پاورپوینت کامل بررسی نقش مداخله گرایانه خانواده در پیش بینی اختلالات تغذیه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بررسی نقش مداخله گرایانه خانواده در پیش بینی اختلالات تغذیه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بررسی نقش مداخله گرایانه خانواده در پیش بینی اختلالات تغذیه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بررسی نقش مداخله گرایانه خانواده در پیش بینی اختلالات تغذیه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
از سوی رسانه های همگانی (مورد مطالعه: دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه تبریز)
چکیده
میزان شیوع اختلالات تغذیه، از دهه ۱۹۷۰ به سرعت رو به افزایش است و پژوهش های مختلف نشان داده اند که نگرش و فرهنگ جامعه، نقش به سزایی در شیوع این اختلالات دارند؛ زیرا تغذیه، یک پدیده اجتماعی است و هنجارهای اجتماعی در انتخاب نوع غذا و رفتارهای تغذیه ای، بسیار مؤثرند. بر این اساس، این پژوهش تلاش دارد تا میزان اختلالات خوردن را در بین دختران دانشجو، با هدف مشخص کردن تأثیر عوامل اجتماعی – شامل رسانه های همگانی و خانواده – بر میزان این اختلالات، تعیین کند.
روش تحقیق، پیمایشی، و ابزار اندازه گیری، پرسش نامه بسته پاسخ است. جامعه آماری نیز شامل تمامی دختران دانشجوی مقطع کارشناسی دانشگاه تبریز، در سال تحصیلی ۹۲-۹۱ به تعداد ۴۵۱۴ نفر است که از این تعداد، ۴۰۰ نفر به عنوان نمونه آماری با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد:
– میانگین اختلالات خوردن و مؤلفه های آن در بین آزمودنی ها پایین تر از متوسط است.
– فشار رسانه های همگانی با اختلالات خوردن، رابطه ای مثبت و معنادار دارد.
– فشار خانواده با اختلالات خوردن، رابطه ای مثبت و معنادار دارد.
– متغیرهای مستقل (فشار رسانه ها و فشار خانواده) در کل ۳۵/۰ تغییرات اختلالات خوردن را تبیین می کنند و تأثیر فشار رسانه های همگانی بر این اختلالات، بیشتر از تأثیر فشار خانواده است.
مقدمه
امروزه بیش از هر زمان دیگری، نقش عادات غذا خوردن و الگوهای تغذیه ای در بروز، پیشگیری و درمان بیماری ها مشخص شده و بر این اساس، جامعه شناسی تغذیه نیز با سرعت بسیاری پیشرفت کرده است. (Schlundt, 1995: 35)
در عصر حاضر، رسانه ها و فرهنگ عامیانه در تلاش هستند تا لاغری را مترادف با سلامتی، موفقیت و زیبایی جلوه دهند که این امر، افراد و به ویژه زنان را با خطرهای جدی روبه رو ساخته است. این مسائل، باعث توجه به اختلالات خوردن[۱] و پی آمدهای آن در علوم مختلف شده است. در این اختلالات، الگوهای غلط غذا خوردن و تغییرات شناختی مربوط به غذا و وزن بدن، منجر به بروز عوارض تهدیدکننده، از جمله بیماری های جسمی و روانی می شود. (بهراد و کمالی، ۱۳۸۹: ۱۱)
یکی از گروه های در معرض خطر اختلالات خوردن، دختران نوجوان و جوان هستند که در آنها، این اختلالات شایع ترین بیماری بعد از چاقی و آسم تعریف شده است. (Klein & Walsh, 2004) پرتی[۲] و همکاران نشان داده اند که ۹۵ درصد اختلالات خوردن در زنان اتفاق می افتد و در ۹۰ درصد موارد، این بیماری در افرادی بروز می کند که کمتر از ۲۵ سال دارند. (ولی زاده و آریاپوران، ۱۳۸۹: ۱۵)
جای تردید نیست که در بیشتر جوامع، زنان در مقایسه با مردان، درباره زیبایی و ظاهر خود و آنچه به چشم می آید، دقت نظر بیشتری دارند. این توجه وافر، آنان را وامی دارد تا به منظور مطابقت دادن ویژگی های بدنی خود با الگوهای فرهنگی زیبایی چهره و اندام که در رسانه های جمعی و عوامل تبلیغاتی صنعت زیبایی تبلیغ می شود، بر رفتارهایی گاه افراطی را در پیش گیرند.
