پاورپوینت کامل بررسی اثرگذاری رسانه های تصویری بر نهاد خانواده ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بررسی اثرگذاری رسانه های تصویری بر نهاد خانواده ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بررسی اثرگذاری رسانه های تصویری بر نهاد خانواده ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بررسی اثرگذاری رسانه های تصویری بر نهاد خانواده ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

چکیده

موضوع این مقاله، بررسی چگونگی تأثیرات رسانه های تصویری بر نهاد خانواده است. از ویژگیهای مهم دنیای امروز، ظهور و توسعه فراوان رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی و اثرگذاری بر ارتباطات انسانی است. در این میان، رسانه های تصویری بیشترین تأثیر فرهنگی را دارند.

یکی از کانون هایی که می تواند از وسایل ارتباط جمعی به ویژه رسانه های تصویری اثر بپذیرد، نهاد ارزشمند خانواده است. اهمیت نهاد خانواده از یک سو و نیز افزایش روزافزون حجم برنامه ها و شبکه های رسانه ملی و نیز شبکه های ماهواره ای از سوی دیگر، ضرورت واکاوی دامنه تأثیرات رسانه های تصویری بر نهاد خانواده را دوچندان می سازد. در این مقاله، تأثیرات رسانه ها در دو طیف مثبت و منفی بررسی گشته و نقش سیاست ها و راهکارها در جهت تقویت بنیان خانواده در امر برنامه سازی ارائه شده است.

مقدمه

خانواده از ابتدای تاریخ، تاکنون در بین تمامی جوامع بشری به عنوان اصلی ترین نهاد اجتماعی، زیربنای اصلی جوامع بوده است. پرداختن به این بنای مقدس و بنیادین و حمایت و هدایت آن به جایگاه واقعی و متعالی اش همواره سبب اصلاح جامعه بزرگ انسانی شده و غفلت از آن موجب دور شدن بشر از حیات حقیقی و سقوط به ورطه هلاکت و ضلالت بوده است.

اسلام به عنوان مکتبی انسان ساز، بیشترین عنایت را به تکریم، تنزیه و تعالی خانواده دارد و این نهاد مقدس را کانون تربیت و مهد مودّت و رحمت معرفی می کند. هدف از تشکیل خانواده را نیز تأمین نیازهای مادی، عاطفی و معنوی انسان از جمله دست یابی به سکون و آرامش برمی شمارد.[۱]

همچنین دست یابی به این اهداف والای مکتب اسلام و حفظ و حراست دقیق و مستمر از آن، نیازمند توجه جدی به نهاد خانواده و اجرا کردن قوانین مربوط به آن در اسلام است. ضروری است همه برنامه ریزی ها و سیاست گذاری ها در تمام سطوح به ویژه در رسانه ملی، حق مدارانه و الهام گرفته از نگرش توحیدی و در راستای تعالی و مصالح خانواده باشد.

با توجه به تأثیرات فراوان برنامه های رسانه های تصویری بر نهاد خانواده و کارکردهای آن، در این مقاله سعی شده است چگونگی تأثیر رسانه های تصویری بر نهاد خانواده بررسی شود.

در ابتدا پس از بیان تعاریفی از خانواده و تأثیرات رسانه ها به صورت کلی، کارکردهای نهاد خانواده تبیین شده است. سپس به صورت مشخص، تأثیرات مثبت و منفی رسانه ها بر خانواده بررسی و در پایان، پیشنهادهایی برای ارتقا و تقویت بنیان خانواده ارائه می شود.

