پاورپوینت کامل انفال از نگاه فقه شیعی و سنی ۱۱۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل انفال از نگاه فقه شیعی و سنی ۱۱۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل انفال از نگاه فقه شیعی و سنی ۱۱۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل انفال از نگاه فقه شیعی و سنی ۱۱۷ اسلاید در PowerPoint :
۱۴۷
پیشگفتار
اسلام در میان ادیان توحیدی کاملترین و فقه آن از پربار ترین شریعتهاست، زیرا نه
تنها تمامی عرصه های حیات فردی و اجتماعی بشر را تحت نظاره دارد و مطابق نیازهای
واقعی و فطری او به جعل قانون پرداخته، بلکه مراحل پیش از تکون و پس از چشم بستن از
جهان را از نظر دور نداشته، دستور العملهای لازم را بیان کرده است.
علامه حلی فقیه نامدار شیعی می نویسد: «با فضیلت ترین علم پس از شناخت خداوند دانش
فقه است، زیرا سامان دهنده امور معاش و معاد مردم است.۱حضرت امام، آن احیاگر فقه و
فقاهت، در تبین جایگاه فقه می فرماید: «فقه تئوری واقعی و کامل اداره انسان و
اجتماع از گهواره تا گور است.»۲
در این میان، فقه شیعه در مقایسه با مکاتب فقهی جهان اسلام از جامعیت، پویایی و
بالندگی ویژه ای برخور دار است، زیرا از سرچشمه زلال و جوشان وحی و از دریای دانش
رسول خدا و ائمه معصوم(ع)سیراب شده و در طول تاریخ با انفتاح باب اجتهاد به دست
توانمند و تلاش ستودنی و اندیشه ژرف نگر فقیهان رشد و تکامل یافته است.
این نوشته به انفال به عنوان منابع مالی و اقتصادی حکومت اسلامی در قلمرو فقه سیاسی
می پردازد. انگیزه این نوشته، افزون بر تحقیق اجمالی مقوله انفال در ابعاد مختلف،
نمایان کردن برخی از ویژگیها و امتیازات فقه شیعه است.
مفهوم لغوی انفال
ارباب فرهنگ در مورد مفهوم و مادّه اشتقاق انفال نظر یکسان ندارند. خلیل فراهیدی
انفال را جمع«نفل» و به معنای غنیمت دانسته است: «النفل الفنم و الجمع و نفّلت و
فلاناً اعطیته نفلاً و غنماً و الامام ینفل الجند اذا جعل لهم ماغنموا.»۳
ابن اثیر میان«نَفَل» به فتح فا و«نَفْل» به سکون فا تفاوت قائل شده و اولی را به
معنای غنیمت و دومی را به معنای زیادی دانسته است: «النفل با لتحریک الغنیمه و جمعه
انفال و النفل بالسکون و قد یحرک الزیاده.»۴
سعید خوزی میان ثلاثی مجرد«نفل» و ثلاثی مزید آن تفاوت گذاشته و اولی را به معنای
نفی و دوم را به معنای غنیمت گرفته است: «نفل الرجل عن نسبه نفلاً فنفاه… نفّل
فلاناً تنفیلاً اعطاه نفلاً و غنماً.»۵
علامه فیومی مادّه«نفل» را به معنای غنیمت دانسته و گفته است نوافل نماز را از آن
جهت که زیاده بر واجبات است نافله گفته اند: «النفل الغنیمه… و الجمع انفال مثل
سبب و اسباب و منه النافله فی الصلاه و غیر ها لانها زیاده علی الفریضه و الجمع
النوافل».۶
راغب اصفهانی بر خلاف فیومی که«نفل» را به معنای غنیمت و غنمیت را به معنای زیاده
دانست، میان این دو فرق گذاشته و گفته است اگر چیزی با جنگ و پیروزی حاصل شود غنمیت
و اگر بخشش باشد نفل است.۷
ملاحظه می شود که از جهات گوناگون میان صاحبان فرهنگ اختلاف است بعضی میان نَفْل و
نَفَل، بعضی میان ثلاثی مجرد و ثلاثی مزید تفاوت نهاده اند و بعضی غنیمت و زیاده را
یک مفهوم دانسته اند و بعضی مانند راغب اصفهانی میان آن دو فرق گذاشته اند. مانند
راغب اصفهانی دور نیست که نظر راغب به واقع نزدیک تر باشد.
