پاورپوینت کامل سیمای جامعه مطلوب در قلمرو بینش و گرایش ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل سیمای جامعه مطلوب در قلمرو بینش و گرایش ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل سیمای جامعه مطلوب در قلمرو بینش و گرایش ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل سیمای جامعه مطلوب در قلمرو بینش و گرایش ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
۵
زیربنای زندگی جامعه ها و تمدّن ها
جامعه ها و تمدّن های بشری هر کدام در مورد انسان، جهان و جهان آفرین دارای نوعی دیدگاه و
بینش اند. از دورترین کرانه های تاریخ بشر تا جهان معاصر، هیچ جامعه و تشکیلات و تمدّنی
بدون نوعی جهان بینی و باور در مورد انسان، جهان و آفریدگار هستی بر روی این سیّاره خاکی
پدید نیامده است.
هماره فطرت خداجو و اندیشه پویا و حسّ کنجکاوی انسان، از آغاز آفرینش و تشکیل
نخستین جامعه کوچک بشری به همراه او بوده و با نظاره پدیده های شگفت انگیز و نظامات
شگرف آفرینش او را به شناخت جهان هستی و هدفداری آن، به شناخت انسان و ویژگی ها و
جایگاه او در نظام آفرینش و به شناخت آفریدگار و سرچشمه این همه زیبایی و شگفتی و شکوه
رهنمون گشته است.
این همه اعجاب، هماره او را در برابر این پرسش های متنوع قرار داده است که: جهان و
پدیده ها و نظامات شگفت انگیز آن از کجاست؟ آیا این ها خود پدیده آمده اند و خود تدبیرگر
خویش اند یا پدید آورنده و برپا دارنده و تدبیرگری دانا و توانا و بی نیاز بر ورای این پدیده ها و
حرکت و شور و شعورهاست؟ و هدف از آفرینش این ها چیست؟
اگر جهان را آفریدگاری است، دارای چه صفات و ویژگی هایی است؟
آیا انسان می تواند به سوی او راهی بجوید یا نه؟ و رابطه شایسته و بایسته انسان با او چه
گونه است؟
انسان، این معمّای آفرینش چگونه موجودی است؟
نقاط قوّت و ضعف و ویژگی هایش، کدام است و هدف از آفرینش او چیست؟
باید خود را به کدام ارزش ها بیاراید؟ از کدامین آفت ها و خصلت ها بپیراید و فرجام کارش به
کجا خواهد انجامید؟
آیا او در پرتو ندای درونی فطرت، شعله فناناپذیر وجدان، مشعل فروزان خِرد و گوهر دانش
و بینش می تواند راه زندگی شایسته را از میان کوره راه ها دریابد یا نیازمند به پیام آسمانی و
برنامه انسان ساز و افتخارآفرین آفریدگار خویش است؟
قرآن در اندیشه طراحی و ساختن و آراستن دنیایی زیبا، خردمندانه، آزاد، آباد، با امنیت و
معنویتی است که برای این پرسش های اساسی و زیربنایی، شایسته ترین و دقیق ترین پاسخ ها را
بیابد. به همین جهت است که قرآن پیش از هر چیز، کار را از دهش شناخت و بینش درست به
انسان و ایجاد تحول مطلوب در دستگاه خرد و اندیشه او آغاز می کند و می کوشد تا آن را پرفروغ تر
سازد و موانع روشنگری آن – که آفت حیات پاک و خردمندانه و بشردوستانه است – را بزداید و آن
را بر غرایز و نیروهای درونی و برونی حاکم سازد ومدیریت جان و دنیای وجود فرد و جامعه را به
آن بسپارد.(۱)
از این رو به سوی غرایز و انگیزه های درونی و طبیعی انسان می رود، و آن ها را آن گونه که
هستند به دور از افراط و تفریط می پذیرد و تعدیل می کند و تلطیف می بخشد و به نیاز آن ها
پاسخی خردمندانه و سنجیده می دهد؛ چرا که هر کدام از آن ها را نیروها و ابزارهای حرکت و قیام