در نتیجه، زنان بیشتر از مردان در معرض ابتلا به اختلالات خوردن قرار می گیرند. Becker, 2007: 114)) آمارها نشان می دهند که اختلالات خوردن، به ویژه در بین دختران جدی است؛ اما نتیجه پژوهش ها درباره دوام درازمدت آن، امیدوارکننده است؛ از جمله اینکه هیترتون[۳] و همکاران (۲۰۰۱) با انجام یک تحقیق طولی ده ساله در مورد نگرش ها و رفتارهای خوردن، دریافتند که اختلالات خوردن در دختران، ظرف این مدت به بیش از نصف کاهش یافته است.
به نظر می رسد که رسیدن به بزرگ سالی و گریختن از فشارهای اجتماعی شدید که بر لاغری در دختران جوان تأکید می ورزد، دراین باره مؤثر بوده است. (هالیجن و ویتبورن، ۱۳۸۷: ۳۹۷) اگر اختلالات خوردن متوقف نشود، گرسنگی کشیدن، پرخوری و تخلیه سازی، ممکن است به آسیب های بدنی بهبودناپذیر و حتی مرگ بینجامد. این اختلالات، در کل می توانند بر سلول ها، بافت ها و اعضای داخلی بدن تأثیر منفی بگذارند.
مخاطرات روانی و اجتماعی ناشی از این اختلالات هم کمتر از مسائل پزشکی آن نیست. (آزاد، ۱۳۸۹: ۱۴) با توجه به مشکلات متعددی که در پی این اختلالات بروز می کند، تلاش برای فهم درست این بیماری و راه های پیشگیری و درمان آن، بسیار ارزشمند است. برای این منظور، باید تمام عواملی که در ابتلای افراد به این اختلالات نقش دارند، شناسایی شوند.
دانشمندان برای فهم و کشف سرچشمه های اختلالات خوردن، به عوامل روان شناختی، اجتماعی، ژنتیکی و زیستی – شیمیایی توجه کرده اند. (بابایی و همکاران، ۱۳۸۷: ۲) ما در این تحقیق، با رویکردی اجتماعی، نقش خانواده و رسانه های جمعی را در ابتلای دختران جوان به اختلالات خوردن، مطالعه می کنیم.
از آنجا که اختلالات خوردن، مشکلاتی هستند که ارتباطی نزدیک با شیوه زندگی و فرهنگ جامعه دارند، بنابراین بررسی متغیرهای اجتماعی به عنوان شاخص های پیشگیری کننده، می تواند در تبیین این بیماری مؤثر باشد. پرسش اساسی در این پژوهش این است که اختلالات خوردن در بین دانشجویان دختر دانشگاه تبریز به چه میزان است و دو عامل خانواده و رسانه های همگانی، چه ارتباطی با این مسئله دارند؟
پیشینه تجربی تحقیق
در مورد ارتباط عوامل اجتماعی با اختلالات خوردن، تحقیقاتی در داخل و خارج از کشور انجام شده است که به برخی از مهم ترین آنها اشاره می کنیم:
نوابخش و مثنی (۱۳۹۰) در پژوهشی با عنوان «بررسی جامعه شناختی تحولات تغذیه در جوامع معاصر»، نشان دادند که عادات غذا خوردن افراد هر جامعه، تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی، مانند فرهنگ، وضعیت اقتصادی، اهرم های سیاسی و پیشینه تاریخی قرار می گیرد و امروزه عادات غذایی، از اجزای ثابت فرهنگ هر جامعه به شمار می رود. (نوابخش و مثنی، ۱۳۹۰)
