پاورپوینت کامل نقد مبانی و روشهای تفسیری در کتاب «التفسیر و المفسرون» ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل نقد مبانی و روشهای تفسیری در کتاب «التفسیر و المفسرون» ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نقد مبانی و روشهای تفسیری در کتاب «التفسیر و المفسرون» ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل نقد مبانی و روشهای تفسیری در کتاب «التفسیر و المفسرون» ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

چکیده

نویسنده در این نوشتار به نقد و بررسی کتاب التفسیر و المفسرون دکتر ذهبی از دو جهت
اقدام می کند:

اول؛ از جهت روش شناختی به خلط روش تفسیر به رأی با روش اجتهادی می پردازد. سپس خلط
تفسیر عقلی و علمی را در این کتاب، تبیین می سازد و دیدگاه ذهبی را در مورد روش
تفسیر علمی مورد انتقاد قرار می دهد. در نهایت به خلط روش و عقاید معتزله و شیعه
توسط دکتر ذهبی اشاره و مواردی از آنها را برمی شمارد.

دوم از جهت مبانی تفسیر؛ منابع تفسیر شیعه و اهل سنت را از نظر ذهبی ذکر و مورد نقد
و بررسی قرار می دهد. در این بخش به موضوع نسبت تحریف قرآن به شیعه می پردازد و در
ادامه جایگاه اهل بیت(ع) را در تفسیر تبیین می سازد.

واژه های کلیدی: نقد، کتاب التفسیر و المفسرون، روش شناختی، تفسیر اهل بیت(ع)،

تفسیر به رأی.

در این نوشتار از روش نقد درون متنی استفاده می کنیم ، یعنی می کوشیم با استفاده از
مبانی مؤلف کتاب التفسیر و المفسرون ، لغزشهای وی را روشن سازیم. محور اصلی نقد ما
مباحث روش شناختی است و تلاش می کنیم لغزشهای روشی مولف را که زمینه ساز لغزشهای
محتوایی شده است آشکار کنیم. البته در این نقد از شواهد و مطالب بیرون متنی و نقد
محتوایی نیز در موارد لزوم استفاده می شود.

الف. نقد روش شناختی

از آنجا که کتاب التفسیر والمفسرون در پی روشن ساختن روشها و گرایشهای تفسیری
مفسران قرآن در طول تاریخ اسلام است، ستون فقرات آن مباحث روش شناختی تفسیر است.
از این رو به چند مشکل روش شناختی کتاب فوق اشاره می کنیم.

اول : خلط روش تفسیر به رأی با روش تفسیر اجتهادی

تفسیر به رأی در روایات متعدد اهل سنت و شیعه نکوهش شده است. از جمله از پیامبر(ص )
نقل شده که فرمودند:«من قال فی القرآن برأیه فلیتبوء مقعده من النارا.» نیز از
امام رضا(ع ) از پدرانش در حدیث قدسی حکایت شده که :«ما آمن بی من فسّر برأیه
کلامی .»۲دکتر ذهبی نیز تفسیر به رأی و روایات آن را متذکر شده است و از ص ۲۲۵ جلد
اول به بعد، به تقسیم بندی و توضیحات تفسیر به رأی پرداخته است. این بحث تا جلد سوم
ادامه می یابد و مهم ترین بحث کتاب را تشکیل می دهد. ایشان در مورد رأی می نویسد:

یطلق الرأی علی الاعتقاد و علی الاجتهاد و علی القیاس و المراد بالرأی هنا الاجتهاد
وعلیه فالتفسیر بالرأی عباره عن التفسیر القرآن بالاجتهاد.۳

وی سپس بر سر دو راهی قرار می گیرد، چرا که از طرفی بر اساس روایات، تفسیر به رأی
حرام و ممنوع است و از طرف دیگر، اجتهاد در تفسیر قرآن جایز است ، بنابراین بعد از
ذکر دلایل موافقان و مخالفان ، تفسیر به رأی را به دو قسم تقسیم می کند و می نویسد:

الرأی قسمان : قسم جار علی موافقه کلام العرب و مناحیهم فی القول مع موافقه الکتاب
و السنه و مراعاه سائر شروط التفسیرو هذا القسم جائز لا شک فیه و علیه یحمل کلام
المجیزین للتفسیر بالرأی . و قسم غیر جار علی قوانین العربیه و لاموافق للادله
الشرعیه و لا مستوف لشرائط التفسیر و هذا هو مورد النهی و محط الذم.۴

