پاورپوینت کامل بررسی و نقد دیدگاههای فهد رومیپیرامون مکتب تفسیری شیعه و المیزان ۱۰۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بررسی و نقد دیدگاههای فهد رومیپیرامون مکتب تفسیری شیعه و المیزان ۱۰۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بررسی و نقد دیدگاههای فهد رومیپیرامون مکتب تفسیری شیعه و المیزان ۱۰۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بررسی و نقد دیدگاههای فهد رومیپیرامون مکتب تفسیری شیعه و المیزان ۱۰۸ اسلاید در PowerPoint :

۵۹

چکیده

دکتر فهدبن عبدالرحمن بن سلیمان الرومی در کتاب اتجاهات التفسیر فی القرن الرابع
عشر۱ درصدد ارائه مکاتب تفسیری (عقایدی، علمی، ادبی، عقلی و…) در قرن چهاردهم
است. در این کتاب از منهج شیعه در تفسیر قرآن نیز سخن به میان آمده و پاره ای از
مهم ترین کتابهای تفسیری معاصر به اجمال معرفی شده اند.

فهد رومی در این میان به بررسی تفسیر المیزان با تفصیل بیشتری پرداخته و منهج
تفسیری علامه را با ذکر نمونه هایی ارائه کرده است. نویسنده در این معرفی دچار لغزش
و تناقض گوییهای آشکار است. پیش داوریهای وی درباره امامیه و اصول تفسیر شیعه، وی
را به طرح ادعاهای بی اساس سوق داده است. وی تفسیر شیعه را از پای بست ویران
می بیند، علامه را به خرافه گویی و پندارزدگی متهم می کند، مقاله حاضر داوریها و
ادعاهای وی را مورد بررسی قرار می دهد.

واژه های کلیدی: مناهج التفسیر، تفسیر الشیعه، تفسیر المیزان، حجیت تفسیر صحابه.

دکتر فهد رومی در کتاب خود، اتجاهات التفسیر فی القرن الرابع عشر، تحت عنوان «رأیی
فی هذا المنهج منهج الشیعه فی التفسیر ]منهج الشیعه فی التفسیر[» چنین می آورد:

ما مثلی وأنا ارید الحدیث عن منهجهم فی التفسیر إلا کمثل رجل وقف أمام قصر منیف
انهد عموده فتساقطت ارکانه وانطمرت معالمه فلم یظهر إلا العیوب والفجوات.

لست أقول هذا تعصباً ولست أقوله حقداً ولکنی أری منهجاً أسقط من حسابه العمود الذی
تقوم علیه اصول التفسیر وأرکانه… .

مَثَل من که می خواهم درباره شیوه امامیه در تفسیر سخن گویم، مَثَل مردی است که در
پیش روی قصر بلند باشکوه با ستونهای شکسته و ویران ایستاده است؛ قصری که ارکانش
فروریخته و آثار شکوهش از میان رفته است و چیزی جز عیب و نقص آن آشکار نمانده است.
من این سخن را از سر تعصب و کینه نمی گویم، بلکه چون این شیوه را از پای بست ویران
می بینم، چنین حکم می کنم.۲

از نظر مؤلف، شیوه امامیه در تفسیر بر اساس نفی بیان صحابه رسول خداست. از همین رو،
موجب شده تا ستون اصلی تفسیرش شکسته و اصول و ارکان آن متلاشی شود، چون تنها
صحابه اند که تفسیر را از پیامبر خدا فراگرفته و سپس بین مسلمین نشر داده اند؛
بنابر این راه تفسیر قرآن اخذ قول رسول خداست و این نیز جز از طریق صحابه
امکان پذیر نیست و مسیر دیگر در این باره از سر نادانی و انحرافی آشکار خواهد بود.۳
فهد رومی بر همین اساس می نویسد:

چون امامیه، روایات تفسیر صحابه از رسول خدا(ص) را غیرمعتبر می دانند… ناگزیرند به
امور دیگر پناهنده شوند تا رخنه ای را که از این ناحیه در تفسیرشان پدید آمده، پر
کنند. این امور عبارت اند از:

۱. امامیه روایاتی جعلی را نقل می کنند و به ائمه خود نسبت می دهند.

۲. برای امامان خود مقام تشریع قائل اند، چون آنان را معصوم می دانند.