۱. نهاد خانواده و کارکردهای آن

الف) تعریف خانواده

خانواده، گروهی است متشکل از افرادی که از طریق نسب یا سبب و رضاع با یکدیگر به عنوان شوهر، زن، فرزندان، مادر، پدر، برادر و خواهر در ارتباط متقابلند و فرهنگ مشترکی پدید می آورند و در واحد خاصی به نام خانواده زندگی می کنند. (بیرو، ۱۳۵۷: ۱۳۰) بر اساس تعالیم اسلامی، خانواده، مجموعه ای است از افراد با رابطه های سببی (عقد و ازدواج) و نسبی (والدینی – فرزندی و خواهر و برادری). این افراد نسبت به هم، متناسب با نوع نسب و ارتباط، مسئولیت های اجتماعی، حقوقی، تربیتی، رفتاری، اقتصادی و دینی دارند.[۲]

نظام زوجیت از ارکان عالم خلقت و از آیات و نشانه های الهی است و وحدت زن و مرد در ابعاد انسانی و اختلاف آنها در بعد بشری از شاهکارهای خلقت و موجب تداوم و تکامل حیات آنان به شمار می رود. خانواده، یک گروه پویاست. گروه تنها مجموعه ای از افراد نیست، بلکه نشان دهنده نوع و شکل روابط میان اعضای آن نیز هست.

گروه را می توان مجموعه ای از افراد دانست که با برقراری ارتباط با یکدیگر و انجام کار و فعالیت مشترک، هدف مشترکی را نیز دنبال می کنند. (بورمان، ۱۹۶۹، به نقل از: فرهنگی، ۱۳۸۲) در تقسیم بندی گروه ها، خانواده را می توان جزو گروه های کوچک به حساب آورد که با اندکی تفاوت، از قوانین گروه های بزرگ پیروی می کنند. از مهم ترین قواعد این گروه ها، تحولی بودن آنهاست.

گروه به عنوان یک نظام جمعی، همواره در حال تحول و تغییر است. خانواده نیز کم و بیش از آغاز شکل گیری خود از مراحلی گذر می کند. هدف اصلی گروه خانواده، رسیدن به سطحی است که بتواند ثبات و تداوم خود را حفظ کند. از این هدف با عنوان انسجام خانواده می توان نام برد که هویتی پایدار به آن خانواده می دهد. به عبارت دیگر، انسجام گروه را می توان به عنوان سطح بالای گروه (خانواده) مطرح کرد.

انسجام گروه به عنوان سطح بالای تحول، در گرو مشارکت، هدفمندی و عملکرد متناسب با تأمین تعامل نیازهای اعضای گروه است. بر این اساس، انسجام خانواده را می توان مهم ترین مؤلفه پویایی و حفظ آن قلمداد کرد. انسجام گروه به عنوان عامل پایداری خانواده طبعاً مشخصه هایی دارد که تضمین کننده شخصیت پایدار گروه است. در رویکرد روان شناختی، پیوند عاطفی، مشخصه ای است که فضای روانی گروه را برای رسیدن به اهداف تعیین شده و انسجام، تسهیل می کند. دلیل آن نیز وجود نیروی انگیزشی پیوند عاطفی است که موجب می شود اعضای گروه در تأمین نیازهای یکدیگر به صورت فعال مشارکت کنند.

پیوند عاطفی به دلایل گوناگونی پدیدار می شود و گسترش می یابد. یکی از مهم ترین زمینه های ایجاد این پیوند، وجود زمینه ارتباطات صحیح بین فردی است. این ارتباط به درستی انجام نمی پذیرد، مگر آنکه اعضای گروه با نوعی تفهیم و تفاهم و درک متقابل با یکدیگر تعامل داشته باشند. یکی از عوامل ارتقادهنده پیوند عاطفی، گفت وگوست. به پاس استمرار فضای گفت وگو، تعاطی افکار و تبادل نظر میان اعضای خانواده شکل می گیرد. در قسمت های بعد به این نکته اشاره خواهیم کرد که یکی از آسیب های رسانه ها به خانواده، کم رنگ شدن فضای عاطفی و به دنبال آن، کاهش ارتباطات بین اعضای خانواده است.

ب) کارکردهای خانواده

خانواده به منزله نهادی اجتماعی همچون نهادها و پدیده های اجتماعی دیگر، کارکردهایی گوناگون دارد. (چراغی کوتیانی، ۱۳۸۸: ۳۱ – ۳۳) مهم ترین این کارکردها عبارتند از:

یک – تولید مثل:[۳] کارکرد تولید مثل، یکی از کارکردهای زیست شناختی خانواده است که همواره بقای جوامع و به طور کلی، بقای نسل بشر را تضمین کرده است.

