پاورپوینت کامل بررسی خمس از دیدگاه شیعه و اهل سنت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بررسی خمس از دیدگاه شیعه و اهل سنت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بررسی خمس از دیدگاه شیعه و اهل سنت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بررسی خمس از دیدگاه شیعه و اهل سنت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
۷۹
چکیده
خمس یکی از مسلّمات اسلام است که قرآن مجید وجوب آن را به صراحت بیان نموده است.
قرآن ادای خمس را با ایمان به خداوند پیوند زده است. از اینجا روشن می شود که نه
فقط اعتقاد به وجوب خمس، بلکه ادای آن از ضروریات دین است. آنچه بین شیعه و اهل سنت
مشترک و مسلّم است، وجوب خمس بر اموال جنگی است. ولی مکتب اهل بیت(ع) با توجه به ظاهر
آیه خمس و نظر به عرف و لغت، علاوه بر اموال غنیمت جنگی، خمس هر چیزی را که بر آن
در لغت و عرف، غنیمت و فواید صدق می کند، واجب می داند و روایات فریقین را بر این
مطلب دلیل آورده است. اما اکثر اهل سنت وجوب خمس را فقط بر اموال جنگی منحصر
کرده اند، اگر چه برخی از آنها خمس را بر گنج و برخی دیگر بر اشیا نیز لازم
می دانند.
واژه های کلیدی: خمس، شیعه، اهل سنت، آیات، روایات.
گفتاراول: واژه شناسی
الف) در لغت
۱. خمس، در فرهنگ لغت به معنای«یک پنجم» و جمع آن «اخماس» است. [۱]
۲. فئی، در لغت به معنای بازگشت است. به هر مالی که از کفار بدون جنگ به دست آید
فئی گفته می شود.[۲]
۳. انفال: جمع نفل است، به معنای غنیمت و عطیه و هبه، یا جمع نفل است به معنای
زیاده که منظور در شرع غنایم جنگی و یا هر نوع مالی است که مالک خاص ندارد.[۳] از
امام محمد باقر و امام صادقG روایت است: «انّ الانفال کل ما اخذ من دار الحرب بغیر
قتال اذا انجلی اهلها عنها؛ انفال به هر مالی گفته می شود که از دار حرب بدون جنگ
به دست آید که اهل آن از آن کوچ کرده باشند.»[۴] چنان که از امام کاظمA روایت است:
«الانفال کل ارض خربه باد اهلها وکل ارض لم یوجف علیها بخیل ولارکاب ولکن صالحوا
صلحاً واعطوا بایدیهم علی غیر قتال و له رؤس الجبال وبطون الاودیه والآجام وکل ارض
میته لاربّ لها وله صوافی الملوک ما کان فی ایدیهم من غیر وجه الغصب لان الغصب کله
مردود وهو وارث من لاوارث له یعول من لاحیله له.»[۵]
۴. غنیمت، به دست آمدن چیزی بدون زحمت است.[۶] صاحب مفردات الفاظ قرآن گفته است:
دستیابی به منفعت و سود است. سپس درباره هر سود به دست آمده ای که در سایه پیروزی
بر دشمن و یا کسب کار فراهم گردیده، به کار رفته است.[۷]
تفاوت غنیمت، فئی و انفال
غنیمت آن است که مسلمانان در حال جنگ از کفار به دست آورند. فئی آن است که مسلمانان
بدون جنگ از کفار به دست آورند.[۸] برخی گفته اند که غنیمت از مال منقولات است و
فئی اموال غیر منقول مانند زمین را گویند. برخی دیگر گفته اند که غنیمت و فئی در یک
معناست.[۹]
مشهور بین فریقین معنای اول است که روایت رسول خدا(ص) نیز مؤید این معناست: «ایما
قریه فتح الله ورسوله بغیرقتال فهی لله ولرسوله وایما قریه فتحها المسلمون عنوه فان
لله خمسه وللرسول ولاقربائه وما بقی غنیمه لمن قاتل علیها اذا کان یصح نقله الی
دارالسّلام فان لم یکن نقله فهو لبیت المال.»[۱۰]
ب) خمس در اصطلاح فقها
شهید اول: «وهو حق یثبت فی الغنائم لبنی هاشم بالاصاله عوضاً عن الزکاه؛ خمس حقی
در غنایم است که برای بنی هاشم بالاصاله به جای زکات ثابت است.»[۱۱]