و موتور محرکه زندگی انسان به حساب می آورد و نردبان ترقی و اوج گرفتن او به پرفرازترین بام
گیتی؛ پس باید به رسمیت شناخته شده و گرامی شمرده شوند و وسیله رشد باشند و با مدیریت
خِرد و دانش و دین و تجربه های موفق سامان داده شوند، نه آن که بی مهار و بی هدف و بی برنامه
رها و یا سرکوب گردند.(۲)
در گام سوم، قرآن به خواسته های عالی انسان می اندیشد؛ به روح او، عواطف بشری،
وجدان، فطرت، کشش های اخلاقی و انسانی او و آن ها را شکوفا و بارور می سازد و دنیایی زیبا،
دوست داشتنی و پر از نیک بختی را برای وی رقم می زند.(۳)
با ویژگی هایی در بینش، گرایش، و منش و عمل که در ادامه، به مرور آن ها خواهیم
پرداخت:
سیمای جامعه مطلوب در قلمرو بینش
۱ـ همگرایی در جهان بینی
برخی از دانشمندان در راه پی افکندن طرح جامعه و بنیاد تمدّن، به موضوع ها و عواملی نظیر
عامل زبان و لغات، نژاد و خون، عامل جغرافیایی و منطقه ای، آداب و رسوم و سنت های ملّی،
نظام و حکومت واحد، منافع طبقاتی و صنفی و گروهی گرایش جسته و این ها را عامل وحدت و
یکپارچگی انسان ها و تشکیل جامعه موفق و پایدار نگریسته اند. البته بسیاری از جامعه های
کنونی نیز بر این اساس شکل گرفته و بسیاری از مشکلات و بحران ها نیز زاییده همین طرز
نگرش است.
امّا در جامعه مطلوب و مورد نظر قرآن، ضمن پیراستن این عوامل از بار منفی و تعصب انگیز
و صلح ستیز آن و جهت دهی خردمندانه و بهره وری شایسته و منطقی از آن ها در راه رشد صلح و
بهروزی انسان، به این عوامل به عنوان عامل همگرایی و وحدت و نزدیک ساز دل ها و جان ها
چندان بهایی داده نمی شود، بلکه جامعه مطلوب بیشتر بر پایه های تزلزل ناپذیر اندیشه و عقیده
و ایمان و جهان بینی اساسی و استوار قرآن بنیاد می گردد.
قرآن بر این واقعیت رهنمون است که زیربنای تفکر و اندیشه و روابط فردی و اجتماعی هر
جامعه ای، از جهان بینی آن برمی خیزد؛ همان گونه که معیارها و ملاک ها، ارزش ها و ضدّارزش ها،
برنامه ریزی ها و طرح های آن در میدان های مختلف اجتماعی، اقتصادی، صنعتی، سیاسی،
هنری و تشکیلاتی نیز همه و همه از جهان بینی سرچشمه می گیرد.
با این بیان، طبیعی است که جهان بینی های متفاوت و متضاد و ناهمگون و ناسازگار،
ناهماهنگی و تفرقه و درگیری های پایان ناپذیر و دردناکی را به بار می آورند و زندگی اجتماعی را
تلخ و ناگوار و پر ضایعه و گاه غیرقابل دوام و بقا می سازند.
بر این اساس است که قرآن در پی ریزی و بنیاد پایه های جامعه و ساختار آن، با رعایت
آزادی اندیشه و گرامیداشت حق سنجش و مقایسه و پاسداشت حق انتخاب برای افراد، به
همگرایی در اندیشه و عقیده و جهان بینی یگانه – با به رسمیت شناختن تنوع سلیقه ها و
اندیشه ها – اهمیّت می دهد تا از این رهگذر جامعه ای همگرا و یکپارچه و امتی منسجم و پایدار و
شرایطی هدفمند و حکیمانه پدید آورد و جهانی زیبا و هماهنگ با مجموعه نظام هستی بسازد
که این یکی از ویژگی های جامعه مطلوب و مورد نظر قرآن در قلمرو بینش است.
قرآن در انگیزش انسان به این جهت می فرماید:
«اِنَّ هذِهِ اُمَّتُکُمْ اُمَّهً واحِدَهً وَ اَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ»(۴)
«این است آیین شما که آیینی یگانه است، و من پروردگار شما هستم؛ از این رو
[تنها] مرا بپرستید.»