وی در ادامه مهم ترین کتابهای تفسیر به رأی جایز را این تفاسیر برمی شمرد: تفسیر
مفاتیح فخر رازی، تفسیر انوار التنزیل و اسرار التأویل بیضاوی، تفسیر مدارک التنزیل
و حقایق التأویل نسفی، تفسیر روح المعانی آلوسی ، تفسیر ارشاد العقل السلیم الی
مزایا الکتاب الکریم ابی سعود، لباب التأویل فی معانی التنزیل ، خازن، البحر المحیط
ابی حیان، غرائب القرآن و رغائب الفرقان نیسابوری ، تفسیر الجلالین، الجلال المحلی
و الجلال سیوطی، السراج المنیر فی الاعانه علی معرفه بعض معانی کلام ربنا الحکیم
الخبیر، الخطیب الشربینی .۵او سپس تفاسیر به رأی غیر جایز را این گونه برمی شمارد:
تفاسیر معتزله، تفاسیر شیعی، اسماعیلیه، بابیه و بهائیه، خوارج، زیدیه، صوفیه و
فلاسفه .۶

بررسی

۱. ایشان رأی در تفسیر به رأی را «اعتقاد، اجتهاد، و قیاس» معنا کرده، ولی هیچ منبع
لغوی برای این معنا به دست نداده است.هنگامی که به کتابهای لغت مراجعه می کنیم
می بینیم که رأی را به اعتقادی که از غلبه گمان پیدا شده معناکرده اند.۷

۲. تفسیر به رأی عبارت است از تفسیری که بر اساس برداشت شخص بدون توجه به قرائن
عقلی و نقلی (کتاب وسنت ) انجام شود. از این رو گاهی در احادیث تفسیر به رأی از
پیامبر حکایت شده است : «من قال فی القرآن بغیر علم فلیتبوء مقعده من النار.»۸اما
تفسیر اجتهادی عبارت است از استنباط از قرآن بر اساس قرائن عقلی یا نقلی ۹. با همین
توضیح مختصر روشن می شود که تفسیر به رأی غیر از تفسیر اجتهادی است .

۳. تقسیم تفسیر به رأی به دو قسم ممدوح و مذموم بر خلاف اطلاق روایات تفسیر به رأی
است . در هیچ روایتی به این تقسیم اشاره نشده است ، بلکه همه اقسام تفسیر به رأی
محکوم و سرزنش شده است . آری، اگر تفسیری بر اساس قوانین ادبیات عرب و… باشد، از
تفسیر به رأی خارج می شود؛ چون تفسیر بر اساس قرائن خواهد بود نه نظرشخصی و گمانه
زنی صرف. البته اصل این تقسیم از دکتر ذهبی نیست، بلکه در مقدمه تفسیر راغب اصفهانی
آمده است.۱۰سپس علمای اهل سنت آن را در کتابهای علوم قرآنی خود نقل کرده اند۱۱و
مبنای مسلّم گرفته اند، در حالی که مخالف اطلاق روایات تفسیر به رأی است .

۴. ذکر تفاسیر شیعه و برخی فرقه های اسماعیلیه در زمره تفسیر به رأی مذموم ، و ذکر
تفسیری که غالباً از اشاعره است و مورد پسند مؤلف است در زمره تفسیر به رأی ممدوح ،
شیوه ای علمی و پسندیده نیست . می توان گفت خود این انتخاب تفاسیر و جایگزینی آنها
نوعی تفسیر به رأی است . اگر بنا باشد هر کس تفاسیر غیر مطلوب خود را در شمار تفسیر
به رأی آورد و هیچ دلیل و معیاری ارائه نکند، کاری عالمانه انجام نداده است . لازم
است نخست معیارهای تفسیر به رأی از آیات و احادیث استخراج شود، سپس تفاسیر با آنها
سنجیده و موارد تفسیر به رأی مشخص گردد.