انفال در اصطلاح فقهای شیعه
فقهای شیعی در تعریف اصطلاحی انفال، مفهوم لغوی آن را لحاظ کرده و جز در برخی از
تعابیر با همدیگر اختلاف نکرده اند.
محقق حلی در شرایع که به قرآن فقه معروف شده می نویسد:
و هی ما یستحقه الامام من الاموال علی جهه الخصوص کما کان للنبی(ص)؛ انفال عبارت
است از اموالی که امام بر وجه خاصی مستحق است، همان گونه که برای رسول خدا(ص) نیز
این استحقاق بوده است.۸
حضرت امام در توصیف انفال منصب امامت را نیز افزوده و فرموده است:
هی ما یستحقه الامام(ع) علی جهه الخصوص لمنصب امامته کما کان للنبی (ص)لرئاسته
الالهیه؛ انفال عبارت است از اموالی که امام(ع) از جهت خاص یعنی جهت منصب امامت
مالک است، همانگونه که ملک ریاست(منصب نبوت)رسول خدا بوده است.۹
انفال در اصطلاح فقهای اهل سنت
بیشتر فقهای اهل سنت، بر خلاف فقهای شیعه، انفال را به غنائم جنگی تفسیر کرده اند.
از جمله ابن قدامه می نویسد:
النفل زیاده تزاد علی سهم الغازی و النفل فی الغزوینقسم علی ثلاته اقسام؛۱۰نفل
(انفال)عبارت است از اموال زیادی که افزون بر سهم جنگجو به وی داده می شود و
انفال(غنائم جنگی) در جنگ سه گونه تقسیم می شود.
در این تعریف انفال به غنائم جنگی که افزون بر سهم جنگجویان به آنان داده می شود
تفسیر شده است. برخی از صاحب نظران اهل سنت انفال را به مفهومی وسیع تر تفسیر
کرده اند و گفته اند:
الانفال هی ما آل من اموال اکفار المحاربین الی ایدی المسلمین بقتال او بغیر قتال؛
انفال اموالی از کافران محارب است که در دست مسلمانان به جنگ و یا بدون جنگ قرار
می گیرد.
در این تعریف انفال بر مطق اموالی که از کافران حربی در اختیار مسلمانان قرار
می گیرد اطلاق شده است شاهد آن هم این است که نویسنده پس از آن می نویسد:
و هی تشمل علی الغنائم، الفیء و مایمنحه امیرالمؤمنین من اموال الکفار المحار بین
لبعض المحاربین المسلمین زیاده علی سهمه من الغنیمه۱۲؛ انفال شامل غنائم جنگی و
فیء(اموال به دست آمده بدون جنگ) و آنچه خلیفه مسلمانان از اموال کافران جنگی به
برخی از جنگجویان، زیاده بر سهم آنان، به آنها می دهد می شود.
برخی از صاحب نظران برای انفال معنای فراگیرتر در نظر گرفته اند.مؤلفان موسوعه
فقهیه این تعاریف را گزارش کرده اند:
۱. انفال عبارت است از غنیمتهای جنگی و این نظر ابن عباس، بر اساس یک روایت، و نظر
مجاهد بر اساس روایت دیگری است.
۲. بر اساس روایتی دیگر از ابن عباس وعطا، انفال عبارت از فیء است. وفیء هم اموالی
است از مشرکان که بدون جنگ به مسلمان می رسد. پس این اموال از مختصات رسول خداست و
هرجا بخواهد صرف می کند.