نتایج تحقیق غنی افشرد (۱۳۸۹) با عنوان «بررسی رابطه بین عوامل اجتماعی – فرهنگی و اختلالات غذایی زنان» نشان داد که اختلالات غذایی با فشارهای خانواده و رسانه ها، رابطه ای معنادار دارد. (غنی افشرد، ۱۳۸۹)
امیدوار (۱۳۸۱) مطالعه ای مقطعی – تحلیلی با عنوان «عوامل روانی – اجتماعی تعیین کننده در انتخاب های غذایی و وضعیت تغذیه ای نوجوانان شهر تهران» انجام داد. یافته ها نشان داد که عوامل اجتماعی – جمعیتی، جنسیت، و وضعیت اجتماعی – اقتصادی، از عوامل تعیین کننده در انتخاب های غذایی و وضعیت تغذیه ای هستند. (امیدوار، ۱۳۸۳)
یافته های پژوهش محمودی و همکاران (۱۳۸۹)، با عنوان «رابطه فشارهای فرهنگی – اجتماعی و تصویر ذهنی از بدن، با اختلالات خوردن در دانشجویان دختر ورزشکار و غیرورزشکار»، نشان داد که بین فشار اجتماعی و اختلالات خوردن، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و نیز میانگین فشارهای اجتماعی دریافت شده در دانشجویان ورزشکار، کمتر از دانشجویان غیرورزشکار است. (انجمن روان شناسی ایران)
فیلد[۴] و همکاران (۲۰۰۸) مطالعه ای با عنوان «نقش خانواده و رسانه های همگانی در پیش بینی اختلالات خوردن» انجام دادند. نتایج نشان داد ۴/ ۳ درصد از دختران و ۳/۲ درصد از پسران، رفتارهای پرخوری و پاک سازی بعد از پرخوری داشتند. تلاش برای همانند شدن با افراد لاغر که در رسانه ها دیده می شوند، پیش بینی کننده اختلالات خوردن در تمام سنین بود. نظر منفی پدران درباره وزن پسران، اختلالات خوردن آنها را پیش بینی می کرد. (Field & et al, 2008)
کلاک[۵] (۲۰۰۸) مطالعه ای با عنوان «عوامل خانوادگی در توسعه اختلالات خوردن: یکپارچه سازی تبیینات پویا و رفتاری» انجام داد و به این نتیجه رسید که اختلال در عملکرد خانواده و نیز تجربیات منفی در رفتار غذا خوردن خانواده، با افزایش در اختلالات خوردن فرد همراه است. (Kluck, 2008)
چارچوب نظری پژوهش
به دلیل پیشرفت بسیار سریع تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی، اهمیت شکل و اندازه بدن، به طور وسیعی به لایه های مختلف اجتماعی و حتی گروه های قومی راه یافته است. (Henry, 2005: 9) اگرچه منابعی که بر اهمیت زیبایی فیزیکی تأکید می کنند در همه جا وجود دارند، اما اثرگذارترین عامل در این زمینه، رسانه های همگانی هستند. تحقیقات مختلف نشان داده اند که بین تأثیرات رسانه های جمعی، نارضایتی بدنی و اختلالات خوردن، رابطه وجود دارد. (Coyne, 2007: 30)
افزایش مطالعه مجلات سلامت و برازندگی یا نمایش مختصر ویدیوموزیک ها از لاغری و تصاویر جذاب زنان لاغر، باعث افزایش رفتارهای غذایی نامناسب در زنان و تشویق آنان به لاغری می شود. دیویس و کاتزمن[۶] (۱۹۹۹) توضیح داده اند که فرهنگ، بر آنچه که مردم می خورند و می پوشند، تأثیر می گذارد.
