پاورپوینت کامل اهداف قرآن از طرح مسایل طبیعی ۱۰۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اهداف قرآن از طرح مسایل طبیعی ۱۰۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اهداف قرآن از طرح مسایل طبیعی ۱۰۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اهداف قرآن از طرح مسایل طبیعی ۱۰۵ اسلاید در PowerPoint :

۱۱۶

«قسمت دوم»

۷ـ تشویق به استفاده از طبیعت و بهره وری از آن

در جاهلیت، مردم، بر اثر پیروی کورکورانه از پیشینیان خویش به خرافاتی دچار شده بودند. از
این رو برخی بهره وری از طبیعت را بر خود حرام کرده بودند. آنان حیواناتی چون بحیره، سائبه،
وصیله و حام را بر خود حرام کرده و نیز در زراعت و ثمره کشاورزی و باغداری خود مواردی را
غیرقابل استفاده می دانستند.

قرآن همه آن ها را رد کرده و به طور کلی نعمت های خدادادی در طبیعت را به عنوان کلی
«طیبات» [پاکیزه ها] نامیده است و می فرماید: چه کسی آن را به شما حرام کرده است؟ نمونه را
بنگرید:

«ما جعل اللّه من بحیره ولا سائبه ولا وصیله ولا حام ولکنّ الذین کفروا یفترون علی
اللّه الکذب …»(۱)

«خداوند هیچ گونه بحیره و سائبه و وصیله و حام قرار نداده، ولی کسانی که کافر شدند
بر خدا دروغ می بندند.»

در این آیه شریفه به چهار بدعت اشاره شده که در میان عرب جاهلی معمول بود. آنان بر
پاره ای از حیوانات به جهتی علامت و نامی می گذاشتند و خوردن گوشت آن را ممنوع
می ساختند و یا حتی خوردن شیر و چیدن پشم و سوار شدن بر پشت آن ها را مجاز نمی شمردند.
گاهی این حیوانات را آزاد می گذاشتند که به هر راهی که می خواهند بروند و کسی متعرض آن ها
نمی شد؛ یعنی عملاً حیوان را بلااستفاده و بیهوده رها می کردند.

«بحیره» به حیوانی می گفتند که پنج بار زاییده بود و پنجمین آن ها ماده یا به روایتی نر بود
که گوش آن حیوان را شکاف وسیعی می دادند و رهایش می کردند.

«سائبه» شتری بود که دوازده و به روایتی ده بچه می آورد که رها می شد و کسی سوار یا
مزاحم او نمی شد.

«وصیله» گوسفندی بود که هفت بار زاییده بود یا به روایتی دوقلو آورده بود که کشتن
واستفاده از گوشت این گوسفند را حرام می دانستند.

«حام» نیز به حیوان نری گفته می شد که از وجود او برای تلقیح حیوانات ماده استفاده
می کردند و اگر ده بار از آن برای تلقیح استفاده می شد و هر بار فرزندی از نطفه او به وجود می آمد
آن را رها کرده و کسی حق نداشت بر پشت او سوار شود.(۲)

گرچه به ظاهر این احکام جاهلی، جلوه هایی از روح شکرگزاری و قدردانی در برابر خدمت
این حیوانات تلقی می شود ولی از آن جا که این حیوانات رها می شدند و با حالت دردناکی
می مردند و کسی حاضر نمی شد غذای درستی به آن ها بدهد و از آن ها مراقبت کند ـ و در نتیجه
اثر عکس بر این حیوانات داشت ـ اسلام از آن جلوگیری کرد.

قرآن هم چنین از بدعتی دیگر یاد می کند که مشرکان قسمتی از زراعت و چارپایان خود را
مخصوص عده ای خاص می دانستند و استفاده عموم مردم از آن ها را حرام تلقی می کردند.

«وقالوا هذه أنعام وحرث حجر لا یطعمها إلاّ من نشاء بزعمهم و أنعام حرّمت
ظهورها …»(۳)

«گفتند این قسمت از چهارپایان و زراعت برای همه حرام است، جز آن که ما بخواهیم
و می گفتند چهارپایانی است که سوار شدن بر پشت آن ها تحریم شده است … .»

مشرکان قسمتی از مواهب طبیعی را خاص خدمه و متولیان بت و بتخانه می دانستند
وفقط آنان حق داشتند از سهم بت ها بخورند ولی عموم مردم اجازه استفاده از آن را نداشتند.

