اختیارالدین بختیار خیلجی شروع
می شود و تا قبل از تسلط استعمارگران انگلیسی بر شبه قاره ادامه پیدا می کند. این
دوره ۵۶۸ ساله، دوره تاثیر فرهنگ عرب، ترک، افغان و ایرانی در بنگال است که مورخان
اسلامی آن را دوره طلایی شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی در منطقه می دانند.

دوره سوم ( ۱۷۶۵- ۱۹۴۷) در واقع پس از استیلای استعمارگران انگلیسی آغاز می شود و
با سقوط امپراتوری انگلستان در شبه قاره خاتمه پیدا می کند. مدارس علمی در زمان
تسلط استعمارگران انگلیسی، تبدیل به مراکز مبارزه با استعمار و پرورش مجاهدان گردید
که جهت حفظ ارزشهای اسلامی، نتیجه همه سالهای ایمان و تقوای خودرا در راه مبارزه با
استعمارگران به کار گرفتند.

انگلیسیها که به خوبی از نفوذ مذهبی این مراکز در بین مردم و وجود آیات جهاد در
قرآن مطلع بودند، به عنوان یک اقدام پیشگیرانه شروع به قطع منابع در آمد مدارس
علمیه کردند و در نتیجه ضربه هولناکی بر سیستم تحصیل و اداره مدارس دینی وارد
آوردند. ضربه انگلیس آن چنان کاری و وحشتناک بود که تنها بیست سال پس از تسلط آنان
بر شبه قاره، آثاری از مدارس با شکوه اسلامی باقی نماند. استعمارگران به تدریج واحد
های درسی و موضوعات آن را به نحو زیرکانه ای تغییر دادند، به طوری که پس از پایان
دوران تحصیل هیچ خطری از ناحیه طلاب متوجه استعمارگران نباشد.

در آغاز دهه۱۹۴۰ جنبشی مذهبی در بنگلادش به نام تبلیغ جماعت آغاز شد و به عنوان
تجدید حیات اسلامی توسعه یافت که هدفش تقویت ایمان بین مسلمانان و برانگیختن آنها
برای کسب دانش « نفس» و تسلیم در مقابل خداوند قادر مطلق بود. تسلیم شدن به خدا به
عنوان راه تزکیه نفس، احترام به دیگران و کارهای تبلیغی سه بخش عمده این جنبش را
تشکیل می دهند. تبلیغ جماعت دارای هیچ چارچوب سازماندهی شده نیست. اما جلسه هایی در
مسجد کاکرایل واقع در مرکز داکا برگزار می کند که تمامی قشرهای مردم و مقامات در
آن حضور می یابند. این جلسه ها هم اکنون نیز برگزار می شود.

دوره چهارم که از سال ۱۹۴۷ شروع می شود تا استقلال بنگلادش ادامه پیدا می کند.
همراه با استقلال پاکستان، دولت در آموزش و پرورش تغییراتی داد و تدریس دروس
اسلامی شامل قرآن، فقه، زبان عربی و… تا کلاس هشتم اجباری اعلام شد. همچنین در خصوص
تدریس در مدارس دینی و لزوم توجه به امور دینی این مدارس، از ناحیه دولت توصیه هایی
صورت گرفت. به رغم کم توجهی دولت مرکزی به اجرای این توصیه ها، بخش شرقی پاکستان
در به کارگیری و اجرای امور مذهبی و اسلامی پر تحرک تر و مؤثرتر حرکت نمود. افزایش
قابل توجه مدارس دینی در این دوران نمایانگر این مسئله است.

دوره پنجم از دسامبر ۱۹۷۱ تاکنون ادامه دارد و مردم مسلمان بنگلادش، بار دیگر عزم
راسخ خود را در حفظ ارزشهای اسلامی و احیای مدارس دینی با افتتاح و تاسیس این گونه
مدارس در فواصل کوتاه به نمایش گذاشتند و بار دیگر زنده بودن آیین حیات بخش اسلام
را به اثبات رساندند.

پس از استقلال در ۱۹۷۱ دولت عوامی لیگ تعهدات اساسی خود را بر پایه دنیا گرایی
اعلام کرد و کلیه احزاب اسلامی را به خاطر همکاری با دولت پاکستان در زمان جنگ
آزادیبخش تحریم کرد، اما نتوانست جلو حساسیت مذهبی مردم را بگیرد. دولت تشکیل کمیته
های سیرت را برای نظارت بر جشن عید میلاد بنی پیامبر در سراسر کشور آزاد اعلام نمود
و مطالعه زبان عربی و دروس اسلامی را در مدارس حفظ کرد. برنامه های رادیو و
تلویزیون مانند قبل با تلاوت آیاتی از قرآن آغاز می شود و برگزاری مراسم روز عید
همچون زمان قبل است.

در بنگلادش، به خصوص از اواسط دهه ۱۹۷۰، فعالیتهای اسلامی صعودی ناگهانی داشت،
مؤسسات و سازمانهای اسلامی بیشتری پدید آمدند و سازمانهای قبلی تقویت شدند. در این
حال احزاب سیاسی اسلامی بهتر سازماندهی شدند و دولت اقدامات مشخصی راتعهد کرد و
بیانیه های سیاسی که توسط ماموران دولتی اعلام می شد، به این روند یاری می رساند.
اما روند جاری اسلام در بنگلادش به علت احیای اسلام یا تجدید حیات بنیادگرایی
اسلامی نیست، بلکه تا حدودی به نقشی که برخی از کشورهای مسلمان آسیای غربی (از جمله
ایران) و شمال آفریقا در سراسر جهان از جمله بنگلادش ایفا می کنند و نیز تا حدودی
به تحولات داخلی بنگلادش، مثل ماهیت محدود فعالیتهای سیاسی، همکاری عناصر پیشین
مطرود جناح راست به عنوان پایگاه حمایت رژیمها و اقتصاد ضعیف، بستگی
دارد.

جمعیت ادیان در بنگلادش

جمعیت مسلمانان در بنگلادش اکثریت دارد و ۸۸% جمعیت کل کشور مسلمان هستند. جمعیت
هندوها (بت پرستان مشرک)، ۱۱% کل کشور را تشکیل می دهد. جمعیت مسیحیان: قبلاً دویست
تا سیصد هزار نفر بود، ولی در اثر فعالیت گسترده مبلغین مسیحی در سراسر کشور، در
طی دو دهه گذشته، به طور غیر رسمی به دو میلیون نفر رسیده است. جمعیت بوداییها در
بنگلادش بین سی تا پنجاه هزار نفر است. در سایر ادیان هم می توانیم به انیمیستها
اشاره کنیم که به اسم سائوتال مشهورند و تعدادشان حدودا ً پانصد هزار نفر می باشد.

اسلام

اکثریت قاطع مسلمانان بنگلادش اهل سنت می باشند و ۹۹/۹۹% جمعیت مسلمانان کشور را
تشکیل می دهند. شیعیان این کشور اقلیت محض اند و تعدادشان به ده هزار نفر هم نمی
رسد. ولی بر اثر پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و شخصیت نورانی و رهنمودهای پیامبر
گونه حضرت امام خمینی و مبارزه ایشان با استکبار جهانی، جوانان روشندل حقجوی اهل
سنت این ک

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.