۳. انفال عبارت از خمس بر اساس روایتی این تعریف را مجاهد پذیرفته است.
۴. انفال مقداری از غنیمتهای جنگی است که پیش از اینکه در دست مسلمانان قرار گیرد،
به بعضی از جنگجویان جهت ترغیب در جنگ بخشیده می شود.
۵. انفال عبارت است از سلب و آن لباس، سلاح و مرکبی است که از جنگجویان دشمن به دست
می آید.
اقسام مال و جایگاه انفال در فقه شیعه
از جمله مباحث شایسته توجه این است که بدانیم جایگاه انفال نسبت به اموال کجاست و
آیا از اموال شخصی است یا عمومی و اگر از اموال عمومی است، از کدام قسم آن به شمار
می آید. از این رو در آغاز باید نیم نگاهی به اقسام ملک و مالک داشته باشیم. هریک
از این دو مقوله مالکیت و مالک از جهات مختلف به اقسام گوناگونی قابل تقسیم است و
هر یک از آن اقسام مباحث مختلف فقهی ـ اقتصادی در پی دارد. در این بخش به گونه
اجمال به برخی از مباحث که مربوط به تعیین جایگاه انفال است می پردازیم.
۱. ملک به لحاظ ماهیت به دوقسم تقسیم می شود. قسم اول ملک حقیقی است که از آن به
مالکیت تکوینی تعبیر می شود و از مختصات ذات مقدس الهی است. آیات و روایات بی شماری
بر این مدعا دلالت دارد، از جمله: «ولله مافی السموات و الارض و کان الله بکل شیء
محیط؛۱۳آنچه در آسمانها و زمین هست برای خداست و خدا بر هر چیزی احاطه دارد.»
قسم دوم: ملک اعتباری است. فقهای شیعه درباره حقیقت ملک اعتباری اختلاف دارند.
۱. بعضی از فقها آن را از مقوله مفاهیم انتزاعی دانسته اند. از جمله شیخ انصاری
می نویسد:
حقیقت احکام وضعی یا از امور اعتباری است که از احکام تکلیفی انتزاع شده است، همان
گونه که گفته می شود ملکیت عبارت است از بودن شیی به گونه ای که بهره وری از آن و
عوض آن رواست.۱۴
۲. برخی آن را از مقولات دارای ثبات قرار می دانند. از جمله محقق نائینی پی از
اینکه اشیا را به سه قسم اعیان خارجی، امور اعتباری و امور انتزاعی تقسیم می کند،
در مورد تبیین حقیقت ملکیت می نویسد:
برای ملکیت وجودی اعتباری است، بلکه ممکن است گفته شود ملکیت اعتباری از سنخ ملکیت
حقیقی است که یکی از مقولات نه گانه است و از آن به مقوله جده یاد می شود، زیرا
حقیقت ملکیت عبارت است از واجد بودن و سلطنت و احاطه بر شیء.
۳. برخی دیگر ملکیت را از امور اعتباری دانش اصول دانسته اند، یعنی مفاهیمی که بود
و نبودش در گرو اعتبار معتبری است که اعتبارش نافذ و حجت باشد، مانند شارع، دولت و
حاکم. بسیاری از محققان، از جمله محقق اصفهانی۱۵، آیت الله خویی۱۶، محقق یزدی۱۷،
حضرت امام۱۸و محقق خراسانی از این جمله اند.۱۹
نقد و بررسی هریک از این نظریات به طول می انجامد، اما به نظر می رسد باور سوم به
واقع نزدیک تر است یکی از اشکالات نظر اول این است که در برخی از موارد ملکیت هست،
ولی احکام تکلیفی وجود ندارد، مثل مال مرهون. همچنین یکی از اشکالات نظر دوم این
است که اگر ملکیت از مقوله جده باشد، باید دارای وجود خارجی باشد.