پس از نصب علایم راهنما و نشانه های جهت بخش در این راستا می فرماید:
«اَنَّ هذا صِراطی مُسْتَقیما فَاتَّبِعُوهُ وَلاتَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِه ذلِکُمْ
وَصّیکُمْ بِه لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»(۵)
«از این رو که راه راست و بی انحراف من این است، از آن پیروی کنید و از دیگر راه ها
نروید که شما را از راه او پراکنده و دور می سازد. این هاست که خدا شما را به آن
سفارش فرموده است، باشد که پروا پیشه سازید.»
۲ـ بینش خداجویانه
خداجویی، خداشناسی و خداپرستی در گستره اندیشه، زبان، منش و عمل، بنیادی ترین ویژگی
جامعه مورد نظر قرآن است؛ چرا که جامعه مطلوب قرآن از نظر جهان بینی، خدایی می اندیشد و
خدایی می نگرد و خدایی حرکت می کند.
قرآن انسان را به شناخت آفریدگار هستی، پرستش و رعایت قوانین و مقررات او فرا
می خواند، و به سوی آفریدگاری رهنمون است که کران تا کران هستی و پدیده های متنوع آن،
آفریده اوست؛ آفریدگاری که دانا و توانا، حکیم و فرزانه، شنوا و آگاه، عادل و گواه بر اعمال،
بلندمرتبه و پرشکوه، روزی دهنده و ارزانی دارنده نعمت ها، توبه پذیر و آمرزنده، پاداش دهنده و
کیفرکننده، بردبار و دوست داشتنی، غنی و بی نیاز، بخشاینده و نیکوکار، بی نظیر و بی مثال،
پیروز و مسلط بر همه چیز، جاودانه و فناناپذیر، مالک و حاکم بر هستی، نگاه دارنده و برپادارنده
موجودات، شکافنده هسته و رویاننده دانه و گیاه، حیات بخش و دریافت دارنده جان ها و
برانگیزاننده ارواح در آستانه رستاخیز است.
آفریدگاری که دارنده تمامی صفات کمال و جمال و سرچشمه همه والایی هاست و از همه
عیوب و نیازها و نقایص، پاک و پاکیزه است.(۶)
آفریدگاری که هستی را بر اساس نظم و حکمت و حساب و هدفداری آفریده و فرجام کارها
نیز به سوی اوست؛ همو که علاوه بر مجهّز ساختن انسان به فطرت خداجویی، وجدان اخلاقی و
مشعل فروزان خرد، پدیده وحی و رسالت را نیز به یاری انسان فرستاد تا راه شایسته و بایسته
زندگی را برای او روشن سازد.
براین باور است که هر پژوهشگری اگر به قرآن بنگرد و در آیات دلنشین آن بیندیشد، به
موضوع و برنامه ای برخورد نخواهد کرد که به خدا باز نگردد و با آفریدگار هستی ارتباطی
گسست ناپذیر نداشته باشد؛ خلقت موجودات، نور و ظلمت، حرکت اجرام کیهانی، تحوّلات
جوّی، دگرگونی های زمین و دریا، گردش شب و روز، تابش خورشید، ریزش باران، فرود دانه های
تگرگ، رویش گیاه و نبات، رشد درختان و زیبایی جنگل، رویش محصولات زراعی و شکوفایی و
طراوت مزارع و سرسبزی چمن، پیدایش حشرات و تنوّع حیوانات، اختلاف زبان ها و تفاوت
رنگ ها، آفرینش انسان و تغییر احوال او، خواب و بیداری، سلامت و بیماری، وسعت و ضیقِ
معیشت، جوانی و پیری، قوّت و ضعف، توالد و تناسل، زندگی و مرگ، حشر و نشر، هدایت و
ضلالت، دانش و حکمت، تزکیه و تربیت، جنگ و صلح، نزول فرشتگان و امدادهای غیبی به
پیامبران، یاریِ تقواپیشگان و طرد و رجم شیاطین، نهضت های آرمانی و نزول و فرود شریعت ها
و کتاب ها، تقنین قوانین و تنظیم مقررات زندگی و… همه و همه به خدا مرتبط است و همه به
سوی او باز می گردد و به او نسبت داده می شود و جامعه مطلوب و مورد نظر قرآن این گونه
می نگرد و از قرآن این گونه الهام و شناخت و بینش و فروغ می گیرد و چراغ زندگی بر می افروزد.