در فرهنگ غربی، زنان و دختران از الگوهای لاغری غیرواقعی تأثیر می پذیرند؛ چرا که پیوسته به آنها گفته می شود که لاغری زیباست. (Henry, 2005: 11) بیشتر ادبیات درباره متغیرهای اجتماعی – فرهنگی، بر زنان متمرکز شده است؛ چراکه میزان بروز نارضایتی بدنی و اختلالات خوردن در بین زنان و دختران جوان بیشتر است. به نظر گیدنز، زنان در مقایسه با مردان، بیشتر در معرض اختلالات تغذیه ای قرار می گیرند؛ چون هنجارهای اجتماعی جامعه، بر جذابیت جسمانی زنان، بیشتر تأکید دارد و نیز به لحاظ اجتماعی، تصویر مطلوبی که از بدن زنان ارائه می شود، تصویری از باریک اندامی است. (غنی افشرد، ۱۳۸۹: ۴۴)
نظریه اجتماعی – فرهنگی که بر تأثیر ارزش های فرهنگی بر ارزش های فردی تمرکز دارد، بیان می دارد که جامعه، ویژگی های فیزیکی با ارزش را به افراد دیکته می کند و حتی ویژگی هایی را بر اساس جنسیت مطرح می سازد. برای مثال، لاغری را مربوط به زنانگی و عضلانی بودن را مربوط به مردانگی معرفی می کند. این نظریه، عنوان می کند
استانداردهای جذابیت که جوامع غربی تعیین می کنند، غیرواقعی هستند و بیش از حد بر لاغری تأکید دارند، در حالی که لاغر شدن به وسیله ابزارهای سالم، برای بسیاری از زنان امکان پذیر نیست و همین امر شکاف بین متوسط وزن زنان و متوسط وزن ایدئال را بسیار بیشتر از قبل کرده است. با وجود این، این ایدئال ها در بسیاری از زنان پذیرفته و درونی شده اند. (Tiggeman & et al, 2004: 23)
این نظریه به اهمیت رسانه های جمعی در رساندن پیام مربوط به انتظارات درباره بدن ایدئال نیز توجه می کند. تصویر کامل در رسانه ها اغلب دستکاری می شود و متأسفانه بسیاری از افراد، تصاویری را که می بینند، واقعی تلقی می کنند. رسانه ها همچنین راهکارهایی مانند رژیم، ورزش، اعمال جراحی و استفاده از داروها را برای رسیدن به بدن ایدئال معرفی، و زنان را تشویق می کنند که باور کنند می توانند لاغر شوند. در نتیجه، افراد متقاعد می شوند که تصویر ایدئال به آسانی دست یافتنی است.
رسانه ها همچنین بدن ایدئال را با شادی و وضعیت اجتماعی مطلوب، مرتبط نشان می دهند. (پورمحمد، ۱۳۸۹: ۱۶) بنابر شواهد تجربی، زنانی که تصاویر ایدئال را مشاهده می کنند، رضایت کمتری از ظاهرشان، و نشانه های بیشتری از اختلال خوردن دارند. (Agliata & Tantleff-duun, 2004: 10)
استیک[۷] (۲۰۰۲) نیز تأثیرهای اجتماعی و فرهنگی را عامل بروز اختلالات خوردن می داند. به عقیده وی، این فشارهای اجتماعی – فرهنگی، متمرکز بر ایدئال های لاغری و نکوهش چاقی است و از رسانه های همگانی، خانواده و هم سالان آغاز می شود. جامعه بر مردم و به ویژه بر زنان فشار می آورد که لاغر باشند. زنانی که لاغر هستند، به دلیل لاغری شان پاداش می گیرند و زنان چاق، نکوهش می شوند.
از این سه، منبع، رسانه بیشترین تأثیر را در بالا بردن ارزش لاغری دارد. (Henry, 2005: 12) خانواده به منزله نخستین انتقال دهنده ارزش های اجتماعی، در انتقال پیام های اجتماعی – فرهنگی درباره اهمیت ظاهر، و در نتیجه در گسترش اختلالات خوردن، نقش مهمی دارد. اختلالات خوردن، گاه از طریق فشارهای خانواده، برای لاغری یا طرح ریزی رفتارهای تغذیه ای نامناسب در خانواده، ایجاد می شود. محیط خانه، مکان مهمی برای رفتارهای ترغیبی مثل رژیم و ورزش، برای رسیدن به بدن ایدئال شناخته می شود که در افزایش نارضایتی بدنی، رژیم و تغذیه نامناسب، تأثیر دارد. (Coyne, 2007: 40)
به نظر براچ۳ (۱۹۷۳) نیز زنان جوانی که دچار اختلالات خوردن هستند، متأثر از خانواده های خود هستند که بر آنها سختگیری می کنند. به طور کلی، مطالعات نشان می دهد که والدین در رفتارهای غذایی فرزندان دخیل هستند. مادران ممکن است در جایگاه پیام آوران اجتماعی، با فشار مستقیم یا غیرمستقیم بر دخترانشان، برای رسیدن به ایدئال های فرهنگی تلاش کنند.