میرزای قمی: «وهوحق مالی یثبت لبنی هاشم بالاصاله عوض الزکاه؛ مالی برای بنی هاشم
است که بالاصاله، به جای زکات ثابت است.»[۱۲]
صاحب مدارک الاحکام: «الخمس حق مالی ثبت لبنی هاشم بالاصل عوض الزکاه وهو ثابت
بالکتاب والسنه والاجماع؛ خمس حق مالی است که برای بنی هاشم عوض از زکات ثابت
می باشد و وجوب خمس از کتاب و سنت و اجماع ثابت است.»[۱۳]
صاحب عروه الوثقی: «وهو من الفرائض وقد جعلها الله تعالی لمحمد وذریته عوضاً عن
الزکاه اکراماً لهم؛ خمس یکی از فرایضی است که خداوند متعال برای رسول خدا(ص) و
ذریه اش به جای زکات و برای اکرام آنان واجب قرار داده است.»[۱۴]
مرتضی حایری: «وهو من الفرائض وقدجعلها الله تعالی لمحمد وذریته وآله اذا کانوا
منسوبین الی هاشم من طرف الاباء؛ خمس یکی از واجباتی است که خداوند متعال برای حضرت
محمد۶، ذریه و اهل بیت(ع) آن حضرت که از طرف پدر منسوب به بنی هاشم باشند، قرار داده
است.»[۱۵]
صاحب جواهر الکلام: «وهو حق مالی فرضه الله مالک الملک بالاصاله علی عباده فی مال
مخصوص له ولبنی هاشم عوض اکرامه ایاهم بمنع الصدقه والاوساخ منهم؛ خمس حق مالی است
که خداوند مالک الملک بالاصاله در مال مخصوصی برای خود و برای احترام به بنی هاشم،
در عوض زکاتی که اوساخ دستان مردم است، بر بندگان خود واجب قرار داده است.»[۱۶]
امام خمینی(ره): «وهوالذی جعله الله لمحمد وذریته کثرالله نسلهم المبارک عوضاًعن
الزکاه التی اوساخ ایدی الناس اکراماً لهم؛ خمس آن است که خداوند تعالی، برای حضرت
محمد۶ و ذریه آن حضرت، که خداوند نسل مبارکشان را زیاد کند، عوض از زکات که اوساخ
دست مردم است، واجب قرار داده است.»[۱۷]
از مجموعه تعریفهای فقها نکات زیر به دست می آید:
الف) خمس یکی از واجبات مسلّم و ضروریات دین، مانند نماز و روزه است.
ب) خمس برای بنی هاشم حق مالی است به احترام آنها به جای زکات داده می شود.
ج) خمس فقط به فرزندان بنی هاشم داده می شود.
د) خمس واجبی است که از قرآن، سنت و از اجماع ثابت است.
بنابراین، خمس عبارت است از ادای یک پنجم بعضی از اموالی که زاید بر مخارج زندگانی
باشد، به مستحقان خاص آن.[۱۸]
اهمیت خمس
خمس یکی از فرایض اسلامی است. قرآن مجید در بیان اهمیت آن، ایمان را با آن پیوند
داده است: «واعلموا أنّما غنمتم مّن شیء فأنّ للّه خمسه وللرّسول ولذی القربی
والیتامی والمساکین وابن السّبیل إن کنتم آمنتم باللّه وما أنزلنا علی عبدنا یوم
الفرقان یوم التقی الجمعان واللّه علی کلّ شیء قدیر».[۱۹]
روایات بسیاری در مورد اهمیت پرداخت خمس در منابع حدیثی آمده است که برخی از آنها
را در اینجا می آوریم:
۱. عمران موسی می گوید: آیه خمس را بر امام موسی بن جعفرA خواندم. آن حضرت فرمود:
«ماکان لله فهو لرسوله فهو لنا ثم کان والله لقد یسرالله علی المؤمنین ارزاقهم
بخمسه دراهم قبلوا لربهم واحداً واکلوا اربعه احلاء ثم قال هذا من حدیثنا صعب
مستصعب لایعمل ولایصبر علیه الا ممتحن قلبه للایمان؛ هر آنچه از آن خداست، به
پیامبر۶ می رسد و هر آنچه از آن پیامبر گردد، به ما (اهل بیت) خواهد رسید. سپس
فرمود: خداوند ارزاق مؤمنان را به پنج قسمت به آنان ارزانی داشته است، تا یکی را در
راه خدا انفاق کنند و چهار قسمت را به حلال بخورند. این دستورها سخت و دشوار است و
کسانی به آن عمل می کنند و سختیها را تحمل دارند که خداوند آنان را در راه ایمان
امتحان کرده است.»[۲۰]