۳. چون ظاهر قرآن آرای انحرافی آنان را بر نمی تابد به جری و تطبیق در آیات و بطون
قرآن گردن می نهند. ۴. امامیه به این امور اکتفا نمی کنند، بلکه تحریف قرآن را باور
دارند و اگر برخی از آنان تحریف را منکرند تقیه می کنند. ۵. آنان به تقیه، رجعت،
بدأ، امامت، عصمت، و اموری دیگر اعتقاد دارند؛ اموری که بر پایه درست بنیان نشده و
مستندی از کتاب خدا و سنت صحیحه ندارد… .۴

ضرورت نقد دیدگاههای فهد رومی

به نظر ما نقد دیدگاه فهد رومی ضرورتی اجتناب ناپذیر است، چون رویکرد او به تفسیر
المیزان به طور خاص و تفسیر شیعه به طور عام که بر اساس خلط مباحث، کتمان حقایق و
لغزشها نهاده شده، فاصله اختلاف بین مسلمین را تشدید و دیگران را دچار تردید و
انکار می کند. وی بر این ادعاست:

پیش از این بر این باور بودم، آنان که شیعه را نکوهش می کنند و پرده از اسرار آنان
فرو می اندازند، آب به آسیاب دشمن می ریزند. به خود می گفتم: گرفتاریهای مسلمین که
از ناحیه دشمنان آنان پدید آمده، برای آنان کافی است. پس باید [برای تقریب] به سمت
شیعه روی آورد و خصومتها را فرو گذاشت تا بهانه به دست دشمنان اسلام نیفتد؛ لیکن به
مرور زمان، کید و مکر شیعه برای من آشکار شد و بر اثر مطالعه در آثار نو و کهن شیعه
به یقین دریافتم باید پیش از آنکه غیرمسلمین را به اسلام دعوت کنیم، شیعه را به
اسلام فراخوانیم و پیش از آنکه خطر غیرمسلمین را نمایان کنیم، از خطر شیعه سخن به
میان آوریم، چون خطر شیعه بیشتر و سهمگین تر است!۵

اکنون به نظر می رسد ابتدا باید میزان اعتبار اقوال صحابه را به استناد مدارک
اهل بیت بررسی کنیم تا مشخص شود تفسیر صحابه تا چه اندازه قابل اعتناست و آیا اگر
به قول فهد رومی کسی از تفسیر صحابه روی گرداند، به نادانی و انحراف دچار خواهد شد
یا نه؛ سپس به بررسی ادعاهای دیگر فهد رومی درباره تفسیر المیزان بپردازیم.

ادله حجیت قول صحابی در تفسیر

مدارک اهل سنت در تفسیر پس از قرآن (تفسیر قرآن به قرآن) و سنت پیامبر خدا(ص)، اقوال
صحابه است آنان بر این نظر متفق اند. در مصادر اهل سنت دلیل روایی خاصی از پیامبر
خدا(ص) درباره حجیت قول همه صحابه در تفسیر قرآن به چشم نمی خورد و دانشمندان
اهل سنت نیز به روایتی در این زمینه تمسک نکرده اند.۶

اساساً ادله اهل سنت در این باره اعتباری (غیرنقلی) است. این ادله مشابه یکدیگر و
بر مبنای تلقی اهل سنت از صحابه پیامبر خدا و حضور صحابه در حین نزول وحی است،
ابن کثیر (م ۷۷۴ق) در این زمینه می نویسد:

هنگامی که تفسیر آیه ای را در خود قرآن و سنت نیافتیم به اقوال صحابه رجوع می کنیم.
آنان داناتر به تفسیرند، چون شاهد قراین و احوالی هستند که به زمان آنان اختصاص
دارد و نیز آنان دارای فهمی تام و دانش درست و عمل شایسته اند؛ به ویژه علما و
بزرگان صحابه مانند خلفای راشدین و عبدالله بن مسعود… و دانشمند دریای علم،
عبدالله بن عباس… .۷

دکتر ذهبی نیز پس از حدود هفت قرن، همین عبارت ابن کثیر را (بلکه با تقلید از الفاظ
وی) آورده و تنها به آن این جمله را می افزاید: «چون احتمال دارد آنچه آنان در
تفسیر می گویند، از رسول خدا(ص) شنیده باشند.»۸

دکتر منیع عبدالحلیم محمود نیز تحت عنوان رسم منهج سلفی للتفسیر در این باره
می نویسد:

صحابه شاهد نزول آیات و همزمان با اسباب نزول قرآن بوده اند، ناسخ و منسوخ را
می شناسند، شرایطی را که بر قرآن حاکم بوده و معناهایی را که رسول خدا(ص) بیان
می کردند لمس می کردند، فهم آنان [از آیات] روشن تر است و بر اجتهاد و استنباط
توانمندترند.۹

وی این شیوه را برگرفته از تفکر سلفی ابن تیمیه می داند و آن را قابل قبول
می شمرد.۱۰