اجبار پدر برای لاغری دختران و تلاش برای کاهش وزن نیز در اختلالات خوردن دختران اثرگذار است. همچنین خواهران و برادران در دادن آگاهی های اجتماعی – فرهنگی مرتبط و درونی سازی ایدئال لاغری دارند. به طور خلاصه مشخص می شود که خانواده ها نقش مهمی در انتقال فشار اجتماعی – فرهنگی برای لاغر بودن دختران، نقش مهمی دارند و این فشار به احتمال زیاد، به درونی سازی ایدئال لاغری و اختلالات خوردن، می انجامد. (همان: ۴۵)
همچنین هیون[۸] (۱۹۹۰) بیان می دارد زنانی که آرزو دارند لاغر باشند، بیشتر تحت تأثیر تصورشان درباره برتری زنان دیگر و همچنین تصورشان از ملاک های گزینش مردان، قرار می گیرند. به عقیده چارلز و کر۵ (۱۹۸۶) مقوله جنسی نیز یکی از دلایل عمده گرایش زنان به لاغری است؛ چراکه همسرانشان برای لاغری به آنها فشار می آورند.
بسیاری از زنان گزارش می دهند که همسرانشان هستند که آنها را از چاقی شان آگاه می کنند و به آنها زمانی که لازم است وزن کم کنند، تذکر می دهند. چارلز و کر نتیجه می گیرند که تصور بدنی، ارتباطی تنگاتنگ با جذابیت های جنسی دارد و زنان به ویژه بعد از زایمان، تحت فشار همسرشان برای لاغری و رسیدن به اندازه های پیکرشان در پیش از زایمان هستند. آنها نتیجه گرفتند که ایدئال لاغری زنانه غیر طبیعی، باعث می شود که زنان پیوسته از خود ناراضی باشند و اختلالات خوردن نیز در پی همین نارضایتی بدنی پدید می آید. (غنی افشرد، ۱۳۸۹: ۲۲)
جمع بندی چارچوب نظری و تجربی
نتایج تحقیقات در داخل و خارج، نشان می دهد که در فرایند تغذیه ای افراد، عوامل اجتماعی مختلف، نظیر فرهنگ، رسانه ها، خانواده، فشار اجتماعی و غیره مؤثرند. نظریات اجتماعی مختلف نیز ارتباط بین عوامل اجتماعی و اختلالات خوردن را تأیید کرده اند؛ از جمله، نظریه اجتماعی – فرهنگی عنوان می کند که استانداردهای جذابیت، در جوامع غربی و بیشتر از طریق رسانه های همگانی تعیین می شود.
این استانداردهای غیر واقعی، بیش از حد بر لاغری تأکید، و زنان را تشویق می کنند که باور کنند می توانند و باید لاغر شوند. بنابراین، زنانی که در معرض چنین پیام هایی قرار می گیرند، به نارضایتی از بدن خود و احتمالاً به اختلالات خوردن دچار می شوند. استیک (۲۰۰۲) نیز تأثیرات اجتماعی و فرهنگی، از جمله خانواده، هم سالان و به ویژه رسانه ها را عامل بروز اختلالات خوردن می داند. به عقیده وی، رسانه بیشترین تأثیر را در بالا بردن ارزش لاغری دارد. به نظر براچ (۱۹۷۳) خانواده ها در انتقال فشار اجتماعی – فرهنگی برای لاغر بودن دختران نقش مهمی دارند و این فشار به احتمال زیاد به درونی سازی ایدئال لاغری و اختلالات خوردن می انجامد.
همچنین هیون (۱۹۹۰) بیان می دارد که زنان به دلیل آنچه در مورد ملاک های گزینش مردان فکر می کنند، تحت تأثیر ایدئال لاغری قرار می گیرند. به عقیده چارلز و کر (۱۹۸۶) مقوله جنسی نیز یکی از دلایل عمده گرایش زنان به لاغری است و این ایدئال لاغری غیر طبیعی، باعث می شود زنان پیوسته از بدنشان ناراضی باشند و اختلالات خوردن نیز در پی همین نارضایتی بدنی پدید می آید.