۲. امام باقر(ع)، فرمود: «لایحل لاحد ان یشتری من الخمس شیئاً حتی یصل الینا حقنا؛
برای هیچ کس جایز نیست از مالی که خمس به آن تعلق گرفته، چیزی بخرد؛ مگر اینکه حق
ما را به ما برساند.»[۲۱]
۳. ابی بصیر می گوید: من به امام جعفر صادق(ع) عرض کردم: آسان ترین چیزی که انسان را
جهنمی می کند چه است؟ امام فرمود: «من اکل مال الیتیم درهماً ونحن الیتیم؛ هر کس
مال یتیمی را بخورد و ما یتیم هستیم.»[۲۲]
۴. «ان الله لا اله الا هو لما حرم علینا صدقه انزل لنا الخمس فالصدقه علینا حرام
والخمس لنا فریضه والکرامه لنا حلال؛ همانا خدایی جز الله نیست، وقتی صدقه بر ما
حرام شد، خمس را برای ما حلال کرد. پس صدقه بر ما حرام و خمس برای ما واجب و کرامت
برای ما سزاوار است.»[۲۳]
۵. در تفسیر قمی در تفسیر این آیه «ولم نک نطعم المسکین»[۲۴] آمده است: «حقوق آل
محمد من الخمس لذوی القربی والیتامی والمساکین وابن السبیل وهم آل محمد صلوات الله
علیهم؛ مقصود از آن، حقوق آل محمد۶ از خمس است که برای ذوی القربی، ایتام، مساکین و
وامانده ها در سفر است و همه آنان از آل محمد۶ هستند.»[۲۵]
۶. از امام صادق(ع) نقل شده است: «علی کل امری غنم او اکتسب الخمس لما اصاب لفاطمه
ولمن یلی امرها من بعدها من ذریتها الحجج علی الناس فذاک لهم خاصه یضعونه حیث شاؤا
اذ حرم علیهم الصدقه حتی الخیاط لیخیط قمیصاً بخمسه دوانیق فلنا منها دانق الا من
احللنا من شیعتنا لتطیب لهم به الولاده انه لیس من شیء عندالله یوم القیامه اعظم من
الزنا انه لیقوم صاحب الخمس فیقول یا رب سل هولاء بما یبیحوا؛ هر کسی که غنیمـتی و
یا کسبی به دست آورد، خمس آن، برای فاطمه و فرزندان اوست که ولی و حجت بر مردم اند
و این خمس فقط برای آنها مخصوص است که هر جا خواستند می توانند صرف کنند، به سبب
اینکه صدقه بر آنها حرام است. حتی خیاطی که لباس را وصله می زند اگر قیمت آن کار
پنج دانگ باشد، یک دانگ حق ماست، مگر اینکه آن را ما برای شیعیان خودمان حلال کنیم.
در روز قیامت نزد پروردگار بزرگتر از زنا گناهی نیست مگر اینکه صاحب خمس به پا خیزد
و بگوید: پروردگارا! آنچه را این مردم بر خودشان مباح کرده اند از آنها سؤال
کن.»[۲۶]
گفتار دوم: ادله خمس
۱. ادله قرآنی
آیه اول
«واعلمواانما غنمتم من شیء فان لله خمسه وللرسول ولذی القربی والیتمی والمسکین
وابن السبیل ان کنتم ءامنتم بالله وما انزلنا علی عبدنا یوم الفرقان یوم التقی
الجمعان والله علی کل شیء قدیر؛ بدانید هر گونه غنیمتی به دست آورید، خمس آن برای
پیامبر و نزدیکان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از آنها) است، اگر به خدا
و آنچه بر بنده خود در روز جدایی حق از باطل، روز درگیری دو گروه (با ایمان و
بی ایمان) [=روز جنگ بدر] نازل کردیم، ایمان آورده اید؛ و خداوند بر هر چیزی
تواناست.»[۲۷]
نکات مهم آیه خمس
غنیمت در کلام مفسران
الف) نگرش مفسران اهل سنت
در مورد «غنیمت» مفسران اهل سنت به دو گروه تقسیم شده اند. گروهی از جمله، طبری،
بیضاوی، ابن کثیر، سیوطی، جصاص، ابن عربی، زمحشری و سیدقطب معتقدند که غنیمت به
اموالی گفته می شود که مسلمانان در جنگ با کفار به دست آورند.[۲۸] گروهی دیگر از
مفسران اهل سنت، از جمله فخر رازی، قرطبی، آلوسی، مراغی و ثعالبی گفته اند که واژه
غنیمت در لغت اعم از اموال جنگی و غیر آن است، ولی به اتفاق علما در آیه خمس غنیمت
به اموال جنگی مخصوص شده است.
