پاورپوینت کامل در حریم عفاف ۵۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل در حریم عفاف ۵۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل در حریم عفاف ۵۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل در حریم عفاف ۵۴ اسلاید در PowerPoint :
۲۲
عفت گوش
محمدکاظم بدرالدین
خداوند در قرآن کریم درباره مسئولیت اعضای بدن، از جمله گوش، چنین هشدار می دهد: «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولـئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً؛ همانا گوش و چشم و دل، همه آنها بازخواست می شوند». (اسراء: ۳۶)
امام صادق(ع) در معنای این آیه می فرماید:
یُسْأَلُ السَّمْعُ عَمّا سَمِعَ وَالْبَصَرُ عَمّا نَظَرَ إِلَیْهِ وَالْفُؤادُ عَمّا عَقَدَ عَلَیْهِ.[۱]
گوش درباره آنچه شنیده و چشم درباره آنچه دیده و دل درباره آنچه به آن عقیده مند شده، بازخواست می شوند.
امام سجاد(ع) نیز در رساله الحقوق درباره حق گوش چنین می فرماید:
وَ أمّا حَقُّ السَّمْعِ فَتَنْزیهُهُ عَنْ أَنْ تَجْعَلَهُ طریقاً إلی قَلْبِکَ إلاّ لِفُوهَهٍ کریمَهٍ تحدثُ فی قَلْبِکَ خَیْراً أوْ تَکْسِبُ خَلْقاً کریماً، فَاِنَّهُ بابُ الکَلامِ إِلَی القَلْبِ یِؤَدّی بِهِ ضُرُوبَ الْمَعانی عَلی ما فیها مِنْ خَیْرٍ أَوْ شَرٍّ وَ لا قُوَّهَ اِلاّ بِاللهِ.[۲]
و اما حق گوش آن است که آن را راهی بهسوی دل خویش قرار ندهی (هر سخنی را به واسطه آن به قلب خود وارد نسازی) مگر سخن خوبی که در دلت، خیری پدید آورد یا اخلاق نیکی بهوسیله آن به دست آوری، که گوش، درِ سخن بهسوی دل است و معانیِ مختلف خیر و شرّ را به قلب می رساند. «ولا قوّهَ إلاّ بالله».
با توجه به فرمایش گهربار زینت عبادت کنندگان، امام سجاد(ع)، گوش، دری است که خداوند آن را به سوی قلب گشوده تا شنیدنی های خیر و حلال را به آن برسانیم. پس سزاوار نیست شنیدنی های حرام را بهوسیله آن به قلب رساند، بلکه باید با گوش، صدای دل نشینِ قرائت قرآن، تلاوت اذان، پند و اندرزها، زیارت ها، روضه ها و دعاها را به قلب رساند. اکنون سه مورد مهم را که شنیدن آن بر انسان حرام شده است، به اختصار بیان می کنیم:
۱. غیبت
غیبت از گناهان کبیره است که در قرآن چنین نکوهش شده است:
وَلَا یَغتَبْ بَّعْضُکُم بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ. (حجرات: ۱۲)
و غیبت همدیگر را نکنید، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد، پس آن را ناخوش دارید (غیبت این گونه است)… .
همان گونه که غیبت کردن حرام است، گوش دادن به آن هم بنا بر نظر همه فقها حرام است. پیامبر گرامی اسلام می فرماید: «السّامِعُ لِلْغَیْبَهِ اَحَدُ الْمُغْتابینَ؛ شنونده غیبت در حکمِ غیبت کننده است [یعنی در نامه عمل او نیز گناه نوشته می شود]».[۳]
از امام صادق(ع) نیز نقل شده است که فرمود: «اَلْغَیبَهُ کُفْرٌ وَ الْمُسْتَمِعُ لَها و الرَّاضی بِها مُشْرِکٌ؛ غیبت کردن کفر است و گوش دادن و راضی بودن به آن شرک است.»[۴] این روایت به تنهایی در زشت بودن غیبت کافی است؛ زیرا در اسلام گناهی بالاتر از کفر و شرک ورزیدن به خدا وجود ندارد.
بدیهی است در هتک حرمت مؤمن (با توجه به اینکه در روایات معتبر، حرمت مؤمن، بالاتر از کعبه معرفی شده است) شنونده غیبت، رکن اصلی و در حقیقت سبب ریختن آبروی او می شود. ازاین رو، بر هر مسلمانی واجب است هرگاه کسی را در حال نقل عیب مؤمنی می بیند، نهتنها به آن گوش ندهد، بلکه وی را از این کار بازدارد و از مؤمن دفاع کند. این کار، تکلیف و مسئولیت و حق هر مؤمن بر گردن مؤمن دیگر است.
در بخشی از روایتی از پیامبر گرامی اسلام می خوانیم: «… اگر شنونده، غیبت را رد نکند، با اینکه قدرت این کار را دارد، گناهش هفتاد برابر غیبت کننده است».[۵]
مرحوم شیخ انصاری(ره) دراین باره می نویسد:
علت اینکه گناه شخص شنونده که غیبت را شنیده و ردّ نکرده است از خودِ غیبت کننده بیشتر است، این است که سبب جرئت غیبت کننده شده و باعث تکرار غیبت آن مؤمن و دیگران می شود.[۶]
البته وجوب ردّ غیبت که وظیفه هر شنونده است، در موردی است که غیبت مجاز نباشد.