دوم : خلط تفسیر علمی با تفسیر عقلی

روشهای تفسیر قرآن از جهات مختلف تقسیم شده اند. روشهای نقلی(اثری) و اجتهادی و نیز
روش تفسیر قرآن به قرآن ، روش تفسیر روایی ، روش تفسیر علمی و روش تفسیر عقلی و
روش تفسیر اشاری(باطنی ، عرفانی ، شهودی ،صوفی ) از آن جمله است. دکتر ذهبی در فصل
هشتم به تفسیر علمی می پردازد و می نویسد:

الفصل الثامن التفسیر العلمی ـ نرید بالتفسیر العلمی الذی یحکم الاصطلاحات العلمیه
فی عبارات القرآن و یجتهد فی استخراج مختلف العلوم و الآراء الفلسفیه منها.۱۲

و در جای دیگر در فصل هشتم به تفسیر فلسفی پرداخته و آن را از تفسیر علمی جدا ساخته
است و می نویسد: «الفصل السادس : تفسیر الفلاسفه.» ۱۳آن گاه روش تفسیر فلاسفه را
به دو شیوه تقسیم می کند:

اما الطریقه الاولی : فهی طریقه التأویل النصوص الدینیه و الحقایق الشرعیه بما یتفق
مع الاراء الفلسفیه و اما الطریقه الثانیه: فهی شرح النصوص الدینیه و الحقایق
الشرعیه بالآراء والنظرات الفلسفیه و معنی هذا ان تطغی الفلسفه علی الدین و تتحکم
فی نصوصه.۱۴

وی سپس مثالهایی از فارابی و اخوان الصفا و ابن سینا می آورد.

بررسی

تقسیم روشهای تفسیری بر اساس منبعی است که مفسر از آن استفاده می کند. مثلاً در روش
تفسیر قرآن به قرآن از منبع قرآن و در روش تفسیر عقلی از علوم عقلی و در روش تفسیر
علمی از علوم تجربی در تفسیر استفاده می شود. جناب دکتر ذهبی تفسیر علمی را به حق
از تفسیر فلاسفه جدا کرده است، چرا که یکی از منبع علوم عقلی و فلسفی و یکی از منبع
علوم تجربی استفاده می کند. علوم عقلی و فلسفی بر اساس برهانهای عقلی است، اما علوم
تجربی بر اساس حس و تجربه استوار است.

اما جالب آن است که وی در تعریف علوم تجربی، جمله«یجتهد فی استخراج مختلف العلوم و
الآراء الفلسفیه منها» را به کاربرده است، یعنی بین علوم تجربی و علوم عقلی خلط
کرده است. به عبارت دیگر، ذهبی تفسیر علمی را اعم از تفسیر قرآن باعلوم تجربی و
علوم عقلی فرض کرده است که با توجه به جدا بودن روش و مبانی علوم تجربی و علوم
عقلی، این مطلب لغزش روش شناختی است و با جدا سازی تفسیر علمی از تفسیر فلسفی(که
خودش دو فصل هشتم و ششم رابه آنها اختصاص داده است ) نیز ناسازگار است .

سوم : دیدگاه ذهبی در مورد تفسیر علمی

همان گونه که گذشت دکتر ذهبی تفسیر علمی را به این صورت معنا کرده است :

التفسیر الذی یحکم الاصطلاحات العلمیه فی عبارات القرآن و یجتهد فی استخراج مختلف
العلوم و الآراء الفلسفیه منها.۱۵

وی سپس غزالی را به عنوان یکی از پیشگامان این روش معرفی می کند و از کتاب جواهر
القرآن او مطالب متعددی می آورد. آن گاه از سیوطی در الاتقان و ابوالفضل المرسی
مطالبی را به عنوان تفسیر علمی نقل می کند و مثالهای متعددی می آورد که در موارد
بسیاری خواسته اند علوم مختلف را از قرآن استخراج نمایند. سپس به انکار شاطبی(م ۷۹۰
ق ) در باره این تفسیر اشاره می کند و دلایل او را از کتاب الموافقات می آورد و در
پایان این گونه نتیجه می گیرد: «اما انا فاعتقادی ان الحق مع الشاطبی رحمه
الله .»۱۶

ذهبی در ادامه چند دلیل برای رد تفسیر علمی می آورد که به صورت خلاصه ذکر می کنیم.

الف. از نظر لغوی

و ذلک ان الالفاظ اللغویه لم تقف عند معنی واحد من لدن استعمالها الی الیوم بل
تدرجت حیاه الالفاظ و تدرجت دلالاتها….