قرطبی در تفسیرش می نویسد: «در لغت، به آنچه شخص با سعی خود به دست آورد غنیمت گفته
می شود.» سپس می گوید: «در آیه «ماغنمتم من شیء» اتفاق حاصل شده است که غنیمت به
اموالی گفته می شود که مسلمانان با قهر و غلبه از کفار گرفته باشند. این واژه در
لغت تخصیص نخورده است، ولی عرف آن را مقید به مال جنگی کرده است.»[۲۹]
فخر رازی می نویسد: «غُنم» در لغت به دست آوردن چیزی است، ولی در اصطلاح شریعت، به
آنچه مسلمانان با قهر و غلبه از اموال مشرکان، به دست آورند، غنیمت گفته
می شود.[۳۰]
آلوسی می گوید: «غَنمُ» در اصل از «غَنم» به معنای ربح و سود است. ولی به چیزهایی
که مسلمانان از دست کفار در حال جنگ با قهر، گرفته اند، غنیمت گفته می شود.»[۳۱]
مراغی می نویسد: «غنم، مغنم و غنیمت چیزی است که انسان بدون مقابل مادی به دست
آورد.»[۳۲]
صاحب المنار آورده است: «غنم با ضمه و مغنم و غنیمت، به آنچه انسان بدون مشقت به
دست آورد گفته می شود و در شرع، به آنچه مسلمانان در حالت جنگ از کفار به زور
بگیرند، غنیمت گفته می شود.»[۳۳]
لازم است واژه های قرآن را بر همان معانی حمل کنیم که در زمان نزول قرآن بر آن
دلالت می کردند. بنابراین، «الغنیمه» در لغت و عرف اعم از اموال جنگی و غیر آن است.
پس «غنیمت» در آیه را فقط بر اموال غنیمت در حال جنگ حمل کردن، خلاف لغت و عرف زمان
نزول است.[۳۴]
ابن عطیه اندلسی می گوید: «غنیمت در لغت چیزی است که شخصی یا گروهی با سعی و کوشش
به دست آورند. پس چیزی که مسلمانان با کوشش و جنگ سواره و پیاده از دشمن به دست
آورند، غنیمت به حساب می آید.»[۳۵]
آیه خمس در جنگ بدر نازل شده است، ولی این شأن نزول مخصص آیه نخواهد شد، زیرا ما در
قرآن شواهد بسیاری داریم که آیه در زمان و یا مکان خاصی نازل شده، ولی از آن عام
استفاده شده است. چون که «غنم الرجل»، یعنی مرد چیزی را به دست آورد، و این مرادف
ربح است. مادّه «الغنیمه» با متعلق «من شیء» افاده عموم می کند و آنچه از عرف و
لسان آیه استفاده شود مطلق غنیمت است. نزول آیه در جنگ بدر، مخصص اطلاق آیه
نمی شود، بلکه بر عمومیت دلالت می کند. شأن نزول و سیاق آیات همیشه نمی تواند حکم
را به مورد اختصاص بدهد. چنان که آیه هفتم سوره حشر در مورد فئی نازل شده است، ولی
در آیه یک حکم کلی را بیان نموده است: «ما أتاکم الرسول فخذوه وما نهاکم عنه
فانتهوا». همه از این آیه حکم کلی را می فهمند نه خصوص اموال فئی را. همچنین در آیه
۲۳۳ سوره بقره آمده است: «لاتکلف نفساً الاّ وسعها». در این آیه نیز یک حکم کلی
بیان شده، ولی آیه در مورد زنان شیرده نازل شده است.[۳۶] آیه خمس نیز مانند این
آیات بر عمومیت غنیمت دلالت می کند. روایات معصومان نیز آیه را مطلق غنیمت گرفته
است. به روایت از امام صادق(ع)، پیامبر اکرم(ص) به حضرت علی(ع) فرمود: «ای علی! عبدالمطلب
پنج چیز را در زمان جاهلیت سنت کرد که خداوند آنها را در اسلام نیز باقی گذاشت و