دلیل دوم در این زمینه دیدگاه برخی از اهل سنت از جمله ابن تیمیه۱۱ و شاگرد وی
ابن قیم جوزی است۱۲ که می گویند: پیامبر خدا تمام معانی قرآن را برای اصحابشان بیان
کرده اند. از این رو ادعا می کنند:

غالب اختلاف سلف [که در رأس آنان صحابه قرار دارند] در تفسیر، اختلاف تنوع است نه
اختلاف تضاد [یعنی امکان جمع بین آرای آنان هست].۱۳

به نظر می رسد پیش از ابن تیمیه، حاکم نیشابوری (م ۴۰۵ق) نیز تا حدودی به همین نظر
گرایش داشته است.۱۴

دلیل سوم حدیث منقول از ابن مسعود است که می گوید:

کان الرجل منّا إذا تعلّم عشر آیات لم یتجاوزهنّ حتی یعلم معانیهن والعمل بهنّ؛هرکس
از ما ده آیه را فرا می گرفت، از آن نمی گذشت تا آنکه معانی آیات و [چگونگی] عمل به
آنها را یاد گیرد.۱۵

شاطبی نیز ضمن برشمردن مراتب علم مفسران، صحابه و تابعین را در ردیف اول و آنان را
راسخان در علم می شمرد و خود و دیگران را با علم و فهم آنان قابل مقایسه
نمی داند.۱۶

از نظر دکتر ذهبی نیز آنان که از مذهب صحابه و تابعین در تفسیر روی برگرداندند دچار
خطاهای زیادند و قرآن را بنا به رأی و هوای خود تفسیر می کنند.۱۷ فهد رومی نیز از
همین نظریه پیروی کرده است.۱۸

بررسی ادله حجیت قول صحابه در تفسیر

در بررسی حجیت قول صحابی باید دو مقام از یکدیگر جدا شود:

یک: قول صحابی به عنوان راوی تفسیر.

دو: قول صحابی برگرفته از اجتهاد در تفسیر که در اصطلاح حدیث «موقوف یا اثر» خوانده
می شود. در موردی که صحابی راوی تفسیر آیات است، باید مانند سایر احادیث مورد نقد
سندی و دلالی قرار گیرد چون:

اولاً: عدالت تمام صحابه محرز نیست و باید عدالت راوی حدیث احراز شود. هرچند
اهل سنت جملگی صحابه را عادل می دانند،۱۹ لیکن این مبنا (عدالت تمام صحابه) از نظر
صحابه و جمعی از اهل سنت به استناد آیات، روایات و شواهد تاریخی مورد مناقشه های
جدی قرار گرفته است.۲۰

ثانیاً: احادیث متواتر از پیامبر خدا(ص) که می فرماید: «لاتکذبوا علیّ…» تحذیر از
دروغ بستن به پیامبر خدا را اثبات می کند،۲۱ که در عصر خود پیامبر۲۲ و پس از ایشان
به وقوع پیوسته است. اگر خود این حدیث هم جعلی باشد، باز نشان می دهد بر پیامبر خدا
دروغ می بستند و حدیث جعل می کردند.

ثالثاً: صحابه در صدق روایت تفاوت دارند، به گونه ای که خودشان درباره تصدیق گفتار
یکدیگر به طور یکسان عمل نمی کردند. مانند عمربن خطاب که سخن عبدالرحمن بن عوف را
تصدیق می کند، ولی به ابوموسی اشعری می گوید برای صدق گفتارت شاهد بیاور.۲۳

رابعاً: به اعتراف برخی از صحابه مانند براء بن عازب هرچه آنان از پیامبر خدا(ص) نقل
می کنند، به طور مستقیم از شخص پیامبر نشنیده اند.۲۴

خامساً: خود صحابه یکدیگر را نقد و تخطئه می کردند، مانند تخطئه عایشه در مورد حدیث
عمر.۲۵

این ادله و قراین نشان می دهد حدیثی که از صحابی درباره تفسیر قرآن (یا غیر تفسیر)
نقل می شود، باید مانند سایر احادیث مورد نقد سندی و دلالی قرار گیرد. صرف نقل قول
از صحابی اعتباری به روایت نمی بخشد، جز آنکه خبری متواتر یا محفوف به قرینه قطعیه
باشد که در این صورت بیانی برای آیات قرآن محسوب می شود. افزون بر این، در مقام
اثبات نیز روایات تفسیری صحابه و دیگران (مانند تابعین و…) با دشواریهایی
روبه روست؛ از جمله منع نگارش و حتی نشر حدیث که حدود یک قرن و نیم در بین اهل سنت
به طول انجامید و به طور طبیعی موجب بروز تغییر و تبدیل در متن احادیث شد.۲۶ افزون
بر آن، وضع و جعل احادیث و نسبت دادن آنها به صحابه که به اعتراف اهل سنت موجب وجود
روایات جعلی بی شمار در تفسیر قرآن شده است، مسئله را با دشواری جدی روبه رو
می کند. ذهبی در این باره می گوید:

نباید فریب هر آنچه را در تفسیر به صحابه نسبت می دهند، خورد؛ چون در تفسیر بسیاری
از احادیث را از سر کذب و بهتان به صحابه نسبت می دهند.۲۷

از همین روست که احمدبن حنبل سه چیز را بی ریشه می داند: تفسیر، ملاحم و مغازی.۲۸
احمد خولی نیز در این زمینه بحثی قابل توجه دارد.۲۹

در موردی که صحابی استنباط خود را در تفسیر آیه ای بیان می کند نیز به طریق اولی
باید مورد بررسی و نقد قرار گیرد، چون:

اولاً: برخلاف نظر ابن تیمیه، فهد رومی و دیگران، هرچه را صحابه در تفسیر می گویند،
از پیامبر خدا(ص) نگرفته اند، چون پیامبر خدا(ص) تمام معارف قرآن را برای همه صحابه
بیان نکرده اند. قرطبی می گوید:

صحابه که خداوند از آنان خشنود باد، قرآن می خواندند و در تفسیر آن اختلاف داشتند و
هرچه در این باره گفتند از پیامبر نشنیده بودند. شاهد آن هم دعای پیامبر در حق
ابن عباس است که فرمود: «خدایا او را در دین فقیه کن، دانش تأویل به وی بیاموز.»
اگر تأویل آیات همانند تنزیل آنها جملگی از پیامبر شنیده شده بود، وجهی برای اختصاص
این دعا برای ابن عباس نبود. این نکته آشکار است بدون آنکه در آن اشکالی باشد.۳۰

بغدادی نیز بر همین سخن است.۳۱ ابن عاشور نیز ضمن تأیید این سخن می گوید:

عمر بن خطاب از اهل علم درباره معنای بسیاری از آیات پرسش می کرد و بر آنان شرط
نمی کرد تنها آنچه را در این زمینه از پیامبر خدا(ص) شنیده اند، بگویند… .۳۲

از همین رو، اختلاف صحابه در فهم آیات پدید آمده است و برخلاف ادعای ابن تیمیه این
اختلاف در برخی موارد از نوع اختلاف تضاد است . به همین دلیل، هر کدام از صحابه
اجتهاد دیگری را تنها برای خود او می پذیرفت و دلیلی هم بر عصمت صحابه در تمام این
اقوال در دست نیست.۳۳ دانشمندان شیعی نیز بر این قول متفق اند که اجتهاد صحابی در
تفسیر و غیر آن برای دیگران حجت نیست.۳۴ علامه طباطبایی در تفسیر آیه شریفه
«وأنزلنا إلیک الذکر لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ…» (نحل،
آیه۴۴) می نویسد:

این آیه دلالت بر حجیت قول پیامبر خدا(ص) در تبیین آیات قرآن دارد و تبیین اهل بیت(ع)
نیز به دلیل حدیث متواتر ثقلین و ادله دیگر، به آن ملحق می شود. اما سایر امت از
صحابه و تابعین و علما حجتی در تفسیرشان نیست و آیه شامل آنها نمی شود. نص مورد
اعتمادی در این زمینه وجود ندارد… آیه «…فاسألوا أهل الذکر إن کنتم لاتعلمون» (
نحل: ۴۳) نیز ارشاد به حکم عقلا در رجوع جاهل به عالم است ، بدون آنکه اختصاص به
طایفه ای خاص از علما (مانند صحابه) داشته باشد.۳۵

ثانیاً: اهل سنت که به مراتب صحابه در فهم و تفسیر آیات معترف اند و تنها عده اندکی
از آنان را جزو علمای تفسیر به حساب می آورند،۳۶ نباید همه صحابه را به فهم تام و
عمل درست، توانمندتر از دیگران در اجتهاد و استنباط و راسخ در علم محسوب کنند. این
با واقعیتهای انکارناپذیر، منافات دارد.

