پاورپوینت کامل بررسی هنجاری عادت های رسانه ای خانواده ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بررسی هنجاری عادت های رسانه ای خانواده ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بررسی هنجاری عادت های رسانه ای خانواده ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بررسی هنجاری عادت های رسانه ای خانواده ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
چکیده
مقاله حاضر، عادت های رسانه ای خانواده را در شش حیطه به طور مستند ثابت می کند. این حیطه ها عبارتند از: استفاده از رسانه های الکترونیکی و چاپی، نظارت والدین بر استفاده کودکان از رسانه ها، هماهنگی والدین در زمینه مقررات استفاده کودکان از رسانه، اظهارات والدین درباره تأثیرات قابل مشاهده رسانه بر کودکانشان، دانش والدین در مورد رسانه و تأثیرات آن و میزان مشارکت کودکان در فعالیت های جای گزین رسانه های الکترونیکی. یک نمونه تصادفی در سطح ملی شامل ۵۲۷ پدر یا مادر دارای فرزندان بین ۲ تا ۱۷ سال بررسی شدند.
آمار توصیفی هنجاری در هر یک از این شش مقوله ارائه شده اند. به طور کلی، نمره خانواده ها در پنج مقوله از شش مقوله یاد شده هم بستگی مثبت دارند و این امر نشان می دهد خانواده هایی که در یک حیطه، عادت های رسانه ای مثبت را اعمال می کنند، غالباً در حیطه های دیگر نیز این گونه هستند. بسیاری از عادت های رسانه ای خانواده، عملکرد تحصیلی کودکان را پیش بینی می کند. علاوه بر این، وجود تلویزیون در اتاق خواب کودکان با نمره های پایین در تمام شش حیطه یادشده و همچنین با عملکرد تحصیلی پایین هم بستگی دارد.
۱. مقدمه
در پنج دهه اخیر، تحقیق در مورد کاربردها و تأثیرات رسانه، بستر مطالعاتی مساعدی بوده است. با این حال، بیشتر این تحقیقات به جای تمرکز بر نظام های خانواده، بر فرد متمرکز بوده اند. برخی پژوهشگران به تدریج، در یک چارچوب بوم شناختی یا چارچوب نظام ها به رسانه پرداخته اند. برای مثال، گودمن (۱۹۸۳) اظهار داشته است: نظام خانواده را می توان شامل واحد خانواده و تلویزیون تلقی کرد. اعضای خانواده به صورت فردی و در قالب یک واحد خانواده با یکدیگر و با تلویزیون تعامل می کنند.
ما ابزار سنجش بهره رسانه ای [۱]را برای اندازه گیری عادت های رسانه ای خانواده و تأثیرات مشهود رسانه ها ابداع کردیم. تعیین و ارزیابی تعداد ساعاتی که کودکان و نوجوانان در هفته صرف رسانه می کنند و مقررات خانوادگی درباره استفاده از رسانه، هدف اول ما بود. هدف دوم ما درک شیوه تأیید، تقویت یا رد پیام ها، عادت ها و کاربرد رسانه به وسیله دیگر تعاملات خانوادگی بود. هدف سوم ما بررسی چگونگی ارتباط احتمالی همه این عوامل – کاربرد و پویایی خانواده – با عملکرد تحصیلی بود.
برای ساختن ابزار بهره رسانه ای، ما شش حیطه مطالعاتی مهم را مشخص کردیم که این ابزار باید اندازه گیری می کرد. این شش حوزه به شاخص هایی تبدیل شدند که از طریق آنها داده های خود را جمع آوری و تحلیل کردیم. این شش حیطه عبارتند از: کاربرد رسانه، نظارت بر کاربرد رسانه، هماهنگی، تأثیرات رسانه، دانش رسانه ای و فعالیت های جای گزین. در بخش های زیر، هر یک از این شش شاخص همراه با دلایل نظری برای گنجاندن آنها در این مطالعه، تشریح شده اند.
