پاورپوینت کامل هم افزایی راهبردی رسانه و خانواده در ارائه سبک زندگی اسلامی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل هم افزایی راهبردی رسانه و خانواده در ارائه سبک زندگی اسلامی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل هم افزایی راهبردی رسانه و خانواده در ارائه سبک زندگی اسلامی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل هم افزایی راهبردی رسانه و خانواده در ارائه سبک زندگی اسلامی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
چکیده
سبک زندگی اسلامی موضوع جدیدی نیست، ولی کارگزاران جامعه و اندیشمندان حوزه های رفتاری و اجتماعی با توجه به تحولات سریع جامعه و پیدایش شیوه های جدید زندگی و دگرگونی نگرش ها و هنجارهای زندگی و پدیدار شدن مسائل اخلاقی – اجتماعی، توجه ویژه ای به آن کرده اند. در این مورد، برخی نهادها نظیر خانواده و رسانه با توجه به جایگاه ممتازشان در شکل دهی به هویت های فردی و اجتماعی در کانون توجه قرار گرفته اند.
از منظر اسلام، خانواده یکی از نعمت های بزرگی است که به بشریت عرضه شده و اولین و مهم ترین نهاد و گروه اجتماعی است که انسان، خود را در آن می یابد و همواره از آن متأثر است. همچنین امروزه در جهان ارتباطاتی و عصر تبلیغات، رسانه، جایگاه بس مهمی یافته است و شبکه های گسترده جهانی در شکل دهی به افکار عمومی نقش بی بدیلی دارند.
بی تردید، هماهنگ سازی این دو نهاد مهم می تواند بر هدایت و راهبری جامعه اثر بگذارد. بنابراین، مناسب تر آن است که به زوایایی بپردازیم که این دو نهاد می توانند با هم افزایی، اهداف مشترکی را پی گیری و بر اساس آن سیاست گذاری کنند. در این مقاله به برخی از مؤلفه هایی اشاره می شود که در هم افزایی این دو نهاد – با تأکید بر تلویزیون – می تواند مفید واقع شود.
مقدمه
خانواده به عنوان اولین، مهم ترین و در دسترس ترین محیط برای فرزندان، در معرفی سبک زندگی نقش مهمی ایفا می کند. خانواده جزو گروه نخستین است و اولین گروه مرجع برای کودکان به حساب می آید. اولین رؤیاهای افراد که جزو اصلی ترین عناصر تشکیل دهنده شخصیت فردی است، در خانواده رخ می دهد. خانواده با ارتباط چهره به چهره و عاطفی بر شکل گیری هویت فرد تأثیر عمیقی دارد و ریشه های هویت های پایدار و ماندگار در خانواده پدیدار می شود.
اعضای خانواده با حضور مستمر و طبیعی از ظاهرنمایی به دورند و ارتباط فراگیر و همه جانبه، مهم ترین پشتوانه معنوی و مادی افراد به حساب می آید. دغدغه خانواده ها جذب مخاطب نیست؛ چه اینکه مخاطب در اختیار اوست و ارتباطات عمیق عاطفی موجب می شود بریدن از هویت خانوادگی سخت باشد. آنچه برای خانواده مهم است، شکل دادن به شخصیت افراد مطابق خواست خانواده است.
هارلوک در نظریه «اختلاف خانوادگی و رشد شخصیت»، ریشه ناهنجاری ها را در محیط خانواده جست وجو می کند و معتقد است خانواده با ایجاد احساس امنیت و اتکای کودک به افراد خانواده برای تأمین نیازها، سرچشمه محبت است. خانواده با کارکردهایی مانند الگودهی، هدایت در رشد رفتار اجتماعی، حل مسائل، یادگیری مهارت های زندگی، تشویق کودک در کسب موفقیت، هم دلی و همراهی با کودک، ایجاد تناسب میان خواسته ها و علایق و توانایی ها به رشد طبیعی کودک کمک می کند». (نک: خیری، جامعه شناسی جنایی: ۷۹)
امروزه پس از خانواده، نقش رسانه به ویژه تلویزیون برای تولید و معرفی سبک زندگی و شکل دهی به هویت و شخصیت افراد اهمیت دارد. بی تردید، هم سویی این دو و بهره گیری از ظرفیت های ممتاز هر یک می تواند توان این دو را دوچندان سازد. «در فضای زیست کنونی، شکل گیری شبکه ذهنی و تکون هویت به شدت، متأثر از پدیده های فراقومی، فرامذهبی و فراملی است که تحت عنوان جهان وطنی، [۱]جهان شمولی،[۲] نظام جهانی[۳] و جهانی شدن[۴] مطرح می شود.