دو – محافظت:[۴] از آنجا که کودکان و افراد سالمند خانواده نمی توانند از خود در برابر آسیب ها نگه داری کنند، خانواده، مسئول اصلی مراقبت جسمانی و اقتصادی آنهاست. افزون بر آن، ناتوانی های ناشی از نقص عضو یا بیماری در برخی اعضای خانواده، ضرورت و اهمیت این کارکرد را دو چندان می کند.

سه – اجتماعی کردن:[۵] جامعه پذیری را فرآیندی دانسته اند که در آن، افراد، نگرش ها، ارزش ها و کنش های پذیرفته شده جامعه را فرا می گیرند. در سراسر تاریخ بشر، خانواده، همیشه عامل اجتماعی کردن اولیه فرزندان بوده است. پس از تولد کودک، خانواده در دوره ای نسبتاً طولانی، تنها گروهی است که با کودک تماس گسترده دارد. ازاین رو، خانواده در شکل گیری رویکردها، ارزش ها و باورهای کودک نقشی عمده بر عهده دارد.

چهار – تنظیم روابط جنسی: [۶] میل جنسی یکی از امیال نیرومند مشترک بین انسان و حیوان است که در بقای نسل بشر نقش حیاتی داشته است. فعالیت میل جنسی سبب رفتارهایی می شود که آنها را رفتارهای جنسی می نامند. مقصود عملی از روابط جنسی، استمرار نسل از راه زاد و ولد است. اگر این میل افسارگسیخته عمل کند، سبب آسیب های جدی در اجتماع خواهد شد. ازاین رو، جامعه می تواند با برخی انجام دادن اعمال اجتماعی، از ممنوعیت شدید و مجازات روابط جنسی در خارج از چارچوب ازدواج رسمی گرفته تا تشویق روابط جنسی در داخل چارچوب ازدواج رسمی، نظارتش را بر این گونه روابطِ اعمال کند.

پنج – عاطفه و همراهی:[۷] ارضای نیازهای عاطفی مهم ترین کارکردی است که می تواند بقای خانواده را به ویژه در جوامع صنعتی جدید تضمین کند. ارضای عاطفی در محیط های دیگر نیز کم و بیش وجود دارد، اما رضایت بخش ترین حالت آن در کانون خانواده است.

۲. تأثیرات کلی رسانه ها

امروزه و در جوامع فعلی، عوامل گوناگونی موجب آسیب دیدن ارتباطات انسانی شده که یکی از این عوامل، فردگرایی است. در دنیای پرشتاب فن آوری امروز، ابزارهایی وجود دارند که افراد را به صورت انفرادی به خود مشغول می کنند و آنها را از تعامل با دیگران باز می دارند. رسانه های جمعی از این دسته ابزارها به شمار می روند. البته این موضوع، نفی کننده منافع ابزارهای تکنولوژیکی نیست، اما نوع بهره برداری غیر فرهنگی از ابزارهای فنی موجب شده است، کارکرد آنها عمدتاً در جهت تقویت فردگرایی سوق پیدا کند.

به عبارتی، اگر جریان فرهنگی شدن ابزارهای رسانه ای تحقق یابد، زیان های آنها به شدت کاهش می یابد و کارکرد اصلی خود را پیدا می کنند.[۸] به طور کلی، رسانه[۹] یا وسیله ارتباطی به جریان انتقال از طریق وسایل ارتباطی اشاره دارد (کازنو، ۱۳۸۴: ۳) و ابزارهایی را در بر می گیرد که کارکرد ارتباطی[۱۰] دارند.