قرآن کریم در ادامه می فرماید:

«و قالوا ما فی بطون هذه الأنعام خالصه لذکورنا و محرّم علی أزواجنا …)(۴)

«می گفتند آنچه در شکم این حیوانات است (جنین و بچه در رحم حیوانات) تنها از
آن مردان است و بر زنان و همسران ما تحریم شده است.»

بدین سان روشن می شود کافران قریش بهره مندی از برخی مظاهر طبیعی خدادادی را بر
همه حرام می دانستند و برخی را ویژه عده ای خاص تلقی می کردند و گاه زنان را از استفاده از آن
محروم می کردند.(۵) ولی قرآن با ردّ این اندیشه های خرافی و به رسمیت نشناختن آن ها، استفاده
از مواهب طبیعی را برای همه انسان ها از زن و مرد تجویز کرده است.

قرآن به صراحت می فرماید مظاهر و مواهب زیبای خداوندی حرام نشده اند:

«قل من حرّم زینه اللّه التی أخرج لعباده و الطیّبات من الرزق …»(۶)

در تعداد زیادی از آیات، خداوند نعمت هایی را که برای بشر فراهم کرده است نام می برد.

«و سخّرلکم ما فی السموات و ما فی الأرض جمیعاً»(۷)

«همه آنچه را که در آسمان ها و زمین است مسخر شما قرار داد.»

«ولقد مکّناکم فی الأرض و جعلنا لکم فیها معایش قلیلاً ما تشکرون»(۸)

«همانا ما شما را در زمین تمکین و اقتدار بخشیدیم و در آن برای شما از هرگونه
روزی مقدر کردیم.»

«ومن آیاته أن یرسل لکم الریاح مبشّرات … لتجری الفلک بأمره و لتبتغوا من فضله
و لعلّکم تشکرون»(۹)

«از جمله نشانه های او این است که بادهای بشارت دهنده را می فرستد … تا کشتی را
به امرش به حرکت اندازد و تا از فضلش بهره ور شوید … .»

«و سخّر لکم البحر لتأکلوا منه لحماً طریّاً و تستخرجوا منه حلیه … .»(۱۰)

«دریا را رام شما کرد تا از آن گوشت تازه بخورید و زیورها را بیرون آورید … .»

در این آیات دلیل یادآوری نعمت های الهی شناساندن آن ها به بشر، امر به استفاده از آن ها
«لتبتغوا من فضله» و شکرگزاری ذکر شده است. شکرگزاری در مقابل نعمت های الهی به این
است که آن ها را در مسیری که حق تعالی معین فرموده است به کار بریم. بر این اساس استفاده
عملی از امکانات طبیعی در خدمت اهداف الهی در می آید و بشر باید با استفاده مشروع از
امکانات فراهم آمده خداوندی جامعه انسانی را به سوی سعادت ابدی سوق دهد.

۸ـ بیان مبدأ پیدایش و نحوه تکوّن موجودات و پدیده ها

در برخی آیات کشف مبدأ خلقت و مراحل تکوّن بعضی از موجودات و پدیده های طبیعی مطرح
شده است.

از این آیات تشویق به فراگیری دانش طبیعی و کشف مبدأ آفرینش استفاده می شود؛ چرا
که کشف مبدأ خلقت و نیز اطلاع یافتن بر نحوه تکوین اشیا از ابزار مهمی است که انسان ها را به
مبدأ متعالی نزدیک می کند.

قرآن می فرماید:

«أو لم یر الذین کفروا أنّ السموات و الأرض کانتا رتقاً ففتقناهما و جعلنا من الماء کلّ
شی ء حیّ …»(۱۱)

«آیا کافران توجه نکردند که آسمان ها و زمین به هم پیوسته بودند و ما آن ها را از هم
جدا کردیم و هر چیز زنده ای را از آب قرار دادیم … .»