ثالثاً: در مقام اثبات نیز تفسیر صحابه با دشواریهایی روبه روست. از جمله چون یکی
از منابع تفسیر صحابه، اهل کتاب اند، به طور طبیعی اسرائیلیات در تفسیر آنها داخل
خواهد شد؛ به ویژه در شرایطی مانند عصر خلافت عمر که افرادی مانند کعب الاحبار مجال
یافته اند تا اسرائیلیات را در بین صحابه و دیگران نشر دهند.۳۷ این در حالی است که
پیامبر خدا(ص) پیش از به خلافت رسیدن عمر، وی را از تعلق خاطر به اهل کتاب برحذر
داشته بودند.۳۸ کافی است در این زمینه به پژوهشهای استاد معرفت بنگرید که بیش از
دویست صفحه از کتاب التفسیر والمفسرون را به ذکر شواهدی از اسرائیلیات در تفسیر
اختصاص داده اند.۳۹

با این وصف، بیان صحابه (در صورتی که با سند درست نقل شود) درباره رخدادهای صدر
اسلام، بیان آداب و رسوم جاهلیت و قراین و شواهد محفوف به نزول قرآن که در تفسیر
آیات دخالت دارند و بالاخص در بیان شأن نزول آیات و بیان معنای لغوی آیات، معتبر
می باشد؛ چون قرآن به زبان آنان نازل شده و مفسر را در رسیدن به معنای رایج آن لغت
در زمان نزول وحی کمک می کند؛۴۰ هرچند ممکن است آن معنا مطابق با معنای اصطلاحی آن
در لغت نباشد.

اجتهادها و استنباطهای علمای صحابه در تفسیر باید مانند سایر اجتهادها، با قرآن و
سنت قطعیه محک بخورد و در صورت موافقت با آنها پذیرفتنی است. البته در واقعیت
موجود، مجموعه آرا و روایات تفسیری صحابه اندک۴۱ و بنابر منابع کتاب کنز العمال
حدود ۵۴۴ حدیث می باشد۴۲ که با حذف تکرار در آنها از سیصد و پنجاه حدیث تجاوز
نمی کند.

حاصل آن که، روشن شد تعلق خاطر فهد رومی به دیدگاه صحابه در تفسیر خطا بر اثر
نادیده گرفتن واقعیات درباره ادلّه حجیت قول صحابه درتفسیر و نیز کمیّت آرا و
روایات آنان در این باره، شکل گرفته است. این تعلقِ ارزیابی نشده و به دور از
واقعیت موجب شده تا فهد رومی دچار لغزش فاحش شود.

دکتر فهد رومی در کتاب خود به معرفی تفسیر المیزان اهتمام ویژه دارد. وی پس از شرح
از حال کوتاهی از علامه، درباره این تفسیر می نویسد:

بدون شک این یکی از تألیفات مهم امامیه اثنی عشریه در تفسیر در قرن چهاردهم به شمار
می رود بلکه مهم تر از آن نیست… .۴۳

مؤلف برای معرفی شیوه علامه در تفسیر، تنها به ارائه بخشی از مقدمه المیزان اکتفا
می کند که در آن علامه از احتراز بحثهای گوناگون روایی ، فلسفی، علمی، تاریخی،
اجتماعی و اخلاقی در متن تفسیر و نیز از عدم حجیت اقوال صحابه و تابعین سخن
گفته اند. فهد رومی پس از این مقدمه ، چند موضوع تفسیری را به عنوان نمونه از تفسیر
المیزان گزینش کرده و باز تنها به ذکر برخی از عبارت علامه در تفسیر آنها، بسنده
می کند. این موضوعات عبارت اند از: امامت (در آیه۱۲۴ بقره)، تقیه (در آیه۱۸
آل عمران)، رؤیه الله (آیات۲۲ ـ ۲۳ قیامت) خلود در دوزخ (آیه۱۶۷ بقره)، مسح پاها در
وضو (آیه۶ مائده)، ارث انبیا (آیه۱۶ نمل) و ازدواج موقت (آیه۲۴ نساء) . نویسنده در
این بخش نیز فقط نقدی بسیار کوتاه به دیدگاه علامه در تفسیر دو آیه۱۲۴ بقره (در
بحث امامت) و آیه۶ مائده (در مسح پاها) دارد و سپس در یک قضاوت کلی می نویسد:

اگر خواهان کشف حقیقت در این مسئله و مسائلی دیگر هستی که امامیه و غیر آنان از
فرقه های گمراه به آن گردن نهاده اند، پس بر تو باد به آنچه درباره تفسیر اهل سنت و
جماعت و منهج تفسیر آنان آورده ام؛ چون تفسیر اهل سنت و منهج فقهی آنان میزانی است
تا اقوال شاذه ای که موجب سردرگمی می شوند با آن محک خورد.۴۴

نکته دیگر که در این کتاب در معرفی تفسی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.