دنیای امروز به ارتباط مستمر یا کنش متقابل میان مردمی وابسته است که بسیار دور از یکدیگر هستند. در واقع، امروزه ما در کل جهان زندگی می کنیم و از اوضاع و رویدادهای هزاران کیلومتر دورتر آگاهیم. ارتباطات همگانی بر بسیاری از جنبه های فعالیت های اجتماعی ما اثر می گذارد. (گیدنز، ۱۳۸۴: ۴۳۷)

رسانه های جمعی از میان تمامی ابزارها و فنون جدید، بیشترین تأثیر فرهنگی را دارند. این رسانه ها در پیدایش عادت های تازه، تغییر در باورها و خلق و خوی و رفتار انسان ها، تکوین فرهنگ جهانی و نزدیک کردن جوامع و ملل، سهمی شگرف دارند. البته میزان اثر رسانه ها و نیز استقبال همگانی از آنها در همه جوامع یکسان نبوده و تابع متغیر رشد فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی هر جامعه است.

هارولد لاسول در بیان کارکردهای رسانه ها معتقد است که رسانه های جمعی باید به حراست از محیط، هم بستگی بین اجزای گوناگون جامعه در پاسخ به نیازهای محیطی، انتقال میراث فرهنگی از نسلی به نسل دیگر، کمک کنند. مرتن و لازارسفلد به عنوان پیشگامان پژوهش درباره وسایل ارتباط جمعی، رسانه ها را دارای نقش هایی از این قبیل می دانند: وظیفه اخلاقی (حمایت از هنجارهای اجتماعی)، امکان اعطای پایگاه اجتماعی به اشخاص و گروه ها (آشکار کردن یا ارتقای پایگاه های آنها از طریق معروفیت دادن به آنان) و همچنین برخی کارکردهای نامطلوب. (معتمدنژاد، ۱۳۷۱: ۲۹)

رسانه در درون یک واحد سیاسی – اجتماعی، نه تنها زمینه ساز هم گرایی ملی است، بلکه با نقد کاستی ها و ترویج اصول اخلاقی و معنوی، بستر تعالی و رشد مادی و معنوی یک کشور را فراهم می کند. با این حال، اگر رسانه ها به جای آنکه در خدمت رشد و تعالی جامعه خود باشند، در خدمت دشمنان آن جامعه قرار گیرند، عامل واگرایی و عقب ماندگی فرهنگی جوامع خواهند شد.

رسانه به عنوان یک ابزار قدرتمند بر اندیشه زوجین و روابط آنها با فرزندان اثر می گذارد. رسانه ها به صورت مستقیم بر تمامی اعضای جامعه اثر بگذارد، اما اثر مهم آن از طریق اثرگذاری بر نهادهایی چون خانواده است. رسانه ابزارهای گوناگونی در زمینه برنامه سازی دارد و می تواند مفاهیم متعدد را در قالب های متنوع و جذاب به مخاطب عرضه کند. در دنیای امروز، خانواده با تحولات بزرگی روبه رو گشته و ساختار آن متحول شده است.

این دگرگونی ها تحت تأثیر عوامل متعددی رخ می دهد که رسانه ها را می توان از جمله مؤثرترین آنها دانست. پی آمد این اثرگذاری را در دو قالب پی آمدهای مثبت و منفی می توان ارزیابی کرد. بررسی پی آمدهای رسانه ای در هر یک از این دو بخش، چشم انداز روشنی از وضعیت و عملکرد رسانه ها را نشان خواهد داد.

الف) تأثیرات مثبت

یک – افزایش سطح آگاهی اعضای خانواده

افزایش سطح آگاهی اعضای خانواده در زمینه های مختلف از جمله موضوعات و مسائل جسمی، روحی و اصلاح رفتار فردی و جمعی است. رسانه ها در کشور ما در بسیاری از موارد به اصلاح و افزایش سطح آگاهی خانواده ها کمک کرده اند.

دو – معرفی الگوهای صحیح رفتاری

رسانه ها به اشکال گوناگون بر رفتار اعضا و روابط افراد خانواده اثر می گذارند. برنامه های گوناگون رادیویی و تلویزیونی می تواند الگوهای رفتاری صحیح را در قالب فیلم، سریال و نمایش های رادیویی ارائه دهد. این الگوها از زمان کودکی در فرد درونی می شود و تصویری خاص از روابط زن و شوهر و فرزندان ترسیم می کند.