یکی از آنها این است: کسی که گنجی را به دست می آورد خمس آن را صدقه می داد و
خداوند این آیه را نازل نمود: واعلموا انما غنمتم من شیء… ».[۳۷]
ناسخ بودن آیه خمس
برخی مفسران اهل سنت، آیه خمس را ناسخ آیه فئی در سوره حشر[۳۸] دانسته اند. ولی
برخی دیگر به این شبهه پاسخ داده اند که آیه اول سوره انفال محکم است که در آن امر
اموال به رسول خدا(ص) تفویض شده است و آیه خمس اجمال آیه انفال را تفصیل داده است. پس
آیه ناسخ نیست.[۳۹] غنیمت و فئی دو شیء است که فئی را به رسول خدا(ص) و به ذی قربی
اختصاص داده است و آیه خمس فقط خمس را به گروه شش گانه مختص کرده است.[۴۰] دیگر
اینکه سوره انفال قبل از سوره حشر نازل شده است.[۴۱]
ب) نگرش مفسران مکتب اهل بیت(ع)
شیخ طوسی می نویسد: به مطلق فواید غنیمت گفته می شود. از این معنا ممکن است استدلال
شود که هر فایده ای که از مکاسب، ارباح تجارات، گنجها، معادن، غوص و غیر آن، برای
انسان حاصل شود، خمس آن واجب است؛ زیرا همه اینها غنیمت اند.[۴۲]
صاحب کنز العرفان می نویسد: غنیمت در اصل به هر فایده ای که انسان کسب می کند اطلاق
می شود.[۴۳]
طبرسی می گوید: می توان از آیه (خمس) استدلال کرد که هر فایده ای که از مکاسب،
تجارت، گنج و معدن و غیره، برای انسان حاصل شود، بر آن خمس واجب است؛ زیرا در عرف
لغت بر هر کدام از اینها «غنم» و «غنیمت» اطلاق می شود.[۴۴]
صاحب منهج الصادقین آورده است: حق این است که آیه هر فایده ای را که حاصل شود، شامل
می گردد. پس خمس بر آنها واجب است.[۴۵]
علامه طباطبایی(ره) می نویسد: «غُنم و غنیمت به دست آوردن فایده از راه تجارت، کار و
جنگ است. از نظر مورد نزول آیه (خمس)، غنیمت بر غنیمت جنگ منطبق می شود. ظاهر آیه
مانند همه ظاهر تشریعات قرآن، تشریع حکم خمس برای همیشه است، زیرا هر چیزی که بر آن
اسم غنیمت صدق کند، حکم بر آن معلق است، چه غنیمت جنگی باشد و از کفار گرفته باشد،
چه در لغت بر آن غنیمت اطلاق شده باشد. اگر چه مورد نزول آیه غنیمت جنگی است، ولی
مورد نزول، مخصص آیه نیست.»[۴۶]
مراد ذی القربی
به اتفاق دانشمندان مکتب اهل بیت(ع)، مراد از «ذی القربی» در آیه اهل بیت(ع) است. ولی
مفسران و دیگر دانشمندان اهل سنت در این مورد نیز اختلاف نظر دارند. برخی مفسران سه
قول را ذکر کرده اند:
الف) مراد از ذی القربی همه قریش است.
ب) مراد از ذی القربی فقط بنی هاشم است.
ج) مراد از ذی القربی بنی هاشم و بنی المطلب است.[۴۷] بیشتر اهل سنت این قول را
ترجیح داده اند و این روایت را دلیل آورده اند که رسول خدا(ص) فرمود: «انهم لم
یفارقونی فی جاهلیه ولا اسلام انما بنو هاشم وبنو المطلب شیء واحد.»[۴۸]
علامه در المیزان فرموده است: ظاهر روایات از ائمه هدیG این است که ذی القربی را به
امامان تفسیر کرده اند. ظاهر آیه هم همین معنا را تایید می کند چون از «ذی القربی»
لفظ مفرد تعبیر کرده و نفرموده «ذوی القربی».[۴۹]
در مورد ذی قربی ابن عطیه اندلسی چنین می گوید: مراد از ذی قربی، قرابت رسول خداست.
