پاورپوینت کامل افساد فی الارض از نظر مذاهب اسلامی ۹۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل افساد فی الارض از نظر مذاهب اسلامی ۹۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل افساد فی الارض از نظر مذاهب اسلامی ۹۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل افساد فی الارض از نظر مذاهب اسلامی ۹۰ اسلاید در PowerPoint :

۱۱۵

چکیده

افساد مورد باب افعال از مادّه «فسد یفسد» به معنای تباه کردن و از بین بردن است.
اصطلاح «افساد فی الارض» به معنای ایجاد تباهی و خرابی در زمین به کار می رود. اکثر
فقهای اسلامی اعم از شیعه و سنی این اصطلاح را در مورد محاربین و قطاع الطریق به
کار برده اند. فی الواقع هیچ تفاوتی میان محاربه و افساد فی الارض قائل نیستند. در
مقابل، عده ای از فقها و مفسران می گویند مفهوم افساد فی الارض عام تر از محاربه
است، به گونه ای که محاربه فقط یکی از موارد افساد فی الارض است. اما آنچه بیشتر
مسئله مورد بحث را دچار مشکل می کند این است که حتی آن عده از فقهای اسلامی که قائل
به جدایی جرم افساد فی الارض از محاربه هستند، مجازات معیّنی را برای مفسد فی الارض
معیّن نکرده اند.

واژه های کلیدی: افساد فی الارض، محاربه، فتنه، سعی بر فساد، جرم انگاری.

مقدمه

در هیچ یک از کتب فقهی بحثی مستقل تحت عنوان افساد فی الارض انجام نشده است و فقط
بعضی از فقها یا مفسران اسلامی، چه شیعه و چه سنی، جرمهای خاصی را عنوان افساد
فی الارض مطرح کرده و مجازات مرگ را برای آن در نظر گرفته اند. مثلاً از جمله
مواردی که افساد تلقی شده، کفن دزدی در صورت عادت به آن، زورگیری، آتش زدن خانه های
مردم و تخریب اماکن عمومی است.

نکته ای که اینجا مبهم است این است که بر چه اساسی فقط این موارد افساد است و چرا
جرمهای مشابه آن افساد تلقی نگردد. افساد به معنای ایجاد تباهی در میان مردم است،
پس می توان مصادیق زیادی داشته باشد. اما اگر افساد فقط به معنای محاربه و
قطع الطریق است، بر چه اساسی کفن دزدی، زورگیری و… افساد فی الارض و مجازات آن
قتل است؟

نویسنده در حد توان خود سعی کرده است از میان دو نظریه جدایی جرم افساد از محاربه و
یکی بودن این دو عنوان، دلایلی را از آیات قرآن و سنت مبنی بر جدایی جرم افساد
فی الارض از محاربه اقامه کند و با سخنان بعضی از علمای بزرگ اسلامی آن را تأیید
کند. گذشته از این، دلیل بسیار محکم تری هم می توان اقامه کرد و آن اینکه از روح
مجموعه قوانین جزایی اسلامی چیزی به دست می آید که بسیار حایز اهمیت است. مثلاً در
جرائم تعزیری، قوانین اسلامی در صورت ارتکاب جرم برای مرتبه چهارم، حکم را بسیار
شدید تجویز کرده است.

مبحث اول

افساد در لغت و اصطلاح

افساد در لغت به معنای تباه کردن و از بین بردن آمده است.[۱] این معنا را می توان
در کتب لغت دید، به گونه ای که همگی آنها همین معنا را برای افساد آورده اند. اما
گاه افساد را مقابل اصلاح می دانند[۲] و بعضی هم «خروج الشیء عن الاعتدال» (خارج
شدن از حد اعتدال) را فساد می دانند[۳] که در این صورت، کسی که بخواهد امری را از
حد اعتدال خارج کند مفسد است. مثلاً بر هم زننده نظم و اعتدال جامعه را می توان
مفسد دانست، چنان که در فقه راهزنان مفسد فی الارض دانسته شده اند.