رسانه می تواند با اثرگذاری مستقیم و غیر مستقیم بر نهاد خانواده، بسیاری از ناهنجاری های درون خانواده را کاهش دهد و بر تعالی خانواده اثر بگذارد. از آنجا که الگوسازی رسانه برای والدین و فرزندان امری بدیهی است و تجربه های فراوانی این موضوع را به اثبات رسانده است، عملکرد رسانه در قالب طرح الگوهای موفق ضمن تقویت باورهای درست و تصحیح نگرش های نادرست سبب تغییر رفتار به عنوان هدف غایی آموزش خواهد شد.

سه – تأثیر مثبت بر فرآیند تربیت فرزندان

رسانه هم می تواند از طریق اثرگذاری بر روابط بین زوجین، فرآیند تربیت فرزندان را تحت تأثیر قرار دهد و هم به صورت مستقیم بر اندیشه و رفتار فرزندان اثر بگذارد. این تأثیر حتی می تواند ساختار خانواده را با تغییراتی عمیق روبه رو سازد. رسانه می تواند با شیوه های گوناگون، تصور درستی از موقعیت های مناسب و رفتار متناسب با آن را ایجاد کند. این تأثیر جدای از کنترل اجتماعی غیر رسمی است که در جامعه یا مدرسه صورت می گیرد، بلکه اثر آن را باید به ابزارهای درونی مربوط دانست. «رسانه می تواند بر نیازهایی مانند عشق و تعلق و احترام تأکید نماید و از طریق آنها فرد را تحث تأثیر قرار دهد». (سلیمی، ۱۳۸۵: ۵۰۷)

رسانه می تواند با ایجاد اعتماد در فرزندان، زمینه لازم را برای قبول ارزش های اجتماعی از طریق خانواده فراهم سازد. کار اریکسون در مورد اهمیت اعتماد در دوره رشد اولیه کودک، نگرش های عمده ای را ارائه می دهد. او معتقد است: «اعتماد تنها به معنای اتکای شخص به تأمین کنندگان خارجی اش را یاد گرفته است، بلکه این را نیز فرا گرفته که می تواند به خودش اعتماد کند». (گیدنز، ۱۳۸۴: ۱۱۲)

چهار – تقویت باورهای دینی در خانواده

دیدگاه های نوین جامعه شناسی بر نقش باورهای دینی در آرامش بخشی و احساس آرامش تأکید زیادی دارند. اندیشمندانی چون پیتر برگر[۱۱] معتقدند دین، سایه بان مقدسی است که انسان ها را از گزند حوادث و ناامیدی ها نجات می دهد بنابراین، اگر خانواده در ایجاد باورهای مذهبی و اخلاقی فرزندان خود ناتوان باشد، زمینه لازم برای ارتکاب جرایم گوناگون را فراهم می سازد؛ چراکه اعتقادات دینی در خانواده در ثبات و تعادل روحی افراد نقش مهمی دارد و احساس شادی و رضایت را در آنان تقویت می کند. «دین داری سبب معنا دادن به زندگی می شود، از افراد حمایت روانی به عمل می آورد، هم بستگی اجتماعی را تقویت و رفتار آنان را کنترل می کند.» (استراک، ۱۹۹۶: ۸)

رسانه می تواند با ارائه برنامه هایی با مضامین معنوی، اعتقادات دینی مخاطبان خود را افزایش دهد و به همان میزان در پایداری خانواده ها و نقش مؤثرشان در تربیت و کنترل فرزندان دخیل باشد.

ب) تأثیرات منفی

یک – افزایش بزهکاری و خشونت

افزایش بزهکاری مانند خشونت خانوادگی و «خشونت علیه زنان در تمامی کشورها، حتی در کشورهای پیشرفته ای که قوانین محکمی برای جلوگیری از خشونت علیه خانواده دارند، نگران کننده است.» (کلین، ۲۰۰۴: ۲۵) در این کشورها، رسانه ها به عنوان عامل مهمی برای کاهش خشونت به کار گرفته می شوند. در واقع، این خواست دولت ها و نهادهای اجتماعی است، ولی در مقابل، بخش تجاری رسانه ها به ویژه شبکه های تلویزیونی خصوصی و کابلی با نمایش فیلم های اکشن به این موضوع دامن می زنند.