علامه طباطبایی قدس سره نوشته است:

«ما همواره مشاهده می کنیم که عناصر زمینی و جوی از یکدیگر منفصل می شوند.
انواع گیاهان از زمین جدا می شوند و حیوانات برخی از برخی منفصل می شوند
وصورت جدید هر مخلوق دارای آثاری جدید است. کرات آسمانی و زمین نیز ماده
هستند و احکام ماده بر آن ها جاری می شود. تکرار تولدها و انفصال ها ما را به این
نقطه می رساند که روزی همه زمین و کرات دیگر به هم پیوسته بوده اند و آسمان
وزمینی نبوده است. بعدها بر اثر تدبیری منظم، هر یک از موجودات فعلی از آن
مجموعه جدا شده و نظام فعلی آفرینش محقق شده است.»(۱۲)

قرآن می فرماید:

«أفلا ینظرون إلی الإبل کیف خلقت و إلی السماء کیف رفعت و إلی الجبال کیف نصبت
و إلی الأرض کیف سطحت»(۱۳)

«آیا به شتر نمی نگرند که چگونه آفریده شده و به آسمان که چگونه برافراشته شده
وبه کوه ها که چگونه برپا شده و به زمین که چگونه هموار شده است؟»

علامه طباطبایی نوشته است:

«قرآن از شتر یاد کرد؛ زیرا سوره غاشیه مکی است و مخاطب اولیه قرآن اعراب
بودند و شتر از ارکان زندگی آن ها به شمار می رفت. قرآن آنان را دعوت می کند که
خلقت شتر که همه روزه با آن سر و کار دارند را بنگرند که چگونه از ماده فاقد شعور
وحیات موجودی به این عجیبی و با این همه سودمندی ایجاد شده است. سپس به
آسمان بنگرند که ستارگان و ماه و خورشید به زیبایی آن را زینت داده اند و در بین
آسمان و زمین هوا این ماده حیاتی موجودات زنده قرار داده شده است و آن گاه به
کوه ها نظاره کنند که همانند میخی زمین را از لرزه بازمی دارند و زیر آن ها مخازن
آب ها و معدن هاست. هم چنین به خود زمین بنگرند که چگونه هموار شده و برای
زندگی بشر بر روی آن مناسب قرار داده شده است.»(۱۴)

قرآن هم چنین کیفیت شکل گرفتن ابرها و ایجاد باران و نقش بادها در آن را متذکر می شود
تا در نحوه ایجاد این مایه حیات که از آسمان نازل می شود تأمل کنند.

«اللّه الذی یرسل الریاح فتثیر سحاباً فیبسطه فی السماء کیف یشاء و یجعله کسفاً
فتری الودق یخرج من خلاله»(۱۵)

«خدایی که بادها را می فرستد و به وسیله آن ها ابر را بر می انگیزاند، پس ابر را هر طور
که بخواهد در آسمان می گستراند و آن را به صورت قطعه قطعه در می آورد، آن گاه
می بینی که قطرات باران از لابه لای ابرها خارج می شود.»

۹ـ بیان نظم، انسجام و هدفداری طبیعت

در بسیاری از آیات قرآن، وجود نظم، انسجام و هدفداری در طبیعت دلیلی بر حکمت خالق
حکیم ذکر شده است که در هدف سوم به آن اشاره کردیم. اکنون بر آن بیفزاییم که این آیات
افزون بر نشان دادن علم و حکمت الهی، فکر انسانی را به تأمّل در پدیده های طبیعی سوق
می دهد و به بشر می آموزد که حوادث طبیعی عالم را، تصادفی فرض نکنند و در پی کشف قوانین
منظم آن ها باشند.

کشف و نمودن نظم و انسجام و پیوند میان اعضای پیکره شکوهمند طبیعت یکی از
مسایل عمده طبیعت شناسی است و پیشرفت علوم، ناشی از کشف قوانین طبیعی و پرده
برداشتن از راز و رمزهای آن است. با توجه به چنین شناختی، دیگر انسان ها برای رسیدن به
آرزوها و آرمان های خود به انتظار تصادف و اتفاق نخواهند نشست و به ثمر رسیدن خواسته های
خود را در پیگیری آن ها از طریق قوانین طبیعی جست وجو خواهند کرد. خیال بافی و انتظار
بیهوده در بین آنان رواج نخواهد یافت و همگان کارهای خود را براساس نظم و انسجام پایه ریزی
خواهند کرد.

پس تأمل در آیات نظم الهی، افزون بر رهنمون شدن انسان به مبدأ علیم و حکیم، در
اصلاح فکر و عمل انسان نیز تأثیری به سزا خواهد داشت. فکر رسیدن به جامعه آباد و سالم بدون
تلاش جدی برای آن و به انتظار اعجاز و تصادف و خرق عادت نشستن در بین مردم وجود
نخواهد داشت و افراد جامعه اگر بفهمند که کارهای خدایشان از چه انسجام و اتقانی برخوردار
است، بدون شک زندگی را به بازیچه نخواهند گرفت.