۱-۱: کاربرد رسانه
کودکان در محیطی پر از رسانه رشد می کنند. برآوردهای جدید نشان می دهند یک کودک «معمولی» امریکایی ۲ تا ۱۸ ساله، ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه در روز صرف رسانه های الکترونیکی و ۴۴ دقیقه در روز صرف رسانه های چاپی می کند. (رابرتس و دیگران، ۱۹۹۹) تلویزیون همچنان رسانه بیشتر کودکان است و آنان بیش از ۳ ساعت و ۲۵ دقیقه در روز صرف تماشای برنامه های ضبط شده یا زنده می کنند. موسیقی، استفاده از رایانه، فیلم های سینمایی و بازی های ویدئویی بقیه ساعت های استفاده از رسانه های الکترونیکی را به خود اختصاص داده اند.
مطالعات نشان داده اند استفاده از رسانه با برخی متغیرهای خانوادگی مرتبط است. (همان) کودکان تک والدینی، بیشتر از کودکان دو والدینی در طول روز تلویزیون و فیلم تماشا می کنند و به رادیو گوش می دهند. کودکان خانواده های اقلیت ها بیشتر به تماشای تلویزیون و فیلم می پردازند و بازی های ویدئویی بیشتری انجام می دهند.
کودکان خانواده های کم درآمد بیشتر تلویزیون و فیلم تماشا می کنند، بازی های ویدئویی بیشتری انجام می دهند، بیشتر به رادیو و لوح فشرده گوش می دهند، کمتر می خوانند و کمتر از کودکان خانواده های پردرآمد از رایانه استفاده می کنند. درباره میزان تحصیلات والدین نیز الگوهای مشابهی مشاهده شده است، مثلاً سطح سواد پایین با استفاده بیشتر از رسانه های الکترونیکی هم بستگی دارد.
پژوهشگران، تأثیرات متعدد مرتبط با میزان کاربرد رسانه و محتوای رسانه مورد استفاده را به طور مستند ثابت کرده اند. میزان فزاینده تماشای تلویزیون با پی آمدهای منفی فراوانی هم بستگی دارد. این پی آمدها شامل عملکرد تحصیلی ضعیف. (هاستون و دیگران، ۱۹۹۲؛ رابرتس و دیگران، ۱۹۹۹؛ ویلیامز، هائرتل هائرتل، و والبرگ، ۱۹۸۲) پرخاشگری فزاینده (آکادمی پزشکی کودکان امریکا، ۱۹۹۵؛ استراسبرگر و دانرِستاین، ۱۹۹۹) چاقی فزاینده (گیبل و لوتس، ۲۰۰۰؛ رابینسون، ۱۹۹۹) و شیوع نشانه های آسیب های روان شناختی (سینگر، اسلُواک، فرییرسون، یورک، ۱۹۹۸، به نقل از کنتور و مارس، در دست چاپ) هستند.