رسانه ها، ما را قادر می سازند تا جهان را چونان یک کل درک کنیم. تحت تأثیر این گونه رسانه ها، همه تجارب در یک جا جمع می شوند و شخص به صورت هم زمان می تواند رویداد های واقع در فاصله های دور را احساس کند.» (گلشنی، ۱۳۸۸: ۱۰)
این پدیده با وجود ظرفیت عظیم نهفته در جهان اسلام می تواند با راهبری عالمانه، فرصت محسوب شود، ولی چالشی جدّی در مقابل هویت های محلی و مورد انتظار نیز هست و متولیان فرهنگ سازی و هویت بخشی باید در ورود به شبکه ذهنی مخاطبان خود، این امر را رصد کنند». (نک: خیری، ۱۳۸۸: ۵۵)
وظایف خبری، آموزشی، ارشادی، تفریحی – تبلیغی رسانه قابل اغماض نیست، ولی عمدتاً مردم برای تسکین اضطراب های روحی، روانی و فشارهای روانی و رفع خستگی از کار روزانه و پر کردن اوقات فراغت خود به رسانه به ویژه تلویزیون روی می آورند. «طبق برآوردها، جوانان زیر بیست سال به طور میانگین یک سوم زمان بیداری خود را با وسایل ارتباط جمعی مستقیم یا غیر مستقیم می گذرانند». (خالق خواه، ۱۳۹۰: ۵۳)
رسانه ها عمدتاً دارای ارتباط از راه دورند و کمتر با مخاطبان خود رو در رو مواجهند. پیام رسانه ها از تنوع برخوردار است و این امر موجب جذب مخاطبان می شود. مردم با کمک رسانه ها با جهان پیرامونی نزدیک و دور آشنا می شوند و با افرادی که نمی شناسند، رابطه عاطفی برقرار و هم دلی می کنند، با آنها می گریند و می خندند و سبک زندگی آنها را می آموزند.
با همه تفاوتی که رسانه و خانواده دارند، در این نکته مشترکند که هر دو مهم ترین عنصر شکل دهی به شخصیت و سبک زندگی افرادند. اوقات فراغت – چون انسان، خود، چگونگی پر کردن آن را انتخاب می کند، بسیار مهم است – در ظرف این دو نهاد پر می شود.
آمار و اطلاعات بسیاری در مورد تأثیر نابسامانی خانواده و رسانه بر شخصیت گردآوری شده است. برای نمونه، «طبق مطالعه لرد بلاک (۲۰۰۷)، ۱۰۰ نفر را از ۳ تا ۱۸ سالگی تحت مطالعه قرار دادند. نتایج این بررسی نشان داد افرادی که وابستگی به مواد مخدر نشان داده بودند، در مراحل رشد خود دچار مشکلات شدید عاطفی شده بودند. شاخص اصلی محیط آنها عدم توانایی والدین در بیان معقول احساسات خویش عنوان شد. در این خانواده ها، فرزندان در معرض انتقادات بی شمار و انتظار فعالیت های بیشتر و خارج از توان قرار داشتند.» (فرشاد، ۱۳۹۰: ۵۹) در نمونه بعدی، « بیش از یک میلیارد نفر، مسابقات جام جهانی سال ۱۹۹۸ را از طریق تلویزیون تماشا کردند. در واقع، این مقدار، بیش از تعداد تماشاگرانی است که نمایش نامه های شکسپیر را از زمان خلق آنها در سال ۱۵۰۰ میلادی تاکنون دیده اند». (تقی پور، ۱۳۹۰: ۹۵)
به این ترتیب، درمی یابیم که برنامه ریزی و سامان دهی راهبرد های رسانه و خانواده بر اساس رویکرد های اسلامی مهم است. در این مقال به برخی از مؤلفه هایی اشاره می شود که می تواند رسانه و خانواده را در پیشبرد اهداف جامعه اسلامی هم سو نماید.