علی بن الحسین و ابن عباس گفته اند که مراد از ذی قربی فقط بنی هاشم است. او از
مجاهد نقل کرده است که می گوید: «کان آل محمد لاتحل لهم الصدقه فجعل لهم خمس الخمس؛
صدقه بر آل محمد حلال نیست، لذا خمس را برای آنها قرار داده است.» و از شافعی نقل
کرده است که گوید: «هم بنو هاشم وبنو المطلب فقط.» برخی گفته اند مراد از قربی همه
قریش اند؛ دلیل این نظر را این قول ابن عباس را آورده اند که در پاسخ به سؤالی گفت:
«قد کنّا نقول انّاهم ولکن فابی ذالک علینا قومنا وقالوا قریش کلها ذو القربی؛ ما
همواره می گفتیم که مراد از آن ( ذی قربی) ما هستیم، ولی قوم ما این سخن را انکار
کردند و گفتند همه قریش ذی قربی هستند.»[۵۰]
ابن جریر طبری در ذیل آیه خمس در بحث مراد از ذی قربی می نویسد: در این باره چند
قول است. یکی از آنها قرابت رسول از بنی هاشم است. از مجاهد نقل شده است: «کان آل
محمد لاتحل لهم الصدقه فجعل لهم خمس الخمس؛ بر آل محمد صدقه جایز نیست، لذا به جای
آن خمس را برای آنها قرار داده است.» نیز از او نقل کرده است: «کان النبی واهل بیته
لا یأکلون الصدقه فجعل لهم خمس الخمس؛ رسول خدا(ص) و اهل بیت(ع) او صدقه نمی خوردند،
لذا خمس را برای آنها قرار داده است.» در این مورد روایتی از علی بن الحسین نیز نقل
نموده است. آن حضرت به مردی از اهالی شام فرمود: «اما قرأت فی الانفال واعلموا انما
غنمتم من شیء فان لله خمسه وللرسول قال نعم فانکم لانتم هم؟ قال نعم؛ در سوره انفال
نخوانده ای «آنچه از غنیمت به دست بیاورید، یک پنجم از آن برای خدا و رسول است»؟
گفت: بلی خوانده ام! مگر آنها شمایید؟! فرمود: بلی (آنان ما هستیم).»
سلیم بن قیس از امیرالمومنین(ع) روایت کرده است: «به خدا قسم! مقصود از ذی قربی ما
هستیم که آنها کسانی هستند که خداوند آنها را با خود و رسولش قرین ساخت و گفت:
«فانّ لله خمسه…». این آیه مخصوص به ماست و به سبب احترام و اکرام پیامبر، خداوند
در صدقه سهمی برای ما قرار نداده است تا ما از دست مانده مردم نخوریم.»[۵۱]
دیدگاه دانشمندان فریقین را می توان به سه گروه تقسیم کرد:
الف) امام معصوم و زمان هر عصر: تعداد کثیری از علمای مکتب اهل بیت(ع) این نگرش را
قبول کرده اند. شیخ طوسی، شیخ مفید، سید مرتضی علم الهدی، ابن زهره، ابن حمزه،
ابن ادریس، سلار و محقق ثانی از آن جمله اند.
ب) فرزندان هاشم: برخی از دانشمندان اهل سنت و شیعه این قول را پسندیده اند.
ج) فرزندان هاشم و عبدالمطلب: اکثر اهل سنت از جمله شافعی به طرف این دیدگاه
رفته اند.