محتوای رسانه نیز تأثیراتی مستقل از میزان تماشای رسانه بر جای می گذارد. برای مثال، مطالعات نشان داده اند میزان بالای خشونت در رسانه به افزایش پرخاشگری، دلهره، حساسیت زدایی و تمایل به خشونت رسانه ای بیشتر منجر می شود. (برای مثال، نک: دانرِستاین، اسلبی، و اِرُن، ۱۹۹۴) مطالعات نشان داده اند برنامه های آموزشی تلویزیون نگرشهای هم سو با ارزش های اجتماعی (مانند نگرش های غیر جنسی و غیر نژادپرستانه) مهارت ها (مانند خواندن، ریاضیات، علوم، مهارت های سواد رسانه ای و غیره)، بازشناسی احساسات و هم دردی را آموزش می دهند. (کالوِرت، ۱۹۹۹) بر خلاف محتوای برنامه های آموزشی، محتوای تلویزیونی عادی غالباً نگرش های جنسی تر، پرخاشگرانه تر، دلهره و مصرف زدگی را آموزش می دهند. (دُرو رابین، ۱۹۹۵)
۱-۲: نظارت بر کاربرد رسانه
به شیوه های مختلف می توان بر کاربرد رسانه نظارت کرد. والدین می توانند محدودیت هایی در مورد میزان تماشای رسانه های مجاز، نوع محتواهای مجاز یا فضای تماشای رسانه اعمال کنند (مانند تماشای رسانه همراه با کودکان). چندین بررسی نشان داده اند که والدین نوعاً نظارت چندانی بر رسانه مورد استفاده کودکان خود اعمال نمی کنند. (نک: آستین، ۱۹۹۳؛ دُر و رابین، ۱۹۹۵؛ مؤسسه ملی سلامت روانی،[۲] ۱۹۸۲؛ استراس برگر و دانرستاین، ۱۹۹۹) در یک بررسی روی کودکان ۸ تا ۱۸ ساله، تنها ۳۸ درصد آنان اظهار داشتند که خانواده «مقرراتی برای تماشای تلویزیون دارد.» (رابرتس و دیگران، ۱۹۹۹)
وجود چندین دستگاه تلویزیون در منزل نیز تعیین و اعمال مقررات و محدودیت ها را مشکل تر می کند؛ زیرا در چنین شرایطی، تماشای تلویزیون به طور فزاینده انفرادی می شود. نتایج یک مطالعه جدید نشان داد در ۸۵ درصد زمانی که کودکان صرف تماشای تلویزیون می کنند، والدین در اتاق نیستند. (رابرتس و دیگران، ۱۹۹۹
) با این حال، مطالعات نشان داده اند اعمال محدودیت در کاهش زمان تماشای تلویزیون مؤثر است (تراگلیو، مورفی، اوپنهایمر، هاستون، و رایت، ۱۹۹۶) و حتی در برخی از موارد، تأثیرات سودمندی دارد. در یک مطالعه تجربی، کاهش ۵۰ درصدی میزان تلویزیون تماشا کردن کودکان، ضریب هوشی عملکرد را بهبود بخشید و زمان خواندن را افزایش داد. (گدبری، ۱۹۸۰)
والدین و سیاست گذاران به منظور ارائه اطلاعات به پرستاران کودک، به داشتن رتبه بندی محتوای رسانه علاقه مند شده اند. فیلم ها از سال ۱۹۶۸، بازی های ویدئویی از سال ۱۹۹۴ و برنامه های تلویزیونی از سال ۱۹۹۷ رتبه بندی شده اند. متأسفانه، شیوه های رتبه بندی با یکدیگر تفاوت دارند و والدین از وجود مشکل در درک و استفاده از این شیوه ها اظهار نارضایتی می کنند. (نک: انجمن پزشکی امریکا،[۳] ۱۹۹۴؛ کنتون، ۱۹۹۸؛ کنتون، استاتمن، و دوران ۱۹۹۶؛ دارت، و شپارد، ۱۹۹۹؛ مؤسسه ملی رسانه و خانواده،[۴] ۱۹۹۶؛ والش، ۱۹۹۸) صرف نظر از کاستی های احتمالی شیوه های مختلف رتبه بندی محتوای رسانه، این شیوه ها اطلاعاتی در اختیار والدین قرار می دهند. با این حال، بسیاری از والدین به طور مداوم از آنها استفاده نمی کنند که احتمالاً به دلیل مبهم بودن آنهاست. تنها ۳۲ درصد کودکان ۱۰ تا ۱۷ سال اظهار داشتند که والدینشان از شیوه رتبه بندی محتوای تلویزیون استفاده می کنند (بنیاد خانواده کایزر، ۱۹۹۸) و ۹۰ درصد نوجوانان اظهار داشتند والدین آنها قبل از موافقت با اجاره یا خرید بازی های ویدئویی یا رایانه ای، هرگز شیوه های رتبه بندی بازی ویدئویی را کنترل نمی کنند. (والش، ۲۰۰۰)
مطالعات انجام شده روی تماشای تلویزیون همراه با کودک و تأمل در مورد پیام های رسانه نشان داده اند تماشای تلویزیون همراه با کودکان و صحبت در مورد پیام های رسانه ها می تواند سودمند باشد. برخی پژوهشگران اظهار داشته اند تماشای تلویزیون همراه با کودکان می تواند روش مؤثری برای کاهش بسیاری از تأثیرات بالقوه مضر تماشای تلویزیون باشد. (هاستون و دیگران، ۱۹۹۲؛ استراس برگر و دانرستاین، ۱۹۹۹) فرض بر این است که تماشای تلویزیون همراه با کودکان می تواند فرصتی در اختیار والدین قرار دهد تا ارزش های مطرح شده در رسانه های مختلف را فیلتر کنند و با آموزش کودکان برای تبدیل شدن به بینندگان بصیر و بافرهنگ رسانه، برخی از این ارزشها را تقویت و برخی دیگر را رد کنند.