می توان گفت منافع اجتماعی که دولت ها آن را دنبال می کنند، با منافع مالی که رسانه های خصوصی به دنبال آن هستند، در تضاد قرار دارد. «پخش صحنه های خشن در فیلم های سینمایی، رفتار خشن را در افراد برمی انگیزد؛ چراکه خشونت، تمایل به خشونت را کاهش نمی دهد، بلکه خشونت موجد خشونت است. مشاهده خشونت در تلویزیون موجب افزایش پرخاشگری در میان تماشاگران می گردد.» (ارونسون، ۱۳۶۹: ۱۸۶) مثلاً اخبار شنیداری و دیداری در ارائه تصویر جرم به مردم و توسعه سازمان هایی مانند پلیس در جامعه نقش مهمی دارند. «رسانه ها همچنین نقش مهمی در چگونگی شکل گیری افکار عمومی در مورد جرم و بزه کاری ایفا می کنند». (فرجیها، ۱۳۸۵: ۹۶)

بدین ترتیب، می توان گفت رسانه با اثرگذاری بر ساختار خانواده و با ترسیم تصویری از جرم ممکن است در مواردی به صورت مستقیم منجر به ارتکاب جرم شود. البته این اثر عام نیست و در مواردی خاص به صورت موردی گزارش شده است. دیدن صحنه سرقت یک بانک یا ربودن یک شیء از مغازه یا دزدی خانوادگی ممکن است بیننده نوجوانی را به ارتکاب جرم بکشاند. با این حال، خارج از چارچوب رسانه های رسمی کشور، اثرگذاری فیلم های ماهواره ای یا ویدیویی که روی آنها هیچ گونه کنترلی وجود ندارد، شدیدتر و عمیق تر است. در بیشتر موارد، بزه کاران، جرایم جنسی را تحت تأثیر این گونه فیلم ها انجام داده و مرتکبان آنها به این تأثیر اعتراف کرده اند.

نظریه «بازتاب رسانه ای جرم» مدعی است «رسانه ها با نمایش مستمر تصاویر فریبنده و خوشایند از ارتکاب جرم و اسطوره سازی از مجرمان، کنترل های درونی را تضعیف می کنند. این امر در نظریه های روان شناسانه در مورد مهارزدایی و حساسیت زدایی در بخش شکل گیری انگیزه ارتکاب جرم بررسی شده است.» (رینر، ۲۰۰۰: ۲۱۲) بر اساس نظریه «کنترل اجتماعی» هیرشی «افراد زمانی بزهکار می شوند که نسبت به قیود اجتماعی کم اعتنا یا بی اعتنا شوند».

در این نظریه ها، رسانه ها اثر معناداری بر شکل گیری تصویر کلی جرم در درون جامعه دارند. گستره این اثر تا آنجاست که می توان گفت انگاره هایی که بر آگاهی عموم درباره جرم سایه افکنده است، عمدتاً محصول رسانه هاست. این پدیده را می توان تصویر رسانه ای رایج جرم[۱۲] نامید. (وایت، ۱۳۸۳: ۵۳)

گربنر، معتقد است درس هایی که ما در دوران کودکی از تلویزیون می آموزیم احتمالاً پایه هایی برای جهان بینی وسیع ما می گردند. «تلویزیون منبع معناداری از ارزش های عمومی، عقاید قالبی، ایدئولوژی و دیدگاه ها است». (گربنر، ۱۹۹۴: ۳۱)