۲. ملکیت به لحاظ مالک به دو قسم اساسی تقسیم می شود؛ الف- مالکیت خصوصی؛ ب- مالکیت
عمومی. مالکیت خصوصی اقسام و اسباب مختلفی دارد که در اینجا مطرح نمی شود. اما
مالکیت عمومی به چند قسم مالکیت دولتی، مالکیت عموم و مشترکات عامه تقسیم می شود.
هر یک از این اقسام مصادیق و مباحث گوناگونی را در پی دارد. آنچه مهم است اینکه
بدانیم انفال مصداق اموال دولتی است، زیرا بر اساس آیات و روایات، انفال ملک منصب
نبوت و پس از او ملک منصب امامت معصوم است و در عصر غیبت، ولی فقه جامع شرایط، به
نیابت از امام معصوم و براساس مصالح و مفاسد مسلمانان، در آنها تصرف می کند.
اقسام اموال و جایگاه انفال در فقه اهل سنت
فقهای اهل سنت نیز برای ملکیت اقسام گوناگونی قائل اند یکی از صاحب نظران می نویسد:
ملکیت در اسلام دو گونه است: الف ـ ملکیت عامه، ب ـ ملکیت خاصه. از هریک از این دو
تحت عنوان مرافق خاص و مرافق عام نیز یاد می شود. مقصود از ملکیت عامه ثروتهایی است
که خود به خود در عالم وجود دارد و کسی آنها را ایجاد نکرده است. این گونه ثروتها
به تمامی مسلمانان تعلق دارد و برای تمام آنها مشاع است و ملک اختصاصی افراد نمی
شود. دلیل آن نیز روایاتی است از رسول خدا که فرموده است: مردم در سه چیز شریک اند:
آب، گیاه و آتش.۲۰
مالکیت انفال در فقه اهل سنت
فقهای اهل سنت، همانند فقهای شیعه انفال را ملک دولت اسلامی دانند، با این تفاوت که
رئیس دولت از نظر شیعه در عصر حضور، رسول الله و پس از او ائمه هدی(ع) ودرعصر غیبت
ولی امر مسلمین است، ولی از نظر اهل سنت در عصر حضور، رسول الله و پس از او خلفای
اربعه و در عصر غیبت دولتها حاکم بر بلاد مسلمانان اند. قلعه جی ازهاصران صاحب نظر
سنی می نویسد: تمام فیء ملک دولت است که در خزینه بیت المال مسلمان جا داده
می شود.۲۱
موارد هزینه انفال در فقه اهل سنت
فقهای اهل سنت مورد هزینه انفال را بر اساس آیه سوره حشر شش مورد دانسته اند.
ما افاء الله علی رسوله من اهل القری فلله وللرسول ولذی القربی والیتامی والمساکین
وابن السبیل کی لا یکون دوله بین الاغنیاء منکم؛۲۲ آنچه خدا از مردم آبادیها به
پیامبرش باز گردانید از آن خدا و پیامبر و خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و در راه
ماندگان است تا در میان توانگرانتان دست گردان نباشد.