مفهوم اصطلاحی افساد

افساد در اصطلاح کاربردی دارد که نشأت گرفته از معنای لغوی آن است. مثلاً در فقه
کلمه فساد الفسد به این معناست که عقد باطل شد و از بین رفت و دیگر هیچ اثر حقوقی
بر آن مترتب نمی شود:

الف) افساد در اصطلاح فقها

بحث افساد فی الارض در کتب فقهی، اعم از کتب اهل سنت و شیعه، ذیل مبحث محاربه مطرح
شده است، به گونه ای که اکثریت قریب به اتفاق فقهای اسلامی افساد فی الارض را معادل
محاربه می دانند.[۴] اما بعضی از فقهای اسلامی، اعم از شیعه و سنی، افساد فی الارض
را جرمی جداگانه از محاربه دانسته اند و بعضی از مصادیق آن را نام برده اند، ولی
متأسفانه هیچ ملاک و قاعده ای به دست نداده اند که چرا و بر اساس کدام قاعده اینها
مفسد فی الارض هستند.[۵]

مثلاً در کتب فقهی همچون الام، تألیف محمدبن ادریس شافعی، مختصر المزنی، تألیف
ابن یحیی مزنی، المغنی، تألیف ابن قدامه، الاحکام السلطانیه، تألیف محمدبن حبیب
بصری ماوردی، الهدایه، تألیف مرغینانی، بدائع الصنایع، تألیف ابوبکربن مسعود
کاشانی، اصلاً بحثی از افساد فی الارض وجود ندارد.

اما در بعضی از کتب فقهی اهل سنت این گونه آمده است که افساد فی الارض شامل تمامی
اقسام شر می شود که از جمله آن زورگیری است.[۶] ابن حجر، از علمای قرن دهم هجری،
مفهوم افساد را کمی توسعه داده و می گوید افساد فی الارض شامل قتل، زورگیری و ناامن
کردن راههاست.

در مورد کتب فقهی شیعی به طور کلی می توان گفت که تمامی آنها افساد فی الارض را به
معنای محاربه گرفته اند و فقط در بعضی از کتب فقهی شیعی اشخاصی مانند زورگیر و
رباینده انسان و کفن دزد، در صورتی که این کار را تکرار کند، مفسد فی الارض شناخته
شده اند.

مثلاً مرحوم شیخ مفید در کتاب المقنعه می فرماید: «و الخناق یجب علیه القتل و
یسترجع منه ما اخذه من الناس و… کذلک کل مفسده؛ شخص زورگیر باید کشته شود و آنچه
را از مردم گرفته باید پس دهد و هر مفسدی نیز همین گونه است.» مرحوم شیخ طوسی در
کتاب النهایه می فرماید: «و من سرقه حراً فباعه وجبه علیه القتل لانه من
المفسدین؛[۷] اگر فردی آزاد را بدزدد و او را بفروشد، باید دست و پایش قطع شود، چون
او از مفسدین است.» همچنین مرحوم ابن ادریس در کتاب السرائر می فرماید: «فان نبشه
ثانیاً فیجب علی القتل: …بما تکرر منه الفعل صار مفسداً ساعیاً فی الارض فساداً
فقطعناه لاجله ذلک لاجل کونه سارقاً؛[۸] اگر کسی دوبار اقدام به نبش قبر کند باید
دست و پایش قطع شود چون کارش را تکرار کرده است و مفسدی شده که سعی در انجام فساد
در روی زمین کرده است، پس قطع به جهت فساد است.»

نکته ای که در اینجا اهمیت بسیار دارد این است که این گونه فتواها از جانب فقهای
اسلامی بر چه اساسی صادر شده است. اگر این بزرگان افساد فی الارض را فقط منحصر در
محاربه و قطع الطریق می دانند، پس نباید افساد فی الارض مصداقی غیر از محارب و
قاطع الطریق داشته باشد. اما اگر افساد فی الارض عنوانی جدا از محاربه است، پس
نباید محدود به زورگیری، نبش قبر و آدم دزدی شود، بلکه هر جرم که بتواند افساد
فی الارض تلقی شود و قاعده افساد بر آن صدق کند، باید افساد فی الارض دانسته شود و
مجازاتهای مذکور در فقه برای آنها در نظر گرفته شود، در حالی عملاً این گونه نیست.

ب) افساد در اصطلاح مفسران

اما افساد در اصطلاح مفسران اندکی متفاوت است با آنچه فقهای گرانقدر اسلام
فرموده اند. مثلاً مرحوم شیخ طوسی می فرماید: هرگونه کج رفتاری افساد است.[۹] در
تفسیر مجمع البیان اعمالی از قبیل تغییر دین و تحریف کتاب و جلوگیری مردم از گرایش
به دین افساد دانسته شده است.[۱۰]

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می فرماید: تمام نابسامانیهایی که در کارها
ایجاد می گردد و همه افراطها و تفریطها در شکل مسائل فردی و اجتماعی مصداق فساد
است.