۲. سخنان بیهوده
از نعمت خدادادی «گوش» در مواردی باید استفاده شود که خداوند امر کرده است، تا از این راه شکر آن گزارده شود. اگر با گوش، سخنانی شنیده شود که سودی برای دنیا و آخرت انسان ندارد و حتی موجب انحراف و گمراهی او یا بی توجهی به وظایف و مسئولیت های اجتماعی اش می شود و وی را به فساد و فحشا می کشاند کفران این نعمت شده است. یکی از مصداق های دنبال کردن سخنان بیهوده، گوش دادن به آنهاست. از امام باقر(ع) نقل شده است که فرمود:
مَنْ اَصْغی إلی ناطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَاِنْ کانَ النّاطِقُ یُؤَدّی عَنِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَدْ عَبَدَاللهَ وَ إِنْ کانَ النّاطِقُ یِؤَدّی عَنِ الشِّیْطانِ فَقَدْ عَبَدَ الشَّیْطان.[۷]
کسی که به سخن گوینده ای گوش دهد، بنده او شده است. پس اگر آن سخنگو، سخن خداوند را بیان کند، شنونده هم بندگی خدا را کرده است و اگر سخنگو، کلام شیطان را بگوید، شنونده بندگی شیطان را کرده است.
۳. غنا
در روایات زیادی، گوش دادن به غنا و ساز و آواز، حرام معرفی شده است.
امام صادق(ع) می فرماید:
اِسْتِماعُ اللَّهْوِ وَ الْغِناءِ یُنْبِتُ النِّفاقَ کَما یُنْبِتُ الْماءُ الزَّرْعَ.[۸]
گوش کردن به سخن بیهوده و غنا، باعث رشد نفاق است، همان گونه که آب مایه رشد زراعت است.
و نیز می فرماید:
بَیْتُ الغِناءِ لا تُؤْمَنُ فیهِ الفَجیعَهُ وَ لا تُجابُ فیهِ الدَّعْوَهُ وَ لا یَدْخُلُهُ المَلَکُ.[۹]
خانه ای که در آن آوای لهو (غنا) بلند باشد، از (حوادث ناگهانی مانند) مرگ ناگهانی در امان نیست و در آن خانه دعا مستجاب نمی شود و هیچ فرشته ای به آن خانه وارد نمی شود.
پرهیز از شنیدن صداهای غناآمیز، انسان را از شنیدن صداهای خوش بهشتی بهره مند می سازد، چنانکه در کتاب های معتبر روایی آمده است، خداوند در بهشت درختانی دارد که بر اثر وزیدن بادها، صداهای خوش ایجاد می کنند که هیچ کس مثل آن صدا را نشنیده و شنیدن این صداها، ویژه کسانی است که از ترس خدا به غنا و ساز و آواز لهو گوش نداده اند.[۱۰]
پاورپوینت کامل در حریم عفاف ۵۴ اسلاید در PowerPoint (2)
ملیحه متغیر
یک انشای شفاهی
در تاکسی که نشستم، دو مسافر دیگر هم نشسته بودند. راننده در آینه نگاهی به من انداخت و گفت: آبجی کجا تشریف می برین؟ گفتم: سر بلوار پیاده می شم. راننده دوباره نگاهی در آینه به من انداخت. خودم را جمعوجور کردم و چادرم را روی صورتم کشیدم، ناگهان راننده زد روی ترمز و همه به جلو پرت شدیم. یک پسر موتورسوار آمده بود جلوی تاکسی و البته با ترمز راننده، جان سالم به در برده بود. از یک طرف نچنچ مسافران تاکسی به هوا بود و از طرف دیگر فحش و ناسزاگویی راننده تاکسی. او تا سر بلوار ناسزا می گفت و موضوع را کشاند به گرانی و دولت و آمار و ارقامی که همه اش از روی حدس و گمان بود و عقب هر جمله اش به «حضرت عباس» و «این وقت و ساعت» قسم می خورد. دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم و همان طور که به خاطر نگاه های آزاردهنده اش، دو سوم صورتم را در زیر چادر پنهان کرده بودم، گفتم: آقای راننده هیچ دقت کردین از اون موقع تا حالا با حرفاتون آرامش رو از مسافراتون گرفتین؟ راننده گفت: چه آرامشی؟ کسی چه می دونه آرامش چیه! و بعد در آینه نگاهی به من انداخت و گفت: البته واسه شماها که بد نشد آبجی! ده بیست قدمی به بلوار داشتیم که با عصبانیت از راننده خواستم ماشین را نگه دارد، او هم بدون هیچ گونه مخالفتی زد روی ترمز و من پیاده شدم. با اینکه فاصله چندانی تا بلوار نمانده بود، نمی توانستم حرف ها و ناسزاهای او را تحمل کنم.
تا رسیدن به مدرسه خیلی به این موضوع فکر کردم که اگر نمی خواستم حرف های راننده را بشنوم، باید چه می کردم و بهطور کلی چه چیزهایی را نباید شنید؟ موارد عفت ورزی چشم و زبان و دست مشخص است، ولی عفت گوش چیست؟
به مدرسه که رسیدم، آقا رحیم را دیدم که داشت درِ مدرسه را می بست. با دیدن من خنده بر لب گفت: سلام خانم شریفی، دیر کردین! گفتم: سلام آقا رحیم، بچه ها رفتن سر کلاس؟ گفت: بله خانم، همین الان رفتن. با عجله سری به دفتر مدرسه زدم و بعد راهی کلاس شدم.
دم در کلاس دوم انسانی ب، فرهمند ایستاده بود که با دیدن من یک قدم رفت داخل کلاس و گفت: برپا. وارد کلاس شدم و از همه خواستم بنشینند. با اینکه می دانستم ساعت دستور زبان است، اما رو کردم به فرهمند و پرسیدم: فرهمند، این جلسه، کارمون چیه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 