علاوه بر این، برخی پژوهشگران ثابت کرده اند که تماشای تلویزیون همراه با کودکان می تواند درک و یادگیری آنان را از برنامه های آموزشی تسهیل کند. (نک: هاستون و دیگران، ۱۹۹۲؛ لین و اتکین، ۱۹۸۹) با وجود این، آستین (۱۹۹۳) اظهار داشته است صرف تماشای تلویزیون همراه با کودکان احتمالاً برداشت های آنان را تعدیل نخواهد کرد. احتمالاً مشارکت و بحث فعالانه والدین در این میان ضروری است. در واقع، برخی پژوهشگران گفته اند که مقررات تحدیدی کاربرد رسانه و وساطت فعالانه (تشویق مثبت برای تماشای رسانه های «مثبت» و تأیید نکردن پیام های «منفی») از نگاه نظری، از یکدیگر مستقل هستند. (نک: دُر و رابین، ۱۹۹۵؛ لین و اتکین، ۱۹۸۹) مطالعات نشان داده اند مقررات و محدودیت ها بر تلویزیون تماشا کردن کودکان تأثیر می گذارند، اما وساطت فعالانه هنگام تماشای تلویزیون نیز بر درک کودکان، عکس العمل و تقلید آنها از محتوای برنامه اثر می گذارد. همچنین مطالعات نشان داده اند وساطت سبب افزایش یادگیری، اعتقاد به هنجارهای اجتماعی، شکاکیت و کاهش دلهره می شود و با عملکرد تحصیلی بهتر در دانشگاه و باورها در مورد مزایای نوشیدن مشروبات الکلی ارتباط دارد. (آستین، ۱۹۹۳؛ آستین، پینکلتون، و فوجیوکا، ۲۰۰۰؛ دُر و رابین، ۱۹۹۵؛ لین و اتکین، ۱۹۸۹)
۱-۳: هماهنگی
هماهنگی را می توان برخورد یکسان یکی از والدین یا هر دوی آنها با کودکان در موقعیت های مختلف تعریف کرد. (برند، کراوس، و هِینکام، ۱۹۹۰) در مورد عادت های رسانه ای، ناهماهنگی والدین را می توان دست کم در یکی از چهار حالت زیر نشان داد:
۱. این ناهماهنگی می تواند به زمان مربوط باشد، مانند اینکه گاهی از کودکان بخواهند قبل از رفتن به سینما اجازه بگیرند، اما همیشه این گونه نباشند.
۲. این ناهماهنگی می تواند در مورد کودکان مختلف خانواده باشد، مانند اینکه ممکن است والدین میزان بازی های ویدئویی یک کودک را محدود کنند، اما در مورد کودک دیگر چنین برخوردی نداشته باشند.