نستطیع ان نقطع بان بعض المعانی للکلمه الواحده حادث باصطلاح ارباب العلوم و
الفنون ، فهناک معان لغویه و هناک معان شرعیه و هناک معان عرفیه ، و هذه المعانی
کلّها تقوم بلفظ واحد، بعضها عرفته العرب وقت نزول القرآن و بعضها لاعلم للعرب به
وقت نزول القرآن نظراً لحدوثه و طروه علی اللفظ، فهل یعقل بعد ذلک ان نتوسع هذا
التوسع العجیب فی فهم الفاظ القرآن ، و جعلها تدل علی معان جدت باصطلاح حادث و لم
تعرف للعرب الذین نزل القرآن علیهم .

ب. از نظر بلاغی

عرفت البلاغه بانها مطابقه الکلام لمقتضی الحال و معلوم ان القرآن فی اعلی درجات
البلاغیه فاذا نحن ذهبنا مذهب ارباب التفسیر العلمی و قلنا بان القرآن متضمن لکل
العلوم و الفاظه متحمله لهذه المعانی المستحدثه لأو قعنا انفسنا فی ورطه لاخلاص لنا
منها الّا بما یخدش بلاغه القرآن او یذهب بفطانه العرب و ذلک لان من خوطبوا بالقرآن
فی وقت نزوله ان کانوا یجهلون هذه المعانی و کان اللّه یریدها من خطا به ایّاهم
لزمه علی ذلک ان یکون القرآن غیر بلیغ لانه لم یراع حال المخاطب و هذا سلب لاهم
خصائص القرآن الکریم . وان کان یعرفون هذه المعانی فلم لم تظهر نهضه العرب العلمیه
من لدن نزول القرآن الذی حوی علوم الاولین و الاخرین .۱۷

ج. از نظر اعتقادی

القرآن الکریم باق ما تعاقب الملوان نظامه نافع لکل عصر و زمان ، فهو یتحدث الی
عقول الناس جمیعاً من لدن نزول الی ان یرث الله الارض و من علیها… فاذا نحن ذهبنا
مذهب من یحمل القرآن کل شیء و جعلنا مصدراً لجوامع الطب و…الی ذلک العلوم
المختلفه ، لکنا بذلک قد او قعنا الشک فی عقائدهم المسلمین نحو القرآن الکریم و ذلک
لان قواعدالعلوم وما تقوم علیه من نظریات لاقرار لها و لابقاء.۱۸

بررسی

برخی دغدغه های دکتر ذهبی در مورد تفسیر علمی به ویژه در مورد تحمیل نظریه های
علمی بر قرآن کریم و استخراج علوم از قرآن ، بجا و صحیح و دغدغه همه مفسران راستین
است. اما ایشان در این مورد به برخی نکات توجه نکرده و در تعریف تفسیر۱۹و برخی
دلایل لغزش داشته است. از جمله :

۱. تفسیر علمی به سه قسم تقسیم می شود:

۱ـ۱ استخراج علوم از قرآن که می کوشد هر گونه علم قدیم و جدید را از قرآن استخراج
کند.

۲ ـ ۱ تحمیل و تطبیق نظریه های علمی بر قرآن کریم که می کوشد هر گونه مطلب علمی
جدید را بر آیات تطبیق کند.

۳ ـ ۱ استخدام علوم قطعی در فهم قرآن که می کوشد معانی برخی آیات را که اشارات علمی
دارد با کمک علوم قطعی تجربی روشن سازد.۲۰

دکتر ذهبی در تعریف تفسیر علمی به قسم اول و دوم اشاره کرده، اما به قسم سوم اشاره
نکرده است، در حالی که قسم اول و دوم باطل و غیر معتبر است، چون به تحمیل و تفسیر
به رأی منجر می شود؛ اما قسم سوم صحیح و قابل دفاع است . پس بهتر بود وی این اقسام
را از هم جدا می کرد و به خاطر باطل بودن برخی اقسام تفسیر علمی ، همه موارد را
محکوم نمی ساخت.