فقهای اهل سنت در مقام توسعه موارد هزینه انفال، هر یک از این عناوین شش گانه را
عنوان مشید به مصادیق فراوان دانسته اند. قلعه جی می نویسد:
هزینه انفال در مورد خدا و پیامبر مشتمل است بر تمامی مواردی که موجب اعلاء کلمه
الله است، مانند راه سازی، پل سازی، ساخت سلاح، پرداخت حقوق ارتش و کارمندان دولت و
قضات، اداره مراکز علمی و بهداشتی و همانند آن. و عنوان ذی القربی شامل افرادی است
که دولت را یاری می رسانند و بار دولت را بر دوش می کشند. این گروه در عصر پیامبر
نزدیکان رسول خدا بوده اند. و عنوان یتیمان و مساکین نمادی از افراد نیازمند است که
از تهیه ضروریات زندگی عاجزند و ابن سبیل نماد در راه ماندگان و مسافرانی است که
برای رسیدن به محل اقامت وزندگی نیاز مند کمک اند.۲۳
مصادیق انفال در فقه شیعه
فقهای شیعه در مورد مصادیق انفال از جهاتی با همدیگر اختلاف دارند. یکی از این
جهات، شمار و مقدار انفال است. برخی انفال را پنج مورد۲۴، برخی هفت مورد۲۵و برخی
یازده مورد۲۶ برخی نیز برای انفال مورد و مصداق قایل نیستند، بلکه هر گونه مال بی
صاحب را جزو انفال و اموال حکومت اسلامی به شمار می آورند. از جمله حضرت امام در
کتاب بیع بر این اساس مشی کرده است. ایشان در این باره نوشته است:
ان المتفاهم من مجموع روایات الباب ان ماللامام(ع) هو عنوان واحد منطبق علی موارد
کثیره و الملاک فی الکل واحد و هو انّ کل شیی ارضاً کان او غیر ها، اذا لم یکن لدرب
فهو للوالی یضعه حیث شاء فی مصالح المسلمین و هذا امر شایع بین الدول ایضاً
فالمعادن… و البحر… و الجو کلها للدول… فکل شیی اما له رب ام لافالاول لربه
لا للامام و الثانی للامام؛۲۷
متفاهم از تمامی روایات باب انفال این است که اموالی که متعلق به امام است(انفال)
عبارت است از عنوان کلی که بر موارد و مصادیق زیادی منطبق است و ملاک آن یک چیز است
و آن اینکه هر چیزی اعم از اینکه زمین باشد یا غیر زمین، اگر صاحب نداشته باشد، ملک
امام است و او هر جا مصالح مسلمانان اقتضا کند، آن را هزینه می کند. و این مطلب
امری است که در میان دولتها(غیر مسلمان)نیز رایج است. بنابراین، معادن، دریاها و
همه فضا ملک دولت است. بنابراین هر چیزی یاصاحب دارد یا ندارد. اگر صاحب دارد ملک
صاحب آن است نه ملک امام، اگر ملک ندارد ملک امام است.
برخی از متفکران و صاحب نظران دیگر نیز این مفهوم را تأیید کرده اند. از جمله علامه
طباطبایی در مقام تأسیس اصل می نویسد:
اصلی اولی این است که تمامی اموال برای عموم است و به تعبیر فقها حصول ملکیت برای
افراد حقیقی و حقوقی نیاز به سبب دارد: یاسبب قهری و یااختیاری. و این مطلب موضوع
احکام فراوانی است و چنین نیست که خداوند مالک حقیقی اموال را وقف کرده باشد و حق
تغییر نداشته باشد.۲۸
به نظر می رسد این مبنا نسبت به دیگر مبانی به واقع نزدیک تر باشد، زیرا:
اولاً: بیان موارد انفال می تواند از باب مصداق باشد و موضوعیت نداشته باشد. شاهد
مطلب این است که بیان برخی از این موضوعات در گذشته از اهمیت زیاد برخوردار بوده
است، مثل زمین، و برخی از موضوعات اهمیت کمتری داشته و مورد ابتلا نبوده و کمتر
بیان شده، مانند فضا، و یا اگر بیان شده تأکید زیادی روی آن صورت نگرفته است، مانند
دریا ها.
ثانیاً: در بعضی از ادله علت اختصاص انفال به امام تبیین شده است. در این باره
گفته اند انفال سبب تعدیل ثروت در میان مردم می شود، زیرا اگر موارد انفال بدون اذن
امام در اختیار عموم باشد، هرکسی قدرت بیشتری جهت احصا و تصرف داشته باشد، از ثروت
بیشتری برخوردار خواهد شد و این خلاف عدالت است. در قرآن در فلسفه تشریع انفال
می خوانیم: «کیلا تکون دوله بین الاغنیاء.»۲۹
مبانی فقهی مصادیق انفال
فقها درباره هریک از مصادیق انفال ادله ای را مورد بحث قرار داده اند. در این بخش
به گونه ای اجمال به برخی از این ادله اشاره می شود. پر واضح است این نوشته در مقام
بررسی تمامی ادله و نقد تفصیلی آنها نیست.