اکنون نمونه ای ازاین قبیل آیات را بنگرید:

«و ما خلقنا السموات والأرض و ما بینهما لاعبین»(۱۶)

«ما آسمان ها و زمین و اشیای بین آن ها را به بازیچه نیافریدیم.»

«ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل تری من فطور»(۱۷)

«تو در خلقت خدای رحمان بی نظمی و نقصان نخواهی یافت، پس باز بنگر آیا خللی
در آن می بینی؟»

در برخی از آیات آمده است که برای سیر طبیعی حوادث مهلت معینی قرار داده شده است
و در برخی دیگر آمده است که خلقت اشیا و جریان امور طبیعت روی حساب می باشد (یعنی
دارای اندازه معین و میزان مشخص است) همانند:

«أو لم یتفکّروا فی أنفسهم ما خلق اللّه السموات و الأرض و ما بینهما إلاّ بالحقّ و أجل
مسمّی»(۱۸)

«آیا در پیش خود تفکر نکردند که خدا آسمان ها و زمین و اشیای بین آن ها را جز به
حق و برای مهلت معینی نیافریده است.»

«اللّه الذی رفع السموات بغیر عمد ترونها ثمّ استوی علی العرش و سخّر الشمس و
القمر کلّ یَجْری لأجل مسمّی»(۱۹)

«خدایی که آسمان ها را بدون ستونی که ببینید برافراشت، سپس به کار عرش
پرداخت و خورشید و ماه را مسخر ساخت که هر یک تا زمان معینی حرکت دارند.»

«الشمس و القمر بحسبان»(۲۰)

«خورشید و ماه روی حساب در گردش اند.»

«و إن من شی ء إلاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله إلاّ بقدر معلوم»(۲۱)

«خزاین همه چیز نزد ماست ولی ما جز به اندازه معین آن را نازل نمی کنیم.»

«و خلق کلّ شی ء فقدّره تقدیراً»(۲۲)

«همه چیز را آفرید و برای آن اندازه ای معین مقرر داشت.»

«و السماء رفعها و وضع المیزان»(۲۳)

«آسمان را برافراشت و میزان (عدل و نظم) را در عالم نهاد.»

«و أنبتنا فیها من کلّ شی ء موزون»(۲۴)

«در زمین از هر نوع گیاه موزون آفریدیم.»

از این دست آیات، وجود نظم در قوانین طبیعی اثبات شده و اساساً قوانین طبیعی در سایه
همین نظم مفهوم پیدا می کند، چرا که دانشمندان علوم طبیعی اگر به وجود نظم در طبیعت
معتقد نبودند به دنبال کشف قوانین طبیعت نمی گشتند.

۱۰ـ استفاده تمثیلی از طبیعت در قرآن کریم

بهره گیری از مَثَل در فرهنگ های مختلف رواج دارد. قرآن نیز برای اثبات و نمودن حقایقی از
مَثَل استفاده کرده است. مثلاً برای تبیین حالات منافقان و روشن کردن برنامه های مزورانه آنان
از مثل بهره جسته است.

قرآن برای منافقان دو مثال می زند:

الف: پس از بیان صفات و ویژگی های منافقان مثالی دقیق و گویا از حالات آنان ارائه
می کند. منافقان خود را زیرک و باهوش می پندارند و در پرتو روشنایی شعله ضعیفی که موقتاً
می افروزند می خواهند راه زندگی خود را ادامه دهند.

آنان همانند کسی هستند که در دل شبی ظلمانی آتشی افروخته تا در پرتو نور آن، راه را از
بیراهه بشناسند و به سر منزل مقصود برسند. ولی همین که شعله آتش اطراف آنان را روشن
ساخت خداوند آن را خاموش می سازد و در تاریکی رهایشان می سازد، به طوری که چیزی را
نبینند.