در قرآن و بینش خدایی جامعه مورد نظر آن، همه چیز و همه امور و شؤون، رنگ و نشان
خدایی دارد و صفات و نام های بلندآوازه آفریدگار هستی مبنای نظام تکوین و تشریع است و
اوست که علل و اسباب را پدید آورده و تدبیر می کند، و با این وصف هموست که انسان را به
سرنوشت فردی و خانوادگی و اجتماعی خویش حاکم ساخته است.
به آوای دل انگیز وحی دراین مورد گوش جان می سپاریم که می فرماید:
«اِلهُکُمْ اِلهٌ واحِدٌ لا اِلهَ اِلاّهُوَالرَّحْمانُ الرَّحیمُ»(۷)
«خدای شما، خدایی یگانه است؛ جز او خدایی نیست [و اوست ]بخشایشگر
مهربان.»
«فَآمِنُوا بِاللّهِ وَ رُسُلُهِ وَ لاتَقُولُوا ثَلاثَهٌ انْتَهُوا خَیْراً لَکُمْ اِنَّمَا اللّهُ اِلهٌ واحِدٌ سُبْحانَهُ اَنْ
یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ مَا فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الاَْرْضِ»(۸)
«به خدا و پیام آوران او ایمان بیاورید و نگویید [خدا] سه گانه است. [از این گفتار
شرک آلود، [آن گونه که برایتان بهتر است باز ایستید! جز این نیست که خدا، خدایی
یگانه است؛ منزّه است از این که برایش فرزندی باشد؛ آنچه در آسمان ها و آنچه در
زمین است تنها از آنِ اوست؛ و خدا [تدبیرگر و [کارسازی بسنده است.»
«قُلْ هذِهِ سَبِیلِی أَدْعُوا إِلَی اللّهِ عَلی بَصِیرَهٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِی وَ سُبْحانَ اللّهِ وَ ما أَنَا مِنَ
الْمُشْرِکِینَ»(۹)
«[هان ای پیامبر به آنان] بگو: این است راه من، که من و کسی که [راه آسمانی مرا گام
سپرد و [مرا پیروی کرد بر اساس بینشی [روشن و روشنگر، مردم را] به سوی خدا
فرا می خوانیم و [به هوش باشید که] خدا پاک [و منزّه] است، و من از شرک گرایان
نیستم.»
«فَإِلهُکُمْ اِلهٌ واحِدٌ فَلَهُ اَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتینَ اَلَّذینَ اِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ
الصّابِرینَ عَلی ما اَصابَهُمْ وَ الْمُقیمِی الصَّلوهِ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ»(۱۰)
«پس [بدانید که] خدای شما خدایی یگانه است، از این رو [تنها ]در برابر [فرمان و
مقررات ]او گردن گذارید و [تو ای پیامبر ما! ]فروتنان را نوید [نجات و رستگاری[
ده. همانان که وقتی خدا [به شکوه و عظمت] یاد شود دل هایشان می ترسد، و آنان که
بر آنچه به آنان برسد شکیبایند و نماز را هماره به پا می دارند و از آنچه روزی آنان
ساخته ایم انفاق می کنند.»
۳ـ آینده نگری و آینده سازی
بیشتر انسان ها فرزندان حال هستند و در زمان حال زندگی می کنند؛ به آن چه هم اکنون دارند
دلخوش هستند و به آینده نگری و دوراندیشی و آینده سازی، چندان شور و شوقی نشان
نمی دهند. جامعه ها و حکومت هایی هم که در زمان ماضی می اندیشند و در زمان ماضی زندگی
می کنند، کم نیستند.
در این میان آن جامعه ها و تمدّن ها و نظام های خردورزی که به راستی به آینده، آن هم
آینده دور بیندیشند و آینده ساز و فرصت آفرین باشند بسیار اندک اند. جامعه مطلوب و مورد نظر
قرآن در قلمرو بینش، جامعه ای است دوراندیش، ژرف نگر، آینده بین، آینده شناس، آینده ساز و
فرصت آفرین.
جامعه آینده ساز
جامعه مطلوب و مورد نظر قرآن، جامعه ای آینده نگر و آینده ساز است. هم می کوشد تا زندگی این
جهان را به شایسته ترین صورت ممکن سامان دهد، و هم وسیله ساختن زندگی آن جهان را
تأمین کند.