جذب حداکثری یا ارشاد حداکثری
هم سویی رسانه و خانواده اقتضای آن را دارد که این دو با بهره گیری از آموزه های اسلامی اولویت خود را بر ارشاد حداکثری بنا بگذارند.
تردیدی نیست که فلسفه وجودی و رسالت رسانه با خانواده متفاوت است. خانواده ممکن است با تربیت فرزندان صالح و سالم بر کلیت جامعه تأثیر بگذارد و از همین رو، مهم ترین نقش اجتماعی زنان در خانواده تعریف شده است. حضور زن در خانواده به عنوان همسر، جهاد زن است و حضور او به عنوان مادر، مهم ترین وظیفه است.
در این میان، فلسفه وجودی رسانه ای چون تلویزیون جمهوری اسلامی ایران به عنوان رسانه ای همگانی و ملی اقتضا می کند به جذب حداکثری همه اقشار جامعه بپردازد تا بتواند موجب اقتدار ملی شود. تحقق این رسالت، از برخی حساسیت های بین فردی، خانوادگی و محلی می کاهد. خانواده ها معمولاً خود را به رعایت همه ارزش های اجتماعی در حریم خانه متعهد نمی دانند و بدون رادع و مانعی، با صلابت، از باورها و ارزش های خود می گویند و از نظر دیگران اعلام تبری می کنند، ولی رسانه ملی باید به این ارزش های اجتماعی و مصلحت های مهم اجتماعی پای بند باشد. پس این دو را نمی توان مثل هم دید و رفتار مشابه از آنها انتظار داشت. بنابراین، رسانه و خانواده باید با درک این تفاوت ها، هر کدام به رسالت خویش عمل کند.
اگر رسانه در برنامه های خود به جای تشویق مردم به خانواده گرایی و هویت سازی خانواده محور و تشویق مردم به حضور در محافل دینی و مذهبی همچون مساجد و حضور در هیئت های مذهبی طوری برنامه ریزی کند که مراکز دیگر، جای گزین خانواده و مسجد شوند، دچار اشتباه راهبردی شده است.
با تأکید بر رسالت دوگانه خانواده و رسانه باید جانب احتیاط را رعایت کرد و به اصل ارشاد حداکثری پیش از جذب حداکثری توجه نشان داد. این راهبرد با آموزه های اسلامی هم سازگار است آنجا که از چیرگی و برتری گروه اندک باایمان نسبت به گروه کثیر سست ایمان سخن می گوید. پس در کنار جذب حداکثری، صلابت پذیری هویتی مذهبی مخاطبان نیز اهمیت دارد که این دو با تعامل خانواده و رسانه بدون کاستن از رسالت هر یک حاصل می شود. جهاد اکبر و جهاد اصغر نیازمند تشخیص درست راه و شناخت دوست و دشمن و مصالح و مفاسد است همچنان که مناسک ها و هنجارها و نمادها برای تمایزپذیری لازم است.
رسالت تبلیغی؛ رسالت تربیتی
در تبلیغ، توجه به مخاطب برای اثربخشی پیام لازم است و بر طول تبلیغ و مداومت تأکید می شود، ولی تبلیغ غیر از تربیت است. نمی توان پیامی کلی برای مخاطب عام فرستاد و مدعی تربیت شد. رسانه ها نیز خود را مدعی تربیت نمی دانند، ولی خانواده جای تربیت است. خانواده نیز خود را مدعی تبلیغ نمی داند، گرچه ماهیت برخی کارکرد های این دو نهاد رنگ تبلیغی یا تربیتی به خود می گیرد. در تربیت باید مخاطب را کاملاً شناخت، با روحیات و نیازهای او آشنا شد و با برنامه ای مشخص برای تربیت اقدام کرد.