۳. این ناهماهنگی می تواند در بین خود والدین باشد، مانند اینکه ممکن است آنها در مورد مقررات استفاده کودکان از رسانه با یکدیگر توافق نداشته باشند.
۴. ممکن است والدین رفتارهایی را الگوسازی کنند که با دیدگاه های اعلام شده آنان هم سو نباشد یا هماهنگی را افزایش ندهد مانند اینکه ممکن است تلویزیون را روشن نگه دارند حتی اگر کسی آن را تماشا نکند.
از وجود مطالعاتی که تأثیرات هماهنگی والدین در زمینه رسانه را به طور مستند ثابت می کنند، اطلاعی نداریم، اما مطالعات بسیاری نشان داده اند هماهنگی تربیتی والدین با پی آمدهای رشدی کودکان ارتباط تنگاتنگی دارد. در یک مطالعه جدید، (فریک، کریستین، و ووتون) هماهنگی والدین، بیشترین واریانس موجود در پیش بینی مشکلات رفتاری نوجوانان (۳۸ درصد) را که در هر یک از سازه های والدینی اندازه گیری شده وجود داشتند، به خود اختصاص داد.
در یک مطالعه دیگر، (برندو دیگران، ۱۹۹۰) هماهنگی والدین بیش از نصف واریانس موجود در رشد عاطفی نوجوانان را به خود اختصاص داد. این مطالعات بیان می دارند که هماهنگی والدین در مورد مقررات استفاده از رسانه احتمالاً برای رفتار های پایانی کودکان مهم است. چندین تحقیق نشان داده اند والدین در بیشتر موارد، آن طور که بایسته و شایسته است، استفاده کودکان، از رسانه هماهنگ عمل نمی کنند. برای مثال، تنها کمتر از نصف والدین اظهار می دارند که «همیشه» با کودکان خود تلویزیون تماشا می کنند. (استراس برگر و دانرستاین، ۱۹۹۹)
۱-۴: تأثیرات رسانه
علاوه بر سنجش عادت های رسانه ای خانواده، اعتقاد داشتیم ارزیابی اظهارات والدین درباره آن دسته از رفتارهای کودکان که احتمالاً از رسانه متأثر بودند، برای این مطالعه مهم است. با توجه به اهمیت و رواج رسانه های الکترونیکی در زندگی کودکان، نگرانی از تأثیرات احتمالی رسانه ها، معقول به نظر می رسد. این تأثیرات می توانند منفی یا مثبت باشند. (والش، گُلدمن، و براون، ۱۹۹۶)
با انتشار نتایج مطالعات برجسته باندورا، نگرانی از تأثیرات دوباره افزایش یافت. این مطالعات نشان دادند کودکان هنگام مواجهه با محتوای خشن رسانه ها، پرخاشگری را فرا می گیرند، حتی اگر بلافاصله از آن تقلید نکنند. (نک: باندورا، ۱۹۶۵) مطالعات نشان داده اند کودکان ۱۴ ماهه از رفتارهایی که در تلویزیون به نمایش درمی آید، تقلید می کنند. (بار و هِین، ۱۹۹۹؛ ملتزوف، ۱۹۸۸) محتوای رسانه می تواند موجب افزایش یا کاهش برانگیختگی فیزیولوژیکی (حساسیت زدایی) و ترس های دایمی شود. (نک: کنتور، ۱۹۹۸؛ کانتور و مارس، در دست چاپ؛ هاستون و دیگران، ۱۹۹۲)
مطالعات نشان داده اند عادت های رسانه ای با نوشیدن مشروبات الکلی (نک: آستین و دیگران، ۲۰۰۰) و مصرف دخانیات در دوره جوانی، (نک: استراس برگر و دانرستاین، ۱۹۹۹) چاقی مفرط در دوره کودکی (نک: رابینسون، ۱۹۹۹) و اختلالات خواب (نک: اُوِنز و دیگران، ۱۹۹۹) ارتباط دارند. بین مواجهه با آگهی های بازرگانی و مصرف، هم بستگی مثبت وجود دارد. (استراس برگر و دانرستاین، ۱۹۹۹) استفاده فزاینده از رسانه (از نظر میزان) با روابط اجتماعی ضعیف تر و کمتر، نمرات درک مطلب پایین تر و موفقیت تحصیلی ضعیف تر هم بستگی دارد. (نک: دُر و رابین، ۱۹۹۵؛ مؤسسه مطالعه کمّی جامعه[۵] وابسته به دانشگاه استنفورد، ۲۰۰۰) با وجود این، مطالعات نشان داده اند استفاد فزاینده از رسانه های آموزشی و هم سو با هنجاری های اجتماعی تأثیرات سودمندی داشته است. (نک: لاینبارگر، ۲۰۰۰) این مطالب تنها بررسی جزئی از تأثیرات احتمالی رسانه بر کودکان و خانوادهاست.