ویژگی های جامعه مطلوب قرآن به قرار زیر است:
الف ـ با الهام از قرآن و روایات، مرگ را نه تنها فنا و نابودی مطلق و پایانِ همه چیز نمی نگرد
و از آن نمی هراسد، بلکه آن را ولادتی جدید، انتقال به جهان دیگر، خواب عمیق و آن گاه بیداری
همیشگی، و گام نهادن به جهانی وسیع و پهناور و پرگشودن به آسمان بی کرانه زندگی ارزیابی
می کند.
«فَما الْمَوْتُ اِلاّ قَنْطَرَهٌ تَعْبُرُ بِکُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرّاءِ اِلیَ النَّعِیمِ الّدائِمَه وَ الْجَنانِ
الْواسِعَهِ … .»(۱۱)
به انسان هشدار می دهد که به هوش باشد و در کمند مظاهر فریبای دنیا اسیر نگردد و آن ها
را وسیله آزادگی و نیک بختی و آسایش سازد، نه آن که به خدمتشان درآید و بردگی آنان را گردن
نهد.
«الدُّنْیَا دَارُ مَمَرٍّ لَا دَارُ مَقَرٍّ وَ النَّاسُ فِیهَا رَجُلَانِ رَجُلٌ بَاعَ فِیهَا نَفْسَهُ فَأَوْبَقَهَا وَ رَجُلٌ ابْتَاعَ
نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا.»(۱۲)
«دنیا خانه ای است که از آن بگذرند، نه جایی که در آن به سر برند، و مردم آن دو
گونه اند: یکی آن که خود را فروخت و خویش را به تباهی انداخت، و دیگری آن که
خود را خرید و آزاد ساخت.»
ب ـ جامعه مطلوب، زندگی این جهان را مزرعه و کشتگاه آن جهان، انسان ها و جامعه ها را،
زارع و باغبان، نیت ها و عمل کردها را بذر و دانه و نهال، و امکانات و نعمت ها و فرصت های
خدادادی را بارانی زندگی ساز ارزیابی می کند که بر آن ها می بارد و محصول این مزرعه به طور
کامل در جهان دیگر چیده می شود و بر این باور است که هر کس و هر جامعه و تمدّنی، بذرش
خالص تر و مرغوب تر و بذرافشانی اش گسترده تر و حساب شده تر و تلاش و کارایی اش بیشتر
باشد، میوه و شکوفه و گل اش افزون تر، و خرّمی و سرسبزی و طراوت بوستان و مزرعه اش بیشتر و
پردوام تر خواهد بود، و هر جامعه ای در اندیشه و نیت و گفتار و عمل ناشایسته تر و ساده اندیش تر
و ناخالص تر باشد، ثمره و برداشت او کم تر یا تلخ و ناگوار و شوم تر خواهد بود.
«مَثَلُ الَّذینَ یُنْفِقُونَ اَمْوالَهُمْ فی سَبیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ اَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فی کُلِّ
سُنْبُلَهٍ مائَهُ حَبَّهٍ وَاللّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ وَاللّهُ واسِعٌ عَلیمٌ* اَلَّذینَ یُنْفِقُونَ اَمْوالَهُمْ فی
سَبیلِ اللّهِ ثُمَّ لایُتْبِعُونَ ما اَنْفَقُوا مَنَّاً وَلا اَذیً لَهُمْ اَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ
وَلاهُمْ یَحْزَنوُنَ»(۱۳)
«وصف [بخشش] کسانی که دارایی های خود را در راه خدا انفاق می کنند، به سان
وصف دانه ای است که هفت خوشه رویانیده و در هر خوشه ای یکصد دانه است، و خدا
برای هر که بخواهد، [آن را [چند برابر می سازد، و خدا گشاینده و دانا است. آنان که
دارایی های خویش را در راه خدا انفاق می کنند، آن گاه از پی آنچه انفاق نموده اند، نه
منّتی می گذارند و نه آزاری می رسانند، پاداششان نزد پروردگارشان [محفوظ[
است؛ و آنان نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می شوند.»