کسانی که قول اول را قبول کرده اند گفته اند این مسئله اجماعی است و دیگر اینکه
«ذی القربی» مفرد است و لفظ مفرد بر بیشتر از یک فرد صدق نمی کند و در این زمینه
برخی روایات نیز دلالت می کند: «خمس ذی القربی لقرابه رسول الله وهو الامام.»[۵۲]
روایت دیگری را نیز شیخ انصاری در کتاب خمس آورده است: «ونحن والله عنی
بذی القربی.»[۵۳]
مراد از یتامی، مساکین و ابن سبیل
دانشمندان مکتب اهل بیت(ع) معتقدند که مراد از این سه گروه، ایتام و مساکین و
درماندگان، خویشاوندان پیامبرند، ولی اهل سنت بر آن اند که مراد از آن، سه گروه از
مسلمانان اند. دلیل ما اجماع است، زیرا شکی در شمول مساکین، ایتام و ابن سبیل از
اهل بیت(ع) در آیه نیست و دلیلی برای شمول غیر اهل بیت(ع) در آیه وجود ندارد.[۵۴] در
این مورد روایاتی نیز از طریق اهل بیت(ع) وارد شده است. چنان که از امیرالمومنین(ع) در
مورد آیه مذکور آمده است: «منا خاصه ولم یجعل لنا فی سهم الصدقه نصیبا أکرم نبیه
وأکرمنا أن یطعمنا أو ساخ أیدی الناس.»[۵۵]
روایت مرفوع دیگر از صفار نقل شده است: «والنصف الباقی للیتامی والمساکین وأبناء
السبیل من آل محمد صلی الله علیه واله الذین لا تحل لهم الصدقه ولا الزکاه عوضهم
الله سبحانه ذلک مکان الخمس.»[۵۶]
پاسخ یک شبهه
عموم آیه اقتضا می کند که ذی القربی واحد نباشد و عموم «والیتامی والمساکین» تقاضا
می کند که هر کس به این صفات متصف باشد، آیه شامل آن شود و به بنی هاشم مختص نباشد.
بنابراین، مذهب شما مخالف قرآن است، زیرا شما سهم ذی القربی را به امام اختصاص داده
و قرابت و خویشاوندان رسول خدا(ص) را بنی هاشم قرار نداده اید.
پاسخ اشکال این است که تخصیص ظاهر عموم با ادله ممنوع نیست و تخصیص ظواهر را کسی
منع نکرده است. ذی القربی عام است ولی به قربای نبی مخصوص کرده است و لفظ یتامی و
مساکین و ابن سبیل عام و مشترک بین ذمی، غنی و فقیر است، ولی به کسانی که به این
اوصاف مخصوص اند اختصاص یافته است. ما ذی القربی را به امام که جانشین رسول خداست
تخصیص داده ایم با اینکه ذی القربی مفرد است و اگر همه (جمع) منظور بودند، باید
ذوالقربی می آمد که بر جمع حمل شود و خلاف ظاهر عمل گردد.[۵۷]
آیه دوم
«وآت ذا القربی حقّه والمسکین وابن السّبیل؛ و حق نزدیکان را بپرداز، و (همچنین حق)
مستمندان و وامانده در راه را.»[۵۸]
مراد از ذالقربی در آیه و امثال آن قرابت رسول خداست. در تفسیر ذیل آیه، روایتی از
شیعه و اهل سنت مروی است: هنگامی که این آیه نازل شد، رسول خدا(ص) فدک را به حضرت
فاطمه(س) اعطا نمود.[۵۹] پس از رحلت آن حضرت حاکمان وقت فدک را از دست حضرت
فاطمه(س)
گرفتند و حضرت زهراJ خطبه ای طولانی در این مورد ایراد فرمود.[۶۰]
آیه سوم
«یسألونک عن الأنفال قل الأنفال للّه والرّسول فاتّقوا اللّه وأصلحوا ذات بینکم
وأطیعوا اللّه ورسوله إن کنتم مّؤمنین؛ از تو درباره انفال سؤال می کنند؛ بگو:
انفال مخصوص خدا و پیامبر است؛ پس از مخالفت فرمان خدا و بپرهیزید و خصومتهایی را
که در میان شماست، آشتی دهید و خدا و پیامبرش را اطاعت کنید، اگر ایمان دارید.»[۶۱]
در مورد انفال اختلاف شده است. برخی می گویند: انفال همان غنیمت جنگ بدر است. برخی
دیگر گفته اند که مراد از انفال عبد و کنیز مسکین است که بدون جنگ به تملک مسلمانان
در آمده اند. گروهی معتقدند که مراد از انفال همان مال غنیمت است. ولی امام صادق(ع)
انفال را این گونه تعریف کرده است: «انّها ما اخذ من دارالحرب من غیر قتال ومیراث
ما لاوارث له قطائع الملوک والاجام بطون الاودیه.» انفال جمع نفل است و به زیادتی
بر شیء نفل گفته می شود و چون اموال زیاده بر مال غنیمت است، به آن انفال گفته شده
است. [۶۲]
آیه چهارم
«ماأفآءالله علی رسوله من اهل القری فلله وللرسول ولذی القربی والیتمی والمسکین
وابن السبیل کی لا یکون دوله بین الاغنیاء منکم وما اتاکم الرسول فخذوه وما نهیکم
عنه فانتهوا واتقواالله ان الله شدید العقاب؛ آنچه را خداوند از اهل این آبادیها به
رسولش باز گرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان او، و یتیمان و مستمندان و در
راه ماندگان است تا (این اموال عظیم) در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد. آنچه
را رسول خدا(ص) برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید) و از آنچه نهی کرده خودداری
نمایید؛ و از خدا پروا کنید عقاب خداوند بسیار شدید است.»