۲. در مورد دلیلی لغوی تغییر معنای لغوی و معقول نبودن تفسیر آیات با معانی جدید
لغات که دکتر ذهبی برای ردتفسیر آورده است باید گفت : این دلیل در مواردی که از
تفسیر علمی قسم اول و دوم استفاده شود و معانی جدید برآیات قرآن تحمیل شود صحیح
است، اما در مواردی که معنای لفظ آیه شامل مصادیق قدیمی و جدید شود اشکالی ندارد.
برای مثال در مورد آیه شریفه : «رفع السموات بغیر عمدترونها»،۲۱واژه «عمد» به معنای
ستونهاست که شامل ستون خیمه ، ستون ساختمان ، ستونهای دیدنی و غیر دیدنی مثل نیروی
جاذبه می شود. یعنی تفسیر آیه به نیروی جاذبه ، به معنای بیان برخی مصادیق جدید
واژه «عمد» است و مجاز و خروج از معنای موضوع له را لازم ندارد. لازم نیست که عرب
صدر اسلام تمام مصادیق الفاظ عمد، مصباح و… را بداند، بلکه این الفاظ معانی ای
دارد که در طول زمان مصادیق جدید آن کشف و قابل فهم می شود. اگر مطلب این گونه بود
که دکتر ذهبی گفته است، نباید هیچ تفسیرجدید و عمیقی از آیات قرآن (غیر از تفسیر
صحابه ) بیان شود!

۳. در مورد دلیل بلاغی(که سخن گفتن با عرب صدر اسلام با معانی عصرهای بعد، خلاف
مقتضای حال و بلاغت است ) باید گفت : قرآن کتابی کم حجم است که برای همه اعصار و
مکانها نازل شده و مخصوص نسل خاصی نیست. از این رو با مرور زمان معانی و مصادیق
تازه ای از آیات قرآن فهمیده می شود و تفسیرهای جدید نوشته می شود و این دلیل عظمت
قرآن است .

بلی، هر شخص و نسلی به اندازه فهم و علم خود از قرآن برداشت می کند، ولی ممکن است
نتواند همه دقایق کلام الهی و بطون قرآن را دریافت کند. البته معانی الفاظ قرآن بر
اساس همان لغت صدر اسلام معنا می شود و معانی دیگری از الفاظ اراده نشده، ولی آیا
عرب صدر اسلام همه آیات قرآن و معانی بلند و بطون آن را متوجه می شد؟

در ذیل آیات اوایل سوره حدید و ذیل سوره توحید از امام سجاد(ع ) حکایت شده که این
آیات برای مردم ژرف نگر آخرالزمان فرود آمده که آن را درک خواهند کرد.۲۲اگر مطلب
این گونه بود که دکتر ذهبی گفته است، باید بطون قرآن تعطیل می شد و جز آنچه عرب
صدر اسلام از قرآن می فهمید مطلبی بیان نمی شد!

۴. در مورد دلیل اعتقادی دکتر ذهبی باید گفت : برخی از افرادی که به تفسیر علمی
پرداخته اند از معیارهای تفسیراطلاع کافی نداشته اند و از این رو مطالب غیر قطعی
علوم را به قرآن نسبت داده اند که پس از مدتی آن مطلب علمی تغییرکرده است . اما اگر
کسی با توجه به معیارهای تفسیر علمی معتبر به تفسیر علمی قرآن بپردازد، این اشکال
به وجود نمی آید. برای مثال اگر از علوم تجربی قطعی(که به بداهت حسی رسیده یا با
دلایل ریاضی پشتیبانی می شود) به تفسیرعلمی قرآن بپردازیم(هر چند موارد آن کم
می شود)، اشکال فوق پیش نخواهد آمد.۲۳ونیز اگر از قسم سوم علمی(نه استخراج و تکمیل
نظریه ها) استفاده شود، این اشکال مرتفع می شود. به عبارت دیگر، این اشکال در قسم
دوم تفسیر علمی به وجود می آید که تطبیق نظریه های علمی بر قرآن است نه در قسم سوم
که استخدام علوم قطعی برای تفسیر آیات است.

۵. در مورد اعجاز علمی قرآن باید گفت در قرآن بیش از هزار آیه وجود دارد که به
مطالب علمی اشاره کرده است و در مورد بسیاری از آنها ادعای اعجاز علمی شده است.
البته بسیاری از این موارد ادعایی صحیح نیست، اما در برخی موارد مطالبی علمی در
آیات قرآن وجود دارد که اعجاز این کتاب آسمانی را اثبات می کند، چرا که این مطالب
قرنها بعد از نزول قرآن کشف شده است؛ از جمله :

۱. تصریح قرآن درمورد زوجیت عام موجودات(یس:۳۶)

۲. اشاره قوی قرآن به نیروی جاذبه(رعد:۲؛ لقمان:۱۰)

۳. تصریح قرآن به حرکت واقعی خورشید(یس:۳۸)

۴. اشارات علمی قرآن به مراحل خلقت انسان(حج: ۵؛ مؤمنون:۱۲ـ۱۴ و…)

۵. اشاره قرآن به لقاح ابرها و گیاهان(حج:۲۲)

پس، در قرآن کریم مطالبی در مورد حقایق ثابت شده علمی وجود دارد۴۵و اعجاز این
کتاب الهی را اثبات می کند و بسیاری از دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان به این مطالب
تصریح کرده اند.