پ ـ جامعه مطلوب قرآن، اندیشه ای از افق محدود این جهان فراتر و جهان های وسیع تری
را در برابر خویش می نگرد. این جهان را زودگذر و سرگرمی ناپایدار می بیند و سرای دیگر را
فناناپذیر و جاودانه.(۱۴)
«دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَهٌ وَ بِالْغَدْرِ مَعْرُوفَهٌ لَا تَدُومُ أَحْوَالُهَا وَ لَا یَسْلَمُ نُزَّالُهَا أَحْوَالٌ مُخْتَلِفَهٌ وَ
تَارَاتٌ مُتَصَرِّفَهٌ الْعَیْشُ فِیهَا مَذْمُومٌ وَ الْأَمَانُ مِنْهَا مَعْدُومٌ وَ إِنَّمَا أَهْلُهَا فِیهَا أَغْرَاضٌ
مُسْتَهْدَفَهٌ تَرْمِیهِمْ بِسِهَامِهَا وَ تُفْنِیهِمْ بِحِمَامِهَا.»(۱۵)
«دنیا خانه ای است فراگرفته بلا، شناخته به بی وفایی و دغا. نه یک حال پایدار است و
نه مردم آن از سلامت برخوردار. دگرگونی پذیرد، رنگی دهد و رنگِ دیگر گیرد.
زندگی در آن ناباب است، و ایمنی در آن نایاب، و مردم دنیا نشانه هایند که آماجشان
سازد. تیرهای خود به آنان افکند و به کام مرگشان دراندازد.»
زندگی این جهان را توأم با دردسر و دلهره و پر از تضادّ و تزاحم می نگرد و سرای آخرت را
خالص از دهشت، وحشت و عاری از تضادّ و تزاحم.
زندگی این جهان را کالای ناچیز، متاع اندک و خواب و خیال فناپذیر می نگرد و سرای ابدی
را حیات خالص و جاودانه.
زندگی این جهان را با همه زیبایی هایش قطره ای در برابر اقیانوس حیات دیگر می نگرد.
«اَرَضیتُمْ بِالْحَیوهِ الدُّنْیا مِنَ الْاخِرَهِ فَما مَتاعُ الْحَیوهِ الدُّنْیا فِی الْاخِرَهِ اِلاّ قَلیلٌ»(۱۶)
«آیا به جای [سرای جاودانه] آخرت به زندگی این جهان دل خوش داشته اید؟! پس
[به هوش باشید] که کالا و [بهره وری ]زندگی این جهان در برابر [سرای ]آخرت جز
اندکی نیست.»
ت ـ جامعه مطلوب، این جهان را سرای آزمون و تربیت و پرورش می نگرد، نه سرای
بیهودگی و فرصت سوزی؛ هم زیبایی ها و مواهب این جهان را می خواهد و هم مواهب و
نعمت های سرای دیگر را. آبرو و اعتبار و وجاهت این جا و آن جا را طالب است، اما در مقام تضادّ و
به هنگامه تصمیم، آن را نگاه می دارد و این را وسیله آن می سازد.
جامعه مطلوب این جا را سرای راستی برای راست گویان، سرای درستی برای درستکاران،
خانه تندرستی برای دنیاشناسان، خانه بی نیازی برای توشه گیران، خانه پند و اندرز برای
پندآموزان، تجارت خانه و بازار دوستان خدا، نیایشگاه شیفتگان حق، نمازگاه فرشتگان، سرای
فرود وحی و سرای آزمون می نگرد، که در آن مهر و رحمت خدا را به دست می آورند و بهشت
پرنعمت و زیبای او را سود می برند.
«إِنَّ الدُّنْیَا دَارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا وَ دَارُ عَافِیَهٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا وَ دَارُ غِنًی لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا وَ
دَارُ مَوْعِظَهٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِهَا مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلَّی مَلَائِکَهِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْیِ اللَّهِ وَ
مَتْجَرُ أَوْلِیَاءِ اللَّهِ اکْتَسَبُوا فِیهَا الرَّحْمَهَ وَ رَبِحُوا فِیهَا الْجَنَّهَ … .»(۱۷)
با همه وجود مراقب و هوشیار است تا تدبیری بیندیشد و با برنامه ای زندگی کند که آخرت و
نیک بختی جاودانه آن را به دست آورد و دچار زیان و خسران نگردد.(۱۸)
«الدُّنیا سَوقٌ، رَبِحَ فِیْها قَوْمٌ وَ خَسِرَ فِیْها آخَرُون.»(۱۹)
«دنیا به منزله بازاری است؛ گروهی در آن سود بردند و گروهی زیان کردند.»