۲. ادله روایی
الف) روایات اهل سنت
۱. رسول خدا(ص) فرمود: «در رکاز خمس است. کسی پرسید: منظور از رکاز چیست؟ رسول
خدا(ص)
فرمود: معادن طلا و نقره است که خداوند از روزی که زمین را خلق کرده در آن قرار
داده است.»[۶۳] ابن حجر عسقلانی می نویسد که وجوب خمس در رکاز متفق علیه است. [۶۴]
۲. در نامه ای که رسول خدا(ص) برای قبیله بنی قضاعه نوشت، اهل قبیله را مأمور به دادن
خمس فرمود: «بطون زمین و دشتها و اعماق دره ها و بیرون آنها همه در اختیار شماست که
از گیاهان آن استفاده کنید و آب آن را بنوشید و در برابر آن، خمس آن را
بدهید. »[۶۵]
۳. رسول اکرم(ص) در نامه ای دیگر برای قبیله مسروق بن وائل، بر دادن خمس در دفائن و
معادن چنین تأکید می کند: «به نام خدای بخشنده مهربان! از محمد رسول خدا به سوی
رؤسای حضرموت: به آنها دستور می دهد که نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند؛
زکات بر حیواناتی است که به چهل برسند و از آن تجاوز کنند و در سیوب که همان گنجها
و معدنهاست خمس است. در نخلهایی که بدون احتیاج به آبیاری پرورش می یابند واجب است
یک دهم بپردازند.»[۶۶]
ب) روایات مکتب اهل بیت(ع)
۱. محمد بن مسلم از امام باقر(ع) نقل می کند و می گوید: من از امام درباره معادن طلا،
نقره، مس، فلز و سرب پرسیدم، فرمود: بر همه اینها خمس واجب است.[۶۷]
۲. علی بن مهزیار از محمد بن الحسن نقل کرده است: برخی از اصحاب به ابوجعفر ثانی
نامه نوشتند و سؤال کردند: آیا بر همه آنچه شخص به دست می آورد، چه زیاد باشد چه
کم، بر صنایع خمس هست؟ حکم آن چیست؟ امام به به دست مبارک خود نوشت: بعد از اخراج
مؤنه سال بر این همه خمس واجب است. [۶۸]
۳. علی بن مهزیار روایت می کند علی بن راشد گفته است: من به امام گفتم: شما به من
فرمان دادید که برای امر شما قیام کنم و حق شما را بگیرم و من این مطلب را به برخی
موالیان شما گفتم، ولی برخی از آنان سؤال کردند که حق امام چیست. نمی دانستم چه
جوابی به آنها بدهم. حضرت فرمود: «بر آنها خمس واجب است.» من پرسیدم: بر چه چیز خمس
واجب است؟ فرمود: «در کالاها و باغهایشان.» من پرسیدم: آیا تاجر و صنعتگر هم باید
خمس بدهد؟ فرمود: «البته وقتی مخارج خود را تحصیل کردند و توانستند خمس بدهند، باید
بدهند.»[۶۹]
علامه در المیزان می نویسد: «روایات در این باب از طریق شیعه و اهل سنت بسیار است.
روایاتی که عمل و رفتار پیامبر را حکایت می کنند و از طریق عامه رسیده اند، از جهت
مضمون مختلف اند؛ مضمون برخی از آنها این است که رسول خدا(ص) خمس را به چهار سهم
تقسیم می کرده و در برخی دیگر این است که آن حضرت آن را به پنج سهم تقسم می کرده
است. چیزی که هست، اگر مسلّم نباشد، نزدیک به مسل
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 