در تفسیر پرتوی از قرآن این گونه آمده است که از نظر پیامبران و مصلحان عالیقدر روش
و اعمال منافقین فساد در زمین است؛ از این جهت که این روش منشأ فساد استعدادهای
فکری و اخلاقی افراد بشر می شود و چون انسان ثمره خلقت و زمین است فساد انسان، فساد
زمین است، یا از این جهت که فساد قوای بشری موجب بایر ماندن زمین و بهره نگرفتن از
استعدادهای آن می گردد و یا اینکه دو نتیجه بقای نظام فاسد و عمل مؤثر در یکدیگر
است.[۱۱]

مبحث دوم

فساد تکوینی و فساد تشریعی

فساد تکوینی به این معناست که یک شی از حیث تکوین و وجود فاسد شود و از بین برود.
مثلاً وقتی انسانی می میرد، پس از مدتی در قبر فساد تکوینی پیدا می کند، یعنی جسم
او که در زندگی سالم و دارای تحرک بود، خاکستر می شود و بعد از مدتی خاکسترش هم
تغییر شکل می دهد.

اما فساد تشریعی به این معناست که ارزشهای دین و یا جامعه پایمال شود و از بین برود
و دیگر مورد توجه قرار نگیرد و به عبارت دیگر پیروان آن دین و یا مردم آن جامعه به
آن بی توجه شوند. مثلاً این در صورتی است که در جامعه اسلامی ـ العیاذ بالله ـ
دروغگویی، بی نمازی، شراب خواری، بی عفتی، بی اعتمادی، قطع صله رحم، بی توجهی به
قرآن و فراموشی فرمانهای حیات بخش آن رواج پیدا کند. اگر در بعضی از جوامع اسلامی
اوضاع این گونه باشد، فی الواقع فساد تشریعی رخ داده است.

سؤال اینجاست که کدام فساد در شرع مقدس اسلام نکوهش شده و مردم به شدت از آن نهی
شده اند. در جواب باید گفت سراسر قرآن و سنت فساد تشریعی را مذموم می داند. آنچه
مایه بدبختی انسانهاست و سبب می شود که انسان از سعادت ابدی بازماند، همین فساد
تشریعی است. فساد در این مفهوم به معنای تغییر فرد یا جامعه از حالت مطلوب به حالت
نامطلوب است.

ولی فساد تکوینی اگرچه فی نفسه مطلوب نیست، اما چندان اهمیت ندارد؛ البته در صورتی
که ضرری به حال دیگران نداشته باشد. قرآن کریم می فرماید: «لکیلا تأسوا علی ما
فاتکم و لاتفرحوا بما آتاکم».[۱۲] منظور آیه این است که به خاطر از دست دادن چیزی
افسرده نشوید و یا اگر نعمتی به شما رسید، بسیار ذوق زده نشوید. البته از دست دادن
چیزی لزوماً به معنای فساد و از بین رفتن آن نیست، ولی یکی از مصادیق از دست دادن،
می تواند فساد و از بین رفتن باشد. به عنوان مثال، اگر خانه کسی آتش بگیرد و کاملاً
بسوزد، قرآن می فرماید به خاطر این اتفاق خودتان را افسرده و ناراحت نکنید، چون
ارزش مادیات و از دست دادن مادیات چیزی نیست که مانع سعادت انسان گردد. اما وقتی
نوبت به فساد تشریعی می رسد، ذره، ذره آن مورد حساب قرار می گیرد، به گونه ای که
خدای متعال در قرآن می فرماید: «و من یعمل مثقال ذره شراً یره؛[۱۳] کسی که ذره ای
شر و بدی انجام دهد، آن را در روز قیامت خواهد دید.» این بدین معناست که خداوند
اجازه کوچک ترین فساد تشریعی را نداده است. به عنوان مثال، خوردن مال مردم حتی اگر
به اندازه خردلی باشد، باز هم فساد تشریعی است و روز قیامت مورد بازخواست قرار
می گیرد. افساد فی الارض که در قرآن جرم تلقی شده و وعده مجازات دنیوی و اخروی برای
آن داده شده است، از نوع فساد تشریعی است.

در اینجا ممکن است سؤال شود که در قرآن از بین بردن کشتزار و طبیعت هم افساد تلقی
شده، در حالی که این کار ظاهراً فساد تکوینی است. جواب این است که اگر فساد تکوینی
مضر به حال جامعه و مردم باشد، چنان که از بین بردن طبیعت این گونه است، باز هم
فساد تشریعی تلقی می شود و بر طبق منطق قرآن چنین فردی مفسد است.