چهارم : خلط روش و عقاید و کتب شیعه و معتزله

مذاهب اسلامی از قرنهای قبل به وجود آمده و شناخته شده اند. در میان مذاهب فقهی ،
مشهورترین آنها حنفی ، مالکی ،حنبلی ، شافعی و شیعه است و در میان مذاهب کلامی
مشهورترین آنها اشعری ، معتزلی و شیعه اند. دکتر ذهبی در موارد متعددی مذهب کلامی
شیعه و معتزله را یکسان پنداشته است. از این رو گاهی شخصیتها و مفسران شیعه را
معتزلی دانسته است . وی تفسیر امالی شریف مرتضی(۳۵۵ ـ ۴۳۶ ق ) را که به نام
غررالفوائد و در القلائد معروف است، در ردیف تفاسیر معتزلی معرفی می کند و در مورد
شخصیت سید مرتضی می نویسد:«شیخ الشیعه ورئیسهم بالعراق و کان مع تشیعه معتزلیاً
مبالغاً فی اعتزاله».۲۵

دلایل و شواهدی که ذهبی برای معتزلی بودن سید مرتضی می آورد آن است که وی رؤیت خدا
را در آیاتی مثل«الی ربّی ناظره»۲۶قبول ندارد۲۷و آزادی و اختیار انسان در اعمال
را می پذیرد۲۸

بررسی

دکتر ذهبی در کتاب خود، به صورت مفصل در مورد «معتزله » سخن گفته و بیان کرده است
که اصل این فرقه به دست واصل بن عطا ملقب به«غزل »(۸۰ ـ ۱۳۱ ق ) پایه گذاری
شد.۲۹وی می نویسد:«اصول المعتزله فهی خمسه: التوحید والعدل و الوعد و الوعید و
المنزله بین المنزلین و الامر بالمعروف و النهی عن المنکر.»۳۰

وقتی به دیدگاههای دکتر ذهبی در مورد رابطه شیعه و معتزله نظر می کنیم اشکالات زیر
رخ می نماید:

۱. منشأ پیدایش شیعه از زمان پیامبر(ص ) و به صورت محسوس دوران امیر المومنین
علی(ع ) بوده است و شیعه اصول عقاید خود را از علی(ع )، سپس امام حسن(ع ) و امام
حسین(ع ) گرفته است، در حالی که در آن عصر هنوز واصل بن عطا متولد نشده بود.

۲. اصول عقاید شیعه عبارت است از: توحید، عدل ، نبوت ، امامت ، معاد. این اصول با
اصول معتزله(که خود دکترذهبی شماره کرده بود) فقط در توحید و عدل موافق است . پس
چگونه سیدمرتضی که شیعه است می تواند معتزلی باشد و چگونه عقیده به امامت با عدم
عقیده به امامت جمع می شود؟

۳. ایشان در مورد مبحث«شفاعت » اقرار می کند که عقیده شیعه با معتزله در این مسئله
مخالف است .۳۱نیز در مورد حقیقت ایمان اعتراف می کند که عقیده شیعه و معتزله
متغایر است .۳۲ پس چگونه می توان گفت که عقاید کلامی شیعه و معتزلی یکی است؟

۴. در مورد آزادی و اختیار انسان نیز عقیده شیعه و معتزله متفاوت است، چرا که
معتزله به آزادی در حد تفویض قائل است، اما شیعه«لا جبر و لا تفویض بل امر بین
الامرین » را قبول دارد.۳۴

۵. بر فرض بپذیریم عقاید کلامی دو مکتب شیعه و معتزله در برخی موارد مشابه هم
باشد(مثل مسئله رؤیت )، آیامی توان گفت که هر کس از مکتب شیعه است معتزلی است ، یا
بالعکس ، و همه موارد اختلاف در اصول و فروع را نادیده انگاشت و حتی سیدمرتضی و
کتاب او را در ردیف معتزلیان ذکر کرد؟ اگر این گونه بود، باید همه مسلمانان یهودی
باشند، چون هر دو قائل به توحید هستند.