برنامه تربیتی خانواده برای هر یک از فرزندانش ممکن است متفاوت باشد. این کار برای رسانه آن هم رسانه ای در سطح ملی و فرا ملی ممکن نیست. البته این امر موجب نمی شود که این دو از هم بی نیاز باشند. امکان تبلیغ در سطح وسیع، نزدیک کردن باورها و ارزش ها، ایجاد هم دلی و آشناسازی مردم با دیگران در دوردست، ابلاغ پیام های دینی به آنها و ایجاد احساس مشترک در میان یک کشور و امت و جامعه جهانی محصول رسانه است. با این حال، برای شکل گیری هویت های فردی و اجتماعی انسان ها، ورود به عرصه تربیتی ضرورت دارد و نقش خانواده در اینجا برجسته و مهم است.
این مسئولیت آن گاه بیشتر نمود می یابد که به انسان از منظر ماهیتی و مسئولیتی بنگریم. آدمی غریزه و فطرت دارد. غریزه، وجه مشترک او با موجودات دیگر است و شکوفایی فطرت موجب انسان شدن آدمی است. هر یک از این دو هم از ابعاد وجودی ادراک، احساس و عواطف برای تحقق خود بهره می گیرند. غریزه از ادراک استفاده می کند، ولی جز نیرنگ چیزی نیست و فطرت از ادراک استفاده می کند که آن را در اصطلاحات دینی، عقل گویند؛ که «العَقلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَحمن و اکتُسِبَ بِهِ الجَنان؛ عقل چیزی است که خدا با آن عبادت می شود و بهشت به واسطه آن به دست می آید.» (شیخ عباس قمی: ۲۱۴)
یکی عبادت هوای نفس است و یکی عبادت خدای متعال. یکی عقل ابزاری است و یکی عقلانیت ذاتی. یکی سود را می جوید و یکی حقیقت را. همان طور که یکی خود را می خواهد و خود او در حیوانیت او خلاصه می شود و یکی خدا را می خواهد و می طلبد. علاوه بر این، غریزه و فطرت سیری ناپذیرند و به هر راهی که انسان آنها را سوق دهد، حد یقفی ندارند. بنابراین، نه در سیر صعودی حد یقفی وجود دارد و نه به اعتبار اینکه آسایش روحی برای فرد ایجاد شود و از حرارت شهوات کاسته شود، می توان بدون رعایت شرع، راه اشباع و ارضای شهوات را فراهم کرد.
شارع مقدس، خود، راه تعدیل شهوات و اشباع غرایز را در دستورهای خویش بیان کرده است. خاستگاه سیر غریزی، نفس اماره اوست و خاستگاه سیر صعودی، نفس لوامه او. منتها این نفس با شکوفایی فطرت نهفته در وجود آدمی سر بر می آورد که لازمه آن، کار تبلیغی و تربیتی است. منتهای آن نیز نفس مطمئنه است که راه را یافته و خیال او از ره پویی حقیقت راحت گشته است.
پس این طور نیست که ما در خانواده یا رسانه، کار تربیتی یا تبلیغی را بر اساس این راهبرد استوار کنیم که مقداری غریزه را از راه نامشروع عرضه کنیم و آن گاه که انسان لذت برد، آماده شود تا راه شرعی را ارائه کنیم. هر یک از جنبه های تبلیغ و تربیت در رسانه و خانواده می تواند در جهت شناخت هویت واقعی انسانی صورت پذیرد و این امر را القا کند که خود فراموشی از خود بیگانگی است و اساس آن بر غفلت از خدا بنا نهاده شده است.
بحران هویت و از خود بیگانگی، از خودفراموشی آغاز می گردد. در قرآن آمده است: «قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ؛ بگو زیان کاران آنانند که به خود زیان کردند.» (زمر: ۱۵) یا «وَلَا تَکونُوا کالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ؛ همانند آنان نباشید که خدا را فراموش کردند پس زمینه نسیان خودشان را فراهم ساخت». (حشر: ۱۹)
پس نه خانواده می تواند با به کارگیری محتوا و ابزار نامشروع، کار دینی خود را پیش ببرد و نه رسانه از نظر جذب مخاطب می تواند به چنین کاری دست بزند. آنچه در غرب اتفاق افتاد، عبرتی است برای ما که رهاسازی برخی قیود اخلاقی و نادیده گرفتن برخی ارزش ها و هنجارهای اجتماعی، آنها را به سراشیبی نابودی و سقوط تمدنی کشاند و دیگر کسی را توان مهار و اصلاح نیست. پس دفع افسد به فاسد، قاعده ای نیست که بتوان بدون تأمل و احتیاط به ویژه در حریم تبلیغی و تربیتی به کار گرفت.