مبحث سوم

نسبت بین محاربه و افساد

منظور از این مبحث این است که واقعاً بین افساد و محاربه چه نسبتی برقرار است. آیا
این نسبت تساوی است یا عموم و خصوص مطلق؟ این مبحث مهم ترین مسئله بحث افساد
فی الارض است، زیرا تنها در صورت معلوم شدن نسبت میان این دو عنوان است که ما
می توانیم پاسخ دهیم که مفسد کیست و مجازات مفسد چیست.

در این مبحث جدا از اینکه بخواهیم دلیلی بر نسبت تساوی و یا عدم تساوی این دو عنوان
اقامه کنیم، سخن بر سر این است که ملاک تفاوت و یا تساوی از نظر فقهای مذاهب اسلامی
چه می تواند باشد و ما از کجا بدانیم که فقهای گرانقدر اسلام در خصوص نسبت میان این
دو چه گفته اند؛ زیرا اصولاً در کتب فقهی هیچ باب یا عنوانی تحت عنوان افساد
فی الارض منعقد نشده است. اما به طور کلی می توان گفت که اگر علمای اسلامی بحث از
افساد فی الارض را جدای از محاربه انجام داده باشند و برای افساد فی الارض قاعده
معیّن کرده باشند، نشان می دهد که حداقل از نظر آنان افساد جدای از محاربه است. ولی
اگر بحث از افساد را تحت مبحث محاربه آورده باشند، نشانگر این است که این دو عنوان
فقط یک جرم است و دو جرم جداگانه نیست. اما این نکته نباید فراموش شود که ما
نمی توانیم خود را به آنچه فقهای گذشته به آن معتقد بودند متعبد محض بدانیم، بلکه
به دلیل تابعیت احکام شرعی از مصالح و مفاسد واقعی، گاهی شرایط به گونه ای بروز
می کند که علما احکام جدیدی را از قرآن و سنت و ادله شرعی به دست می آورند و جامعه
را از بن بست نجات می دهند.

الف) فقهای شیعه

در کتب فقهی شیعه عموماً هیچ اشاره ای به افساد فی الارض به عنوان یک بحث مستقل و
جدای از محاربه نشده است. اگر کسی بخواهد با یک مراجعه به این مسئله دست یابد،
می تواند به کتاب سلسله الینابع الفقهیه، جلد۲۳، مبحث حدود، قسمت محاربه، مراجعه
کند. کتاب مذکور حاوی چندین کتاب فقهی از فقهای بزرگ شیعه، شامل کتابهای فقه الرضا
و الانتصار، تألیف شیخ طوسی، الکافی، تألیف ابی الصلاح حلبی، اصباح الشیعه بمصابیح
الشریعه، تألیف نظام الدین کیذری، جواهر الفقه، تألیف قاضی ابن براج، غنیه، تألیف
علی ابن زهره و الجامع الشرایع، تألیف احمد الهذلی است.

برخی از بزرگان شیعه بعضی از جرائم را افساد فی الارض می شمارند و مجازات مرگ را
شایسته آنها می دانند:

۱. شیخ مفید در کتاب المقنعه فی الاصول و الفروع می فرماید: اگر فردی به کفن دزدی
مشهور شده باشد و حداقل سه بار مرتکب این کار شده و از چنگال حاکم فرار کرده باشد،
حاکم می تواند او را بکشد و یا دست و پایش را قطع کند.[۱۴]

این حکم از جانب ایشان نه به جهت مجازات تکرار جرم است، چرا که مجازات تکرار جرم در
صورتی قتل است که مجرم در دو مرتبه اولی مجازات را تحمل کرده باشد؛ در حالی که
ایشان می فرماید: در صورتی که کفن دزد از مجازات فرار کرده باشد و در مرتبه سوم
دستگیر شده باشد. همچنین ایشان کسی را که مرتکب زورگیری شود مفسد و مستحق مجازات
اعدام می داند.

۲. مرحوم شیخ طوسی در النهایه می فرماید: آدم ربایی افساد فی الارض است و نیز
کفن دزدی افساد فی الارض است و مستحق مجازات اعدام.[۱۵]

۳. مرحوم سلار در کتاب المراسم العلویه کسی را که عادت به فروش سموم داشته مستوجب
اعدام می داند. البته اصل فروش سم مشکل ندارد و این حکم از جانب ایشان نشانگر شرایط
خاص زمان ایشان بوده، به گونه ای که مردم از این ناحیه متضرر می شده اند.

۴. آیت الله فاضل لنکرانی از فقهای عصر حاضر می فرماید: از آیه ۳۲ سوره مائده
اس

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.