محیط خانوادگی، بستری بسیار مناسبی برای بررسی تأثیرات رسانه بر کودکان است. والدین برای پی بردن به تقلید کودکان خود از رفتارهایی که در تلویزیون مشاهده می کنند و آگاهی از تمایل آنان به تقلید از لباس هنرپیشه ها، میزان غرغر آنان برای داشتن محصولاتی که در آگهی های بازرگانی می بینند یا ترس آنان از صحنه هایی که در فیلم یا تلویزیون می بینند، در موقعیت ممتازی قرار دارند.
۱-۵: دانش رسانه ای
میزان آگاهی والدین از رسانه، روش های رتبه بندی و تأثیرات رسانه در شیوه به کارگیری رسانه در خانواده نقش مهمی داشته باشد. والدین در قالب یک گروه، میزان تلویزیون تماشا کردن کودکان، میزان خشونتی که می بینند و میزان تأثیر این خشونت را بر کودکان خود، کمتر از میزان واقعی بیان می کنند. (کنتور و مارس، در دست چاپ؛ مؤسسه ملی سلامت روانی، ۱۹۸۲؛ استراس برگر و دانرستاین، ۱۹۹۹) شاید این امر، بخشی از دلیل اعمال نظارت اندک والدین بر استفاده کودکانشان از رسانه باشد.
بیشتر والدین روش رتبه بندی فیلم های سینمایی را درک می کنند، اما تنها تعداد بسیار معدودی، روش های رتبه بندی تلویزیون، بازی های ویدئویی یا اینترنت را می فهمند. برای مثال، تنها ۱۴ درصد والدین می توانند ۹ علامت از ۱۱ علامت مربوط به رتبه بندی تلویزیون را تعریف کنند و تنها ۲۲ درصد والدین دارای فرزند کمتر از ۱۰ سال می توانند از یک روش رتبه بندی برنامه کودکان نام ببرند. (بنیاد خانواده کایزر، ۱۹۹۸)
متفاوت بودن شیوه های رتبه بندی فیلم ها، تلویزیون، بازی های ویدئویی، بازی های ویدئویی بازاری، سایت های اینترنتی و موسیقی ضبط شده احتمالاً بر ناآگاهی و استفاده والدین از این روش ها تأثیر می گذارد. (والش و جنتایل، ۲۰۰۱) این امر مایه تأسف است؛ زیرا به نظر دوسوم والدینی که از روش رتبه بندی تلویزیون استفاده کرده اند، این روش برای جلوگیری از برخورد کودکان با مطالب نامناسب تا حدی یا بسیار موفقیت آمیز بوده است. (بنیاد خانواده کایزر، ۱۹۹۸) به یقین، والدین برای استفاده کارآمد از روش های رتبه بندی باید اطلاعاتی در مورد آنها داشته باشند.