نیازهای پایه ای
هم خانواده و هم رسانه آن گاه می توانند به تعهد خود به طور کامل عمل کنند که هم خودشان و هم محیط و نهادهای دیگر اجتماعی به نیازهای پایه ای پاسخ داده باشند. اگر ازدواج، نیمی از دین است، معلوم است که نیازی اساسی است و با تحقق آن، ایمان پشتوانه می یابد. اگر کوفیان بی بصیرت می شوند و ندای امام حسین علیه السلام را لبیک نمی گویند، به آن دلیل است که ناکارآمدی ساختارهای اقتصادی جامعه شکم های مردم را از حرام پر کرده است و استعداد دریافت پیام حق برای آنها مشکل شده است. اگر فقر گویا کفر است، به معنای این است که استعداد جامعه فقیر برای تکامل ایمانی کم است. به هر صورت، نیازهای معیشتی نیازهای اساسی است همان طور که عدالت و امنیت نیاز اساسی است.
محرک رفتار آدمی بر حب ذات و خود دوستی استوار است. اینکه خود را بنده خدا بشناسد و دوستی او در مسیر رسیدن به لقا و خشنودی حق استوار گردد یا خود را در غرایزش ببیند و لذت و درد خود را بر پایه آن تعریف کند، موضوعی است که انسان در محیط می آموزد.
انسان متناسب با عواطف و احساسات، از لذت و درد ویژه برخوردار است. لذت و درد انسان با هویت غریزی و ارزش های طبیعی و زیستی در وصل و حرمان شهوات، در حیات معقول و رشد یافته در حریم فطرت و پرورش یافته در مکتب دیانت و سرمست از جام عبودیت الهی در وصل و حرمان بندگی خداوند، نگرانی از بی بهرگی از رحمت و رضایت الهی، کوتاهی از انجام وظیفه شرعی، یادآوری گناهان و تقصیر و قصورها تبلور می یابد.
گفته اند: «و اَشَّدُ مِن مَرَضِ البَدَن مَرَضُ القَلبِ؛ و پیامبر که شناخت عمیقی به هستی دارد، از عواطف لطیف تر و درد و غم خواری ژرف تری برخوردار است.» (نهج البلاغه، حکمت ۳۸۸) یا در قرآن آمده است: «فَلَعَلَّک بَاخِعٌ نَّفْسَک عَلَی آثَارِهِمْ إِن لَّمْ یؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا» (کهف: ۶) و «مَا أَنزَلْنَا عَلَیک الْقُرْآنَ لِتَشْقَی إِلَّا تَذْکرَهً لِّمَن یخْشَی». (طه: ۲ و ۳)
ما در خانواده و در رسانه نیازمند گام مطمئنی از نظر سلامت جامعه برای تأمین نیازهای ضروری انسان ها هستیم، تا مسیر برای حرکت تکاملی فراهم تر شود. طبق آمار و ادعای برخی کارشناسان امروز در ایران، «میانگین بلوغ جنسی روی عدد ۱۱ سال و ۷ ماه حدود ۱۲ سال است و میانگین سن ازدواج در کلان شهر ها مانند تهران روی عدد ۲۶،۵ است. سن ازدواج برای پسرها ۲۸ – ۲۹ و برای دختران ۲۴ – ۲۵ است که نشان دهنده فاصله حدود ۱۵ – ۱۶ ساله بین بلوغ جنسی و رسیدن به سن ازدواج او تشکیل خانواده است.» (خبرگزاری های داخلی، ۲۳ اسفند ۹۰) هزینه های بالا، تجملات، مشکلات تأمین مسکن و شغل مانع از ازدواج در سن مناسب می شود.