آنان فکر می کنند با این آتش مختصر می توانند با ظلمت ها پیکار کنند، اما ناگهان بادی
سخت بر می خیزد، یا باران درشتی فرو می ریزد و آتش به سردی و خاموشی می گراید و بار دیگر
در تاریکی وحشت زا سرگردان می شوند:

«مثلهم کمثل الذی استوقد ناراً فلمّا أضائت ما حوله ذهب اللّه بنورهم و ترکهم فی
ظلمات لا یبصرون»(۲۵)

ب: قرآن صحنه زندگی منافقان را به نحوه دیگری ترسیم می کند: شبی است تاریک
وظلمانی، پرخوف و خطر، باران به شدت می بارد، از کرانه های افق برق پرنوری می جهد، صدای
غرش وحشت زا و مهیب رعد نزدیک است پرده های گوش را پاره کند، انسان هایی بی پناه در این
دشت وسیع و ظلمانی حیران و سرگردان مانده اند، پناهگاهی ندارند و ظلمت اجازه نمی دهد
گامی به سوی مقصد بردارند:

«أو کصیّب من السماء فیه ظلمات و رعد و برق یجعلون أصابعهم فی آذانهم من
الصواعق حذر الموت …»(۲۶)

در این شرایط هولناک هر زمان که برق می زند و صفحه بیابان روشن می شود، چند گامی در
پرتو آن راه می روند ولی بلافاصله ظلمت بر آنان مسلط می شود و در جای خود متوقف می شوند.

قرآن هم چنین با بهره گرفتن از طبیعت، حالات و اعمال کافران را ترسیم کرده است:

الف: دریای خروشان و مواجی را در نظر بگیرید که بسیار ژرف است و می دانیم نور آفتاب
که قوی ترین نورهاست تا حد معینی در دریا نفوذ می کند و آخرین اشعه آن تقریباً در عمق
هفتصد متری محو و نابود می شود، به طوری که در اعماق بیشتر، تاریکی جاویدان
حکم فرماست. نیز می دانیم که آب اگر صاف و بدون تلاطم باشد نور را بهتر منعکس می کند، ولی
امواج متلاطم، شعاع نور را درهم می شکند و مقدار کمتری از آن به اعماق آب منتقل می شود.

اگر بر این امواج خروشان این موضوع را نیز اضافه کنیم که ابری تیره بر بالای آن ها سایه
افکنده باشد ظلمتی که از آن حاصل می شود، ظلمتی است فوق العاده متراکم؛ ظلمت اعماق آب
از یکسو، ظلمت امواج خروشان از سوی دیگر و ظلمت ابر تاریک از سوی سوم ظلماتی است که بر
روی یکدیگر قرار گرفته است و بدیهی است که در چنین ظلمتی نزدیک ترین اشیا قابل دیدن
نیست. حتی اگر انسان دست خود را نزدیک چشمش قرار دهد آن را نمی بیند.

قرآن کافران را که از نور ایمان بی بهره اند همچون کسی می داند که در چنین ظلمت
مضاعفی گرفتار شده باشند و اعمال زشت آنان را به تاریکی های مضاعف مثال زده است:

«أو کظلمات فی بَحْرٍ لجیّ یغشاه موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمات بعضها
فوق بعض إذا أخرج یده لم یکد یریها …»(۲۷)

«یا (اعمال کافران) همچون ظلماتی است در یک دریای پهناور که موج آن را
پوشانیده و بر فراز آن موج دیگری است و بر فراز آن ابری تاریک، ظلماتی است یکی
بر فراز دیگری، آن چنان که هرگاه دست خود را خارج کند ممکن نیست آن را
ببیند … .»

زمخشری نوشته است:

«اعمال کافران از آن جا که باطل است در تاریکی و تیرگی به ظلمات متراکم تشبیه
شده است.»(۲۸)

ب: بیابانی خشک و سوزان را در نظر بگیرید که کسی در آن گرفتار آمده به جای آب، به
دنبال سراب می دود و عاقبت از تشنگی جان می دهد. قرآن سعی و کوشش کافران را به تلاش
برای یافتن سراب تشبیه می کند.

«والذین کفروا أعمالهم کسراب بقیعه یحسبه الظمآن ماءاً حتّی إذا جائه لم یجده
شیئاً …»(۲۹)

«اعمال کافران همچون سرابی است در یک کویر که انسان تشنه آن را آب می پندارد
اما هنگامی که به سراغ آن می آید، چیزی نمی یابد.»

سراب از ریشه سَرَبَ به معنی راه رفتن در سراشیبی و سَرْب به معنی راه شیب دار است. به
همین مناسبت «سراب» به تلألؤیی می گویند که

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.