به چند دلیل، دانش رسانه ای والدین می تواند مهم باشد. ارائه اطلاعات در مورد فیلم های تلویزیونی و توصیه هایی درباره این فیلم ها به والدین سبب افزایش گفت وگو و تبادل نظر والدین با کودکان در مورد برنامه های تلویزیونی می شود. (مؤسسه ملی سلامت روانی، ۱۹۸۲) همان طور که در بخش ۱-۲ بیان شد، مطالعات نشان داده اند دخالت والدین تأثیر قابل توجهی بر درک کودکان و تأثیرات رسانه دارد. به گفته پژوهشگران، سواد رسانه ای والدین می تواند روش کارآمدی برای اثرگذاری بر مهارت تماشای انتقادی کودکان باشد. (آبلمن، ۱۹۹۰، به نقل از: دُر و رابین، ۱۹۹۵) علاوه بر این، شواهد و مدارکی در تأیید این عقیده وجود دارد که بیان می دارد والدین می توانند با استفاده از روشی که همانند «اجتماعی شدن بازدارنده» عمل می کند، ارزش های خود را به کودکان منتقل کنند. یعنی اینکه والدین با انتقال دانش، عقاید، نگرش ها و الگوهای رفتاری می توانند به طور کارآمد بر عادت های رسانه ای کودکان و نتایج این عادت ها حتی در زمان نبود والدین برای نظارت بر کاربرد رسانه به وسیله کودکان اثر بگذارند.
۱-۶: فعالیت های جای گزین
همان طور در بخش های بالا بیان شد، نتایج تحقیقات فراوان نشان می دهند سپری کردن زمان زیاد با رسانه های الکترونیکی (به ویژه تلویزیون) می تواند پی آمدهای شناختی، عاطفی و عملی(رفتاری) منفی برای کودکان در پی داشته باشد. در بیشتر موارد، این تأثیرات از طریق کاهش فعالیت های دیگر می تواند غیر مستقیم باشد.
کاربران میان سال اینترنت اظهار می دارند به دلیل پرداختن به اینترنت، توجه کمتری به حوادث دارند، وقت کمتری با خانواده و دوستان سپری می کنند (هم به صورت شخصی و هم از طریق تلفن) و وقت کمتری صرف خواندن روزنامه می کنند. (مؤسسه مطالعه کمّی جامعه وابسته به دانشگاه استنفورد)
کودکانی که بیش از حد معمول تلویزیون تماشا می کنند، نسبت به کودکانی که کمتر تلویزیون تماشا می کنند، سرگرمی های کمتری دارند و در فعالیت های فوق برنامه کمتری شرکت می کنند. (هاستون و دیگران، ۱۹۹۲) تماشای تلویزیون با روابط خانوادگی کمتر ارتباط دارد. (مؤسسه ملی سلامت روانی) در مقابل، مطالعات نشان داده اند میزان گفت وگوی مادران با نوزادان، واژگان کودکان در سنین بعدی را به خوبی پیش بینی می کند. (براونلی، ۱۹۹۸)
شواهد و مدارکی وجود دارند که نشان می دهند مشارکت در انواع فعالیت های غیر الکترونیکی می تواند مزایایی برای کودکان در پی داشته باشد. مشارکت کودکان در برنامه های هنری با مهارت های ریاضی، خواندن، نوشتن و مهارت های زبانی ارتباط دارد. شواهد و مدارکی نیز وجود دارند که نشان می دهند مشارکت در هنرهای نمایشی و تئاتر خلاقانه می تواند برای مهارت های زبانی، بین فردی، خواندن و نوشتن مفید باشد. (سایدل، ۱۹۹۸)
نتایج یک مطالعه طولی روی ۶۹۵ دانش آموز که از سنین میانی دوره کودکی تا ۲۴ سالگی تحت مطالعه بودند، نشان داد مشارکت در فعالیت های فوق برنامه مدرسه با کاهش ترک تحصیل و بازداشت به دلیل جرایم جنایی، حتی در میان جوانان پرخطر ارتباط دارد. (ماهونی، ۲۰۰۰) در حالی مشارکت دوستان این دانش آموزان در فعالیت های فوق برنامه، پی آمدهای ضد اجتماعی نیز کاهش بیشتری را نشان داد. گیبل و لوتز (۲۰۰۰) در مطالعه خود دریافتند خطر چاقی مفرط در دوران کودکی با میزان بازی و مشارکت فعالانه در فعالیت های فوق برنامه رابطه منفی دارد. البته این دو محقق دریافتند رابطه مثبتی بین چاقی مفرط در دوران کودکی و میزان تماشای تلویزیون وجود دارد.