ب. نقد مبانی تفسیر

یکی از مباحث مهم تفسیر، مبانی تفسیر، مثل تعریف تفسیر، تاویل ، بطن و منابع تفسیر
است . دکتر ذهبی در این موارد اظهار نظر کرده و لغزشهایی داشته است .

اول. منابع تفسیر

ایشان منابع تفسیر را از منظر خودش (اهل سنت ) این گونه بر می شمارد: ۱. قرآن؛ ۲.
سنت پیامبر(ص )؛ ۳. روایات صحابه؛ ۴. لغت؛ ۵. تفسیر به مقتضای کلام (فهمی که خدا به
انسان می دهد۳۴).

وی در باره منابع تفسیر اثناعشری می نویسد:

نعم یعتمد الامامیه الاثنی عشریه فی تفسیرهم للقرآن الکریم و نظر انهم الیه علی
اشیاء لا تعد و ان تکون من قبیل الاؤهام و الخرافات التی لا توجه الّا فی عقول
اصحاب فمن ذلک الذی علیه مایأتی :

اولاً: جمع القرآن الکریم و تأویله و هو کتاب جمیع فیه علی رضی الله عنه القرآن علی
ترتیب النزول؛ ثانیاً: کتاب املی فیه امیر المومنین علیه السلام ستین نوعاً من
انواع علوم القرآن؛ ثالثاً: الجامعه و هی کتاب طوله سبعون ذراعاً من املاء رسول
الله (ص ) و خط علی(ع )…؛ رابعاً: الجفر و هو غیر الجامعه… و یعرف صاحب اعیان
الشیعه الجفر بانه کتاب املاء رسول الله (ص ) علی علی رضی الله عنه؛ خامساً: مصحف
فاطمه…. هذه هی اهم الاشیاء التی یستند الیها الامامیه الاثنا عشریه فی تفسیر هم
لکتاب الله تعالی و هی کلّها اوهام و اباطیل لاثبوت لها الّا فی عقول الشیعه.۳۵

بررسی

برای بررسی منابع تفسیر هر مکتب یا مفسر یا باید به تصریحات خود آنها استناد کرد یا
در تفسیرهای آنها جست وجو کرد و با شواهد و مدارک اثبات کرد که منبع آنها چیست، ولی
جناب دکتر ذهبی هیچ کدام از این دو راه را طی نکرده است .

۱.جناب شیخ طوسی(ره ) که اولین تفسیر اجتهادی شیعه یعنی تبیان را نگاشته است ، در
مورد منابع تفسیر می نویسد:

متی کان التأویل یحتاج الی شاهد من اللغه ، فلایقبل من الشاهد الّا ما کان معلوماً
بین اهل اللغه شائعاً بینهم واما الطریقه الاحاد من الروایات الشارده و الالفاظ و
النادره فانه لا یقطع یذلک ….

و نیز می نویسد:

و اعلم ان الروایه ظاهره فی اخبار اصحابنا بان التفسیر القرآن لا یجوز الّا بالاثر
الصحیح عن النبی و عن الائمه الذین قولهم حجه کقول النبی و ان القول فیه بالرأی لا
یجوز.۳۶

بل ینبغی ان یرجع الی الادّله الصحیحه امّا العقلیه او الشرعیه من اجماع علیه او
نقل متواترعمن یجب اتباع قوله .۳۷

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان، مهم ترین منبع تفسیر را خود قرآن معرفی
می کند و روش تفسیر قرآن به قرآن را روش تفسیری اهل بیت(ع ) و شیوه تفسیر خود بیان
می کند. برخی معاصران نیز منابع تفسیری شیعه را «قرآن ، سنت وعقل » معرفی
کرده اند.۳۸هنگامی که تفاسیر را از قدیم تا جدید بررسی کنیم می بینیم که به طور
عمده از همین منابع استفاده کرده اند.