۱. زمینی که بدون جنگ در دست مسلمانان قرار گرفته است. شاید مهم ترین مصداق که مورد
قبول همه فقهای شیعه قرار گرفته همین مورد باشد. افزون بر اجماع روایات زیادی در
این باره وارد شده است؛ از جمله به نقل از امام صادق(ع) آمده است:
الانفال مالم یوجف بخیل ولارکاب او قوم صالحوا او قوم اعطوا بایدیهم و کل ارض خربه
و بطون الادویه؛۳۰ انفال عبارت است از زمینی که بدون تاخت و تاز (جنگ) و یا با صلح
و یا با هدیه حاصل شود و نیز هر زمین خراب و شکم دره ها.
سند روایت صحیح و دلالت آن بر مدعا تمام است. افزون بر این روایات، بیش از هفت
روایت دیگر در این باره وارد شده است.
۲. زمین موات. در این باره بیش از ده روایت گزارش شده است. از آن جمله موثقه سماعه
است:
قال مسأله عن الانفال فقال کل ارض خربه او شیئ یکون للملوک فهو خاص للامام و لیس
للناس فیها سهم؛ از امام در باره انفال پرسیدم. حضرت فرمود: هر زمین خراب(موات)و یا
چیزی که ویژه ملوک بوده است مخصوص امام است و مردم در آن سهمی ندارند.
سند روایت بی اشکال و دلالت آن نیز تمام است. افزون بر این، صحیحه حفص که پیش از
این گذشت نیز بر این امر دلالت دارد.۳۱ در این حکم فرقی میان زمینهای موات در
سرزمین اسلام و یاکفر نیست. آنچه جای بحث دارد مفهوم موات است که از حوصله این
مقاله خارج است.
۳. زمین بی صاحب، هر چند در اصل آباد باشد. در این باره بیش از شش روایات وارد شده
است. از آن جمله موثقه عمار است:
قال سألت اباعبدالله (ع)عن الانفال فقال …و کل ارض لارب لها؛۳۲ اسحاق بن عمار
می گوید: از امام صادق(ع) از انفال پرسیدم. آن حضرت فرمود: …هر زمینی که صاحب
نداشته باشد.
این روایت که از نظر سند موثقه است دلالت می کند که هر زمینی که صاحب ندارد، مصداق
انفال است و به اطلاق شامل زمینهای عامر بدون صاحب نیز می شود.
۴. رئوس کوه ها. بیش از هفت روایت بر این مدعا دلالت دارد. افزون بر این روایات،
تمامی ادله ای که دلالت می کند موات مصداق انفال است نیز دلالت دارد، زیرا غالباً
سر کوهها موات هستند. از جمله احادیث روایت داود بن فرقد است: عن ابی عبد الله (ع)
قال: قلت: و ما الانفال قال: …و رؤوس الجبال؛۳۳ امام صادق(ع) فرموده است: انفال
عبارت اند از …رئوس کوهها.»
۵. ته دره ها: در این باره بیش از پنج روایت وارد شده است. از آن جمله صحیحه حفص
است که بیش از این گذشت. موثقه محمد بن سلم نیز روایتی دیگر در این باره است: عن
ابی عبدالله(ع)فی عداد الانفال: و ما کان فی ارض خربه او بطون الاودیه؛۳۴
امام صادق(ع) فرموده است: «انفال عبارت است از هر زمین موات و میان دره ها.»
۶. نیزارها. روایات بسیاری بر این مطلب دلالت دارد. از آن جمله روایت ابی بصیر
است:۳۵ «عن ابی جعفر(ع) قال لنا الانفال قلت: و ما الانفال قال: منها المعادن و
الاجام؛ امام صادق(ع) فرموده است: انفال از آن ماست. پرسیدم انفال چیست؟ فرمود: از
جمله انفال معادن و نیزار هاست.»
۷. کنار دریا ها.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 