این فاصله ایجاد شده موجب می شود افراد برای رفع نیازهای خودشان بیشتر به دنبال الگوهایی متفاوت بگردند. یکی از پاسخ ها به این دسته از نیازها در جامعه، روی آوردن به خانه های مجردی است. از طرف دیگر، تغییراتی هم در سن جوان رخ داده است. برای مثال، پیش از این به کسی نوجوان اطلاق می شد که سن او از حدود ۱۳ سالگی آغاز می شد و تا ۱۸ سالگی ادامه داشت. هم اکنون سن نوجوان از ۱۸ سالگی آغاز می شود و تا ۲۴ سالگی ادامه می یابد. بنابراین، با توجه به اینکه از خصوصیات این دوران، فرار از مسئولیت پذیری است، می توان خانه های مجردی را بهترین مکان برای خروج از تعهدات زندگی انتخاب کرد. (همان) مطابق آمار رسمی کشور، آمار ازدواج در سال ۸۹، کمتر از ۰۲/۲ نسبت به سال ۸۸ و طلاق در سال ۸۹، حدود ۹ درصد نسبت به سال ۸۸ رشد داشته است، اما همین آمار در سال ۸۸ نسبت به سال ۸۷، حدود ۰۲/۴ در ازدواج و حدود ۱۲ درصد در طلاق رشد داشته است. (همان)
«قرآن کریم، بلوغ را سن ازدواج می داند. روایات ائمه و تفاسیر مختلف نیز بر همین موضوع صحه می گذارند؛ به طوری که شیخ طوسی، سن ازدواج را سن توانایی جنسی و رغبت به تأهل می داند؛ یعنی سن ازدواج، سن تمایل است. چنین برمی آید که در صورت نیاز، اگر ترک آن موجب گناه شود، ازدواج واجب می شود. در جوامع امروزی، به دلایلی، سن ازدواج از سن بلوغ جسمی فاصله گرفته است و این فاصله معقول پنداشته می شود.
جوامع غربی این خلأ زمانی یا در حقیقت، دوره بحرانی را با روابط آزاد جنسی که پشتوانه قانونی دارد، می پوشانند، اما جامعه دینی ما چنین راهکاری را برنمی تابد. در چنین شرایطی، آشکار شدن آسیب های دوره بحرانی ناگزیر است؛ چرا که نه می توان مطابق راهکار دینی، سن ازدواج را به دوران بلوغ نزدیک کرد و نه شرایط فرهنگی و اجتماعی دنیای معاصر اجازه می دهد جامعه در شرایطی سالم، افزایش سن ازدواج را تاب بیاورد. در این باره، توسل به آموزه های دینی مبنی بر خویشتن داری تنها گزینه پیش روست که باز هم به دلیل شرایط فرهنگی روز و حاد بودن آسیب های تأخیر در ازدواج به صورت عمومی و گسترده، راه به جایی نمی برد.
هم اکنون تعداد دخترانی که از سن ازدواجشان گذشته، چهار و نیم میلیون نفر و آمار زنان بیوه به یک و نیم میلیون نفر رسیده است. اگر این معضلات را در کنار مسائل اقتصادی نیز قرار دهیم، به خوبی مشخص می شود که قشر جوان ایران با مسئله چگونگی ارضای غریزه جنسی روبه روست که اگر راهکار صحیحی پیش روی آن قرار نگیرد، به تدریج، فساد اخلاقی و روابط نامشروع میان دختران و پسران افزایش می باید و به نوعی جامعه به سوی قبح زدایی از روابط دختر و پسر حرکت می کند.
البته امکان ازدواج آسان نیز همچون گذشته پیش روی جوانان وجود ندارد. در نگاه سنتی و قدیمی، روابط میان خویشاوندان موجب می شد تا امکان ازدواج برای دختران فراهم شود اما با گسترش کلان شهرنشینی و قطع صله رحم با خویشاوندان این امکان از بین رفته است. از این رو، دختران غیر از محیط های آموزشی یا کاری، محلی را برای همسریابی پیدا نمی کنند و همین امر نیز به گسترش بدحجابی ها دامن زده است. (عماد نیوز، ۲۳ اسفند ۹۰)
پس شرط موفقیت خانواده و رسانه، تأمین نیازهای پایه ای است که ارتباط مستقیمی هم به این دو نهاد ندارد. البته در برخی نیازها به تناسب رسالت این دو، تفاوت هایی وجود دارد نظیر اینکه برا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 