مدل تحلیلی تحقیق
برای مشاهده نمودار به فایل پی دی اف مراجعه کنید
مدل شماره (۱): مدل تحلیلی تحقیق
فرضیه ها
فرضیه اصلی
– رسانه های همگانی با اثر گذاری بر خانواده ها، بر اختلالات خوردن تأثیر می گذارند.
فرضیه های اختصاصی
– اختلالات خوردن و مؤلفه های آن، با متغیر فشار خانواده هم بستگی مثبت دارد.
– اختلالات خوردن و مؤلفه های آن، با متغیر فشار رسانه های همگانی هم بستگی مثبت دارد.
روش شناسی
روش تحقیق این مطالعه، پیمایشی است و از نظر معیار زمان، مقطعی است. برای سنجش متغیر اختلالات خوردن و نیز متغیر های خانواده و فشار رسانه های همگانی، از پرسش نامه محقق ساخته به صورت بسته پاسخ در قالب طیف لیکرت استفاده شده است. گویه های مربوط به مؤلفه های اختلالات خوردن (بی اشتهایی روانی و پراشتهایی روانی) بر اساس معیارهایDSM-IV-TR [9] طراحی شده است.
جامعه آماری این تحقیق، تمامی دختران دانشجوی مقطع کارشناسی دانشگاه تبریز به تفکیک دانشکده هاست که در سال تحصیلی ۹۱ – ۹۲ تعداد دقیق آنها ۴۵۱۴ تن بوده است.
برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار ۲۰-SPSS استفاده شده است. در بخش آمارهای توصیفی، از توزیع درصد فراوانی و شاخص های مرکزی و پراکندگی؛ و در بخش آمار استنباطی، از آزمون هم بستگی r پیرسون، رگرسیون چندگانه و تکنیک تحلیل مسیر استفاده شد.
اعتبار[۱۰] و پایایی[۱۱] ابزار اندازه گیری
برای بررسی اعتبار ابزار اندازه گیری، از اعتبار محتوایی[۱۲] و برای بررسی پایایی آن، از آلفای کرونباخ[۱۳] استفاده شد. مقادیر بالاتر از ۶/۰ حداقل مقدار قابل قبول است. جدول شماره۱، حاوی اطلاعات مربوط به پایایی مقیاس هایی است که استفاده شده است. محتویات این جدول نشان می دهد که نتایج ضرایب پایایی به دست آمده، پذیرفتنی است.
جدول۱: ضریب آلفای مقیاس های تحقیق
برای مشاهده جدول به فایل پی دی اف مراجعه کنید
تعریف نظری و عملیاتی متغیرها
اختلالات خوردن
اختلالات خوردن، دسته ای از بیماری های تغذیه ای – روانی هستند که ویژگی اصلی آنها، آشفتگی و به هم خوردن رفتارهای متعادل تغذیه ای است. در این بیماری، اختلالات بارزی در افکار و تصورات فرد درباره غذاها و خویشتن – به ویژه وزن بدن – به وجود می آید. (Klein & Walsh, 2004) بر اساس چهارمین مجموعه بازنگری شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-IV-TR)، اختلالات خوردن به سه دسته مجزای بی اشتهایی روانی،[۱۴] پراشتهایی روانی[۱۵] و اختلال های خوردن تصریح نشده،[۱۶] طبقه بندی می شود. (کاپلان و سادوک، ۱۳۷۵: ۱۴۸)
در اختلال بی اشتهایی روانی، شخص با کم خوردن و پرهیز از خوردن، از داشتن حداقل وزن طبیعی خودداری می کند، از بالا رفتن وزن خود به شدت می ترسد و به بدن خود و شکل آن، بدبین است و حتی زمانی که لاغر است، باز فکر می کند اضافه وزن دارد. این اختلال در جنس مؤنث شایع تر است و معمولاً شروع آن در نوجوانی است. (دادستان، ۱۳۷۸: ۱۱۸)