۲. کتاب قرآن امام علی(ع ) که با حواشی(روایات ) همراه بود و مصحف فاطمه(ع ) و کتاب
جفر و جامعه، امروز در دسترس ما نیست و گزارشهای تاریخی از برخی مطالب آنها وجود
دارد. ولی اگر این کتابها یا برخی احادیث آنها یافت شود که با املای پیامبر و خط
علی(ع ) است ، چه دلیلی برای رد آنها داریم؟ آیا سخنان پیامبر(ص ) و علی و فاطمه
مورد قبول شیعه و اهل سنت نیست؟ پس چرا باید آنها را«اوهام واباطیل » بخوانید؟

بلی، ممکن است کسی در سند این کتابها یا سند برخی احادیث آنها اشکال رجالی داشته
باشد، همان گونه که در مورد همه احادیث تفسیری و غیر تفسیری این اشکالات مطرح
می شود و پاسخ داده می شود و گاهی حدیث مقبول یا مردود اعلام می شود. ولی نمی توان
بدون بررسی رجالی و دلایل و شواهد گفت اینها اوهام و اباطیل است .

۳. جالب این است که دکتر ذهبی سخنان صحابه را یکی از منابع تفسیر شمرده و حتی در
مورد تفسیر صحابی وروایات صحابه می نویسد:«لا یجوز ردّه اتفاقاً بل یأخذ المفسر و
لا یعدل عنه الی غیره بایه حال . »۳۹ وی تفسیر صحابی را در حکم مرفوع می داند، در
حالی که امام علی(ع ) و فاطمه(ع ) هر دو صحابی پیامبر(ص ) هستند. پس در جایی که
تفسیر از خود امام علی(ع )و فاطمه (ع ) باشد، مشمول سخن دکتر ذهبی می شوند که رد
سخنان آنها جایز نیست. علاوه بر آنکه در این کتابها(جامعه ، جفر و…)، احادیث
پیامبر(ص ) حکایت شده و امام علی(ع ) نویسنده بوده است. پس این کتابها بر اساس
چه مبنایی رد می شود؟ آیا امام علی(ع ) و فاطمه(ع ) صحابی نبوده اند؟ فرق آنها با
صحابه دیگر چیست؟

دوم : تحریف قرآن

قرآن کریم معجزه جاودان پیامبر اسلام(ص ) است که امانت ایشان در دست مسلمانان بوده
و همیشه مورد احترام همه مذاهب اسلامی است و هیچ تحریفی در آن صورت نگرفته است.
ولی گاهی در طول تاریخ برخی فرقه های مسلمان(بر اساس برخی احادیث ضعیف و گفته های
افراد کم اطلاع ) به همدیگر تهمت زده اند که قائل به تحریف هستند، در حالی که علمای
بزرگ شیعه و اهل سنت همیشه این اتهامات را دفع کرده اند.

دکتر ذهبی نیز در این با ره اظهار نظر کرده و برخی از این سخنان را تکرار کرده است.
وی می نویسد:

اعلم انّ جمیع ما ذکرنا هم من فرق الامامیه متفقون علی تکفیر الصحابه و یدعون ان
القرآن قد غیر عما کان و وقع فیه الزیاده و النقصان من قبل الصحابه و یزعمون انه
قد کان فیه النص علی امامه علی فاسقطه الصحابه منه و یزعمون انه لا اعتماد علی
القرآن الآن.۴۰

وی در جای دیگر می نویسد:

و اخبار التحریف متواتره عند الشیعه و لهم فی ذلک روایات کثیره یرونها عن آل البیت
و هم منها براء.۴۲

جالب این است که وی تهمت اضافه کردن بر قرآن به شیعه می زند و می نویسد:

و الحق ان الشیعه هم الذین حرفوا وبدلوا فکثیراً ما یزیدون فی القرآن ما لیس منه ،
و یدعون انه قرائه اهل البیت ، فمثلاً نراهم عند قوله تعالی فی الآیه.۶۷من سوره
المائده:«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک» یزیدون «فی شأن علی » و هی زیاده
لم ترد الّا من طریقهم وهی طریق مطعون فیها.۴۲

سپس در ادامه احادیثی را از اصول کافی آن هم به نقل از کتاب الوشیعه فی نقد عقاید
الشیعه می آورد.

بررسی

۱. همان گونه که در مقدمه بحث اشاره شد، علمای بزرگ شیعه مسئله تحریف قرآن را
انکار کرده اند. شیخ الطائفه طوسی(ت ۴۶۹ ق) امین الاسلام طبرسی(ت ۵۴۸ ق) ابو الفتوح
رازی(م۵۵۶ق)، آیت الله خویی و آیت الله معرفت(معاصر)۴۳از آن جمله اند. حتی برخی
علمای شیعه کتا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.