دیگر اندیشمندان نیز در کنار خانواده به علل و عوامل دیگری اشاره دارند که منشأ درونی و بیرونی دارد، اما همه آنها به تأثیر عمیق رسانه در این مورد معتقدند. در مجموع، می توان گفت این نظریه ها معتقدند: «رسانه های دیداری و شنیداری با انعکاس اخبار و رویدادهای جنایی، قبح و زشتی رفتارهای مجرمانه را در جامعه از بین می برند و وقوع جرم را امری عادی و طبیعی نشان می دهند. در این شرایط، اجتماع پس از مدتی به این زشتی ها عادت می کند و زمینه سقوط ارزش های اجتماعی و هنجارهای زندگی سالم فراهم می گردد». (رحمانیان، ۱۳۷۸: ۷۶)

دو- معرفی الگوی های منفی

در واقع، رسانه ها می توانند به صورتی پنهان، قالب های خاص فرهنگی را در ذهن فرد ایجاد کنند. این قالب ها می تواند نوعی اقتدار در شکل مردسالاری یا تسلط مرد بر زن و همچنین روابط ناسالم با فرزندان باشد. هنگامی که در یک سریال تلویزیونی، مرد بودن، عامل سلطه بر دیگر اعضا معرفی می شود یا درخواست های بجای فرزندان نادیده گرفته می شود و هم زمان، پاسخ زن یا فرزندان در قالب پرخاشگری به نمایش درمی آید، خشونت خانوادگی ترویج شده است.

هدف سازندگان این سریال ها، دامن زدن به خشونت های خانوادگی نیست، بلکه برعکس، ممکن است تلاش آنها برای ثبات و تحکیم روابط خانوادگی باشد. با این حال، بین آنچه ما هدف می نامیم، با آنچه به صورت واقعی روی می دهد، تفاوت زیادی وجود دارد. حتی ممکن است نمایش زیاده خواهی فرزندان یا تجمل گرایی، با ایجاد نوعی نیاز کاذب در بیننده، او را در رسیدن به چنین موقعیت هایی تشویق کند.

بدین ترتیب، می توان گفت القای یک تفکر یا روش غلط در هر یک از زمینه های رفتاری می تواند به تشدید آسیب های موجود یا شکل گیری آسیب های جدید منجر شود. نقش رسانه عمدتاً در طرح نیازها و خواسته هاست. برای نمونه، در برخی از سریال های تلویزیون، مردان متأهل به پنهان کاری و داشتن رابطه با زنان دیگر متهم می شوند. هدف این سریال ها نشان دادن چهره ای نامطلوب از این رفتار است، اما بیننده این سریال ها ممکن است با برداشت سطحی از این گونه موارد تحت تأثیر آن قرار گیرد.

سه – کم رنگ شدن پیوندهای عاطفی در خانواده و فردگرایی

یکی از مؤلفه های خانواده منسجم، پیوند عاطفی است که بر اثر وجود و استمرار فضای گفت وگو، تعاطی افکار و تبادل نظر میان اعضای آن شکل می گیرد. پیوند عاطفی به عنوان یک عامل انگیزشی موجب ارتقای سطح انسجام در خانواده می شود و این فرآیند می تواند همچنان ادامه یابد. بر این اساس، پیوند عاطفی و انسجام خانواده با یکدیگر هم بستگی مثبت و بالایی دارند.

رسانه های جمعی به ویژه رسانه های شنیداری و غیر متعامل به دلیل کارکرد متنوع خود و ایجاد تغییرات پیوسته، به تدریج جای ارتباط بین فردی از نوع چهره به چهره را گرفته و توانسته اند فضای انفرادی را به جای فضای جمعی و اجتماعی خانواده حاکم کنند، به طوری که گسترش تکنیکی رسانه های شنیداری و رایانه ای، ارتباط مستقیمی با فردگرایی و دوری از گروه را نشان می دهد.

در این مسیر، تعامل فرد با رسانه و غیر احساسی شکل می گیرد و به دلیل برتری تکنولوژیکی و تجهیز فنی ابزارهای رسانه ای، نوعی هراس فرهنگی و انفعال شخصیتی در فرد ایجاد می شود. در نتیجه، افراد خانواده به جای گفت وگوی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.