پراشتهایی روانی با دوره های مکرر پرخوری مشخص می شود که رفتارهای جبرانی نامناسب را به دنبال دارد. (انجمن روان پزشکی امریکا، ۱۳۷۹: ۱۹۹) این اختلال که بیشتر در دختران و زنان جوان رخ می دهد، ابتدا با پرخوری، احساس نداشتن کنترل در خوردن، و ترس از چاق شدن آغاز می شود و سپس با رفتارهایی نامناسب در جهت پیشگیری از اضافه وزن، مثل رژیم گرفتن، ورزش های شدید، استفراغ ارادی، مصرف نادرست داروهای ملین و ضد یبوست ادامه می یابد. این افراد نیز تصور نادرستی از شکل و اندازه بدن خود دارند، اما در این مورد برخلاف بی اشتهایی روانی، کاهش شدید وزن رخ نمی دهد. (دادستان، ۱۳۷۸: ۱۲۲)
اختلالات خوردن تصریح نشده نیز تشخیصی با طیفی گسترده است و شامل بیمارانی می شود که دارای علایم مشابه با بی اشتهایی یا پراشتهایی روانی هستند، اما تمامی معیار های این دو اختلال را ندارند. از جمله بیماری های این گروه، می توان به اختلال پرخوری اشاره کرد که در آن، بیماران، دوره های برگشت پذیر پرخوری را سپری می کنند، ولی رفتارهای جبرانی نامناسب و اشتغال ذهنی دائم درباره شکل و وزن بدن را ندارند. (Brogna & Caroppo, 2010: 228)
در این تحقیق، متغیر اختلالات خوردن با دو مؤلفه بی اشتهایی روانی و پراشتهایی روانی، از طریق میانگین پاسخ های دانشجویان به یک پرسش نامه ۲۲ سؤالی محقق ساخته و در سطح سنجش رتبه ای اندازه گیری می شود. گویه های این پرسش نامه بر اساس معیارهای DSM-IV-TR طراحی شده است.
فشار رسانه های همگانی
رسانه های همگانی عبارت اند از تمامی ابزارهای غیر شخصی ارتباط که به وسیله آنها، پیام های دیداری یا شنیداری، به صورت مستقیم به مخاطبان انتقال می یابند. تلویزیون، رادیو، سینما، روزنامه ها، مجلات، کتاب ها و تابلوهای آگهی در زمره رسانه های همگانی هستند. (کولب، ۱۳۷۶: ۴۳۷)
رسانه های همگانی نقش مهمی در فرایند اجتماعی شدن ایفا می کنند، به طوری که هنجارهای اجتماعی را، هم می توانند تقویت کنند و هم آشفته سازند. (کوئن، ۱۳۸۵: ۱۱۲) افراد همواره در تلاش هستند تا با بالا بردن کیفیت ظاهری بدن، خود را با انتظارات اجتماعی و فرهنگی جامعه که رسانه ها ترویج می کنند، هماهنگ سازند. همچنین روزنامه ها، مجلات و تلویزیون، همگی سرشار از ویژگی هایی هستند که چگونگی تصور بدنی، جراحی پلاستیک و نیز جذاب سازی و نمایش جنسی بدن را ترویج کنند. (فاتحی و اخلاصی، ۱۳۸۷)
در این پژوهش، منظور از رسانه های جمعی، تلویزیون و مجلات هستند و فشار این رسانه ها برای لاغری با ۵ گویه در سطح سنجش رتبه ای در قالب طیف لیکرت سنجیده می شود.
فشار خانواده
از نظر جامعه شناسی، نهاد خانواده کلیت تام به هم بافته ای است که در آن، اجزا تابعی از یکدیگر و از کل پدیده خانواده هستند. این نهاد، هسته اساسی زندگی اجتماعی تلقی شده که افزون بر تولید مثل و تربیت فرزندان، وظیفه تأمین هم بستگی اجتماعی را نیز بر عهده دارد؛ به گونه ای که هیچ نهاد، سازمان یا گروه دیگری نتوانسته است جایگزین ساختار و کارکردهای آن گردد. (آراسته خو، ۱۳۸۱: ۵۳۴)
فرایند اجتماعی شدن کودک از خانواده آغاز می شود. تصویر خود در نزد کودک، بازتاب آن اح
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 