ث ـ جامعه مطلوب و محبوب قرآن، جامعه ای است که زندگی این جهان را، بسان جهش
برق و درخشش نور، بسان شعله ای در برابر باد، حبابی بر روی آب، غباری در مسیر طوفان، راهی
برای گذر، پلی برای عبور، سایه ای زوال پذیر، ساعتی زودگذر، کالا و بهره ای ناچیز، دریایی ژرف و
پرخطر، سرایی همراه درد و رنج ارزیابی می کند و جهان دیگر را سرای قرار و آرامش، و نعمت ها و
مواهب آن را برای کسانی که آینده را بسازند، پایدار می نگرد.
«یَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَهَ هِیَ دَارُ الْقَرَارِ»(۲۰)
«ای قوم من! جز این نیست که این زندگی دنیا کالایی [بی مقدار] است و بی گمان
آخرت همان سرای آرامش [و نیک بختی] است.»
ج ـ جامعه ای است که عشق بدین سرا و پرستش آن را سرچشمه فتنه ها و گناهان، باعث
کوری و کری دل و جان، موجب ذلّت و اسارت، تباه کننده خرد و فطرت و وجدان، و فراهم آورنده
آتش دوزخ و برافروزنده آن می نگرد،(۲۱) و بر این باور است که نباید آن را جاودانه پنداشت، بدان
مغرور و فریفته شد، بدان مطمئن گشت، بدان تکیه و اعتماد کرد، سرای آخرت را بدان مبادله
کرد، نباید خود را برده آن ساخت، زندانی آن نمود و وجهه همّت خود قرار داد.
نباید بر آن و بر دنیاداران تعظیم کرد، و آینده نگری و ژرف اندیشی حکم می کند که باید دنیا
را وسیله و نردبان و مزرعه آخرت پنداشت، نه هدف و زندان خویشتن.
«فَلْیَتَزَوَّدِ الْعَبْدُ مِن دُنیاهُ لِآخِرَتهِ وَ مِن حَیاتِهِ لِمَوْتِهِ وَ مِنْ شَبابِهِ لِهرَمِهِ، فَانَّ الدُّنیا
خُلِقَتْ لَکُمْ وَ اَنْتُم خُلِقْتُم لِلْآخِرَهِ.»(۲۲)
ح ـ جامعه مورد نظر قرآن، زندگی این جهان را بدون جهان دیگر، پوچ و بی هدف و بی معنی
می نگرد.
«أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنَا لاَتُرْجَعُونَ»(۲۳)
«آیا [چنین] پنداشتید که ما شما را بیهوده آفریده ایم و به سوی ما باز گردانیده
نخواهید شد!»
خ ـ جامعه مطلوب، این جهان و نظام شگرف آن را که همه چیز آن بر اساس حساب و
اندازه گیری و نظم بهت آور و هدفداری و حکمت است، پرتو و قطره ای از حیات ابدی و نشانگر
زندگی جهانی دیگر می نگرد که جهان عدالت و حساب و کتاب و پاداش و کیفر است و عدالت خدا
آن را لازم می نماید.
«إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّاتِ النَّعِیمِ أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِینَ کَالُْمجْرِمِینَ ما لَکُمْ کَیْفَ
تَحْکُمُونَ»(۲۴)
«بی گمان برای پرواپیشگان نزد پروردگارشان باغ های پرنعمت [بهشت ]است. پس
آیا فرمانبرداران را چون [قانون شکنان و] بدکاران قرار خواهیم داد؟ شما را چه شده
است؟! [راستی [چگونه داوری می کنید؟»
چ ـ این جهان را هدفدار، و هدف را تکامل همه جانبه انسان ارزیابی می کند که بدون وجود
جهانی دیگر بی معنا و بی هدف جلوه می نماید و همه چیز معمّا می گردد.
«وَ ما خَلَقْتُ الجِنَّ وَالإِنْ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 