ویلیتس و ویلیتس (۱۹۸۶، ص۱۸۹) در یک مطالعه روی بیش از ۳ هزار دانش آموز کلاس هشتم و یازدهم تلاش کردند رابطه بین افزایش یا کاهش مشارکت در دیگر فعالیت های فوق برنامه را با مشارکت نوجوانان در کار، انجمن ها، و گروه های اجتماعی کشف کنند. این مطالعه انواع گسترده ای از مشارکت نوجوانان در کار، فعالیت های روزمره، جامعه پذیری خانوادگی و هم سالان، خواندن، مشارکت در انجمن های مدرسه و محله و تماشای تلویزیون را شامل می شد. به طور کلی، آنان دریافتند مشارکت در فعالیت های اوقات فراغت و مشاغل پس از زمان مدرسه غالباً احتمال «پی گیری و استفاده دانش آموزان از فرصت های بیشتر برای مشارکت در فعالیت های اوقات فراغت» را افزایش می دهد. تنها موردی که با این یافته تناقض داشت، مقدار زمان صرف شده برای تماشای تلویزیون بود؛ یعنی صرف زمان بیشتر در تماشای تلویزیون موجب سپری کردن زمان کمتر در دیگر فعالیت های اوقات فراغت می شد.
بنابراین، استفاده زیاد از رسانه های الکترونیکی می تواند از دو جهت برای کودکان خطرناک باشد؛ زیرا از یک سو، با پی آمدهای منفی زیادی مرتبط است (این پی آمدها در بیشتر موارد با انواع محتواهای مورد استفاده، مثلاً خشونت رسانه ای ارتباط دارند) و از سوی دیگر، مشارکت در فعالیت های جای گزین رسانه های الکترونیکی با پی آمدهای مثبت زیادی ارتباط دارد. دُر و رابین (۱۹۹۵) در بررسی رابطه نقش والدین و تلویزیون، خلاصه تحقیق خود را این گونه بیان کردند که تأکید والدین بر فعالیت های جای گزین رسانه های الکترونیکی (در بررسی خاص آنان، تلویزیون) در مقایسه با نظارت والدین بر استفاده از رسانه می تواند در افزایش رشد مثبت، تأثیر بیشتری داشته باشد.
فرضیه ما این بود که نمرات خانواده در شش شاخص یاد شده با یکدیگر هم بستگی مثبت خواهند داشت؛ یعنی ما انتظار داشتیم نظام های خانوادگی الگوهای نسبتاً ثابتی در زمینه متغیرهای مرتبط با رسانه نشان دهند. انتظار داشتیم خانواده های دارای نمره خوب در شاخص کاربرد رسانه، در شاخص های نظارت، هماهنگی، تأثیرات رسانه، دانش رسانه ای و فعالیت های جای گزین نیز نمره خوبی بگیرند (هر شاخص به گونه ای نمره گذاری شده است که یک نمره بالا، «خوب» ارزیابی می شود). فرضیه دیگر ما این بود که میزان تلویزیون تماشا کردن کودکان با هر یک از این شاخص ها هم بستگی منفی خواهد داشت.
همچنین به کسب آگاهی از چگونگی ارتباط عادت های رسانه ای خانواده با
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 